آپشن باز - اختیار معامله
17.7K subscribers
2.09K photos
369 videos
58 files
2.02K links
هر آنچه یک معامله گر آپشن نیاز دارد

🌎 سایت آپشن باز: دسترسی به ابزارهای محاسباتی آپشن

🆘 ➡️ Https://Optionbaaz.ir

🤝 گروه پرسش پاسخ آپشن بازان
@OptionBaazan

تبلیغات و پشتیبانی
پیام مستقیم
Download Telegram
ظاهراً بعضی از دوستان در استفاده از فایل‌ها به مشکل برخورده‌اند.

اگر با تلگرام گوشی همراه، دانلود می‌کنید، وقتی که دانلود تمام ۱۷ فایلِ دوره اول تکمیل شد، برای هر فایل علامت سه نقطه را لمس کنید و گزینه save to download را انتخاب کنید.
سپس از پوشه دانلود گوشی، ۱۷ فایل فشرده را به کامپیوتر منتقل کرده و در یک فولدر جایگذاری کنید‌.
پس از این کار، کافی‌ست که بر روی فایل اول (part 01) کلیک راست کرده و گزینه extract here را انتخاب کنید. هر ۱۷ فایل به صورت خودکار اکسترکت شده و پوشه‌‌ای حاوی ۴۴ فایل ویدئویی و اکسل و تعدادی فایل پی‌دی‌اف ساخته می‌شود.

همین فرایند را برای هفت فایل دوره دوم نیز انجام بدهید.

پ.ن: اگر از ربات معرفی شده در پست اول استفاده کنید، قاعدتاً مرحله اول (یعنی انتخاب save to download) را نیازی نیست که انجام بدهید.

@OptionBaaz
👍2
ممکن است بعضی از دوستان درباره اتفاقاتی که در بازار سهام آمریکا برای تعدادی از نمادها از قبیل GME, NOK, AMC, NAKD, BB و ... افتاده است چیزهایی شنیده باشند. من این روزها شدیداً مشغول مسائلی هستم و واقعاً وقت نوشتن ندارم اما بنظرم رسید چند خط نوشتن درباره این موضوع بد نباشد و کمی برای آن وقت باز کردم.

نسخه بسیار ساده‌سازی شده رسانه‌ها (بعضی از خارجی‌ها و اکثر داخلی‌ها)، کاربران توییتر و بورسی‌های ایرانی این است: یک تعدادی از افراد در سایتی به نام رددیت با هم هماهنگ کردند تا قیمت سهم GME را به بالا پمپاژ کنند! (به همراه اسکرین‌شاتی از درصد مثبت روزانه آن) بعد هم معمولاً از آن نتیجه می‌گیرند که مثل پروژه کردن سهم‌ها در بازار خودمان است.
فرایند پشت پرده این اتفاق پیچیده‌تر از این داستان ساده‌سازی‌شده است. برای اینکه بفهمید چه رخ داده است ابتدا باید با ابزار فروش استقراضی آشنا شوید (که قبلاً در این پست مفصلاً توضیح داده‌ام).

اما اگر حوصله خواندن آنرا ندارید (که قطعاً ۹۹ و ۹۹ صدم درصدتان ندارید) این یک خلاصه خیلی فشرده و ساده‌شده از فروش استقراضی:
فروشندگان استقراضی، سهمی را که معتقدند قرار است نزولی شود، قرض می‌کنند و به فروش می‌رسانند، تا پس از نزول قیمت، مجدداً آن را خریداری کنند. اگر پیش‌بینی‌شان درست باشد، پس از خرید سهم در قیمت پایین، آن را به صاحبش برمی‌گردانند و تفاوت قیمت فروش و خرید را سود کرده‌اند. اما اگر پیش‌بینی‌شان اشتباه از آب در بیایید مجبورند سهم را در قیمت بالاتری بخرند که باعث زیان‌شان خواهد شد، هر چه قیمت بالاتر، زیان بیشتر!

اتفاقی که برای سهم GME رخ داده است می‌شود گفت عارضه جانبی همین فروش استقراضی بوده است که به آن Short Squeeze می‌گویند. چطور رخ می‌دهد؟

به این شکل (فشرده و ساده شده):

شرکت GameStop در زمینه فروشگاه‌های فروش فیزیکی بازی ویدئویی فعال است و برای مدت زمان نسبتاً طولانی عملکرد بسیار بدی داشته است که با ظهور کرونا حتی بدتر هم شده بود، وقتی شرکتی چنین عملکردی داشته باشد کاملا‌ً طبیعی‌ست که افراد زیادی بر روی نزول قیمت آن تحلیل داشته باشند و بخواهند از نزول قیمت، توسط ابزار فروش استقراضی سود کسب کنند. شدت و ضعف مقدار فروش استقراضی روی یک سهم را توسط معیار Short Interest می‌سنجند. وقتی که این عدد شدیداً بالا باشد، نشان دهنده فعال بودن، تعداد زیادی فروشنده استقراضی روی سهم است و همچنین ریسک بالای امکان وقوع Short Squeeze را نیز نشان می‌دهد.
تنها یک خبر خوب از طرف شرکت، یک گشایش در اقتصاد کلان و یا یک حرکت سازماندهی شده‌ای مانند حرکت کاربران سایت رددیت که باعث خرید سهم شود، ماشه را می‌چکاند.
قیمت سهم شروع به بالا رفتن می‌کند و فروشندگان استقراضی جهت جلوگیری از زیان شروع به خرید سهم می‌کنند. خرید سهم توسط ایشان خود باعث افزایش تقاضا برای سهم شده و قیمت بالاتر و بالاتر می‌رود که باز هم باعث می‌شود تعداد فروشندگان استقراضی بیشتری مجبور به خرید سهم شوند و الی آخر

به این صورت یک Short Squeeze در سهمی که شدیداً نزولی بوده است رخ می‌دهد و در چند روز باعث حرکت صعودی انفجاری آن می‌شود.

