Forwarded from .𝙀𝙩𝙝𝙚𝙧𝙚𝙖𝙡. (𝑭𝑬𝑳𝑶𝑹𝑰𝑨)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دور و بریاتم تورو دادن فریبت…!
❤5👍1
@romanmamnoeeeمعامله ای با شیطان¹.pdf
15.6 MB
🩵رمان: #معامله_ای_با_شیطان
[#جلد_اول از #مجموعه: #The_Forge]
🩷نویسنده:#Meghan_March
❄️مترجم:#سارا_گلمبرت
💜ژانر: #اروتیک #بدون_سانسور
#عاشقانه
🩶خلاصه :
میتونی کت شلوار تن اون مرد بکنی،اما اون هیچوقت رام نمیشه."
با یک نگاه به جریکو فورج،فهمیدم که شایعات حقیقت داشتن.اون یه شکارچیه و منو هدف خودش قرار داده.اون شب میدونستم که نباید بیشتر از داراییم شرط میبستم.میدونستم که نباید روی خودم شرط میبستم.اما نومیدی منجر به تصمیمات بد میشه ومنم فکر میکردم امکان نداره ببازم.اشتباه میکردم.حالا چارهای جز بستن قرارداد با شیطان ندارم.
🤍~PDFrom~🤍
[#جلد_اول از #مجموعه: #The_Forge]
🩷نویسنده:#Meghan_March
❄️مترجم:#سارا_گلمبرت
💜ژانر: #اروتیک #بدون_سانسور
#عاشقانه
🩶خلاصه :
میتونی کت شلوار تن اون مرد بکنی،اما اون هیچوقت رام نمیشه."
با یک نگاه به جریکو فورج،فهمیدم که شایعات حقیقت داشتن.اون یه شکارچیه و منو هدف خودش قرار داده.اون شب میدونستم که نباید بیشتر از داراییم شرط میبستم.میدونستم که نباید روی خودم شرط میبستم.اما نومیدی منجر به تصمیمات بد میشه ومنم فکر میکردم امکان نداره ببازم.اشتباه میکردم.حالا چارهای جز بستن قرارداد با شیطان ندارم.
🤍~PDFrom~🤍
👍3❤2🔥1😱1
@romanmamnoeeeشانس شیطان ².pdf
12.5 MB
🩵رمان: #شانس_شیطان²
[#جلد_دوم از #مجموعه: #The_Forge]
🤍نویسنده: #Meghan_March
🩷مترجم: #سارا_گلمبرت
💜ژانر: #عاشقانه #اروتیک #صحنه_دار #بدون_سانسور
💜خلاصه:
چهره خونسردم همیشه بزرگترین ویژگی من بود، به همراه اراده و قدرتم. من به هیچکس وابسته نبودم و برای هیچ چیزی اجازه نمی گرفتم.
اما بعد جریکو مثل طوفان وارد زندگیم شد. آزادیم و با چیزی باارزش تر عوض کردم.
حالا باید با زندگی پرخطرم کنار بیام و اینکه عاشق جریکو نشم.
~🩵@PDFrom 🩵~
[#جلد_دوم از #مجموعه: #The_Forge]
🤍نویسنده: #Meghan_March
🩷مترجم: #سارا_گلمبرت
💜ژانر: #عاشقانه #اروتیک #صحنه_دار #بدون_سانسور
💜خلاصه:
چهره خونسردم همیشه بزرگترین ویژگی من بود، به همراه اراده و قدرتم. من به هیچکس وابسته نبودم و برای هیچ چیزی اجازه نمی گرفتم.
اما بعد جریکو مثل طوفان وارد زندگیم شد. آزادیم و با چیزی باارزش تر عوض کردم.
حالا باید با زندگی پرخطرم کنار بیام و اینکه عاشق جریکو نشم.
~🩵@PDFrom 🩵~
👍3❤2
معشوق.pdf
6.4 MB
🩷رمان: #معشوق
جلد سوم #مجموعه_نامزد
🩷ژانر: #عاشقانه #مافیایی #بزرگسال
🩷نویسنده: #پنلوپه_اسکای
🩷خلاصه:
این زندگی ، غرور و هر چیز دیگر را فدای زنی که دوستش دارم می کنم.خواه او مرا دوست داشته باشد یا نه...
