Opensees Community
1.11K subscribers
500 photos
158 videos
62 files
166 links
The Largest OpenSees Community of Iran (LOCI). Channel is managed by Dr. Afshin Alborzi.

https://www.instagram.com/ledocteurafshina

YouTube: LOCI Community

Contact with administrator👇

@OpenSeesCommunity_pm
Download Telegram
مطالب بیان شده در سه پست قبل، تحت عنوان "نحوه تبدیل بردارها به نودها در نرم افزارهای اجزا محدود" آن قدر مهم هستند، که بدون شک بیشتر از ۹۰ درصد کدنویس‌ها اصلا به آنها واقف نیستند. اما قبل از مطرح نمودن ادامه بحث پیرامون نودها و بردارها، قصد دارم کمی هیجان به کانال بدهم! راستش را بخواهید زندگی بدون هیجان هیچ صفایی هم ندارد. خداییش هر طوری هم حساب کنیم زندگی کردن که بدون دعوا نمی‌شود! (آن هم برای شخصیتی مثل ادمین با این حجم از شیطنت‌های ذهنی) آیا مگر می‌شود فقط مطالب علمی بنویسیم و به یکدیگر گیر علمی ندهیم؟! امروز قصد دارم بخشی از ظرفیت انتقادپذیری نامحدود خودم، را به شما نشان دهم تا ببینید که من خودم هم از هیچ گونه نقد علمی، ذره‌ای ناراحت نشده و نخواهم شد. اما با تمامی قدرت و پتانسیل ذهنی‌ام نقدهای وارده را پاسخ و به احتمال ۹۹ درصد فاتح میدان‌های نبرد علمی می‌شوم🌷(به خاطر شدت بالای هیجان، و نیز امکان ترشح خیلی بالای مقادیر آدرنالین در خون، از افراد مبتلا به بیماری‌های قلبی عاجزانه خواهشمندم که مطالب چند پست آتی را گوش ندهند و نخوانند🙏)👇👇
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مطالبی که در لحظه‌های آتی و در پست‌های بعدی بیان خواهند شد، موارد ذیل را به شما می‌آموزند:🌷

۱- چه طور می‌توان فرضیه‌های اصلی یک نقد کننده کدنویسی را زیر سوال برد؟
۲- وقتی هیات داوران یک ژورنال خارجی مطرح از کدنویسی‌هایتان ایراداتی اصلی گرفتند، به چه نحوی می‌توان به آنها پاسخی شایسته دهید و نظراتشان را برگردانید؟
۳- روش صحیح یک مناظره علمی چیست؟، و چه طور می‌توان نظرات مثبت اکثریت شنوندگان را به دست آورد؟
به خاطر شدت بالای هیجان، و نیز امکان ترشح خیلی بالای مقادیر آدرنالین در خون، از افراد مبتلا به بیماری‌های قلبی عاجزانه خواهشمندم که مطالب چند پست آتی را گوش ندهند و نخوانند🙏همچنین توصیه می‌شود که این افراد به موسیقی کلیپ پیوست هم گوش ندهند🙏با سپاس فراوان از استاد بزرگوار ❤️🌷فرستنده این ویدئوی خیلی ارزشمند🙏👇👇
(لطفا هشدارهای بیان شده در پست‌های قبلی ☝️☝️را جدی بگیرید🙏)

