Forwarded from Death to Birth. (Asena)
اگه کسی برای نگه داشتن تو نمیجنگه، هیچوقت برای موندن کنارش با خودت نجنگ.
الان که فکر میکنم میبینم یه وقتایی خدا به آدم رحم میکنه اما آدم نمیفهمه...
خوب شد با تو نموندم
خوب شد زن تو نشدم
وگرنه زندگیم خیلی بدتر از چیزی میشد که هست
فکر کن باهات ازدواج کرده بودم
تو میخواستی به من توجه کنی؟؟؟
نه
تو درگیر دکتر بردن و چسب دماغ زدن مامانت
دستشویی بردن داداشت
انجام خورده فرمایشات بابات بودی!
من بودم و مسئولیت یه زندگی اونم تنهایی تازه این خوشبینانه ترین حالت ممکنه اگه بچه دار میشدم که روزگارم سیاه بود...
تو میخواستی برای من چیکار کنی؟ وقتی بهت میگفتم بیا دنبالم میگفتی راه دوره خستم، دیر میشه، ترافیکه و.... در حالی که مامانت و میبردی بیرون بنظرت تو چه همسفری میخواستی برای من باشی؟
تویی که جلوی دیگران کوچیک ترین دفاعی از من نکردی....
بایدم زیاد بخوام چرا کم بخوام وقتی تو هیچ وقت از من دفاع نکردی!
من که حمایت تو رو نداشتم باید یه چیز زیاد میخواستم که خودم بتونم باهاش دهن بقیه رو ببندم!
وگرنه تو که ورد زبونت این بود لابد مامانم راست گفته، بابای بیچارم گناهی نداره و اونا بزرگ تر منن....
تو مقصری
تو برای من پناه خوبی نبودی
تو همیشه من و تهدید به رفتن کردی انقدر که امنیت روانیم و ترجیه دادم به عشق
الانم نه از چیزی ناراحت باش
نه دلت برای چیزی تنگ بشه
اینا همه انتخاب خودته
آیندتم در خوش بینانه ترین حالت ممکن یه مجرد ۴۰ ۴۵ سالهس که داره خدمت میکنه به خانواده ای که هیچ مهر و محبتی نسبت بهش ندارن
و در واقع بینانه ترین حالت ممکن یه مرد مطلقه که بخاطر خدماتی که باید میداده به خانوادش همسرش و فراموش کرده و اونم ترکش کرده فقط امیدوارم وقتی داری برمیگردی خونه پدر مادرت بچه ای همراهت نباشه:)
خوب شد با تو نموندم
خوب شد زن تو نشدم
وگرنه زندگیم خیلی بدتر از چیزی میشد که هست
فکر کن باهات ازدواج کرده بودم
تو میخواستی به من توجه کنی؟؟؟
نه
تو درگیر دکتر بردن و چسب دماغ زدن مامانت
دستشویی بردن داداشت
انجام خورده فرمایشات بابات بودی!
من بودم و مسئولیت یه زندگی اونم تنهایی تازه این خوشبینانه ترین حالت ممکنه اگه بچه دار میشدم که روزگارم سیاه بود...
تو میخواستی برای من چیکار کنی؟ وقتی بهت میگفتم بیا دنبالم میگفتی راه دوره خستم، دیر میشه، ترافیکه و.... در حالی که مامانت و میبردی بیرون بنظرت تو چه همسفری میخواستی برای من باشی؟
تویی که جلوی دیگران کوچیک ترین دفاعی از من نکردی....
بایدم زیاد بخوام چرا کم بخوام وقتی تو هیچ وقت از من دفاع نکردی!
من که حمایت تو رو نداشتم باید یه چیز زیاد میخواستم که خودم بتونم باهاش دهن بقیه رو ببندم!
وگرنه تو که ورد زبونت این بود لابد مامانم راست گفته، بابای بیچارم گناهی نداره و اونا بزرگ تر منن....
تو مقصری
تو برای من پناه خوبی نبودی
تو همیشه من و تهدید به رفتن کردی انقدر که امنیت روانیم و ترجیه دادم به عشق
الانم نه از چیزی ناراحت باش
نه دلت برای چیزی تنگ بشه
اینا همه انتخاب خودته
آیندتم در خوش بینانه ترین حالت ممکن یه مجرد ۴۰ ۴۵ سالهس که داره خدمت میکنه به خانواده ای که هیچ مهر و محبتی نسبت بهش ندارن
و در واقع بینانه ترین حالت ممکن یه مرد مطلقه که بخاطر خدماتی که باید میداده به خانوادش همسرش و فراموش کرده و اونم ترکش کرده فقط امیدوارم وقتی داری برمیگردی خونه پدر مادرت بچه ای همراهت نباشه:)
دیشب ولی خواب میدیدم بهم پیام داده ببین بیا کدورتا رو کنار بذاریم من ازت هیچی نمیخوام تو فقط پشتم باش همین
Forwarded from [ بنفشیات ]
" امنیت عاطفی در رابطه "
یعنی اینکه حتی وسط بدترین بحثها،
میدونی که قرار نیست ترک بشی به جاش قراره درک بشی،همین.
💬Dr.Andisheh
@Banafshiat
یعنی اینکه حتی وسط بدترین بحثها،
میدونی که قرار نیست ترک بشی به جاش قراره درک بشی،همین.
💬Dr.Andisheh
@Banafshiat
فکر کردی من خرم؟
تا دیر وقت بیدار بودی جواب من و نمیدادی
مهمونیایی که پشت هم میرفتی
دم به دقیقه بیرون
تولد و رقص
میگفتی گریه میکنم کسی نمیفهید؟😂
ای لاشی کوچولو:)
تو و افسردگی اخه بی ذات؟
تا دیر وقت بیدار بودی جواب من و نمیدادی
مهمونیایی که پشت هم میرفتی
دم به دقیقه بیرون
تولد و رقص
میگفتی گریه میکنم کسی نمیفهید؟😂
ای لاشی کوچولو:)
تو و افسردگی اخه بی ذات؟
حالا دیگه منتظرت نیستم
من میدونم تو دیگه نمیای
خواستم دوباره تموم شه
گفتم یا میای دنبالم و اون زخمایی که زدی جبران میشه
یا تموم
تموم
تموم میشه
تموم شد
دیگه نمیبینمت
دیگه باهم حرف نمیزنیم
دیگه بهم ارتباطی نداریم
ولی یه تیکه از قلب منی تا ابد....!
من میدونم تو دیگه نمیای
خواستم دوباره تموم شه
گفتم یا میای دنبالم و اون زخمایی که زدی جبران میشه
یا تموم
تموم
تموم میشه
تموم شد
دیگه نمیبینمت
دیگه باهم حرف نمیزنیم
دیگه بهم ارتباطی نداریم
ولی یه تیکه از قلب منی تا ابد....!