آپشن باز - اختیار معامله
17.7K subscribers
2.1K photos
369 videos
58 files
2.04K links
هر آنچه یک معامله گر آپشن نیاز دارد

🌎 سایت آپشن باز: دسترسی به ابزارهای محاسباتی آپشن

🆘 ➡️ Https://Optionbaaz.ir

🤝 گروه پرسش پاسخ آپشن بازان
@OptionBaazan

تبلیغات و پشتیبانی
پیام مستقیم
Download Telegram
چیزی که در پاراگراف آخر گفتم راجع به اختیارهای معمولی بود، حالا متفکرین برجسته و مسئولین گرانقدر سازمان و بورس تهران و فرابوس وقتی که به سهامدار عمده‌ای اجازه تامین مالی با اختیار فروش تبعی می‌دهند، الزام کرده‌اند که خریدار اختیار فروش تبعی همزمان باید اختیار خریدی با قیمت اعمال بالاتر و تاریخ سررسید دیرتر را به سهامدار عمده بفروشد! یعنی متعهد شود! اگر در موعد سرررسید اختیار فروش تبعی، قرارداد را اعمال کرد و آن تعداد سهم را به سهامدار عمده فروخت که اوکی، سهامدار عمده به هدفش رسیده و سهمی را که در قیمتی پایین‌تر فروخته بود مجدد در قیمت کمی بالاتر می‌خرد، در این حالت قرارداد اختیار خریدی هم که شخص به سهامدار عمده فروخته بود بلااثر می‌شود (مطابق تبصره ۲ از بند ۴۲، فصل ۷ از دستورالعمل معاملات اختیار فروش تبعی) ولی اگر شخص دارنده قرارداد اختیار فروش تبعی، قرارداد را اعمال نکند، مثلاً به این خاطر که قیمت بازار نقدی بیشتر از قیمت اعمال باشد، کماکان اختیار خریدی که به سهامدار عمده فروخته بود موثر باقی می‌ماند و مجبور است در موعد سررسید به قیمت اعمال به او بفروشد.

یک مثال برای روشن شدن بحث: سهامدار عمده نفت پاسارگاد امروز اطلاعیه داد که قصد تامین مالی از طریق فروش اختیار تبعی دارد. قیمت فعلی شپاس ۲۰,۹۶۰ ریال است. سهامدار عمده قرار است اختیار فروش تبعی با قیمت اعمال ۲۷,۸۹۹ ریال + مقدار برابری سهم پایه را بفروشد. شما با خریدن اختیار فروش مذکور + خرید سهم پایه، اختیار فروختن آن تعداد شپاس به قیمت ۲۷,۸۹۹ ریال را در تاریخ ۲۸-۱۱-۱۴۰۰ به دست می‌آورید. از طرفی مجبورید همزمان با خرید اختیار فروش تبعی، اقدام به فروش اختیار خرید تبعی هم بکنید. از این طریق متعهد می‌شوید که آن تعداد سهم را به قیمت ۲۸,۴۰۳ در تاریخ ۲۸-۱۲-۱۴۰۰ به سهامدار عمده بفروشید.
به عبارتی اگر در تاریخ ۲۸-۱۱-۱۴۰۰ اختیار فروش تبعی را اعمال کردید و سهم را به قیمت ۲۷,۸۹۹ به سهامدار عمده فروختید که هیچ، سهامدار عمده تعداد سهامی را که در قیمت پایین‌تر فروخته بود مجدد در قیمت بالاتر می‌خرد ولی اگر اعمال نکنید، یک ماه بعد در تاریخ ۲۸-۱۲-۱۴۰۰ این بار مجبورید که آن تعداد را به او در قیمت ۲۸,۴۰۳ بفروشید، البته او اختیار دارد که بخرد یا نخرد!

برای کسانی که ریزبین و نکته‌سنج هستند احتمالا‌ً از روز هم روشن‌تر است که سهامدار عمده می‌تواند در طول این فرایند چه کرم‌ریزی‌هایی بکند.

انصافاً نگاه کنید با تبعی چه مقدار پیچیدگی زائد ایجاد شده است و چه فرصتی برای فساد به وجود آمده است! بالاتر توضیح دادم همین کار را می‌شود با اختیار معمولی خیلی راحت‌تر و بهتر انجام داد. اگر دست اندرکاران امر، کمی همت داشتند و همین اختیارهای معمولی را توسعه می‌دادند، نیازی به تبعی نبود! البته قبلاً گفتم همت کافی را ندارند!

@OptionBaaz
1
‏در سال گاو، آرزوی بازاری گاوی برای دوستان دارم. هر چند برای آپشن‌بازان، گاوی و خرسی بودن فرقی ندارد و سودشان را از بازار کسب می‌کنند.

سال نو مبارک 💐
آپشن ابزار بسیار حساسی‌ست. دو دلیل اصلی برای این حساسیت ۱. اهرم داشتن و ۲. زمان‌دار بودن قرارداد است‌. عدم توجه به این دو مورد برای خیلی‌ها گران تمام می‌شود. البته گاهی اوقات حتی این موارد را هم توجه کنید ولی استراتژی معاملاتی را خوب اجرا نکنید، برای‌تان گران تمام می‌شود (تجربه خودم که بهای نسبتاً سنگینی داشت).
من بیشترین زیانی که در معاملات آپشن داشته‌ام ۱۶۳ میلیون تومان بوده است و بخاطر درست اجرا نکردن یک استراتژی بود! البته بعدها از معاملات دیگر جبران شد و این زیان برایم تجربه شد ولی تجربه‌ای پر هزینه!
خیلی فشرده: تعدادی سهم خریده بودم و قراردادهای اختیار خریدشان را فروخته بودم، انتظار صعودی بودن تا موعد سررسید داشتم ولی بازار نزولی شد و زیان کردم. این قضیه برای نزدیک به دو سال پیش است و باعث شد که بدنبال راهی برای کنترل این استراتژی (Covered Call) بگردم، کمی دیر بود ولی خب آدم از شکست‌ها یاد می‌گیرد.

