Novaoraclel
من خودم ازشون گرفتم رضایت داشتم و دقیق همه چیزو میگم پیشنهاد میکنم ی بار امتحان کنید
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
خلاصه:
_چی میخوای کوچولو
بزار ارضا شم لطفاااااااا
لطفا چی؟
لطفا بزار ارضا شم ددی
اه اه اه
دستش رو تند تر کرد و من اومدم
نشست و تکیه داد به تخت
شروع کن دختر کوچولو
دریافت فایل رمان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5
ژانر:
#اروتیک #صحنه_دار #داغ
بلا دختری آروم و س.ک.س.ی که با پدربزرگ جَوونو هاتوهوسبازش زندگی میکنه.
با بزرگتر شدنش کم کم توجهش به تنها جنس مذکر زندگیش جلب میشه و عاشق پدربزرگش میشه و در یک شب توی پارتیِ ساحلی اولین سکسشون آغاز میشه و ...
#ممنوعه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5🤣3
نام: #عموی_ناتنی_و_شهوتی_من #جلد_دوم
#جلد_اول #پدربزرگ_هات_من
⭐️ ژانر : #عاشقانه #بزرگسال #اروتیک
💗 نویسنده : #Sara_Erotic
❤️ خلاصه :
کاتیا دختری سکسی هست که تو یه باشگاه رقص کار میکنه وقتی صاحب باشگاه رو میبینه بین اینا یک کشش شدید به وجود میاد
کاتیا و کارن وارده رابطه میشن ولی روزگار باهاشون نمیسازه و دوری بینشون به وجود میاد
کاتیا میفهمه کارن عموی ناتنیشه
و باید رابطشونو قطع کنن ولی کارن نمیزاره و اتفاقاتی پیش میاد که زندگی هر دوشون .....
💻 دریافت فایل رمان 💻
#جلد_اول #پدربزرگ_هات_من
کاتیا دختری سکسی هست که تو یه باشگاه رقص کار میکنه وقتی صاحب باشگاه رو میبینه بین اینا یک کشش شدید به وجود میاد
کاتیا و کارن وارده رابطه میشن ولی روزگار باهاشون نمیسازه و دوری بینشون به وجود میاد
کاتیا میفهمه کارن عموی ناتنیشه
و باید رابطشونو قطع کنن ولی کارن نمیزاره و اتفاقاتی پیش میاد که زندگی هر دوشون .....
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2
Forwarded from PDFrom
برکه دختر بی پناه یکی از اعضای باند برای محافظت ازجون پدر و برادرش مجبور میشه معشوقه رئیس یه باندخلافکار بشه . مسیح سردسته باند مافیا برکه رو به عقد موقت خودش در میاره و برکه مجبوره...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
PDFrom
اپلودر رمان
❤1
زندگی تو این خونه قانونای خاص خودشو داره پوزخندش رو مخم بود با بی رحمی ادامه داد:
که باید به عنوان یه برده ( با تاکید ) بدونی.
صداشو بالاتر برد:
اگه قبل از من شروع کنی به صحبت کردن سیلی میخوری.
اگه به هر دلیلی از من نافرمانی کنی شلاق میخوری باید بهم لذت بدی فقققط من.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2
Forwarded from Novaoraclel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی رفیقم میگه ببین طرف چطور ادمیه:
⛔️ فال روابط کات شده 188 ⛔️
💞 فال زندگی و کار 150💞
💳 تک نیت 80💳
ثبت سفارش ایدی زیر⬇️
💻 @novaoraclel 💻
ثبت سفارش ایدی زیر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
جلد اول از مجموعه: #پادشاهان_دنیای_زیرزمینی
زندگی برام خلاصه شده بود تو خشم و خشونت، درد؛ رنج ، خون. یا میکشی یا کشته میشی.. اونقدر مرگ دورم پیچیده بود که دیگه یادم نمیومد زندگی چه مزهای داشت. تااینکه دیدمش. یه دختر کوچیک و ظریف ک سعی میکرد وانمود کنه قویه .اما از چشماش میشد فهمیدچه جهنمی رو رد کرده ،باید ازش دورمیشدم ، چون من فقط میتونستم توی سیاهی بیشترغرقش کنم.
✅ ولی واسه اولین بار تو زندگیم ی چیزی توی قلبم تکون خورد ، اون سعی میکرد شکسته بودنشومخفی کنه ، اون ی عالمه راز داشت ، رازایی کدوس داشتمم پیداشون کنم.⭐️
چون برای اولین بار ی چیزي رو براخودم میخاستم،دیگه اون آدم بیاحساس همیشه نبودم،میخاستم معصومیتی کچسیبده بود بهش رومالِ خودم کنم...
میخاستم بشکنمش ،تصاحبش کنمتاآخرین ذرهش..🔥
دریافت فایل رمان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2
🎀 رمان :#دارلینگ #DARLING
✍️ نویسنده: #رزالین #Rosa
🦋 ژانر : #عاشقانه #اروتیک #خشن #بزرگسالانه
✅ خلاصه:✅
خوابیدن با مردی که نمیدونستم پدر دوستمه اولین و بزرگترین اشتباه زندگیم بود
سناتور تئودور ... اون یه کابوس
کابوسی که باکرگیمو مال خودش کرد
هیولایی که با وجود اصرار مردم علاقه ای به رئیس جمهور شدن نداره چون حتی از اونم بالاتره
خوابیدن باهاش مثل یه جنگ لعنتی بود
جنگی که تا چند هفته کبودیاش رو بدن کک مکیم موند..
