@romantavansokot معشوقه ریس.pdf
11.1 MB
🩷رمان:#معشوقه_رئیس
🩷نویسنده: #فاطمه_صالحی
🩷ژانر:#مافیایی #عاشقانه #ازدواج_اجباری
🩷 خلاصه :
برکه دختر بی پناه یکی از اعضای باند برای محافظت ازجون پدر و برادرش مجبور میشه معشوقه رئیس یه باندخلافکار بشه . مسیح سردسته باند مافیا برکه رو به عقد موقت خودش در میاره و برکه مجبوره...
@PDFrom
🩷نویسنده: #فاطمه_صالحی
🩷ژانر:#مافیایی #عاشقانه #ازدواج_اجباری
🩷 خلاصه :
برکه دختر بی پناه یکی از اعضای باند برای محافظت ازجون پدر و برادرش مجبور میشه معشوقه رئیس یه باندخلافکار بشه . مسیح سردسته باند مافیا برکه رو به عقد موقت خودش در میاره و برکه مجبوره...
@PDFrom
❤10👍2👎1
ood.pdf
2 MB
❤️رمان:#عود
❤️نویسنده: #شیدا_شفق
❤️ژانر: #عاشقانه #اجباری #صحنه_دار
❤️خلاصه:
داستان روایتگر زندگی دختر به اسم وانیا است
دختری مظلوم و ارومی که هیشکی پشتش نیست..به عبارتی ساده تر
تنها..دختری که حتی دستای حمایت گر پدرو مادرش پشتش
نبود..دختری که دزدیده میشه
به صحرابرده میشه و...
#درخواستی
@PDFrom
❤️نویسنده: #شیدا_شفق
❤️ژانر: #عاشقانه #اجباری #صحنه_دار
❤️خلاصه:
داستان روایتگر زندگی دختر به اسم وانیا است
دختری مظلوم و ارومی که هیشکی پشتش نیست..به عبارتی ساده تر
تنها..دختری که حتی دستای حمایت گر پدرو مادرش پشتش
نبود..دختری که دزدیده میشه
به صحرابرده میشه و...
#درخواستی
@PDFrom
🥰9👍3❤2
عمویم نباش.pdf
5.3 MB
🌵رمان : #عمویم_نباش
💗ژانر : #عاشقانه #صحنه_دار #بزرگسال
🍓نویسنده : #ناشناس
🩷خلاصه :
دستی به لباس عمو کشیدم و با عشوه همیشگیم به گردنش زبون زدم.
- من الان میخوامت؛ امشب!
چشم هاشو تا به تا کرد و گفت:
- با این لوندی هات می خوای به کجا برسی؟
چشم و ابرو کج و کوله کردم و از زیر میز دستمو طرف مردونگیش بردم، دم گوشش پچ زدم:
- به این، به عطر تنت که داره دیوونم میکنه.
دستم رو پس زد و گفت:
- اینجا جاش نیست!
دوباره دستم رو به مردونگیش رسوندم و لبم رو با زبونم تر کردم و گفت:
- پایین توی پارکینگ...
حرفم تموم نشده بود که به خاطر فشار ریزی که به مردونگیش وارد کردم، کلافه از جا بلند شد و دستم رو کشید تا همراهیش کنم.
بی توجه به بقیه و شلوغی از واحدی که مهمونی بود بیرون زدیم و با آسانسور به پارکینگ رفتیم.
جاوید در عقب رو باز کرد و هلم داد روی صندلی، خیلی زود دامن رو بالا دادم و براش قمبل کردم.
مهم نبود اون عموم باشه یا من برادر زادش باشم، این وسط تنها چیزی که سر کشی می کرد عشق بی حد و مرز من بود.
#درخواست
@PDFrom
💗ژانر : #عاشقانه #صحنه_دار #بزرگسال
🍓نویسنده : #ناشناس
🩷خلاصه :
دستی به لباس عمو کشیدم و با عشوه همیشگیم به گردنش زبون زدم.
- من الان میخوامت؛ امشب!