بیش‌ترین زیانی که در بازار آپشن داشته‌اید چقدر بوده است و چرا؟ اگر دوست داشتید تجربه سنگین‌تان را در کامنت‌های پست به اشتراک بگذارید.

@OptionBaaz
👍1
#گزین_گویه

از شکست‌های دیگران بیشتر از موفقیت‌های‌شان می‌توان یاد گرفت با این حال «کتاب‌های موفقیت» بسیار رایج هستند اما کتاب‌هایی با مضمون «چطور ایکس مقدار پول از دست دادم» چاپ نمی‌شوند.

لینک توییت

دیدم به مطلب قبلی کانال مرتبط است، گفتم منتشر کنم.
@OptionBaaz
👍1
یکی از اعضای محترم کانال دارند زحمت می‌کشند و برای دوره آموزشی انگلیسی که در کانال گذاشته شد، زیرنویس فارسی تهیه می‌کنند. اما دست تنها هستند و این کار خیلی زمان‌بر است. از دوستان گرامی عضو کانال، اگر کسی تمایل به کمک دارد، می‌تواند به آی‌دی ایشان (@ali_shirinkam) پیام بدهد تا در گروه ترجمه اضافه شوید و یک قسمت برای ترجمه به شما محول شود. راهنمای نحوه زیرنویس‌سازی، ترجمه و همچنین معادل‌های پر کاربرد، در گروه ارائه خواهد شد.
بعد از چند ماه امروز اولین معامله‌ام را انجام دادم. بله من در این چند ماه کلا معامله نمی‌کردم به بعضی از دوستان هم گفته بودم. البته با وجه کمی وارد شدم، امیدوارم حس بویایی‌ام اشتباه نکرده باشد ولی بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم (منظور همان اوضاع بورس).
تعدادی قرارداد اختیار خرید "در زیان" (البته نه شدیدا در زیان) از سهمی که در حال حاضر صف فروش است خریدم، خیلی ساده امیدوارم صعودی شود (ممکن هم هست نشود). باید زیرش را هم سفت می‌کردم ولی ظاهرا خیلی به صعودی شدن خوش‌بینم، تا ببینیم چه پیش می‌آید.
@OptionBaaz
یک نوع ابزار مشتقه طراحی کردم که میشه باهاش بانک مرکزی را در قبال تورمی که می‌سازه، مسئول و متعهد کرد. اگر کاره‌ای بودم بانک مرکزی را مجبور می‌کردم ماهانه یا حتی هفتگی این نوع قراردادها را عرضه کنه تا افراد حقیقی و حقوقی (شرکت‌ها) بتونند بخرند و در برابر تورم محافظت بشن. یک جورایی پوست بانک مرکزی را وارد بازی کنیم تا بلکه بخاطر خودش هم که شده انقدر تورم تولید نکنه. البته عامل اصلی تولید تورم، بزرگ بودن دولته (کلی کارمند و پروژه و نان‌خور بهش وصلند که پول می‌خوان) در نتیجه دولت همیشه خدا کسری بودجه داره، یعنی مخارجش با درآمدش نمی‌خونه. خب چکار می‌کنه؟ برای پر کردن شکم کارمندهاش و رفع کسری بودجه‌اش به بانک مرکزی میگه آقا پول بچاپ (چاپ کن) که اقتصادخونده‌ها بهش میگن پولی کردن کسری بودجه، این کار باعث ازدیاد حجم پول در اقتصاد میشه در برابر همان مقدار کالای قبلی که وجود داشت و این باعث رشد قیمت‌ها میشه که خودش رو در شاخص قیمت‌ها نشون میده (همون تورم).‌ در واقع ارزش پول مردم را کم می‌کنند تا دولت سرپا بمونه، اقتصادخونده‌ها بهش میگن «مالیات تورمی» اما بنده علاقه‌مندم که بهش بگم «دزدی حرامزادگان از ضعیف‌ترین قشرها» چون واقعا دزدیه (با هر معیار اخلاقی). خب پس کسی بخواد اصل مسئله را حل کنه باید دولت را کوچک کنه (مخارجش را کم کنه) ولی کسی در این مملکت اهل این کارهای پردردسر نیست. از زمان مرحوم مصدق (لعنت الله علیه) که نفت را دولتی کرد (نه ملی) و پول را ریخت در شکم دولت‌های این مملکت، هی بزرگتر و بزرگتر و کمونیستی‌تر شدند و حالا هم کسی نمی‌تونه کوچکشون کنه. علی ای حال اگر بشه یک جای این زنجیره تولید تورم را هم پاره کرد بازم خوبه، پس اینجا من ابزاری طراحی کردم که بشه باهاش به بانک مرکزی فشار آورد (جزییات کل این زنجیره تولید تورم البته پیچیده‌تره، من اینجا خیلی ساده‌سازی کردم ولی اصلش همینه).