اما چند نکته:
۱. آغاز Short Squeeze، فعال شدن ماشه و غلطاندن گلوله روی دامنه، نیازمند رد شدن از یک حد آستانه (Threshold) است تا بعد دومینو رخ دهد. یعنی باید تا حد آستانه قیمت را بجنبانند و بعد خودش شروع به حرکت بزرگ و بزرگ‌تر می‌کند. در واقع کاری که اعضای یکی از کامیونیتی‌های سایت رددیت با هماهنگی انجام دادند، صرفاً همین جنباندن قیمت تا حد آستانه بود، که هوشمندانه بود اما طولانی مدت نخواهد بود.

۲. شورت اسکوییزها معمولاً مدت زمان زیادی، دوام نمی‌آورند و در نهایت قیمت سهم به ارزش واقعی خود برمی‌گردد.

۳. معامله‌گرانی که دست به فروش اسقراضی زده‌اند، لزوماً نیاز به خرید خود سهم ندارند در اکثر مواقع با کمک آپشن‌ها می‌توانند ریسک موقعیت خودشان را کاملا پوشش دهند.

خب همانطور که احتمالاً تابحال متوجه شده‌اید، مکانیزم پشت این رشد خیره کننده پیچیده‌تر از آن داستان ساده‌سازی شده کانال‌های بورسی فارسی است، همچنین وراجی‌هایی از قبیل مبارزه حقیقی‌ها علیه حقوقی‌ها (صندوق‌های پوشش ریسک) که رسانه‌های زرد خارجی استفراغ می‌کنند و کانال‌های زرد و کاربران ایرانی آنها را بلعیده و مجدد برای مخاطب‌شان استفراغ می‌کنند، مزخرف است.

نکته جالبی که اتفاقی دیدم: دکتر مایکل بوری در فیلم The Big Short که قبلا‌ً خدمت‌تان معرفی کردم، ظاهراً پارسال مقدار قابل توجهی سهام GME خریده بود و همچنین تلاش ناموفقی برای استارت زدن یک Short Squeeze روی سهم انجام داده بود (منبع) که البته به جایی نرسید. من بعید نمی‌دانم که این حرکت اخیر رددیت را هم خودش شروع کرده باشد ((:
اطلاعیه اعمال اوراق تبعی.pdf
600.5 KB
اطلاعیه درباره نحوه اعمال قراردادهای اختیار فروش تبعی

@OptionBaaz
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
توضیحی جامع و عمیق درباره وجه تضمین در معاملات آپشن (۴۲ دقیقه، ۲۳۰ مگابایت)

⬅️ وجه تضمین چیست؟
⬅️ وجه تضمین اولیه
⬅️ وجه تضمین لازم
⬅️ حداقل وجه تضمین
⬅️ وجه تضمین جبرانی
⬅️ انواع وضعیت‌های حساب مشتقه

@OptionBaaz
قبلاً درباره نحوه سود گرفتن از بازار نزولی با کمک آپشن در این پست نوشته بودم. گفتم که برای این کار دو روش ساده وجود دارد: ۱. فروش اختیار خرید ۲. خرید اختیار فروش. همچنین گفته شد که روش اول به دلیل ایجاد تعهد برای شما، می‌تواند بالقوه ریسک یا زیان نامحدودی داشته باشد، خب چطور می‌توان این ریسک را کنترل کرد؟ راهی وجود دارد؟

چند روش برای این کار وجود دارند، در ادامه یک استراتژی را شرح می‌دهم که به خوبی می‌تواند این ریسک را کنترل کند.

استراتژی اسپرد خرسی با اختیار خرید (Bear Call Spread)

در این استراتژی هنگامی که پیش‌بینی یک روند نزولی دارید به جای فروش صرفاً قرارداد اختیار خرید که سود بالقوه محدود و زیان بالقوه نامحدود دارد، همزمان با فروش اقدام به خرید یک اختیار خرید با قیمت اعمال بالاتر می‌کنید. به عبارتی ابتدا اقدام به فروش یک اختیار خرید در سود می‌کنید و سپس یک اختیار خرید در زیان را می‌خرید. از فروش قرارداد در سود پرمیوم به دست می‌آورید و برای خرید قرارداد در زیان پرمیوم پرداخت می‌کنید.

هنگامی که فروش اختیار خرید خالی انجام می‌دهید، پیش‌بینی بازار نزولی دارید و اگر روند نزولی شود می‌تواند سود بالقوه محدودی برای شما ایجاد کند (حداکثر به اندازه وجه پرمیوم دریافتی) ولی اگر روند صعودی شود زیان بالقوه می‌تواند نامحدود باشد.
با پیاده‌سازی این استراتژی، در صورت نزولی شدن بازار، حداکثر سود کماکان محدود (قیمت پرمیوم دریافتی - پرمیوم پرداختی) و حداکثر زیان نیز محدود خواهد شد (معادل تفاوت قیمت اعمال‌ها - مجموع درآمد دریافتی). چرا؟ چون وقتی که بازار صعودی می‌شود به خاطر پوزیشن خریدی که گرفته‌اید از یک نقطه به بعد وارد سودسازی می‌شوید.
انتخاب نقطه عنوان شده، به شما بستگی دارد و قیمت‌های اعمال و پرمیوم انتخابی شما آن نقطه را تعیین می‌کنند.

