Opensees Community
1.11K subscribers
500 photos
158 videos
62 files
166 links
The Largest OpenSees Community of Iran (LOCI). Channel is managed by Dr. Afshin Alborzi.

https://www.instagram.com/ledocteurafshina

YouTube: LOCI Community

Contact with administrator👇

@OpenSeesCommunity_pm
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیجان همان چیزی است که خیلی‌ها توی این دنیای عجیب و غریب، حاضر هستند به خاطر تجربه کردن آن دست به هر کاری بزنند!
بیان اشتباهات علمی مهم و خیلی خطرناک موجود در کتاب‌های آموزشی نرم افزار OpenSees، چاپ شده به زبان فارسی (پارت اول)!

تحلیل پوش‌آور سه بعدی، تحلیلی نیست که یک بار برای سازه در راستای محور X، بلوک آنالیز پوش‌آور بنویسیم و سپس بلافاصله سازه را در راستای محور Y هم پوش نماییم! چرا؟! چون تغییرمکان هدف (یا ۱۵۰ درصد تغییرمکان هدف)، در واقع همان جایی است که در سازه (مثلا در ستون‌ها) مفصل ایجاد شده است و این رفتار در زلزله طرح قابل ملاحظه هم است. بنابراین در تحلیل‌های پوش‌آور سه بعدی به هیچ وجه نبایستی دو بلوک تحلیل جانبی رانشی متوالی (پشت سر هم) تعریف نمود. چون در پایان تحلیل اول (در راستای محور X)، سازه دیگر خراب شده است و گرفتن آنالیز مجدد (در راستای Y) یک کار بیهوده و خنده‌دار است. سازه تحت تحلیل پوش‌آور سه بعدی، به صورت قطری (و نه در راستای محورهای X و Y) حرکت می‌نماید و یک نقطه کنترل تغییرمکان هدف نیز وجود دارد (و نه دو نقطه)!، چرا؟! چون یک بلوک تحلیل جانبی (پوش‌آور) وجود دارد. و نکته مهم دیگر آن است که هیچ فرقی نمی‌کند کنترل گره معرف تغییرمکان هدف، در راستای محور X انجام شود و یا در راستای محور Y!🌷
🌷پس از انتشار پست قبل، پرسش‌های بسیار زیادی پیرامون آن مطرح و برایم ارسال شد. لذا بخش‌های مهمی که پاسخ تمامی این پرسش‌ها هستند، را هایلایت نموده‌ام🌷در این تصویر اشتباه تعریف دو بلوک آنالیز پوش‌آور متوالی (پشت سر هم)، هم در متن هایلات شده و هم در کدنویسی‌ها کاملا محرز است!
[ Photo ]
پاسخ به سوالات علمی دانشجویان خوب🌷❤️ (پژوهشگران بیان داشته‌اند که ضرائب هوشی خانم ها ۳ تا ۷ برابر ضرائب هوشی آقایان هستند، و به نظرم در مورد خانم‌های ایرانی این فرضیه قطعا منطقی و صحیح است!)
[ Photo ]
پاسخ به سوالات علمی دانشجویان خوب🌷❤️ (پژوهشگران بیان داشته‌اند که ضرائب هوشی خانم ها ۳ تا ۷ برابر ضرائب هوشی آقایان هستند، و به نظرم در مورد خانم‌های ایرانی این فرضیه قطعا منطقی و صحیح است!)
Opensees Community
MacWeedrSpectrum.rar
کامند محاسبه pFactors قابل استفاده پس از سورس نمودن دی ال ال، مختص تحلیل‌های دینامیکی طیفی:🌷🌷

pFactors <-file afshina.txt> -m $numMode <-v> <-s> <-o>

خروجی‌های حاصل از این کامند به شرح ذیل هستند:

1) Participation factors
2) Participating masses
3) Participating mass ratios
!!!___Practical Programming5.pdf
2 MB
هدیه آخر هفته برای عزیزان کانال🌷(درخواستی یکی از اساتید خانم عضو کانال)