اول یک توضیح کوتاه که تورم چطور محاسبه میشه. تورم را با شاخص‌های قیمت محاسبه می‌کنند، معروف‌ترین‌شان CPI است که در ایران هم از همین شاخص استفاده میشه. یه خرده سیکرت کاری زیاده تو این کار مثل باقی رویه‌های بوروکرات‌ها که کسی نمی‌دونه دارند اون پشت چکار می‌کنند ولی اینطور که من متوجه شدم، ظاهراً بانک مرکزی ۷۵ شهر منتخب کشور را انتخاب کرده بعد اومده حدود ۱۷۶۰۰ خانوار از این شهرها را انتخاب کرده، ماه به ماه کارمندان اداره آمار بانک مرکزی میرن قیمت ۳۵۹ قلم کالا و خدمات (نه همه کالاها و خدمات) را ازشون جویا میشن، مثلا این ماه تخم مرغ چند خریدی؟ شاید یه خانواده‌ای کلا تخم‌مرغ نخریده باشه ولی از باقی جویا میشن و قیمت را در نظر می‌گیرند. بعد کمی عددبازی می‌کنند، چندتا ضرب و تقسیم و میانگین می‌گیرند و وزن دهی و ضریب میدن تا همان شاخص قیمت را برای هر گروه از کالا بدست بیارند که یک عدده مثلا ۲۳۵، عدد ماه قبل، مثلا ۲۰۰ را از این کم می‌کنند و تقسیم بر عدد ماه قبل (۲۰۰) می‌کنند، این میشه همون نرخ تورم در این گروه کالاها برای یک ماه (که برای مثال ما تقریبا ۱۵ درصده). منظور اینکه این نرخ تورم که دائم می‌شنوید خیلی چیز پیچیده‌ای نیست. کمی آماربازی و عددبازی داره و در کل افزایشش نشون میده که قیمت‌ها بالا رفتند.

ادامه در پست بعد

@OptionBaaz
خب این ابزار مشتقه که قراره بانک مرکزی را در قبال تورم تولیدیش مسئول کنه چیه؟ البته اینم بگم لزوما نباید یک طرف قرارداد بانک مرکزی باشه، قرارداد میتونه بین دو شخص یا دو شرکت هم باشه.

برای این قرارداد اول باید یک نرخ تورم مرجع داشته باشیم. مثلا همین نرخ تورم ماهانه یا سالیانه که خود بانک مرکزی منتشر می‌کنه (البته پر واضحه که اگر قرار باشه چنین ابزاری استفاده بشه دیگه نرخ خود بانک مرکزی قبول نیست، بانک مرکزی خودش ذی نفع است، دیگه نباید نرخ تورم را خودش منتشر کنه. باید اجازه بده بانک‌ها و سایر نهادهای مالی، هر کی دلش خواست با ارائه مستندات بصورت ماهانه و سالیانه نرخ تورم را محاسبه و منتشر کنند و در قرارداد هر کدام را خواستید مرجع بگیرید).
قرارداد باید یک نرخ اعمال هم داشته باشه مثلا فرضا قراردادی که شما می‌بندید دارای نرخ اعمال، "تورم 30 درصد" است.
قرارداد باید یک موعد انقضا داشته باشه (مثلا 3 ساله)
تسویه قرارداد می‌تونه ماهانه باشه یا شش ماهه یا سالانه (مثلا اینجا 6 ماهه، یا 1 ماهه بگیریم)
یک مبلغ پایه‌ای تئوریک هم باید در نظر گرفت مثلا 100 میلیون تومان.

خب حالا فرض کنید شما این قرارداد را از بانک مرکزی خریدید (یا از هر کس دیگه‌ای) و بابت اینکه با شما این قرارداد را ببنده مبلغی هم دادید (همون وجه پرمیوم). مطابق این قرارداد بانک مرکزی (یا طرف مقابل شما) توی 3 سال آینده، هر 6 ماه، اگر تورم ماهیانه (نرخ مرجع) از 30 درصد (نرخ اعمال) بیشتر بشه، باید به شما مبلغی پرداخت کنه.
یعنی به زبان ساده، مطابق قرارداد یک سقف برای نرخ تورم ماهیانه تعیین می‌کنید که اگر ازش رد شد، طرف مقابل باید مبلغی را به شما پرداخت کنه، اگر هم رد نشد که هیچ، وجه پرمیوم پرداختی شما نوش جون طرف مقابل.
حالا اگر رد شد، مقدار پرداختی باید چطور مشخص بشه؟ برای مثال اگر نرخ تورم رفرنس توی موعد تسویه 6 ماهه 39 درصد شده باشه، اختلافش با نرخ اعمال 9 درصده. این مقدار اختلاف رو ضربدر 100 میلیون می‌کنیم و نتیجه را تقسیم بر 2 میکنیم. یعنی در کل بانک مرکزی توی تسویه اول 6 ماهه باید 4 میلیون و نیم به شما پرداخت کنه.
توجه کنید هر چقدر که مبلغ پایه‎ای تئوریک قرارداد بیشتر باشه، عملا بانک مرکزی باید بیشتر به شما پرداخت کنه، پس قراردادی که این مبلغش بیشتر باشه قاعدتا قیمت پرمیوم بیشتری هم خواهد داشت. همچنین هر چه قدر که موعد سررسید طولانی تر باشه و نرخ اعمال کمتر باشه باز مقدار پرمیوم قاعدتا بیشتر میشه. پس بازی کردن با مقادیر طوری که مطابق پیش بینی‌تون در نهایت سود کسب کنید مهمه.
این ابزار را برای تورم منفی هم میشه پیاده کرد، طوری که اگر نرخ رفرنس یه کفی رو پایین تر بزنه باید طرف مقابل پول پرداخت کنه ولی چون ما کلا چنین چیزی نداریم، بنظرم مهم نیست.

انصافا عجب چیزی ساختم (:

@OptionBaaz
👍2
#گزین_گویه

وقتی که موقعیت فروش در قرارداد آپشن می‌گیرید، آنچه که برای‌تان فقط ممکن به نظر می‌آید را اتفاقاً احتمالش را بالا در نظر بگیرید.
وقتی که موقعیت خرید در قرارداد آپشن می‌گیرید آنچه که احتمالش را بالا در نظر گرفته‌اید، صرفاً ممکن در نظر بگیرید.

