Forwarded from .𝙀𝙩𝙝𝙚𝙧𝙚𝙖𝙡. (🤍)
بهشت جایی نیست وقتی که میمیری به انجا بروی؛درون ادمی است که ارزش مردن را دارد..
👍1
عروسک شیطان1.pdf
6.5 MB
📜رمان : #عروسک_شیطان 👆
جلد اول
🥂ژانر: #BDSM #عاشقانه #معمایی #انتقامی
✍نویسنده: #𝑫𝒓𝒆𝒂𝒎𝒓𝒈𝒊𝒓𝒍
📄خلاصه:
من اسیر شدم...
در قلمروی شیطان...
راهی برای رهایی و فرار نیست...
جز اسارت کشیدن...
من مجبور شدم
به عروسک شیطان شدن...
فریال با اسم و ظاهر جدید با کمک داییش با عشقش ازدواج میکنه؛ دختری که سخت ترین رابطه ها رو تحمل میکنه که فقط کنار عشقش باشه
برای افراد زیر ۱۸ سال مناسب نمیباشد
💚@PDFrom💚
جلد اول
🥂ژانر: #BDSM #عاشقانه #معمایی #انتقامی
✍نویسنده: #𝑫𝒓𝒆𝒂𝒎𝒓𝒈𝒊𝒓𝒍
📄خلاصه:
من اسیر شدم...
در قلمروی شیطان...
راهی برای رهایی و فرار نیست...
جز اسارت کشیدن...
من مجبور شدم
به عروسک شیطان شدن...
فریال با اسم و ظاهر جدید با کمک داییش با عشقش ازدواج میکنه؛ دختری که سخت ترین رابطه ها رو تحمل میکنه که فقط کنار عشقش باشه
برای افراد زیر ۱۸ سال مناسب نمیباشد
💚@PDFrom💚
❤3👍2
عمویم نباش.pdf
5.3 MB
🌵رمان : #عمویم_نباش
💗ژانر : #عاشقانه #صحنه_دار #بزرگسال
🍓نویسنده : #ناشناس
🩷خلاصه :
دستی به لباس عمو کشیدم و با عشوه همیشگیم به گردنش زبون زدم.
- من الان میخوامت؛ امشب!
چشم هاشو تا به تا کرد و گفت:
- با این لوندی هات می خوای به کجا برسی؟
چشم و ابرو کج و کوله کردم و از زیر میز دستمو طرف مردونگیش بردم، دم گوشش پچ زدم:
- به این، به عطر تنت که داره دیوونم میکنه.
دستم رو پس زد و گفت:
- اینجا جاش نیست!
دوباره دستم رو به مردونگیش رسوندم و لبم رو با زبونم تر کردم و گفت:
- پایین توی پارکینگ...
حرفم تموم نشده بود که به خاطر فشار ریزی که به مردونگیش وارد کردم، کلافه از جا بلند شد و دستم رو کشید تا همراهیش کنم.
بی توجه به بقیه و شلوغی از واحدی که مهمونی بود بیرون زدیم و با آسانسور به پارکینگ رفتیم.
جاوید در عقب رو باز کرد و هلم داد روی صندلی، خیلی زود دامن رو بالا دادم و براش قمبل کردم.
مهم نبود اون عموم باشه یا من برادر زادش باشم، این وسط تنها چیزی که سر کشی می کرد عشق بی حد و مرز من بود.
#درخواست
@PDFrom
💗ژانر : #عاشقانه #صحنه_دار #بزرگسال
🍓نویسنده : #ناشناس
🩷خلاصه :
دستی به لباس عمو کشیدم و با عشوه همیشگیم به گردنش زبون زدم.
- من الان میخوامت؛ امشب!
چشم هاشو تا به تا کرد و گفت:
- با این لوندی هات می خوای به کجا برسی؟
چشم و ابرو کج و کوله کردم و از زیر میز دستمو طرف مردونگیش بردم، دم گوشش پچ زدم:
- به این، به عطر تنت که داره دیوونم میکنه.
دستم رو پس زد و گفت:
- اینجا جاش نیست!
دوباره دستم رو به مردونگیش رسوندم و لبم رو با زبونم تر کردم و گفت:
- پایین توی پارکینگ...
حرفم تموم نشده بود که به خاطر فشار ریزی که به مردونگیش وارد کردم، کلافه از جا بلند شد و دستم رو کشید تا همراهیش کنم.