بعضی کتاب‌ها آن قدر خوب هستند که حتی پس از ۲۵ سال هنوز هم حرف اول و آخر را می‌زنند. مرجع کامل تمامی دستورات زبان برنامه نویسی TCL تالیف مرحوم پروفسور برنت ویلچ، هم جزو این دسته از منابع ارزشمند بوده و است! و هنوز هم تمامی کتب برنامه نویسی در سراسر دنیا، ترجمه شده و الگو گرفته شده از این کتاب ناب هستند. توصیه می‌شود که این مرجع ۴۵۵ صفحه‌ای (با کیفیت OCR) را به رایگان در اختیار تمامی دوستان‌تان قرار دهید تا همگی‌مان سهمی هر چند اندک، در توزیع دانش در سراسر ایران عزیزمان داشته باشیم.🙏🌷
با سپاس فراوان از این خانم دکتر عزیز🌷❤️ (پژوهشگران بیان داشته‌اند که ضرائب هوشی خانم ها ۳ تا ۷ برابر ضرائب هوشی آقایان هستند، و به نظرم در مورد خانم‌های ایرانی این فرضیه قطعا منطقی و صحیح است!)
Forwarded from Opensees Community
ساختار کلی دستورهای کلیدی OpenSees: 🌷🌷

در یک تقسیم بندی کلی، می توان دستورهای کلیدی OpenSees را به دو بخش مهم تفکیک نمود: دسته اول دستورهایی با ساختاری مبتنی بر درجه های آزادی هستند، مثل load، fix، equalDOF و ...
و دسته دوم دستورهایی با ساختاری مبتنی بر جهت های مختصاتی هستند، مثل element zerolength و ...

فرضیات اساسی مدل های دو بعدی:
تعداد محورهای مختصات: دو محور X و Y
تعداد درجه های آزادی در هر گره:
سه درجه آزادی dofy ،dofx و Rotxy که به ترتیب برای OpenSees با برچسب های 1، 2 و 3 تعریف می شوند.
تعداد جهت های مختصاتی:
شش جهت مختصاتی RotZ ، RotY، RotX ، Z ، Y ، X هستند که به ترتیب برای OpenSees با برچسب های 1، 2، 3، 4، 5 و 6 تعریف می شوند.

فرضیات اساسی مدل های سه بعدی:
تعداد محورهای مختصات: سه محور Y ، X و Z
تعداد درجه های آزادی در هر گره:
شش درجه آزادی RotZ ، RotY، RotX ، Z ، Y ، X که به ترتیب برای OpenSees با برچسب های 1، 2، 3، 4، 5 و 6 تعریف می شوند.
تعداد جهت های مختصاتی:
شش جهت مختصاتی RotZ ، RotY، RotX ، Z ، Y ، X هستند که به ترتیب برای OpenSees با برچسب های 1، 2، 3، 4، 5 و 6 تعریف می شوند.🌷🌷
Forwarded from Opensees Community
فوت نوت شماره ۵۴ از مجموعه نکات کلیدی کدنویسی در نرم افزار OpenSees:🌷

دستورهای کلیدی OpenSees به دو بخش اساسی تفکیک می شوند: دستورهای مبتنی بر درجه های آزادی
(load, mass, fix, equalDOF)
و دستورهایی با ساختارهایی مبتنی بر جهت های مختصاتی
(element zerolength, element twoNodeLink)
برای بیشتر کامندهای مربوط به دسته دوم OpenSees، تعداد جهت های مختصاتی (در مدل های دو بعدی و سه بعدی) شش جهت مختصاتی
X, Y, Z, RotX, RotY, RotZ
هستند که به ترتیب با برچسب های ۱، ۲، ۳، ۴، ۵ و ۶ تعریف می شوند. ولی المان element twoNodeLink در مدل های دوبعدی، ساز مخالف می زند و فقط سه جهت مختصاتی RotZ ،Y ،X را می شناسد!!🌷
مبحث مهم و تخصصی که در لحظه‌های آتی در کانال بیان خواهد شد:🌷