نکته مهم: دقت کنید در اسپرد اختیار خرید خرسی، نسبت‌ها ۱ به ۱ است. یعنی اگر ۱۰۰ قرارداد اختیار خرید در سود می‌فروشید حتماً باید ۱۰۰ قرارداد اختیار خرید در زیان بخرید.

ورژن‌هایی از اسپردها هستند که این نسبت را رعایت نمی‌کنند که موسوم به بک اسپرد (Backspread) و اسپرد نسبتی (Ratio Spread) هستند اما در موقعیت‌های متفاوتی پیاده می‌شوند.

روش‌های دیگری هم برای کنترل ریسک فروش اختیار خرید وجود دارد که ان شا الله در آینده توضیح خواهم داد.

@OptionBaaz
لِسه فِر

روزی در سال ۱۶۸۱ «ژان-باتیست کُلبر» وزیر اقتصاد فرانسه، تعدادی از بازرگانان فرانسوی را در محفلی جمع کرد و خطاب به آنها گفت: ای بازرگانان فرانسوی، این دولت فخیمه فرانسه چطور می‌تواند به شما خدمت کند، چه کنیم تا تجارت شما رونق پیدا کند؟
ملک التجار آنها، «توماس لی‌جندر» که از دخالت‌ها و کنترل‌های دولت خسته شده بود، بلند شد و گفت:
Laissez-nous faire
یعنی «هیچ! فقط دست از سرمان بردارید. اگر بگذارید، خودمان انجام می‌دهیم»

حالا ۳۴۰ سال بعد، در این طرف دنیا ما باید به دولت و نهاد ناظر بازار اوراق بهادار (سازمان بورس) و انواع و اقسام کارشناسانِ توصیه‌نویس بگوییم: شما را به خدا فقط این بازار را به حال خودش رها کنید، خیری که نمی‌رسانید با برنامه‌های‌تان، فقط موجب تخریب‌اید.

@OptionBaaz
👍1
خلاصه مصوبه امشب شورای عالی بورس:
اگر ارزش پرتفوی شما ده یا کمتر از ده میلیون تومان است و امسال وارد بورس شده‌اید، صندوق توسعه بازار تضمین می‌دهد که تا اردیبهشت ۱۴۰۱، ۲۵٪ سود کنید! (کمی بیشتر از سود بانکی برای ۱ سال). به شرطی که تا اردیبهشت ۱۴۰۱ به ترکیب سبدتان دست نزنید!

در واقع برای کل سبد شخص یک اختیار فروش صادر می‌کنند و صندوق توسعه بازار طرف متعهد و شخص دارنده سبد طرف اختیاردار برای اعمال قرارداد خواهد بود. جزییات اجرایی را قرار است در روزهایی آینده تشریح کنند.

نظر من: به جای این جنگولک‌بازی‌ها مثل تمام دنیا بازارگردان برای بازار آپشن معرفی کنید تا از طریق استراتژی‌های اختصاصی بازارگردانی آپشن، هم بازارگردان سود محدود، کم و بدون ریسکی کند و هم به اختیار معامله‌ها از هر دو نوع رونق دهد تا افراد آزادانه بتوانند از هر جهت بازار سود کسب کنند.

خلاصه طرح دیروز:
امکان وام گرفتن از بانک‌ها با وثیقه کردن سهام، که قبلاً صرفاً برای سهامدارن عدالت بود و حالا برای همه سهامداران. این نحوه وام گرفتن از بانک‌ها در دنیا تحت نام Securities-Backed Loan یا به فارسی «وام با پشتوانه اوراق بهادار»، شناخته شده است. هدف ظاهراً این است که افراد بدون اقدام به فروش دارایی‌شان، نقدینگی مورد نیازشان را بدست بیاورند و از این طرق فشار فروش کاهش یابد.

نظر من: ابزار خوبی است البته هنوز درباره جزئیات اجرایی آن اطلاعی ندارم. برای مثال اینکه بانک‌ها کدام سهم‌ها را به عنوان پشتوانه قبول می‌کنند؟ چند درصد از ارزش سهام را وام می‌دهند؟ در مواقعی که قیمت سهم افت کند، تاثیر آن بر وام چه خواهد بود؟ مقدار سود بانکی، نحوه بازپرداخت و .... چگونه است. ولی در کل بنظرم ابزار خوبی است، به طور کلی امکان مانور دادن و بازی کردن با پول را بالا می‌برد.

@OptionBaaz
👍1
مشکل بازار ما چیست؟

بورس اختیار معامله شیکاگو در سال ۱۹۷۳ به عنوان محلی برای معامله قراردادهای استاندارد شده آپشن، تاسیس شد. اوائل فقط قراردادهای از نوع اختیار خرید آن هم صرفاً برای ۱۶ سهم پایه ارائه شدند. چهار سال بعد، در سال ۱۹۷۷ تعداد سهام پایه به ۴۳ مورد افزایش یافته بود و برای بعضی از آنها قرارداد اختیار فروش هم ارائه دادند. کمی بعد در اوائل دهه ۸۰ حجم معاملات قراردادهای اختیار معامله از حجم معاملات روزانه سهم پایه آنها پیشی گرفت. در سال ۱۹۸۳ قراردادهای با دارایی پایه شاخص معرفی شدند. در سال ۱۹۹۰ قراردادهایی طولانی مدت با تاریخ سررسید چندساله معرفی شدند. در میانه دهه ۹۰ بستر فنی برای آنلاین معامله کردن آپشن مهیا و به مرور تکامل یافت. در اوائل دهه ۲۰۰۰، آپشن‌هایی با دارایی پایه واحدهای صندوق ETF معرفی شدند و بعدها آپشن‌هایی با دارایی پایه قرارداد آتی و حتی آپشن‌های مرکب که دارایی پایه‌شان یک قرارداد آپشن دیگر است معرفی شدند. در حال حاضر در بورس اختیار معامله شیکاگو برای بیش از ۲۲۰۰ سهم، ۲۲ شاخص و ۱۴۰ ای‌تی‌اف قرارداد آپشن، در ده‌ها تاریخ سررسید متنوع (از هفتگی تا چند ساله) منتشر می‌شود.

یعنی چی؟ یعنی یک ابزار معرفی کردند و مستمر روی توسعه‌اش کار کردند. تحقیق کردند، خلاقیت داشتند و مداوم روی آن کار کردند. بهتر و بهتر و بهترش کردند. خب اینجا، در بازار ما، دارند چه کار می‌کنند؟ اصلاً معلوم نیست، اصلاً معلوم نیست! اختیار تبعی منتشر می‌کنند که اساساً در دنیا برای سهم استفاده نمی‌شود در ضمن و به تبع اوراق استفاده می‌شود. فکر بدیع می‌کنند و روی پرتقوی ۱۰ میلیونی اختیار فروش معرفی می‌کنند!
سوال من خیلی ساده است: وقتی ما همین حالا ابزارش را داریم مگر دل درد داریم کار را الکی بپیچانیم؟ چرا ابزارهای موازی ایجاد می‌کنید؟ چرا اول همان چیزی را که ایجاد کردید توسعه نمی‌دید و به جایی نمی‌رسانید؟ این فشل‌بازی‌ها نشانه واضح بی‌برنامگی و هر چه بادا باد و باری به هر جهت بودن شماست.

در ایران برای اولین‌بار در ۲۸ آذر ۹۵ برای سه سهم خودرو، فملی و فولاد، فقط قراردادهای اختیار خرید منتشر شدند. معاملات هم صرفاً از طریق سامانه نامک انجام می‌شد. بعدها به پنل‌های معاملاتی عادی هم اجازه انجام این معاملات را دادند و اختیار فروش‌ها را هم معرفی کردند. در حال حاضر با گذشت نزدیک به ۵ سال، تعداد سهام به ۲۱ مورد افزایش یافته ولی به جز چند مورد، در باقی‌شان معامله‌ای رخ نمی‌دهد، اوضاع اختیار فروش‌ها که فاجعه است.

سوال اینجاست، چرا به جای جنگولک‌بازی‌های سازمان، ایده‌ها و قانون‌های خلق الساعه شبانه همین ابزاری که وجود دارد را توسعه نمی‌دهید؟ چه چیزی بهتر از آپشن برای مدیریت ریسک معامله‌گران؟ چرا بازارگردان در بازار آپشن معرفی نمی‌کنید تا از طریق استراتژی‌های ترکیبی و آربیتراتژی هم خودش سود محدود و بدون ریسکی کند و هم به معامله اختیار خریدها و اختیار فروش‌ها رونق بدهد؟ چرا تبلیغ این ابزار را نمی‌کنید؟ چرا پول پای ابزارهای موازی بدرد نخور تلف می‌کنید؟ چرا تعداد دارایی‌هایی پایه را افزایش نمی‌دهید؟ مگه چقدر سخته؟ چرا به شرکت‌های توسعه‌دهنده پنل‌های آنلاین اولتیماتوم نمی‌دید که پنل‌های معاملاتی را برای این ابزار بهینه کنند؟ هنوز حتی نمی‌توانند یک زنجیره قرارداد ارائه کنند. هنوز نمی‌توانند تعیین کنند چه موقعیت‌گیری‌هایی نیاز به وجه تضمین دارد و کدام‌ها نه؟ هنوز حتی خود وجه تضمین را هم درست محاسبه نمی‌کنند. ۵ سال گذشته، چرا بجای تمرکز بر ابزاری که همین حالا دارید و توسعه آن، دنبال اقدامات نمایشی و عوام‌فریبانه هستید؟ چقدر فشل و بی‌برنامه و باری به هر جهت هستید.

چرا مسئولیت واقعی‌تان را انجام نمی‌دید؟ مسئولیت واقعی شما فراهم کردن بازار، توسعه بازار، ارائه ابزارهای نوین است. روزی که شما بفهمید که هیچ مسئولیتی در قبال روند بازار ندارید و تمام مسئولیت‌تان در زمینه نهادها و بسترها و ابزارهای مالی‌ست، آن روز می‌شود به آینده کمی امیدوار شد. در غیر این صورت حالا حالاها، همه ما ول معطل‌ایم.

مشکل بازار ما، جدی نبودن مسئولین آن است. به جای اینکه گروه‌های تحقیق و توسعه تشکیل دهند، درباره بازارهای معتبر مالی دنیا پژوهش کنند و الگو بگیرند. به جای اینکه بر روی ابزارها و زیرساخت تمرکز کنند، دنبال تصحیح روند بازارند، دنبال اقدامات نمایشی هستند. هیچ کس دنبال کار کردن واقعی نیست، اهل تلاش جدی و علمی نیستند. اهل کار اصولی و پایه‌ای نیستند. همین‌طور باری به هر جهت و شُل و ول و هر چه بادا باد هستند.

