این تصویر یک گله گوسفند است که میخواهند از طویله خارج شوند، اطراف طویله مانع بزرگی وجود ندارد اما گوسفندها طبق عادت می خواهند از دری که هر روز از آن خارج می شدند، خارج شوند!
اعتقاداتی که مبنای تحقیقی نداشته باشه همین تاثیر رو در انسان بجا میذاره
اعتقادات سنتی بی تعقل و تامل
📚 @PDFsCom
اعتقاداتی که مبنای تحقیقی نداشته باشه همین تاثیر رو در انسان بجا میذاره
اعتقادات سنتی بی تعقل و تامل
📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب
اقامتگاه او، هتل - فاحشه خانه ای بدنام، موسوم به سه اژدها، است که خود، نماد مجسم نیستی و پلشتی و مرگ است؛ با دهلیز های تو در تو، راهرو های تنگ، اتاق ها و سالن ها و گوشه های تاریک و مرطوب، دیوارهای چرب و کثیف با گچ بری های درهم و پیچیده و صندلی ها و میزها، مخمل رنگ و رو رفته ی نیمکت ها، همه و همه به رنگ قهوه ای؛ قهوه ای چرک مرده و چسبناک. و زنها و مردهایی که در این فضا می لولند: تفنگداران دریایی مست و لایعقل امریکایی "که جا به جا حضور خود را به رخ می کشند و نفرت شرال را بر می انگیزند"، چینی های تنومند ، زنان متصدی بار, با جام های شراب برنج ، که پی در پی می چرخد و فواحش زرد پوست، با دامن های چاک دارشان ، و خنده های باسمه ای همیشگی شان، و صداهایی که بیشتر به جیغ شبیه است تا به حرف، با لهجه کانتونی، فریادها و صداها، در هر گوشه و کناری به گوش میرسد.
📕 کتاب : مرگ کثیف
✍ اثر : #پی_یر_ژان_رمی
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/9033
📚 @PDFsCom
اقامتگاه او، هتل - فاحشه خانه ای بدنام، موسوم به سه اژدها، است که خود، نماد مجسم نیستی و پلشتی و مرگ است؛ با دهلیز های تو در تو، راهرو های تنگ، اتاق ها و سالن ها و گوشه های تاریک و مرطوب، دیوارهای چرب و کثیف با گچ بری های درهم و پیچیده و صندلی ها و میزها، مخمل رنگ و رو رفته ی نیمکت ها، همه و همه به رنگ قهوه ای؛ قهوه ای چرک مرده و چسبناک. و زنها و مردهایی که در این فضا می لولند: تفنگداران دریایی مست و لایعقل امریکایی "که جا به جا حضور خود را به رخ می کشند و نفرت شرال را بر می انگیزند"، چینی های تنومند ، زنان متصدی بار, با جام های شراب برنج ، که پی در پی می چرخد و فواحش زرد پوست، با دامن های چاک دارشان ، و خنده های باسمه ای همیشگی شان، و صداهایی که بیشتر به جیغ شبیه است تا به حرف، با لهجه کانتونی، فریادها و صداها، در هر گوشه و کناری به گوش میرسد.
📕 کتاب : مرگ کثیف
✍ اثر : #پی_یر_ژان_رمی
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/9033
📚 @PDFsCom
ما نمی توانیم احساس ضبط شده را پاک کنیم. ولی می توانیم، اگر خواستیم، کلید را بزنیم و آن را متوقف کنیم!
📕 کتاب : وضعیت آخر
✍ اثر : #توماس_ای_هریس
📚 @PDFsCom
📕 کتاب : وضعیت آخر
✍ اثر : #توماس_ای_هریس
📚 @PDFsCom
خیلی آزاردهنده است وقتی خاطرهای دلگرم کننده را به یاد میآوری و به شدت احساس سرما میکنی
📕 کتاب : دختر گمشده
✍ اثر : #گیلین_فلین
📚 @PDFsCom
📕 کتاب : دختر گمشده
✍ اثر : #گیلین_فلین
📚 @PDFsCom
بزرگی از بزرگان عصر با غلام خود گفت
که از مال خود پاره ای گوشت بستان
و زیره بایی معطّر بساز تا بخورم و تو را آزاد کنم.
