معروف است که روزی شخصی به خیام خردمند، که دوران کهنسالی را پشت سر می گذاشت گفت : شما به یاد دارید دقیقا پدر بزرگ من ، چه زمانی درگذشت ؟! خیام پرسید : این پرسش برای چیست ؟
آن جوان گفت : من شاید خیری برای اقوام و دوستان خودم نداشته باشم اما تاریخ درگذشت همه خویشانم را بدست آورده ام و می خواهم روز وفات آنها بروم گورستان و برایشان دعا کنم و خیرات دهم و...
خیام خندید و گفت : آدم بدبختی هستی ! خداوند تو را فرستاده تا شادی بیافرینی و دست زندگان و مستمندان را بگیری تا در سختی و مشقت نمیرند حال تو فقط به دنبال مردگانت هستی ؟!..
بعد پشتش را به او کرد و گفت مرا با مرده پرستان کاری نیست و از او دور شد .
ارد بزرگ میگوید : "کاویدن در غم ها ما را به خوشبختی نمی رساند"
در جایی دیگر نیز میگوید : "آنکه ترانه زاری کشت میکند ، تباهیدن زندگی اش را برداشت میکند"
امیدوارم همه ما ارزش زندگی را بدانیم و برای شادی هم بکوشیم نه اسیر در غم و گریه و عزا...
📚 @PDFsCom
آن جوان گفت : من شاید خیری برای اقوام و دوستان خودم نداشته باشم اما تاریخ درگذشت همه خویشانم را بدست آورده ام و می خواهم روز وفات آنها بروم گورستان و برایشان دعا کنم و خیرات دهم و...
خیام خندید و گفت : آدم بدبختی هستی ! خداوند تو را فرستاده تا شادی بیافرینی و دست زندگان و مستمندان را بگیری تا در سختی و مشقت نمیرند حال تو فقط به دنبال مردگانت هستی ؟!..
بعد پشتش را به او کرد و گفت مرا با مرده پرستان کاری نیست و از او دور شد .
ارد بزرگ میگوید : "کاویدن در غم ها ما را به خوشبختی نمی رساند"
در جایی دیگر نیز میگوید : "آنکه ترانه زاری کشت میکند ، تباهیدن زندگی اش را برداشت میکند"
امیدوارم همه ما ارزش زندگی را بدانیم و برای شادی هم بکوشیم نه اسیر در غم و گریه و عزا...
📚 @PDFsCom
❤1
📎 #_یک_تکه_کتاب
نیچه اغلب از «دوست داشتن سرنوشت» سخن میگفت.
منظورش این بود که بشر میتواند مستقیما با سرنوشت رویاروی شود، آن را بشناسد، شهامت به خرج دهد، آن را بنوازد، به چالش کشد، با آن بستیزد و به آن عشق بورزد.
با اینکه ما «ارباب سرنوشت خویشیم»، جملهای متکبرانهست، ولی ما را از قربانی سرنوشت بودن محافظت میکند. ما حقیقتا در آفرینش سرنوشتمان دخیلیم.
📕 کتاب : عشق و اراده
✍ اثر : #رولو_می
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/6779
📚 @PDFsCom
نیچه اغلب از «دوست داشتن سرنوشت» سخن میگفت.
منظورش این بود که بشر میتواند مستقیما با سرنوشت رویاروی شود، آن را بشناسد، شهامت به خرج دهد، آن را بنوازد، به چالش کشد، با آن بستیزد و به آن عشق بورزد.
با اینکه ما «ارباب سرنوشت خویشیم»، جملهای متکبرانهست، ولی ما را از قربانی سرنوشت بودن محافظت میکند. ما حقیقتا در آفرینش سرنوشتمان دخیلیم.
📕 کتاب : عشق و اراده
✍ اثر : #رولو_می
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/6779
📚 @PDFsCom
منتظر مردی نباش كه باهات كنار بياد. اين اشتباهيه كه خيلی از زنها دچارش میشن. تو خودت خوشبختیرو پيدا كن.
📕 کتاب : مرگ خوش
✍ اثر : #آلبر_کامو
📚@PDFsCom
📕 کتاب : مرگ خوش
✍ اثر : #آلبر_کامو
📚@PDFsCom
👍4
انسان برای بدست آوردنِ دارایی، خود را میفروشد تا آنچه دیگری دارد را صاحب شود. ولی هیچ وقت نمیفهمد که هرچه بیشتر به دست میآورد، از خودش کمتر باقی میماند.