بی توجه به بقیه و شلوغی از واحدی که مهمونی بود بیرون زدیم و با آسانسور به پارکینگ رفتیم.
جاوید در عقب رو باز کرد و هلم داد روی صندلی، خیلی زود دامن رو بالا دادم و براش قمبل کردم.
مهم نبود اون عموم باشه یا من برادر زادش باشم، این وسط تنها چیزی که سر کشی می کرد عشق بی حد و مرز من بود.
#درخواست
@PDFrom
👍6❤2👎2
حریر سرخ.pdf
4.9 MB
👸رمان : حریر سرخ
✨نویسنده : #کوثر_ب
🌈ژانر : #عاشقانه #خون_بسی #انتقامی
💞خلاصه :
من بیگناه مجازات شدم! به خاطر خطای برادرم رضایت دادم به یه خطا . به من میگن عروس خونبس! وارد عمارتی شدم که همه ازم متنفرن و ترسناکتر از همهی اونا مرد جذاب و بیرحمیه که حکم همسرم رو داره... اون فقط هدفش شکنجهی روحی و جسمیه منه تا از این راه انتقام خون خواهرش رو بگیره ... یه مرد مغرور و جذاب! ثروتمند و مقتدر! بیاحساسه اما با زنهای مختلف رابطه داره از یه جا به بعد زندگیش به هم میریزه... خواهرش رو یه مرد خفتگیر میکشه ورق بر میگرده و آتیش خشم و نفرت درونش شعلهور میشه و برای انتقام قیام میکنه خون در برابر خون و جان در برابر جان! دست میذاره روی بیگناه ترین موجود این قضیه و اون کسی نیست جز حریر...
🍭@PDFrom🍭
✨نویسنده : #کوثر_ب
🌈ژانر : #عاشقانه #خون_بسی #انتقامی
💞خلاصه :
من بیگناه مجازات شدم! به خاطر خطای برادرم رضایت دادم به یه خطا . به من میگن عروس خونبس! وارد عمارتی شدم که همه ازم متنفرن و ترسناکتر از همهی اونا مرد جذاب و بیرحمیه که حکم همسرم رو داره... اون فقط هدفش شکنجهی روحی و جسمیه منه تا از این راه انتقام خون خواهرش رو بگیره ... یه مرد مغرور و جذاب! ثروتمند و مقتدر! بیاحساسه اما با زنهای مختلف رابطه داره از یه جا به بعد زندگیش به هم میریزه... خواهرش رو یه مرد خفتگیر میکشه ورق بر میگرده و آتیش خشم و نفرت درونش شعلهور میشه و برای انتقام قیام میکنه خون در برابر خون و جان در برابر جان! دست میذاره روی بیگناه ترین موجود این قضیه و اون کسی نیست جز حریر...
💗@PDFrom💗
🍭@PDFrom🍭
👍6❤3
سرمای قلب تو.pdf
2 MB
🩵رمان: #سرمای_قلب_تو
🤍ژانر: #عاشقانه #اربابی #بزرگسال
🩶نویسنده: #پری
💜خلاصه:
ماجرا از جوانه زدن عشق در قلب دخترک قصه شروع میشه....
عشق به ارباب جوان روستا..
این عشق درقلب دخترک شهری ریشه میزنه
تا اینکه روزگار این دو رو به نقطه ی عطف میرسونه مردی که باید با وجود مراقب آن باشد تا دیگران به او آسیب نرسانند و غم بچه ی از دست داده را به دوش بکشد و از مادر بچه مراقبت کند
پایان خوش
@PDFrom
🤍ژانر: #عاشقانه #اربابی #بزرگسال
🩶نویسنده: #پری
💜خلاصه:
ماجرا از جوانه زدن عشق در قلب دخترک قصه شروع میشه....
عشق به ارباب جوان روستا..