چشم هاشو تا به تا کرد و گفت:
- با این لوندی هات می خوای به کجا برسی؟
چشم و ابرو کج و کوله کردم و از زیر میز دستمو طرف مردونگیش بردم، دم گوشش پچ زدم:
- به این، به عطر تنت که داره دیوونم میکنه.
دستم رو پس زد و گفت:
- اینجا جاش نیست!
دوباره دستم رو به مردونگیش رسوندم و لبم رو با زبونم تر کردم و گفت:
- پایین توی پارکینگ...
حرفم تموم نشده بود که به خاطر فشار ریزی که به مردونگیش وارد کردم، کلافه از جا بلند شد و دستم رو کشید تا همراهیش کنم.
بی توجه به بقیه و شلوغی از واحدی که مهمونی بود بیرون زدیم و با آسانسور به پارکینگ رفتیم.
جاوید در عقب رو باز کرد و هلم داد روی صندلی، خیلی زود دامن رو بالا دادم و براش قمبل کردم.
مهم نبود اون عموم باشه یا من برادر زادش باشم، این وسط تنها چیزی که سر کشی می کرد عشق بی حد و مرز من بود.
#درخواست
@PDFrom
❤6👍5👎4
@romanmamnoeee لیلی بی عشق.pdf
2.4 MB
❄️نام رمان: #لیلی_بی_عشق
🌈ژانر: #عاشقانه #گی #تخیلی #استریت #بزرگسال #فانتزی #بی_دی_اس_ام
💜نویسنده: #مهتاب_ر
🌾خلاصه:
دختری که مادرش رو از دست داده و توی خونه ی خانمی کار میکنه و از بچگی همونجا زندگی کرده و متوجه شده که مازوی بالایی داره با ی مرد بسیار سرد آشنا میشه که مرد …
@PDFroman
🌈ژانر: #عاشقانه #گی #تخیلی #استریت #بزرگسال #فانتزی #بی_دی_اس_ام
💜نویسنده: #مهتاب_ر
🌾خلاصه:
دختری که مادرش رو از دست داده و توی خونه ی خانمی کار میکنه و از بچگی همونجا زندگی کرده و متوجه شده که مازوی بالایی داره با ی مرد بسیار سرد آشنا میشه که مرد …
@PDFroman
👍4❤2
تصاحب.pdf
2.8 MB
#رمان: #تصاحب
#نویسنده: #شیوا_اسفندی
#ژانر: #عاشقانه #مافیایی #بزرگسال
#خلاصه:
من اِلوینم..
دختر هجده سالهای که برای فرار از تنهایی قبول کردم یک سال و همخواب رئیس مافیای خشنی بشم که دوازده سال ازم بزرگتر بود و یه عروسک برای رفع نیازهاش، میخواست.
رئیس مافیایی که افتخارش سنگدلیش بود و آدماش بهش لقب شکارچی داده بودن.
قوانین زیادی داشت و مهمترینش، قانونی بود که برای روابطش وضع کرده بود؛ عاشق شدن ممنوع!
متاسفانهعلیرغم اخطارهایی که داده بود، طی زمانی که باهاش زندگی میکردم عاشقش شدم و..
#جدید💚
#نویسنده: #شیوا_اسفندی
#ژانر: #عاشقانه #مافیایی #بزرگسال
#خلاصه:
من اِلوینم..
دختر هجده سالهای که برای فرار از تنهایی قبول کردم یک سال و همخواب رئیس مافیای خشنی بشم که دوازده سال ازم بزرگتر بود و یه عروسک برای رفع نیازهاش، میخواست.
رئیس مافیایی که افتخارش سنگدلیش بود و آدماش بهش لقب شکارچی داده بودن.
قوانین زیادی داشت و مهمترینش، قانونی بود که برای روابطش وضع کرده بود؛ عاشق شدن ممنوع!
متاسفانهعلیرغم اخطارهایی که داده بود، طی زمانی که باهاش زندگی میکردم عاشقش شدم و..
