Forwarded from .𝙀𝙩𝙝𝙚𝙧𝙚𝙖𝙡. (🧊𝐅𝐞𝐥𝐨𝐫𝐢𝐚)
نمیدونم کجای ایرانید
نمیدونم حالتون خوبه یا نه
هرجا که هستید مراقب خودتون باشید
با هم مهربون تر باشید
همدیگه رو ببخشید
معلوم نیست فردا صبح کدوممون زندست
اگر ی روزی نبودیم پشیمون نباشیم
نمیدونم حالتون خوبه یا نه
هرجا که هستید مراقب خودتون باشید
با هم مهربون تر باشید
همدیگه رو ببخشید
معلوم نیست فردا صبح کدوممون زندست
اگر ی روزی نبودیم پشیمون نباشیم
Forwarded from PDFrom
آه..آه..ﺗﻨﺪﺗﺮ"دﺳﺘﻮر ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه ﺟﯿﻎ دﺧﺘﺮ در اﺗﺎق ﭘﯿﭽﯿﺪ، ﺑﺎﻋﺚ
ﺷﺪ اﺧﻢ ﻫﺎﯾﺶ ﺷﮑﻞ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ. ﺣﺎﻟﺶ از وﺿﻌﯿﺘﯽ ﮐﻪ داﺷﺖ ﺑﻬﻢ
ﻣﯿﺨﻮرد ﮐﻤﺮش ازﺷﺪت ﺗﻠﻤﺒﻪ زدن درد ﻣﯿﮑﺮد و آﻟﺘﺶ واﻗﻌﺎ ﻣﯽ
ﺳﻮﺧﺖ. ﺑﺎ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﭘﺎﻫﺎی ﺳﻨﮕﯿﻦ دﺧﺘﺮک ﻧﺎﻻن را روی ﺷﺎﻧﻪ اش
اﻧﺪاﺧﺖ و ﺷﺮاﯾﻂ را واﻗﻌﺎ ﺧﻔﻘﺎن ﮐﺮد. ارﺿﺎﺷﻮ ﻟﻌﻨﺘﯽ!... ﺑﺎ ﺑﯿﭽﺎرﮔﯽ
ﻧﺎﻟﯿﺪ و ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﻮدش را ﺟﻠﻮ و ﻋﻘﺐ ﮐﺮد و از دﯾﺪن ﺻﻮرت
رﺿﺎﯾﺖ ﺑﺨﺶ و ﭘﺮ از ﻟﺬت دﺧﺘﺮ اﺣﺴﺎس ﺣﺴﺎدت ﮐﺮد.
⬅️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4🤯2
نونای داستان ما منزویه خجالتیه مادرش و عموش به دلایلی خیلی مراقبشن تا اینکه یه روز اتفاقاتی میفته و متوجه حقایقی میشه متوجه میشه که دنیا اون چیزی که باید باشه نیست همه این داستانا در برابر ورود یه محافظ به زندگیش هیچه انگار ، حامی محافظی قوی نترس و خودرای و البته عاشق
به جن و پری اعتقاد داری؟ به اهریمن چطور ؟ اصلا میتونی از یه محافظ عاشق بگذری؟🩷
#پایان_خوش
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌2❤1
Forwarded from .𝙀𝙩𝙝𝙚𝙧𝙚𝙖𝙡. (FELORIA)
وقتی یهو دسته میبینم ناخوداگاه اینطوریم که اونهمه بچه که بودن الان نیستن و اینا به اسم حسین و علی اونهمه ادم کشتن عذاب وجدان دیوونم میکنه
❤4👎1
Forwarded from .𝙀𝙩𝙝𝙚𝙧𝙚𝙖𝙡. (🪽)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به من که دیگه نزن💞
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4
Forwarded from .𝙀𝙩𝙝𝙚𝙧𝙚𝙖𝙡. (🪽)
حداقل بزرگترین کاری که میتونید بکنید
اینه که پشت طرف حرف نزنید
ی رفاقتی بوده
حالا به هر دلیلی تموم شده رفته
رفتارهاتون نشون میده اصلا رفاقتی نبوده
فقط در ظاهر انگار با هم بودید
دوست داشتید همدیگه رو
حتی اگه خیلی بابت تنهاییم اذیت بشم
حاضرم ادما رو رها کنم
که اگه با ی نفر دیگه بهتری
حس میکنی رفیق بهتریه برات واقعا برو
شاید واقعا من داشتم کم میزاشتم
ولی یادتم نره چه خوبیایی کردم
هیچ نیازی بهم نداشتی؟
تو بدترین حالت هرکی رفت گفتم من هستم
هرکی خوردت کرد بازم بهت گفتم تو بهترینی
هرچقدر خیلیا نبودن من برات بودم که
تو بدترین وضعیتا بودم
از بزرگترین رازات خبر دارم
ولی هیچوقت قرار نیست
از این جانب نگران باشی
اسیبی قرار نیست حداقل از طرف من بهت برسه🤍
اینه که پشت طرف حرف نزنید
ی رفاقتی بوده
حالا به هر دلیلی تموم شده رفته
رفتارهاتون نشون میده اصلا رفاقتی نبوده