نحوه تبدیل بردار به نود در نرم‌افزارهای اجزا محدود:

آیین‌نامه‌های مطرح بین المللی و نرم افزارهای معروف در کشورهای جهان اول نوشته می‌شوند و به کشورهای جهان سوم ارسال می‌شوند! مطمئن هستم که الان این سوالات در ذهن همگان مطرح می‌شود که "خب کی چی؟!، حالا مشکل چیست؟!، و چرا این ادمین بداخلاق کانال مرتبا و همه روزه، به زمین و زمان گیر می‌دهد؟!، این طوری که نمی‌شود مطلب علمی یاد گرفت!!" راستش را بخواهید مشکل اصلی من این است که وقتی اینجا می‌نویسم "نحوه تبدیل بردار به نود در نرم افزارهای اجزا محدود"، مطمئن هستم که بیش از ۹۰ درصد عزیزان کانال تعجب می‌کنند! آنها با خودشان می‌گویند "اصلا چرا ما و شما باید بردار را به جرم تبدیل کنیم؟! ... (ادامه مبحث در لحظه‌های آتی)
نحوه تبدیل بردار به نود در نرم افزارهای اجزا محدود (بخش اول):

آیین‌نامه‌های مطرح بین المللی و نرم افزارهای معروف در کشورهای جهان اول نوشته می‌شوند و به کشورهای جهان سوم ارسال می‌شوند! مطمئن هستم که الان این سوالات در ذهن همگان مطرح می‌شود که "خب کی چی؟!، حالا مشکل چیست؟!، و چرا این ادمین بداخلاق کانال مرتبا و همه روزه، به زمین و زمان گیر می‌دهد؟!، این طوری که نمی‌شود مطلب علمی یاد گرفت!!" راستش را بخواهید مشکل اصلی من این است که وقتی اینجا می‌نویسم "نحوه تبدیل بردار به نود در نرم افزارهای اجزا محدود"، مطمئن هستم که بیش از ۹۰ درصد عزیزان کانال تعجب می‌کنند! آنها با خودشان می‌گویند "اصلا چرا ما و شما باید بردار را به جرم تبدیل کنیم؟! بردارها را سر جای خودشان بگذاریم و جرم ها را هم سر جای خودشان قرار دهیم و دیگر هم دعوایی نمی ماند" این 90 درصد از عزیزان کانال نمی دانند که تمامی اعداد مندرج در تمامی آیین‌نامه های خارجی و ملی، ماهیتی از جنس بردار دارند!، و متاسفانه نمی‌دانند که تمامی اعداد داخل نرم افزارهای غیر اجزا محدودی هم دارای جنسی برداری هستند!
یک سال پیش توی همین کانال گفتم"اشرف حبیب الله" صاحب کمپانی (بیشتر) تجاری و (کمتر) نرم افزاری CSI، بزرگ‌ترین خدمت را به جامعه نرم‌افزاری کرده است و بیشترین خیانت‌ها را نیز در حق دنیای برنامه نویسان داشته است! خیلی‌ها از من ناراحت شدند و برایم پیام‌هایی هم ارسال کردند. من تقصیری نداشتم! واقعا فکر نمی کردم اشرف در کشورمان تا این حد طرفدار داشته باشد! و فقط یک نفر (همان مسن ترین عضو کانالمان) از من پرسید چرا؟!، و جالب است بدانید وقتی پاسخ‌هایم را شنید گفت "این که وحشتناک است!"
وقتی برایش توضیح دادم که نرم افزارهایی مثل Sap2000 و Etabs2000 اصلا چیزی به نام جرم یا به قول آمریکایی‌ها Mass، را نمی‌شناسند، پیرمرد بیچاره خیلی متاسف شد و ترسید! وقتی برایش گفتم که این نرم افزارهای مافیایی - تجاری فقط بردارها را می‌شناسند و برآیند بردارها را، خیلی بیشتر ناراحت شد! او گفت "ما را ببین که تمام طول عمرمان را روی چه دیواری یادگاری نوشته ایم!" (راستش را بخواهید خودم هم نفهمیدم منظورش از دیوار و یادگاری، طعنه به من بود، یا Sap2000 و یا اشرف؟!)
به بیان ساده‌تر بخواهم بگویم یک بردار معرف یک نیرو است. مثلا اگر شما برای Sap2000 یک سقف ۵۰۰ کیلو پوندی را تعریف کنید، سپ علاوه بر مدلسازی، خیلی سریع یک شکل چهار رنگ با رزولیشن اچ دی نیز از این سقف به شما نشان می‌دهد و شما هم از این فرمانبرداری تامش خیلی خوشحال می‌شوید. و اصلا هم حواستون نیست که بالاخره ادمین بیچاره هم تجربه‌هایی دارد، و الکی نیست که از اشرف و تمامی محصولاتش متنفر بوده و است. من اگر قرار باشد یک محصول کمپانی CSI را توصیه کنم، فقط نرم افزار Sap90 را می‌پسندم که ۲۰ سال قبل با آن کار می‌کردم. یک برنامه سطح متوسط نوشته شده با زبان برنامه نویسی فرترن، که نویسنده اصلی‌اش ادوارد ویلسن آمریکایی بود، ولی اشرف نام خودش را بر روی نرم افزار حک کرد! و من از همان موقع‌ها از او بدم آمد! در واقع آن موقع‌ها هم Sap2000 ورژن 6.42 موجود بود اما هیچ کس دوستش نداشت. چرا؟! چون همیشه گفته‌ام و می‌گویم که سپ و ایتبز روح و حس ندارند! وقتی جوان‌تر بودم، شیطنت خاصی در ذهنم و در چشمانم موج می‌زد و تقریبا به بیشتر شخصیت‌های علمی، و کمپانی‌هایی که سر راهم سبز می‌شدند الکی گیر می‌دادم! و وقتی کمی بیشتر به آنها گیر می‌دادم، بیچاره‌ها خودشان ضعف‌های واقعی‌شان را در لابه‌لای صحبت‌هایشان ابراز می‌نمودند. و این ضعف‌های واقعی کمپانی‌ها می‌شدند سوژه‌های اصلی روزهای آتی آن دوران‌های من! آن زمان‌ها توی ذهنم دنیاهای خیلی زیبایی داشتم و به فرداهای زیباتری برای کل کره زمین می‌اندیشیدم! آن زمان‌ها وقتی با نرم افزار Sap90 مدلسازی می‌کردم، پروسه مدلسازی یک سازه سه بعدی ۵ طبقه، فقط یک روز زمان می‌برد، ولی رفع ایرادات آن شبیه سازی و کنترل خروجی‌هایش نیازمند ده روز زمان بود! و اینجا بود که حل بعضی وارنینگ‌ها، روزها و هفته‌ها ذهن را درگیر و بازتر می‌کرد! من مرتبا هزاران خط را چک می‌کردم تا بفهمم قضیه چیست. در واقع در بطن هر خط از کدنویسی‌هایم کلی ایده، طرح و نقشه بود! تمامی رفتارها و مودهای سازه‌ها مرتبا توی ذهنم مرور می‌شدند. شبها کابوس‌های خنده‌داری می‌دیدم که صبح وقتی فکرشان را می‌کردم خنده‌ام می‌گرفت. مثلا یک بار خواب دیدم که ساکنین طبقه پنجم همان سازه پنج طبقه از من شکایت کرده‌اند که چرا تراس‌ها را حذف کردم و بساط کباب خوری‌شان از بین رفته است! بگذریم، آیا مدلسازی با Sap2000 هم اینقدر نیازمند تفکر است؟!
آیا کاربر حین مدلسازی با Sap2000 دقیقا متوجه است که دارد چه اتفاقی می‌افتد؟ سال ۲۰۰۴، به یک باره اشرف حبیب الله و شرکای بی‌رحمش تصمیم گرفتند که یکی از نرم افزارهای ساخته شده توسط CSI (Sap90) را برای همیشه از بین ببرند! امروزه اگر سری به شرکت‌های بزرگ مشاور مطرح و قدیمی در شمال تهران بزنید، می‌بینید که این مهندسین خیلی باتجربه و قدیمی، بیشتر برج‌های تهران را با همان نرم افزار ساده و کاربردی Sap90 محاسبه نموده‌اند. واقعیت آن است که آن سال‌ها کمپانی (و نه انستیتو) CSI کالیفرنیا در آستانه ورشکستگی کامل بود! Sap90 قیمتش حدود یک دوازدهم Sap2000 Vesion 6.42 بود! آن سال‌ها مهندسین سراسر دنیا آن قدر زرنگ بودند که پولی برای خریدن محصولات برنامه نویسی نمی‌دانند. مثلا خود من، از شهرستان محل اقامتم می‌آمدم خیابان انقلاب تهران، و یک سی دی کرک‌دار Sap90 می‌خریدم و یک ساعته قفل آن را می‌شکاندم! (ضمن پوزش فراوان از کمپانی بزرگ CSI) یادم است آن زمان‌ها، آن قدر از روی این نرم افزار کپی کرده و به دوستانم فروخته بودم، که بعضی شب‌ها خواب اشرف حبیب الله را می‌دیدم، و دنبال راهی بودم تا از او حلالیت بطلبم. حتی یک بار هم برایش ایمیلی فرستادم، ولی نمی‌دانم چرا با من خیلی خوب برخورد نکرد! دلیلش هم می‌تواند این باشد که توی فرهنگ آمریکایی‌ها حلالیت طلبیدن خوب جا نیفتاده است!، و معمولا این قبیل زرنگ بازی‌ها را با کتک‌کاری جبران می‌کنند! (ادامه دارد)
عزیزان کانال، تشکر و سپاس فراوان به خاطر همه زیبایی‌هاتون و مهربانی‌هاتون❤️❤️❤️ببخشید که نمی‌توانم تک تک پاسخ تمامی پیام‌های تبریک‌تون را بدهم🌷 اگر هنوز هم در اینجا می‌نویسم فقط به عشق شما، و به این امید است که بتوانم خدمتی در حق کشورم و در حق شما داشته باشم. من هم روز برنامه نویس را که روزی خیلی زیبا، مختص ما و شما است را به حضورتون تبریک عرض می‌کنم. امیدوارم که امروز این الگوریتم‌های خشک و سردرد آور را رها کنید و بروید کمی تفریح نمایید!🙏🌷
Programming Architecture6.pdf
9.2 MB
کتاب خیلی ارزشمند "برنامه نویسی ایده محور" تالیف پل کواتز، خالق "تفکر الگوریتمی" (کادوی روز جهانی برنامه نویسان)🌷🌷

این کتاب، بهترین مرجع در زمینه مبانی تفکر الگوریتمی، استفاده از کامپیوتر به عنوان یک ابزار، تکنیک‌ها و فلسفه‌های پیشرفته برنامه نویسی، نحوه فکر کردن کامپیوتر، نمونه‌های آماده قالب‌ها، کدها و الگوریتم‌ها است.
مطالب بیان شده در سه پست قبل، تحت عنوان "نحوه تبدیل بردارها به نودها در نرم افزارهای اجزا محدود" آن قدر مهم هستند، که بدون شک بیشتر از ۹۰ درصد کدنویس‌ها اصلا به آنها واقف نیستند. اما قبل از مطرح نمودن ادامه بحث پیرامون نودها و بردارها، قصد دارم کمی هیجان به کانال بدهم! راستش را بخواهید زندگی بدون هیجان هیچ صفایی هم ندارد. خداییش هر طوری هم حساب کنیم زندگی کردن که بدون دعوا نمی‌شود! (آن هم برای شخصیتی مثل ادمین با این حجم از شیطنت‌های ذهنی) آیا مگر می‌شود فقط مطالب علمی بنویسیم و به یکدیگر گیر علمی ندهیم؟! امروز قصد دارم بخشی از ظرفیت انتقادپذیری نامحدود خودم، را به شما نشان دهم تا ببینید که من خودم هم از هیچ گونه نقد علمی، ذره‌ای ناراحت نشده و نخواهم شد. اما با تمامی قدرت و پتانسیل ذهنی‌ام نقدهای وارده را پاسخ و به احتمال ۹۹ درصد فاتح میدان‌های نبرد علمی می‌شوم🌷(به خاطر شدت بالای هیجان، و نیز امکان ترشح خیلی بالای مقادیر آدرنالین در خون، از افراد مبتلا به بیماری‌های قلبی عاجزانه خواهشمندم که مطالب چند پست آتی را گوش ندهند و نخوانند🙏)👇👇
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مطالبی که در لحظه‌های آتی و در پست‌های بعدی بیان خواهند شد، موارد ذیل را به شما می‌آموزند:🌷