@PDFrom
جلد سوم #مجموعه_نامزد
🩷ژانر: #عاشقانه #مافیایی #بزرگسال
🩷نویسنده: #پنلوپه_اسکای
🩷خلاصه:
این زندگی ، غرور و هر چیز دیگر را فدای زنی که دوستش دارم می کنم.خواه او مرا دوست داشته باشد یا نه...
@PDFrom
👍2❤1
ماهرخ.pdf
7.1 MB
📚رمان #ماهرخ👆
✍نویسنده: #ریحانه_نیاکام
💫ژانر: #عاشقانه_بزرگسال
📄خلاصه:
-من می تونم اون دکتری که دنبالشی رو بیارم تا خواهرت رو عمل کنه و در عوض تو هم....
ماهرخ با تعجب نگاه مرد رو به رویش کرد که نگاهش در صورت دخترک چرخی خورد...
دخترک عاصی از نگاه مرد، با حرص گفت: لطفا حرفتون رو کامل کنین...!
مرد نفس سنگینش را بیرون داد...
گفتنش کمی سخت بود اما باید می گفت....
این به نفع هر دو بود...
حداقل بیشتر به نفع دخترک رو به رویش بود.
با جدیتی که جزو جدا نشدنی شخصیتش بود، برخلاف اعتقاداتش، اجبارا چشم تو چشم دخترک با مکث گفت: دکتر معالج مهگل رو میارم و در عوضش... زنم شو..
✍نویسنده: #ریحانه_نیاکام
💫ژانر: #عاشقانه_بزرگسال
📄خلاصه:
-من می تونم اون دکتری که دنبالشی رو بیارم تا خواهرت رو عمل کنه و در عوض تو هم....
ماهرخ با تعجب نگاه مرد رو به رویش کرد که نگاهش در صورت دخترک چرخی خورد...
دخترک عاصی از نگاه مرد، با حرص گفت: لطفا حرفتون رو کامل کنین...!
مرد نفس سنگینش را بیرون داد...
گفتنش کمی سخت بود اما باید می گفت....
این به نفع هر دو بود...
حداقل بیشتر به نفع دخترک رو به رویش بود.
با جدیتی که جزو جدا نشدنی شخصیتش بود، برخلاف اعتقاداتش، اجبارا چشم تو چشم دخترک با مکث گفت: دکتر معالج مهگل رو میارم و در عوضش... زنم شو..
👍5❤1
جگوار.pdf
5.4 MB
🩵#جگوار
🤍نویسنده: #سبا_سالاری
🩵ژانر: #عاشقانه #هیجانی
🤍خلاصه :
راجب دختریه که تو یه روستا زندگی میکنه و پدر به شدت متعصبی داره.یکی به این روستا میاد و عاشق خواهر میشه ولی بنا به دلایلی مجبور با ازدواج با این پسر میشه و....
(ماجرای خون بس شدن آلای ۱۴ ساله و امیر والا .عشقی پر از فراز و نشیب .غیرت ، خیانت و امید)
@PDFrom
🤍نویسنده: #سبا_سالاری
🩵ژانر: #عاشقانه #هیجانی
🤍خلاصه :
راجب دختریه که تو یه روستا زندگی میکنه و پدر به شدت متعصبی داره.یکی به این روستا میاد و عاشق خواهر میشه ولی بنا به دلایلی مجبور با ازدواج با این پسر میشه و....
(ماجرای خون بس شدن آلای ۱۴ ساله و امیر والا .عشقی پر از فراز و نشیب .غیرت ، خیانت و امید)
@PDFrom
👍2❤1
@romantavansokot معشوقه ریس.pdf
11.1 MB
🩷رمان:#معشوقه_رئیس
🩷نویسنده: #فاطمه_صالحی
🩷ژانر:#مافیایی #عاشقانه #ازدواج_اجباری
🩷 خلاصه :
برکه دختر بی پناه یکی از اعضای باند برای محافظت ازجون پدر و برادرش مجبور میشه معشوقه رئیس یه باندخلافکار بشه . مسیح سردسته باند مافیا برکه رو به عقد موقت خودش در میاره و برکه مجبوره...