بحث برانگیز: از نظر من دلیل اصلی این خوی غالب در مردم این مملکت، اعتیاد شدیدشان به برنج و نان و کربوهیدرات است، که خودش به دلیل فقر و عدم توانایی تامین رژیم چربی و پروتئین و حبوبات است (البته ممکن است با این نتیجه‌گیری آخر من موافق نباشید ولی خب باید می‌گفتم!)

@OptionBaaz
👍2
انتشار اختیار معامله تبعی به منظور تامین مالی

اختیار تبعی را در بازار ما به دو‌ دلیل منتشر می‌کنند ۱. حمایتی ۲. تامین مالی.
در مورد اول، هدف آن است که فشار فروش در سهم پایه کاسته شود و اعتماد سهامداران، از طریق به دست آوردن اختیار فروختن سهم در قیمتی مشخص، را به دست بیاورند. این کار را می‌توان با اختیار فروش معمولی هم انجام داد. با رونق دادن به اختیار فروش‌ها افرادی که قصد بیمه کردن سهم‌شان را دارند به راحتی قیمت اعمال مورد نظرشان را انتخاب و قرارداد اختیار فروش را خریداری کرده و از بابت قیمت فروش خیال‌شان راحت می‌شود.
در مورد دوم، سهامدار عمده یک سهم که قصد تامین مالی دارد، اقدام به فروش اختیار فروش تبعی می‌کند. از آنجایی که برای خریدن اختیار فروش تبعی حتماً بایستی همزمان سهم پایه آن را هم داشته باشید، سهامدار عمده علاوه بر فروش اختیار فروش همزمان اقدام به فروش سهم پایه به نرخ بازار نیز می‌کند و از این بابت مقداری وجه به دست می‌آورد. سهامدار عمده با فروش اختیار فروش، این اختیار را به طرف مقابل داده است که در موعد سررسید بتواند سهم را به قیمت مشخصی (قیمت اعمال) به او بفروشد، یعنی امکان این را بدست می‌آورد که همان تعداد سهامی را که فروخته بود مجدداً در قیمت اندکی بالاتر خریداری کند (معمولاً ۱۰ تا ۱۵ درصد بالاتر). به عبارتی برای خریداران اختیار فروش تبعی مثل یک سرمایه‌گذاری بدون ریسک است و برای فروشنده در حکم تامین مالی است چون در روش تامین مالی با اوراق مشارکت هم مجبور است تقریباً همین مقدار سود بازپرداخت کند.

این مورد را هم مثل مورد اول می‌شود به راحتی با اختیار فروش معمولی انجام داد و انقدر پیچ تاپ هم ندارد. سهامدار عمده یک قیمت اعمال مشخص از میان اختیار فروش‌های یک دوره معاملاتی را انتخاب می‌کند، سپس اقدام به فروش آن قرارداد به تعداد مورد علاقه خود می‌کند. اینجا اتفاقاً‌ می‌تواند قراردادها را به قیمت پرمیوم بیشتری هم بفروشد. همزمان با فروش قراردادها اقدام به فروش سهم پایه به تعدادی که متعهد شده است نیز می‌کند. فرضاً سهامدار عمده خودرو، اقدام به فروش ۹۰ هزار قرارداد طخود۲۰۰۸ می‌کند. از آن طرف اقدام به فروش ۹۰ میلیون سهم پایه در قیمت ۳۰۰ تومان نیز می‌کند. از فروش این دو مقداری وجه به دست می‌آورد (تامین مالی). از آنجایی که خریداران قرارداد، اختیار دارند که در موعد سررسید سهم را به قیمت ۳۵۰ به او بفروشند، اگر قیمت پایین‌تر از ۳۵۰ شود، قرارداد را اعمال کرده و به قیمت ۳۵۰ به او می‌فروشند. فرضاً اگر سهامدار عمده ۹۰ میلیون سهم را به قیمت ۳۰۰ فروخته باشد، حالا باید آن ۹۰ میلیون را به قیمت ۳۵۰ مجدد بخرد. چیزی حدود ۱۶ درصد بالاتر باید بخرد، یا به عبارتی ۱۶ درصد بابت تامین مالی باید سود بدهد! (البته از محل پرمیوم اختیار فروش هم قبلاً مبلغی بدست آورده). در صورتی که قیمت سهم بالا برود، مثلاً بیشتر از ۳۵۰ بشود، افرادی که قرارداد اختیار فروش را دارند، احتمالا‌ً سهم را مطابق قرارداد به قیمت ۳۵۰، به طرف متعهد نخواهند فروخت، می‌روند در بازار به قیمت بالاتر می‌فروشند. اینجا سهامدار عمده که قراردادها را فروخته بود از بابت پرمیوم قراردادها که حالا سوخت شده‌اند، سودی به دست می‌آورد ولی چون قبلا سهم را ۳۰۰ فروخته بود، باید برود از بازار به قیمت بیشتری از ۳۵۰ بخرد، یعنی بیشتر از ۱۶ درصد پرداخت کند. خب اینجا چاره چیست؟ چاره کار خرید همزمان اختیار خرید در قیمت اعمال مورد نظر است. مثلاً همان ۳۵۰، تا اگر قیمت بالاتر از ۳۵۰ شود و افراد نخواهد اختیار فروش را اعمال کنند، خود سهامدار عمده بتواند با کمک اختیار خریدها آنرا به قیمت ۳۵۰ بخرد! یعنی کاملاً مشخص می‌کند که در چه قیمتی بفروشد و در چه قیمتی مجدد بخرد! چقدر تامین مالی کند و چقدر سود پرداخت کند!

(ادامه در پست بعد)

@OptionBaaz
چیزی که در پاراگراف آخر گفتم راجع به اختیارهای معمولی بود، حالا متفکرین برجسته و مسئولین گرانقدر سازمان و بورس تهران و فرابوس وقتی که به سهامدار عمده‌ای اجازه تامین مالی با اختیار فروش تبعی می‌دهند، الزام کرده‌اند که خریدار اختیار فروش تبعی همزمان باید اختیار خریدی با قیمت اعمال بالاتر و تاریخ سررسید دیرتر را به سهامدار عمده بفروشد! یعنی متعهد شود! اگر در موعد سرررسید اختیار فروش تبعی، قرارداد را اعمال کرد و آن تعداد سهم را به سهامدار عمده فروخت که اوکی، سهامدار عمده به هدفش رسیده و سهمی را که در قیمتی پایین‌تر فروخته بود مجدد در قیمت کمی بالاتر می‌خرد، در این حالت قرارداد اختیار خریدی هم که شخص به سهامدار عمده فروخته بود بلااثر می‌شود (مطابق تبصره ۲ از بند ۴۲، فصل ۷ از دستورالعمل معاملات اختیار فروش تبعی) ولی اگر شخص دارنده قرارداد اختیار فروش تبعی، قرارداد را اعمال نکند، مثلاً به این خاطر که قیمت بازار نقدی بیشتر از قیمت اعمال باشد، کماکان اختیار خریدی که به سهامدار عمده فروخته بود موثر باقی می‌ماند و مجبور است در موعد سررسید به قیمت اعمال به او بفروشد.

یک مثال برای روشن شدن بحث: سهامدار عمده نفت پاسارگاد امروز اطلاعیه داد که قصد تامین مالی از طریق فروش اختیار تبعی دارد. قیمت فعلی شپاس ۲۰,۹۶۰ ریال است. سهامدار عمده قرار است اختیار فروش تبعی با قیمت اعمال ۲۷,۸۹۹ ریال + مقدار برابری سهم پایه را بفروشد. شما با خریدن اختیار فروش مذکور + خرید سهم پایه، اختیار فروختن آن تعداد شپاس به قیمت ۲۷,۸۹۹ ریال را در تاریخ ۲۸-۱۱-۱۴۰۰ به دست می‌آورید. از طرفی مجبورید همزمان با خرید اختیار فروش تبعی، اقدام به فروش اختیار خرید تبعی هم بکنید. از این طریق متعهد می‌شوید که آن تعداد سهم را به قیمت ۲۸,۴۰۳ در تاریخ ۲۸-۱۲-۱۴۰۰ به سهامدار عمده بفروشید.
به عبارتی اگر در تاریخ ۲۸-۱۱-۱۴۰۰ اختیار فروش تبعی را اعمال کردید و سهم را به قیمت ۲۷,۸۹۹ به سهامدار عمده فروختید که هیچ، سهامدار عمده تعداد سهامی را که در قیمت پایین‌تر فروخته بود مجدد در قیمت بالاتر می‌خرد ولی اگر اعمال نکنید، یک ماه بعد در تاریخ ۲۸-۱۲-۱۴۰۰ این بار مجبورید که آن تعداد را به او در قیمت ۲۸,۴۰۳ بفروشید، البته او اختیار دارد که بخرد یا نخرد!

برای کسانی که ریزبین و نکته‌سنج هستند احتمالا‌ً از روز هم روشن‌تر است که سهامدار عمده می‌تواند در طول این فرایند چه کرم‌ریزی‌هایی بکند.

انصافاً نگاه کنید با تبعی چه مقدار پیچیدگی زائد ایجاد شده است و چه فرصتی برای فساد به وجود آمده است! بالاتر توضیح دادم همین کار را می‌شود با اختیار معمولی خیلی راحت‌تر و بهتر انجام داد. اگر دست اندرکاران امر، کمی همت داشتند و همین اختیارهای معمولی را توسعه می‌دادند، نیازی به تبعی نبود! البته قبلاً گفتم همت کافی را ندارند!

@OptionBaaz
1
‏در سال گاو، آرزوی بازاری گاوی برای دوستان دارم. هر چند برای آپشن‌بازان، گاوی و خرسی بودن فرقی ندارد و سودشان را از بازار کسب می‌کنند.

سال نو مبارک 💐
آپشن ابزار بسیار حساسی‌ست. دو دلیل اصلی برای این حساسیت ۱. اهرم داشتن و ۲. زمان‌دار بودن قرارداد است‌. عدم توجه به این دو مورد برای خیلی‌ها گران تمام می‌شود. البته گاهی اوقات حتی این موارد را هم توجه کنید ولی استراتژی معاملاتی را خوب اجرا نکنید، برای‌تان گران تمام می‌شود (تجربه خودم که بهای نسبتاً سنگینی داشت).
من بیشترین زیانی که در معاملات آپشن داشته‌ام ۱۶۳ میلیون تومان بوده است و بخاطر درست اجرا نکردن یک استراتژی بود! البته بعدها از معاملات دیگر جبران شد و این زیان برایم تجربه شد ولی تجربه‌ای پر هزینه!
خیلی فشرده: تعدادی سهم خریده بودم و قراردادهای اختیار خریدشان را فروخته بودم، انتظار صعودی بودن تا موعد سررسید داشتم ولی بازار نزولی شد و زیان کردم. این قضیه برای نزدیک به دو سال پیش است و باعث شد که بدنبال راهی برای کنترل این استراتژی (Covered Call) بگردم، کمی دیر بود ولی خب آدم از شکست‌ها یاد می‌گیرد.

بیش‌ترین زیانی که در بازار آپشن داشته‌اید چقدر بوده است و چرا؟ اگر دوست داشتید تجربه سنگین‌تان را در کامنت‌های پست به اشتراک بگذارید.

@OptionBaaz
👍1
#گزین_گویه

از شکست‌های دیگران بیشتر از موفقیت‌های‌شان می‌توان یاد گرفت با این حال «کتاب‌های موفقیت» بسیار رایج هستند اما کتاب‌هایی با مضمون «چطور ایکس مقدار پول از دست دادم» چاپ نمی‌شوند.

لینک توییت

دیدم به مطلب قبلی کانال مرتبط است، گفتم منتشر کنم.
@OptionBaaz
👍1
یکی از اعضای محترم کانال دارند زحمت می‌کشند و برای دوره آموزشی انگلیسی که در کانال گذاشته شد، زیرنویس فارسی تهیه می‌کنند. اما دست تنها هستند و این کار خیلی زمان‌بر است. از دوستان گرامی عضو کانال، اگر کسی تمایل به کمک دارد، می‌تواند به آی‌دی ایشان (@ali_shirinkam) پیام بدهد تا در گروه ترجمه اضافه شوید و یک قسمت برای ترجمه به شما محول شود. راهنمای نحوه زیرنویس‌سازی، ترجمه و همچنین معادل‌های پر کاربرد، در گروه ارائه خواهد شد.
بعد از چند ماه امروز اولین معامله‌ام را انجام دادم. بله من در این چند ماه کلا معامله نمی‌کردم به بعضی از دوستان هم گفته بودم. البته با وجه کمی وارد شدم، امیدوارم حس بویایی‌ام اشتباه نکرده باشد ولی بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم (منظور همان اوضاع بورس).
تعدادی قرارداد اختیار خرید "در زیان" (البته نه شدیدا در زیان) از سهمی که در حال حاضر صف فروش است خریدم، خیلی ساده امیدوارم صعودی شود (ممکن هم هست نشود). باید زیرش را هم سفت می‌کردم ولی ظاهرا خیلی به صعودی شدن خوش‌بینم، تا ببینیم چه پیش می‌آید.
@OptionBaaz
یک نوع ابزار مشتقه طراحی کردم که میشه باهاش بانک مرکزی را در قبال تورمی که می‌سازه، مسئول و متعهد کرد. اگر کاره‌ای بودم بانک مرکزی را مجبور می‌کردم ماهانه یا حتی هفتگی این نوع قراردادها را عرضه کنه تا افراد حقیقی و حقوقی (شرکت‌ها) بتونند بخرند و در برابر تورم محافظت بشن. یک جورایی پوست بانک مرکزی را وارد بازی کنیم تا بلکه بخاطر خودش هم که شده انقدر تورم تولید نکنه. البته عامل اصلی تولید تورم، بزرگ بودن دولته (کلی کارمند و پروژه و نان‌خور بهش وصلند که پول می‌خوان) در نتیجه دولت همیشه خدا کسری بودجه داره، یعنی مخارجش با درآمدش نمی‌خونه. خب چکار می‌کنه؟ برای پر کردن شکم کارمندهاش و رفع کسری بودجه‌اش به بانک مرکزی میگه آقا پول بچاپ (چاپ کن) که اقتصادخونده‌ها بهش میگن پولی کردن کسری بودجه، این کار باعث ازدیاد حجم پول در اقتصاد میشه در برابر همان مقدار کالای قبلی که وجود داشت و این باعث رشد قیمت‌ها میشه که خودش رو در شاخص قیمت‌ها نشون میده (همون تورم).‌ در واقع ارزش پول مردم را کم می‌کنند تا دولت سرپا بمونه، اقتصادخونده‌ها بهش میگن «مالیات تورمی» اما بنده علاقه‌مندم که بهش بگم «دزدی حرامزادگان از ضعیف‌ترین قشرها» چون واقعا دزدیه (با هر معیار اخلاقی). خب پس کسی بخواد اصل مسئله را حل کنه باید دولت را کوچک کنه (مخارجش را کم کنه) ولی کسی در این مملکت اهل این کارهای پردردسر نیست. از زمان مرحوم مصدق (لعنت الله علیه) که نفت را دولتی کرد (نه ملی) و پول را ریخت در شکم دولت‌های این مملکت، هی بزرگتر و بزرگتر و کمونیستی‌تر شدند و حالا هم کسی نمی‌تونه کوچکشون کنه. علی ای حال اگر بشه یک جای این زنجیره تولید تورم را هم پاره کرد بازم خوبه، پس اینجا من ابزاری طراحی کردم که بشه باهاش به بانک مرکزی فشار آورد (جزییات کل این زنجیره تولید تورم البته پیچیده‌تره، من اینجا خیلی ساده‌سازی کردم ولی اصلش همینه).