۱- چه طور می‌توان فرضیه‌های اصلی یک نقد کننده کدنویسی را زیر سوال برد؟
۲- وقتی هیات داوران یک ژورنال خارجی مطرح از کدنویسی‌هایتان ایراداتی اصلی گرفتند، به چه نحوی می‌توان به آنها پاسخی شایسته دهید و نظراتشان را برگردانید؟
۳- روش صحیح یک مناظره علمی چیست؟، و چه طور می‌توان نظرات مثبت اکثریت شنوندگان را به دست آورد؟
به خاطر شدت بالای هیجان، و نیز امکان ترشح خیلی بالای مقادیر آدرنالین در خون، از افراد مبتلا به بیماری‌های قلبی عاجزانه خواهشمندم که مطالب چند پست آتی را گوش ندهند و نخوانند🙏همچنین توصیه می‌شود که این افراد به موسیقی کلیپ پیوست هم گوش ندهند🙏با سپاس فراوان از استاد بزرگوار ❤️🌷فرستنده این ویدئوی خیلی ارزشمند🙏👇👇
(لطفا هشدارهای بیان شده در پست‌های قبلی ☝️☝️را جدی بگیرید🙏)

کشور آمریکا، از اواخر سال ۱۹۲۰ میلادی تا حدود سال ۱۹۶۰ میلادی یک دوران بسیار طلایی را در تمامی زمینه‌های هنری، علمی، ادبی و ... تجربه کرد که دیگر خود آمریکایی‌ها هم آن دوران رویایی طلایی را حتی در خواب هم نخواهند دید. و این دوران معروف است به "عصر طلایی!" اسطوره‌های افسانه‌ای برجسته، خوانندگان رویایی تاریخ پاپ و راک، و فیلم‌های تکرارنشدنی تاریخ هنر هفتم، همه و همه دقیقا مال همان دوران بودند. عجیب نیست؟! مگر چه خاصیتی توی این ۴۰ سال بوده است؟ در آن دوران دانشمندان، پژوهشگران، اسطوره‌های موسیقی و فیلم، و تمامی متخصصین تصمیم گرفتند که از صبح تا شب از یکدیگر انتقاد کنند، ایرادها و اشتباه‌های یکدیگر را بگویند و نیز با یکدیگر رقابت کنند. البته نه از روی قصد و غرض شخصی، بلکه به خاطر پیشرفت کشورشان و حس زیبای میهن پرستی! طوری شد که شب‌ها با هم دست‌جمعی می‌رفتند به دیسکوها و باشگاه‌های شبانه و تا نیمه‌های شب شادی می کردند. ولی صبح روز بعد، باز شروع می کردند به گیر دادن به یکدیگر. و ماجرا به این جا منتهی شد که افرادی چون الویس پریسلی، جان لنون، سام کوک، ری چارلز و باب دیلن ظاهر شدند!! کمی که گذشت در سال ۱۹۶۰ میلادی، آمریکایی‌ها دیدند که اصلا چه لزومی دارد به یکدیگر گیر بدهند و با هم دعوا کنند، بلکه بهتر است با یکدیگر زد و بند کنند و جیب‌هایشان را پر کنند. و این بار رقابت از نوع "جیب پر کردن" شروع شد! در نهایت وضعیت و دیدگاه کلی کشور آمریکا که خراب شد، این قضیه به تمام کشورها هم سرایت کرد. در این مرحله مافیاهایی به وجود آمدند که به پژوهشگرها پول می دادند و پول می‌دهند، تا در ژورنال های "High Ranked" مقالات علمی چاپ کنند و اثبات نمایند که "یک سیستم سازه‌ای" حتی سی سال می تواند تحت انحصار یک شرکت پابرجا بماند!
