Organizational Development | توسعه سازمانی
152 subscribers
276 photos
15 videos
77 files
55 links
گزیده ای از مطالعات و تجربیاتم را اینجا به اشتراک می‌گذارم


لیلا اسماعیلی
Download Telegram
چقدر و تا کجا باید به ابزارهای مبتنی بر مدلهای زبانی اطمینان داشت؟

داخلی
http://griffin.ssl.qom.ac.ir

خارجی
https://gandalf.lakera.ai/

💡 @OrgDev_LE
امروز به بهانه سال نو دورهمی‌ای داشتیم. بخشی از برنامه خواندن پیام‌های تشکر همکاران بود.

فارغ از تشکرهایی که از سر محبت قلبی افراد به یکدیگر یا کمک‌هایی که به هم داشتند بود، تعداد قابل توجهی از تشکر مشابه #تشکرهای_انکاری بود.

یعنی آن فرد یا افراد، آن کار یا کارها را انجام نداده بود ولی همکارش از باب تشکر خواسته بود به او یادآوری کند که اگر آن کارها را انجام می‌دادی چقدر خوب بود و از تو قدردانی می‌کردم.

تشکرهای انکاری نیز یک روش تذکر دادن و یادآوری به افراد است. روشی برای بیان انتظارات :)

البته اینکه چقدر اثرگذار باشد، شخصا فعلا نظری ندارم :) آیا آن فرد یا افراد متوجه قصد و نیت گوینده می‌شوند؟

💡 @OrgDev_LE
👌1
اینک بهار تا دروازه‌های شهر رسیده و رستاخیز دوباره در گیتی دمیده
و من در دعایی خاضعانه به درگاه مدبر هستی
احسن الحال را برای شما آرزو می‌کنم!
نوروز مبارک 🌹

💡 @OrgDev_LE
1
First Who, Then What—get the right people on the bus—is a concept developed in the #book Good to Great. Those who build great organizations make sure they have the right people on the bus and the right people in the key seats before they figure out where to drive the bus. They always think first about who and then about what. When facing chaos and uncertainty, and you cannot possibly predict what's coming around the corner, your best "strategy" is to have a busload of people who can adapt to and perform brilliantly no matter what comes next. Great vision without great people is irrelevant.

https://www.jimcollins.com/concepts/first-who-then-what.html

💡 @OrgDev_LE
👍1
وقتی بزرگ‌ترها اشتباه می‌کنند!

🔸چند سال پیش محققان دانشگاه هاروارد تصمیم گرفتند آزمایشی را روی دو گروه انجام دهند: در گروه اول تعدادی از بچه‌های کودکستانی حضور داشتند و در گروه دیگر تعدادی از فارغ‌‌التحصیلان رشته MBA از دانشگاه هاروارد. موضوع رقابت بین این دو گروه عبارت بود از سرهم‌‌بندی کردن بلندترین سازه ممکن با استفاده از رشته‌های ماکارونی، طناب، چسب و مارشمالو.

🔸از هردوی این گروه‌ها خواسته شد تا در یک‌‌زمان محدود و با هر روشی که خودشان صلاح می‌‌دانند عمل کنند و هدفشان هم باید افزایش ارتفاع سازه ساخته‌‌شده باشد.
هردو گروه‌ها در اتاق‌‌های جداگانه کارشان را شروع کردند و تمام فعالیت‌‌ها و گفت‌وگوهای بین اعضای دو گروه ثبت و ضبط می‌شد و پس از پایان وقت داده‌‌شده، سازه‌های ساخته‌‌شده دو گروه ازنظر ارتفاع و همچنین استحکام باهم مقایسه شد.

🔸نتیجه به دست‌آمده همه را شگفت‌‌زده کرد؛ چراکه سازه ساخته‌‌شده توسط بچه‌های کودکستانی هم بلندتر از سازه ساخته‌‌شده توسط فارغ‌‌التحصیلان MBA دانشگاه هاروارد بود و هم خیلی محکم‌‌تر از آن بود و جالب آنکه سازه موردنظر دارای شکلی عجیب و غیرمتعارف بود اما هم ‌‌ارتفاع خوبی داشت و هم خیلی محکم بود حال‌‌آنکه سازه‌‌ای که توسط گروه دیگر یعنی فارغ‌‌التحصیلان دانشگاه ساخته ‌‌شده بود باوجود ساختارمند بودن و شکل هندسی متعارفی که داشت کوتاه‌‌تر و ازنظر استحکام هم ضعیف‌‌تر بود!

