هرچيزی كه منو نكشت، نه تنها قوی ترمم نكرد بلكه اون يه ذره mental health باقی مونده هم شاشید توش.
اون لحظه که یکی بهت میگه "اهنگ بزار" انگار تمام آهنگات تبدیل به کصشرترین آثار تاریخ موسیقی میشن.
آدم چیزی که ناراحتش کرده رو ته نشین میکنه جوری که گاهی رسوب میشه،چیزی که ۱۰ سال پیش خیلی ناراحتت کرده الان یادش میفتی به خودت میگی برو بابا.
بعضی حسارو با یکی تجربه میکنی
که دیگه حتی با خودشم نمیتونی تکرار کنی
چه برسه به یه نفر دیگه.
که دیگه حتی با خودشم نمیتونی تکرار کنی
چه برسه به یه نفر دیگه.
اینکه وقتی یکی رو دوست داریم خیلی روش حساس میشیم و عادی ترین حرفش هم میتونه ناراحتمون کنه از باگهای اصلی دوست داشتنه.
با کسی باشید ک خودش بخواد مال شما باشه خودش بخواد فقط یه نفر تو زندگیش باشین خودش همه اضافه کارای دورشو حذف کنه اینکه بخوای یه نفر از چنگ این و اون دربیاری مفت نمیارزه.
سه جلسه رفتم تراپی تازه برگشته میگه فکر کنم ADHD داری. این در حالیه که شما قیافهی منو ببینی میفهمی تقریبا همهی حروف الفبا رو دارم.
یکی از ترسایی که همیشه تو زندگیم داشتم اینه که ناخواسته کسیو ناراحت کنم، چون ناخواسته اصلا حال نمیده، باید با برنامهریزی و عمدی باشه که قشنگ پاره شدنشو ببینم و کیف کنم.
احساس ناکافی بودن به نظر میرسه هیچوقت تموم نمیشه. مثل این میمونه که یه لیوان میذارن جلوت که پرش کنی و تا انجامش میدی یه لیوان خالی دیگه میذارن جلوت و انگار تو هیچوقت نمیتونی همهشون رو پر کنی، چون همیشه یکی هست که یه لیوان خالی جدید جلوت بذاره.
1
شب همگی بخیر مخصوصا اونایی که حس میکنن دیگه کاری از دست خودشون برنمیاد. عیب نداره، کمک بگیر. کمک خواستن هیچ ایرادی نداره❤️
هیچوقت نمیفهمی یه نفرو چقدر دوست داری تا وقتی که ببینی اون یکی دیگرو دوست داره.