این عشق درقلب دخترک شهری ریشه میزنه
تا اینکه روزگار این دو رو به نقطه ی عطف میرسونه مردی که باید با وجود مراقب آن باشد تا دیگران به او آسیب نرسانند و غم بچه ی از دست داده را به دوش بکشد و از مادر بچه مراقبت کند
پایان خوش
@PDFrom
❤4👍4
بچه بسیجی.pdf
14.2 MB
رمان: #بچه_بسیجی
نویسنده: #شادی_قربانی
ژانر: #عاشاقانه #کل_کلی #استاد_دانشجو #صحنه_دار
خلاصه:
دختر لوند و جذابی که از دین به دوره پسری بسیجی و خدایی که از قضا توی گشت ارشاد کار میکنه این آقا پسر ما یه زنم داره اما دست روزگار کاری میکنه که نازنین لوند و جذاب بشه همسر دومش اما روزگار چرخش داره و باعث میشه تا از هم جدا بشن اونم بخاطر اشتباهشون. هردو عاشق هم دیگه هستن اما درتصوری اشتباه فکر میکنند که طرف مقابلشون ازش متنفره. چندسال میگذره هنوز عاشق هم هستن پسر بسیجیمون دیگه بسیجی نیست حالا شده یک جنتلمن واقعی شده مرد رویایی هر دختری و دختر قصمون هنوز دلش با اونه دوباره دیداری تازه کلکل های استاد دانشجویی و عشقی داغ و آتشین...
@PDFrom
نویسنده: #شادی_قربانی
ژانر: #عاشاقانه #کل_کلی #استاد_دانشجو #صحنه_دار
خلاصه:
دختر لوند و جذابی که از دین به دوره پسری بسیجی و خدایی که از قضا توی گشت ارشاد کار میکنه این آقا پسر ما یه زنم داره اما دست روزگار کاری میکنه که نازنین لوند و جذاب بشه همسر دومش اما روزگار چرخش داره و باعث میشه تا از هم جدا بشن اونم بخاطر اشتباهشون. هردو عاشق هم دیگه هستن اما درتصوری اشتباه فکر میکنند که طرف مقابلشون ازش متنفره. چندسال میگذره هنوز عاشق هم هستن پسر بسیجیمون دیگه بسیجی نیست حالا شده یک جنتلمن واقعی شده مرد رویایی هر دختری و دختر قصمون هنوز دلش با اونه دوباره دیداری تازه کلکل های استاد دانشجویی و عشقی داغ و آتشین...
@PDFrom
👍4❤1👎1
Forwarded from PDFrom
آغوش اشتباهی.pdf
12.8 MB
❤️رمان : #آغوش_اشتباهی
🦋نویسنده : #بهار_خانم_پ
🤍ژانر : #عاشقانه #اروتیک #بزرگسال
🩵خلاصه :
فاح*شه هستم ولی دنیای من پاک تر از افکار کثیف توست. قصه من عاشقی پر لذتی است که تو را می طلبد ولی دختری که تو خونه ای کار میکنه با تجاوز پا به دنیای زن ها میزاره و حتی با اون فرد ازدواج میکنه اما با خیانت سمیر رو به رو میشه …
@PDFrom
🦋نویسنده : #بهار_خانم_پ
🤍ژانر : #عاشقانه #اروتیک #بزرگسال
🩵خلاصه :
فاح*شه هستم ولی دنیای من پاک تر از افکار کثیف توست. قصه من عاشقی پر لذتی است که تو را می طلبد ولی دختری که تو خونه ای کار میکنه با تجاوز پا به دنیای زن ها میزاره و حتی با اون فرد ازدواج میکنه اما با خیانت سمیر رو به رو میشه …
@PDFrom
👍2❤1👎1
Forwarded from PDFrom
میراکل-1 2.pdf
14 MB
🦋رمان : #میراکل
💜مترجم : #شوکا
🦋ژانر : #اروتیک #مافیایی #عاشقانه #خارجی #بزرگسال
💜خلاصه :
وقتی لیو لئوکوف تو کلاب برادرش مچ یه دزد خیابونی رو میگیره زندگیش از این رو به اون رو میشه. مینا، دزد کوچولو، دختر هجدهسالهایه که از پشت موهای بلند و آشفتهش، با چشمهای سبز درشتش بهش خیره میشه و ازش میخواد کاری به کارش نداشته باشه. چون اون درسته دزدی کرده اما یه دزد باشرفه، اون میخواست به اندازهی یه وعده غذا از داخل اون کیف پرپول، پول برداره و بقیهشو پس میداد.
تو اون چشمهای سبزرنگ، درخششی بود که وجود لیو رو روشن کرد. مردی که یه کیس نادر روانشناسیه و به بیاحساسی
معروفه، خودش رو مسئول زندگی مینا میبینه.