@OptionBaazan
👍1
یک نکته بدیهی و ساده اما مهم درباره اعمال

مطلب را با موردی که برای یکی از دوستان پیش آمده توضیح می‌دهم که ساده و روان باشه. فرض کنید شنبه ۴ اردیبهشت تعداد ۲۰۰ قرارداد ضخود۲۰۰۵ را به قیمت ۱۳ ریال خریدید. حالا روز اعمال (۸ اردیبهشت) رسیده است. از شانس شما سهم پایه تکانی خورده و قیمت پایانی آن ۲۱۲۰ ریال شده، به تبع آن قیمت خود قرارداد هم به ۳۱ ریال افزایش یافته.

سوال: در این حالت شما چکار می‌کنید؟ قرارداد را اعمال می‌کنید یا قرارداد را می‌فروشید؟
بگذارید حساب کنیم. از فروش قرارداد ۱۳۸٪ = ۱۰۰×۱۳÷۱۳-۳۱ سود عایدتان می‌شود. لازم هم نیست که وجهی وسط بیاورید و ریسک مجددی تقبل کنید.

از طرفی اگر بخواهید قرارداد را اعمال کنید باید بابت هر سهم ۲۰۰۰ ریال پرداخت کنید، بعلاوه پرمیومی که قبلاً پرداخت کرده‌اید، جمعاً ۲۰۱۳ ریال مجموع پولی‌ست که وسط می‌گذارید. حالا اگر شنبه بتوانید سهم‌هایی را که بعد از اعمال به پرتفوی‌تان می‌آیند، در قیمت ۲۱۲۰ بفروشید، از فروش آنها ۵.۳۱٪ = ۱۰۰×۲۰۱۳÷۲۰۱۳-۲۱۲۰ عایدتان می‌شود.

یعنی در حالت فروش قراردادها ۱۳۸ درصد سود و بدون ریسک مجدد ولی در حالت اعمال ۵.۳۱ درصد سود با ریسک وارد کردن مجدد پول.

شما باشید کدام را انتخاب می‌کنید؟
دوست‌مان اعمال را انتخاب کرده است. حتماً می‌پرسید چرا؟ چون علاوه بر سود درصدی، سود مقداری را هم در هر دو حالت حساب کرده است و بنظرش ریسک اعمال قابل قبول آمده است.
در حالت فروش قرارداد درست است که ۱۳۸ درصد سود می‌کند ولی فقط ۲۰۰ قرارداد دارد. موقع خرید مجموعاً ۲۶۰ هزارتومان بابت آنها داده است، حالا که قرارداد ۳۱ ریال شده می‌تواند ۶۲۰ هزار تومان بفروشد، سود خالص: ۳۶۰ هزار تومان

در حالت اعمال، هر سهم پای او ۲۰۱۳ ریال در می‌آید. جمعاً ۴۰ میلیون و ۲۶۰ هزار تومان. اگر بتواند آنها را در قیمت ۲۱۲۰ بفروشد ۴۲ میلیون و ۴۰۰ عایدش می‌شود. سود خالص: ۲ میلیون و ۱۴۰ هزار تومان.

خلاصه:
حالت اول، فروش خود قرارداد: سود درصدی ۱۳۸ درصد، سود مقداری ۳۶۰ هزار تومان
حالت دوم، اعمال قرارداد: سود درصدی ۵.۳۱ درصد، سود مقداری ۲ میلیون و ۱۴۰ هزار تومان.

حالت دوم بخاطر پول اضافه‌تری که وارد می‌شود، کماکان پرریسک‌تر از حالت اول است اما انجام دادن یا ندادن آن به تخمین فرد بستگی دارد. دوست ما تخمین فروش در قیمت ۲۱۲۰ و یا بالاتر در روز شنبه دارد.

@OptionBaaz
1👍1
این معامله نسبتا عجیب طخود2013 امروز آخر وقت جریانش چیه؟ ساعت 11:14:44 تا 11:14:53 تعداد 500 قرارداد و ساعت 12:21:27 تعداد 100 قرارداد دیگه طخود2013 معامله شدند. 500تای اول با قیمت پرمیوم 500 تومان و 100تای آخر با قیمت پرمیوم 490 تومان معامله شده‌اند. من سعی کردم از جنبه‌های متفاوتی بهش نگاه کنم ولی منظورشون از این معامله واضحا زیان‎زا را متوجه نشدم. گفتم شاید خواستند با اختیار فروش آربیتراژ کنند (خرید سهم پایه + خرید اختیار فروش) ولی اون هم نمی‌شد. احتمالا فقط تخمین و محاسبات اشتباه بوده. به هر حال چهار خط دربارش بنویسم فکر کنم بد نباشه.

قیمت اعمال این قرارداد 700 تومانه یعنی دارنده قراردادها اختیار داره که تعداد 600 هزار سهم خودرو را با قیمت هر کدام 700 تومان به طرف مقابل بفروشه و طرف مقابل هم تعهد به خرید آنها داره. چه مقدار هزینه پای دارنده نشسته؟ دارنده قراردادها برای بدست آوردن اختیار فروش هر سهم 500 تومان پرداخت کرده است، اگر 600 هزار سهم خودرو را امروز به قیمت هر کدام 212 تومان خریده باشه + 500 تومانی که بابت بدست آوردن اختیار فروش هزینه کرده، جمعا 712 تومان پاش نشسته. طبق قرارداد هر کدام را چند می‌تونه بفروشه؟ 700 تومان. یعنی 12 تومان زیان روی هر سهم. اگر سهم را پارسال زیر 200 خریده باشه یه کم توجیه داره البته نه کامل چون بازم می‌تونست امروز توی بازار نقدی با قیمت بیشتری بفروشه (212 تومن) تا بخواد بیاد قرارداد فروش بخره، سهم پایه صف فروش هم نبوده که بگیم نتونسته. یه حالت‌های پیچیده‌تری مثل استراتژی‌های مصنوعی هم هستند که حوصله ندارم زنجیره قراردادها را چک کنم ببینم بوده یا نه، فکر هم نکنم باشه چون پیچیده هستند و کار هر کسی نیست پیاده کردن‌شون.