@PDFrom
🩷نویسنده: #فاطمه_صالحی
🩷ژانر:#مافیایی #عاشقانه #ازدواج_اجباری
🩷 خلاصه :
برکه دختر بی پناه یکی از اعضای باند برای محافظت ازجون پدر و برادرش مجبور میشه معشوقه رئیس یه باندخلافکار بشه . مسیح سردسته باند مافیا برکه رو به عقد موقت خودش در میاره و برکه مجبوره...
@PDFrom
❤4👍4👎1
عمارت ارباب.pdf
9.5 MB
❤️رمان : #عمارت_ارباب
❤️نویسنده : #زهرا_قلنده
❤️ژانر : #عاشقانه #ازدواج_اجباری #اربابی #خدمتکاری
❤️خلاصه :
آریا مهر بعد از ۱۳ سال از امریکا به ایران برمیگرده تا ارباب عمارت و روستای اجدادی خود شود درحالی که هیچ علاقه ای ندارد و به اجبار مادر بزرگ و مادرش ارباب شد. آنیل دختری که به عمارت اربابی آمد تا در کنار مادربزرگش که خدمتکار عمارت است زندگی کند. ولی جبر زمانه این دو نفر را کنار هممیگذارد تا با مشکلات و حقایق زندگیشون دست و پنجه نرم کنند
❤️نویسنده : #زهرا_قلنده
❤️ژانر : #عاشقانه #ازدواج_اجباری #اربابی #خدمتکاری
❤️خلاصه :
آریا مهر بعد از ۱۳ سال از امریکا به ایران برمیگرده تا ارباب عمارت و روستای اجدادی خود شود درحالی که هیچ علاقه ای ندارد و به اجبار مادر بزرگ و مادرش ارباب شد. آنیل دختری که به عمارت اربابی آمد تا در کنار مادربزرگش که خدمتکار عمارت است زندگی کند. ولی جبر زمانه این دو نفر را کنار هممیگذارد تا با مشکلات و حقایق زندگیشون دست و پنجه نرم کنند
👍3❤1❤🔥1🥰1
اجبار داغ.pdf
4.2 MB
رمان: #اجبار_داغ
🔞🔞🔞
#صحنه_دار #عاشقانه#خشن
نویسنده: #ناشناس
خلاصه:
دختری که بعداز ...
از دست دادن مادرش پدرش ازاون متنفر میشه و همه تو خانواده بهش زخم زبون میزنن
تااینکه پسرعموش که مدلینگه از ترکیه میاد و مجبورشون میکنن باهم ازدواج کنن اما پسر عمو از ایجاد این وصلت ناراضی بود و برای پیشیمون کردن دختر اون رو با آزار و اذیت جنسـ*ـے باعث
میشه که شهوت میان اونها...
🪼@PDFrom🪼
🔞🔞🔞
#صحنه_دار #عاشقانه#خشن
نویسنده: #ناشناس
خلاصه:
دختری که بعداز ...
از دست دادن مادرش پدرش ازاون متنفر میشه و همه تو خانواده بهش زخم زبون میزنن
تااینکه پسرعموش که مدلینگه از ترکیه میاد و مجبورشون میکنن باهم ازدواج کنن اما پسر عمو از ایجاد این وصلت ناراضی بود و برای پیشیمون کردن دختر اون رو با آزار و اذیت جنسـ*ـے باعث
میشه که شهوت میان اونها...
@PDFrom
🪼@PDFrom🪼
👍10🔥3❤1🥰1😢1
@PDFromیک طرفه.pdf
8.9 MB
👛رمان : یک طرفه
🩷نویسنده: Mariska
🌸ژانر: #عاشقانه| #اروتیک| #صحنه_دار| #بزرگسال
🎀خلاصه:
لیلا دختر هجده سالهایه که تموم عمرش عاشق برادر ناتنیاش بوده. با این حال کیلب نمیخواستش، دوستش نداشت و بعد از سواستفاده ازش ترکش کرد. لیلا برای فرار از احساساتی که خوره روح و ذهنش بود به شهر دیگهای میره، اما حضور مرد چشم آبی، مرموز و خشنی نفسش رو بند میاره و تنش رو به رعشه میاندازه. حالا دیگه لیلا عشق قدیمی و ضربهای که خورده بود رو به دست فراموشی میذاره و مجذوب مردی میشه که استاد دانشگاهشه، یازده سال باهاش اختلاف سنی داره و عاشق همسرشه.