غلام شاد شد زیره بایی بساخت
و پیش آورد .
خواجه اش آش بخورد
و گوشت به غلام سپرد!
روز دیگر گفت بدان گوشت
نخود آبی مزعفر بساز تا بخورم و تو را آزاد کنم غلام فرمان برد و نخود آب ترتیب ترتیب کرد و پیش آورد
خواجه اش آش بخورد و گوشت به غلام سپرد روز دیگر گوشت مضمحل شده بود ، گفت این گوشت بفروش و پاره ای روغن بستان و از آن طعامی بساز تا بخورم و تو را آزاد کنم ...!
غلام گفت ای خواجه بگذار تا من همچنان غلام تو می باشم و اگر البته خیری در خاطر می گذرد نیت خدای را این گوشت پاره را آزاد کن
📚 @PDFsCom
که از مال خود پاره ای گوشت بستان
و زیره بایی معطّر بساز تا بخورم و تو را آزاد کنم.
غلام شاد شد زیره بایی بساخت
و پیش آورد .
خواجه اش آش بخورد
و گوشت به غلام سپرد!
روز دیگر گفت بدان گوشت
نخود آبی مزعفر بساز تا بخورم و تو را آزاد کنم غلام فرمان برد و نخود آب ترتیب ترتیب کرد و پیش آورد
خواجه اش آش بخورد و گوشت به غلام سپرد روز دیگر گوشت مضمحل شده بود ، گفت این گوشت بفروش و پاره ای روغن بستان و از آن طعامی بساز تا بخورم و تو را آزاد کنم ...!
غلام گفت ای خواجه بگذار تا من همچنان غلام تو می باشم و اگر البته خیری در خاطر می گذرد نیت خدای را این گوشت پاره را آزاد کن
📚 @PDFsCom
روزی مبلغی جوان، هیزم شکنی را در
حال کار در جنگل می بیند و با فهمیدن
اینکه هیزم شکن در تمام عمر خود
حتی اسمی از عیسی نشنیده است، با خود می گوید: «عجب فرصتی است برای به دین آوردن این مرد!»
در اثنایی که هیزم شکن تمام روز به طور یکنواخت مشغول تکه کردن هیزم و حمل آنها با گاری بود، مبلغ جوان یک ریزصحبت می کرد، عاقبت از صحبت کردن باز می ایستد و می پرسد: «خب، حالا حاضری دین عیسی مسیح را بپذیری؟»
هیزم شکن پاسخ می دهد: «نمی دانم شما تمام روز درباره عیسی مسیح و اینکه وی در همه مشکلات زندگی به
یاری ما خواهد شتافت، حرف زدید،
اما خود شما هیچ کمکی به من نکردید.»
حکایت آشناییه...
📚 @PDFsCom
حال کار در جنگل می بیند و با فهمیدن
اینکه هیزم شکن در تمام عمر خود
حتی اسمی از عیسی نشنیده است، با خود می گوید: «عجب فرصتی است برای به دین آوردن این مرد!»
در اثنایی که هیزم شکن تمام روز به طور یکنواخت مشغول تکه کردن هیزم و حمل آنها با گاری بود، مبلغ جوان یک ریزصحبت می کرد، عاقبت از صحبت کردن باز می ایستد و می پرسد: «خب، حالا حاضری دین عیسی مسیح را بپذیری؟»
هیزم شکن پاسخ می دهد: «نمی دانم شما تمام روز درباره عیسی مسیح و اینکه وی در همه مشکلات زندگی به
یاری ما خواهد شتافت، حرف زدید،
اما خود شما هیچ کمکی به من نکردید.»
حکایت آشناییه...
📚 @PDFsCom
👏1
اگر بخواهید در زندگی به زور کسی یا چیزی را بدست بیاورید، نشانه ی آن است که آن شخص یا آن چیز موهبت شما نیست. آنچه را که به زور به چنگ آورید، برای نگاه داشتن اش نیز باید بجنگید.
🎧 #کتاب_صوتی : چشم دل بگشا
✍ اثر: #کاترین_پاندر
🎙: قسمت: مقدمه_اول
📚 @PDFsCom
🎧 #کتاب_صوتی : چشم دل بگشا
✍ اثر: #کاترین_پاندر
🎙: قسمت: مقدمه_اول
📚 @PDFsCom
کسانی که حقیقت را بشناسند عاشق آن میشوند. کسانی که عاشق حقیقت بشوند با آن زندگی میکنند.
