Forwarded from -1023 (🍒)
از اینکه چشمم قراره بهش بی افته همه جا و یادم بیاد چقدر تلاش کردم و اخرش این شد غمگینم میکنه🙎🏻♀
⭐️🦋💘💘💘💘💘💘🦋⭐️
✈️✨رمان: #تو_همیشه_بودی ✈️✨
✅ژانر: #عاشقانه ✅
🕶🦋نویسنده: #رویا_قاسمی🦋🕶
🎀خلاصه : 🎀
مادر محیا، بعد از مرگ همسرش بخاطر وصیت او با برادرشوهرش ازدواج می کند؛ برادرشوهری که همسر و سه پسر بزرگتر از محیا دارد. همسرش طاقت نمی آورد و از او جدا می شود و به خارج میرود ولی پسرعموها همه جوره حامی محیا و مادرش هستند. بعد از اینکه عموی محیا فوت کرد، پسر بزرگش، امین ملقب به زرین خان همه کاره ی این خاندان می شود و ...
💻دریافت فایل رمان💻
✈️✨رمان: #تو_همیشه_بودی ✈️✨
✅ژانر: #عاشقانه ✅
🕶🦋نویسنده: #رویا_قاسمی🦋🕶
🎀خلاصه : 🎀
مادر محیا، بعد از مرگ همسرش بخاطر وصیت او با برادرشوهرش ازدواج می کند؛ برادرشوهری که همسر و سه پسر بزرگتر از محیا دارد. همسرش طاقت نمی آورد و از او جدا می شود و به خارج میرود ولی پسرعموها همه جوره حامی محیا و مادرش هستند. بعد از اینکه عموی محیا فوت کرد، پسر بزرگش، امین ملقب به زرین خان همه کاره ی این خاندان می شود و ...
💻دریافت فایل رمان💻
❤1
💘💘💘💘💘💘👽🌴
🔥🎶رمان: اه تندتر
🍿💯خلاصه 💯🔥
آه..آه..ﺗﻨﺪﺗﺮ"دﺳﺘﻮر ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه ﺟﯿﻎ دﺧﺘﺮ در اﺗﺎق ﭘﯿﭽﯿﺪ، ﺑﺎﻋﺚ
ﺷﺪ اﺧﻢ ﻫﺎﯾﺶ ﺷﮑﻞ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ. ﺣﺎﻟﺶ از وﺿﻌﯿﺘﯽ ﮐﻪ داﺷﺖ ﺑﻬﻢ
ﻣﯿﺨﻮرد ﮐﻤﺮش ازﺷﺪت ﺗﻠﻤﺒﻪ زدن درد ﻣﯿﮑﺮد و آﻟﺘﺶ واﻗﻌﺎ ﻣﯽ
ﺳﻮﺧﺖ. ﺑﺎ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﭘﺎﻫﺎی ﺳﻨﮕﯿﻦ دﺧﺘﺮک ﻧﺎﻻن را روی ﺷﺎﻧﻪ اش
اﻧﺪاﺧﺖ و ﺷﺮاﯾﻂ را واﻗﻌﺎ ﺧﻔﻘﺎن ﮐﺮد. ارﺿﺎﺷﻮ ﻟﻌﻨﺘﯽ!... ﺑﺎ ﺑﯿﭽﺎرﮔﯽ
ﻧﺎﻟﯿﺪ و ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﻮدش را ﺟﻠﻮ و ﻋﻘﺐ ﮐﺮد و از دﯾﺪن ﺻﻮرت
رﺿﺎﯾﺖ ﺑﺨﺶ و ﭘﺮ از ﻟﺬت دﺧﺘﺮ اﺣﺴﺎس ﺣﺴﺎدت ﮐﺮد.💝💯
⬅️👋دریافت فایل رمان💎🐱
🔥🎶رمان: اه تندتر
🍿💯خلاصه 💯🔥
آه..آه..ﺗﻨﺪﺗﺮ"دﺳﺘﻮر ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه ﺟﯿﻎ دﺧﺘﺮ در اﺗﺎق ﭘﯿﭽﯿﺪ، ﺑﺎﻋﺚ
ﺷﺪ اﺧﻢ ﻫﺎﯾﺶ ﺷﮑﻞ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ. ﺣﺎﻟﺶ از وﺿﻌﯿﺘﯽ ﮐﻪ داﺷﺖ ﺑﻬﻢ
ﻣﯿﺨﻮرد ﮐﻤﺮش ازﺷﺪت ﺗﻠﻤﺒﻪ زدن درد ﻣﯿﮑﺮد و آﻟﺘﺶ واﻗﻌﺎ ﻣﯽ
ﺳﻮﺧﺖ. ﺑﺎ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﭘﺎﻫﺎی ﺳﻨﮕﯿﻦ دﺧﺘﺮک ﻧﺎﻻن را روی ﺷﺎﻧﻪ اش
اﻧﺪاﺧﺖ و ﺷﺮاﯾﻂ را واﻗﻌﺎ ﺧﻔﻘﺎن ﮐﺮد. ارﺿﺎﺷﻮ ﻟﻌﻨﺘﯽ!... ﺑﺎ ﺑﯿﭽﺎرﮔﯽ
ﻧﺎﻟﯿﺪ و ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﻮدش را ﺟﻠﻮ و ﻋﻘﺐ ﮐﺮد و از دﯾﺪن ﺻﻮرت
رﺿﺎﯾﺖ ﺑﺨﺶ و ﭘﺮ از ﻟﺬت دﺧﺘﺮ اﺣﺴﺎس ﺣﺴﺎدت ﮐﺮد.💝💯