💻 دریافت فایل رمان 💻
خوابیدن با مردی که نمیدونستم پدر دوستمه اولین و بزرگترین اشتباه زندگیم بود
سناتور تئودور ... اون یه کابوس
کابوسی که باکرگیمو مال خودش کرد
هیولایی که با وجود اصرار مردم علاقه ای به رئیس جمهور شدن نداره چون حتی از اونم بالاتره
خوابیدن باهاش مثل یه جنگ لعنتی بود
جنگی که تا چند هفته کبودیاش رو بدن کک مکیم موند..
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8
دستی به لباس عمو کشیدم و با عشوه همیشگیم به گردنش زبون زدم.
- من الان میخوامت؛ امشب!
چشم هاشو تا به تا کرد و گفت:
- با این لوندی هات می خوای به کجا برسی؟
چشم و ابرو کج و کوله کردم و از زیر میز دستمو طرف مردونگیش بردم، دم گوشش پچ زدم:
- به این، به عطر تنت که داره دیوونم میکنه
دستم رو پس زد و گفت:
- اینجا جاش نیست!
دوباره دستم رو به مردونگیش رسوندم و لبم رو با زبونم تر کردم و گفت:
- پایین توی پارکینگ...
حرفم تموم نشده بود که به خاطر فشار ریزی که به مردونگیش وارد کردم، کلافه از جا بلند شد و دستم رو کشید تا همراهیش کنم.
بی توجه به بقیه و شلوغی از واحدی که مهمونی بود بیرون زدیم و با آسانسور به پارکینگ رفتیم.
جاوید در عقب رو باز کرد و هلم داد روی صندلی، خیلی زود دامن رو بالا دادم و براش قمبل کردم.
مهم نبود اون عموم باشه یا من برادر زادش باشم، این وسط تنها چیزی که سر کشی می کرد عشق بی حد و مرز من بود.
دریافت فایل رمان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👍1
Forwarded from Novaoraclel
ولی خب دلم نمیاد 😌😂❤️
۵ نفر بیان ناشناس تک نیت براشون بگیرم
من ادامه بدم براتون ببینیم میشه یا نه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
📚رمان : #دلارای👆
🍓نویسنده : #حنانه_فیضی
💫ژانر : #عاشقانه #صحنه_دار #بزرگسال #اروتیک #مثبت_18
❤️خلاصه :
دلارای دختر حاجی ک عاشق الپ ارسلان میشه.
مردی ک هر روز یک زن تختش را گرم میکنه
دلارای خودش رو شکل دخترهای بدکاره میکنه و ب خلوت ارسلان راه پیدا میکنه تا عاشقش کنه . ولی حواسش نیست این مرد سنگ تر از این حرف هاست و فقط طبل رسوایی خودش رو بلندتر میکوبه...
~@PDFrom~
⬅ ️دریافت فایل رمان 🍓
🍓نویسنده : #حنانه_فیضی
💫ژانر : #عاشقانه #صحنه_دار #بزرگسال #اروتیک #مثبت_18
❤️خلاصه :
دلارای دختر حاجی ک عاشق الپ ارسلان میشه.
مردی ک هر روز یک زن تختش را گرم میکنه
دلارای خودش رو شکل دخترهای بدکاره میکنه و ب خلوت ارسلان راه پیدا میکنه تا عاشقش کنه . ولی حواسش نیست این مرد سنگ تر از این حرف هاست و فقط طبل رسوایی خودش رو بلندتر میکوبه...
~@PDFrom~
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5❤🔥1👎1🔥1💯1🍓1💘1
ریکشن بدید ۱۵ تا شه ی رمان خریدم بزارم براتون😍 🍓
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💋19❤5😁2🍓2
جلد اول از مجموعه: #پادشاهان_دنیای_زیرزمینی
زندگی برام خلاصه شده بود تو خشم و خشونت، درد؛ رنج ، خون. یا میکشی یا کشته میشی.. اونقدر مرگ دورم پیچیده بود که دیگه یادم نمیومد زندگی چه مزهای داشت. تااینکه دیدمش. یه دختر کوچیک و ظریف ک سعی میکرد وانمود کنه قویه .اما از چشماش میشد فهمیدچه جهنمی رو رد کرده ،باید ازش دورمیشدم ، چون من فقط میتونستم توی سیاهی بیشترغرقش کنم.
✅ ولی واسه اولین بار تو زندگیم ی چیزی توی قلبم تکون خورد ، اون سعی میکرد شکسته بودنشومخفی کنه ، اون ی عالمه راز داشت ، رازایی کدوس داشتمم پیداشون کنم.⭐️
چون برای اولین بار ی چیزي رو براخودم میخاستم،دیگه اون آدم بیاحساس همیشه نبودم،میخاستم معصومیتی کچسیبده بود بهش رومالِ خودم کنم...
میخاستم بشکنمش ،تصاحبش کنمتاآخرین ذرهش..🔥
دریافت فایل رمان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
زندگی تو این خونه قانونای خاص خودشو داره پوزخندش رو مخم بود با بی رحمی ادامه داد:
که باید به عنوان یه برده ( با تاکید ) بدونی.
صداشو بالاتر برد:
اگه قبل از من شروع کنی به صحبت کردن سیلی میخوری.
اگه به هر دلیلی از من نافرمانی کنی شلاق میخوری باید بهم لذت بدی فقققط من.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
#جلداول
⨞
⨞
⨞
⫏دریافت فایل رمان💕⫐
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1