خلاصه هر کی بوده خودش اقرار کنه ببینیم چرا این کار رو کرده؟ ((:
@OptionBaaz
این را در توییتر دیدم، حقیقتش نمی‌دونم چقدر صحت داره ولی می‌دونم که به طور کلی وضع همینه.

اول این مطلب را اگر نخوندید، بخونید. بعد بشینید فکر کنید که خدایی افراد گیرنده این پول‌ها چطور شب‌ها خواب‌شون می‌بره؟ چطور این نان را سر سفره زن و بچه‌هاشون می‌برند؟ اینها که ادعای خدا و پیر و پیغمبرشون گوش هر چه جهنده و پرنده و درنده است پاره کرده.

مکانیسمش را توی همون پست عرض کردم، دولت ج.ا.ا. خیلی خیلی بزرگه و کلی خرج داره. این خرج را از طریق تولید نقدینگی توسط بانک مرکزی تامین می‌کنه. یعنی به زبان خیلی ساده بانک مرکزی پول چاپ می‌کنه و دولت اون پول‌ها رو به آدمای آویزون خودش میده. خلق پول باعث تورم میشه، قیمت‌ها بالا میرند و ارزش پول توی جیب مردم کم میشه که اقتصاد خوانده‌ها بهش میگن مالیات تورمی دولت از مردم. ولی در واقع یک دزدی کاملاً آگاهانه از جیب مردمه. عمدتاً هم ضعیف‌ترین قشر مردم هستند که زیر فشارش له میشن.

جدی یک لحظه فکر کنید. اصلاً ممکنه کسی که واقعاً به لقمه حلال اعتقاد داره چنین کاری بکنه؟ یک درصد واقعاً اعتقاد داشته باشه والله انجام نمیده. اعتقاد و مسلمانی هیچ، اخلاق هم ندارند.

@OptionBaaz
👍2
آپشن باز - اختیار معامله
یک نکته بدیهی و ساده اما مهم درباره اعمال مطلب را با موردی که برای یکی از دوستان پیش آمده توضیح می‌دهم که ساده و روان باشه. فرض کنید شنبه ۴ اردیبهشت تعداد ۲۰۰ قرارداد ضخود۲۰۰۵ را به قیمت ۱۳ ریال خریدید. حالا روز اعمال (۸ اردیبهشت) رسیده است. از شانس شما سهم…
ماجرای این دوست‌مون که چهارشنبه نوشتم را که خواندید؟
خب کل فرض ایشون این بود که بعد از اعمال قرارداد، سهم تا شنبه توی پرتفوی میشینه و میتونه سهم‌ها را بفروشه که البته برای این دوست‌مون خوشبختانه نشسته و امروزم فروخته ولی ظاهرا برای بعضی‌های دیگه بعد از اعمال در پرتفوی ننشسته!
من خودم قراردادی برای اعمال نداشتم، یکی دو نفر توی خصوصی بهم گفتند و چند نفر هم توی گروه متصل به کانال حرفش را زدند که بعد از اعمال هنوز سهم در پرتفوی‌شون ننشسته. این یک ریسک سیستماتیکه که قبلا در اینجا دربارش نوشتم و راه حلش را هم گفتم.

کل فرایند تسویه چه کاری که کاربر باید بکنه، چه خلاقیت نقدی/فیزیکی که بخاطر وجود دامنه نوسان پیاده کردند، چه کاری که کارگزاری‌ها باید بکنند، چه کاری که شرکت تسویه وجوه باید بکنه، ایراداتی داره و بسته به ایرادی که در هر مرحله رخ میده، معامله‌گر انواع و اقسام مشکلات را تجربه می‌کنه. من خودم از دوره اردیبهشت خودرو چیزی نداشتم که اعمال کنم و دقیقا نمی‌دونم اینبار کجای این فرایند مشکل رخ داده (فکر کنم از طرف بعضی از کارگزاری‌ها بوده) ولی وقتی اعمال می‌کنید همیشه انتظار یک مشکل داشته باشید.

حالا شما فقط فرض کنید که این بازار کمی شلوغ‌تر بشه با این سیستمی که اینها برای تسویه دارند عملا واویلا میشه. بدبختی می‌دونید کجاست؟ اینه که از احدی هم حرف گوش نمی‌کنند. من رو توی یک گروهی اضافه کرده بودند با یکی از مسئولین همین بازار اختیار معامله، که به اصطلاح مشکلات بازار را به سمع و نظرشون برسونیم. توی مصاحبه‌های مسئولین دولتی دیدید چطور به انتقادات و مشکلات واکنش می‌دن؟ یا از سر خودشون وا می‎کنند یا کلی میگن بله بله اون رو داریم انجام می‌دیم یا کلا منتقد را هیچ می‌کنند و ... در کل یه جوری می‌پیچونند قضیه رو. این مسئول محترم هم رویکردش همین بود و من یک روز هم توی اون گروه نموندم و خارج شدم. چون از مسخره بازی و سطحی‌بازی متنفرم.