⬅️👋دریافت فایل رمان💎🐱
Forwarded from .𝙀𝙩𝙝𝙚𝙧𝙚𝙖𝙡. (🧊𝐅𝐞𝐥𝐨𝐫𝐢𝐚)
درتاریخ بنویسید
زیر سایه حکومت عدل علی
چه ها بر سر این مردم نیامد!
زیر سایه حکومت عدل علی
چه ها بر سر این مردم نیامد!
👍3👎2❤1
#وانشات_تصویری
فیونا دورگهی انسان-خرگوش، دیرش شده و باید به مدرسه بره. اما همهی درها بستهن! پس تصمیم میگیره از سوراخی که روی دیوار مدرسه ایجاد شده وارد بشه... اما اون کاملاً سایز باسنش رو فراموش کرده و نمیدونه که رد شدن از اون سوراخ، با اون حجم از باسن، غیرممکنه. اون داخل سوراخ گیر میافته و از شانسِ بدش، پسرایی صدای کمک خواستنش رو میشنون که از خیلی وقت پیش آرزوی دستدرازی به فیونا رو داشتن...
"
به شدت صحنه داره
پس اگر خوشتون نمیاد لطفا نخونین
دریافت فایل رمان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6
نام: #عموی_ناتنی_و_شهوتی_من #جلد_دوم
#جلد_اول #پدربزرگ_هات_من
⭐️ ژانر : #عاشقانه #بزرگسال #اروتیک
💗 نویسنده : #Sara_Erotic
❤️ خلاصه :
کاتیا دختری سکسی هست که تو یه باشگاه رقص کار میکنه وقتی صاحب باشگاه رو میبینه بین اینا یک کشش شدید به وجود میاد
کاتیا و کارن وارده رابطه میشن ولی روزگار باهاشون نمیسازه و دوری بینشون به وجود میاد
کاتیا میفهمه کارن عموی ناتنیشه
و باید رابطشونو قطع کنن ولی کارن نمیزاره و اتفاقاتی پیش میاد که زندگی هر دوشون .....
💻 دریافت فایل رمان 💻
#جلد_اول #پدربزرگ_هات_من
کاتیا دختری سکسی هست که تو یه باشگاه رقص کار میکنه وقتی صاحب باشگاه رو میبینه بین اینا یک کشش شدید به وجود میاد
کاتیا و کارن وارده رابطه میشن ولی روزگار باهاشون نمیسازه و دوری بینشون به وجود میاد
کاتیا میفهمه کارن عموی ناتنیشه
و باید رابطشونو قطع کنن ولی کارن نمیزاره و اتفاقاتی پیش میاد که زندگی هر دوشون .....
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5
ژانر:
#اروتیک #صحنه_دار #داغ
بلا دختری آروم و س.ک.س.ی که با پدربزرگ جَوونو هاتوهوسبازش زندگی میکنه.
با بزرگتر شدنش کم کم توجهش به تنها جنس مذکر زندگیش جلب میشه و عاشق پدربزرگش میشه و در یک شب توی پارتیِ ساحلی اولین سکسشون آغاز میشه و ...
#ممنوعه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🥴6❤4
آبان اسلیوی که اربابش ازش خسته شده و بین گله ای از گرگ ولش میکنه اما آبان جای نصیبِ خاک شدن ، یه ناجیِ عاصف نام پیدا کرده!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
⨞
⨞
#عاشقانه #اروتیک #بزرگسال #صحنه_دار
اون لوسیون رو بردار و برو روی کاناپه لخت شو...داری لوسیون میمالی که پسره میاد و...
