ده نفرم خودشونو برات جر بدن باز تو همونیو میخوای که بهت ریده، اصلا قانون طبیعت همینه.
اون قسمت از شب که از دوستات خداحافظی میکنی، قدمزنان به سمت خونه حرکت میکنی، خندههات یهو خشک میشن و تمام بدبختیات و دلتنگیات دوباره شدت میگیرن، واقعا عجیبه.
شبها یه « تر » میاد بعد از تمام حس ها. ناراحت تر، دلتنگ تر، بد تر، غمگین تر، عاشق تر، بدبخت تر.
شما اگه تصمیم بگیری یکم ارتباطاتت رو گسترش بدی متوجه میشی که سلامت روان آدما تو وضعیت بحرانی هست و از تصمیمت پشیمونت میکنن.
یه چیت کد بدم بهتون که بعضی وقتا تنها راه مووآن کردن اینه که یبار دیگه باهاش صحبت کنید.
اگه واقعا "اتفاقا اونروز داشتم بهت فکر میکردم" گفتنت راست بود الان اول تو تکست داده بودی نه من.
"چرا ناراحت شدی یهو؟"
یهو نبود عزیزم شما برای یک مدت طولانی داشتی منو ناراحت میکردی بنده هم به اشتباه یک مدت طولانی اخلاق گند شمارو تحمل کردم، الان تصمیم گرفتم که دیگه بسه و سیکتیر.
یهو نبود عزیزم شما برای یک مدت طولانی داشتی منو ناراحت میکردی بنده هم به اشتباه یک مدت طولانی اخلاق گند شمارو تحمل کردم، الان تصمیم گرفتم که دیگه بسه و سیکتیر.
عزیزم اینم درست میشه و بهرحال یه گهی میخوری، مثل تمام وقتای دیگهای که بهرحال یه گهی خوردی. آروم باش.
معتقدم یا تنهای تنها، یا رفتن تا آخرین ایستگاه عشق، از روابط بی سر و ته، نامشخص و نصفه نیمه بیزارم.
خانواده خیلی مهمه دوستان، با آدمایی بگردید که خانواده خوبی دارن؛ من هنوز ندیدم کسی تاکسیک باشه و خانواده خوبی داشته باشه.
قبلا به خانواده دروغ میگفتم که با دوستام بیرون باشم، الان به دوستام دروغ میگم که خونه باشم. اینو گفتم که بگم چیز عجیبیه این سن و سال.
خیلی شدید ادمارو از رو دایره ارتباطیشون قضاوت میکنم، یعنی مثلا طرف خودش ممکنه آدم جالب و خفنی باشه ولی اگه رفیقش ادم کصشری باشه طرف درجا جایگاهشو پیشم از دست میده.
ببخشید عزیزم دیگه خیلی با اون بچهی بامزهای که دوستش داشتی فرق کردم، بزرگ تر و بی اعتماد تر و غمگین تر شدم.
وا.
معلومه که دلت تنگ میشه. من مهربون ترین و دلسوز ترین ادمی بودم که میتونستی تو زندگیت داشته باشی و از دستشم دادی. بزن تو سر خودت، دلتنگی که چیزی نیست.
معلومه که دلت تنگ میشه. من مهربون ترین و دلسوز ترین ادمی بودم که میتونستی تو زندگیت داشته باشی و از دستشم دادی. بزن تو سر خودت، دلتنگی که چیزی نیست.