کشور آمریکا، از اواخر سال ۱۹۲۰ میلادی تا حدود سال ۱۹۶۰ میلادی یک دوران بسیار طلایی را در تمامی زمینه‌های هنری، علمی، ادبی و ... تجربه کرد که دیگر خود آمریکایی‌ها هم آن دوران رویایی طلایی را حتی در خواب هم نخواهند دید. و این دوران معروف است به "عصر طلایی!" اسطوره‌های افسانه‌ای برجسته، خوانندگان رویایی تاریخ پاپ و راک، و فیلم‌های تکرارنشدنی تاریخ هنر هفتم، همه و همه دقیقا مال همان دوران بودند. عجیب نیست؟! مگر چه خاصیتی توی این ۴۰ سال بوده است؟ در آن دوران دانشمندان، پژوهشگران، اسطوره‌های موسیقی و فیلم، و تمامی متخصصین تصمیم گرفتند که از صبح تا شب از یکدیگر انتقاد کنند، ایرادها و اشتباه‌های یکدیگر را بگویند و نیز با یکدیگر رقابت کنند. البته نه از روی قصد و غرض شخصی، بلکه به خاطر پیشرفت کشورشان و حس زیبای میهن پرستی! طوری شد که شب‌ها با هم دست‌جمعی می‌رفتند به دیسکوها و باشگاه‌های شبانه و تا نیمه‌های شب شادی می کردند. ولی صبح روز بعد، باز شروع می کردند به گیر دادن به یکدیگر. و ماجرا به این جا منتهی شد که افرادی چون الویس پریسلی، جان لنون، سام کوک، ری چارلز و باب دیلن ظاهر شدند!! کمی که گذشت در سال ۱۹۶۰ میلادی، آمریکایی‌ها دیدند که اصلا چه لزومی دارد به یکدیگر گیر بدهند و با هم دعوا کنند، بلکه بهتر است با یکدیگر زد و بند کنند و جیب‌هایشان را پر کنند. و این بار رقابت از نوع "جیب پر کردن" شروع شد! در نهایت وضعیت و دیدگاه کلی کشور آمریکا که خراب شد، این قضیه به تمام کشورها هم سرایت کرد. در این مرحله مافیاهایی به وجود آمدند که به پژوهشگرها پول می دادند و پول می‌دهند، تا در ژورنال های "High Ranked" مقالات علمی چاپ کنند و اثبات نمایند که "یک سیستم سازه‌ای" حتی سی سال می تواند تحت انحصار یک شرکت پابرجا بماند!
حدود چهار ماه قبل، یکی از اساتید خیلی خوب و دوست داشتنی ایرانی نظرشان پیرامون مطالب علمی مطرح شده توسط من، را طی ویسی بیان کردند. ایشان در صحبت‌شان کمی عصبانی بودند و بیان داشتند که "من تمامی نظریات دانشمندان و پژوهشگران پیشین را زیر سوال برده‌ام!" این ویس همان زمان، در شبکه‌های مجازی چرخید و چرخید تا این که به دست خودم هم رسید! راستش را بخواهید موقعی این ویس را گوش می‌دادم که توی همان کافی شاپ معروف سرو غربی بودم و داشتم "یک نوع قهوه اسپرسو تای جدید میکس شده با شیر-عسل" می خوردم. این نقد خیلی تند و شدید بود اما برای من هم خیلی شیرین بود!، و هم بسیار خوشحالم کرد! چرا؟، چون نشان دهنده این بود که تا حدی به هدفم نزدیک شده‌ام! علاوه بر آن، توی این قبیل مبارزه‌ها است که معلوم می‌شود آیا پشت مطالب بیان شده توسط من، زحمت‌ها، تلاش‌ها، بی‌خوابی‌های شبانه و مطالعات علمی زیادی نهفته هستند یا خیر؟ آن زمان من پاسخی برای این نقدهای خیلی تند علمی نوشتم و این پاسخ هم در کانال "اپنسیس کامیونیتی"، و هم در خیلی از کانال‌های تلگرامی درج شد. اما هیچ وقت و در هیچ جایی، ویس و پاسخ به صورت هم‌زمان و در کنار یکدیگر قرار نگرفتند تا امکان تجزیه و تحلیل دقیق‌تر مطالب مطرح شده برای تمامی عزیزان فراهم شود.
حال قصد دارم ویس این استاد عزیز و دوست داشتنی را، به همراه پاسخ علمی خودم که در همان زمان، مرتبا بین اعضای" کانال‌های مطرح مختص مباحث مهندسی زلزله" دست به دست می‌شدند، را مجددا در اینجا (در کنار یکدیگر) قرار دهم. به امید روزی که همه ما همه روزه از صبح تا شب از یکدیگر نقد علمی کنیم و با یکدیگر رقابت علمی کنیم، و شب‌ها نیز با یکدیگر برویم فوتبال بازی کنیم و از زندگی حسابی لذت ببریم. ولی از صبح روز بعد، باز هم شروع کنیم به گیر دادن به یکدیگر!، و به امید پیشرفت روزافزون کشور عزیزمون ایران❤️
Audio
نقد علمی تند و خیلی شدید یکی از اساتید خیلی خوب و دوست داشتنی ایرانی، پیرامون مطالب بیان شده توسط من! این ویس در تاریخ پنج‌شنبه ۲ ماه مه سال ۲۰۱۹ میلادی، در سراسر کشور توزیع شد، و پاسخ من به این نقد نیز مربوط به همان روز بوده که در پست بعدی مجددا آن را فوروارد خواهم نمود.🙏🌸
Forwarded from Opensees Community
دوست معروف شیرازی ام که قبلا صحبتش بود، با وجودی که دوست خیلی صمیمی من است ولی مرتبا سعی دارد بین من و سایرین بحث علمی راه بیندازد. بگذریم که چندین بار هم به ایشان گفته ام که من روحیه ام آرام است و اصلا از دعوا خوشم نمی آید! ایشان امروز یک ویس از شخصی ناشناس برایم فرستادند که برخی مطالب علمی بیان شده توسط اینجانب را نقد کرده اند. و البته نقد، بحث علمی و تبادل اطلاعات خیلی هم خوب است! اول خواستم ویس را در کانال قرار دهم که هم نشان دهم "ظرفیت نقدپذیری" بسیار بالا و نیز "قدرت پاسخگویی" بسیار بالاتری دارم. لذا ویس را چندین بار گوش کردم و البته هیچ چیزی هم از مطالب مطرح شده در آن متوجه نشدم. شخص ناشناس مرتبا گفته اند "این اشتباه است و آن اشتباه است"! و من نمی فهمیدم روی چه حسابی اشتباه است؟ و بر مبنای کدام رفرنس معتبر علمی؟ و نیز بر اساس کدام استدلال منطقی؟ ایشان اول ویس یک فرضیه علمی اشتباه را مطرح کرده اند و تا آخر ویس طبق همان فرض علمی اشتباه به جلو رفته اند. حالا من قصد دارم خودم و شما را راحت کنم، و فقط اثبات کنم که آن فرضیه ابتدایی مطرح شده اشتباه است! و باز هم امان از دست این شیرازی ها!🌷