@OptionBaaz
👍1
نحوه آربیتراژ کردن در روز سررسید با اختیار خرید و اختیار فروش

سه نکته:
۱. آربیتراژ به معنی انجام معامله در دو بازار به صورت همزمانه. بعضی‌ها فکر می‌کنند اینکه قراردادی را که قیمت سر به سرش کمتر از قیمت خرید خود سهم میشه را بخرند و بعد اعمال کنند و بیاد در پرتفوی و بفروشند اسمش آربیتراژه، نه نیست. یک اعمال ساده‌ست. آربیتراژ تعریف مشخص داره و فرایندش همینه که بالا گفته شد و حتما باید همزمان در دو بازار انجام بشه.

۲. این چیزی که اینجا گفته شده البته یک حالت بدوی و ساده از آربیتراژ کردن با آپشن هست. استراتژی‌ها پیچیده و بسیار جالبی هم برای آربیتراژ وجود داره که به آربیتراژگر اجازه میده سودهای کم اما کاملا بدون ریسکی عایدش بشه.

۳. این یکی که بالا گفته شد بدون ریسک نیست. بستگی به وضعیت بازار داره و ممکنه حتی زیان هم براتون بسازه، پس با احتیاط انجامش بدید.

@OptionBaaz
👍3❤‍🔥1
animation.gif
33.8 MB
این را دیشب دیدم کلی خندیدم. گفتم #موقت بفرستم اینجا دل شما هم شاد بشه. قابلیت بومی‌سازی هم داره بنظرم. البته من بلد نیستم ویرایش کنم، اگر کسی بلده انجام بده بفرسته برام.

توضیح اینکه اون FDs که تو گیف میگه مخفف Faggot's Delight هست (که ترجمه‌اش کمی بی‌ادبی میشه برای همین ترجمه نمی‌کنم). یه اصطلاحیه که توی انجمن‌های اینترنتی برای اشاره به قراردادهای آپشن هفتگی «بی‌تفاوت» یا «در زیان» به کار می‌برند.

در آمریکا برای هر دارایی پایه دوره‌های آپشن از هفتگی تا ۳ ساله وجود داره. یکسری‌ها هستند که میرن قراردادهای «در زیان» یا «بی‌تفاوت» هفتگی را که بعضاً قیمت کمی دارند در تعداد زیاد می‌خرند به امید اینکه دارایی پایه تو ۲-۳ روز یه تکونی در جهت مورد علاقه‌شون بخوره و یکهو سود زیادی کسب کنند. حالا این برّه که توی شیار گیر کرده تشبیه شده به اونا.

@OptionBaaz
2👍1
«صندوق سرمایه گذاری مشترک توسعه بازار» اطلاعیه زده که از شنبه برای ۱۳ نماد بزرگ و مطرح بازار یعنی #فارس #همراه #فملی #فولاد #وبصادر #وبملت #وتجارت #شپنا #شتران #شبندر #اخابر #خساپا #خودرو اوراق اختیار فروش تبعی، عرضه می‌کنه.

هدف تامین مالی خودش هست که مکانیسم این شیوه تامین مالی را قبلاً در این پست توضیح دادم.

خریدارن اوراق فقط «صندوق‌های سرمایه‌گذاری در اوراق با درآمد ثابت» هستند و سهم پایه را هم خب باید همزمان در پرتفوی داشته باشند و حتماً هم باید سهام را از «صندوق سرمایه گذاری مشترک توسعه بازار» بخرند.

احتمال خیلی زیاد «صندوق سرمایه گذاری مشترک توسعه بازار» این تعداد سهمی را که میخاد بفروشه از قبل داره و از کف بازار جمع نمی‌کنه پس در نتیجه تحریک تقاضایی رخ نمیده. گفتم در جریان باشید اگر جایی دیدید این خبر را بولد کردند، بدونید چه خبره.

@OptionBaaz
جالب!
در این نیمه شب بهاری داشتم سایت «صندوق سرمایه گذاری مشترک توسعه بازار» را می‌کاویدم ببینم می‌تونم پرتفوی سرمایه‌گذاری‌شون را پیدا کنم (البته از قبل می‌دونستم نمی‌تونم ولی گفتم حالا باز یه بار دیگه تلاش کنم) این اسکرین شات بالا رو توی صورت های مالی شش ماهه منتهی به ۱۳۹۹/۱۰/۳۰ دیدم. در صفحه ۱۸ کاشف به عمل اومد که کلی "قرارداد اختیار خرید" فروختند.

برای مثال یک نمونه اختیار خریدهای خودرو سررسید اردیبهشت (همین چند روز پیش) که تعداد ۳۶۰ هزار و ۴۱۸ قرارداد فروختند به عبارتی ۱۸,۵۸۸,۹۰۰,۰۰۰ تومن ناقابل (فقط توی خودرو).

خب حالا ممکنه کسی بگه شاید واقعا پیش بینی نزولی داشتند و گفتند اوکی قرارداد می فروشیم پایین‌تر می‌بندیم. یا کلا نمی‌بندیم چون تا بعد از موقع اعمال هم باز نزولیه.

یکی هم ممکنه بگه آقا اینا خودشون یحتمل یکی دو میلیارد سهم خودرو دارند راحت می‌تونند خودرو را بازی بدن و هر روز منفی کنند تا موعد سررسید.

از من می‌پرسید؟ حقیقتش نمی‌دونم. کلا نمیشه در این بازار خیلی موقعیت‌گیری دیگران رو فهمید و من نمی‌دونم چرا این کار رو کردند.