#جدید💚
👍6❤4👎1🔥1😈1
@romanmamnoeee او پدرم بود .pdf
810.2 KB
💜رمان : #او_پدرم_بود
💜نویسنده: #نیلوفر
💜 ژانر :#اجتماعی #بزرگسال
💜خلاصه:
درباره ی دختری که مورد تجاوز ناپدری خود قرار میگرد و پس از ان فرار میکند و با امیر اشنا میشود و امیر به او پیشنهاد میکند تا به پلیس مراجعه و همه چیز را بگوید اما دخترک قصه ی ما فرار میکند و با سمانه اشنا و سر از ج..ده خونه سر در میاورد و در یک مهمانی دوبارع امیر را میبیند و پس از مهمانی توسط امیر خریداری میشود...
@PDFrom
💜نویسنده: #نیلوفر
💜 ژانر :#اجتماعی #بزرگسال
💜خلاصه:
درباره ی دختری که مورد تجاوز ناپدری خود قرار میگرد و پس از ان فرار میکند و با امیر اشنا میشود و امیر به او پیشنهاد میکند تا به پلیس مراجعه و همه چیز را بگوید اما دخترک قصه ی ما فرار میکند و با سمانه اشنا و سر از ج..ده خونه سر در میاورد و در یک مهمانی دوبارع امیر را میبیند و پس از مهمانی توسط امیر خریداری میشود...
@PDFrom
❤7👍2
Forwarded from PDFrom
مقبره لیا @PDFrom.pdf
9.8 MB
🤍رمان : #مقبره_لیا
#مقبره_عشقو_هوس
❤️ژانر : #عاشقانه #اروتیک #بزرگسال #🔞 #مثبت۱۸
🤍نویسنده : #ساحل
❤️خلاصه :
داستانی از عشق و شهوت
لیا دانشجو باستان شناسی برای رسیدن به گروه کاوش در مصر ، دانشگاه خودشو عوض میکنه و وارد یه دانشگاه جدید میشه . جایی که با استاد جذاب و البته مغرورش روبه رو میشه.
کبود شدن گردن و لب ها چیز عجیبی نیست وقتی با دنیل آندو تو رابطه باشی . مردی که فانتزی های هات زیادی تو سرش داره . اما وقتی دانشجو دنیل هم باشی ! کار خیلی سخت تر میشه ... چون حالا هیچ حد و مرزی برای شیطنت های دنیل وجود نداره ...
@PDFrom
#مقبره_عشقو_هوس
❤️ژانر : #عاشقانه #اروتیک #بزرگسال #🔞 #مثبت۱۸
🤍نویسنده : #ساحل
❤️خلاصه :
داستانی از عشق و شهوت
لیا دانشجو باستان شناسی برای رسیدن به گروه کاوش در مصر ، دانشگاه خودشو عوض میکنه و وارد یه دانشگاه جدید میشه . جایی که با استاد جذاب و البته مغرورش روبه رو میشه.
کبود شدن گردن و لب ها چیز عجیبی نیست وقتی با دنیل آندو تو رابطه باشی . مردی که فانتزی های هات زیادی تو سرش داره . اما وقتی دانشجو دنیل هم باشی ! کار خیلی سخت تر میشه ... چون حالا هیچ حد و مرزی برای شیطنت های دنیل وجود نداره ...
@PDFrom
❤11👍6
سرمای قلب تو.pdf
2 MB
🩵رمان: #سرمای_قلب_تو
🤍ژانر: #عاشقانه #اربابی #بزرگسال
🩶نویسنده: #پری
💜خلاصه:
ماجرا از جوانه زدن عشق در قلب دخترک قصه شروع میشه....
عشق به ارباب جوان روستا..
این عشق درقلب دخترک شهری ریشه میزنه
تا اینکه روزگار این دو رو به نقطه ی عطف میرسونه مردی که باید با وجود مراقب آن باشد تا دیگران به او آسیب نرسانند و غم بچه ی از دست داده را به دوش بکشد و از مادر بچه مراقبت کند
پایان خوش
@PDFrom
🤍ژانر: #عاشقانه #اربابی #بزرگسال
🩶نویسنده: #پری
💜خلاصه:
ماجرا از جوانه زدن عشق در قلب دخترک قصه شروع میشه....