لیلا ایندفعه تسلیم عشق یکطرفهاش نمیشه. حتی حرفهای توهینآمیز و تحقیرهای استادش هم تاثیری روش نداره و تصمیم میگیره مثل یه شیطون زیر پوست توماس نفوذ کنه ...
🩷@PDFrom🩷
🩷نویسنده: Mariska
🌸ژانر: #عاشقانه| #اروتیک| #صحنه_دار| #بزرگسال
🎀خلاصه:
لیلا دختر هجده سالهایه که تموم عمرش عاشق برادر ناتنیاش بوده. با این حال کیلب نمیخواستش، دوستش نداشت و بعد از سواستفاده ازش ترکش کرد. لیلا برای فرار از احساساتی که خوره روح و ذهنش بود به شهر دیگهای میره، اما حضور مرد چشم آبی، مرموز و خشنی نفسش رو بند میاره و تنش رو به رعشه میاندازه. حالا دیگه لیلا عشق قدیمی و ضربهای که خورده بود رو به دست فراموشی میذاره و مجذوب مردی میشه که استاد دانشگاهشه، یازده سال باهاش اختلاف سنی داره و عاشق همسرشه.
لیلا ایندفعه تسلیم عشق یکطرفهاش نمیشه. حتی حرفهای توهینآمیز و تحقیرهای استادش هم تاثیری روش نداره و تصمیم میگیره مثل یه شیطون زیر پوست توماس نفوذ کنه ...
🎀@PDFrom🎀
🩷@PDFrom🩷
❤4👍2
Forwarded from .𝙀𝙩𝙝𝙚𝙧𝙚𝙖𝙡. (🤍)
بهشت جایی نیست وقتی که میمیری به انجا بروی؛درون ادمی است که ارزش مردن را دارد..
👍1
عروسک شیطان1.pdf
6.5 MB
📜رمان : #عروسک_شیطان 👆
جلد اول
🥂ژانر: #BDSM #عاشقانه #معمایی #انتقامی
✍نویسنده: #𝑫𝒓𝒆𝒂𝒎𝒓𝒈𝒊𝒓𝒍
📄خلاصه:
من اسیر شدم...
در قلمروی شیطان...
راهی برای رهایی و فرار نیست...
جز اسارت کشیدن...
من مجبور شدم
به عروسک شیطان شدن...
فریال با اسم و ظاهر جدید با کمک داییش با عشقش ازدواج میکنه؛ دختری که سخت ترین رابطه ها رو تحمل میکنه که فقط کنار عشقش باشه
برای افراد زیر ۱۸ سال مناسب نمیباشد
💚@PDFrom💚
جلد اول
🥂ژانر: #BDSM #عاشقانه #معمایی #انتقامی
✍نویسنده: #𝑫𝒓𝒆𝒂𝒎𝒓𝒈𝒊𝒓𝒍
📄خلاصه:
من اسیر شدم...
در قلمروی شیطان...
راهی برای رهایی و فرار نیست...
جز اسارت کشیدن...
من مجبور شدم
به عروسک شیطان شدن...
فریال با اسم و ظاهر جدید با کمک داییش با عشقش ازدواج میکنه؛ دختری که سخت ترین رابطه ها رو تحمل میکنه که فقط کنار عشقش باشه
برای افراد زیر ۱۸ سال مناسب نمیباشد
💚@PDFrom💚
❤3👍2
عمویم نباش.pdf
5.3 MB
🌵رمان : #عمویم_نباش
💗ژانر : #عاشقانه #صحنه_دار #بزرگسال
🍓نویسنده : #ناشناس
🩷خلاصه :
دستی به لباس عمو کشیدم و با عشوه همیشگیم به گردنش زبون زدم.
- من الان میخوامت؛ امشب!
