خلاصه:
_چی میخوای کوچولو
بزار ارضا شم لطفاااااااا
لطفا چی؟
لطفا بزار ارضا شم ددی
اه اه اه
دستش رو تند تر کرد و من اومدم
نشست و تکیه داد به تخت
شروع کن دختر کوچولو
دریافت فایل رمان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4👍1
PDFrom
رمان جدید⬅️ 🍓
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🦋🐾💘💘💘💘💘💘🦋🐾
💻✈️رمان:#معشوقه_رئیس💻✈️
☕️✍️نویسنده: #فاطمه_صالحی✍️☕️
🦋💖ژانر:#مافیایی #عاشقانه #ازدواج_اجباری💖🦋
💀خلاصه 💀
برکه دختر بی پناه یکی از اعضای باند برای محافظت ازجون پدر و برادرش مجبور میشه معشوقه رئیس یه باندخلافکار بشه . مسیح سردسته باند مافیا برکه رو به عقد موقت خودش در میاره و برکه مجبوره...
🔝دریافت فایل رمان🔝
💻✈️رمان:#معشوقه_رئیس💻✈️
☕️✍️نویسنده: #فاطمه_صالحی✍️☕️
🦋💖ژانر:#مافیایی #عاشقانه #ازدواج_اجباری💖🦋
💀خلاصه 💀
برکه دختر بی پناه یکی از اعضای باند برای محافظت ازجون پدر و برادرش مجبور میشه معشوقه رئیس یه باندخلافکار بشه . مسیح سردسته باند مافیا برکه رو به عقد موقت خودش در میاره و برکه مجبوره...
🔝دریافت فایل رمان🔝
❤5
Forwarded from -1023 (🍒)
از اینکه چشمم قراره بهش بی افته همه جا و یادم بیاد چقدر تلاش کردم و اخرش این شد غمگینم میکنه🙎🏻♀
⭐️🦋💘💘💘💘💘💘🦋⭐️
✈️✨رمان: #تو_همیشه_بودی ✈️✨
✅ژانر: #عاشقانه ✅
🕶🦋نویسنده: #رویا_قاسمی🦋🕶
🎀خلاصه : 🎀
مادر محیا، بعد از مرگ همسرش بخاطر وصیت او با برادرشوهرش ازدواج می کند؛ برادرشوهری که همسر و سه پسر بزرگتر از محیا دارد. همسرش طاقت نمی آورد و از او جدا می شود و به خارج میرود ولی پسرعموها همه جوره حامی محیا و مادرش هستند. بعد از اینکه عموی محیا فوت کرد، پسر بزرگش، امین ملقب به زرین خان همه کاره ی این خاندان می شود و ...
💻دریافت فایل رمان💻
✈️✨رمان: #تو_همیشه_بودی ✈️✨
✅ژانر: #عاشقانه ✅
🕶🦋نویسنده: #رویا_قاسمی🦋🕶
🎀خلاصه : 🎀
مادر محیا، بعد از مرگ همسرش بخاطر وصیت او با برادرشوهرش ازدواج می کند؛ برادرشوهری که همسر و سه پسر بزرگتر از محیا دارد. همسرش طاقت نمی آورد و از او جدا می شود و به خارج میرود ولی پسرعموها همه جوره حامی محیا و مادرش هستند. بعد از اینکه عموی محیا فوت کرد، پسر بزرگش، امین ملقب به زرین خان همه کاره ی این خاندان می شود و ...
