این را در توییتر دیدم، حقیقتش نمیدونم چقدر صحت داره ولی میدونم که به طور کلی وضع همینه.
اول این مطلب را اگر نخوندید، بخونید. بعد بشینید فکر کنید که خدایی افراد گیرنده این پولها چطور شبها خوابشون میبره؟ چطور این نان را سر سفره زن و بچههاشون میبرند؟ اینها که ادعای خدا و پیر و پیغمبرشون گوش هر چه جهنده و پرنده و درنده است پاره کرده.
مکانیسمش را توی همون پست عرض کردم، دولت ج.ا.ا. خیلی خیلی بزرگه و کلی خرج داره. این خرج را از طریق تولید نقدینگی توسط بانک مرکزی تامین میکنه. یعنی به زبان خیلی ساده بانک مرکزی پول چاپ میکنه و دولت اون پولها رو به آدمای آویزون خودش میده. خلق پول باعث تورم میشه، قیمتها بالا میرند و ارزش پول توی جیب مردم کم میشه که اقتصاد خواندهها بهش میگن مالیات تورمی دولت از مردم. ولی در واقع یک دزدی کاملاً آگاهانه از جیب مردمه. عمدتاً هم ضعیفترین قشر مردم هستند که زیر فشارش له میشن.
جدی یک لحظه فکر کنید. اصلاً ممکنه کسی که واقعاً به لقمه حلال اعتقاد داره چنین کاری بکنه؟ یک درصد واقعاً اعتقاد داشته باشه والله انجام نمیده. اعتقاد و مسلمانی هیچ، اخلاق هم ندارند.
@OptionBaaz
اول این مطلب را اگر نخوندید، بخونید. بعد بشینید فکر کنید که خدایی افراد گیرنده این پولها چطور شبها خوابشون میبره؟ چطور این نان را سر سفره زن و بچههاشون میبرند؟ اینها که ادعای خدا و پیر و پیغمبرشون گوش هر چه جهنده و پرنده و درنده است پاره کرده.
مکانیسمش را توی همون پست عرض کردم، دولت ج.ا.ا. خیلی خیلی بزرگه و کلی خرج داره. این خرج را از طریق تولید نقدینگی توسط بانک مرکزی تامین میکنه. یعنی به زبان خیلی ساده بانک مرکزی پول چاپ میکنه و دولت اون پولها رو به آدمای آویزون خودش میده. خلق پول باعث تورم میشه، قیمتها بالا میرند و ارزش پول توی جیب مردم کم میشه که اقتصاد خواندهها بهش میگن مالیات تورمی دولت از مردم. ولی در واقع یک دزدی کاملاً آگاهانه از جیب مردمه. عمدتاً هم ضعیفترین قشر مردم هستند که زیر فشارش له میشن.
جدی یک لحظه فکر کنید. اصلاً ممکنه کسی که واقعاً به لقمه حلال اعتقاد داره چنین کاری بکنه؟ یک درصد واقعاً اعتقاد داشته باشه والله انجام نمیده. اعتقاد و مسلمانی هیچ، اخلاق هم ندارند.
@OptionBaaz
👍2
آپشن باز - اختیار معامله
یک نکته بدیهی و ساده اما مهم درباره اعمال مطلب را با موردی که برای یکی از دوستان پیش آمده توضیح میدهم که ساده و روان باشه. فرض کنید شنبه ۴ اردیبهشت تعداد ۲۰۰ قرارداد ضخود۲۰۰۵ را به قیمت ۱۳ ریال خریدید. حالا روز اعمال (۸ اردیبهشت) رسیده است. از شانس شما سهم…
ماجرای این دوستمون که چهارشنبه نوشتم را که خواندید؟
خب کل فرض ایشون این بود که بعد از اعمال قرارداد، سهم تا شنبه توی پرتفوی میشینه و میتونه سهمها را بفروشه که البته برای این دوستمون خوشبختانه نشسته و امروزم فروخته ولی ظاهرا برای بعضیهای دیگه بعد از اعمال در پرتفوی ننشسته!
من خودم قراردادی برای اعمال نداشتم، یکی دو نفر توی خصوصی بهم گفتند و چند نفر هم توی گروه متصل به کانال حرفش را زدند که بعد از اعمال هنوز سهم در پرتفویشون ننشسته. این یک ریسک سیستماتیکه که قبلا در اینجا دربارش نوشتم و راه حلش را هم گفتم.
کل فرایند تسویه چه کاری که کاربر باید بکنه، چه خلاقیت نقدی/فیزیکی که بخاطر وجود دامنه نوسان پیاده کردند، چه کاری که کارگزاریها باید بکنند، چه کاری که شرکت تسویه وجوه باید بکنه، ایراداتی داره و بسته به ایرادی که در هر مرحله رخ میده، معاملهگر انواع و اقسام مشکلات را تجربه میکنه. من خودم از دوره اردیبهشت خودرو چیزی نداشتم که اعمال کنم و دقیقا نمیدونم اینبار کجای این فرایند مشکل رخ داده (فکر کنم از طرف بعضی از کارگزاریها بوده) ولی وقتی اعمال میکنید همیشه انتظار یک مشکل داشته باشید.
حالا شما فقط فرض کنید که این بازار کمی شلوغتر بشه با این سیستمی که اینها برای تسویه دارند عملا واویلا میشه. بدبختی میدونید کجاست؟ اینه که از احدی هم حرف گوش نمیکنند. من رو توی یک گروهی اضافه کرده بودند با یکی از مسئولین همین بازار اختیار معامله، که به اصطلاح مشکلات بازار را به سمع و نظرشون برسونیم. توی مصاحبههای مسئولین دولتی دیدید چطور به انتقادات و مشکلات واکنش میدن؟ یا از سر خودشون وا میکنند یا کلی میگن بله بله اون رو داریم انجام میدیم یا کلا منتقد را هیچ میکنند و ... در کل یه جوری میپیچونند قضیه رو. این مسئول محترم هم رویکردش همین بود و من یک روز هم توی اون گروه نموندم و خارج شدم. چون از مسخره بازی و سطحیبازی متنفرم.
@OptionBaaz
خب کل فرض ایشون این بود که بعد از اعمال قرارداد، سهم تا شنبه توی پرتفوی میشینه و میتونه سهمها را بفروشه که البته برای این دوستمون خوشبختانه نشسته و امروزم فروخته ولی ظاهرا برای بعضیهای دیگه بعد از اعمال در پرتفوی ننشسته!
من خودم قراردادی برای اعمال نداشتم، یکی دو نفر توی خصوصی بهم گفتند و چند نفر هم توی گروه متصل به کانال حرفش را زدند که بعد از اعمال هنوز سهم در پرتفویشون ننشسته. این یک ریسک سیستماتیکه که قبلا در اینجا دربارش نوشتم و راه حلش را هم گفتم.
کل فرایند تسویه چه کاری که کاربر باید بکنه، چه خلاقیت نقدی/فیزیکی که بخاطر وجود دامنه نوسان پیاده کردند، چه کاری که کارگزاریها باید بکنند، چه کاری که شرکت تسویه وجوه باید بکنه، ایراداتی داره و بسته به ایرادی که در هر مرحله رخ میده، معاملهگر انواع و اقسام مشکلات را تجربه میکنه. من خودم از دوره اردیبهشت خودرو چیزی نداشتم که اعمال کنم و دقیقا نمیدونم اینبار کجای این فرایند مشکل رخ داده (فکر کنم از طرف بعضی از کارگزاریها بوده) ولی وقتی اعمال میکنید همیشه انتظار یک مشکل داشته باشید.
حالا شما فقط فرض کنید که این بازار کمی شلوغتر بشه با این سیستمی که اینها برای تسویه دارند عملا واویلا میشه. بدبختی میدونید کجاست؟ اینه که از احدی هم حرف گوش نمیکنند. من رو توی یک گروهی اضافه کرده بودند با یکی از مسئولین همین بازار اختیار معامله، که به اصطلاح مشکلات بازار را به سمع و نظرشون برسونیم. توی مصاحبههای مسئولین دولتی دیدید چطور به انتقادات و مشکلات واکنش میدن؟ یا از سر خودشون وا میکنند یا کلی میگن بله بله اون رو داریم انجام میدیم یا کلا منتقد را هیچ میکنند و ... در کل یه جوری میپیچونند قضیه رو. این مسئول محترم هم رویکردش همین بود و من یک روز هم توی اون گروه نموندم و خارج شدم. چون از مسخره بازی و سطحیبازی متنفرم.
@OptionBaaz
Telegram
آپشن باز - اختیار معامله
انواع نهادهای مالی و یک پیشنهاد!
بورس (به فرانسوی Bourse) یک بازار متشکل (Organized) است که در آن میتوان انواع داراییهای از قبیل کالاها، سند مالکیت شرکت (سهم) و قراردادهای مشتقه را معامله کرد. در کشورهای آزادی مانند ایالات متحده آمریکا که اقتصادی مبتنی…
بورس (به فرانسوی Bourse) یک بازار متشکل (Organized) است که در آن میتوان انواع داراییهای از قبیل کالاها، سند مالکیت شرکت (سهم) و قراردادهای مشتقه را معامله کرد. در کشورهای آزادی مانند ایالات متحده آمریکا که اقتصادی مبتنی…
👍1
نحوه آربیتراژ کردن در روز سررسید با اختیار خرید و اختیار فروش
سه نکته:
۱. آربیتراژ به معنی انجام معامله در دو بازار به صورت همزمانه. بعضیها فکر میکنند اینکه قراردادی را که قیمت سر به سرش کمتر از قیمت خرید خود سهم میشه را بخرند و بعد اعمال کنند و بیاد در پرتفوی و بفروشند اسمش آربیتراژه، نه نیست. یک اعمال سادهست. آربیتراژ تعریف مشخص داره و فرایندش همینه که بالا گفته شد و حتما باید همزمان در دو بازار انجام بشه.
۲. این چیزی که اینجا گفته شده البته یک حالت بدوی و ساده از آربیتراژ کردن با آپشن هست. استراتژیها پیچیده و بسیار جالبی هم برای آربیتراژ وجود داره که به آربیتراژگر اجازه میده سودهای کم اما کاملا بدون ریسکی عایدش بشه.
۳. این یکی که بالا گفته شد بدون ریسک نیست. بستگی به وضعیت بازار داره و ممکنه حتی زیان هم براتون بسازه، پس با احتیاط انجامش بدید.
@OptionBaaz
سه نکته:
۱. آربیتراژ به معنی انجام معامله در دو بازار به صورت همزمانه. بعضیها فکر میکنند اینکه قراردادی را که قیمت سر به سرش کمتر از قیمت خرید خود سهم میشه را بخرند و بعد اعمال کنند و بیاد در پرتفوی و بفروشند اسمش آربیتراژه، نه نیست. یک اعمال سادهست. آربیتراژ تعریف مشخص داره و فرایندش همینه که بالا گفته شد و حتما باید همزمان در دو بازار انجام بشه.
۲. این چیزی که اینجا گفته شده البته یک حالت بدوی و ساده از آربیتراژ کردن با آپشن هست. استراتژیها پیچیده و بسیار جالبی هم برای آربیتراژ وجود داره که به آربیتراژگر اجازه میده سودهای کم اما کاملا بدون ریسکی عایدش بشه.
۳. این یکی که بالا گفته شد بدون ریسک نیست. بستگی به وضعیت بازار داره و ممکنه حتی زیان هم براتون بسازه، پس با احتیاط انجامش بدید.
@OptionBaaz
👍3❤🔥1
animation.gif
33.8 MB
این را دیشب دیدم کلی خندیدم. گفتم #موقت بفرستم اینجا دل شما هم شاد بشه. قابلیت بومیسازی هم داره بنظرم. البته من بلد نیستم ویرایش کنم، اگر کسی بلده انجام بده بفرسته برام.
توضیح اینکه اون FDs که تو گیف میگه مخفف Faggot's Delight هست (که ترجمهاش کمی بیادبی میشه برای همین ترجمه نمیکنم). یه اصطلاحیه که توی انجمنهای اینترنتی برای اشاره به قراردادهای آپشن هفتگی «بیتفاوت» یا «در زیان» به کار میبرند.