📚 قدم اول
👤 مارک
📚 @PDFsCom
📚 قدم اول
👤 مارک
📚 @PDFsCom
👍2
کاترین: از حرفهای من ناراحت نشو ما هردو یکی هستیم نباید عمدا بین خودمون سوءتفاهم به وجود بیاریم.
فردریک: چه جوری؟
کاترین: آدمهایی که همدیگر رو دوست دارند مخصوصا بین خودشون سوءتفاهم بوجود میارند و دعوا می کنند بعد یهو می بینند که دیگه همدیگر رو دوست ندارند.
فردریک: ما دعوا نمی کنیم.
کاترین: نباید هم دعوا کنیم چون اگر توی این دنیا اتفاقی بین منو تو بیفته همدیگرو از دست میدیم، اونوقت میفتیم دست دیگران ...!
📕 وداع با اسلحه
✍🏻 #ارنست_همینگوی
📚 @PDFsCom
فردریک: چه جوری؟
کاترین: آدمهایی که همدیگر رو دوست دارند مخصوصا بین خودشون سوءتفاهم بوجود میارند و دعوا می کنند بعد یهو می بینند که دیگه همدیگر رو دوست ندارند.
فردریک: ما دعوا نمی کنیم.
کاترین: نباید هم دعوا کنیم چون اگر توی این دنیا اتفاقی بین منو تو بیفته همدیگرو از دست میدیم، اونوقت میفتیم دست دیگران ...!
📕 وداع با اسلحه
✍🏻 #ارنست_همینگوی
📚 @PDFsCom
👍2❤1
شتر دیدی ندیدی ...
مردی در صحرا بدنبال شترش می گشت تا اینکه به پسر با هوشی برخورد . سراغ شتر را از او گرفت .
پسر گفت : شترت یک چشمش کور بود؟ مرد گفت: بله .
پسر پرسید : آیا یک طرف بار شیرین و طرف دیگرش ترش بود ؟ مرد گفت : بله .
حالا بگو شتر کجاست ؟ پسر گفت من شتری ندیدم .
مرد ناراحت شد و فکر کرد که شاید این پسر بلائی سر شتر او آورده و پسرک را نزد قاضی برد و ماجرا را برای قاضی تعریف کرد .
قاضی از پسر پرسید . اگر تو شتر را ندیدی چطور مشخصات او را درست داده ای ؟
پسرک گفت : در راه ، روی خاک اثر پای شتری دیدم که فقط سبزههای یک طرف را خورده بود . فهمیدم که شاید شتر یک چشمش کور بود .
بعد دیدم در یک طرف راه مگس بیشتر است و یک طرف دیگر پشه بیشتر است.
و چون مگس شیرینی دوست دارد و پشه ترشی را نتیجه گرفتم که شاید یک لنگه بار شتر شیرینی و یک لنگه دیگر ترشی بوده است .
قاضی از هوش پسرک خوشش آمد و گفت : درست است که تو بی گناهی ولی زبانت باعث دردسرت شد .
پس از این به بعد شتر دیدی ، ندیدی !!
این مثل هنگامی کاربرد دارد که پرحرفی باعث دردسر می شود .
آسودگی در کم گفتن است و چکار داری که دخالت کنی ، شتر دیدی ندیدی و خلاص
📚 @PDFsCom
مردی در صحرا بدنبال شترش می گشت تا اینکه به پسر با هوشی برخورد . سراغ شتر را از او گرفت .
پسر گفت : شترت یک چشمش کور بود؟ مرد گفت: بله .
پسر پرسید : آیا یک طرف بار شیرین و طرف دیگرش ترش بود ؟ مرد گفت : بله .
حالا بگو شتر کجاست ؟ پسر گفت من شتری ندیدم .
مرد ناراحت شد و فکر کرد که شاید این پسر بلائی سر شتر او آورده و پسرک را نزد قاضی برد و ماجرا را برای قاضی تعریف کرد .
قاضی از پسر پرسید . اگر تو شتر را ندیدی چطور مشخصات او را درست داده ای ؟
پسرک گفت : در راه ، روی خاک اثر پای شتری دیدم که فقط سبزههای یک طرف را خورده بود . فهمیدم که شاید شتر یک چشمش کور بود .
بعد دیدم در یک طرف راه مگس بیشتر است و یک طرف دیگر پشه بیشتر است.