تو ثروتمند زاده شده ای
✍ اثر : #باب_پراکتور
📚 @PDFsCom
تو ثروتمند زاده شده ای
✍ اثر : #باب_پراکتور
📚 @PDFsCom
👍4
معروف است که روزی شخصی به خیام خردمند، که دوران کهنسالی را پشت سر می گذاشت گفت : شما به یاد دارید دقیقا پدر بزرگ من ، چه زمانی درگذشت ؟! خیام پرسید : این پرسش برای چیست ؟
آن جوان گفت : من شاید خیری برای اقوام و دوستان خودم نداشته باشم اما تاریخ درگذشت همه خویشانم را بدست آورده ام و می خواهم روز وفات آنها بروم گورستان و برایشان دعا کنم و خیرات دهم و...
خیام خندید و گفت : آدم بدبختی هستی ! خداوند تو را فرستاده تا شادی بیافرینی و دست زندگان و مستمندان را بگیری تا در سختی و مشقت نمیرند حال تو فقط به دنبال مردگانت هستی ؟!..
بعد پشتش را به او کرد و گفت مرا با مرده پرستان کاری نیست و از او دور شد .
ارد بزرگ میگوید : "کاویدن در غم ها ما را به خوشبختی نمی رساند"
در جایی دیگر نیز میگوید : "آنکه ترانه زاری کشت میکند ، تباهیدن زندگی اش را برداشت میکند"
امیدوارم همه ما ارزش زندگی را بدانیم و برای شادی هم بکوشیم نه اسیر در غم و گریه و عزا...
📚 @PDFsCom
آن جوان گفت : من شاید خیری برای اقوام و دوستان خودم نداشته باشم اما تاریخ درگذشت همه خویشانم را بدست آورده ام و می خواهم روز وفات آنها بروم گورستان و برایشان دعا کنم و خیرات دهم و...
خیام خندید و گفت : آدم بدبختی هستی ! خداوند تو را فرستاده تا شادی بیافرینی و دست زندگان و مستمندان را بگیری تا در سختی و مشقت نمیرند حال تو فقط به دنبال مردگانت هستی ؟!..
بعد پشتش را به او کرد و گفت مرا با مرده پرستان کاری نیست و از او دور شد .
ارد بزرگ میگوید : "کاویدن در غم ها ما را به خوشبختی نمی رساند"
در جایی دیگر نیز میگوید : "آنکه ترانه زاری کشت میکند ، تباهیدن زندگی اش را برداشت میکند"
امیدوارم همه ما ارزش زندگی را بدانیم و برای شادی هم بکوشیم نه اسیر در غم و گریه و عزا...
📚 @PDFsCom
❤1
📎 #_یک_تکه_کتاب
نیچه اغلب از «دوست داشتن سرنوشت» سخن میگفت.
منظورش این بود که بشر میتواند مستقیما با سرنوشت رویاروی شود، آن را بشناسد، شهامت به خرج دهد، آن را بنوازد، به چالش کشد، با آن بستیزد و به آن عشق بورزد.
با اینکه ما «ارباب سرنوشت خویشیم»، جملهای متکبرانهست، ولی ما را از قربانی سرنوشت بودن محافظت میکند. ما حقیقتا در آفرینش سرنوشتمان دخیلیم.
📕 کتاب : عشق و اراده
✍ اثر : #رولو_می
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/6779
📚 @PDFsCom
نیچه اغلب از «دوست داشتن سرنوشت» سخن میگفت.
منظورش این بود که بشر میتواند مستقیما با سرنوشت رویاروی شود، آن را بشناسد، شهامت به خرج دهد، آن را بنوازد، به چالش کشد، با آن بستیزد و به آن عشق بورزد.
با اینکه ما «ارباب سرنوشت خویشیم»، جملهای متکبرانهست، ولی ما را از قربانی سرنوشت بودن محافظت میکند. ما حقیقتا در آفرینش سرنوشتمان دخیلیم.
📕 کتاب : عشق و اراده
✍ اثر : #رولو_می
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/6779
📚 @PDFsCom
منتظر مردی نباش كه باهات كنار بياد. اين اشتباهيه كه خيلی از زنها دچارش میشن. تو خودت خوشبختیرو پيدا كن.
📕 کتاب : مرگ خوش
✍ اثر : #آلبر_کامو
📚@PDFsCom
📕 کتاب : مرگ خوش
✍ اثر : #آلبر_کامو
📚@PDFsCom
👍4
انسان برای بدست آوردنِ دارایی، خود را میفروشد تا آنچه دیگری دارد را صاحب شود. ولی هیچ وقت نمیفهمد که هرچه بیشتر به دست میآورد، از خودش کمتر باقی میماند.
📚 قدم اول
👤 مارک
📚 @PDFsCom
📚 قدم اول
👤 مارک
📚 @PDFsCom
👍2
کاترین: از حرفهای من ناراحت نشو ما هردو یکی هستیم نباید عمدا بین خودمون سوءتفاهم به وجود بیاریم.
فردریک: چه جوری؟
کاترین: آدمهایی که همدیگر رو دوست دارند مخصوصا بین خودشون سوءتفاهم بوجود میارند و دعوا می کنند بعد یهو می بینند که دیگه همدیگر رو دوست ندارند.
فردریک: ما دعوا نمی کنیم.
کاترین: نباید هم دعوا کنیم چون اگر توی این دنیا اتفاقی بین منو تو بیفته همدیگرو از دست میدیم، اونوقت میفتیم دست دیگران ...!
📕 وداع با اسلحه
✍🏻 #ارنست_همینگوی
📚 @PDFsCom
فردریک: چه جوری؟
کاترین: آدمهایی که همدیگر رو دوست دارند مخصوصا بین خودشون سوءتفاهم بوجود میارند و دعوا می کنند بعد یهو می بینند که دیگه همدیگر رو دوست ندارند.
فردریک: ما دعوا نمی کنیم.
کاترین: نباید هم دعوا کنیم چون اگر توی این دنیا اتفاقی بین منو تو بیفته همدیگرو از دست میدیم، اونوقت میفتیم دست دیگران ...!
📕 وداع با اسلحه
✍🏻 #ارنست_همینگوی
📚 @PDFsCom
👍2❤1
شتر دیدی ندیدی ...
مردی در صحرا بدنبال شترش می گشت تا اینکه به پسر با هوشی برخورد . سراغ شتر را از او گرفت .
پسر گفت : شترت یک چشمش کور بود؟ مرد گفت: بله .
پسر پرسید : آیا یک طرف بار شیرین و طرف دیگرش ترش بود ؟ مرد گفت : بله .
حالا بگو شتر کجاست ؟ پسر گفت من شتری ندیدم .
مرد ناراحت شد و فکر کرد که شاید این پسر بلائی سر شتر او آورده و پسرک را نزد قاضی برد و ماجرا را برای قاضی تعریف کرد .
قاضی از پسر پرسید . اگر تو شتر را ندیدی چطور مشخصات او را درست داده ای ؟
پسرک گفت : در راه ، روی خاک اثر پای شتری دیدم که فقط سبزههای یک طرف را خورده بود . فهمیدم که شاید شتر یک چشمش کور بود .
بعد دیدم در یک طرف راه مگس بیشتر است و یک طرف دیگر پشه بیشتر است.
و چون مگس شیرینی دوست دارد و پشه ترشی را نتیجه گرفتم که شاید یک لنگه بار شتر شیرینی و یک لنگه دیگر ترشی بوده است .
قاضی از هوش پسرک خوشش آمد و گفت : درست است که تو بی گناهی ولی زبانت باعث دردسرت شد .
پس از این به بعد شتر دیدی ، ندیدی !!
این مثل هنگامی کاربرد دارد که پرحرفی باعث دردسر می شود .
آسودگی در کم گفتن است و چکار داری که دخالت کنی ، شتر دیدی ندیدی و خلاص
📚 @PDFsCom
مردی در صحرا بدنبال شترش می گشت تا اینکه به پسر با هوشی برخورد . سراغ شتر را از او گرفت .
پسر گفت : شترت یک چشمش کور بود؟ مرد گفت: بله .