در آمریکا برای هر دارایی پایه دورههای آپشن از هفتگی تا ۳ ساله وجود داره. یکسریها هستند که میرن قراردادهای «در زیان» یا «بیتفاوت» هفتگی را که بعضاً قیمت کمی دارند در تعداد زیاد میخرند به امید اینکه دارایی پایه تو ۲-۳ روز یه تکونی در جهت مورد علاقهشون بخوره و یکهو سود زیادی کسب کنند. حالا این برّه که توی شیار گیر کرده تشبیه شده به اونا.
@OptionBaaz
توضیح اینکه اون FDs که تو گیف میگه مخفف Faggot's Delight هست (که ترجمهاش کمی بیادبی میشه برای همین ترجمه نمیکنم). یه اصطلاحیه که توی انجمنهای اینترنتی برای اشاره به قراردادهای آپشن هفتگی «بیتفاوت» یا «در زیان» به کار میبرند.
در آمریکا برای هر دارایی پایه دورههای آپشن از هفتگی تا ۳ ساله وجود داره. یکسریها هستند که میرن قراردادهای «در زیان» یا «بیتفاوت» هفتگی را که بعضاً قیمت کمی دارند در تعداد زیاد میخرند به امید اینکه دارایی پایه تو ۲-۳ روز یه تکونی در جهت مورد علاقهشون بخوره و یکهو سود زیادی کسب کنند. حالا این برّه که توی شیار گیر کرده تشبیه شده به اونا.
@OptionBaaz
❤2👍1
«صندوق سرمایه گذاری مشترک توسعه بازار» اطلاعیه زده که از شنبه برای ۱۳ نماد بزرگ و مطرح بازار یعنی #فارس #همراه #فملی #فولاد #وبصادر #وبملت #وتجارت #شپنا #شتران #شبندر #اخابر #خساپا #خودرو اوراق اختیار فروش تبعی، عرضه میکنه.
هدف تامین مالی خودش هست که مکانیسم این شیوه تامین مالی را قبلاً در این پست توضیح دادم.
خریدارن اوراق فقط «صندوقهای سرمایهگذاری در اوراق با درآمد ثابت» هستند و سهم پایه را هم خب باید همزمان در پرتفوی داشته باشند و حتماً هم باید سهام را از «صندوق سرمایه گذاری مشترک توسعه بازار» بخرند.
احتمال خیلی زیاد «صندوق سرمایه گذاری مشترک توسعه بازار» این تعداد سهمی را که میخاد بفروشه از قبل داره و از کف بازار جمع نمیکنه پس در نتیجه تحریک تقاضایی رخ نمیده. گفتم در جریان باشید اگر جایی دیدید این خبر را بولد کردند، بدونید چه خبره.
@OptionBaaz
هدف تامین مالی خودش هست که مکانیسم این شیوه تامین مالی را قبلاً در این پست توضیح دادم.
خریدارن اوراق فقط «صندوقهای سرمایهگذاری در اوراق با درآمد ثابت» هستند و سهم پایه را هم خب باید همزمان در پرتفوی داشته باشند و حتماً هم باید سهام را از «صندوق سرمایه گذاری مشترک توسعه بازار» بخرند.
احتمال خیلی زیاد «صندوق سرمایه گذاری مشترک توسعه بازار» این تعداد سهمی را که میخاد بفروشه از قبل داره و از کف بازار جمع نمیکنه پس در نتیجه تحریک تقاضایی رخ نمیده. گفتم در جریان باشید اگر جایی دیدید این خبر را بولد کردند، بدونید چه خبره.
@OptionBaaz
Telegram
آپشن باز
انتشار اختیار معامله تبعی به منظور تامین مالی
اختیار تبعی را در بازار ما به دو دلیل منتشر میکنند ۱. حمایتی ۲. تامین مالی.
در مورد اول، هدف آن است که فشار فروش در سهم پایه کاسته شود و اعتماد سهامداران، از طریق به دست آوردن اختیار فروختن سهم در قیمتی مشخص،…
اختیار تبعی را در بازار ما به دو دلیل منتشر میکنند ۱. حمایتی ۲. تامین مالی.
در مورد اول، هدف آن است که فشار فروش در سهم پایه کاسته شود و اعتماد سهامداران، از طریق به دست آوردن اختیار فروختن سهم در قیمتی مشخص،…
جالب!
در این نیمه شب بهاری داشتم سایت «صندوق سرمایه گذاری مشترک توسعه بازار» را میکاویدم ببینم میتونم پرتفوی سرمایهگذاریشون را پیدا کنم (البته از قبل میدونستم نمیتونم ولی گفتم حالا باز یه بار دیگه تلاش کنم) این اسکرین شات بالا رو توی صورت های مالی شش ماهه منتهی به ۱۳۹۹/۱۰/۳۰ دیدم. در صفحه ۱۸ کاشف به عمل اومد که کلی "قرارداد اختیار خرید" فروختند.
برای مثال یک نمونه اختیار خریدهای خودرو سررسید اردیبهشت (همین چند روز پیش) که تعداد ۳۶۰ هزار و ۴۱۸ قرارداد فروختند به عبارتی ۱۸,۵۸۸,۹۰۰,۰۰۰ تومن ناقابل (فقط توی خودرو).
خب حالا ممکنه کسی بگه شاید واقعا پیش بینی نزولی داشتند و گفتند اوکی قرارداد می فروشیم پایینتر میبندیم. یا کلا نمیبندیم چون تا بعد از موقع اعمال هم باز نزولیه.
یکی هم ممکنه بگه آقا اینا خودشون یحتمل یکی دو میلیارد سهم خودرو دارند راحت میتونند خودرو را بازی بدن و هر روز منفی کنند تا موعد سررسید.
از من میپرسید؟ حقیقتش نمیدونم. کلا نمیشه در این بازار خیلی موقعیتگیری دیگران رو فهمید و من نمیدونم چرا این کار رو کردند.
@OptionBaaz
در این نیمه شب بهاری داشتم سایت «صندوق سرمایه گذاری مشترک توسعه بازار» را میکاویدم ببینم میتونم پرتفوی سرمایهگذاریشون را پیدا کنم (البته از قبل میدونستم نمیتونم ولی گفتم حالا باز یه بار دیگه تلاش کنم) این اسکرین شات بالا رو توی صورت های مالی شش ماهه منتهی به ۱۳۹۹/۱۰/۳۰ دیدم. در صفحه ۱۸ کاشف به عمل اومد که کلی "قرارداد اختیار خرید" فروختند.
برای مثال یک نمونه اختیار خریدهای خودرو سررسید اردیبهشت (همین چند روز پیش) که تعداد ۳۶۰ هزار و ۴۱۸ قرارداد فروختند به عبارتی ۱۸,۵۸۸,۹۰۰,۰۰۰ تومن ناقابل (فقط توی خودرو).
خب حالا ممکنه کسی بگه شاید واقعا پیش بینی نزولی داشتند و گفتند اوکی قرارداد می فروشیم پایینتر میبندیم. یا کلا نمیبندیم چون تا بعد از موقع اعمال هم باز نزولیه.
یکی هم ممکنه بگه آقا اینا خودشون یحتمل یکی دو میلیارد سهم خودرو دارند راحت میتونند خودرو را بازی بدن و هر روز منفی کنند تا موعد سررسید.
از من میپرسید؟ حقیقتش نمیدونم. کلا نمیشه در این بازار خیلی موقعیتگیری دیگران رو فهمید و من نمیدونم چرا این کار رو کردند.
@OptionBaaz
❤1👍1
روزانه شاید دو سه بار متنهایی برای انتشار توی کانال مینویسم ولی منتشر نمیکنم و پاک میکنم. چون حوصله بحث و دردسر ندارم. ولی بعضی روزها یه چیزایی توی کانالها میخونم که به قول گفتنی پرهام میریزه و واقعا نمیتونم جلوی خودم را بگیرم که بهش واکنش نشون ندم. الان چند ماهه که یه پیشنهادی توی کانال ها میچرخه که اولین بار هم آقای عباد مطرحش کرد. اینکه بیایم یه روز دامنه رو گل و گشاد بگیریم و حجم مبنا را هم خیلی زیاد تا صف تشکیل نشه و هر کی میخاد بفروشه بره از اون طرف بخاطر حجم مبنای بزرگ قیمت پایانی هم تغییری نکنه.
این پیشنهاد کاملا اشتباهه و فقط دو دقیقه فکر کردن به این پیشنهاد از منظر یک معاملهگر عیب بزرگش را نشون میده. شما فرض کن مثلا برای فولاد اینکار را کردید و مردم اومدند توی اون روز برای اینکه از بازار فرار کنند حتی به قیمت 400 تومن هم فروختند. اول اینکه وقتی شما میای 400 از طرف میخری و فردا قیمت باز همون 1100 تومنه یه سود روی کاغد بزرگی الکی بدست آوردی و دوم هم اینکه این سوده به وقوع نمی پیونده یعنی کسی نمیاد از تو 1100 بخره دیگه. بازار باهوشه و قیمت ها را توی حافظه اش ذخیره میکنه وقتی دیده 400 فروختند مگه دیوانه است بیاد 1100 بخره؟ یه روند فرسایشی شدید و مداوم منفی شکل میگیره. یعنی درستش که نکردی هیچ زدی چشمم را هم کور کردی.
این را هم بعد از نوشتن خواستم پاک کنم چون حوصله بحث ندارم ولی بعد از ویرایشهای پی در پی و نرم کردن لحن متن و علیرغم میل درونیم تصمیم گرفتم به صورت #موقت منتشرش میکنم چون فکر کنم مفید باشه.
@OptionBaaz
این پیشنهاد کاملا اشتباهه و فقط دو دقیقه فکر کردن به این پیشنهاد از منظر یک معاملهگر عیب بزرگش را نشون میده. شما فرض کن مثلا برای فولاد اینکار را کردید و مردم اومدند توی اون روز برای اینکه از بازار فرار کنند حتی به قیمت 400 تومن هم فروختند. اول اینکه وقتی شما میای 400 از طرف میخری و فردا قیمت باز همون 1100 تومنه یه سود روی کاغد بزرگی الکی بدست آوردی و دوم هم اینکه این سوده به وقوع نمی پیونده یعنی کسی نمیاد از تو 1100 بخره دیگه. بازار باهوشه و قیمت ها را توی حافظه اش ذخیره میکنه وقتی دیده 400 فروختند مگه دیوانه است بیاد 1100 بخره؟ یه روند فرسایشی شدید و مداوم منفی شکل میگیره. یعنی درستش که نکردی هیچ زدی چشمم را هم کور کردی.
این را هم بعد از نوشتن خواستم پاک کنم چون حوصله بحث ندارم ولی بعد از ویرایشهای پی در پی و نرم کردن لحن متن و علیرغم میل درونیم تصمیم گرفتم به صورت #موقت منتشرش میکنم چون فکر کنم مفید باشه.
@OptionBaaz
❤2👌2👍1
این پست ربط خاصی به معاملات آپشن نداره ولی خب امروز روز تعطیله و منم کاری ندارم گفتم بنشینم چهار خط راجع به تفاوت سود/بازده (Returns) و بهره (Interest) به زبان ساده بنویسم. اون وسط گریزی هم به تورم زدم و در نهایت جمعبندی کردم. کلا اگر وقت دارید خوندنش خوبه، سواد مالیتون (Finance) بالا میره.
ما در مباحث مالی در مورد تعریف درست مفاهیم و جا افتادن معادلهای درست فارسی براشون خیلی مشکل داریم و همین مسئله گاهی اوقات به طرز خیلی خطرناکی ذهنیت افراد را مخدوش میکنه. دو مورد از این مفاهیم همین سود و بهره هستند. خیلی صریح و کوتاه بخوام بگم اصل تفاوت سود و بهره اینه که سود مربوط به سرمایهگذاریه (حالا هر جا) ولی بهره مربوط به قرض دادن/قرض گرفته. یعنی وقتی شما میرید بانک و یک حساب باز میکنید و پولتون را به صورت مدتدار توش میریزید، بانک این را بعنوان قرض گرفتن از شما ثبت میکنه و وقتی هم که میرید از بانک وام میگیرید بانک به عنوان قرض دادن پول به شما، حسابش میکنه. پس از این نظر، هم اون مبلغی که بعد از سپردهگذاری، بصورت ماهانه از بانک میگیرید هم اون پول اضافهای که علاوه بر اصل مبلغ وام باید به بانک پس بدید، اسمشون «بهره» است نه سود.
ادامهاش را بخونید جالب میشه. چرا بهره وجود داره؟ به دو دلیل ۱. فرض کنید من ۵۰۰ میلیون دارم و شما از من تقاضای قرض گرفتنش را دارید، من وقتی پولم را به شما قرض میدم فرصت اینکه بتونم پولم را در جایی سرمایهگذاری کنم، مثلا سهم بخرم، یک کارگاه خیلی کوچک بزنم، پرتقال بخرم و صادر کنم، کشاورزی کنم و ... را دیگه از دست میدم. یعنی یه فرصتی را از دست میدم. اقتصادخواندهها بهش میگن «هزینه فرصت». من یه تخمینی از این هزینه فرصت دارم مثلا اگر با ۵۰۰ میلیونم حوض پرورش ماهی اجاره کنم، تخمین میزنم که حدوداً شاید آخر کار ۱۰۰ میلیون سود خالص داشته باشم. پس اگر پولم را به شما قرض بدم این فرصت را از دست دادم و هزینه فرصتم ۱۰۰ میلیون شده. ۲. علاوه بر مورد ۱، خود پول بخاطر تورم همیشه ارزش یکسانی نداره. یعنی با یک اسکناس هزاری اگر الان بشه یک تی تاپ خرید، سال دیگه ممکنه نتونید با یه هزاری همون تی تاپ را بخرید. اگر پول دست خودتون بمونه الان میرید ۱۰۰ هزارتا تی تاپ میخرید و توی اتاقهای خونه انبار میکنید و سال آینده هم نگران پایین رفتن ارزش پول نیستید چون تی تاپ به اندازه کافی دارید ولی اگر پولتون دست یکی دیگه باشه و سال آینده بخواد پس بده خب انموقع ممکنه ارزش پولتون، یا همون قدرت خریدش، بخاطر تورم نصف شده باشه. پس تورم و کم شدن ارزش پول هم موقع قرض دادن یه فاکتور ریسکه. موقع قرض دادم این دو فاکتور را باید لحاظ کنید و موقع پس دادن پول بابتش درصدی «بهره» بگیرید تا این قرض دادنه خیلی به ضررتون نباشه. پس در واقع وقتی که به بانک پول قرض میدید (سپردهگذاری میکنید) و بهتون ماهانه مبلغی میده، اون اسمش بهره پوله و وقتی که ازش وام میگیرید یا قرض میکنید هم این شما هستید که مبلغی بیشتر روی قسطهای ماهانه به بانک بهره میدید. هیچکدام اسمش سود نیست، سود از طریق کار، تجارت، معامله، تولید و ... بدست میاد. سود توی بیزینس هست، بهره مفهومی مربوط به «پول» است.
(ادامه در پست بعد)
@OptionBaaz
ما در مباحث مالی در مورد تعریف درست مفاهیم و جا افتادن معادلهای درست فارسی براشون خیلی مشکل داریم و همین مسئله گاهی اوقات به طرز خیلی خطرناکی ذهنیت افراد را مخدوش میکنه. دو مورد از این مفاهیم همین سود و بهره هستند. خیلی صریح و کوتاه بخوام بگم اصل تفاوت سود و بهره اینه که سود مربوط به سرمایهگذاریه (حالا هر جا) ولی بهره مربوط به قرض دادن/قرض گرفته. یعنی وقتی شما میرید بانک و یک حساب باز میکنید و پولتون را به صورت مدتدار توش میریزید، بانک این را بعنوان قرض گرفتن از شما ثبت میکنه و وقتی هم که میرید از بانک وام میگیرید بانک به عنوان قرض دادن پول به شما، حسابش میکنه. پس از این نظر، هم اون مبلغی که بعد از سپردهگذاری، بصورت ماهانه از بانک میگیرید هم اون پول اضافهای که علاوه بر اصل مبلغ وام باید به بانک پس بدید، اسمشون «بهره» است نه سود.
ادامهاش را بخونید جالب میشه. چرا بهره وجود داره؟ به دو دلیل ۱. فرض کنید من ۵۰۰ میلیون دارم و شما از من تقاضای قرض گرفتنش را دارید، من وقتی پولم را به شما قرض میدم فرصت اینکه بتونم پولم را در جایی سرمایهگذاری کنم، مثلا سهم بخرم، یک کارگاه خیلی کوچک بزنم، پرتقال بخرم و صادر کنم، کشاورزی کنم و ... را دیگه از دست میدم. یعنی یه فرصتی را از دست میدم. اقتصادخواندهها بهش میگن «هزینه فرصت». من یه تخمینی از این هزینه فرصت دارم مثلا اگر با ۵۰۰ میلیونم حوض پرورش ماهی اجاره کنم، تخمین میزنم که حدوداً شاید آخر کار ۱۰۰ میلیون سود خالص داشته باشم. پس اگر پولم را به شما قرض بدم این فرصت را از دست دادم و هزینه فرصتم ۱۰۰ میلیون شده. ۲. علاوه بر مورد ۱، خود پول بخاطر تورم همیشه ارزش یکسانی نداره. یعنی با یک اسکناس هزاری اگر الان بشه یک تی تاپ خرید، سال دیگه ممکنه نتونید با یه هزاری همون تی تاپ را بخرید. اگر پول دست خودتون بمونه الان میرید ۱۰۰ هزارتا تی تاپ میخرید و توی اتاقهای خونه انبار میکنید و سال آینده هم نگران پایین رفتن ارزش پول نیستید چون تی تاپ به اندازه کافی دارید ولی اگر پولتون دست یکی دیگه باشه و سال آینده بخواد پس بده خب انموقع ممکنه ارزش پولتون، یا همون قدرت خریدش، بخاطر تورم نصف شده باشه. پس تورم و کم شدن ارزش پول هم موقع قرض دادن یه فاکتور ریسکه. موقع قرض دادم این دو فاکتور را باید لحاظ کنید و موقع پس دادن پول بابتش درصدی «بهره» بگیرید تا این قرض دادنه خیلی به ضررتون نباشه. پس در واقع وقتی که به بانک پول قرض میدید (سپردهگذاری میکنید) و بهتون ماهانه مبلغی میده، اون اسمش بهره پوله و وقتی که ازش وام میگیرید یا قرض میکنید هم این شما هستید که مبلغی بیشتر روی قسطهای ماهانه به بانک بهره میدید. هیچکدام اسمش سود نیست، سود از طریق کار، تجارت، معامله، تولید و ... بدست میاد. سود توی بیزینس هست، بهره مفهومی مربوط به «پول» است.
(ادامه در پست بعد)
@OptionBaaz
👍2
احتمالاً الان توی ذهنتون اومده که پس «ربا» چیه؟ عرضم به حضورتون که ربا بهره از پیش تعیین شده است. اگر پولی به کسی قرض داده بشه و شرط بشه که قرض گیرنده موقع سررسید، مبلغ یا درصد معینی علاوه بر اصل پول را پس بده، به این میگن استقراض ربوی که مطابق نص صریح قرآن، یک معامله حرام و باطله. دقت کنید بهرهای که از قبل تعیین شده باشه، پس بهرهای که از پیش تعیین نشده باشد مشکلی نداره. نظام بانکداری فعلی کشور هم روی همین مفهوم بنا شده. اون کلمه علی الحساب هست که از زبان بانکها زیاد میشنوید، برای همینه. سود علیالحساب (یا به عبارت درستش بهره علیالحساب) که بانکهای ما به سپردههای مردم میدن و از وامگیرندهها دریافت میکنند به این معنیه که بهره غیرثابت/غیر تعیین شده موردنظر بوده و چون از قبل تثبیت و تعیین نشده، از نظر شرعی بدون اشکاله (بعضیها بهش میگن کلاه شرعی 😉).
حالا این نرخ بهره از اونجایی که تخمین هر کس فرق داره باید قاعدتاً آزاد باشه یا اصطلاحاً شناور باشه و دائم تغییر کنه ولی در کشورهایی مثل ایران این نرخ توسط کارمندهای بانک مرکزی به صورت دستوری تعیین میشه. مثلاً تعیین میکنند که نرخ بهره در بازار بین بانکی (بازاری که توش پولی که بانکها برای تراز کردن داراییها خیلی کوتاه مدت به هم قرض میدن) یا نرخ بهره سپردهها و وامها چقدر باشه. بخاطر این نرخ دستوری دوتا مشکل پدیدار میشه اول اینکه با تورم ۴۰-۵۰ درصدی، وقتی بانک وامی میده اگر بهرهاش ۲۰ درصده، وقتی پولش برمیگرده ارزشش خیلی کمتر شده یعنی بهره دستوری به ضرر بانکهاست. بخاطر همین یکسری از افرادی که خیلی تیز هستند و آشنا دارند، تا بوی تورم به دماغشون میخوره میرن وامهای کلفت با تنفس ۶ ماهه میگیرند، میبرند باهاش مثلاً ملک میخرند. بعد که تورم افزایش پیدا کرد و قیمت همه چی رفت بالا، میتونند ملک را بفروشند و پول قرض گرفته شده را پس بدن. عملاً با پول قرض گرفته شده و به هزینه بانک اهرم زدند و سوار تورم شدند.
عیب دوم این قضیه نرخ بهره دستوری اینه که بانکها پدر آدمای آشنا-ندار را در میارن تا بهشون وام بدن، هزارتا شرط میگذارند. نه به این خاطر که میترسند پول را پس ندن، اون رو راحت از حلقومشون میکشن بیرون. به این خاطر سختش میکنند که کلاً دلشون نمیخاد با این نرخ بهره قرض بدن. چون تورم بالاست.
حالا شاید شما فکر کنید منظور من اینه که بانکها آزاد باشند تا نرخ بهره را بالا ببرند و پوست قرضگیرندهها را بکنند. نه منظور من این نیست. من فقط میخوام یک جنبه از یک اقتصاد مریض را به شما نشون بدم. میخوام نشون بدم که چطور تورمی که دولت به دلیل منافع خودش میسازه اقتصاد را فلج میکنه. قبلا اینجا و اینجا مختصر اشاره کردم که دولت چطور با تورم جیب مردم را میزنه ولی علاوه بر اون با تورم اقتصاد شخصی خانوادهها و نهادها، تمام روابط اقتصادی را هم ویران میکنه. مورد بالا تاثیر تورم روی یک بخش اقتصاد بود، بخش اعتباری (Credit) علاوه بر اون تورم روی بخش تولیدی اقتصاد که در رابطه تنگانگ با بخش اعتباریه هم شدیداً موثره (تولید کننده نیاز به اعتبار داره). تورم هر گونه تخمین درست را شدیداً سخت میکنه، همه چی را آشفته میکنه و واحدها را به ورشکستگی میکشونه. همهاش به خاطر اینکه دولت و حکومت نسبت به کار خودشون بیمسئولیتاند و بدون اینکه براشون مهم باشه، برای نفع خودشان توسط بانک مرکزی نقدینگی تولید میکنند که از یک طرف ارزش پول توی جیب مردم را کم میکنند و از طرفی شاکله اقتصاد را از هم میپاشونند. یعنی هم پولتون را میبرند و هم فعالیت اقتصادیتون را دچار مشکل میکنند.
@OptionBaaz
حالا این نرخ بهره از اونجایی که تخمین هر کس فرق داره باید قاعدتاً آزاد باشه یا اصطلاحاً شناور باشه و دائم تغییر کنه ولی در کشورهایی مثل ایران این نرخ توسط کارمندهای بانک مرکزی به صورت دستوری تعیین میشه. مثلاً تعیین میکنند که نرخ بهره در بازار بین بانکی (بازاری که توش پولی که بانکها برای تراز کردن داراییها خیلی کوتاه مدت به هم قرض میدن) یا نرخ بهره سپردهها و وامها چقدر باشه. بخاطر این نرخ دستوری دوتا مشکل پدیدار میشه اول اینکه با تورم ۴۰-۵۰ درصدی، وقتی بانک وامی میده اگر بهرهاش ۲۰ درصده، وقتی پولش برمیگرده ارزشش خیلی کمتر شده یعنی بهره دستوری به ضرر بانکهاست. بخاطر همین یکسری از افرادی که خیلی تیز هستند و آشنا دارند، تا بوی تورم به دماغشون میخوره میرن وامهای کلفت با تنفس ۶ ماهه میگیرند، میبرند باهاش مثلاً ملک میخرند. بعد که تورم افزایش پیدا کرد و قیمت همه چی رفت بالا، میتونند ملک را بفروشند و پول قرض گرفته شده را پس بدن. عملاً با پول قرض گرفته شده و به هزینه بانک اهرم زدند و سوار تورم شدند.
عیب دوم این قضیه نرخ بهره دستوری اینه که بانکها پدر آدمای آشنا-ندار را در میارن تا بهشون وام بدن، هزارتا شرط میگذارند. نه به این خاطر که میترسند پول را پس ندن، اون رو راحت از حلقومشون میکشن بیرون. به این خاطر سختش میکنند که کلاً دلشون نمیخاد با این نرخ بهره قرض بدن. چون تورم بالاست.
حالا شاید شما فکر کنید منظور من اینه که بانکها آزاد باشند تا نرخ بهره را بالا ببرند و پوست قرضگیرندهها را بکنند. نه منظور من این نیست. من فقط میخوام یک جنبه از یک اقتصاد مریض را به شما نشون بدم. میخوام نشون بدم که چطور تورمی که دولت به دلیل منافع خودش میسازه اقتصاد را فلج میکنه. قبلا اینجا و اینجا مختصر اشاره کردم که دولت چطور با تورم جیب مردم را میزنه ولی علاوه بر اون با تورم اقتصاد شخصی خانوادهها و نهادها، تمام روابط اقتصادی را هم ویران میکنه. مورد بالا تاثیر تورم روی یک بخش اقتصاد بود، بخش اعتباری (Credit) علاوه بر اون تورم روی بخش تولیدی اقتصاد که در رابطه تنگانگ با بخش اعتباریه هم شدیداً موثره (تولید کننده نیاز به اعتبار داره). تورم هر گونه تخمین درست را شدیداً سخت میکنه، همه چی را آشفته میکنه و واحدها را به ورشکستگی میکشونه. همهاش به خاطر اینکه دولت و حکومت نسبت به کار خودشون بیمسئولیتاند و بدون اینکه براشون مهم باشه، برای نفع خودشان توسط بانک مرکزی نقدینگی تولید میکنند که از یک طرف ارزش پول توی جیب مردم را کم میکنند و از طرفی شاکله اقتصاد را از هم میپاشونند. یعنی هم پولتون را میبرند و هم فعالیت اقتصادیتون را دچار مشکل میکنند.
@OptionBaaz
Telegram
آپشن باز - اختیار معامله
یک نوع ابزار مشتقه طراحی کردم که میشه باهاش بانک مرکزی را در قبال تورمی که میسازه، مسئول و متعهد کرد. اگر کارهای بودم بانک مرکزی را مجبور میکردم ماهانه یا حتی هفتگی این نوع قراردادها را عرضه کنه تا افراد حقیقی و حقوقی (شرکتها) بتونند بخرند و در برابر…
❤1
کشاورزی و قراردادهای مشتقه
جایی که من در حال حاضر زندگی میکنم (دزفول) یکی از قطبهای کشاورزی مملکته. یک جلگه کنار کوهستان زاگرسه که رود دز و شبکه کانالهای آبی که زمان پهلوی ساخته شدند، تمامش را سیراب میکنه. تقریباً هر چیزی که فکر کنید اینجا کاشته میشه. از انواع مرکبات (پرتقال، نارنج، نارنگی و ...)، انواع صیفیجات (خیار، گوجه، بادمجان و ...)، انواع سبزیجات، انواع گلها، زعفران، توت فرنگی، پیاز، ماریجوانا، هویج، انواع غلات (گندم، جو، ذرت ...)، برنج، چغندر، نیشکر و خلاصه هر چیزی که فکرش را بکنید (مزیت: قیمت خوراکیها اینجا کلاً ارزونه).
کشاورزان این حوالی روش جالبی برای کنترل ریسکشون دارند که خیلی مشابه تشکیل دادن پرتفوی متنوع در بورسه. کاشتن غلات برای مثال، ریسک کمی داره. قیمت خریدش از طرف دولت تضمینیه و اگر حتی دولت هم نخواد باز همیشه مشتری داره. اما صیفیجات یا سبزیجات بازار متلاطمی دارند. از آنجایی که ایران هیچ قرارداد تجارت آزاد دو طرفهای نه تنها با هیچ کدام از کشورهای جهان بلکه حتی با کشورهای همسایه خودش هم نداره، وضعیت مرزها همیشه یک حالت عدم اطمینان و عدم قطعیت شدیدی برای تولیدکنندگان داره (کشاورز هم تولید کننده است) در نتیجه هر چند سالی یکبار که تقی به توقی میخوره و صادرات خوب میشه از صیفی و سبزیکاری سودهای خیلی خوبی عاید کشاورزها میشه ولی وقتی که صادراتی نباشه، یا به زور سر به سر میشن یا معمولاً زیان میکنند (هزینهها بیشتر از درآمد). مثلاً پارسال برای دوماه صادرات شوید و جعفری به روسیه خوب بود و کلی کشاورز در اینجا با یکی دو هکتار کشت، ۱-۲ میلیارد سود خالص داشتند. یعنی یا نمیگیره یا اگر بگیره عجیب خوب میگیره. تک سهم (تک کشت) شدن کار خطرناکیه، ریسکش بالاست برای همین در طی سالیان، تکنیکی که کشاورزان توسعه دادند اینه که مثلاً اگر ۱۰ هکتار زمین دارند، ۵ هکتارش را یک کشت کم ریسک مثل گندم میکارند. پنج هکتار باقی را هم انواع صیفی و سبزی، مثلاً ۱ هکتار جعفری، ۱ هکتار شوید، ۱ هکتار پیاز و ... یک نوع تکنیک پوشش ریسکه که موارد کم ریسک در سبد، زیان محتمل موارد پرریسک را پوشش میدن. بنظرم واقعاً خلاقانهست.
چند وقت پیش داشتم فکر میکردم اگر این مملکت واقعاً مملکتی بود که اولویت اولش تولید ثروت و پیشرفت و توسعه بود، بازارهای مشتقه (آتی و آپشن) برای محصولات کشاورزی احتمالاً خیلی وقت پیش ایجاد شده بودند و چقدر هم میتونستند در پوشش ریسک کشاورزان و زنجیره صنایع تبدیلی و فراوری محصولات موثر باشند. فرض کنید کشاورزی میخاد گوجه بکاره، ولی از قیمتش موقع برداشت مطمئن نیست، عدم قطعیت خیلی شدیده. نمیتونه تخمین ریسک به ریوارد خوبی داشته باشه. باید کلی هزینه کنه، پول بذر و آب و تراکتور و انواع کود و سم و اجرت کارگر و زحمت خودش و ... وقتی هیچ تخمینی درباره قیمت موقع برداشت نداره، تصمیم برای کشت گوجه خیلی سخته، ریسکش قوی و ذهن-شکنه، آدم را فلج میکنه. اگر این مملکت اولویت اولش رشد اقتصادی بود و بازار قراردادهای مشتقه محصولات کشاورزی خوبی داشت این کشاورز به راحتی میتونست یک قرارداد آتی، یک پیمان آتی و یا یک قرارداد اختیار فروش با یک کارخانه رب گوجه ببنده و در یک قیمت اعمال با هم توافق کنند. کارخونه/کارگاه رب گوجه هم دنبال ثبات قیمت برای مواد اولیه است. از این طریق قیمت برای هر دو مشخص میشد و میتونستند با کارآمدی و اطمینان بالایی درباره تخمین هزینهها و درآمدشون برنامهریزی کنند و هر کدام کار خودشون را پیش ببرند.
ثبات در تخمینهای هزینه و درآمد مهمترین چیز برای رشد کسب و کارهاست که البته به لطف رفتارهای حکومت (هم رفتارهای سیاسی هم اقتصادی) در این حوالی پدیده غریب و کمتر دیده شدهای است.
@OptionBaaz
جایی که من در حال حاضر زندگی میکنم (دزفول) یکی از قطبهای کشاورزی مملکته. یک جلگه کنار کوهستان زاگرسه که رود دز و شبکه کانالهای آبی که زمان پهلوی ساخته شدند، تمامش را سیراب میکنه. تقریباً هر چیزی که فکر کنید اینجا کاشته میشه. از انواع مرکبات (پرتقال، نارنج، نارنگی و ...)، انواع صیفیجات (خیار، گوجه، بادمجان و ...)، انواع سبزیجات، انواع گلها، زعفران، توت فرنگی، پیاز، ماریجوانا، هویج، انواع غلات (گندم، جو، ذرت ...)، برنج، چغندر، نیشکر و خلاصه هر چیزی که فکرش را بکنید (مزیت: قیمت خوراکیها اینجا کلاً ارزونه).
کشاورزان این حوالی روش جالبی برای کنترل ریسکشون دارند که خیلی مشابه تشکیل دادن پرتفوی متنوع در بورسه. کاشتن غلات برای مثال، ریسک کمی داره. قیمت خریدش از طرف دولت تضمینیه و اگر حتی دولت هم نخواد باز همیشه مشتری داره. اما صیفیجات یا سبزیجات بازار متلاطمی دارند. از آنجایی که ایران هیچ قرارداد تجارت آزاد دو طرفهای نه تنها با هیچ کدام از کشورهای جهان بلکه حتی با کشورهای همسایه خودش هم نداره، وضعیت مرزها همیشه یک حالت عدم اطمینان و عدم قطعیت شدیدی برای تولیدکنندگان داره (کشاورز هم تولید کننده است) در نتیجه هر چند سالی یکبار که تقی به توقی میخوره و صادرات خوب میشه از صیفی و سبزیکاری سودهای خیلی خوبی عاید کشاورزها میشه ولی وقتی که صادراتی نباشه، یا به زور سر به سر میشن یا معمولاً زیان میکنند (هزینهها بیشتر از درآمد). مثلاً پارسال برای دوماه صادرات شوید و جعفری به روسیه خوب بود و کلی کشاورز در اینجا با یکی دو هکتار کشت، ۱-۲ میلیارد سود خالص داشتند. یعنی یا نمیگیره یا اگر بگیره عجیب خوب میگیره. تک سهم (تک کشت) شدن کار خطرناکیه، ریسکش بالاست برای همین در طی سالیان، تکنیکی که کشاورزان توسعه دادند اینه که مثلاً اگر ۱۰ هکتار زمین دارند، ۵ هکتارش را یک کشت کم ریسک مثل گندم میکارند. پنج هکتار باقی را هم انواع صیفی و سبزی، مثلاً ۱ هکتار جعفری، ۱ هکتار شوید، ۱ هکتار پیاز و ... یک نوع تکنیک پوشش ریسکه که موارد کم ریسک در سبد، زیان محتمل موارد پرریسک را پوشش میدن. بنظرم واقعاً خلاقانهست.
چند وقت پیش داشتم فکر میکردم اگر این مملکت واقعاً مملکتی بود که اولویت اولش تولید ثروت و پیشرفت و توسعه بود، بازارهای مشتقه (آتی و آپشن) برای محصولات کشاورزی احتمالاً خیلی وقت پیش ایجاد شده بودند و چقدر هم میتونستند در پوشش ریسک کشاورزان و زنجیره صنایع تبدیلی و فراوری محصولات موثر باشند. فرض کنید کشاورزی میخاد گوجه بکاره، ولی از قیمتش موقع برداشت مطمئن نیست، عدم قطعیت خیلی شدیده. نمیتونه تخمین ریسک به ریوارد خوبی داشته باشه. باید کلی هزینه کنه، پول بذر و آب و تراکتور و انواع کود و سم و اجرت کارگر و زحمت خودش و ... وقتی هیچ تخمینی درباره قیمت موقع برداشت نداره، تصمیم برای کشت گوجه خیلی سخته، ریسکش قوی و ذهن-شکنه، آدم را فلج میکنه. اگر این مملکت اولویت اولش رشد اقتصادی بود و بازار قراردادهای مشتقه محصولات کشاورزی خوبی داشت این کشاورز به راحتی میتونست یک قرارداد آتی، یک پیمان آتی و یا یک قرارداد اختیار فروش با یک کارخانه رب گوجه ببنده و در یک قیمت اعمال با هم توافق کنند. کارخونه/کارگاه رب گوجه هم دنبال ثبات قیمت برای مواد اولیه است. از این طریق قیمت برای هر دو مشخص میشد و میتونستند با کارآمدی و اطمینان بالایی درباره تخمین هزینهها و درآمدشون برنامهریزی کنند و هر کدام کار خودشون را پیش ببرند.
ثبات در تخمینهای هزینه و درآمد مهمترین چیز برای رشد کسب و کارهاست که البته به لطف رفتارهای حکومت (هم رفتارهای سیاسی هم اقتصادی) در این حوالی پدیده غریب و کمتر دیده شدهای است.
@OptionBaaz
❤1👏1
لطفاً ۳۰ ثانیه وقت بگذارید و در این نظرسنجی شرکت کنید. آیا شما در بورس ایران قرارداد آپشن معامله میکنید؟
Anonymous Poll
33%
تازه آشنا شدم، قصد دارم معامله کنم.
27%
مدتیست آشنا شدم اما هنوز فرصت معامله نداشتم.
6%
نه آشنایی دارم، نه قصد معامله دارم.
16%
قبلاً معامله میکردم، مدتیست معامله نمیکنم.
10%
معمولاً معامله میکنم.
9%
آپشنباز هستم (علاقه اصلیام در بورس معامله آپشن است).
یک پیشنهاد بسیار ساده برای دوستان مردد (و تازه واردین)
بنظر من قیمت بعضی از سهمها مثل خودرو و سایپا در کف هستند ولی ظاهراً بازار قصد خرید نداره (به هر دلیلی)، خرید خود سهم را دارای ریسک میبینه.
فرضاً شما میخواهید ۱۰۰ هزار سهم خودرو بخرید، الان قیمت خودرو چنده؟ ۱۹۴ تومن. اگر ۱۰۰ هزارتا بخرید جمعاً پای شما در میاد ۱۹ میلیون و ۴۰۰ هزار تومن. ولی خب شما شک دارید این مقدار پول را بیارید در بازار.
میتونید به جای خرید خود سهم کار دیگهای بکنید. قبلش بگم مهم نیست سرمایهتون چقدره، حقیقی هستید یا حقوقی، همه میتونند این کار را انجام بدن.
نقشه اینه: به جای اینکه خودرو بخرید، قرارداد اختیار خرید بیتفاوتش را بخرید، مثلاً الان قرارداد اختیار خرید ضخود۷۰۷۵ قیمتش ۲۲ تومنه. شما میتونید با خرید ۱۰۰ عدد از این قرارداد، اختیار خریدن ۱۰۰ هزار سهم خودرو را در قیمت ۲۰۰ تومن تا هفتم برج ۷ بدست بیارید. یعنی فقط با ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومن از پولتون تونستید تا برج ۷، اختیار خریدن این تعداد سهم خودرو را به همین قیمت ۲۰۰ تومن فعلی برای خودتون رزرو کنید. یعنی با داشتن ۱۰۰ قرارداد حق خریدن ۱۰۰ هزار سهم خودرو، به قیمت هر کدوم ۲۰۰ تومن را برای خودتون قفل کردید. عالی نیست؟
در ادامه حتماً باقی پولتون (۱۷ میلیون و ۲۰۰ تومن) را در جایی امن سرمایهگذاری کنید. ترجیحاً جایی باشه که تا برج ۷ به اندازه همین ۲ میلیون و ۲۰۰ تومنی که خرج کردید بازدهی براتون بسازه.
چه اتفاقاتی ممکنه رخ بده؟
۱. اگر تا برج ۷ بازار تغییر کرد و قیمت خودرو صعودی شد که به تبع قیمت این قرارداد هم صعودی میشه. مثلاً اگر قیمت خودرو ۴۰۰ بشه، قیمت این قرارداد احتمالاً حدود ۲۰۰ تومن خواهد شد. در این صورت میتونید با سود اهرمی خیلی خوبی قرارداد را ببندید (بفروشیدش) و یا اگر هم دلتون خواست در موعد سررسید اعمالش کنید.
۲. اگر خودرو تا برج ۷ صعودی نشد و زیر ۲۰۰ تومن موند کل پولی که از دست دادید همین ۲ میلیون و ۲۰۰ تومن هست. از اون طرف بابت سرمایهگذاری امنی که داشتید این ۲ میلیون و ۲۰۰ هم جبران میشه.
من دیگه واقعاً سادهتر از این نمیتونم مزیت قرارداد اختیار خرید و مکانیسم کارش را توضیح بدم. چون دیدم تعداد نسبتاً زیادی از دوستان در نظرسنجی گفتند تازه آشنا شدن، گفتم این را بنویسم. لطفاً اگر مفید دونستید این پیام را با دیگران به اشتراکش بگذارید (با آیدی کانال یا بدون آیدی کانال، فرقی نداره).
پ.ن: خودرو و قراردادهاش مثال بودند، سیگنال نیستند. شما هر کدام از ۲۱ سهمی که براش قرارداد منتشر میشه و فکر میکنید چنین شرایطی داره، میتونید انتخاب کنید.
@OptionBaaz
بنظر من قیمت بعضی از سهمها مثل خودرو و سایپا در کف هستند ولی ظاهراً بازار قصد خرید نداره (به هر دلیلی)، خرید خود سهم را دارای ریسک میبینه.
فرضاً شما میخواهید ۱۰۰ هزار سهم خودرو بخرید، الان قیمت خودرو چنده؟ ۱۹۴ تومن. اگر ۱۰۰ هزارتا بخرید جمعاً پای شما در میاد ۱۹ میلیون و ۴۰۰ هزار تومن. ولی خب شما شک دارید این مقدار پول را بیارید در بازار.
میتونید به جای خرید خود سهم کار دیگهای بکنید. قبلش بگم مهم نیست سرمایهتون چقدره، حقیقی هستید یا حقوقی، همه میتونند این کار را انجام بدن.
نقشه اینه: به جای اینکه خودرو بخرید، قرارداد اختیار خرید بیتفاوتش را بخرید، مثلاً الان قرارداد اختیار خرید ضخود۷۰۷۵ قیمتش ۲۲ تومنه. شما میتونید با خرید ۱۰۰ عدد از این قرارداد، اختیار خریدن ۱۰۰ هزار سهم خودرو را در قیمت ۲۰۰ تومن تا هفتم برج ۷ بدست بیارید. یعنی فقط با ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومن از پولتون تونستید تا برج ۷، اختیار خریدن این تعداد سهم خودرو را به همین قیمت ۲۰۰ تومن فعلی برای خودتون رزرو کنید. یعنی با داشتن ۱۰۰ قرارداد حق خریدن ۱۰۰ هزار سهم خودرو، به قیمت هر کدوم ۲۰۰ تومن را برای خودتون قفل کردید. عالی نیست؟
در ادامه حتماً باقی پولتون (۱۷ میلیون و ۲۰۰ تومن) را در جایی امن سرمایهگذاری کنید. ترجیحاً جایی باشه که تا برج ۷ به اندازه همین ۲ میلیون و ۲۰۰ تومنی که خرج کردید بازدهی براتون بسازه.
چه اتفاقاتی ممکنه رخ بده؟
۱. اگر تا برج ۷ بازار تغییر کرد و قیمت خودرو صعودی شد که به تبع قیمت این قرارداد هم صعودی میشه. مثلاً اگر قیمت خودرو ۴۰۰ بشه، قیمت این قرارداد احتمالاً حدود ۲۰۰ تومن خواهد شد. در این صورت میتونید با سود اهرمی خیلی خوبی قرارداد را ببندید (بفروشیدش) و یا اگر هم دلتون خواست در موعد سررسید اعمالش کنید.
۲. اگر خودرو تا برج ۷ صعودی نشد و زیر ۲۰۰ تومن موند کل پولی که از دست دادید همین ۲ میلیون و ۲۰۰ تومن هست. از اون طرف بابت سرمایهگذاری امنی که داشتید این ۲ میلیون و ۲۰۰ هم جبران میشه.
من دیگه واقعاً سادهتر از این نمیتونم مزیت قرارداد اختیار خرید و مکانیسم کارش را توضیح بدم. چون دیدم تعداد نسبتاً زیادی از دوستان در نظرسنجی گفتند تازه آشنا شدن، گفتم این را بنویسم. لطفاً اگر مفید دونستید این پیام را با دیگران به اشتراکش بگذارید (با آیدی کانال یا بدون آیدی کانال، فرقی نداره).
پ.ن: خودرو و قراردادهاش مثال بودند، سیگنال نیستند. شما هر کدام از ۲۱ سهمی که براش قرارداد منتشر میشه و فکر میکنید چنین شرایطی داره، میتونید انتخاب کنید.
@OptionBaaz
👍9❤3
تفاوت مالیات سهام در ایران و آمریکا اینه که در ایران موقع فروش سهام باید نیم درصد مبلغ فروش را به دولت بدیم، فارغ از اینکه در اون معامله سود یا زیان کرده باشیم ولی در آمریکا فقط به سودهای شما (Capital gains) مالیات تعلق میگیره. یعنی در ایران هر فروشی که انجام بشه نیم درصد مالیات داره ولی در آمریکا فقط وقتی که از فروش سود کرده باشید، یه درصدی از اون سود را دولت بر میداره (توجه کنید درصدی از سود خالصتون نه مثل ایران از ارزش معاملهای که داشتید).
البته یکسری جزییات هم داره، در آمریکا مثل اینجا نیست که درجا همون موقع فروش مالیات را خودکار بردارند، آخر سال باهاتون حساب و کتاب میکنند و درصدی هم که برمیدارند به چندتا مسئله بستگی داره ۱. اینکه برای چه مدتی سهم را نگه داشتید و فروختید، اگر یک سال و یا کمتر بوده، درصد مالیاتش بیشتره. اگر بیشتر از یکسال نگه داشته باشید و بعد بفروشید، مالیاتش کمتره. ۲. وضعیت تاهلتون موثره و ۳. مقدار سودی که داشتید.
برای مثال اگر مجرد باشی و سهام را بعد از یک سال بفروشی و مقدار سودت تا ۴۰ هزار دلار بوده کلاً مالیات نداره، بین ۴۰ هزار تا ۴۴۵ هزار دلار باشه ۱۵ درصد مالیات داره و بیشتر از ۴۴۵ هزار دلار باشه ۲۰ درصد مالیات داره. اگر همین فرد مجرد، در مدت زمانی کمتر از یک سال فروش انجام بده و سودش بین ۰ تا ۱۰ هزار دلار باشه ۱۰ درصد مالیات، بین ۱۰ تا ۴۰ هزار دلار ۱۲ درصد، ۴۰ تا ۸۶ هزار دلار، ۱۴ درصد و الی آخر
نکات دیگهای هم البته هست، مثلاً نوع حسابی که در کارگزاری دارید اگر 401k باشه که بعنوان حساب بازنشستگی شناخته میشه مالیات متفاوته یا اگر زیانهاتون در سایر سرمایهگذاریها را لحاظ کنید و .... در نهایت مالیات کمتری پرداخت خواهید کرد.
حالا البته من شخصاً به خاطر دلبستگی که به مکتب اتریشی اقتصاد دارم هر گونه مالیاتستانی را از بیخ دزدی میدونم چون حالت اختیاری نداره، زوریه پس دزدیه ولی بنظرم دولت در ایران به نسبت آمریکا داره به مراتب بیشتر مالیات میگیره (به عبارتی دزدتره)، فقط چون این مالیات را نیم درصد نیم درصد میگیره و خودشم خودکار کم میشه اونطور که باید به چشممون نمیاد، یعنی خیلی متوجش نمیشیم. ولی در آمریکا چون یکجا آخر سال گرفته میشه و شخص خودش باید پرداخت کنه و خودکار کم نمیشه، خیلی به چشم میاد.
پ.ن: خوشبختانه معاملات آپشن فعلاً مالیاتی ندارند، کارمزدشون هم زیاد نیست
@OptionBaaz
البته یکسری جزییات هم داره، در آمریکا مثل اینجا نیست که درجا همون موقع فروش مالیات را خودکار بردارند، آخر سال باهاتون حساب و کتاب میکنند و درصدی هم که برمیدارند به چندتا مسئله بستگی داره ۱. اینکه برای چه مدتی سهم را نگه داشتید و فروختید، اگر یک سال و یا کمتر بوده، درصد مالیاتش بیشتره. اگر بیشتر از یکسال نگه داشته باشید و بعد بفروشید، مالیاتش کمتره. ۲. وضعیت تاهلتون موثره و ۳. مقدار سودی که داشتید.
برای مثال اگر مجرد باشی و سهام را بعد از یک سال بفروشی و مقدار سودت تا ۴۰ هزار دلار بوده کلاً مالیات نداره، بین ۴۰ هزار تا ۴۴۵ هزار دلار باشه ۱۵ درصد مالیات داره و بیشتر از ۴۴۵ هزار دلار باشه ۲۰ درصد مالیات داره. اگر همین فرد مجرد، در مدت زمانی کمتر از یک سال فروش انجام بده و سودش بین ۰ تا ۱۰ هزار دلار باشه ۱۰ درصد مالیات، بین ۱۰ تا ۴۰ هزار دلار ۱۲ درصد، ۴۰ تا ۸۶ هزار دلار، ۱۴ درصد و الی آخر
نکات دیگهای هم البته هست، مثلاً نوع حسابی که در کارگزاری دارید اگر 401k باشه که بعنوان حساب بازنشستگی شناخته میشه مالیات متفاوته یا اگر زیانهاتون در سایر سرمایهگذاریها را لحاظ کنید و .... در نهایت مالیات کمتری پرداخت خواهید کرد.
حالا البته من شخصاً به خاطر دلبستگی که به مکتب اتریشی اقتصاد دارم هر گونه مالیاتستانی را از بیخ دزدی میدونم چون حالت اختیاری نداره، زوریه پس دزدیه ولی بنظرم دولت در ایران به نسبت آمریکا داره به مراتب بیشتر مالیات میگیره (به عبارتی دزدتره)، فقط چون این مالیات را نیم درصد نیم درصد میگیره و خودشم خودکار کم میشه اونطور که باید به چشممون نمیاد، یعنی خیلی متوجش نمیشیم. ولی در آمریکا چون یکجا آخر سال گرفته میشه و شخص خودش باید پرداخت کنه و خودکار کم نمیشه، خیلی به چشم میاد.
پ.ن: خوشبختانه معاملات آپشن فعلاً مالیاتی ندارند، کارمزدشون هم زیاد نیست
@OptionBaaz
Telegram
آپشن باز - اختیار معامله
کارمزد معاملات آپشن
درباره کارمزد معاملات چند نفر از اعضای کانال سوال پرسیدند.
طبق ابلاغیه سازمان بورس و اوراق بهادار در مورخ ۹۷/۱۰/۱۲، کارمزد معاملات آپشن به شرح جدول بالا است.
دو نکته:
۱. سقف کارمزد برای کلیه ارکان از هر طرف معامله، نهایتاً ۲۰ میلیون…
درباره کارمزد معاملات چند نفر از اعضای کانال سوال پرسیدند.
طبق ابلاغیه سازمان بورس و اوراق بهادار در مورخ ۹۷/۱۰/۱۲، کارمزد معاملات آپشن به شرح جدول بالا است.
دو نکته:
۱. سقف کارمزد برای کلیه ارکان از هر طرف معامله، نهایتاً ۲۰ میلیون…
👍2❤1
خبر مربوط به عرضه اولیه فگستر را خوندید که گفتند ناشر خودش با هدف حمایت از سهم، اوراق اختیار فروش تبعی با نرخ حدود ۲۰ درصد منتشر میکنه؟ منظور اینه که مثلاً اگر قراره سهم دونهای ۵۰۰ عرضه بشه، یه قرارداد اختیار فروش هم همراهش بهتون میدن که با داشتن اون، اختیار خواهید داشت که مثلاً ۶ ماه دیگه سهامتون را با تقریباً ۲۰ درصد قیمت بالاتر به خودشون پس بفروشید! بنظرم در کل بد نیست کار خوبیه ولی من را یاد یه چیزی انداخت:
حدود دهه ۱۹۲۰ توی آمریکا ناشرین سهام (شرکتها) برای اینکه بتونند سهام شرکت را در عرضه اولیهها راحت و سریع به فروش برسونند به کارگزاریها قراردادهای اختیار فروش با قیمت اعمالهای بالا بعنوان رشوه میدادند. به این خاطر کارگزاریها موقع عرضه اولیه براشون سنگ تموم میگذاشتند و بازار گرمی خوبی میکردند. در عرض چند روز کل سهام را براشون تو بازار آب میکردند! به خاطر همین کارها تا مدتی اسم آپشن توی آمریکا بد در رفته بود 😊
مجدد تاکید کنم، این کاری که اینجا میخوان بکنند، بنظرم بد نیست فقط تا خوندم من را یاد این موضوع انداخت.
@OptionBaaz
حدود دهه ۱۹۲۰ توی آمریکا ناشرین سهام (شرکتها) برای اینکه بتونند سهام شرکت را در عرضه اولیهها راحت و سریع به فروش برسونند به کارگزاریها قراردادهای اختیار فروش با قیمت اعمالهای بالا بعنوان رشوه میدادند. به این خاطر کارگزاریها موقع عرضه اولیه براشون سنگ تموم میگذاشتند و بازار گرمی خوبی میکردند. در عرض چند روز کل سهام را براشون تو بازار آب میکردند! به خاطر همین کارها تا مدتی اسم آپشن توی آمریکا بد در رفته بود 😊
مجدد تاکید کنم، این کاری که اینجا میخوان بکنند، بنظرم بد نیست فقط تا خوندم من را یاد این موضوع انداخت.
@OptionBaaz
❤1
دوره جدید قراردادهای اختیار معامله #کگل برای سررسید ۲۳ - ۸ - ۱۴۰۰
* در سمت راست تصویر، قراردادهای اختیار خرید این دوره لیست شدند و سمت چپ قراردادهای اختیار فروش.
@OptionBaaz
* در سمت راست تصویر، قراردادهای اختیار خرید این دوره لیست شدند و سمت چپ قراردادهای اختیار فروش.
@OptionBaaz
دوره جدید قراردادهای اختیار معامله #خساپا برای سررسید ۲۶ - ۸ - ۱۴۰۰
* در سمت راست تصویر، قراردادهای اختیار خرید این دوره لیست شدند و در سمت چپ قراردادهای اختیار فروش.
@OptionBaaz
* در سمت راست تصویر، قراردادهای اختیار خرید این دوره لیست شدند و در سمت چپ قراردادهای اختیار فروش.
@OptionBaaz
درباره نحوه محاسبه اهرم در معاملات آپشن
دوستانی که مدتیه با آپشن آشنا هستند، احتمالاً سایتها و فایلهای اکسلی دیدند که قراردادها را بصورت فلهای لیست میکنند و یکسری محاسبات من-در-آوردی هم برای هر قرارداد ردیف میکنند. یکی از چیزهایی که ردیف میکنند و خیلی هم روش تاکید میکنند، اهرمه. حتی متاسفانه در گروه متصل به کانال خودمون هم دیدم که بعضی از دوستان اسکرین شات ازشون میارن و به اهرم محاسبهشده به عنوان یک فاکتور برای انتخاب آپشن اشاره میکنند!
من قبلاً در انتهای پست اهرم چیست، راجع به محاسبه اشتباهش توسط این سایتها و اکسلهای وطنی نوشته بودم ولی فکر کنم حق مطلب به خوبی ادا نشده بود. حالا میخوام با یک مثال بهتر توضیحش بدم. اول اگر اون پست را نخوندید، از اینجا بخونید تا بدونید اصلاً اهرم چیه تا بعد نحوه محاسبهش را هم در ادامه بگم.
@OptionBaaz
دوستانی که مدتیه با آپشن آشنا هستند، احتمالاً سایتها و فایلهای اکسلی دیدند که قراردادها را بصورت فلهای لیست میکنند و یکسری محاسبات من-در-آوردی هم برای هر قرارداد ردیف میکنند. یکی از چیزهایی که ردیف میکنند و خیلی هم روش تاکید میکنند، اهرمه. حتی متاسفانه در گروه متصل به کانال خودمون هم دیدم که بعضی از دوستان اسکرین شات ازشون میارن و به اهرم محاسبهشده به عنوان یک فاکتور برای انتخاب آپشن اشاره میکنند!
من قبلاً در انتهای پست اهرم چیست، راجع به محاسبه اشتباهش توسط این سایتها و اکسلهای وطنی نوشته بودم ولی فکر کنم حق مطلب به خوبی ادا نشده بود. حالا میخوام با یک مثال بهتر توضیحش بدم. اول اگر اون پست را نخوندید، از اینجا بخونید تا بدونید اصلاً اهرم چیه تا بعد نحوه محاسبهش را هم در ادامه بگم.
@OptionBaaz
Telegram
آپشن باز - اختیار معامله
اهرم چیست؟
“Give me a lever long enough, and a place to stand, and I will move the earth.”
Archimedes
«اهرمی به اندازه کافی دراز، و جایی برای تکیهگاه آن به من بدهید، زمین را برایتان جا به جا خواهم کرد»
ارشمیدس
فرض کنید که قصد داشته باشید یکی از توپهای…
“Give me a lever long enough, and a place to stand, and I will move the earth.”
Archimedes
«اهرمی به اندازه کافی دراز، و جایی برای تکیهگاه آن به من بدهید، زمین را برایتان جا به جا خواهم کرد»
ارشمیدس
فرض کنید که قصد داشته باشید یکی از توپهای…
❤1👍1
خب چیزی که حضرات نخبه آپشن وطنی میگن اینطوریه: مثلاً فرض کنید قیمت سهم خودرو ۴۰۰ تومنه، قیمت یکی از قراردادهاش هم ۲۰ تومنه. مطابق محاسبات کوانتومی حضرات، اهرم این قرارداد میشه قیمت سهم پایه ÷ قیمت قرارداد که میشه ۲۰. خب حالا منظور از این عدد چیه؟ اگر فرضاً شما ۴ میلیون بزاری وسط باهاش چندتا سهم خودرو میتونی بخری؟ ۱۰ هزارتا، چندتا قرارداد میتونی بخری؟ ۲۰۰ هزارتا. یعنی با یک مقدار مساوی پول، میتونی از این قراردادی که اهرمش ۲۰ هست، در مقایسه با خرید خود سهم ده برابر بیشتر بخری. همین دیگه چیز بیشتری به شما نمیگه و البته کاملاً گمراه کننده هم هست، چون هر چه قرارداد ارزونتر باشه اهرمش بالاتر میره ولی ممکنه واقعا ارزش خرید نداشته باشه!
حالا میدونید مشکل از کجا پیدا میشه؟ مشکل از جایی پیدا میشه که بعضی از این نخبگان آپشن وطنی میگن این عدد اهرم که ما با مرارتهای زیاد برای شما محاسبه کردیم، میتونه سود بالقوهتون در آینده را هم نشون بده، اینکه با خرید این آپشن محتملا چقدر سود میکنید. در ادامه توضیح میدم که چرا این حرف اشتباهه ولی قبلش یک لحظه به سطح رقتانگیز سواد حضرات توجه کنید: عددی که بعنوان اهرم میدن نه تنها کاربرد خاصی نداره و حتی بسیار گمراه کننده است و خودشون متوجه گمراه کنندگیش نیستند، بلکه علاوه بر اون ادعای واهی هم میکنند که میتونه سود بالقوهتون را هم به شما بگه!
خب چرا این حرف اشتباهه؟ همون مثال قبل را در نظر بگیرید، در حالتی که سهم را دارید اگر سهم فردا شد ۵۰۰ تومن رو هر سهم ۱۰۰ تومن سود میکنید که چون ۱۰ هزارتا ازش دارید، جمعاً میشه ۱ میلیون تومن سود خالص. روی قرارداد آپشن چقدر سود میکنی؟ اگر طبق منطق حضرات پیش بریم که میگن این عدد سود بالقوه را هم نشون میده؛ باید ۲۰ برابر سود کنید، یعنی هر تغییری در مقدار قیمت سهم رخ میده باید دقیقاً همون مقدار تغییر هم در قیمت آپشن رخ بده تا این ۲۰ برابر سود بدست بیاد. پس اگر قیمت سهم ۱۰۰ تومن افزایش داشته و شده ۵۰۰ تومن باید قیمت آپشن هم ۱۰۰ تومن تغییر کنه و بشه ۱۲۰ تومن تا این اهرم ۲۰ برقرار بمونه. اینطوری شما روی هر آپشن ۱۰۰ تومن سود میکنی و جمعاً چون ۲۰۰ هزارتا داری، ۲۰ میلیون سود خالص میکنی و اگر با حالت خرید سهم مقایسه کنید ۲۰ برابر سود کردید. ولی آیا واقعاً چنین اتفاقی رخ میده؟ در اکثر مواقع نه!
ما میدونیم که معمولا قیمت قراردادها یک به یک با قیمت سهم تغییر نمیکنند. اگر سهمی قیمتش از ۴۰۰ بشه ۴۵۰ لزوماً قیمت قراردادهاش هم ۵۰ تومن تغییر نمیکنند. اگر سهم بشه ۴۵۰ تومن، قیمت یه قرارداد بسته به قیمت اعمالش ممکنه ۱۰ تومن تغییر کنه، یکی ۲۰ تومن، یکی ۳۰ تومن یکی هم ۴۵ تومن. مثلاً همون قراردادی که گفتیم ۲۰ تومن قیمتشه فرضاً قیمت اعمالش ۴۰۰ تومنه، حالا قیمت خودرو از ۴۰۰ به ۴۵۰ تغییر کرده، آیا قیمت قرارداد هم ۵۰ تومن زیاد میشه؟ یعنی میشه ۷۰ تومن؟ نه! قیمت قرارداد خیلی هنر کنه و بازار عالی باشه احتمالاً ۳۵ تومن بیشتر میشه، یعنی از ۲۰ تومن میشه ۵۵ تومن. به عبارتی قیمت سهم ۵۰ تومن تغییر کرد، قیمت قرارداد ۳۵ تومن. اگر اهرم محاسبه شده توسط حضرات میتونه سود بالقوه را هم نشون بده پس چرا سهم ۵۰ تومن تغییر کرد، قرارداد هم مثل اون ۵۰ تومن تغییر نکرد تا به ما سود ۲۰ برابری بده؟ وقتی اهرم ۲۰ بود با تغییر قیمت سهم از ۴۰۰ به ۴۵۰، آیا چهار میلیون تومن سرمایهگذاری شما واقعا مطابق اهرم ۲۰ براتون سود میسازه؟ اگر سهم را داشتید روی هر کدام ۵۰ تومن سود میکردید، چون ۱۰ هزارتا داشتید جمعاً ۵۰۰ هزار تومن. اگر این آپشن را داشتید چی؟ قیمت آپشن با تغییر قیمت سهم ۳۵ تومن تغییر میکنه چون ۲۰۰ هزارتا داشتید جمعاً ۷ میلیون تومن با آپشن سود میکردید. یعنی ۱۴ برابر بیشتر از حالتی که اگر سهم را میخریدید، چرا ۲۰ برابر نشد؟ مگه به شما نشون نداده بودند که این قرارداد اهرمش ۲۰ هست، چرا اهرمش برقرار نموند؟ اگر اهرمش برقرار نمیمونه پس چه خاصیتی داره؟ این عدد قراره چی رو به ما نشون بده؟ فرضاً من بدونم که میتونم ۲۰ برابر سهم، آپشن بخرم خب که چی؟ گمراه کننده هم هست. چی درباره آینده بهم میگه؟ چند برابر میتونم سود کنم؟ نخبگان آپشن وطنی اینجا ساکت میشن.
@OptionBaaz
حالا میدونید مشکل از کجا پیدا میشه؟ مشکل از جایی پیدا میشه که بعضی از این نخبگان آپشن وطنی میگن این عدد اهرم که ما با مرارتهای زیاد برای شما محاسبه کردیم، میتونه سود بالقوهتون در آینده را هم نشون بده، اینکه با خرید این آپشن محتملا چقدر سود میکنید. در ادامه توضیح میدم که چرا این حرف اشتباهه ولی قبلش یک لحظه به سطح رقتانگیز سواد حضرات توجه کنید: عددی که بعنوان اهرم میدن نه تنها کاربرد خاصی نداره و حتی بسیار گمراه کننده است و خودشون متوجه گمراه کنندگیش نیستند، بلکه علاوه بر اون ادعای واهی هم میکنند که میتونه سود بالقوهتون را هم به شما بگه!
خب چرا این حرف اشتباهه؟ همون مثال قبل را در نظر بگیرید، در حالتی که سهم را دارید اگر سهم فردا شد ۵۰۰ تومن رو هر سهم ۱۰۰ تومن سود میکنید که چون ۱۰ هزارتا ازش دارید، جمعاً میشه ۱ میلیون تومن سود خالص. روی قرارداد آپشن چقدر سود میکنی؟ اگر طبق منطق حضرات پیش بریم که میگن این عدد سود بالقوه را هم نشون میده؛ باید ۲۰ برابر سود کنید، یعنی هر تغییری در مقدار قیمت سهم رخ میده باید دقیقاً همون مقدار تغییر هم در قیمت آپشن رخ بده تا این ۲۰ برابر سود بدست بیاد. پس اگر قیمت سهم ۱۰۰ تومن افزایش داشته و شده ۵۰۰ تومن باید قیمت آپشن هم ۱۰۰ تومن تغییر کنه و بشه ۱۲۰ تومن تا این اهرم ۲۰ برقرار بمونه. اینطوری شما روی هر آپشن ۱۰۰ تومن سود میکنی و جمعاً چون ۲۰۰ هزارتا داری، ۲۰ میلیون سود خالص میکنی و اگر با حالت خرید سهم مقایسه کنید ۲۰ برابر سود کردید. ولی آیا واقعاً چنین اتفاقی رخ میده؟ در اکثر مواقع نه!
ما میدونیم که معمولا قیمت قراردادها یک به یک با قیمت سهم تغییر نمیکنند. اگر سهمی قیمتش از ۴۰۰ بشه ۴۵۰ لزوماً قیمت قراردادهاش هم ۵۰ تومن تغییر نمیکنند. اگر سهم بشه ۴۵۰ تومن، قیمت یه قرارداد بسته به قیمت اعمالش ممکنه ۱۰ تومن تغییر کنه، یکی ۲۰ تومن، یکی ۳۰ تومن یکی هم ۴۵ تومن. مثلاً همون قراردادی که گفتیم ۲۰ تومن قیمتشه فرضاً قیمت اعمالش ۴۰۰ تومنه، حالا قیمت خودرو از ۴۰۰ به ۴۵۰ تغییر کرده، آیا قیمت قرارداد هم ۵۰ تومن زیاد میشه؟ یعنی میشه ۷۰ تومن؟ نه! قیمت قرارداد خیلی هنر کنه و بازار عالی باشه احتمالاً ۳۵ تومن بیشتر میشه، یعنی از ۲۰ تومن میشه ۵۵ تومن. به عبارتی قیمت سهم ۵۰ تومن تغییر کرد، قیمت قرارداد ۳۵ تومن. اگر اهرم محاسبه شده توسط حضرات میتونه سود بالقوه را هم نشون بده پس چرا سهم ۵۰ تومن تغییر کرد، قرارداد هم مثل اون ۵۰ تومن تغییر نکرد تا به ما سود ۲۰ برابری بده؟ وقتی اهرم ۲۰ بود با تغییر قیمت سهم از ۴۰۰ به ۴۵۰، آیا چهار میلیون تومن سرمایهگذاری شما واقعا مطابق اهرم ۲۰ براتون سود میسازه؟ اگر سهم را داشتید روی هر کدام ۵۰ تومن سود میکردید، چون ۱۰ هزارتا داشتید جمعاً ۵۰۰ هزار تومن. اگر این آپشن را داشتید چی؟ قیمت آپشن با تغییر قیمت سهم ۳۵ تومن تغییر میکنه چون ۲۰۰ هزارتا داشتید جمعاً ۷ میلیون تومن با آپشن سود میکردید. یعنی ۱۴ برابر بیشتر از حالتی که اگر سهم را میخریدید، چرا ۲۰ برابر نشد؟ مگه به شما نشون نداده بودند که این قرارداد اهرمش ۲۰ هست، چرا اهرمش برقرار نموند؟ اگر اهرمش برقرار نمیمونه پس چه خاصیتی داره؟ این عدد قراره چی رو به ما نشون بده؟ فرضاً من بدونم که میتونم ۲۰ برابر سهم، آپشن بخرم خب که چی؟ گمراه کننده هم هست. چی درباره آینده بهم میگه؟ چند برابر میتونم سود کنم؟ نخبگان آپشن وطنی اینجا ساکت میشن.
@OptionBaaz
❤1👍1
چطور یه اهرمی را محاسبه کنیم که دقیقتر نشون بده اگر سهم قیمتش تغییر کرد، قیمت قرارداد محتملاً چطور تغییر میکنه و سود ما چقدر میشه.
دقت کنید ما همین حالا، همین لحظه میخواهیم بدونیم اگر ۴ میلیون را بزاریم توی آپشن و فردا مثلاً سهم ۱۰ تومن تغییر کرد، قیمت قرارداد ما چقدر تغییر میکنه و ۴ میلیون ما چقدر میشه و چقدر واقعاً سود میکنیم؟ اینکه فردا بیاییم بگیم خب اهرم دیروز ۱۰ بود امروز شده ۹ چه فایدهای داره؟ ما میخواهیم از قبل تخمین درستی ازش داشته باشیم.
خب برای این کار چه میشه کرد؟ ما یه چیزی داریم به نام دلتا، یه ضریب یونانیه، که میاد حساسیت قیمت آپشن را به تغییرات قیمت سهم پایه میسنجه. دلتا برای هر قرارداد یه عددی بین ۰ و ۱ هست. مثلاً اگر دلتای یه قرارداد ۰.۷ باشه وقتی که قیمت سهم پایه ۱۰ تومن تغییر کنه و از ۴۰۰ بشه ۴۵۰ تومن، قیمت اون قراردادش باید ۷۰ درصد این تغییر، تغییر بکنه، یعنی ۳۵ تومن تغییر کنه و از ۲۰ تومن بشه ۵۵ تومن. دقت کنید یک به یک تغییر نمیکنه، یعنی چون اون از ۴۰۰ شده ۴۵۰ تومن این از ۲۰ نمیشه ۷۰ تومن. مطابق دلتاش تغییر میکنه و میشه ۵۵ تومن، تا اینجا اوکی؟
ما اگر دلتا را در اهرم لحاظ کنیم، تا حدی اهرممون بهتر محاسبه میشه و قدرت پیشبینی بهمون میده. چطور لحاظش میکنیم؟ خیلی راحته قیمت سهم پایه تقسیم بر قیمت قرارداد ضربدر مقدار دلتا. مثلاً دلتا در قراردادهای شدیداً در سود، معمولاً ۱ یا خیلی نزدیک به یک هست، یعنی چی؟ یعنی هر تغییری در قیمت سهم پایه باعث همان مقدار تغییر در قیمت قرارداد میشه. اگر قیمت سهم ۱۰ تومن زیاد بشه، توی این قراردادها قیمت قرارداد هم عیناً ۱۰ تومن زیاد میشه. پس تا وقتی که این دلتای یک برقراره، میتونیم بگیم واقعاً اهرم فعلی برای فردا هم برقراره و محقق میشه. به محض اینکه دلتا تغییر کنه تاثیرش را در اهرم میگذاره و دیگه اون اهرم اولیه براتون برقرار نیست، کمتر میشه. مثلاً فرضاً اگر دلتای یه قرارداد ۰.۶۵ باشه و براش اهرم ۲۰ محاسبه کردید وقتی ضربدر مقدار دلتا میشه، اهرم واقعی بدست میاد که ۱۳ هست. یعنی انتظار دارید با تغییر قیمت سهم پایه، سود آپشن به نسبت سود سهم ۱۳ برابر باشه و اگر دلتا را دقیق درآورده باشید واقعاً چنین چیزی رخ میده. مثلاً اگر قیمت سهم بشه ۴۱۰ تومن و ۱۰ هزارتا ازش داشته باشید سودتون روی سهم جمعاً میشه ۱۰۰ هزار تومن. همزمان قیمت آپشن مطابق دلتاش ۶۵ درصدِ تغییر قیمت سهم پایه تغیر میکنه، مثلا اگر ۲۰ تومن بوده میشه ۲۶ تومن و ۵ ریال. با همون ۴ میلیون تومن چندتا آپشن داشتید؟ ۲۰۰ هزارتا. مجموع سودتون چقدر میشه؟ ۱ میلیون و ۳۰۰ هزار تومن. چند برابر سود کردید؟ واقعاً ۱۳ برابر! اوکی؟ گرفتید؟
پس از طریق لحاظ کردن دلتا میتونید واقعاً اهرم را به یه چیز نسبتاً کاربردی تبدیل کنید که داره یه چیزی بهتون درباره سود محتملتون میگه.
حالا دو نکته پایانی:
۱. اگر واقعیت واقعیتش را بخواهید، اهرم مفهوم واقعاً کاربردی خاصی نیست و شما اگر در جداول قراردادها در کارگزاریهای خارجی که روزانه میلیاردها قرارداد معامله میکنند نگاه کنید، ستونی به عنوان اهرم نمیبینید. بلک-شولز میبینید، وضعیت مالی میبینید، تعداد موقعیت باز میبینید و ... ولی اهرم نه. چون واقعاً کاربردی نیست. البته نخبگان آپشن وطنی با این طریقه اشتباه محاسبه اهرمی که دارند، نظر دیگهای دارند.
۲. محاسبه درست و دقیق دلتا هم کم دردسر نداره، مجدد همین نخبگان وطنی یه چیزایی بعنوان دلتا بعضاً محاسبه میکنند که نتایج عجیب و غریبی نشون میده. البته از حق نگذریم گاهی اوقات هم تقصیری ندارند، بخاطر شرایط خاص بازار ماست، عمدتاً به خاطر جو روانی که صف فروش و خرید میسازه، حتی بعضاً دیده میشه که قراردادهای شدیداً در سود که قطعاً دلتای ۱ دارند تغییرات قیمتشون یک به یک با تغییرات سهم نیست!
@OptionBaaz
دقت کنید ما همین حالا، همین لحظه میخواهیم بدونیم اگر ۴ میلیون را بزاریم توی آپشن و فردا مثلاً سهم ۱۰ تومن تغییر کرد، قیمت قرارداد ما چقدر تغییر میکنه و ۴ میلیون ما چقدر میشه و چقدر واقعاً سود میکنیم؟ اینکه فردا بیاییم بگیم خب اهرم دیروز ۱۰ بود امروز شده ۹ چه فایدهای داره؟ ما میخواهیم از قبل تخمین درستی ازش داشته باشیم.
خب برای این کار چه میشه کرد؟ ما یه چیزی داریم به نام دلتا، یه ضریب یونانیه، که میاد حساسیت قیمت آپشن را به تغییرات قیمت سهم پایه میسنجه. دلتا برای هر قرارداد یه عددی بین ۰ و ۱ هست. مثلاً اگر دلتای یه قرارداد ۰.۷ باشه وقتی که قیمت سهم پایه ۱۰ تومن تغییر کنه و از ۴۰۰ بشه ۴۵۰ تومن، قیمت اون قراردادش باید ۷۰ درصد این تغییر، تغییر بکنه، یعنی ۳۵ تومن تغییر کنه و از ۲۰ تومن بشه ۵۵ تومن. دقت کنید یک به یک تغییر نمیکنه، یعنی چون اون از ۴۰۰ شده ۴۵۰ تومن این از ۲۰ نمیشه ۷۰ تومن. مطابق دلتاش تغییر میکنه و میشه ۵۵ تومن، تا اینجا اوکی؟
ما اگر دلتا را در اهرم لحاظ کنیم، تا حدی اهرممون بهتر محاسبه میشه و قدرت پیشبینی بهمون میده. چطور لحاظش میکنیم؟ خیلی راحته قیمت سهم پایه تقسیم بر قیمت قرارداد ضربدر مقدار دلتا. مثلاً دلتا در قراردادهای شدیداً در سود، معمولاً ۱ یا خیلی نزدیک به یک هست، یعنی چی؟ یعنی هر تغییری در قیمت سهم پایه باعث همان مقدار تغییر در قیمت قرارداد میشه. اگر قیمت سهم ۱۰ تومن زیاد بشه، توی این قراردادها قیمت قرارداد هم عیناً ۱۰ تومن زیاد میشه. پس تا وقتی که این دلتای یک برقراره، میتونیم بگیم واقعاً اهرم فعلی برای فردا هم برقراره و محقق میشه. به محض اینکه دلتا تغییر کنه تاثیرش را در اهرم میگذاره و دیگه اون اهرم اولیه براتون برقرار نیست، کمتر میشه. مثلاً فرضاً اگر دلتای یه قرارداد ۰.۶۵ باشه و براش اهرم ۲۰ محاسبه کردید وقتی ضربدر مقدار دلتا میشه، اهرم واقعی بدست میاد که ۱۳ هست. یعنی انتظار دارید با تغییر قیمت سهم پایه، سود آپشن به نسبت سود سهم ۱۳ برابر باشه و اگر دلتا را دقیق درآورده باشید واقعاً چنین چیزی رخ میده. مثلاً اگر قیمت سهم بشه ۴۱۰ تومن و ۱۰ هزارتا ازش داشته باشید سودتون روی سهم جمعاً میشه ۱۰۰ هزار تومن. همزمان قیمت آپشن مطابق دلتاش ۶۵ درصدِ تغییر قیمت سهم پایه تغیر میکنه، مثلا اگر ۲۰ تومن بوده میشه ۲۶ تومن و ۵ ریال. با همون ۴ میلیون تومن چندتا آپشن داشتید؟ ۲۰۰ هزارتا. مجموع سودتون چقدر میشه؟ ۱ میلیون و ۳۰۰ هزار تومن. چند برابر سود کردید؟ واقعاً ۱۳ برابر! اوکی؟ گرفتید؟
پس از طریق لحاظ کردن دلتا میتونید واقعاً اهرم را به یه چیز نسبتاً کاربردی تبدیل کنید که داره یه چیزی بهتون درباره سود محتملتون میگه.
حالا دو نکته پایانی:
۱. اگر واقعیت واقعیتش را بخواهید، اهرم مفهوم واقعاً کاربردی خاصی نیست و شما اگر در جداول قراردادها در کارگزاریهای خارجی که روزانه میلیاردها قرارداد معامله میکنند نگاه کنید، ستونی به عنوان اهرم نمیبینید. بلک-شولز میبینید، وضعیت مالی میبینید، تعداد موقعیت باز میبینید و ... ولی اهرم نه. چون واقعاً کاربردی نیست. البته نخبگان آپشن وطنی با این طریقه اشتباه محاسبه اهرمی که دارند، نظر دیگهای دارند.
۲. محاسبه درست و دقیق دلتا هم کم دردسر نداره، مجدد همین نخبگان وطنی یه چیزایی بعنوان دلتا بعضاً محاسبه میکنند که نتایج عجیب و غریبی نشون میده. البته از حق نگذریم گاهی اوقات هم تقصیری ندارند، بخاطر شرایط خاص بازار ماست، عمدتاً به خاطر جو روانی که صف فروش و خرید میسازه، حتی بعضاً دیده میشه که قراردادهای شدیداً در سود که قطعاً دلتای ۱ دارند تغییرات قیمتشون یک به یک با تغییرات سهم نیست!
@OptionBaaz
❤4
احتمالاً بعضیهاتون خبر دارید که باز این اسرائیلیها و فلسطینیها دعواشون بالا گرفته و دارند سر همدیگه موشک میریزند. من گفتم بزار یه اندک جستجویی کنم ببینم اوضاع بازار سهامشون توی این چند روز چطور شده. کاشف به عمل اومد که قسمت فلسطینی یه بورس کوچک و درب و داغون دارند ولی قسمت اسرائیلی بورس نسبتاً بزرگی به نام بورس تل آویو (TASE) دارند که شرکتهای بزرگی هم درش لیست شدند و حتی آپشن و آتی هم داره.
خلاصه گفتم ببینم توی این اوضاع جنگی اوضاع سهمهاشون چطور شده. دیدم یه تعدادیش منفی شده، یه تعدادیش هم حتی مثبت. ریزش خاصی هم ندیدم. نکته جالب برای خودم این بود که دامنه نوسان نداشتند. بعد پیش خودم گفتم ای بابا اینا چرا از ما ایرانیها یاد نگرفتند که میشه با دامنه نوسان از سهامداران تازه وارد حمایت کرد و «ریسکها» و «عدم قطعیتهای» بازار را کنترل کرد؟ این چه وضعیه آخه. بنظرم این جهودهای از خدا بیخبر واقعاً نیاز به مشاوره از مسئولین بورس ما دارند. این مسئولین عزیز، این سپرهای بلا برای تازه واردین، این نگرانهای روندهای بازار، این کنترل کنندگان ریسکها و ابهامات و عدم قطعیتهای بازار میتونند حرفهای زیادی برای دنیا داشته باشند.
این لیست سهمهاشون هست، خواستید با فیلترشکن نگاهی بکنید. بعضی از این سهمها Dual List هستند یعنی در دو بورس لیست شدند، مثلاً علاوه بر بورس تل آویو در بورس نزدک یا نیویورک هم لیست شدند. یکی از دلائلی که نمیتونند برای سهم دامنه و محدودیت قیمت بگذارند همین مسئله است.
دامنه نوسان یا با اسم درستترش محدودیت قیمت (Price limit) مثل هر کنترل قیمت دیگهای در اقتصاد، بشدت فساد آوره. من بارها اینجا گفتم که این ام الفساد این بازاره و آدمهای خیلی کله گندهای هم پشتش هستند و به این راحتی نمیگذارند آزاد بشه چون تمام سودشون در همین دامنه است. البته هر بار بهانهای هم براش دارند. مثلاً میگن هدف حفاظت از سهامدار تازه وارده در صورتی که دقیقاً این دامنه برای بازی دادن همون تازه واردین هست. یا میگن بابا باید اول مقدماتش را فراهم کنیم و ... خلاصه که با این دامنه بدجور خوشاند.
@OptionBaaz
خلاصه گفتم ببینم توی این اوضاع جنگی اوضاع سهمهاشون چطور شده. دیدم یه تعدادیش منفی شده، یه تعدادیش هم حتی مثبت. ریزش خاصی هم ندیدم. نکته جالب برای خودم این بود که دامنه نوسان نداشتند. بعد پیش خودم گفتم ای بابا اینا چرا از ما ایرانیها یاد نگرفتند که میشه با دامنه نوسان از سهامداران تازه وارد حمایت کرد و «ریسکها» و «عدم قطعیتهای» بازار را کنترل کرد؟ این چه وضعیه آخه. بنظرم این جهودهای از خدا بیخبر واقعاً نیاز به مشاوره از مسئولین بورس ما دارند. این مسئولین عزیز، این سپرهای بلا برای تازه واردین، این نگرانهای روندهای بازار، این کنترل کنندگان ریسکها و ابهامات و عدم قطعیتهای بازار میتونند حرفهای زیادی برای دنیا داشته باشند.
این لیست سهمهاشون هست، خواستید با فیلترشکن نگاهی بکنید. بعضی از این سهمها Dual List هستند یعنی در دو بورس لیست شدند، مثلاً علاوه بر بورس تل آویو در بورس نزدک یا نیویورک هم لیست شدند. یکی از دلائلی که نمیتونند برای سهم دامنه و محدودیت قیمت بگذارند همین مسئله است.
دامنه نوسان یا با اسم درستترش محدودیت قیمت (Price limit) مثل هر کنترل قیمت دیگهای در اقتصاد، بشدت فساد آوره. من بارها اینجا گفتم که این ام الفساد این بازاره و آدمهای خیلی کله گندهای هم پشتش هستند و به این راحتی نمیگذارند آزاد بشه چون تمام سودشون در همین دامنه است. البته هر بار بهانهای هم براش دارند. مثلاً میگن هدف حفاظت از سهامدار تازه وارده در صورتی که دقیقاً این دامنه برای بازی دادن همون تازه واردین هست. یا میگن بابا باید اول مقدماتش را فراهم کنیم و ... خلاصه که با این دامنه بدجور خوشاند.
@OptionBaaz
❤1