عشق به ارباب جوان روستا..
این عشق درقلب دخترک شهری ریشه میزنه
تا اینکه روزگار این دو رو به نقطه ی عطف میرسونه مردی که باید با وجود مراقب آن باشد تا دیگران به او آسیب نرسانند و غم بچه ی از دست داده را به دوش بکشد و از مادر بچه مراقبت کند
پایان خوش
@PDFrom
❤3👍3
بچه بسیجی.pdf
14.2 MB
رمان: #بچه_بسیجی
نویسنده: #شادی_قربانی
ژانر: #عاشاقانه #کل_کلی #استاد_دانشجو #صحنه_دار
خلاصه:
دختر لوند و جذابی که از دین به دوره پسری بسیجی و خدایی که از قضا توی گشت ارشاد کار میکنه این آقا پسر ما یه زنم داره اما دست روزگار کاری میکنه که نازنین لوند و جذاب بشه همسر دومش اما روزگار چرخش داره و باعث میشه تا از هم جدا بشن اونم بخاطر اشتباهشون. هردو عاشق هم دیگه هستن اما درتصوری اشتباه فکر میکنند که طرف مقابلشون ازش متنفره. چندسال میگذره هنوز عاشق هم هستن پسر بسیجیمون دیگه بسیجی نیست حالا شده یک جنتلمن واقعی شده مرد رویایی هر دختری و دختر قصمون هنوز دلش با اونه دوباره دیداری تازه کلکل های استاد دانشجویی و عشقی داغ و آتشین...
@PDFrom
نویسنده: #شادی_قربانی
ژانر: #عاشاقانه #کل_کلی #استاد_دانشجو #صحنه_دار
خلاصه:
دختر لوند و جذابی که از دین به دوره پسری بسیجی و خدایی که از قضا توی گشت ارشاد کار میکنه این آقا پسر ما یه زنم داره اما دست روزگار کاری میکنه که نازنین لوند و جذاب بشه همسر دومش اما روزگار چرخش داره و باعث میشه تا از هم جدا بشن اونم بخاطر اشتباهشون. هردو عاشق هم دیگه هستن اما درتصوری اشتباه فکر میکنند که طرف مقابلشون ازش متنفره. چندسال میگذره هنوز عاشق هم هستن پسر بسیجیمون دیگه بسیجی نیست حالا شده یک جنتلمن واقعی شده مرد رویایی هر دختری و دختر قصمون هنوز دلش با اونه دوباره دیداری تازه کلکل های استاد دانشجویی و عشقی داغ و آتشین...
@PDFrom
❤6👍4👎1👌1
جناب رئیس.pdf
5.1 MB
❤️رمان : #جناب_رئیس
#جلد_دوم
❤️ ژانر : #عاشقانه #پلیسی
❤️ نویسنده : #بهار_حلوایی
❤️ خلاصه :
در جلد اول تا جایی خوندیم که دلربا و معراج به هم رسیدن و دوسال بعد، دلربای ما 5 ماهه باردار بود و در عشق و آرامش کامل به سر میبردند اما...
طوفان دیگری در راه است...
ققنوس با رنگ و بوی اربابی بی رحم به خونخواهی آمده و حالا در کمین زوج عاشق داستان ماست..
#جلد_دوم
❤️ ژانر : #عاشقانه #پلیسی
❤️ نویسنده : #بهار_حلوایی
❤️ خلاصه :
در جلد اول تا جایی خوندیم که دلربا و معراج به هم رسیدن و دوسال بعد، دلربای ما 5 ماهه باردار بود و در عشق و آرامش کامل به سر میبردند اما...
طوفان دیگری در راه است...
ققنوس با رنگ و بوی اربابی بی رحم به خونخواهی آمده و حالا در کمین زوج عاشق داستان ماست..
❤2👍2
وصله ی جان @PDFrom.pdf
6.4 MB
❤️ رمان : #وصله_ی_جان
❤️ژانر : #عاشقانه #اربابی #خونبسی #ورزشی #رعیتی #خشن
❤️نویسنده : #فاطمه
🤍خلاصه :
تقابل دو مرد برای دو زن...بوکسوری دو رگه برای انتقام خون پدرش مجبور میشه تو دِه بمونه و با بدست آوردن شواهد پی می بره که زن عموش قاتله.