و چون مگس شیرینی دوست دارد و پشه ترشی را نتیجه گرفتم که شاید یک لنگه بار شتر شیرینی و یک لنگه دیگر ترشی بوده است .
قاضی از هوش پسرک خوشش آمد و گفت : درست است که تو بی گناهی ولی زبانت باعث دردسرت شد .
پس از این به بعد شتر دیدی ، ندیدی !!
این مثل هنگامی کاربرد دارد که پرحرفی باعث دردسر می شود .
آسودگی در کم گفتن است و چکار داری که دخالت کنی ، شتر دیدی ندیدی و خلاص
📚 @PDFsCom
سه روز پيش خواجه كمال هروى، بازرگان معروف را ديدم، از خانه يكى از بزرگان شهر مى آمد. آشفته بود. علت را پرسيدم
گفت: همه میدانند که من مدتهاست گرفتار یک عارضهی مزاجی هستم که گاه بیاختیار بادی از من خارج میشود. درگذشته که مال و نعمتم سرجایش بود،وقتی این اتفاق میافتاد، اطرافیان میگفتند عافیت باشد، عطسه سلامتی است و دعای عطسه میخواندند و برخی هم آنرا تبرک میدانستند !
امروز که درمانده و مستاصل به تقاضای وامی به خانهی این بزرگ رفته بودم، از قضا بادی ناخواسته از من خارج شد. چند نفر از حاضران که درگذشته آنرا عطسه سلامتی میدانستند، زبان به تعرض و حتی فحاشی گشودند که پیرِ خِرفت شرم نمیکنی در جمع ما محترمین گوز میدهی ؟! هرچه جزع و فزع کردم که ناخواسته بوده کسی گوش نکرد !
📕 از كتاب "حافظ ناشنیده پند"
📚 @PDFsCom
گفت: همه میدانند که من مدتهاست گرفتار یک عارضهی مزاجی هستم که گاه بیاختیار بادی از من خارج میشود. درگذشته که مال و نعمتم سرجایش بود،وقتی این اتفاق میافتاد، اطرافیان میگفتند عافیت باشد، عطسه سلامتی است و دعای عطسه میخواندند و برخی هم آنرا تبرک میدانستند !
امروز که درمانده و مستاصل به تقاضای وامی به خانهی این بزرگ رفته بودم، از قضا بادی ناخواسته از من خارج شد. چند نفر از حاضران که درگذشته آنرا عطسه سلامتی میدانستند، زبان به تعرض و حتی فحاشی گشودند که پیرِ خِرفت شرم نمیکنی در جمع ما محترمین گوز میدهی ؟! هرچه جزع و فزع کردم که ناخواسته بوده کسی گوش نکرد !
📕 از كتاب "حافظ ناشنیده پند"
📚 @PDFsCom
❤1
همانطور که عرفا برای رسیدن به مقام معنوی خود نیاز به پیر دارند در این گروه ها افراد بالاتر از شما این نقش را به عهده دارند و شما پس از رسیدن به طبقات بالاتر استادی بالاتر را انتخاب می کنید و این فرد با قبول هزینه ای سعی می کند به شما رموز را بیاموزد
#معرفی_کتاب
📕کتاب: آرزوی تو دستور توست
✍🏻اثر : #کوین_ترودو
لینک ودانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/3805
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕کتاب: آرزوی تو دستور توست
✍🏻اثر : #کوین_ترودو
لینک ودانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/3805
📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
اگر بخواهید در زندگی به زور کسی یا چیزی را بدست بیاورید، نشانه ی آن است که آن شخص یا آن چیز موهبت شما نیست. آنچه را که به زور به چنگ آورید، برای نگاه داشتن اش نیز باید بجنگید. 🎧 #کتاب_صوتی : چشم دل بگشا ✍ اثر: #کاترین_پاندر 🎙: قسمت: مقدمه_اول 📚 @PDFsCom
هرگاه جویای ثمرهای هستید و هنوز به آن نرسیدهاید، معمولا در ذهن و تن و امور یا روابطتان چیزی هست که باید از آن دست بکشید و رها یا حذفش کنید. مادامی که فرایند حذف را به تعویق اندازید، ثمرات دلخواهتان را به تعویق انداختهاید
🎧 #کتاب_صوتی : چشم دل بگشا
✍ اثر: #کاترین_پاندر
🎙: قسمت: دوم
📚 @PDFsCom
🎧 #کتاب_صوتی : چشم دل بگشا
✍ اثر: #کاترین_پاندر
🎙: قسمت: دوم
📚 @PDFsCom
ما روياها و آرزوهايی داريم … همه ما در اعماق روح خود مي خواهيم باور كنيم كه دارای موهبت خاصي هستيم، می توانيم تغيير و تفاوتی ايجاد كنيم، می توانيم به طريق خاصي در ديگران نفوذ كنيم و می توانيم جهان فعلي را به صورت دنيای بهتری درآوريم.