نقد علمی دوست ناشناس از مطالب من:
"آی دی های شناسایی اولیه که شما به گره ها اختصاص می دهید و مدل را با آن درست می کنید هیچ تاثیری و ارتباطی روی شناسایی و ترتیب شماره گذاری گره ها در فرآیند اجزا محدود ندارد"

و پاسخ من به نقد علمی ایشان:
دوست عزیز، امیدوارم که همیشه شاد و سرحال باشید. اولا زمانی که می خواهیم نرم افزار جهت تسریع در روند حل مساله، شماره گذاری مجدد انجام دهد از نامبرر RCM و در غیر این صورت از نامبرر plain استفاده می کنیم. پس در حالت استفاده از نامبرر plain بحث شماره گذاری مجدد و تمامی صحبت های شما منتفی است. و بگذریم که نامبرر plain خوبی های زیادی هم دارد که فعلا با آن ها کاری نداریم. دوما شما فراموش کرده اید یا نمی دانید که "شماره گذاری مجدد و اتوماتیک توسط نرم افزار اجزا محدود" تنها برای پروسه حل معادلات حرکتی است، و نه برای فرآیند تشکیل ماتریس های سختی تک تک المان ها!، و نه برای انتقال این ماتریس ها از سیستم های مختصاتی لوکال تک تک اجزای سازه ای به سیستم مختصاتی گلوبال!" به عبارت دیگر نرم افزار اجزا محدود بر اساس شماره گذاری های دل به خواهی ما، ابتدا ماتریس های سازه ای تک تک اجزای سازه را می سازد، بعد عملیات ترکیب ماتریس های سازه ای (Condensaton) صورت می گیرد و سپس نرم افزار وارد مرحله سخت و پیچیده "حل معادلات حرکتی" می شود. دوست عزیز اشتباه بزرگ شما این است که نمی دانید در یک نرم افزار اجزا محدود، از مرحله Condensation به بعد است که نرم افزار تصمیم می گیرد "آیا شماره گذاری خودکار را انجام بدهد یا نه؟" و اصلا اگر هم قرار شد انجام بدهد، این کار را برای تمامی گره های موجود در سازه انجام نمی دهد! (جالب شد نه؟!)🌷
شاید باورتان نشود، اما اینجا همان جایی است که در آنجا به پرسش‌هایتان پاسخ می‌دهم!🌷