چشم هاشو تا به تا کرد و گفت:
- با این لوندی هات می خوای به کجا برسی؟
چشم و ابرو کج و کوله کردم و از زیر میز دستمو طرف مردونگیش بردم، دم گوشش پچ زدم:
- به این، به عطر تنت که داره دیوونم میکنه.
دستم رو پس زد و گفت:
- اینجا جاش نیست!
دوباره دستم رو به مردونگیش رسوندم و لبم رو با زبونم تر کردم و گفت:
- پایین توی پارکینگ...
حرفم تموم نشده بود که به خاطر فشار ریزی که به مردونگیش وارد کردم، کلافه از جا بلند شد و دستم رو کشید تا همراهیش کنم.
بی توجه به بقیه و شلوغی از واحدی که مهمونی بود بیرون زدیم و با آسانسور به پارکینگ رفتیم.
جاوید در عقب رو باز کرد و هلم داد روی صندلی، خیلی زود دامن رو بالا دادم و براش قمبل کردم.
مهم نبود اون عموم باشه یا من برادر زادش باشم، این وسط تنها چیزی که سر کشی می کرد عشق بی حد و مرز من بود.
#درخواست
@PDFrom
💗ژانر : #عاشقانه #صحنه_دار #بزرگسال
🍓نویسنده : #ناشناس
🩷خلاصه :
دستی به لباس عمو کشیدم و با عشوه همیشگیم به گردنش زبون زدم.
- من الان میخوامت؛ امشب!
چشم هاشو تا به تا کرد و گفت:
- با این لوندی هات می خوای به کجا برسی؟
چشم و ابرو کج و کوله کردم و از زیر میز دستمو طرف مردونگیش بردم، دم گوشش پچ زدم:
- به این، به عطر تنت که داره دیوونم میکنه.
دستم رو پس زد و گفت:
- اینجا جاش نیست!
دوباره دستم رو به مردونگیش رسوندم و لبم رو با زبونم تر کردم و گفت:
- پایین توی پارکینگ...
حرفم تموم نشده بود که به خاطر فشار ریزی که به مردونگیش وارد کردم، کلافه از جا بلند شد و دستم رو کشید تا همراهیش کنم.
بی توجه به بقیه و شلوغی از واحدی که مهمونی بود بیرون زدیم و با آسانسور به پارکینگ رفتیم.
جاوید در عقب رو باز کرد و هلم داد روی صندلی، خیلی زود دامن رو بالا دادم و براش قمبل کردم.
مهم نبود اون عموم باشه یا من برادر زادش باشم، این وسط تنها چیزی که سر کشی می کرد عشق بی حد و مرز من بود.
#درخواست
@PDFrom
👍6❤2👎2
حریر سرخ.pdf
4.9 MB
👸رمان : حریر سرخ
✨نویسنده : #کوثر_ب
🌈ژانر : #عاشقانه #خون_بسی #انتقامی
💞خلاصه :
من بیگناه مجازات شدم! به خاطر خطای برادرم رضایت دادم به یه خطا . به من میگن عروس خونبس! وارد عمارتی شدم که همه ازم متنفرن و ترسناکتر از همهی اونا مرد جذاب و بیرحمیه که حکم همسرم رو داره... اون فقط هدفش شکنجهی روحی و جسمیه منه تا از این راه انتقام خون خواهرش رو بگیره ... یه مرد مغرور و جذاب! ثروتمند و مقتدر! بیاحساسه اما با زنهای مختلف رابطه داره از یه جا به بعد زندگیش به هم میریزه... خواهرش رو یه مرد خفتگیر میکشه ورق بر میگرده و آتیش خشم و نفرت درونش شعلهور میشه و برای انتقام قیام میکنه خون در برابر خون و جان در برابر جان! دست میذاره روی بیگناه ترین موجود این قضیه و اون کسی نیست جز حریر...