📕 کتاب : ده رمز موفقیت
✍ اثر : #آنتونی_رابینز
📚 @PDFsCom
📕 کتاب : ده رمز موفقیت
✍ اثر : #آنتونی_رابینز
📚 @PDFsCom
👍1
زنان نه تنها در شرایط سخت روحی از تحمل بالایی برخوردارند بلکه دردهای جسمی را نیز بیشتر تحمل میکنند.
زنان به سبب اینکه از نظر حس لامسه حساس ترند درد را شدیدتر درک میکنند.
اما چرا تحمل درد برای زنان راحت تر است؟!
زیرا طبیعت زنان را برای آماده سازی و پرورش بوجود آورده است.
تئو لانگ در کتاب تفاوت زنان و مردان مینویسد: بهتر است بجای جمله "مرد باش" که برای آرام کردن کسی که از درد مینالد بکار می بریم، بگوییم "زن باش".
📕پنجاه دلیل برای اینکه چرا زن بودن محشر است.
👤#ژاکلین_شانون
📚 @PDFsCom
زنان به سبب اینکه از نظر حس لامسه حساس ترند درد را شدیدتر درک میکنند.
اما چرا تحمل درد برای زنان راحت تر است؟!
زیرا طبیعت زنان را برای آماده سازی و پرورش بوجود آورده است.
تئو لانگ در کتاب تفاوت زنان و مردان مینویسد: بهتر است بجای جمله "مرد باش" که برای آرام کردن کسی که از درد مینالد بکار می بریم، بگوییم "زن باش".
📕پنجاه دلیل برای اینکه چرا زن بودن محشر است.
👤#ژاکلین_شانون
📚 @PDFsCom
👍1
📎 #_یک_تکه_کتاب
آخرین ماموریت هرکول این بود که به عالم اموات برود و سِربِروس(سگ هادس) را به روشنایی روز بیاورد؛ یا بهقول جفری چاوسر، در «قصهی صومعه نشین»: "او، سربروس، سگ پاسبان جهنم، را بیرون بیاورد"
زاخاری گری، نویسنده انگلیسی قرن هجدهم، در تفسیری بر کتاب "اودیبراس" ماموریت هرکول را چنین تعبیر میکند:
"مقصود از این سگ سه سر: گذشته، حال و آینده انسان است؛ زمان که همیشه همه چیز را میگیرد و میبلعد. هرکول بر او فائق میآید؛ و این بدان معناست که همیشه اعمال متهورانه بر زمان پیروز میشوند زیرا این اعمال همیشه در خاطرهی آیندگان زنده است."
📕 کتاب : موجودات خیالی
✍ اثر : #بورخس
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/6881
📚 @PDFsCom
آخرین ماموریت هرکول این بود که به عالم اموات برود و سِربِروس(سگ هادس) را به روشنایی روز بیاورد؛ یا بهقول جفری چاوسر، در «قصهی صومعه نشین»: "او، سربروس، سگ پاسبان جهنم، را بیرون بیاورد"
زاخاری گری، نویسنده انگلیسی قرن هجدهم، در تفسیری بر کتاب "اودیبراس" ماموریت هرکول را چنین تعبیر میکند:
"مقصود از این سگ سه سر: گذشته، حال و آینده انسان است؛ زمان که همیشه همه چیز را میگیرد و میبلعد. هرکول بر او فائق میآید؛ و این بدان معناست که همیشه اعمال متهورانه بر زمان پیروز میشوند زیرا این اعمال همیشه در خاطرهی آیندگان زنده است."
📕 کتاب : موجودات خیالی
✍ اثر : #بورخس
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/6881
📚 @PDFsCom
لوسی نماد عشق است. عشقی که ابتدا عشق زمینی است و تنها به سبب تعلق جسمانیاش به معشوق تن به چنین شکنجهای میدهد و آنگاه که حیثیت خود را در راه این عشق فدا میکند ماهیت عشق نیز برای او تغییر مییابد و به عشقی بزرگتر، شاید به نحوی یک عشق معنوی تبدیل میشود و آن عشق وی به آرمان و عقیدهاش است.
