PDFrom
1.01K subscribers
29 photos
28 videos
190 files
103 links
PDFroman

🩷https://t.me/PDFrom🩷

🦋🤍@PDFrom🤍🦋
Download Telegram
بچه بسیجی.pdf
14.2 MB
رمان: #بچه_بسیجی

نویسنده: #شادی_قربانی

ژانر: #عاشاقانه #کل_کلی #استاد_دانشجو #صحنه_دار

خلاصه:
دختر لوند و جذابی که از دین به دوره پسری بسیجی و خدایی که از قضا توی گشت ارشاد کار میکنه این آقا پسر ما یه زنم داره اما دست روزگار کاری میکنه که نازنین لوند و جذاب بشه همسر دومش اما روزگار چرخش داره و باعث میشه تا از هم جدا بشن اونم بخاطر اشتباهشون. هردو عاشق هم دیگه هستن اما درتصوری اشتباه فکر میکنند که طرف مقابلشون ازش متنفره. چندسال میگذره هنوز عاشق هم هستن پسر بسیجیمون دیگه بسیجی نیست حالا شده یک جنتلمن واقعی شده مرد رویایی هر دختری و دختر قصمون هنوز دلش با اونه دوباره دیداری تازه کلکل های استاد دانشجویی و عشقی داغ و آتشین...

@PDFrom
❤6👍4👎1👌1
شما ام تعطیل شدید؟🥹😂
Anonymous Poll
70%
ارهههه🥹😂🍓
30%
نه😭😔
PDFrom
بچه بسیجی.pdf
ریکشن؟
❤1👍1
جناب رئیس.pdf
5.1 MB
❤️رمان : #جناب_رئیس
#جلد_دوم

❤️ ژانر : #عاشقانه #پلیسی

❤️ نویسنده :  #بهار_حلوایی

❤️ خلاصه :
در جلد اول تا جایی خوندیم که دلربا و معراج به هم رسیدن و دوسال بعد، دلربای ما 5 ماهه باردار بود و در عشق و آرامش کامل به سر می‌بردند اما...
طوفان دیگری در راه است...
ققنوس با رنگ و بوی اربابی بی رحم به خونخواهی آمده و حالا در کمین زوج عاشق داستان ماست..
❤2👍2
‎⁨وصله ی جان @PDFrom⁩.pdf
6.4 MB
❤️ رمان : #وصله_ی_جان

❤️ژانر :
#عاشقانه #اربابی #خونبسی #ورزشی #رعیتی #خشن

❤️نویسنده :
#فاطمه

🤍خلاصه :
تقابل دو مرد برای دو زن...بوکسوری دو رگه برای انتقام خون پدرش مجبور میشه تو دِه بمونه و با بدست آوردن شواهد پی می بره که زن عموش قاتله.
جاهد چشم روی همه چیز می بنده و دستور به قصاص می ده اما درست لحظه ی اعدام افسون با جاهد معامله می کنه. در قبال بخشش خواهرش خونبس جاهد خان میشه... مردی که تو بی رحمی همتا نداره... یه مرد قدرتمند و بی رحم در مقابل دختری که گناهکاره... آیاز معلم جذاب و خوش استایلی که در روستا مشغول به کاره اما کار اصلی اون آموزش نیست... اون مرد در پی انتقام و سواستفاده‌اس اونم از شاگرد ساکت و منزویش، صنم... دو داستان در یک رمان... دو مرد خشن و دو دختر که یکی گناهکاره و دیگری بی گناه...

