در علوم اجتماعی مبحثی وجود دارد با عنوان «پیشبینیهای خود محقق کننده¹» یعنی پیشبینیهایی که خودشان باعث تحقق خودشان میشوند؛ پیشبینیهایی که وقتی بین مردم منتشر شوند و باور شوند، خود به خود تحقق پیدا میکنند.
یکی از بارزترین مثالهای آن در اقتصاد، هراس مالی و هجوم به بانکهاست؛ یعنی اگر این شایعه منتشر شود که یک بانک در معرض ورشکستگی قرار دارد، ممکن است مردم هجوم ببرند و سپردههای خود را از آن بانک خارج کنند و به این ترتیب آن بانک واقعا ورشکست شود. یعنی خود پیشبینی میتواند باعث تحقق پیشبینی شود.
بنابراین هنگامی که یک تحلیلگر بازار مالی، در عرصه عمومی درباره آینده قیمت یک سهم پیشبینیهایی ارائه میکند، این احتمال وجود دارد که افراد پیشبینی او را باور کنند، بر اساس آن عمل کنند و از این طریق واقعاً پیشبینی او محقق شود.
1. Self-fulfilling prophecy
یکی از بارزترین مثالهای آن در اقتصاد، هراس مالی و هجوم به بانکهاست؛ یعنی اگر این شایعه منتشر شود که یک بانک در معرض ورشکستگی قرار دارد، ممکن است مردم هجوم ببرند و سپردههای خود را از آن بانک خارج کنند و به این ترتیب آن بانک واقعا ورشکست شود. یعنی خود پیشبینی میتواند باعث تحقق پیشبینی شود.
بنابراین هنگامی که یک تحلیلگر بازار مالی، در عرصه عمومی درباره آینده قیمت یک سهم پیشبینیهایی ارائه میکند، این احتمال وجود دارد که افراد پیشبینی او را باور کنند، بر اساس آن عمل کنند و از این طریق واقعاً پیشبینی او محقق شود.
1. Self-fulfilling prophecy
👍24❤1
🔷 در دنیای واقعی، افراد به خاطر اشتباهاتشان ممکن است تاوانِ بسیار سنگینی بپردازند! خیلی هم فرق نمیکند این اشتباهات عمدی بوده باشند یا نه. فرد باید هوشیار باشد تا خطا نکند، و الا کلاهش پس معرکه است.
🔷 دیدهاید چگونه شیر با آن قدرتش از مواجهه بیپروا با یک کفتار وحشی میپرهیزد؟ یک خطا میتواند جراحتی وارد کند که در طبیعت میتواند به مرگ او منجر شود. در دنیای بشری، یک راننده تریلی با یک غفلت ممکن است سرمایه عمرش و حتی جانش را از دست دهد. یک رستوراندار ممکن است سالها بهترین غذا را به مشتریانش داده باشد، ولی کافی است یک بار سوسکی در غذا دیده شود تا شهرت خوب چندسالهاش و رستورانش نابود شود. یک سرمایهگذار، یک تاجر، یک کارخانهدار هر روز باید روی هر تک تصمیمش فکر کند، چون تصمیمگیری اشتباه اصل یا فرع سرمایه را میتواند نابود کند. یک اشتباه کارگر موجب اخراج او میشود. اشتباه یک چوپان ممکن است، جان گله که هیچ، حتی جان خودش را به خطر اندازد. یک خلبان هر روز جانش را در دست میگیرد. اشتباهِ کوچک یک سرباز، مثل بد موقع سر از سنگر بیرون آوردن، به راحتی به بهای جانش تمام میشود. در قدیم، نزدیکی و قرب به شاهان منافعی داشت، ولی یک اشتباه، یک توصیه و مشاوره خطا به شاه، ممکن بود به قیمتِ جان یا کلِ اموالِ شخص تمام شود. خودِ شاهان تا همین دویست سال پیش، در جنگها در خط مقدم لشکر بودند و بنابراین شکست برایشان میتوانست تاوانِ فوریِ شخصی داشته باشد....
🔷 هنگامی که در یک سیستم اشخاص در معرض تاوان سنگین باشند موجب میشود عناصرِ بیاحتیاط یا خطاکار حذف شوند. ولی بسیار مهمتر از آن، موجب میشود افرادی که در عرصه میمانند در کارشان کاملاً هوشیار باشند. در حقیقت، این مسئله مهمترین عامل حدّتِ ذهن و هوشیاریِ افراد، لااقل در محیط و کارِ مربوطه است. برعکس، نبودن در معرضِ ریسکِ ناشی از اعمال، هوش و حدّت و هوشیاری افراد را میکُشد. مانند حیوانات خانگی که اگر در محیط طبیعی رهایشان کنید، خیلی زود نابود میشوند. چونکه هوشیاری و آمادگی یک جانور وحشی را کسب نکردهاند. اگر میخواهید یک سیستمِ فاسد یا شکننده یا فَشل و بیخاصیت ترتیب دهید، کافی است که افرادِ داخل سیستم تاوانی برای خطا یا اشتباه (عمدی یا غیرعمدی) خود نپردازند؛ حتی اگر این افراد از باهوشترین و پاکترین افراد انتخاب شده باشند. نه طراحیِ هوشمندِ سیستم، نه پاکیِ افراد، نه داناییِ روسا هیچکدام نمیتواند جای این فیلتر مهم را بگیرد.
یک مثال از چنین سیستمی، دنیای تصنعیِ بوروکراسی و نهادهای دولتی و حکومتی است و نیز دانشگاهها. در اینها افراد، برای خدماتِ نه چندان مفید یا حتی مضر، حقوق و پاداش و ترفیع و تشویقی میگیرند، ولی برای اشتباهاتشان هزینهها و تاوان کوچک و کمی میپردازند (یا حتی باز هم تشویق میشوند!)
🔷 هیچ انسانی علم خدایی ندارد تا بداند نتیجه توصیهها، انتخابها و اعمالش به کجا ختم میشوند. از این رو اعمال انسانها ریسک دارند و نتایج اعمال ممکن است مضر و خطرناک باشد. سیستمی که شخص را از ریسکِ تصمیمات و اعمالش جدا میکند، این ریسکها و مضرات را از بین نمیبرد، بلکه آن ریسک را به اشخاص دیگر و حتی کل جامعه منتقل میکند. اگر راننده بیاحتیاط، آن گاه که تصادف کرد، تاوانِ کافی نپردازد، ریسک رانندگی بیاحتیاط به بقیه مردم منتقل میشود. هزار خروار نصیحت و موعظه و کلاسِ اخلاق و آن چیز مسخرهای که اسمش را "فرهنگسازی" گذاشتهاند هم دردی را دوا نخواهد کرد (این چیزی است که قوانینِ بد بیمهای در کشور ما ایجاد کرده است. در اکثر قریب به اتفاق کشورها، یک تصادف و حتی یک جریمه رانندگی هزینه بیمه شخص مقصر را به صورت وحشتناکی بالا میبرد!). اگر اقتصادخوانده و متخصص و کارشناسی، نامه و توصیه و دستورالعملی نوشت و موجب تصمیمی شد که نتیجه مضری داشت و ضرر آن مستقیماً به او و مسئول تصمیمگیرنده برنگردد، ضرر آن بر سر کل جامعه خراب خواهد شد. به هزینه دیگران توصیههای متخصصانه کردن، هنری نیست!
🔷 باید از اقتصادخواندهها و کارشناسانی که همیشه مشغول طومار و توصیه و نامه نوشتن به این و آن و فلان رهبر و تصمیمگیران هستند، خواست که دقیقاً راهکارهای خود را بنویسند و در پایین نوشته اعلام کنند که اگر این راهکارها کار را بدتر کرد خونشان و مالشان بر همه مباح است! کمابیش در قدیم برای مشاورین دربار که اینطور بوده است و بسیار هم روش خوبی بوده است. اگر این بند الزاماً به تمام طرحها و دستورالعملها و توصیهها و ... اضافه شود. امضای آن برای «متخصصینی» که گمان میکنند علم خدایی دارند و نسبت به نتیجه حرفشان خیلی مطمئن هستند، نباید کار سختی باشد.
داشتن #پوست_در_بازی، احتیاط افراد را بالا میبرد تا حرف نابجا نگویند و کار بیپروا انجام ندهند چرا که اگر انجام دهند ضرر مستقیماً به خودشان بر میگردد.
از کانال جناب گاو
@OptionBaaz
🔷 دیدهاید چگونه شیر با آن قدرتش از مواجهه بیپروا با یک کفتار وحشی میپرهیزد؟ یک خطا میتواند جراحتی وارد کند که در طبیعت میتواند به مرگ او منجر شود. در دنیای بشری، یک راننده تریلی با یک غفلت ممکن است سرمایه عمرش و حتی جانش را از دست دهد. یک رستوراندار ممکن است سالها بهترین غذا را به مشتریانش داده باشد، ولی کافی است یک بار سوسکی در غذا دیده شود تا شهرت خوب چندسالهاش و رستورانش نابود شود. یک سرمایهگذار، یک تاجر، یک کارخانهدار هر روز باید روی هر تک تصمیمش فکر کند، چون تصمیمگیری اشتباه اصل یا فرع سرمایه را میتواند نابود کند. یک اشتباه کارگر موجب اخراج او میشود. اشتباه یک چوپان ممکن است، جان گله که هیچ، حتی جان خودش را به خطر اندازد. یک خلبان هر روز جانش را در دست میگیرد. اشتباهِ کوچک یک سرباز، مثل بد موقع سر از سنگر بیرون آوردن، به راحتی به بهای جانش تمام میشود. در قدیم، نزدیکی و قرب به شاهان منافعی داشت، ولی یک اشتباه، یک توصیه و مشاوره خطا به شاه، ممکن بود به قیمتِ جان یا کلِ اموالِ شخص تمام شود. خودِ شاهان تا همین دویست سال پیش، در جنگها در خط مقدم لشکر بودند و بنابراین شکست برایشان میتوانست تاوانِ فوریِ شخصی داشته باشد....
🔷 هنگامی که در یک سیستم اشخاص در معرض تاوان سنگین باشند موجب میشود عناصرِ بیاحتیاط یا خطاکار حذف شوند. ولی بسیار مهمتر از آن، موجب میشود افرادی که در عرصه میمانند در کارشان کاملاً هوشیار باشند. در حقیقت، این مسئله مهمترین عامل حدّتِ ذهن و هوشیاریِ افراد، لااقل در محیط و کارِ مربوطه است. برعکس، نبودن در معرضِ ریسکِ ناشی از اعمال، هوش و حدّت و هوشیاری افراد را میکُشد. مانند حیوانات خانگی که اگر در محیط طبیعی رهایشان کنید، خیلی زود نابود میشوند. چونکه هوشیاری و آمادگی یک جانور وحشی را کسب نکردهاند. اگر میخواهید یک سیستمِ فاسد یا شکننده یا فَشل و بیخاصیت ترتیب دهید، کافی است که افرادِ داخل سیستم تاوانی برای خطا یا اشتباه (عمدی یا غیرعمدی) خود نپردازند؛ حتی اگر این افراد از باهوشترین و پاکترین افراد انتخاب شده باشند. نه طراحیِ هوشمندِ سیستم، نه پاکیِ افراد، نه داناییِ روسا هیچکدام نمیتواند جای این فیلتر مهم را بگیرد.
یک مثال از چنین سیستمی، دنیای تصنعیِ بوروکراسی و نهادهای دولتی و حکومتی است و نیز دانشگاهها. در اینها افراد، برای خدماتِ نه چندان مفید یا حتی مضر، حقوق و پاداش و ترفیع و تشویقی میگیرند، ولی برای اشتباهاتشان هزینهها و تاوان کوچک و کمی میپردازند (یا حتی باز هم تشویق میشوند!)
🔷 هیچ انسانی علم خدایی ندارد تا بداند نتیجه توصیهها، انتخابها و اعمالش به کجا ختم میشوند. از این رو اعمال انسانها ریسک دارند و نتایج اعمال ممکن است مضر و خطرناک باشد. سیستمی که شخص را از ریسکِ تصمیمات و اعمالش جدا میکند، این ریسکها و مضرات را از بین نمیبرد، بلکه آن ریسک را به اشخاص دیگر و حتی کل جامعه منتقل میکند. اگر راننده بیاحتیاط، آن گاه که تصادف کرد، تاوانِ کافی نپردازد، ریسک رانندگی بیاحتیاط به بقیه مردم منتقل میشود. هزار خروار نصیحت و موعظه و کلاسِ اخلاق و آن چیز مسخرهای که اسمش را "فرهنگسازی" گذاشتهاند هم دردی را دوا نخواهد کرد (این چیزی است که قوانینِ بد بیمهای در کشور ما ایجاد کرده است. در اکثر قریب به اتفاق کشورها، یک تصادف و حتی یک جریمه رانندگی هزینه بیمه شخص مقصر را به صورت وحشتناکی بالا میبرد!). اگر اقتصادخوانده و متخصص و کارشناسی، نامه و توصیه و دستورالعملی نوشت و موجب تصمیمی شد که نتیجه مضری داشت و ضرر آن مستقیماً به او و مسئول تصمیمگیرنده برنگردد، ضرر آن بر سر کل جامعه خراب خواهد شد. به هزینه دیگران توصیههای متخصصانه کردن، هنری نیست!
🔷 باید از اقتصادخواندهها و کارشناسانی که همیشه مشغول طومار و توصیه و نامه نوشتن به این و آن و فلان رهبر و تصمیمگیران هستند، خواست که دقیقاً راهکارهای خود را بنویسند و در پایین نوشته اعلام کنند که اگر این راهکارها کار را بدتر کرد خونشان و مالشان بر همه مباح است! کمابیش در قدیم برای مشاورین دربار که اینطور بوده است و بسیار هم روش خوبی بوده است. اگر این بند الزاماً به تمام طرحها و دستورالعملها و توصیهها و ... اضافه شود. امضای آن برای «متخصصینی» که گمان میکنند علم خدایی دارند و نسبت به نتیجه حرفشان خیلی مطمئن هستند، نباید کار سختی باشد.
داشتن #پوست_در_بازی، احتیاط افراد را بالا میبرد تا حرف نابجا نگویند و کار بیپروا انجام ندهند چرا که اگر انجام دهند ضرر مستقیماً به خودشان بر میگردد.
از کانال جناب گاو
@OptionBaaz
👍15👌3🔥2
دُن: شنیدم در این کوه معدن هست.
بونی: خدا نکند معدن باشد!
دُن: نمیفهمم! برای چی؟!
بونی: مادام که کوه فقیر است از آنِ ماست، اما همین که معلوم شد غنی است، دولت آن را تصاحب خواهد کرد!
دولت یک دست دراز دارد و یک دست کوتاه، دست دراز به همه جا میرسد و برای گرفتن است، دست کوتاه برای دادن است و فقط به کسانی میرسد که خیلی به او نزدیکاند!
👤 اینیاتسیو سیلونه
📚 نان و شراب
#گزین_گویه
@OptionBaaz
بونی: خدا نکند معدن باشد!
دُن: نمیفهمم! برای چی؟!
بونی: مادام که کوه فقیر است از آنِ ماست، اما همین که معلوم شد غنی است، دولت آن را تصاحب خواهد کرد!
دولت یک دست دراز دارد و یک دست کوتاه، دست دراز به همه جا میرسد و برای گرفتن است، دست کوتاه برای دادن است و فقط به کسانی میرسد که خیلی به او نزدیکاند!
👤 اینیاتسیو سیلونه
📚 نان و شراب
#گزین_گویه
@OptionBaaz
👍16💯2👏1
اختیار فروش تبعی چیست و چه تفاوتی با اختیار فروش معمولی دارد؟
با یک مثال توضیح خواهم داد.
بانک صادرات اعلام کرده است که اختیار فروش تبعی با سررسید ۲۳ اسفند با قیمت اعمال ۳۷۵ تومان منتشر میکند. قیمت پایانی سهم صادرات، امروز ۱۹ شهریور، ۳۲۰ تومان بود.
اگر در ۲۳ اسفند قیمت سهم به ۱۲۰ تومان کاهش یابد، دارنده قراردادِ اختیار فروش تبعی، «اختیار» دارد که قرارداد را اعمال کند و طرف مقابل قرارداد «مجبور» است سهم را به قیمت اعمال (۳۷۵ تومان)، که قیمت بالاتری است، از او بخرد.
در واقع شرکت منتشر کننده این اوراق دارد میگوید ما انقدر مجموعه خوب و کاردستی هستیم و انقدر برنامههایمان منظم و درست است که مطمئنیم موقع سررسید، قیمت سهممان عمراً کمتر از فلان عدد نمیشود.
با ورود به چنین قراردادی، شما سهمتان را بیمه کردهاید که حتماً در آن قیمت امکان فروش خواهد داشت.
البته برای ورود به هر قرارداد اختیارِ فروشی شما باید مبلغ کمی به طرف مقابل قرارداد بپردازید تا او این قرارداد را با شما ببندد (در واقع بفروشد).
برای بانک صادرات قیمت هر ورق قرارداد اختیار فروش، ۱+ خواهد بود و سقف تعداد اوراق تبعی برای خرید پانصد هزار ورق است.
تفاوت قرارداد اختیار فروش تبعی با اختیار فروش معمولی این است که در اختیار فروش معمولی، بعد از بستن قرارداد (خرید قرارداد) اگر تمایل نداشتید که آنرا تا موقع سررسید نگه دارید میتوانید آنرا در بازار ثانویه معامله کنید (به دیگران بفروشید). ولی اختیار فروشهای تبعی بازار ثانویه ندارند و صاحب اول و آخر آنها خودتان هستید. یعنی بعد از خرید اولیه باید تا موعد سر رسید منتظر بمانید و در تاریخ سررسید تصمیم بگیرد که اعمال بکنید یا نه.
همچنین دارنده قرارداد اختیارِ فروش تبعی حتما باید سهم پایه را داشته باشد و نمیتواند بیشتر از تعداد سهام پایهای که در اختیار دارد اوراق اختیار فروش تبعی خریداری کند. یعنی اگر ۵۰ هزار سهم صادرات دارد، فقط میتوانید ۵۰ هزار ورق اختیار فروش آنرا داشته باشد و در صورتیکه تعداد اوراق اختیار فروش او از تعداد سهم پایه تحت مالکیتش در پایان روز بیشتر باشد، اوراق اختیار فروش تبعی مازاد، باطل شده و عرضه کننده تعهدی در قبال آن نخواهد داشت. این محدودیت در قراداد اختیار فروش معمولی برقرار نیست. بدون داشتن سهم پایه و به هر تعداد که تمایل داشته باشید میتوانید اختیار فروش معمولی داشته باشید.
@OptionBaaz
با یک مثال توضیح خواهم داد.
بانک صادرات اعلام کرده است که اختیار فروش تبعی با سررسید ۲۳ اسفند با قیمت اعمال ۳۷۵ تومان منتشر میکند. قیمت پایانی سهم صادرات، امروز ۱۹ شهریور، ۳۲۰ تومان بود.
اگر در ۲۳ اسفند قیمت سهم به ۱۲۰ تومان کاهش یابد، دارنده قراردادِ اختیار فروش تبعی، «اختیار» دارد که قرارداد را اعمال کند و طرف مقابل قرارداد «مجبور» است سهم را به قیمت اعمال (۳۷۵ تومان)، که قیمت بالاتری است، از او بخرد.
در واقع شرکت منتشر کننده این اوراق دارد میگوید ما انقدر مجموعه خوب و کاردستی هستیم و انقدر برنامههایمان منظم و درست است که مطمئنیم موقع سررسید، قیمت سهممان عمراً کمتر از فلان عدد نمیشود.
با ورود به چنین قراردادی، شما سهمتان را بیمه کردهاید که حتماً در آن قیمت امکان فروش خواهد داشت.
البته برای ورود به هر قرارداد اختیارِ فروشی شما باید مبلغ کمی به طرف مقابل قرارداد بپردازید تا او این قرارداد را با شما ببندد (در واقع بفروشد).
برای بانک صادرات قیمت هر ورق قرارداد اختیار فروش، ۱+ خواهد بود و سقف تعداد اوراق تبعی برای خرید پانصد هزار ورق است.
تفاوت قرارداد اختیار فروش تبعی با اختیار فروش معمولی این است که در اختیار فروش معمولی، بعد از بستن قرارداد (خرید قرارداد) اگر تمایل نداشتید که آنرا تا موقع سررسید نگه دارید میتوانید آنرا در بازار ثانویه معامله کنید (به دیگران بفروشید). ولی اختیار فروشهای تبعی بازار ثانویه ندارند و صاحب اول و آخر آنها خودتان هستید. یعنی بعد از خرید اولیه باید تا موعد سر رسید منتظر بمانید و در تاریخ سررسید تصمیم بگیرد که اعمال بکنید یا نه.
همچنین دارنده قرارداد اختیارِ فروش تبعی حتما باید سهم پایه را داشته باشد و نمیتواند بیشتر از تعداد سهام پایهای که در اختیار دارد اوراق اختیار فروش تبعی خریداری کند. یعنی اگر ۵۰ هزار سهم صادرات دارد، فقط میتوانید ۵۰ هزار ورق اختیار فروش آنرا داشته باشد و در صورتیکه تعداد اوراق اختیار فروش او از تعداد سهم پایه تحت مالکیتش در پایان روز بیشتر باشد، اوراق اختیار فروش تبعی مازاد، باطل شده و عرضه کننده تعهدی در قبال آن نخواهد داشت. این محدودیت در قراداد اختیار فروش معمولی برقرار نیست. بدون داشتن سهم پایه و به هر تعداد که تمایل داشته باشید میتوانید اختیار فروش معمولی داشته باشید.
@OptionBaaz
👍19❤1
هر معاملهگر آپشنی باید این فیلم را ببینید!
فیلم The Big Short محصول سال ۲۰۱۵ میلادی با بازی کریستین بِیل، بِرَد پیت، رایان گاسلینگ، سلنا گومز و .... اقتباسی از کتابی به همین نام نوشتهٔ مایکل لوئیس روزنامهنگار آمریکایی است و بر اساس داستان واقعی تعدادی معاملهگر سهام است که با شناسایی زود هنگام وقوع بحران مالی ۲۰۰۸-۲۰۰۷، با استفاده از استراتژیهای خاصی در ابزارهای مشتقه (آپشن یک نوع ابزار مشتقه است) به سودهای چند میلیاردی میرسند.
در واقع با پوزیشن Short گرفتن بر روی سقوط بازار شرط بستند و سودهای بزرگی کردند. داستان این فیلم درباره Short کردن بازار است، یک Short بزرگ (Big).
زیرنویس فارسی موجود اشتباهات بسیار زیادی دارد که نشاندهنده ناآشنا بودن مترجم با بازارهای مالیست، در نتیجه توصیه نمیشود. همچنین نام فیلم حتی در ویکیپدیای فارسی اشتباه ترجمه شده است. شاید بشود نام فیلم را «فروش بزرگ» ترجمه کرد ولی دقیق نیست، پس ترجمه نشود بهتر است!
به هر حال، فیلم را دانلود کنید و تلاش کنید به زبان اصلی و زیرنویس انگلیسی حتی به قیمت Pause کردن مکرر، ببینید. چیزهای زیادی از آن خواهید آموخت!
@OptionBaaz
فیلم The Big Short محصول سال ۲۰۱۵ میلادی با بازی کریستین بِیل، بِرَد پیت، رایان گاسلینگ، سلنا گومز و .... اقتباسی از کتابی به همین نام نوشتهٔ مایکل لوئیس روزنامهنگار آمریکایی است و بر اساس داستان واقعی تعدادی معاملهگر سهام است که با شناسایی زود هنگام وقوع بحران مالی ۲۰۰۸-۲۰۰۷، با استفاده از استراتژیهای خاصی در ابزارهای مشتقه (آپشن یک نوع ابزار مشتقه است) به سودهای چند میلیاردی میرسند.
در واقع با پوزیشن Short گرفتن بر روی سقوط بازار شرط بستند و سودهای بزرگی کردند. داستان این فیلم درباره Short کردن بازار است، یک Short بزرگ (Big).
زیرنویس فارسی موجود اشتباهات بسیار زیادی دارد که نشاندهنده ناآشنا بودن مترجم با بازارهای مالیست، در نتیجه توصیه نمیشود. همچنین نام فیلم حتی در ویکیپدیای فارسی اشتباه ترجمه شده است. شاید بشود نام فیلم را «فروش بزرگ» ترجمه کرد ولی دقیق نیست، پس ترجمه نشود بهتر است!
به هر حال، فیلم را دانلود کنید و تلاش کنید به زبان اصلی و زیرنویس انگلیسی حتی به قیمت Pause کردن مکرر، ببینید. چیزهای زیادی از آن خواهید آموخت!
@OptionBaaz
👍12❤2
نحوه لیست کردن قراردادهای آپشن در پنل آنلاین پلاس
مطابق تصویر بالا، در پنل معاملاتی «آنلاین پلاس» مراحل زیر را انجام بدهید:
۱. قسمت «دیدهبان» را باز کنید و بر روی آیکون «مثلث کوچک رو پایین» کلیک کنید.
۲. در قسمت «افزودن مورد جدید» برای مثال بنویسد اختیار فملی و در پرانتز تاریخ سررسید آن، سپس روی علامت بعلاوه سبز رنگ کلیک کنید تا لیست ساخته شود.
۳. در قسمت «افزودن نماد» تک تک اختیارهای فملی با تاریخ سررسید ۲ دی ۹۹ را مطابق دوره معاملاتی که در پست قبل معرفی شد، بصورت دستی به لیست اضافه کنید.
لیستی از اختیارهای خرید و فروش فملی ساخته شده است و در آینده اگر اختیارهای جدیدی برای این دوره معاملاتی منتشر شود، امکان اضافه کردن آنها هم وجود دارد.
این فرایند دستی ممکن است خسته کننده باشد اما در شرایط نبود زنجیره قرارداد، تنها جایگزین ممکن برای برای چک کردن قراردادها در تایم بازار است.
همچنین میتوانید نماد هر سهم پایه را نیز به لیست آپشنهای آن اضافه کنید.
موزیک را پلی کنید و مشغول شوید 🎧
@OptionBaaz
مطابق تصویر بالا، در پنل معاملاتی «آنلاین پلاس» مراحل زیر را انجام بدهید:
۱. قسمت «دیدهبان» را باز کنید و بر روی آیکون «مثلث کوچک رو پایین» کلیک کنید.
۲. در قسمت «افزودن مورد جدید» برای مثال بنویسد اختیار فملی و در پرانتز تاریخ سررسید آن، سپس روی علامت بعلاوه سبز رنگ کلیک کنید تا لیست ساخته شود.
۳. در قسمت «افزودن نماد» تک تک اختیارهای فملی با تاریخ سررسید ۲ دی ۹۹ را مطابق دوره معاملاتی که در پست قبل معرفی شد، بصورت دستی به لیست اضافه کنید.
لیستی از اختیارهای خرید و فروش فملی ساخته شده است و در آینده اگر اختیارهای جدیدی برای این دوره معاملاتی منتشر شود، امکان اضافه کردن آنها هم وجود دارد.
این فرایند دستی ممکن است خسته کننده باشد اما در شرایط نبود زنجیره قرارداد، تنها جایگزین ممکن برای برای چک کردن قراردادها در تایم بازار است.
همچنین میتوانید نماد هر سهم پایه را نیز به لیست آپشنهای آن اضافه کنید.
موزیک را پلی کنید و مشغول شوید 🎧
@OptionBaaz
👍6
لیست نمادهای دارای اختیار فروش تبعی
(تا تاریخ ۹۹/۰۶/۲۶)
@OptionBaaz
مطالب مرتبط
* اختیار فروش تبعی چیست و چه تفاوتی با اختیار فروش معمولی دارد؟
(تا تاریخ ۹۹/۰۶/۲۶)
@OptionBaaz
مطالب مرتبط
* اختیار فروش تبعی چیست و چه تفاوتی با اختیار فروش معمولی دارد؟
آپشن (قرارداد اختیار معامله) چیست؟
مهمترین چیزی که همین اول کار باید به آن دقت کنید، توجه به کلمه قرارداد است. آپشن، سهم نیست! قرارداد است و تمام ویژگیهای یک قرارداد را هم دارد. قراردادیست که بین دو نفر بسته میشود.
وقتی با کسی قراردادی میبندید، قراردادتان چند بند دارد. آن بندها ویژگیهای قرارداد بین شما دو نفر را مشخص میکنند.
بندها و ویژگیهای قرارداد آپشن چیست؟
هر قرارداد آپشنی ۳ بند (سه ویژگی) دارد:
۱. تاریخ سررسید قرارداد ۲. اندازه قرارداد و ۳. قیمت اعمال
نوع قرارداد میتواند «اختیارِ خرید» (Call Option) یا «اختیارِ فروش» (Put Option) باشد ولی در هر صورت این ۳ بند را خواهد داشت.
فرض کنید من و شما میخواهیم قراردادی ببندیم. بنده در طرف عرضهکننده قرارداد و شما در طرف گیرنده آن هستید. اگر نوع قرارداد مابین ما «اختیارِ فروش» باشد، متن قراردادمان میتواند اینطور باشد:
بسم الله رحمن رحیم
قرارداد اختیار فروش
اینجانب، آقای صادق آدینه، بعنوان عرضه کننده این قرارداد، به آقا/خانم ..... اختیارِ فروختن فلان دارایی (زعفران، پسته، گوجه، سهام یک شرکت، اتومبیل، خانه) به اینجانب، در تاریخ .... به تعداد .... و به قیمت ..... را میدهم.
امضا و اثر انگشت
در تاریخ سررسید قرارداد، شما اختیار دارید آن تعداد دارایی را به آن قیمت، به من بفروشید (یا نفروشید)، اگر بخواهید بفروشید، طبق قرارداد من «مجبورم» بخرم!
حالا اگر نوع قرارداد مابین ما «اختیارِ خرید» باشد، متن قراردادمان میتواند اینطور باشد:
بسم الله رحمن رحیم
قرارداد اختیار خرید
اینجانب صادق آدینه، بعنوان عرضه کننده این قرارداد، به آقا/خانم ..... اختیارِ خریدن فلان دارایی (زعفران، پسته، گوجه، سهام یک شرکت، ماشین، خانه) از اینجانب، در تاریخ .... به تعداد ..... و به قیمت .... را میدهم.
امضا و اثر انگشت
در تاریخ سررسید قرارداد، شما اختیار دارید آن تعداد دارایی را از من، به آن قیمت بخرید یا نخرید، اگر بخواهید بخرید طبق قرارداد من «مجبورم» به شما بفروشم.
خب حالا ممکن است پیش خودتان فکر کنید چرا من باید چنین قررارداد بد و جانبدارانهای به شما عرضه کنم؟ چرا آنرا به شما پیشنهاد میدهم؟ این قرارداد که همهاش به ضرر من است!
من این قرارداد را الکی به شما پیشنهاد نمیدهم. برای اینکه بتوانید چنین قراردادی با من ببندید باید قدری پول به من بدهید. این پول، قیمت بستن قرارداد است و این قیمت در بازار مشخص میشود، هر کس حاضر باشد وجه بیشتری بابت بستن قرارداد بپردازد، طبیعتاً من با او قرارداد خواهم بست. به قیمت بستن قرارداد، صرف یا وجه پرمیوم قرارداد میگویند.
حالا البته در معاملات الکترونیکی نه متن قراردادی وجود دارد، نه امضا و اثر انگشتی و نه حتی هویت طرف مقابل قرارداد برای شما مشخص است. ولی با این حال باز هم «قرارداد» است و تمام خواص آنرا دارد.
یک مثال
من، در طرف عرضه، پیشنهاد بستن قرارداد آپشنی دارای این سه بند را به شما میدهم: ۱۰۰۰ سهم فولاد، به قیمت ۳ هزار تومان در ۲۹ اسفند ۹۹. اگر نوع قراراد «اختیار خرید» باشد، شما اختیار دارید آن تعداد سهم را در تاریخ مشخص شده و به قیمت مشخص شده از من بخرید. فرضاً اگر آنموقع در بازار نقدی قیمت فولاد کمتر از این بود، مثلاً ۲ هزار و پانصد بود، خُب دیگر آنرا به قیمت ۳ هزار تومان از من نمیخرید، قرارداد را بیخیال میشود. پولی هم که بابت بستن قرارداد به من داده بودید، هدر رفته است. اما اگر قیمت سهم فولاد در موعد سررسید، در بازار نقدی فرضاً ۳ هزار و پانصد باشد، قرارداد توی پاچه من رفته است! چون باید بروم ۱۰۰۰ سهم فولاد از بازار نقدی به قیمت ۳ هزار و ۵۰۰ بخرم تا شما آنها را به قیمت ۳۰۰۰ از من بخرید! (و ببرید در بازار ۳ هزار و ۵۰۰ بفروشید!)
حالا اگر همین قرارداد از نوع اختیار فروش باشد، شما در موعد سررسید اختیار دارید آن تعداد سهم را، به آن قیمت به من بفروشد. اگر در موعد سررسید، در بازار نقدی قیمت فولاد ۳ هزار و پانصد شده باشد، قاعدتاً نمیآیید آنرا به قیمت ۳ هزار تومان به من بفروشید، قرارداد را بیخیال میشوید و پولی که بابت بستن قرارداد به من داده بودید سوخت میشود. ولی اگر در سررسید قیمت فولاد در بازار نقدی ۱۵۰۰ تومان شده بود، چنان فولاد ۳ هزار تومانی را در پاچه من خواهید کرد که تا مدتها از پاچهام فولاد ۳ تومانی بریزد!
بازار آپشن، هنر بستن قرارداد است. قرارداد با کسانی که هرگز ملاقات نخواهید کرد!
@OptionBaaz
مهمترین چیزی که همین اول کار باید به آن دقت کنید، توجه به کلمه قرارداد است. آپشن، سهم نیست! قرارداد است و تمام ویژگیهای یک قرارداد را هم دارد. قراردادیست که بین دو نفر بسته میشود.
وقتی با کسی قراردادی میبندید، قراردادتان چند بند دارد. آن بندها ویژگیهای قرارداد بین شما دو نفر را مشخص میکنند.
بندها و ویژگیهای قرارداد آپشن چیست؟
هر قرارداد آپشنی ۳ بند (سه ویژگی) دارد:
۱. تاریخ سررسید قرارداد ۲. اندازه قرارداد و ۳. قیمت اعمال
نوع قرارداد میتواند «اختیارِ خرید» (Call Option) یا «اختیارِ فروش» (Put Option) باشد ولی در هر صورت این ۳ بند را خواهد داشت.
فرض کنید من و شما میخواهیم قراردادی ببندیم. بنده در طرف عرضهکننده قرارداد و شما در طرف گیرنده آن هستید. اگر نوع قرارداد مابین ما «اختیارِ فروش» باشد، متن قراردادمان میتواند اینطور باشد:
بسم الله رحمن رحیم
قرارداد اختیار فروش
اینجانب، آقای صادق آدینه، بعنوان عرضه کننده این قرارداد، به آقا/خانم ..... اختیارِ فروختن فلان دارایی (زعفران، پسته، گوجه، سهام یک شرکت، اتومبیل، خانه) به اینجانب، در تاریخ .... به تعداد .... و به قیمت ..... را میدهم.
امضا و اثر انگشت
در تاریخ سررسید قرارداد، شما اختیار دارید آن تعداد دارایی را به آن قیمت، به من بفروشید (یا نفروشید)، اگر بخواهید بفروشید، طبق قرارداد من «مجبورم» بخرم!
حالا اگر نوع قرارداد مابین ما «اختیارِ خرید» باشد، متن قراردادمان میتواند اینطور باشد:
بسم الله رحمن رحیم
قرارداد اختیار خرید
اینجانب صادق آدینه، بعنوان عرضه کننده این قرارداد، به آقا/خانم ..... اختیارِ خریدن فلان دارایی (زعفران، پسته، گوجه، سهام یک شرکت، ماشین، خانه) از اینجانب، در تاریخ .... به تعداد ..... و به قیمت .... را میدهم.
امضا و اثر انگشت
در تاریخ سررسید قرارداد، شما اختیار دارید آن تعداد دارایی را از من، به آن قیمت بخرید یا نخرید، اگر بخواهید بخرید طبق قرارداد من «مجبورم» به شما بفروشم.
خب حالا ممکن است پیش خودتان فکر کنید چرا من باید چنین قررارداد بد و جانبدارانهای به شما عرضه کنم؟ چرا آنرا به شما پیشنهاد میدهم؟ این قرارداد که همهاش به ضرر من است!
من این قرارداد را الکی به شما پیشنهاد نمیدهم. برای اینکه بتوانید چنین قراردادی با من ببندید باید قدری پول به من بدهید. این پول، قیمت بستن قرارداد است و این قیمت در بازار مشخص میشود، هر کس حاضر باشد وجه بیشتری بابت بستن قرارداد بپردازد، طبیعتاً من با او قرارداد خواهم بست. به قیمت بستن قرارداد، صرف یا وجه پرمیوم قرارداد میگویند.
حالا البته در معاملات الکترونیکی نه متن قراردادی وجود دارد، نه امضا و اثر انگشتی و نه حتی هویت طرف مقابل قرارداد برای شما مشخص است. ولی با این حال باز هم «قرارداد» است و تمام خواص آنرا دارد.
یک مثال
من، در طرف عرضه، پیشنهاد بستن قرارداد آپشنی دارای این سه بند را به شما میدهم: ۱۰۰۰ سهم فولاد، به قیمت ۳ هزار تومان در ۲۹ اسفند ۹۹. اگر نوع قراراد «اختیار خرید» باشد، شما اختیار دارید آن تعداد سهم را در تاریخ مشخص شده و به قیمت مشخص شده از من بخرید. فرضاً اگر آنموقع در بازار نقدی قیمت فولاد کمتر از این بود، مثلاً ۲ هزار و پانصد بود، خُب دیگر آنرا به قیمت ۳ هزار تومان از من نمیخرید، قرارداد را بیخیال میشود. پولی هم که بابت بستن قرارداد به من داده بودید، هدر رفته است. اما اگر قیمت سهم فولاد در موعد سررسید، در بازار نقدی فرضاً ۳ هزار و پانصد باشد، قرارداد توی پاچه من رفته است! چون باید بروم ۱۰۰۰ سهم فولاد از بازار نقدی به قیمت ۳ هزار و ۵۰۰ بخرم تا شما آنها را به قیمت ۳۰۰۰ از من بخرید! (و ببرید در بازار ۳ هزار و ۵۰۰ بفروشید!)
حالا اگر همین قرارداد از نوع اختیار فروش باشد، شما در موعد سررسید اختیار دارید آن تعداد سهم را، به آن قیمت به من بفروشد. اگر در موعد سررسید، در بازار نقدی قیمت فولاد ۳ هزار و پانصد شده باشد، قاعدتاً نمیآیید آنرا به قیمت ۳ هزار تومان به من بفروشید، قرارداد را بیخیال میشوید و پولی که بابت بستن قرارداد به من داده بودید سوخت میشود. ولی اگر در سررسید قیمت فولاد در بازار نقدی ۱۵۰۰ تومان شده بود، چنان فولاد ۳ هزار تومانی را در پاچه من خواهید کرد که تا مدتها از پاچهام فولاد ۳ تومانی بریزد!
بازار آپشن، هنر بستن قرارداد است. قرارداد با کسانی که هرگز ملاقات نخواهید کرد!
@OptionBaaz
👍28❤4⚡2
نحوه معامله آپشن در پنل آنلاین پلاس
آپشن، یک قرارداد است و هر قراردادی بندها و مشخصاتی دارد. در پنل آنلاین پلاس، بعد از انتخاب هر آپشن، مشخصات قرارداد در باکس سمت راست نمایش داده میشود.
سوال اول، نوع این قرارداد آپشن چیست؟
نوع قرارداد «اختیارِ خرید» است، چون اسم آن با ض شروع شده است، ضصاد۸۰۰۰.