📕 کتاب : مردگان بی کفن و دفن
✍ اثر : #ژان_پل_سارتر
📚 @PDFsCom
📕 کتاب : مردگان بی کفن و دفن
✍ اثر : #ژان_پل_سارتر
📚 @PDFsCom
❤1👍1
Forwarded from BOOK | کتاب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خانه تکانی ها نزدیک است
لیست کارهایی که باید انجام دهید
1-پاک کردن غم گذشته
2-دور ریختن کینه
3-شستن افکارمنفی
4-چیدن عشق درطاقچه
5-سبزکردن مهر
6-خرید شادی و حراج محبت
📚 @BooksCom
لیست کارهایی که باید انجام دهید
1-پاک کردن غم گذشته
2-دور ریختن کینه
3-شستن افکارمنفی
4-چیدن عشق درطاقچه
5-سبزکردن مهر
6-خرید شادی و حراج محبت
📚 @BooksCom
عشقی که در آن احترام نباشد، عشق نیست و فرار از آن، نه تنها شکست نیست، که بزرگترین پیروزی است
📕 کتاب : با_او_برو
✍ اثر : #انیس_لودیگ
📚 @PDFsCom
📕 کتاب : با_او_برو
✍ اثر : #انیس_لودیگ
📚 @PDFsCom
👍4
استالین در یکی از جلسات معمول خود ، خواست که برای او مرغی بیاورند:
او مرغ را گرفت و در حالیکه با یك دست آنرا می فشرد با دست دیگر شروع به کندن پرهای آن مرغ کرد...
مرغ از درد فریاد می زد و سعی می کرد از هر راهی که شده فرار کند ولی نتوانست چون دستان استالین برای او خیلی نیرومند بود.
خلاصه استالین بدون هیچ مشکلی توانست همه پرها را از بدن مرغ بکند و پس از پایان کار به یارانش گفت: "حالا ببینیدچه اتفاقی می افتد..
او مرغ را روی زمین گذاشت و از او دور شد ، رفت تا مقداری گندم بیآورد...
همکارانش در کمال تعجب او را مشاهده می کردند ، درحالیکه مرغ بیچاره در حال درد و خونریزی بود او را دنبال می کرد ..
سپس استالین با دانه های گندمی که در دست داشت مرغ را به هر گوشه از اتاق بسمت خود میکشید..
در همه این مراحل مرغ پی در پی او را تعقیب میکرد و قدم به قدم دنبال او میرفت.در این مرحله استالین به دستیاران متعجب خود روی کرد و گفت : احمق ها به همین راحتی اداره می شوند...
مشاهده کردید که مرغ با وجود تحمل تمام دردهائی که من برای او ایجاد کردم باز هم مرا تعقیب کرد تا دانه ای برای زنده بودنش از من بگیرد...
📚 @PDFsCom
او مرغ را گرفت و در حالیکه با یك دست آنرا می فشرد با دست دیگر شروع به کندن پرهای آن مرغ کرد...
مرغ از درد فریاد می زد و سعی می کرد از هر راهی که شده فرار کند ولی نتوانست چون دستان استالین برای او خیلی نیرومند بود.
خلاصه استالین بدون هیچ مشکلی توانست همه پرها را از بدن مرغ بکند و پس از پایان کار به یارانش گفت: "حالا ببینیدچه اتفاقی می افتد..
او مرغ را روی زمین گذاشت و از او دور شد ، رفت تا مقداری گندم بیآورد...
همکارانش در کمال تعجب او را مشاهده می کردند ، درحالیکه مرغ بیچاره در حال درد و خونریزی بود او را دنبال می کرد ..
سپس استالین با دانه های گندمی که در دست داشت مرغ را به هر گوشه از اتاق بسمت خود میکشید..
در همه این مراحل مرغ پی در پی او را تعقیب میکرد و قدم به قدم دنبال او میرفت.در این مرحله استالین به دستیاران متعجب خود روی کرد و گفت : احمق ها به همین راحتی اداره می شوند...
مشاهده کردید که مرغ با وجود تحمل تمام دردهائی که من برای او ایجاد کردم باز هم مرا تعقیب کرد تا دانه ای برای زنده بودنش از من بگیرد...
📚 @PDFsCom
👍4❤1😢1