پسر پرسید : آیا یک طرف بار شیرین و طرف دیگرش ترش بود ؟ مرد گفت : بله .
حالا بگو شتر کجاست ؟ پسر گفت من شتری ندیدم .
مرد ناراحت شد و فکر کرد که شاید این پسر بلائی سر شتر او آورده و پسرک را نزد قاضی برد و ماجرا را برای قاضی تعریف کرد .
قاضی از پسر پرسید . اگر تو شتر را ندیدی چطور مشخصات او را درست داده ای ؟
پسرک گفت : در راه ، روی خاک اثر پای شتری دیدم که فقط سبزههای یک طرف را خورده بود . فهمیدم که شاید شتر یک چشمش کور بود .
بعد دیدم در یک طرف راه مگس بیشتر است و یک طرف دیگر پشه بیشتر است.
و چون مگس شیرینی دوست دارد و پشه ترشی را نتیجه گرفتم که شاید یک لنگه بار شتر شیرینی و یک لنگه دیگر ترشی بوده است .
قاضی از هوش پسرک خوشش آمد و گفت : درست است که تو بی گناهی ولی زبانت باعث دردسرت شد .
پس از این به بعد شتر دیدی ، ندیدی !!
این مثل هنگامی کاربرد دارد که پرحرفی باعث دردسر می شود .
آسودگی در کم گفتن است و چکار داری که دخالت کنی ، شتر دیدی ندیدی و خلاص
📚 @PDFsCom
سه روز پيش خواجه كمال هروى، بازرگان معروف را ديدم، از خانه يكى از بزرگان شهر مى آمد. آشفته بود. علت را پرسيدم
گفت: همه میدانند که من مدتهاست گرفتار یک عارضهی مزاجی هستم که گاه بیاختیار بادی از من خارج میشود. درگذشته که مال و نعمتم سرجایش بود،وقتی این اتفاق میافتاد، اطرافیان میگفتند عافیت باشد، عطسه سلامتی است و دعای عطسه میخواندند و برخی هم آنرا تبرک میدانستند !
امروز که درمانده و مستاصل به تقاضای وامی به خانهی این بزرگ رفته بودم، از قضا بادی ناخواسته از من خارج شد. چند نفر از حاضران که درگذشته آنرا عطسه سلامتی میدانستند، زبان به تعرض و حتی فحاشی گشودند که پیرِ خِرفت شرم نمیکنی در جمع ما محترمین گوز میدهی ؟! هرچه جزع و فزع کردم که ناخواسته بوده کسی گوش نکرد !
📕 از كتاب "حافظ ناشنیده پند"
📚 @PDFsCom
گفت: همه میدانند که من مدتهاست گرفتار یک عارضهی مزاجی هستم که گاه بیاختیار بادی از من خارج میشود. درگذشته که مال و نعمتم سرجایش بود،وقتی این اتفاق میافتاد، اطرافیان میگفتند عافیت باشد، عطسه سلامتی است و دعای عطسه میخواندند و برخی هم آنرا تبرک میدانستند !
امروز که درمانده و مستاصل به تقاضای وامی به خانهی این بزرگ رفته بودم، از قضا بادی ناخواسته از من خارج شد. چند نفر از حاضران که درگذشته آنرا عطسه سلامتی میدانستند، زبان به تعرض و حتی فحاشی گشودند که پیرِ خِرفت شرم نمیکنی در جمع ما محترمین گوز میدهی ؟! هرچه جزع و فزع کردم که ناخواسته بوده کسی گوش نکرد !
📕 از كتاب "حافظ ناشنیده پند"
📚 @PDFsCom
❤1
همانطور که عرفا برای رسیدن به مقام معنوی خود نیاز به پیر دارند در این گروه ها افراد بالاتر از شما این نقش را به عهده دارند و شما پس از رسیدن به طبقات بالاتر استادی بالاتر را انتخاب می کنید و این فرد با قبول هزینه ای سعی می کند به شما رموز را بیاموزد
#معرفی_کتاب
📕کتاب: آرزوی تو دستور توست
✍🏻اثر : #کوین_ترودو
لینک ودانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/3805
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕کتاب: آرزوی تو دستور توست
✍🏻اثر : #کوین_ترودو
لینک ودانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/3805
📚 @PDFsCom