اگر با ط، شروع شده بود، مثلاً طساد۸۰۰۰، نوع قرارداد «اختیارِ فروش» بود.
بندهای قرارداد چه هستند؟
گفتیم هر قرارداد آپشنی ۳ بند مهم دارد ۱. تاریخ سررسید ۲. قیمت اعمال و ۳. اندازه قرارداد
اگر دقت کنید در باکس سمت راست تصویر، این ۳ بند ذکر شدهاند.
تاریخ شروع قرارداد (روزی که برای اولین بار قرارداد منتشر شده است) ۹۹/۰۳/۲۰ بوده است و تاریخ سررسید (روزی که موعد اجرای قرارداد است) ۹۹/۰۸/۱۱ است.
قیمت اعمال ۱۲۰۰ ریال است. یعنی، در صورتی که قرارداد منعقد شود، طرفین قرارداد توافق کردهاند که در تاریخ ۹۹/۰۸/۱۱ سهم وبصادر را به این قیمت معامله کنند.
بند سوم قرارداد، اندازه قرارداد است. اندازه این قرارداد ۱۰۰۰ سهم است. یعنی طرفین توافق کردهاند که در تاریخ سررسید ۱۰۰۰ سهم صادرات را معامله کنند.
@OptionBaaz
آپشن، یک قرارداد است و هر قراردادی بندها و مشخصاتی دارد. در پنل آنلاین پلاس، بعد از انتخاب هر آپشن، مشخصات قرارداد در باکس سمت راست نمایش داده میشود.
سوال اول، نوع این قرارداد آپشن چیست؟
نوع قرارداد «اختیارِ خرید» است، چون اسم آن با ض شروع شده است، ضصاد۸۰۰۰.
اگر با ط، شروع شده بود، مثلاً طساد۸۰۰۰، نوع قرارداد «اختیارِ فروش» بود.
بندهای قرارداد چه هستند؟
گفتیم هر قرارداد آپشنی ۳ بند مهم دارد ۱. تاریخ سررسید ۲. قیمت اعمال و ۳. اندازه قرارداد
اگر دقت کنید در باکس سمت راست تصویر، این ۳ بند ذکر شدهاند.
تاریخ شروع قرارداد (روزی که برای اولین بار قرارداد منتشر شده است) ۹۹/۰۳/۲۰ بوده است و تاریخ سررسید (روزی که موعد اجرای قرارداد است) ۹۹/۰۸/۱۱ است.
قیمت اعمال ۱۲۰۰ ریال است. یعنی، در صورتی که قرارداد منعقد شود، طرفین قرارداد توافق کردهاند که در تاریخ ۹۹/۰۸/۱۱ سهم وبصادر را به این قیمت معامله کنند.
بند سوم قرارداد، اندازه قرارداد است. اندازه این قرارداد ۱۰۰۰ سهم است. یعنی طرفین توافق کردهاند که در تاریخ سررسید ۱۰۰۰ سهم صادرات را معامله کنند.
@OptionBaaz
👍14❤1🏆1
به باکس اُردرگذاری نگاه کنید. در این باکس، کسانی که در طرف قرمز رنگ، اُردرگذاری کردهاند، عرضه کنندگان این قرارداد هستند. کسانی که در طرف آبی اُردر گذاری کردهاند، متقاضیان این قرارداد هستند.
گفتیم از آنجایی که در قراردادهای آپشن عمده ریسک بر دوش عرضه کننده است، شما بعنوان متقاضیِ قرارداد، باید به او قدری پول بدهید تا ریسک را بپذیرد و قرارداد را با شما ببندد. به این پول وجه پرمیوم یا صرف میگویند و گفتیم که این مبلغ در بازار از طریق فرایند حراج مشخص میشود.
برای مثال در این مورد، یک نفر در طرف عرضه گفته است با وجه پرمیوم ۳,۴۹۷ ریال حاضرم با هر متقاضی که تمایل داشته باشد، ۳ قرارداد ببندم!
در طرف متقاضیان، این قیمت را زیاد دانستهاند و نهایتا حاضر به پرداخت ۳,۱۱۱ ریال هستند.
توجه کنید، مبلغ ذکر شده برای هر قرارداد ضربدر اندازه آن میشود. برای مثال شخص عرضه کننده که گفته است حاضر است ۳ قرارداد با قیمت ۳,۴۹۷ ببند، چون اندازه هر قرارداد ۱۰۰۰ سهم است، پس ۳,۴۹۷ ضربدر ۳۰۰۰ میشود مجموعاً ۱۰,۴۹۱,۰۰۰ ریال.
@OptionBaaz
گفتیم از آنجایی که در قراردادهای آپشن عمده ریسک بر دوش عرضه کننده است، شما بعنوان متقاضیِ قرارداد، باید به او قدری پول بدهید تا ریسک را بپذیرد و قرارداد را با شما ببندد. به این پول وجه پرمیوم یا صرف میگویند و گفتیم که این مبلغ در بازار از طریق فرایند حراج مشخص میشود.
برای مثال در این مورد، یک نفر در طرف عرضه گفته است با وجه پرمیوم ۳,۴۹۷ ریال حاضرم با هر متقاضی که تمایل داشته باشد، ۳ قرارداد ببندم!
در طرف متقاضیان، این قیمت را زیاد دانستهاند و نهایتا حاضر به پرداخت ۳,۱۱۱ ریال هستند.
توجه کنید، مبلغ ذکر شده برای هر قرارداد ضربدر اندازه آن میشود. برای مثال شخص عرضه کننده که گفته است حاضر است ۳ قرارداد با قیمت ۳,۴۹۷ ببند، چون اندازه هر قرارداد ۱۰۰۰ سهم است، پس ۳,۴۹۷ ضربدر ۳۰۰۰ میشود مجموعاً ۱۰,۴۹۱,۰۰۰ ریال.
@OptionBaaz
👍8❤5