انگشتم رو روی دهنش گذاشتم و لب زدم:
+فهمیدم نمیخواد توضیح بدی.. لوسیون رو از دستش گرفتم و لخت شدم..روی کاناپه نشستم و با گفتن کلمه "اکشن" شروع کردم به مالیدن لوسیون روی بدنم..براق و لیز شده بود و تحریک کننده... لبخندی زدم که دستی روی سی*نم نشست..سرم و بلند کردم ، چشمم خورد به یه پسر چهار شونه که برجستگیش داشت شلوارشو پاره میکرد..پس اولین فیلم پو*رنم رو با این آقا شروع میکنم.. بلند شدم و الکی ممنوعه های بدنمو پوشوندم که چشمم خورد به برجستگی کارگردان و تهیه کننده و هر کس دیگه ای که اونجا بود..
آب دهنم رو قورت دادم که پسره انداختم
روی کولش و بردم سمت اتاق و کارگردان دنبالمون راه افتاد...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6
#جلداول
⨞
⨞
⨞
⫏دریافت فایل رمان💕⫐
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5🥰2🍓1
Forwarded from .𝙀𝙩𝙝𝙚𝙧𝙚𝙖𝙡. (🧊𝐅𝐞𝐥𝐨𝐫𝐢𝐚)
نمیدونم کجای ایرانید
نمیدونم حالتون خوبه یا نه
هرجا که هستید مراقب خودتون باشید
با هم مهربون تر باشید
همدیگه رو ببخشید
معلوم نیست فردا صبح کدوممون زندست
اگر ی روزی نبودیم پشیمون نباشیم
نمیدونم حالتون خوبه یا نه
هرجا که هستید مراقب خودتون باشید
با هم مهربون تر باشید
همدیگه رو ببخشید
معلوم نیست فردا صبح کدوممون زندست
اگر ی روزی نبودیم پشیمون نباشیم
Forwarded from PDFrom
آه..آه..ﺗﻨﺪﺗﺮ"دﺳﺘﻮر ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه ﺟﯿﻎ دﺧﺘﺮ در اﺗﺎق ﭘﯿﭽﯿﺪ، ﺑﺎﻋﺚ
ﺷﺪ اﺧﻢ ﻫﺎﯾﺶ ﺷﮑﻞ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ. ﺣﺎﻟﺶ از وﺿﻌﯿﺘﯽ ﮐﻪ داﺷﺖ ﺑﻬﻢ
ﻣﯿﺨﻮرد ﮐﻤﺮش ازﺷﺪت ﺗﻠﻤﺒﻪ زدن درد ﻣﯿﮑﺮد و آﻟﺘﺶ واﻗﻌﺎ ﻣﯽ
ﺳﻮﺧﺖ. ﺑﺎ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﭘﺎﻫﺎی ﺳﻨﮕﯿﻦ دﺧﺘﺮک ﻧﺎﻻن را روی ﺷﺎﻧﻪ اش
اﻧﺪاﺧﺖ و ﺷﺮاﯾﻂ را واﻗﻌﺎ ﺧﻔﻘﺎن ﮐﺮد. ارﺿﺎﺷﻮ ﻟﻌﻨﺘﯽ!... ﺑﺎ ﺑﯿﭽﺎرﮔﯽ
ﻧﺎﻟﯿﺪ و ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﻮدش را ﺟﻠﻮ و ﻋﻘﺐ ﮐﺮد و از دﯾﺪن ﺻﻮرت
رﺿﺎﯾﺖ ﺑﺨﺶ و ﭘﺮ از ﻟﺬت دﺧﺘﺮ اﺣﺴﺎس ﺣﺴﺎدت ﮐﺮد.
⬅️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4🤯2
نونای داستان ما منزویه خجالتیه مادرش و عموش به دلایلی خیلی مراقبشن تا اینکه یه روز اتفاقاتی میفته و متوجه حقایقی میشه متوجه میشه که دنیا اون چیزی که باید باشه نیست همه این داستانا در برابر ورود یه محافظ به زندگیش هیچه انگار ، حامی محافظی قوی نترس و خودرای و البته عاشق
به جن و پری اعتقاد داری؟ به اهریمن چطور ؟ اصلا میتونی از یه محافظ عاشق بگذری؟🩷
#پایان_خوش
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌2❤1