پیچیده‌ترین الگوریتمی که یک برنامه نویس، در طول زندگی‌اش با آن روبه‌رو می‌شود، الگوریتم پر پیچ و خم زندگی خودش است. مداری پیچیده و پرتاب، پر از حلقه‌ها و زنجیره‌های سردرگم و پیدانشدنی! مهم نیست این الگوریتم چه وقتی شروع شود و چه زمانی به پایان برسد، بلکه پارامتر مهم آن است که الگوریتم طی پروسه حیاتش مفید و کار راه انداز باشد!
روزهای شنبه‌ پرمشغله‌ترین ایام هفته‌های این دوران از زندگی‌ام هستند. به عشق شهرستانی‌هایی که آمده‌اند یک روز سر کلاس "الگوریتم‌های برنامه نویسی پیشرفته‌ام" بنشینند، زود از خواب بر می‌خیزم، و تا ساعت ۵:۳۰ عصر واسشون از تجربیات علمی‌ام و از انواع الگوریتم‌ها، این کلاف‌های سردرگم پیچ در پیچ بی‌رحم می‌گویم. از این ماه قرار شده است که دو جلسه هم راجع به نحوه نگارش SOP بحث کنیم. سه ماهی است که اشکان از دوستان نازنینم که صاحب باشگاه بیلیارد "عشق و جنون" هم است، از تمامی بر و بچه‌های سابق اکیپ کوهنوردی خواسته است تا شنبه‌ شب‌ها برویم پیشش و بیلیارد بازی کنیم و نیز حسابی شام قفقازی بخوریم. (ادامه در پست بعدی)
بیلیارد را همین چندین ماه اخیر آموخته‌ام و حس می‌کنم بازی خیلی شیرینی است. دوستان نظرشان این است که استایل‌های حین بازی‌ام فوق‌العاده حرفه‌ای است، ولی سطح بازی‌ام خیلی آماتوری است، اما خودم فکر می‌کنم که آن بی‌معرفت‌ها اندکی هم به سطح بازی‌ام حسودی می‌کنند. ساعت پنج و نیم که از آموزشگاه می‌آیم بیرون معمولا یکی از دانشجوها زحمت رساندنم به جلوی باشگاه عشق و جنون را می‌کشد. استاد بودن همین مزایا را هم دارد دیگر! خلاصه این که هر هفته باید از ساعت ۶ تا ۷:۳۰ معطل بمانم تا دوستان شاغلم برسند. چند وقت قبل توی محوطه اطراف باشگاه، فضایی مختص یک مجتمع خرید بزرگ را کشف کردم!، جایی که می توانم آزادانه پیاده روی کنم و با گوشی‌ام کار کنم! و به سوالات علمی عزیزان کانال نیز پاسخ دهم! حتما تعجب می‌کنید که مگر می‌شود هم راه رفت و هم به گوشی نگاه کرد، و حتی زمین هم نخورد! در واقع من حین پیاده‌روی، همه حواسم توی گوشی‌ام است و اشیای روی زمین را فقط حس می‌کنم. خیلی قبل‌ترها هم که رانندگی می‌کردم هم جاده و هم ماشین‌ها را فقط با حسم می‌دیدم! (شاید هم دلیل تصادف‌های مکرر هفتگی‌ام همین بود) پیش از شروع قرارهای هفتگی‌مان با اکیپ کوهنوردی، هر هفته توی پارک جلوی آموزشگاه می‌نشستم و به پرسش‌های دانشجویان پاسخ می‌دادم. آنجا پیرمرد آب جوش فروش هم بود و درنتیجه همیشه بساط قهوه‌مان هم روبه‌راه بود. حتی یک بار خانم اسدپور صاحب آموزشگاه من را دید، تعجب کرد و پرسید: "مگر اساتید هم توی پارک می‌نشینند؟" ای کاش می‌دانستم توی ذهنش چه بتی از من ساخته و پرداخته شده است؟ چند وقت بعد، یک خشکشویی جلوی آن پارک افتتاح شد به نام"خشک‌شویی افشین!" نمی‌دانم صاحبش از بین این حجم از اسم‌های مرتبط و زیبا چرا نام من را گذاشت روی تابلوی مغازه‌اش! من با شغلش مشکلی نداشته و ندارم، اما دیدن متن این تابلو خیلی بزرگ حین پاسخ دادن‌هایم، باعث می‌شود که دیگر ذره‌ای روح و احساس بین سطور نوشته‌هایم یافت نشود!
عزیزان من، شاید باورتان نشود اما فقط در اینجا و چنین مکان‌هایی وقت می‌کنم تا به ابهامات علمی شما پاسخ گویم، چیزی حدود ۵۰۰ پرسش علمی در هفته! پس به خاطر تاخیرهایم در پاسخ‌گویی از من نرنجید. زندگی همین است دیگر! آری، اینجا همان جایی است که در آنجا به پرسش‌هایتان پاسخ می‌دهم!🌷
CuSPSolver.dll
548 KB
چرا تصور کرده‌اید که هدیه آخر هفته را یادم رفته است؟!