اون بعنوان یه مرد ۳۳ ساله، پدر یه دختر سه ساله، دومین پسر یه خانوادهی اصیل روسی، درِ عمارتشو بهروی مینا باز میکنه.
@PDFrom
💜مترجم : #شوکا
🦋ژانر : #اروتیک #مافیایی #عاشقانه #خارجی #بزرگسال
💜خلاصه :
وقتی لیو لئوکوف تو کلاب برادرش مچ یه دزد خیابونی رو میگیره زندگیش از این رو به اون رو میشه. مینا، دزد کوچولو، دختر هجدهسالهایه که از پشت موهای بلند و آشفتهش، با چشمهای سبز درشتش بهش خیره میشه و ازش میخواد کاری به کارش نداشته باشه. چون اون درسته دزدی کرده اما یه دزد باشرفه، اون میخواست به اندازهی یه وعده غذا از داخل اون کیف پرپول، پول برداره و بقیهشو پس میداد.
تو اون چشمهای سبزرنگ، درخششی بود که وجود لیو رو روشن کرد. مردی که یه کیس نادر روانشناسیه و به بیاحساسی
معروفه، خودش رو مسئول زندگی مینا میبینه.
اون بعنوان یه مرد ۳۳ ساله، پدر یه دختر سه ساله، دومین پسر یه خانوادهی اصیل روسی، درِ عمارتشو بهروی مینا باز میکنه.
@PDFrom
👍5❤1🥰1
توکا پرنده کوچک.pdf
8.1 MB
💜رمان : #توکا_پرنده_کوچک
🩵ژانر : #عاشقانه #تخیلی #بزرگسالی
🤍نویسنده : #پرستو_س #پونه_سعیدی
خلاصه :
داستان دختریه که خواب های عجیبی میبینه...خواب هایی که به حقیقت تبدیل میشن و لمس هایی که واقعی میشن...مردی برای رسیدن به قدرت به دنبال تصاحب جسم و روح توکاست و مردی از جنس خشم و سایه به کمک توکا میاد...اما این تازه ابتدای ماجراست...بین این دو مرد مغرور،سردو خشن...کدوم ناجی واقعی این دختره؟
پایان خوش
~@PDFrom
🩵ژانر : #عاشقانه #تخیلی #بزرگسالی
🤍نویسنده : #پرستو_س #پونه_سعیدی
خلاصه :
داستان دختریه که خواب های عجیبی میبینه...خواب هایی که به حقیقت تبدیل میشن و لمس هایی که واقعی میشن...مردی برای رسیدن به قدرت به دنبال تصاحب جسم و روح توکاست و مردی از جنس خشم و سایه به کمک توکا میاد...اما این تازه ابتدای ماجراست...بین این دو مرد مغرور،سردو خشن...کدوم ناجی واقعی این دختره؟
پایان خوش
~@PDFrom
👍3
@romanmamnoeee محافظ من.pdf
3.6 MB
نونای داستان ما منزویه خجالتیه مادرش و عموش به دلایلی خیلی مراقبشن تا اینکه یه روز اتفاقاتی میفته و متوجه حقایقی میشه متوجه میشه که دنیا اون چیزی که باید باشه نیست همه این داستانا در برابر ورود یه محافظ به زندگیش هیچه انگار ، حامی محافظی قوی نترس و خودرای و البته عاشق
به جن و پری اعتقاد داری؟ به اهریمن چطور ؟ اصلا میتونی از یه محافظ عاشق بگذری؟
#پایان_خوش
PDFrom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤1
@PDFrom حکم خون.pdf
12.4 MB
📌رمان :
#حکم_خون
🍫نویسنده :
#مهتاب_ر
🍓ژانر :
#مستر #اسلیو_گرل #بزرگسال #bdsm
#مثبت_۱۸
🔞خواندن این رمان برای افراد زیر ۱۸ سال مجاز نمیباشد
♥️خلاصه:
دختری محجبه که با پسر عموش نامزده
و بعد ی مدت پسر عموش میزاره میره و بعد سالها با اومدنش دختر دزدیده میشه
