آبان اسلیوی که اربابش ازش خسته شده و بین گله ای از گرگ ولش میکنه اما آبان جای نصیبِ خاک شدن ، یه ناجیِ عاصف نام پیدا کرده!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👎1
اونا پدرمو گرفتند. بعد از اون نوبت منه، مگراینکه با خواستهشون موافقت کنم.
زمین زدن قدرتمندترین مرد ایتالیا.
کِیتو مارینو.
مردی که همه جا توسط گارد امنیتیاش محافظت میشه و کاخ مستحکمش توی توسکانی کاملا غیرقابل نفوذه. اون بدبین ترین مرد کشوره و به هیچکس اعتماد نمیکنه.
بنابراین غیرممکنه که بتونم تنهایی از پا درش بیارم.
اگه بخوام پدرمو نجات بدم، تنها یه انتخاب دارم.
اینکه به تختخواب کیتو راه پیدا کنم... و اونجا بمونم!
⛔️دریافت فایل رمان⛔️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤9🥰3🔥1
PDFrom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
Forwarded from 🧊𝔦𝔠𝔢 𝔠𝔥𝔞𝔫𝔫𝔢𝔩 (🧊-𝐀𝐫𝐚𝐦𝐞𝐬𝐡)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from PDFrom
بچهام زندگیمو نجات داد.
و حالا من یه زندانی تو قلعهی کیتوام. اون از دستم عصبانیه، طوری که هربار بهم نگاه میکنه، خشم وجودشو فرا میگیره. حالا که دشمنش محسوب میشم دیگه باهام نمیخوابه.
ولی من دلم براش تنگ شده... و میدونم که اونم دلش برای من تنگ شده.
من فقط بخاطر اینکه پدرمو نجات بدم با کیتو میخوابیدم، ولی حالا برام ارزش خاصی داره. بهش اهمیت میدم، و میدونم که اونم به من اهمیت میده.
یعنی من میتونم بخشش رو بدست بیارم؟ میتونم اعتمادشو بدست بیارم؟
ولی حتی اگه بتونمم، اون در هرصورت بهم شلیک میکنه و منو میکشه..؟
🍭🩷PDFROM🍭🩷
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6👍1🔥1🍓1💋1
PDFrom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
نیازی نبود اونم متقابلاً همچین چیزی بهم بگه. من میدونستم اون چه حسی داره.
حتی اگر جراتش رو نداشت که بهش اعتراف کنه.
دخترمون به زودی به دنیا میاد و زندگی ما رو برای همیشه تغییر میده.
اما کیتو بیخیال گذشته میشه؟ بیخیال قولی که برای اعدام کردن من داده؟
یا من نباید هیچ وقت بر میگشتم؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
#جلداول
⨞
⨞
⨞
⫏دریافت فایل رمان💕⫐
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
PDFrom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤1
⨞🌈 🦩 رمان: #قلاده | قلاده
#جلد_دوم
⨞💎 ژانر: #اروتیک #صحنه_دار #bdsm
⨞🍸 نویسنده: #بهار_ی
⨞⬅️ خلاصه:وانیل دختر تپلی که بخاطر اضافه وزن و لکنت زبونش اعتماد به نفس نداره،بر*ده جن*سی هم دانشگاهی مرموزش میشه که از وانیل متنفره و برای سرگرمی باهاش وارد رابطه شده!اما نمیدونه اون هم دانشگاهی در اصل چه نسبت نزدیکی باهاش داره..
🍓 دریافت فایل رمان 🍓
PDFrom
#جلد_دوم
⨞
⨞
⨞
PDFrom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4👎1
حاصل یک شب هوس مردی قدرتمند و تجاوز به خدمتکاری بی گناه دختری شد به نام «ماهی» که تمام زندگی اش با نفرت لقب حروم زاده رو به دوش کشیده سردار آقازاده ای سرد و خشنی که آوازه هنرهایش در تخت سراسر تهران رو پر کرده بود در آخر سر نوشت دو آدم با هزاران تفاوت عاشقانه ای بی همتا رقم میزد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6
برکه دختر بی پناه یکی از اعضای باند برای محافظت ازجون پدر و برادرش مجبور میشه معشوقه رئیس یه باندخلافکار بشه . مسیح سردسته باند مافیا برکه رو به عقد موقت خودش در میاره و برکه مجبوره...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👍1
آه..آه..ﺗﻨﺪﺗﺮ"دﺳﺘﻮر ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه ﺟﯿﻎ دﺧﺘﺮ در اﺗﺎق ﭘﯿﭽﯿﺪ، ﺑﺎﻋﺚ
ﺷﺪ اﺧﻢ ﻫﺎﯾﺶ ﺷﮑﻞ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ. ﺣﺎﻟﺶ از وﺿﻌﯿﺘﯽ ﮐﻪ داﺷﺖ ﺑﻬﻢ
ﻣﯿﺨﻮرد ﮐﻤﺮش ازﺷﺪت ﺗﻠﻤﺒﻪ زدن درد ﻣﯿﮑﺮد و آﻟﺘﺶ واﻗﻌﺎ ﻣﯽ
ﺳﻮﺧﺖ. ﺑﺎ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﭘﺎﻫﺎی ﺳﻨﮕﯿﻦ دﺧﺘﺮک ﻧﺎﻻن را روی ﺷﺎﻧﻪ اش
اﻧﺪاﺧﺖ و ﺷﺮاﯾﻂ را واﻗﻌﺎ ﺧﻔﻘﺎن ﮐﺮد. ارﺿﺎﺷﻮ ﻟﻌﻨﺘﯽ!... ﺑﺎ ﺑﯿﭽﺎرﮔﯽ
ﻧﺎﻟﯿﺪ و ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﻮدش را ﺟﻠﻮ و ﻋﻘﺐ ﮐﺮد و از دﯾﺪن ﺻﻮرت
رﺿﺎﯾﺖ ﺑﺨﺶ و ﭘﺮ از ﻟﺬت دﺧﺘﺮ اﺣﺴﺎس ﺣﺴﺎدت ﮐﺮد.
⬅️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2🍓2🔥1
⨞
⨞
#عاشقانه #اروتیک #بزرگسال #صحنه_دار
اون لوسیون رو بردار و برو روی کاناپه لخت شو...داری لوسیون میمالی که پسره میاد و...
انگشتم رو روی دهنش گذاشتم و لب زدم:
+فهمیدم نمیخواد توضیح بدی.. لوسیون رو از دستش گرفتم و لخت شدم..روی کاناپه نشستم و با گفتن کلمه "اکشن" شروع کردم به مالیدن لوسیون روی بدنم..براق و لیز شده بود و تحریک کننده... لبخندی زدم که دستی روی سی*نم نشست..سرم و بلند کردم ، چشمم خورد به یه پسر چهار شونه که برجستگیش داشت شلوارشو پاره میکرد..پس اولین فیلم پو*رنم رو با این آقا شروع میکنم.. بلند شدم و الکی ممنوعه های بدنمو پوشوندم که چشمم خورد به برجستگی کارگردان و تهیه کننده و هر کس دیگه ای که اونجا بود..
آب دهنم رو قورت دادم که پسره انداختم
روی کولش و بردم سمت اتاق و کارگردان دنبالمون راه افتاد...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3