فقط در ظاهر انگار با هم بودید
دوست داشتید همدیگه رو
حتی اگه خیلی بابت تنهاییم اذیت بشم
حاضرم ادما رو رها کنم
که اگه با ی نفر دیگه بهتری
حس میکنی رفیق بهتریه برات واقعا برو
شاید واقعا من داشتم کم میزاشتم
ولی یادتم نره چه خوبیایی کردم
هیچ نیازی بهم نداشتی؟
تو بدترین حالت هرکی رفت گفتم من هستم
هرکی خوردت کرد بازم بهت گفتم تو بهترینی
هرچقدر خیلیا نبودن من برات بودم که
تو بدترین وضعیتا بودم
از بزرگترین رازات خبر دارم
ولی هیچوقت قرار نیست
از این جانب نگران باشی
اسیبی قرار نیست حداقل از طرف من بهت برسه🤍
❤1
اونا پدرمو گرفتند. بعد از اون نوبت منه، مگراینکه با خواستهشون موافقت کنم.
زمین زدن قدرتمندترین مرد ایتالیا.
کِیتو مارینو.
مردی که همه جا توسط گارد امنیتیاش محافظت میشه و کاخ مستحکمش توی توسکانی کاملا غیرقابل نفوذه. اون بدبین ترین مرد کشوره و به هیچکس اعتماد نمیکنه.
بنابراین غیرممکنه که بتونم تنهایی از پا درش بیارم.
اگه بخوام پدرمو نجات بدم، تنها یه انتخاب دارم.
اینکه به تختخواب کیتو راه پیدا کنم... و اونجا بمونم!
⛔️دریافت فایل رمان⛔️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5🔥1🍓1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1🥰1
در مورد یه خان زاده ی آذری به اسم آی پاراست که در اثر ناملایمات زندگی و خیانت های اطرافیانش از محل زندگی خودش یعنی روستای کندوان به اجبار به عنوان خدمتکار به خونه یه خان زورگو به نام میرزا تقی خان ، به شهر اسکو می یاد و اونجاست که آی پارا نشون می ده با وجود رده ی پایینی که تو اون خونه داره هنوز هم خون یوسف خان تو رگاش جاریه و کل حکومت اون خونه رو عوض می کنه و تو این راه ، زندگی خودش و تک پسر خان ، یعنی تایماز رو دستخوش تغییر می کنه و....
🦋دریافت فایل رمان 🦋
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
مسیح مردی خشک و جدی که بعد چند سال برگشته تا انتقامشو از مانیا دختری که عاشقش بوده و بگیره..
با نقشه رییس بیمارستانی میشه که مانیا هم اونجا کار میکنه
مانیا بیخبر از همجا وارد بازی میشه که با بی رحمی بهش تجاوز میشه و به زور باید....
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1🔥1
Forwarded from Me (Feloria)
و اشک ریخت؛از او پرسیدم:
چرا گریه میکنی؟
ارام در گوشم گفت…
انچهبرسرتواوردند؛
ازمنشیطانهمبر نمیآید
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6
اونا پدرمو گرفتند. بعد از اون نوبت منه، مگراینکه با خواستهشون موافقت کنم.
زمین زدن قدرتمندترین مرد ایتالیا.
کِیتو مارینو.
مردی که همه جا توسط گارد امنیتیاش محافظت میشه و کاخ مستحکمش توی توسکانی کاملا غیرقابل نفوذه. اون بدبین ترین مرد کشوره و به هیچکس اعتماد نمیکنه.
بنابراین غیرممکنه که بتونم تنهایی از پا درش بیارم.
اگه بخوام پدرمو نجات بدم، تنها یه انتخاب دارم.
اینکه به تختخواب کیتو راه پیدا کنم... و اونجا بمونم!
⛔️دریافت فایل رمان⛔️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM