مقبره لیا @PDFrom.pdf
9.8 MB
🤍رمان : #مقبره_لیا
#مقبره_عشقو_هوس
❤️ژانر : #عاشقانه #اروتیک #بزرگسال #🔞 #مثبت۱۸
🤍نویسنده : #ساحل
❤️خلاصه :
داستانی از عشق و شهوت
لیا دانشجو باستان شناسی برای رسیدن به گروه کاوش در مصر ، دانشگاه خودشو عوض میکنه و وارد یه دانشگاه جدید میشه . جایی که با استاد جذاب و البته مغرورش روبه رو میشه.
کبود شدن گردن و لب ها چیز عجیبی نیست وقتی با دنیل آندو تو رابطه باشی . مردی که فانتزی های هات زیادی تو سرش داره . اما وقتی دانشجو دنیل هم باشی ! کار خیلی سخت تر میشه ... چون حالا هیچ حد و مرزی برای شیطنت های دنیل وجود نداره ...
@PDFrom
#مقبره_عشقو_هوس
❤️ژانر : #عاشقانه #اروتیک #بزرگسال #🔞 #مثبت۱۸
🤍نویسنده : #ساحل
❤️خلاصه :
داستانی از عشق و شهوت
لیا دانشجو باستان شناسی برای رسیدن به گروه کاوش در مصر ، دانشگاه خودشو عوض میکنه و وارد یه دانشگاه جدید میشه . جایی که با استاد جذاب و البته مغرورش روبه رو میشه.
کبود شدن گردن و لب ها چیز عجیبی نیست وقتی با دنیل آندو تو رابطه باشی . مردی که فانتزی های هات زیادی تو سرش داره . اما وقتی دانشجو دنیل هم باشی ! کار خیلی سخت تر میشه ... چون حالا هیچ حد و مرزی برای شیطنت های دنیل وجود نداره ...
@PDFrom
❤4👍4🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تسلیت به تمام مردم 🖤
🎀 🤩 🅰️ 🅰️ 🅰️ 🅰️ 🤩 🎀
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭4
دستی به لباس عمو کشیدم و با عشوه همیشگیم به گردنش زبون زدم.
- من الان میخوامت؛ امشب!
چشم هاشو تا به تا کرد و گفت:
- با این لوندی هات می خوای به کجا برسی؟
چشم و ابرو کج و کوله کردم و از زیر میز دستمو طرف مردونگیش بردم، دم گوشش پچ زدم:
- به این، به عطر تنت که داره دیوونم میکنه
دستم رو پس زد و گفت:
- اینجا جاش نیست!
دوباره دستم رو به مردونگیش رسوندم و لبم رو با زبونم تر کردم و گفت:
- پایین توی پارکینگ...
حرفم تموم نشده بود که به خاطر فشار ریزی که به مردونگیش وارد کردم، کلافه از جا بلند شد و دستم رو کشید تا همراهیش کنم.
بی توجه به بقیه و شلوغی از واحدی که مهمونی بود بیرون زدیم و با آسانسور به پارکینگ رفتیم.
جاوید در عقب رو باز کرد و هلم داد روی صندلی، خیلی زود دامن رو بالا دادم و براش قمبل کردم.
مهم نبود اون عموم باشه یا من برادر زادش باشم، این وسط تنها چیزی که سر کشی می کرد عشق بی حد و مرز من بود.
دریافت فایل رمان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤3
آه..آه..ﺗﻨﺪﺗﺮ"دﺳﺘﻮر ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه ﺟﯿﻎ دﺧﺘﺮ در اﺗﺎق ﭘﯿﭽﯿﺪ، ﺑﺎﻋﺚ
ﺷﺪ اﺧﻢ ﻫﺎﯾﺶ ﺷﮑﻞ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ. ﺣﺎﻟﺶ از وﺿﻌﯿﺘﯽ ﮐﻪ داﺷﺖ ﺑﻬﻢ
ﻣﯿﺨﻮرد ﮐﻤﺮش ازﺷﺪت ﺗﻠﻤﺒﻪ زدن درد ﻣﯿﮑﺮد و آﻟﺘﺶ واﻗﻌﺎ ﻣﯽ
ﺳﻮﺧﺖ. ﺑﺎ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﭘﺎﻫﺎی ﺳﻨﮕﯿﻦ دﺧﺘﺮک ﻧﺎﻻن را روی ﺷﺎﻧﻪ اش
اﻧﺪاﺧﺖ و ﺷﺮاﯾﻂ را واﻗﻌﺎ ﺧﻔﻘﺎن ﮐﺮد. ارﺿﺎﺷﻮ ﻟﻌﻨﺘﯽ!... ﺑﺎ ﺑﯿﭽﺎرﮔﯽ
ﻧﺎﻟﯿﺪ و ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﻮدش را ﺟﻠﻮ و ﻋﻘﺐ ﮐﺮد و از دﯾﺪن ﺻﻮرت
رﺿﺎﯾﺖ ﺑﺨﺶ و ﭘﺮ از ﻟﺬت دﺧﺘﺮ اﺣﺴﺎس ﺣﺴﺎدت ﮐﺮد.
⬅️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👍1👎1🥰1🍓1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
PDFrom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#مانیا
#عاشقانه| #اجباری| #ممنوعه
نیما فرهمند پسر خونده نویان عاشق دختر عموش بهار که همه اونارو خواهر برادر میدونن میشه و روز عروسیش با پسر داییش اونو میدزده و ماله خودش میکنتش
دریافت فایل رمان💞
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
PDFrom
رمان جدید گذاشتم براتون📢 🍸
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#وانشات_تصویری
فیونا دورگهی انسان-خرگوش، دیرش شده و باید به مدرسه بره. اما همهی درها بستهن! پس تصمیم میگیره از سوراخی که روی دیوار مدرسه ایجاد شده وارد بشه... اما اون کاملاً سایز باسنش رو فراموش کرده و نمیدونه که رد شدن از اون سوراخ، با اون حجم از باسن، غیرممکنه. اون داخل سوراخ گیر میافته و از شانسِ بدش، پسرایی صدای کمک خواستنش رو میشنون که از خیلی وقت پیش آرزوی دستدرازی به فیونا رو داشتن...
"
به شدت صحنه داره
پس اگر خوشتون نمیاد لطفا نخونین
دریافت فایل رمان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤3👎2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آشا دختری خودساخته که دنبال کار میگرده سراز عمارت بردیا خان درمیاره، بردیایی که نامزد قبلیشه و بخاطر ماجراهایی با آشا کات کرد. حالا ببینیم چه اتفاقی بین آشا و بردیا خان و اشخاص حاضر در داستان میوفته که این دو دوباره باهم عقد میکنن..
خواندن این رمان برای افراد زیر ۱۸ سال مناسب نمیباشد
دریافت فایل رمان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2❤1🔥1🥰1
@PDFrom حکم خون.pdf
12.4 MB
#حکم_خون
#مهتاب_ر
#مستر #اسلیو_گرل #بزرگسال #bdsm
#مثبت_۱8
دختری محجبه که با پسر عموش نامزده
و بعد ی مدت پسر عموش میزاره میره و بعد سالها با اومدنش دختر دزدیده میشه
و چاووش اونو به ی شیخ عرب میفروشه اما چون عاشقش شده…
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5👍2🥰1
Forwarded from Me (𝐅 𝐞 𝐥 𝐨 𝐫 𝐢 𝐚)
" حس میکنم کارمای تموم دل هایی که شکوندم تو این ادم جمع شده و در اینده قراره به طرز عجیبی سرش به فنا برم…🖤
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6