همه چیز فراموش میشود، اما من هیچوقت فراموش نمیکنم که چگونه روزها متوالی میخوابیدم، فقط برای اجتناب از دیدن واقعیت.
هر روزی که فرد مورد نظر کنارت نیست همون ۳۱ شهریوریه که جمعهست و فرداش اول مهره
1
هربار که به حس ششم خودم اعتماد نکردم، با پنج حس دیگه تاوانشو دادم.
اگر معده و رحم نداشتم به مراتب انسان مهربانتر و شادتری بودم
به خودت میای میبینی آدمایی که برات ارزشمندن بخاطر ارزشیه که خودت بهشون دادی نه چیزی که خودشون باید داشته باشن!
یکی از راه های قطع ارتباط با من اینه که منتظر باشی تا من بهت تکست بدم.
یه نفر گفته: اگه یچیزی رو بدجور میخوای رهاش کن، اگه برگشت پیشت تا ابد مال تو خواهد بود، اگه برنگشت از همون اول هیچوقت متعلق به تو نبوده
من دارم زیر فشار زندگی تخم میزارم، تو ناراحتی ازم چرا دیر جواب پیامتو دادم؟
تمام ذوق و اشتياق آدم رو ميكشن بعد ميگن چرا يه جورى اى؟ چرا سردى؟ چرا دورى ميكنى؟ خب ذوقمو کور کردی ديگه، چى كارت كنم؟
باید یه برچسب بزرگ با عبارت "ببخشید من امروز تمایل به زیستن ندارم" رو روی پیشونیم بچسبونم.
دلم عمیقا تنگ میشه واسه تک تکِ لحظههایی که باید کنار کسایی که دوسشون میداشتم ، وقت میگذروندم ولی با نگرانی نسبت به آیندم گند زدم تو اون لحظه ها
حقیقتا عشق آسان نَنمود از اول، صرفا نِمود. از همون اول، نمود. از همون اولِ اول، نمود مارو این عشق💕
آدمها خصوصیات تاپشون رو میذارن توی ویترین اما تو ترک روی دیوار انبار من رو هم میدونستی.
حاضرم طرف هرگونه اختلال روانی داشته باشه ولی درگیر اکسش نباشه
دقیقا همون لحظهای که داری از استانداردات رو پایین میای و فکر میکنی ارزششو داره، کاش صاعقه بزنه مغزت ریست بشه.