@OptionBaaz
1👍1
روزانه شاید دو سه بار متن‌هایی برای انتشار توی کانال می‌نویسم ولی منتشر نمی‌کنم و پاک می‌کنم. چون حوصله بحث و دردسر ندارم. ولی بعضی روزها یه چیزایی توی کانال‌ها می‌خونم که به قول گفتنی پرهام میریزه و واقعا نمی‌تونم جلوی خودم را بگیرم که بهش واکنش نشون ندم. الان چند ماهه که یه پیشنهادی توی کانال ها میچرخه که اولین بار هم آقای عباد مطرحش کرد. اینکه بیایم یه روز دامنه رو گل و گشاد بگیریم و حجم مبنا را هم خیلی زیاد تا صف تشکیل نشه و هر کی میخاد بفروشه بره از اون طرف بخاطر حجم مبنای بزرگ قیمت پایانی هم تغییری نکنه.
این پیشنهاد کاملا اشتباهه و فقط دو دقیقه فکر کردن به این پیشنهاد از منظر یک معامله‌گر عیب بزرگش را نشون میده. شما فرض کن مثلا برای فولاد اینکار را کردید و مردم اومدند توی اون روز برای اینکه از بازار فرار کنند حتی به قیمت 400 تومن هم فروختند. اول اینکه وقتی شما میای 400 از طرف میخری و فردا قیمت باز همون 1100 تومنه یه سود روی کاغد بزرگی الکی بدست آوردی و دوم هم اینکه این سوده به وقوع نمی پیونده یعنی کسی نمیاد از تو 1100 بخره دیگه. بازار باهوشه و قیمت ها را توی حافظه اش ذخیره میکنه وقتی دیده 400 فروختند مگه دیوانه است بیاد 1100 بخره؟ یه روند فرسایشی شدید و مداوم منفی شکل میگیره. یعنی درستش که نکردی هیچ زدی چشمم را هم کور کردی.

این را هم بعد از نوشتن خواستم پاک کنم چون حوصله بحث ندارم ولی بعد از ویرایش‌های پی در پی و نرم کردن لحن متن و علیرغم میل درونیم تصمیم گرفتم به صورت #موقت منتشرش میکنم چون فکر کنم مفید باشه.

@OptionBaaz
2👌2👍1
این پست ربط خاصی به معاملات آپشن نداره ولی خب امروز روز تعطیله و منم کاری ندارم گفتم بنشینم چهار خط راجع به تفاوت سود/بازده (Returns) و بهره (Interest) به زبان ساده بنویسم. اون وسط گریزی هم به تورم زدم و در نهایت جمع‌بندی کردم. کلا اگر وقت دارید خوندنش خوبه، سواد مالی‌تون (Finance) بالا میره.

ما در مباحث مالی در مورد تعریف درست مفاهیم و جا افتادن معادل‌های درست فارسی براشون خیلی مشکل داریم و همین مسئله گاهی اوقات به طرز خیلی خطرناکی ذهنیت افراد را مخدوش می‌کنه. دو مورد از این مفاهیم همین سود و بهره هستند. خیلی صریح و کوتاه بخوام بگم اصل تفاوت سود و بهره اینه که سود مربوط به سرمایه‌گذاریه (حالا هر جا) ولی بهره مربوط به قرض دادن/قرض گرفته. یعنی وقتی شما میرید بانک و یک حساب باز می‌کنید و پول‌تون را به صورت مدت‌دار توش می‌ریزید، بانک این را بعنوان قرض گرفتن از شما ثبت می‌کنه و وقتی هم که میرید از بانک وام می‌گیرید بانک به عنوان قرض دادن پول به شما، حسابش می‌کنه. پس از این نظر، هم اون مبلغی که بعد از سپرده‌گذاری، بصورت ماهانه از بانک می‌گیرید هم اون پول اضافه‌ای که علاوه بر اصل مبلغ وام باید به بانک پس بدید، اسمشون «بهره» است نه سود.

ادامه‌اش را بخونید جالب میشه. چرا بهره وجود داره؟ به دو دلیل ۱. فرض کنید من ۵۰۰ میلیون دارم و شما از من تقاضای قرض گرفتنش را دارید، من وقتی پولم را به شما قرض می‌دم فرصت اینکه بتونم پولم را در جایی سرمایه‌گذاری کنم، مثلا سهم بخرم، یک کارگاه خیلی کوچک بزنم، پرتقال بخرم و صادر کنم، کشاورزی کنم و ... را دیگه از دست میدم. یعنی یه فرصتی را از دست میدم. اقتصادخوانده‌ها بهش میگن «هزینه فرصت». من یه تخمینی از این هزینه فرصت دارم مثلا اگر با ۵۰۰ میلیونم حوض پرورش ماهی اجاره کنم، تخمین می‌زنم که حدوداً شاید آخر کار ۱۰۰ میلیون سود خالص داشته باشم. پس اگر پولم را به شما قرض بدم این فرصت را از دست دادم و هزینه فرصتم ۱۰۰ میلیون شده. ۲. علاوه بر مورد ۱، خود پول بخاطر تورم همیشه ارزش یکسانی نداره. یعنی با یک اسکناس هزاری اگر الان بشه یک تی تاپ خرید، سال دیگه ممکنه نتونید با یه هزاری همون تی تاپ را بخرید. اگر پول دست خودتون بمونه الان میرید ۱۰۰ هزارتا تی تاپ می‌خرید و توی اتاق‌های خونه انبار می‌کنید و سال آینده هم نگران پایین رفتن ارزش پول نیستید چون تی تاپ به اندازه کافی دارید ولی اگر پول‌تون دست یکی دیگه باشه و سال آینده بخواد پس بده خب انموقع ممکنه ارزش پول‌تون، یا همون قدرت خریدش، بخاطر تورم نصف شده باشه. پس تورم و کم شدن ارزش پول هم موقع قرض دادن یه فاکتور ریسکه. موقع قرض دادم این دو فاکتور را باید لحاظ کنید و موقع پس دادن پول بابتش درصدی «بهره» بگیرید تا این قرض دادنه خیلی به ضررتون نباشه. پس در واقع وقتی که به بانک پول قرض می‌دید (سپرده‌گذاری می‌کنید) و بهتون ماهانه مبلغی میده، اون اسمش بهره پوله و وقتی که ازش وام می‌گیرید یا قرض می‌کنید هم این شما هستید که مبلغی بیشتر روی قسط‌های ماهانه به بانک بهره می‌دید. هیچکدام اسمش سود نیست، سود از طریق کار، تجارت، معامله، تولید و ... بدست میاد. سود توی بیزینس هست، بهره مفهومی مربوط به «پول» است.