@PDFrom
👍5❤3
@PDFrom مستر-1.pdf
2.5 MB
💜رمان:#مستر
#the_Master

💜نویسنده: فرشته سیاه

💜ژانر:#اروتیک #مستر #اسیو_گرل

🤍خلاصه:
نونا دختر فقیری که با خانواده‌ش تو پایین شهر زندگی می‌کنن مادرش کلفتی می‌کنه و خواهرش با دوتا بچه طلاق گرفته و با اونا پیش مادرش زندگی می‌کنه پدرش معتاده و برادرش به جرم دزدی زندانه. هر روز تو مسیر مدرسه تا خونه کیف‌قاپی می‌کنه و خرج خودش رو در میاره. یه شب که تولد بهترین دوستش شیده دعوته تو اتاق موقع تعویض لباس قصد دزدی از کیف مهمونا رو داره که دایی شیده اونو میبینه. وقتی از زندگی سخت نونا باخبر میشه بهش پیشنهاد میده در ازای میلغی برای اون کار کنه و این شروع ماجراست.



🤍@PDFrom🤍
👍4❤2
ریکشنا کجاست خانوما اقایون💋؟
❤6👍1🥴1
Forwarded from •𝗟𝗨𝗖𝗜𝗙𝗘𝗥• (‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ℛ)
آدم بزرگ بودن خیلی سخته نیاز دارم تا ابد دختر بچه یکی باشم 🐈
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
@Requestnovel از لیلیث به آقای ابلیس.pdf
128.8 MB
♥️🍷نام‌رمــان‌: #از_لیلیث_به_آقای_ابلیس

♥️🌰 نویسنده:؛ #مهسا_حسینی

♥️🍫ژانر: #عاشقانه #رئیس_کارمندی

♥️🎻خلاصه:

افرا عادت کرده که یه آدم نامرئی باشه! سال‌هاست که کسی صداش رو نمی‌شنوه و کاراش رو نمی‌بینه اما درست در بدترین شرایطِ ممکن، مردی که کابوسِ روز و شباشه بالاخره اونو می‌بینه! دیدنی که پر از دردسره و افرا آرزو می‌کنه که کاش میشد باز هم نامرئی بشه...



★ از لیلیث به آقای ابلیس ★
❤4👍1
ریکشن یادتون نره خوشگلا
Forwarded from .𝙀𝙩𝙝𝙚𝙧𝙚𝙖𝙡. (𝑭𝑬𝑳𝑶𝑹𝑰𝑨)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دور و بریاتم تورو دادن فریبت…!
❤5👍1
@romanmamnoeeeمعامله ای با شیطان¹.pdf
15.6 MB
🩵رمان: #معامله_ای_با_شیطان
[#جلد_اول از #مجموعه: #The_Forge]
🩷نویسنده:#Meghan_March
❄️مترجم:#سارا_گلمبرت
💜ژانر: #اروتیک #بدون_سانسور
#عاشقانه
🩶خلاصه :
میتونی کت شلوار تن اون مرد بکنی،اما اون هیچوقت رام نمیشه."
با یک نگاه به  جریکو فورج،فهمیدم که شایعات حقیقت داشتن.اون یه شکارچیه و منو هدف خودش قرار داده.اون شب میدونستم که نباید بیشتر از داراییم شرط میبستم.میدونستم که نباید روی خودم شرط میبستم.اما نومیدی منجر به تصمیمات بد میشه ومنم فکر میکردم امکان نداره ببازم.اشتباه میکردم.حالا چاره‌ای جز بستن قرارداد با شیطان ندارم.

🤍~PDFrom~🤍
👍3❤2🔥1😱1
PDFrom pinned Deleted message
شب جلد دوم رو بزارم؟
👍9
@romanmamnoeeeشانس شیطان ².pdf
12.5 MB
🩵رمان: #شانس_شیطان²
[#جلد_دوم از #مجموعه: #The_Forge]
🤍نویسنده: #Meghan_March
🩷مترجم: #سارا_گلمبرت
💜ژانر: #عاشقانه #اروتیک #صحنه_دار #بدون_سانسور

💜خلاصه:
چهره خونسردم همیشه بزرگترین ویژگی من بود، به همراه اراده و قدرتم. من به هیچکس وابسته نبودم و برای هیچ چیزی اجازه نمی گرفتم.
اما بعد جریکو مثل طوفان وارد زندگیم شد. آزادیم و با چیزی باارزش تر عوض کردم.
حالا باید با زندگی پرخطرم کنار بیام و اینکه عاشق جریکو نشم.