حدود چهار ماه قبل، یکی از اساتید خیلی خوب و دوست داشتنی ایرانی نظرشان پیرامون مطالب علمی مطرح شده توسط من، را طی ویسی بیان کردند. ایشان در صحبت‌شان کمی عصبانی بودند و بیان داشتند که "من تمامی نظریات دانشمندان و پژوهشگران پیشین را زیر سوال برده‌ام!" این ویس همان زمان، در شبکه‌های مجازی چرخید و چرخید تا این که به دست خودم هم رسید! راستش را بخواهید موقعی این ویس را گوش می‌دادم که توی همان کافی شاپ معروف سرو غربی بودم و داشتم "یک نوع قهوه اسپرسو تای جدید میکس شده با شیر-عسل" می خوردم. این نقد خیلی تند و شدید بود اما برای من هم خیلی شیرین بود!، و هم بسیار خوشحالم کرد! چرا؟، چون نشان دهنده این بود که تا حدی به هدفم نزدیک شده‌ام! علاوه بر آن، توی این قبیل مبارزه‌ها است که معلوم می‌شود آیا پشت مطالب بیان شده توسط من، زحمت‌ها، تلاش‌ها، بی‌خوابی‌های شبانه و مطالعات علمی زیادی نهفته هستند یا خیر؟ آن زمان من پاسخی برای این نقدهای خیلی تند علمی نوشتم و این پاسخ هم در کانال "اپنسیس کامیونیتی"، و هم در خیلی از کانال‌های تلگرامی درج شد. اما هیچ وقت و در هیچ جایی، ویس و پاسخ به صورت هم‌زمان و در کنار یکدیگر قرار نگرفتند تا امکان تجزیه و تحلیل دقیق‌تر مطالب مطرح شده برای تمامی عزیزان فراهم شود.
حال قصد دارم ویس این استاد عزیز و دوست داشتنی را، به همراه پاسخ علمی خودم که در همان زمان، مرتبا بین اعضای" کانال‌های مطرح مختص مباحث مهندسی زلزله" دست به دست می‌شدند، را مجددا در اینجا (در کنار یکدیگر) قرار دهم. به امید روزی که همه ما همه روزه از صبح تا شب از یکدیگر نقد علمی کنیم و با یکدیگر رقابت علمی کنیم، و شب‌ها نیز با یکدیگر برویم فوتبال بازی کنیم و از زندگی حسابی لذت ببریم. ولی از صبح روز بعد، باز هم شروع کنیم به گیر دادن به یکدیگر!، و به امید پیشرفت روزافزون کشور عزیزمون ایران❤️
Audio
نقد علمی تند و خیلی شدید یکی از اساتید خیلی خوب و دوست داشتنی ایرانی، پیرامون مطالب بیان شده توسط من! این ویس در تاریخ پنج‌شنبه ۲ ماه مه سال ۲۰۱۹ میلادی، در سراسر کشور توزیع شد، و پاسخ من به این نقد نیز مربوط به همان روز بوده که در پست بعدی مجددا آن را فوروارد خواهم نمود.🙏🌸
Forwarded from Opensees Community
دوست معروف شیرازی ام که قبلا صحبتش بود، با وجودی که دوست خیلی صمیمی من است ولی مرتبا سعی دارد بین من و سایرین بحث علمی راه بیندازد. بگذریم که چندین بار هم به ایشان گفته ام که من روحیه ام آرام است و اصلا از دعوا خوشم نمی آید! ایشان امروز یک ویس از شخصی ناشناس برایم فرستادند که برخی مطالب علمی بیان شده توسط اینجانب را نقد کرده اند. و البته نقد، بحث علمی و تبادل اطلاعات خیلی هم خوب است! اول خواستم ویس را در کانال قرار دهم که هم نشان دهم "ظرفیت نقدپذیری" بسیار بالا و نیز "قدرت پاسخگویی" بسیار بالاتری دارم. لذا ویس را چندین بار گوش کردم و البته هیچ چیزی هم از مطالب مطرح شده در آن متوجه نشدم. شخص ناشناس مرتبا گفته اند "این اشتباه است و آن اشتباه است"! و من نمی فهمیدم روی چه حسابی اشتباه است؟ و بر مبنای کدام رفرنس معتبر علمی؟ و نیز بر اساس کدام استدلال منطقی؟ ایشان اول ویس یک فرضیه علمی اشتباه را مطرح کرده اند و تا آخر ویس طبق همان فرض علمی اشتباه به جلو رفته اند. حالا من قصد دارم خودم و شما را راحت کنم، و فقط اثبات کنم که آن فرضیه ابتدایی مطرح شده اشتباه است! و باز هم امان از دست این شیرازی ها!🌷

