𝒐𝒗𝒆𝒓𝒕𝒉𝒊𝒏𝒌𝒆𝒓
101 subscribers
354 photos
39 videos
19 files
4 links
«اینجا پناه‌گاه ذهن های شلوغ است؛🌻
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
13🕊1🌚1💘11
𝒐𝒗𝒆𝒓𝒕𝒉𝒊𝒏𝒌𝒆𝒓
Video
اینجا را خیلی دوست دارم
1💘31🕊1🌚1
امروز با دوستی از مزار که به تازگی آشنا شدم، درباره گل‌های آفتاب‌گردان صحبت کردیم. او گفت که مزرعه‌ای وجود دارد پر از این گل‌های زیبا. تصور کنید، یک مزرعه وسیع پر از گل‌های آفتاب‌گردان که سرهای طلایی و درخشانشان به سوی آسمان بلند شده‌اند و در زیر نور خورشید می‌رقصند. اگر آنجا بودم، با سرور و شوق در میان گل‌ها می‌دویدم و از زیبایی آن‌ها لذت می‌بردم.
همیشه وقتی از مزار صحبت می‌کردند خرقه مبارک را در ذهنم مجسم می‌کردم. مزار را با کلی جاهای تاریخی و ساختمان‌های مینیاتوری تصور می‌کردم، با رنگ‌های آبی و زیبایی‌های خاصش. اما حالا با این تصویر جدید از مزرعه گل‌های آفتاب‌گردان، تمام تصوراتم از مزار
تغیر کرده است.

اخ، مزرعه گل‌های آفتاب‌گردان!
من به شدت مشتاقم که روزی در آن مزرعه قدم بزنم و با نسیم ملایم بازی کنم.
4🕊2🌚1💔1💘11
21:21
3💔2🕊1😭11
𝒐𝒗𝒆𝒓𝒕𝒉𝒊𝒏𝒌𝒆𝒓
#چالش جدید ۳۰ روز طراحی فیگور یا آناتومی بدن روز اول..💓
#چالش جدید ۳۰ روز طراحی فیگور یا آناتومی بدن روز دوم ..🥹
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
3💘22🕊1🌚1
اسپانیا قهرمان جام جهانی 2026 شد.
💘2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاش اینجا زندگی میکردم..🤩🤩
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
3🕊1💔11
عجب آشفته بازاریست دنیا …
💔5
نورستان قشنگم 💔😔
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔4
برای وطنم !!

سال‌هاست که زانوهایم را بغل می‌کنم و در سکوتی عمیق، اشک می‌ریزم. برای تو، برای دردهای بی‌پایانت، وطنم!
اینقدر زخم خورده‌ای که نمی‌دانم به کدامین زخم‌هایت مرهم شوم.
وطن را چون دختر همسن و سال خودم می‌بینم که کنارش نشسته‌ام و گوش به حرف‌هایش می‌دهم.
او هم مانند من خسته است، خسته از روزهای بی‌پایان و شب‌های تاریک.

برای حال خوبش، گل‌های آفتاب‌گردان کاشتم، گل نعنا، برایش کتاب می‌خوانم، و نقاشی می‌کشم.
برای او شعر می‌خوانم.

هنوز از غم مرگ یکی از دخترانش، نازگل، چیزی نگذشته بود که باز نورستانش را سیل آمد.
چگونه می‌توانم این درد را توصیف کنم؟ چگونه می‌توانم در برابر چنین فاجعه‌ای گریه نکنم؟

نورستان را قلب وطن می‌دانم؛ حس می‌کنم فقط آنجاست که همه‌چیز زنده است و نفس می‌کشد.
چرا قلبت نیز زخم برداشت؟
من و وطنم هر دو با هم گریه می‌کنیم، ساعت‌ها روز و سال‌ها...

آیا می‌توانم روزی تو را از این درد رها کنم؟
آیا می‌توانم روزی دوباره لبخند را بر چهره‌ات ببینم؟

ای کاش روزی برسد که دخترانت آزاد و نورستانت سبز باشد، و رودهایت زلال و پرآب.
کوه‌هایت استوارتر و زخم‌هایت التیام یابد.
ای وطن، تو را با تمام دردهایت دوست دارم و امیدوارم روزی دوباره در آغوش آرامش بگیری.

22 July | 2026
💔321
ساعت و تاریخ باتری 😭🫠
6💔2
4😭3
مغزم را به صورت یک توده ی افکار پریشانِ فشرده می‌بینم،
افکار بی روحی معلق در هوا.
22💔1😭1
00:00
3💔21
شاگرد ها مه فقط دو ماه میشه که پیش مه نقاشی میخونن
و همچین اثر هنری خلق کردند .
72💔1💘1