💻دریافت فایل رمان💻
❤1
💘💘💘💘💘💘👽🌴
🔥🎶رمان: اه تندتر
🍿💯خلاصه 💯🔥
آه..آه..ﺗﻨﺪﺗﺮ"دﺳﺘﻮر ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه ﺟﯿﻎ دﺧﺘﺮ در اﺗﺎق ﭘﯿﭽﯿﺪ، ﺑﺎﻋﺚ
ﺷﺪ اﺧﻢ ﻫﺎﯾﺶ ﺷﮑﻞ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ. ﺣﺎﻟﺶ از وﺿﻌﯿﺘﯽ ﮐﻪ داﺷﺖ ﺑﻬﻢ
ﻣﯿﺨﻮرد ﮐﻤﺮش ازﺷﺪت ﺗﻠﻤﺒﻪ زدن درد ﻣﯿﮑﺮد و آﻟﺘﺶ واﻗﻌﺎ ﻣﯽ
ﺳﻮﺧﺖ. ﺑﺎ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﭘﺎﻫﺎی ﺳﻨﮕﯿﻦ دﺧﺘﺮک ﻧﺎﻻن را روی ﺷﺎﻧﻪ اش
اﻧﺪاﺧﺖ و ﺷﺮاﯾﻂ را واﻗﻌﺎ ﺧﻔﻘﺎن ﮐﺮد. ارﺿﺎﺷﻮ ﻟﻌﻨﺘﯽ!... ﺑﺎ ﺑﯿﭽﺎرﮔﯽ
ﻧﺎﻟﯿﺪ و ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﻮدش را ﺟﻠﻮ و ﻋﻘﺐ ﮐﺮد و از دﯾﺪن ﺻﻮرت
رﺿﺎﯾﺖ ﺑﺨﺶ و ﭘﺮ از ﻟﺬت دﺧﺘﺮ اﺣﺴﺎس ﺣﺴﺎدت ﮐﺮد.💝💯
⬅️👋دریافت فایل رمان💎🐱
🔥🎶رمان: اه تندتر
🍿💯خلاصه 💯🔥
آه..آه..ﺗﻨﺪﺗﺮ"دﺳﺘﻮر ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه ﺟﯿﻎ دﺧﺘﺮ در اﺗﺎق ﭘﯿﭽﯿﺪ، ﺑﺎﻋﺚ
ﺷﺪ اﺧﻢ ﻫﺎﯾﺶ ﺷﮑﻞ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ. ﺣﺎﻟﺶ از وﺿﻌﯿﺘﯽ ﮐﻪ داﺷﺖ ﺑﻬﻢ
ﻣﯿﺨﻮرد ﮐﻤﺮش ازﺷﺪت ﺗﻠﻤﺒﻪ زدن درد ﻣﯿﮑﺮد و آﻟﺘﺶ واﻗﻌﺎ ﻣﯽ
ﺳﻮﺧﺖ. ﺑﺎ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﭘﺎﻫﺎی ﺳﻨﮕﯿﻦ دﺧﺘﺮک ﻧﺎﻻن را روی ﺷﺎﻧﻪ اش
اﻧﺪاﺧﺖ و ﺷﺮاﯾﻂ را واﻗﻌﺎ ﺧﻔﻘﺎن ﮐﺮد. ارﺿﺎﺷﻮ ﻟﻌﻨﺘﯽ!... ﺑﺎ ﺑﯿﭽﺎرﮔﯽ
ﻧﺎﻟﯿﺪ و ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﻮدش را ﺟﻠﻮ و ﻋﻘﺐ ﮐﺮد و از دﯾﺪن ﺻﻮرت
رﺿﺎﯾﺖ ﺑﺨﺶ و ﭘﺮ از ﻟﺬت دﺧﺘﺮ اﺣﺴﺎس ﺣﺴﺎدت ﮐﺮد.💝💯
⬅️👋دریافت فایل رمان💎🐱
Forwarded from .𝙀𝙩𝙝𝙚𝙧𝙚𝙖𝙡. (🧊𝐅𝐞𝐥𝐨𝐫𝐢𝐚)
درتاریخ بنویسید
زیر سایه حکومت عدل علی
چه ها بر سر این مردم نیامد!
زیر سایه حکومت عدل علی
چه ها بر سر این مردم نیامد!
👍3👎2❤1
#وانشات_تصویری
فیونا دورگهی انسان-خرگوش، دیرش شده و باید به مدرسه بره. اما همهی درها بستهن! پس تصمیم میگیره از سوراخی که روی دیوار مدرسه ایجاد شده وارد بشه... اما اون کاملاً سایز باسنش رو فراموش کرده و نمیدونه که رد شدن از اون سوراخ، با اون حجم از باسن، غیرممکنه. اون داخل سوراخ گیر میافته و از شانسِ بدش، پسرایی صدای کمک خواستنش رو میشنون که از خیلی وقت پیش آرزوی دستدرازی به فیونا رو داشتن...