~🩵@PDFrom 🩵~
👍3❤2
‎⁨معشوق⁩.pdf
6.4 MB
🩷رمان: #معشوق
جلد سوم #مجموعه_نامزد

🩷ژانر: #عاشقانه #مافیایی #بزرگسال

🩷نویسنده: #پنلوپه_اسکای

🩷خلاصه:
این زندگی ، غرور و هر چیز دیگر را فدای زنی که دوستش دارم می کنم.خواه او مرا دوست داشته باشد یا نه...

@PDFrom
👍2❤1
ماهرخ.pdf
7.1 MB
📚رمان #ماهرخ👆

✍نویسنده: #ریحانه_نیاکام

💫ژانر: #عاشقانه_بزرگسال

📄خلاصه:
-من می تونم اون دکتری که دنبالشی رو بیارم تا خواهرت رو عمل کنه و در عوض تو هم....
ماهرخ با تعجب نگاه مرد رو به رویش کرد که نگاهش در صورت دخترک چرخی خورد...
دخترک عاصی از نگاه مرد، با حرص گفت: لطفا حرفتون رو کامل کنین...!
مرد نفس سنگینش را بیرون داد...
گفتنش کمی سخت بود اما باید می گفت....
این به نفع هر دو بود...
حداقل بیشتر به نفع دخترک رو به رویش بود.
با جدیتی که جزو جدا نشدنی شخصیتش بود، برخلاف اعتقاداتش، اجبارا چشم تو چشم دخترک با مکث گفت: دکتر معالج مهگل رو میارم و در عوضش... زنم شو..
👍5❤1
جگوار.pdf
5.4 MB
🩵#جگوار

🤍نویسنده: #سبا_سالاری

🩵ژانر: #عاشقانه #هیجانی

🤍خلاصه :
راجب دختریه که تو یه روستا زندگی میکنه و پدر به شدت متعصبی داره.یکی به این روستا میاد و عاشق خواهر میشه ولی بنا به دلایلی مجبور با ازدواج با این پسر میشه و....
(ماجرای خون بس شدن آلای ۱۴ ساله و امیر والا .عشقی پر از فراز و نشیب .غیرت ، خیانت و امید)

@PDFrom
👍2❤1
@romantavansokot معشوقه ریس.pdf
11.1 MB
🩷رمان:#معشوقه_رئیس

🩷نویسنده: #فاطمه_صالحی

🩷ژانر:#مافیایی #عاشقانه #ازدواج_اجباری

🩷 خلاصه :
برکه دختر بی پناه یکی از اعضای باند برای محافظت ازجون پدر و برادرش مجبور میشه معشوقه رئیس یه باندخلافکار بشه . مسیح سردسته باند مافیا برکه رو به عقد موقت خودش در میاره و برکه مجبوره...

@PDFrom
❤4👍4👎1
عمارت ارباب.pdf
9.5 MB
❤️رمان : #عمارت_ارباب

❤️نویسنده : #زهرا_قلنده

❤️ژانر : #عاشقانه #ازدواج_اجباری #اربابی #خدمتکاری

❤️خلاصه :
آریا مهر بعد از ۱۳ سال از امریکا به ایران برمیگرده تا ارباب عمارت و روستای اجدادی خود شود درحالی که هیچ علاقه ای ندارد و به اجبار مادر بزرگ و مادرش ارباب شد. آنیل دختری که به عمارت اربابی آمد تا در کنار مادربزرگش که خدمتکار عمارت است زندگی کند. ولی جبر زمانه این دو نفر را کنار هم‌میگذارد تا با مشکلات و حقایق زندگیشون دست و پنجه نرم کنند
👍3❤1❤‍🔥1🥰1