نقد علمی دوست ناشناس از مطالب من:
"آی دی های شناسایی اولیه که شما به گره ها اختصاص می دهید و مدل را با آن درست می کنید هیچ تاثیری و ارتباطی روی شناسایی و ترتیب شماره گذاری گره ها در فرآیند اجزا محدود ندارد"

و پاسخ من به نقد علمی ایشان:
دوست عزیز، امیدوارم که همیشه شاد و سرحال باشید. اولا زمانی که می خواهیم نرم افزار جهت تسریع در روند حل مساله، شماره گذاری مجدد انجام دهد از نامبرر RCM و در غیر این صورت از نامبرر plain استفاده می کنیم. پس در حالت استفاده از نامبرر plain بحث شماره گذاری مجدد و تمامی صحبت های شما منتفی است. و بگذریم که نامبرر plain خوبی های زیادی هم دارد که فعلا با آن ها کاری نداریم. دوما شما فراموش کرده اید یا نمی دانید که "شماره گذاری مجدد و اتوماتیک توسط نرم افزار اجزا محدود" تنها برای پروسه حل معادلات حرکتی است، و نه برای فرآیند تشکیل ماتریس های سختی تک تک المان ها!، و نه برای انتقال این ماتریس ها از سیستم های مختصاتی لوکال تک تک اجزای سازه ای به سیستم مختصاتی گلوبال!" به عبارت دیگر نرم افزار اجزا محدود بر اساس شماره گذاری های دل به خواهی ما، ابتدا ماتریس های سازه ای تک تک اجزای سازه را می سازد، بعد عملیات ترکیب ماتریس های سازه ای (Condensaton) صورت می گیرد و سپس نرم افزار وارد مرحله سخت و پیچیده "حل معادلات حرکتی" می شود. دوست عزیز اشتباه بزرگ شما این است که نمی دانید در یک نرم افزار اجزا محدود، از مرحله Condensation به بعد است که نرم افزار تصمیم می گیرد "آیا شماره گذاری خودکار را انجام بدهد یا نه؟" و اصلا اگر هم قرار شد انجام بدهد، این کار را برای تمامی گره های موجود در سازه انجام نمی دهد! (جالب شد نه؟!)🌷