اول یک توضیح کوتاه که تورم چطور محاسبه میشه. تورم را با شاخص‌های قیمت محاسبه می‌کنند، معروف‌ترین‌شان CPI است که در ایران هم از همین شاخص استفاده میشه. یه خرده سیکرت کاری زیاده تو این کار مثل باقی رویه‌های بوروکرات‌ها که کسی نمی‌دونه دارند اون پشت چکار می‌کنند ولی اینطور که من متوجه شدم، ظاهراً بانک مرکزی ۷۵ شهر منتخب کشور را انتخاب کرده بعد اومده حدود ۱۷۶۰۰ خانوار از این شهرها را انتخاب کرده، ماه به ماه کارمندان اداره آمار بانک مرکزی میرن قیمت ۳۵۹ قلم کالا و خدمات (نه همه کالاها و خدمات) را ازشون جویا میشن، مثلا این ماه تخم مرغ چند خریدی؟ شاید یه خانواده‌ای کلا تخم‌مرغ نخریده باشه ولی از باقی جویا میشن و قیمت را در نظر می‌گیرند. بعد کمی عددبازی می‌کنند، چندتا ضرب و تقسیم و میانگین می‌گیرند و وزن دهی و ضریب میدن تا همان شاخص قیمت را برای هر گروه از کالا بدست بیارند که یک عدده مثلا ۲۳۵، عدد ماه قبل، مثلا ۲۰۰ را از این کم می‌کنند و تقسیم بر عدد ماه قبل (۲۰۰) می‌کنند، این میشه همون نرخ تورم در این گروه کالاها برای یک ماه (که برای مثال ما تقریبا ۱۵ درصده). منظور اینکه این نرخ تورم که دائم می‌شنوید خیلی چیز پیچیده‌ای نیست. کمی آماربازی و عددبازی داره و در کل افزایشش نشون میده که قیمت‌ها بالا رفتند.

ادامه در پست بعد

@OptionBaaz
خب این ابزار مشتقه که قراره بانک مرکزی را در قبال تورم تولیدیش مسئول کنه چیه؟ البته اینم بگم لزوما نباید یک طرف قرارداد بانک مرکزی باشه، قرارداد میتونه بین دو شخص یا دو شرکت هم باشه.

برای این قرارداد اول باید یک نرخ تورم مرجع داشته باشیم. مثلا همین نرخ تورم ماهانه یا سالیانه که خود بانک مرکزی منتشر می‌کنه (البته پر واضحه که اگر قرار باشه چنین ابزاری استفاده بشه دیگه نرخ خود بانک مرکزی قبول نیست، بانک مرکزی خودش ذی نفع است، دیگه نباید نرخ تورم را خودش منتشر کنه. باید اجازه بده بانک‌ها و سایر نهادهای مالی، هر کی دلش خواست با ارائه مستندات بصورت ماهانه و سالیانه نرخ تورم را محاسبه و منتشر کنند و در قرارداد هر کدام را خواستید مرجع بگیرید).
قرارداد باید یک نرخ اعمال هم داشته باشه مثلا فرضا قراردادی که شما می‌بندید دارای نرخ اعمال، "تورم 30 درصد" است.
قرارداد باید یک موعد انقضا داشته باشه (مثلا 3 ساله)
تسویه قرارداد می‌تونه ماهانه باشه یا شش ماهه یا سالانه (مثلا اینجا 6 ماهه، یا 1 ماهه بگیریم)
یک مبلغ پایه‌ای تئوریک هم باید در نظر گرفت مثلا 100 میلیون تومان.

خب حالا فرض کنید شما این قرارداد را از بانک مرکزی خریدید (یا از هر کس دیگه‌ای) و بابت اینکه با شما این قرارداد را ببنده مبلغی هم دادید (همون وجه پرمیوم). مطابق این قرارداد بانک مرکزی (یا طرف مقابل شما) توی 3 سال آینده، هر 6 ماه، اگر تورم ماهیانه (نرخ مرجع) از 30 درصد (نرخ اعمال) بیشتر بشه، باید به شما مبلغی پرداخت کنه.
یعنی به زبان ساده، مطابق قرارداد یک سقف برای نرخ تورم ماهیانه تعیین می‌کنید که اگر ازش رد شد، طرف مقابل باید مبلغی را به شما پرداخت کنه، اگر هم رد نشد که هیچ، وجه پرمیوم پرداختی شما نوش جون طرف مقابل.
حالا اگر رد شد، مقدار پرداختی باید چطور مشخص بشه؟ برای مثال اگر نرخ تورم رفرنس توی موعد تسویه 6 ماهه 39 درصد شده باشه، اختلافش با نرخ اعمال 9 درصده. این مقدار اختلاف رو ضربدر 100 میلیون می‌کنیم و نتیجه را تقسیم بر 2 میکنیم. یعنی در کل بانک مرکزی توی تسویه اول 6 ماهه باید 4 میلیون و نیم به شما پرداخت کنه.
توجه کنید هر چقدر که مبلغ پایه‎ای تئوریک قرارداد بیشتر باشه، عملا بانک مرکزی باید بیشتر به شما پرداخت کنه، پس قراردادی که این مبلغش بیشتر باشه قاعدتا قیمت پرمیوم بیشتری هم خواهد داشت. همچنین هر چه قدر که موعد سررسید طولانی تر باشه و نرخ اعمال کمتر باشه باز مقدار پرمیوم قاعدتا بیشتر میشه. پس بازی کردن با مقادیر طوری که مطابق پیش بینی‌تون در نهایت سود کسب کنید مهمه.
این ابزار را برای تورم منفی هم میشه پیاده کرد، طوری که اگر نرخ رفرنس یه کفی رو پایین تر بزنه باید طرف مقابل پول پرداخت کنه ولی چون ما کلا چنین چیزی نداریم، بنظرم مهم نیست.

انصافا عجب چیزی ساختم (:

@OptionBaaz
👍2
#گزین_گویه

وقتی که موقعیت فروش در قرارداد آپشن می‌گیرید، آنچه که برای‌تان فقط ممکن به نظر می‌آید را اتفاقاً احتمالش را بالا در نظر بگیرید.
وقتی که موقعیت خرید در قرارداد آپشن می‌گیرید آنچه که احتمالش را بالا در نظر گرفته‌اید، صرفاً ممکن در نظر بگیرید.

@OptionBaazan
👍1