جاهد چشم روی همه چیز می بنده و دستور به قصاص می ده اما درست لحظه ی اعدام افسون با جاهد معامله می کنه. در قبال بخشش خواهرش خونبس جاهد خان میشه... مردی که تو بی رحمی همتا نداره... یه مرد قدرتمند و بی رحم در مقابل دختری که گناهکاره... آیاز معلم جذاب و خوش استایلی که در روستا مشغول به کاره اما کار اصلی اون آموزش نیست... اون مرد در پی انتقام و سواستفادهاس اونم از شاگرد ساکت و منزویش، صنم... دو داستان در یک رمان... دو مرد خشن و دو دختر که یکی گناهکاره و دیگری بی گناه...
@PDFrom
❤️ژانر : #عاشقانه #اربابی #خونبسی #ورزشی #رعیتی #خشن
❤️نویسنده : #فاطمه
🤍خلاصه :
تقابل دو مرد برای دو زن...بوکسوری دو رگه برای انتقام خون پدرش مجبور میشه تو دِه بمونه و با بدست آوردن شواهد پی می بره که زن عموش قاتله.
جاهد چشم روی همه چیز می بنده و دستور به قصاص می ده اما درست لحظه ی اعدام افسون با جاهد معامله می کنه. در قبال بخشش خواهرش خونبس جاهد خان میشه... مردی که تو بی رحمی همتا نداره... یه مرد قدرتمند و بی رحم در مقابل دختری که گناهکاره... آیاز معلم جذاب و خوش استایلی که در روستا مشغول به کاره اما کار اصلی اون آموزش نیست... اون مرد در پی انتقام و سواستفادهاس اونم از شاگرد ساکت و منزویش، صنم... دو داستان در یک رمان... دو مرد خشن و دو دختر که یکی گناهکاره و دیگری بی گناه...
@PDFrom
👍5❤3
@PDFrom مستر-1.pdf
2.5 MB
💜رمان:#مستر
#the_Master
💜نویسنده: فرشته سیاه
💜ژانر:#اروتیک #مستر #اسیو_گرل
🤍خلاصه:
نونا دختر فقیری که با خانوادهش تو پایین شهر زندگی میکنن مادرش کلفتی میکنه و خواهرش با دوتا بچه طلاق گرفته و با اونا پیش مادرش زندگی میکنه پدرش معتاده و برادرش به جرم دزدی زندانه. هر روز تو مسیر مدرسه تا خونه کیفقاپی میکنه و خرج خودش رو در میاره. یه شب که تولد بهترین دوستش شیده دعوته تو اتاق موقع تعویض لباس قصد دزدی از کیف مهمونا رو داره که دایی شیده اونو میبینه. وقتی از زندگی سخت نونا باخبر میشه بهش پیشنهاد میده در ازای میلغی برای اون کار کنه و این شروع ماجراست.
🤍@PDFrom🤍
#the_Master
💜نویسنده: فرشته سیاه
💜ژانر:#اروتیک #مستر #اسیو_گرل
🤍خلاصه:
نونا دختر فقیری که با خانوادهش تو پایین شهر زندگی میکنن مادرش کلفتی میکنه و خواهرش با دوتا بچه طلاق گرفته و با اونا پیش مادرش زندگی میکنه پدرش معتاده و برادرش به جرم دزدی زندانه. هر روز تو مسیر مدرسه تا خونه کیفقاپی میکنه و خرج خودش رو در میاره. یه شب که تولد بهترین دوستش شیده دعوته تو اتاق موقع تعویض لباس قصد دزدی از کیف مهمونا رو داره که دایی شیده اونو میبینه. وقتی از زندگی سخت نونا باخبر میشه بهش پیشنهاد میده در ازای میلغی برای اون کار کنه و این شروع ماجراست.
🤍@PDFrom🤍
👍4❤2