امروز قبل ظهر، یکی از خانم‌های عضو کانال برایم نوشتند "جناب مهندس، باز هم هدیه آخر هفته را فراموش کردید؟!" و چند لحظه قبل باز هم یکی از آقایان پرسشی مشابه پرسیدند! چرا تصور کرده‌اید که هدیه آخر هفته را یادم رفته است؟! سیستم حل معادلات CuSP، مختص تحلیل آسمان خراش‌ها و برج‌های تا ارتفاع ۶۰۰ متری است! این دی ال ال به ظاهر کوچک، سرعتی معادل با سرعت ابر رایانه‌های غول پیکر جهانی، را برای لپ‌تاپ‌تان به ارمغان می‌آورد!، و این هم کامند سورس نمودنش (عطف به درخواست‌های بی‌شمار شما عزیزان کانال)🌷


puts " afshina"
constraints Transformation;
numberer RCM;
# system CuSP
system CuSP -rTol 1e-6 -mInt 100000
test NormDispIncr 5e-2 10 2
algorithm NewtonLineSearch 0.75
integrator Newmark 0.55 0.2765625
analysis Transient
puts "afshina"
یک تذکر مهم: عزیزان توجه کنند که حتما از ورژن‌های جدید Active Tcl و OpenSees استفاده نمایند🌷
Dev-Cpp 5.11 TDM-GCC 4.9.2 Setup.exe
48.1 MB
فایل نصب محیط کدنویسی حرفه‌ای Dev-Cpp 5.11، (درخواستی عزیزان کانال❤️🌷)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در زندگی لحظه‌هایی هستند که باید حس متفاوت بودن را تجربه کرد، و به دنیا نشان داد که اینجا متفاوتی هم وجود دارد! این لحظه‌ها را نمی‌توان تشریح و با کسی تقسیم کرد و نیز نمی‌توان برای کسی اظهارشان نمود! چون عموما عادت دارند این قبیل صحبت‌ها را جزو تراوشات و تخیلات ذهنی یک برنامه نویس بیمار متوهم خوش صحبت به شمار آورند، و با لبخندی شکاک و تمسخرآمیزانه راجع به آنها صحبت کنند!
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عطف به پرسش‌های بی‌شمار پیرامون نحوه کار با سیستم حل معادلات CuSP، امشب یک ویدئوی Run Test از لپ‌تاپ خودم جهت آشنایی عزیزان کانال❤️🌷 تهیه نمودم🙏
مبحث خیلی تخصصی که در لحظه‌های آتی در کانال بیان خواهد شد:🌷

فوت نت شماره ۳۷۹: رمزگشایی الگوریتم لینینگ کالمن، شامل تفسیر دقیق نکات مستتر در رفتارهای سیستم‌های مجزای تحمل کننده بارهای ثقلی، و تحمل کننده بارهای جانبی رانشی
فوت نت شماره ۳۷۹: رمزگشایی الگوریتم لینینگ کالمن، شامل تفسیر دقیق نکات مستتر در رفتارهای سیستم‌های مجزای تحمل کننده بارهای ثقلی، و تحمل کننده بارهای جانبی رانشی:

راه ساده‌تر برای این که در محل‌های اتصالات خط ستون مجازی با خرپاهای صلب (در طبقات قاب)، ممان‌های خمشی ایجاد ایجاد نشوند (شرط الگوریتم ستون نامرئی)، این است که تمامی فنرهای روی خط ستون لینینگ کالمن را حذف کرده و سپس تکیه‌گاهش را غلطکی تعریف نمایید!🌷 (با پوزش فراوان از خانوم پروفسور لارا ادز که الگوریتمش را دست‌کاری و صحت‌سنجی کردم🙏، در وادی علم با هیچ شخصی تعارف و رودربایستی ندارم💪)
مبحث خیلی تخصصی که در لحظه‌های آتی در کانال بیان خواهد شد:🌷

فوت نت شماره ۳۸۰: رمزگشایی الگوریتم لینینگ کالمن، نحوه رفتارهای سیستم‌های مجزای تحمل‌کننده بارهای ثقلی، و تحمل‌کننده بارهای جانبی رانشی
خانوم پروفسور لارا ادز اولین نفری بود که دریافت تمامی قاب‌های سازه‌ای را می‌توان به دو سیستم مجزا، به نحوی تفکیک نمود که اولا این دو سیستم وظایف‌شان کاملا تعیین شده باشد، و دوما اگر بنا به دلایلی یکی از سیستم‌ها خراب و عملکردش متوقف شود سیستم دوم کماکان مطابق با رفتار ذاتی خودش عمل نماید. او نام این دو سیستم تفکیک شده را مطابق ذیل نام‌گذاری نمود: سیستم تحمل کننده بارهای ثقلی، و سیستم تحمل کننده بارهای جانبی رانشی. لارا ادز در سال ۲۰۱۰ و طی سخنرانی در سالن کنفرانس دانشگاه استانفورد، بیان داشت که دو وظیفه اصلی هر کدنویس لرزه‌ای به شرح ذیل هستند:
۱- تفکیک سازه سه‌بعدی به قاب‌های دوبعدی (موثر در جهت مورد نظر)، با توجه به سهم‌ هر قاب از مقادیر جرم‌های لرزه‌ای کل سقف، و سختی جانبی هر قاب، و سپس مدل‌سازی در نرم افزار اجزا محدود
۲- تفکیک هر قاب دوبعدی به دو بخش مجزا و کشف میزان سهم هر بخش از بارهای ثقلی و بارهای جانبی رانشی (ممکن است یک بخش از هر دوی بارهای ثقلی و جانبی رانشی هم سهم ببرد!، مثل قاب‌های خمشی که اعضای اصلی ۷۵ درصد بارهای ثقلی، و اتصالات ۱۰۰ درصد بارهای جانبی رانشی و ۲۵ درصد بارهای ثقلی را تحمل می‌کنند)
!!!___A Practical Look at Frame Analysis 2.pdf
372 KB
اگر علاقه‌مند هستید تا به ارزش و عظمت تلاش‌های خانوم پروفسور لارا ادز پی ببرید بهتر است که نگاهی به این مقاله مربوط به سال ۲۰۰۲ (هشت سال قبل از تکمیل ایده لینینگ کالمن توسط لارا ادز) بیندازید!، و ببینید نگرش‌ها نسبت به این روش شبیه‌سازی اثرات پی دلتای بزرگ تا چه حدی ساده‌انگارانه و خنده دار بوده است!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیایید یکدیگر را دوست داشته باشیم و به هم عشق بورزیم!، چون تنهایی هرگز برای انسان خاطره‌انگیز نیست! اول مهرماه، سال‌روز تولد خسرو آواز ایران، استاد❤️محمدرضا شجریان❤️بر ایشان و دوستداران‌شان تهنیت باد🌷🌷🙏🙏
یک فوت نت، یک اسلاید، و چند صد صفحه حرف و داستان مستتر در آن!، و البته برداشت نهایی با خودتان! (تکنیک‌های نوین آموزشی دیگر مبتنی بر توضیحات اضافه و سر‌دردآور نیستند، بلکه تنها بر بیان تصویری کوتاه، مختصر و مفید تاکید دارند)
یک روش خیلی خیلی بد مختص محاسبه مقادیر ضرائب اصلاح پاسخ!، در این روش مقادیر RMF‌ها بیش از حد غیرواقعی به دست می‌آیند.