"
به شدت صحنه داره
پس اگر خوشتون نمیاد لطفا نخونین
دریافت فایل رمان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6
نام: #عموی_ناتنی_و_شهوتی_من #جلد_دوم
#جلد_اول #پدربزرگ_هات_من
⭐️ ژانر : #عاشقانه #بزرگسال #اروتیک
💗 نویسنده : #Sara_Erotic
❤️ خلاصه :
کاتیا دختری سکسی هست که تو یه باشگاه رقص کار میکنه وقتی صاحب باشگاه رو میبینه بین اینا یک کشش شدید به وجود میاد
کاتیا و کارن وارده رابطه میشن ولی روزگار باهاشون نمیسازه و دوری بینشون به وجود میاد
کاتیا میفهمه کارن عموی ناتنیشه
و باید رابطشونو قطع کنن ولی کارن نمیزاره و اتفاقاتی پیش میاد که زندگی هر دوشون .....
💻 دریافت فایل رمان 💻
#جلد_اول #پدربزرگ_هات_من
کاتیا دختری سکسی هست که تو یه باشگاه رقص کار میکنه وقتی صاحب باشگاه رو میبینه بین اینا یک کشش شدید به وجود میاد
کاتیا و کارن وارده رابطه میشن ولی روزگار باهاشون نمیسازه و دوری بینشون به وجود میاد
کاتیا میفهمه کارن عموی ناتنیشه
و باید رابطشونو قطع کنن ولی کارن نمیزاره و اتفاقاتی پیش میاد که زندگی هر دوشون .....
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5
ژانر:
#اروتیک #صحنه_دار #داغ
بلا دختری آروم و س.ک.س.ی که با پدربزرگ جَوونو هاتوهوسبازش زندگی میکنه.
با بزرگتر شدنش کم کم توجهش به تنها جنس مذکر زندگیش جلب میشه و عاشق پدربزرگش میشه و در یک شب توی پارتیِ ساحلی اولین سکسشون آغاز میشه و ...
#ممنوعه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🥴6❤4
آبان اسلیوی که اربابش ازش خسته شده و بین گله ای از گرگ ولش میکنه اما آبان جای نصیبِ خاک شدن ، یه ناجیِ عاصف نام پیدا کرده!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
⨞
⨞
#عاشقانه #اروتیک #بزرگسال #صحنه_دار
اون لوسیون رو بردار و برو روی کاناپه لخت شو...داری لوسیون میمالی که پسره میاد و...
انگشتم رو روی دهنش گذاشتم و لب زدم:
+فهمیدم نمیخواد توضیح بدی.. لوسیون رو از دستش گرفتم و لخت شدم..روی کاناپه نشستم و با گفتن کلمه "اکشن" شروع کردم به مالیدن لوسیون روی بدنم..براق و لیز شده بود و تحریک کننده... لبخندی زدم که دستی روی سی*نم نشست..سرم و بلند کردم ، چشمم خورد به یه پسر چهار شونه که برجستگیش داشت شلوارشو پاره میکرد..پس اولین فیلم پو*رنم رو با این آقا شروع میکنم.. بلند شدم و الکی ممنوعه های بدنمو پوشوندم که چشمم خورد به برجستگی کارگردان و تهیه کننده و هر کس دیگه ای که اونجا بود..
آب دهنم رو قورت دادم که پسره انداختم
روی کولش و بردم سمت اتاق و کارگردان دنبالمون راه افتاد...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6
#جلداول
⨞
⨞
⨞
⫏دریافت فایل رمان💕⫐
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5🥰2🍓1
Forwarded from .𝙀𝙩𝙝𝙚𝙧𝙚𝙖𝙡. (🧊𝐅𝐞𝐥𝐨𝐫𝐢𝐚)
نمیدونم کجای ایرانید
نمیدونم حالتون خوبه یا نه
هرجا که هستید مراقب خودتون باشید
با هم مهربون تر باشید
همدیگه رو ببخشید
معلوم نیست فردا صبح کدوممون زندست
اگر ی روزی نبودیم پشیمون نباشیم
نمیدونم حالتون خوبه یا نه
هرجا که هستید مراقب خودتون باشید
با هم مهربون تر باشید
همدیگه رو ببخشید
معلوم نیست فردا صبح کدوممون زندست
اگر ی روزی نبودیم پشیمون نباشیم