🔸بررسی فیلم‌‌ها و صداهای مربوط به مکالماتی که در حین انجام این آزمایش از اعضای دو گروه ضبط شد نشان می‌‌داد گروه فارغ‌‌التحصیلان دانشگاهی بیشتر وقت و انرژی‌‌شان را صرف بررسی جوانب کار و تصور کردن و تجسم ذهنی سازه‌‌ای که قرار بود ساخته شود، می‌کردند و در این میان باهم مشاجره و چالش هم داشتند؛ حال‌‌آنکه اعضای گروه بچه‌های کودکستانی کارشان را خیلی سریع شروع کردند و با کمترین برنامه‌‌ریزی و تجسم ذهنی  سراغ استفاده از وسایلی رفتند که برای ساختن سازه در اختیارشان قرار داده ‌‌شده بود و بعدازاینکه به این نتیجه می‌‌رسیدند که در انتخاب مسیر کارشان دچار اشتباه شده‌‌اند به سرعت روشی دیگر را امتحان می‌کردند و در این میان از اشتباهاتشان به‌‌خوبی درس می‌گرفتند و سرانجام هم توانستند یک سازه بلند و محکم آماده کنند. حال‌‌آنکه سازه ساخته‌‌شده توسط گروه فارغ‌‌التحصیلان دانشگاهی که کوتاه‌‌تر بود خیلی زود فروریخت.

🔸بررسی‌‌ها و تحلیل‌‌هایی که بعدها روی این آزمایش انجام شد مشخص کرد که عامل اصلی موفقیت بچه‌ها در این رقابت یک ‌‌چیز بوده و آن اینکه عمده توجه گروه فارغ‌‌التحصیلان بر "اما و اگرها" و «اگر این کار را انجام دهیم این‌‌طور خواهد شد» متمرکز شده بود حال‌‌آنکه تمام توجه گروه بچه‌ها روی «چگونه و چطور» قرار داشت و چگونه انجام دادن کار برای آنها اهمیت بیشتری داشته تا "اما و اگر" های مربوط به نتایج کار.


◀️ در واقع شرکت‌‌هایی در دنیای پررقابت امروز می‌توانند دست بالا را داشته باشند و رقبا را کنار بزنند که ‌‌مانند بچه‌های کودکستانی خیلی سریع وارد عمل شوند و از اشتباهات خود درس گرفته و خیلی سریع سراغ امتحان کردن راه‌های نرفته بروند و برای اتخاذ تصمیماتشان منتظر تشکیل گروه‌های متعدد و تصویب کمیته‌های تخصصی نمانند.

#یادگیری #مدیریت_دانش #چابکی

💡@OrgDev_LE
معرفی #کتاب
#فرار_از_جلسه

نویسنده: پاتریک لنچونی
ترجمه: مریم انصاری

انتشارات آریاناقلم

وب سایت نویسنده:
https://www.tablegroup.com

مطالعه این کتاب را به شمایی که مجبور هستید در جلسات مختلف کاری حضور داشته باشید یا برگزارکننده آن باشید توصیه می‌کنم. بیان بسیار روان و جذابی دارد.

پ.ن. دوستی گفت کتاب‌های آریاناقلم را نمی‌پسندد! کلی نوشته دارد که تنها ۱۰ صفحه‌اش اهمیت دارد! حاضر نیست ۲۰۰ صفحه را یک بار بخواند‌. بجایش ۱۰ صفحه را ۱۰ بار بخواند بهتر است.
این یک نظر شخصی است و انتخاب سبک کتاب‌ها و نوشته‌ها بستگی به حال و هوای خواننده دارد! اما مهم است که در مقام عمل بتوان به راحتی محتوای کتاب را در ذهن مرور کرد و به کار بست.

💡 @OrgDev_LE
👍1