و چاووش اونو به ی شیخ عرب میفروشه اما چون عاشقش شده…
@PDFrom
#حکم_خون
🍫نویسنده :
#مهتاب_ر
🍓ژانر :
#مستر #اسلیو_گرل #بزرگسال #bdsm
#مثبت_۱۸
🔞خواندن این رمان برای افراد زیر ۱۸ سال مجاز نمیباشد
♥️خلاصه:
دختری محجبه که با پسر عموش نامزده
و بعد ی مدت پسر عموش میزاره میره و بعد سالها با اومدنش دختر دزدیده میشه
و چاووش اونو به ی شیخ عرب میفروشه اما چون عاشقش شده…
@PDFrom
👍10
@romanmamnoeee محافظ من.pdf
3.6 MB
🤍
💜 رمان : #محافظ_من
🦋 نویسنده : #ملی_ر
💜 ژانر : #عاشقانه #هیجانی #مثبت_18 #تخیلی #صحنه_دار
🐱 خلاصه :
نونای داستان ما منزویه خجالتیه مادرش و عموش به دلایلی خیلی مراقبشن تا اینکه یه روز اتفاقاتی میفته و متوجه حقایقی میشه متوجه میشه که دنیا اون چیزی که باید باشه نیست همه این داستانا در برابر ورود یه محافظ به زندگیش هیچه انگار ، حامی محافظی قوی نترس و خودرای و البته عاشق
به جن و پری اعتقاد داری؟ به اهریمن چطور ؟ اصلا میتونی از یه محافظ عاشق بگذری؟
#پایان_خوش
PDFROM🍓 💞
نونای داستان ما منزویه خجالتیه مادرش و عموش به دلایلی خیلی مراقبشن تا اینکه یه روز اتفاقاتی میفته و متوجه حقایقی میشه متوجه میشه که دنیا اون چیزی که باید باشه نیست همه این داستانا در برابر ورود یه محافظ به زندگیش هیچه انگار ، حامی محافظی قوی نترس و خودرای و البته عاشق
به جن و پری اعتقاد داری؟ به اهریمن چطور ؟ اصلا میتونی از یه محافظ عاشق بگذری؟
#پایان_خوش
PDFROM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤1🔥1
دلبر زیبای من @PDFrom.pdf
5.4 MB
💶رمان :معشوقه اجباری ارباب
🦋نویسنده:پری بانو
💛ژانر : #عاشقانه #اربابی
🍓خلاصه:
مامانم شونه هامو تکون داد و صدام مي زد :
–آني؟ آني؟
–هووم.
–هووم چيه ؟ پاشو ببينم ؟ مگه نمي خواي بري خياطي ؟
با شنيدن اسم خياطي چشمامو باز کردم و سيخ نشستم و گفتم :
–ساعت چنده؟
–هشت ونيم
–واي مامان چرا بيدارم نکردي ؟
بلند شدم و از اتاق اومدم بيرون. مامانم پشت سرم اومد و گفت:
–خودمم تازه بيدار شدم تا تو دست و صورتتو بشوري صبحونه رو
حاضر مي کنم
♥️#درخواستی♥️
🎀@PDFrom🎀
🦋نویسنده:پری بانو
💛ژانر : #عاشقانه #اربابی
🍓خلاصه:
مامانم شونه هامو تکون داد و صدام مي زد :
–آني؟ آني؟
–هووم.
–هووم چيه ؟ پاشو ببينم ؟ مگه نمي خواي بري خياطي ؟
با شنيدن اسم خياطي چشمامو باز کردم و سيخ نشستم و گفتم :
–ساعت چنده؟
–هشت ونيم
–واي مامان چرا بيدارم نکردي ؟
بلند شدم و از اتاق اومدم بيرون. مامانم پشت سرم اومد و گفت:
–خودمم تازه بيدار شدم تا تو دست و صورتتو بشوري صبحونه رو
حاضر مي کنم
♥️#درخواستی♥️
🎀@PDFrom🎀
❤14👍5😁2🔥1🥰1
Forwarded from .𝙀𝙩𝙝𝙚𝙧𝙚𝙖𝙡. (🪽)
خدا رو چه دیدی شاید ی روز پسر من با دختر تو همینکارو کرد کارماست دیگه…
👍9❤2
Forwarded from .𝙀𝙩𝙝𝙚𝙧𝙚𝙖𝙡. (𝐅𝐞𝐥𝐨𝐫𝐢𝐚)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
متاسفانه گاهی ادم ها مجبورن بی حس بشن🖤