(ادامه در پست بعد)

@OptionBaaz
👍2
احتمالاً الان توی ذهن‌تون اومده که پس «ربا» چیه؟ عرضم به حضورتون که ربا بهره از پیش تعیین شده است. اگر پولی به کسی قرض داده بشه و شرط بشه که قرض گیرنده موقع سررسید، مبلغ یا درصد معینی علاوه بر اصل پول را پس بده، به این میگن استقراض ربوی که مطابق نص صریح قرآن، یک معامله حرام و باطله. دقت کنید بهره‌ای که از قبل تعیین شده باشه، پس بهره‌ای که از پیش تعیین نشده باشد مشکلی نداره. نظام بانکداری فعلی کشور هم روی همین مفهوم بنا شده. اون کلمه علی الحساب هست که از زبان بانک‌ها زیاد می‌شنوید، برای همینه. سود علی‌الحساب (‌یا به عبارت درستش بهره علی‌الحساب‌) که بانک‌های ما به سپرده‌ها‌ی مردم میدن و از وام‌گیرنده‌ها دریافت می‌کنند به این معنیه که بهره غیرثابت/غیر تعیین شده مورد‌نظر بوده و چون از قبل تثبیت و تعیین نشده‌، از نظر شرعی بدون ‌اشکاله (بعضی‌ها بهش میگن کلاه شرعی 😉).

حالا این نرخ بهره از اونجایی که تخمین هر کس فرق داره باید قاعدتاً آزاد باشه یا اصطلاحاً شناور باشه و دائم تغییر کنه ولی در کشورهایی مثل ایران این نرخ توسط کارمندهای بانک مرکزی به صورت دستوری تعیین می‌شه. مثلاً تعیین می‌کنند که نرخ بهره در بازار بین بانکی (بازاری که توش پولی که بانک‌ها برای تراز کردن دارایی‌ها خیلی کوتاه مدت به هم قرض میدن) یا نرخ بهره سپرده‌ها و وام‌ها چقدر باشه. بخاطر این نرخ دستوری دوتا مشکل پدیدار میشه اول اینکه با تورم ۴۰-۵۰ درصدی، وقتی بانک وامی میده اگر بهره‌اش ۲۰ درصده، وقتی پولش برمیگرده ارزشش خیلی کمتر شده یعنی بهره دستوری به ضرر بانک‌هاست. بخاطر همین یکسری از افرادی که خیلی تیز هستند و آشنا دارند، تا بوی تورم به دماغ‌شون می‌خوره میرن وام‌های کلفت با تنفس ۶ ماهه می‌گیرند، میبرند باهاش مثلاً ملک می‌خرند. بعد که تورم افزایش پیدا کرد و قیمت همه چی رفت بالا، می‌تونند ملک را بفروشند و پول قرض گرفته شده را پس بدن‌. عملاً با پول قرض گرفته شده و به هزینه بانک اهرم زدند و سوار تورم شدند.
عیب دوم این قضیه نرخ بهره دستوری اینه که بانک‌ها پدر آدمای آشنا-ندار را در میارن تا بهشون وام بدن، هزارتا شرط می‌گذارند. نه به این خاطر که می‌ترسند پول را پس ندن، اون رو راحت از حلقوم‌شون میکشن بیرون. به این خاطر سختش می‌کنند که کلاً دلشون نمیخاد با این نرخ بهره قرض بدن. چون تورم بالاست.

حالا شاید شما فکر کنید منظور من اینه که بانک‌ها آزاد باشند تا نرخ بهره را بالا ببرند و پوست قرض‌گیرنده‌ها را بکنند. نه منظور من این نیست. من فقط میخوام یک جنبه از یک اقتصاد مریض را به شما نشون بدم. میخوام نشون بدم که چطور تورمی که دولت به دلیل منافع خودش می‌سازه اقتصاد را فلج می‌کنه. قبلا اینجا و اینجا مختصر اشاره کردم که دولت چطور با تورم جیب مردم را میزنه ولی علاوه بر اون با تورم اقتصاد شخصی خانواده‌ها و نهادها، تمام روابط اقتصادی را هم ویران می‌کنه. مورد بالا تاثیر تورم روی یک بخش اقتصاد بود، بخش اعتباری (Credit) علاوه بر اون تورم روی بخش تولیدی اقتصاد که در رابطه تنگانگ با بخش اعتباریه هم شدیداً موثره (تولید کننده نیاز به اعتبار داره). تورم هر گونه تخمین درست را شدیداً سخت می‌کنه، همه چی را آشفته می‌کنه و واحدها را به ورشکستگی می‌کشونه. همه‌اش به خاطر اینکه دولت و حکومت نسبت به کار خودشون بی‌مسئولیت‌اند و بدون اینکه براشون مهم باشه، برای نفع خودشان توسط بانک مرکزی نقدینگی تولید می‌کنند که از یک طرف ارزش پول توی جیب مردم را کم می‌کنند و از طرفی شاکله اقتصاد را از هم می‌پاشونند. یعنی هم پول‌تون را می‌برند و هم فعالیت اقتصادی‌تون را دچار مشکل می‌کنند.

@OptionBaaz
1