🍭@PDFrom🍭
✨نویسنده : #کوثر_ب
🌈ژانر : #عاشقانه #خون_بسی #انتقامی
💞خلاصه :
من بیگناه مجازات شدم! به خاطر خطای برادرم رضایت دادم به یه خطا . به من میگن عروس خونبس! وارد عمارتی شدم که همه ازم متنفرن و ترسناکتر از همهی اونا مرد جذاب و بیرحمیه که حکم همسرم رو داره... اون فقط هدفش شکنجهی روحی و جسمیه منه تا از این راه انتقام خون خواهرش رو بگیره ... یه مرد مغرور و جذاب! ثروتمند و مقتدر! بیاحساسه اما با زنهای مختلف رابطه داره از یه جا به بعد زندگیش به هم میریزه... خواهرش رو یه مرد خفتگیر میکشه ورق بر میگرده و آتیش خشم و نفرت درونش شعلهور میشه و برای انتقام قیام میکنه خون در برابر خون و جان در برابر جان! دست میذاره روی بیگناه ترین موجود این قضیه و اون کسی نیست جز حریر...
💗@PDFrom💗
🍭@PDFrom🍭
👍6❤3
سرمای قلب تو.pdf
2 MB
🩵رمان: #سرمای_قلب_تو
🤍ژانر: #عاشقانه #اربابی #بزرگسال
🩶نویسنده: #پری
💜خلاصه:
ماجرا از جوانه زدن عشق در قلب دخترک قصه شروع میشه....
عشق به ارباب جوان روستا..
این عشق درقلب دخترک شهری ریشه میزنه
تا اینکه روزگار این دو رو به نقطه ی عطف میرسونه مردی که باید با وجود مراقب آن باشد تا دیگران به او آسیب نرسانند و غم بچه ی از دست داده را به دوش بکشد و از مادر بچه مراقبت کند
پایان خوش
@PDFrom
🤍ژانر: #عاشقانه #اربابی #بزرگسال
🩶نویسنده: #پری
💜خلاصه:
ماجرا از جوانه زدن عشق در قلب دخترک قصه شروع میشه....
عشق به ارباب جوان روستا..
این عشق درقلب دخترک شهری ریشه میزنه
تا اینکه روزگار این دو رو به نقطه ی عطف میرسونه مردی که باید با وجود مراقب آن باشد تا دیگران به او آسیب نرسانند و غم بچه ی از دست داده را به دوش بکشد و از مادر بچه مراقبت کند
پایان خوش
@PDFrom
❤4👍4
بچه بسیجی.pdf
14.2 MB
رمان: #بچه_بسیجی
نویسنده: #شادی_قربانی
ژانر: #عاشاقانه #کل_کلی #استاد_دانشجو #صحنه_دار
خلاصه:
دختر لوند و جذابی که از دین به دوره پسری بسیجی و خدایی که از قضا توی گشت ارشاد کار میکنه این آقا پسر ما یه زنم داره اما دست روزگار کاری میکنه که نازنین لوند و جذاب بشه همسر دومش اما روزگار چرخش داره و باعث میشه تا از هم جدا بشن اونم بخاطر اشتباهشون. هردو عاشق هم دیگه هستن اما درتصوری اشتباه فکر میکنند که طرف مقابلشون ازش متنفره. چندسال میگذره هنوز عاشق هم هستن پسر بسیجیمون دیگه بسیجی نیست حالا شده یک جنتلمن واقعی شده مرد رویایی هر دختری و دختر قصمون هنوز دلش با اونه دوباره دیداری تازه کلکل های استاد دانشجویی و عشقی داغ و آتشین...
@PDFrom
نویسنده: #شادی_قربانی
ژانر: #عاشاقانه #کل_کلی #استاد_دانشجو #صحنه_دار
خلاصه:
دختر لوند و جذابی که از دین به دوره پسری بسیجی و خدایی که از قضا توی گشت ارشاد کار میکنه این آقا پسر ما یه زنم داره اما دست روزگار کاری میکنه که نازنین لوند و جذاب بشه همسر دومش اما روزگار چرخش داره و باعث میشه تا از هم جدا بشن اونم بخاطر اشتباهشون. هردو عاشق هم دیگه هستن اما درتصوری اشتباه فکر میکنند که طرف مقابلشون ازش متنفره. چندسال میگذره هنوز عاشق هم هستن پسر بسیجیمون دیگه بسیجی نیست حالا شده یک جنتلمن واقعی شده مرد رویایی هر دختری و دختر قصمون هنوز دلش با اونه دوباره دیداری تازه کلکل های استاد دانشجویی و عشقی داغ و آتشین...
@PDFrom
👍4❤1👎1