#جلد_اول
یه دختر با وضع مالی نه چندان خوب و البته بسیار خوشگل که به خاطر این خوشگلیش محیط کاری سالم گیرش نمیاد.
#درخواستی
#مرضیه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6👍2👎1🥰1
آه..آه..ﺗﻨﺪﺗﺮ"دﺳﺘﻮر ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه ﺟﯿﻎ دﺧﺘﺮ در اﺗﺎق ﭘﯿﭽﯿﺪ، ﺑﺎﻋﺚ
ﺷﺪ اﺧﻢ ﻫﺎﯾﺶ ﺷﮑﻞ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ. ﺣﺎﻟﺶ از وﺿﻌﯿﺘﯽ ﮐﻪ داﺷﺖ ﺑﻬﻢ
ﻣﯿﺨﻮرد ﮐﻤﺮش ازﺷﺪت ﺗﻠﻤﺒﻪ زدن درد ﻣﯿﮑﺮد و آﻟﺘﺶ واﻗﻌﺎ ﻣﯽ
ﺳﻮﺧﺖ. ﺑﺎ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﭘﺎﻫﺎی ﺳﻨﮕﯿﻦ دﺧﺘﺮک ﻧﺎﻻن را روی ﺷﺎﻧﻪ اش
اﻧﺪاﺧﺖ و ﺷﺮاﯾﻂ را واﻗﻌﺎ ﺧﻔﻘﺎن ﮐﺮد. ارﺿﺎﺷﻮ ﻟﻌﻨﺘﯽ!... ﺑﺎ ﺑﯿﭽﺎرﮔﯽ
ﻧﺎﻟﯿﺪ و ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﻮدش را ﺟﻠﻮ و ﻋﻘﺐ ﮐﺮد و از دﯾﺪن ﺻﻮرت
رﺿﺎﯾﺖ ﺑﺨﺶ و ﭘﺮ از ﻟﺬت دﺧﺘﺮ اﺣﺴﺎس ﺣﺴﺎدت ﮐﺮد.
⬅️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👍2🥴2
Forwarded from PDFrom
دستی به لباس عمو کشیدم و با عشوه همیشگیم به گردنش زبون زدم.
- من الان میخوامت؛ امشب!
چشم هاشو تا به تا کرد و گفت:
- با این لوندی هات می خوای به کجا برسی؟
چشم و ابرو کج و کوله کردم و از زیر میز دستمو طرف مردونگیش بردم، دم گوشش پچ زدم:
- به این، به عطر تنت که داره دیوونم میکنه
دستم رو پس زد و گفت:
- اینجا جاش نیست!
دوباره دستم رو به مردونگیش رسوندم و لبم رو با زبونم تر کردم و گفت:
- پایین توی پارکینگ...
حرفم تموم نشده بود که به خاطر فشار ریزی که به مردونگیش وارد کردم، کلافه از جا بلند شد و دستم رو کشید تا همراهیش کنم.
بی توجه به بقیه و شلوغی از واحدی که مهمونی بود بیرون زدیم و با آسانسور به پارکینگ رفتیم.
جاوید در عقب رو باز کرد و هلم داد روی صندلی، خیلی زود دامن رو بالا دادم و براش قمبل کردم.
مهم نبود اون عموم باشه یا من برادر زادش باشم، این وسط تنها چیزی که سر کشی می کرد عشق بی حد و مرز من بود.
دریافت فایل رمان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👎3❤2
Forwarded from PDFrom
مادر محیا، بعد از مرگ همسرش بخاطر وصیت او با برادرشوهرش ازدواج می کند؛ برادرشوهری که همسر و سه پسر بزرگتر از محیا دارد. همسرش طاقت نمی آورد و از او جدا می شود و به خارج میرود ولی پسرعموها همه جوره حامی محیا و مادرش هستند. بعد از اینکه عموی محیا فوت کرد، پسر بزرگش، امین ملقب به زرین خان همه کاره ی این خاندان می شود و ...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7🥰2🤷♂1🍓1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from .𝙀𝙩𝙝𝙚𝙧𝙚𝙖𝙡. (🧊𝐅𝐞𝐥𝐨𝐫𝐢𝐚)
درتاریخ بنویسید
زیر سایه حکومت عدل علی
چه ها بر سر این مردم نیامد!
زیر سایه حکومت عدل علی
چه ها بر سر این مردم نیامد!
❤4😢1
Forwarded from .𝙀𝙩𝙝𝙚𝙧𝙚𝙖𝙡. (🧊𝐅𝐞𝐥𝐨𝐫𝐢𝐚)
PDFrom
(🍓Koorosh&bhzd&arta&raha🍓) – Yebaram Man
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from PDFrom
جلد اول از مجموعه: #پادشاهان_دنیای_زیرزمینی
زندگی برام خلاصه شده بود تو خشم و خشونت، درد؛ رنج ، خون. یا میکشی یا کشته میشی.. اونقدر مرگ دورم پیچیده بود که دیگه یادم نمیومد زندگی چه مزهای داشت. تااینکه دیدمش. یه دختر کوچیک و ظریف ک سعی میکرد وانمود کنه قویه .اما از چشماش میشد فهمیدچه جهنمی رو رد کرده ،باید ازش دورمیشدم ، چون من فقط میتونستم توی سیاهی بیشترغرقش کنم.
✅ ولی واسه اولین بار تو زندگیم ی چیزی توی قلبم تکون خورد ، اون سعی میکرد شکسته بودنشومخفی کنه ، اون ی عالمه راز داشت ، رازایی کدوس داشتمم پیداشون کنم.⭐️
چون برای اولین بار ی چیزي رو براخودم میخاستم،دیگه اون آدم بیاحساس همیشه نبودم،میخاستم معصومیتی کچسیبده بود بهش رومالِ خودم کنم...
میخاستم بشکنمش ،تصاحبش کنمتاآخرین ذرهش..🔥
دریافت فایل رمان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤11🥰1🤩1🍓1
Forwarded from .𝙀𝙩𝙝𝙚𝙧𝙚𝙖𝙡. (🧊𝐅𝐞𝐥𝐨𝐫𝐢𝐚)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♥️
❤1
در مورد یه خان زاده ی آذری به اسم آی پاراست که در اثر ناملایمات زندگی و خیانت های اطرافیانش از محل زندگی خودش یعنی روستای کندوان به اجبار به عنوان خدمتکار به خونه یه خان زورگو به نام میرزا تقی خان ، به شهر اسکو می یاد و اونجاست که آی پارا نشون می ده با وجود رده ی پایینی که تو اون خونه داره هنوز هم خون یوسف خان تو رگاش جاریه و کل حکومت اون خونه رو عوض می کنه و تو این راه ، زندگی خودش و تک پسر خان ، یعنی تایماز رو دستخوش تغییر می کنه و....
🦋دریافت فایل رمان 🦋
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4🔥1🥰1🤯1🍓1