🌱افشای راز دروغ نیوتنی:
هیچ چیزی به نام نیروی جاذبه داخل زمین یا سایر اجسام وجود ندارد! کره زمین به خاطر جرم زیادش، انحنای خیلی زیادی بر روی صفحه شطرنجی پیرامونش ایجاد می کند و در نتیجه سایر اجسام کوچکتر را به طرف خودش هل می دهد (جذب می کند)🌷
🌱در راستای اعتلای سطح علمی کشور عزیزمان ایران، لطفا لینک کانال را بین دوستانتان، همکلاسی هایتان و در گروه های شهرتان پخش نمایید🙏 ❤️
https://t.me/OpenSeesCommunity
هیچ چیزی به نام نیروی جاذبه داخل زمین یا سایر اجسام وجود ندارد! کره زمین به خاطر جرم زیادش، انحنای خیلی زیادی بر روی صفحه شطرنجی پیرامونش ایجاد می کند و در نتیجه سایر اجسام کوچکتر را به طرف خودش هل می دهد (جذب می کند)🌷
🌱در راستای اعتلای سطح علمی کشور عزیزمان ایران، لطفا لینک کانال را بین دوستانتان، همکلاسی هایتان و در گروه های شهرتان پخش نمایید🙏 ❤️
https://t.me/OpenSeesCommunity
از بچگی عاشق بازی با معادلات پیچیده ریاضی و فیزیک بوده ام و هستم! شاید دلیلش این بوده است که پدر عزیز و بزرگوارم از من یک شطرنج باز خوب ساخته اند! و چون نمی دانم شما هم به طرح معادلات مباحث فوق علاقه مند هستید یا نه؟، لذا سعی می کنم که مباحث را با بیان سلیس تری مطرح نمایم. تمامی اجرام سبک و سنگین به نسبت جرم شان صفحه شطرنجی (فضای سه بعدی با سه بردار X، Y و Z)، را در خلاف جهت گذر زمان دچار انحنا می کنند. به این انحنا می گویند انحنای فضا – زمان! از این لحظه به جهت پیچیده کردن مباحث، و نیز برای بازتر و خلاق تر شدن ذهن هایتان، آرام آرام سر و کله آنالیزهای تاریخچه زمانی نیز در این مباحث پیدا خواهند شد. فرض کنید توپ زرد رنگ همان کره زمین است و ما قصد داریم برای برجی صد طبقه واقع بر روی آن، آنالیزهای تاریخچه زمانی تحت هفت رکورد دور از گسل انجام دهیم. ۹۹ درصد مهندسین زلزله نمی دانند که آن صفحه شطرنجی که کره زمین (و سازه) روی آن واقع است دارد در گذر زمان، رو به بالا حرکت می کند و در واقع ساعت واقعی ما این حرکت است و نه زمان شتاب نگاشت ها و نه زمان آنالیزها! (ادامه در پست بعدی)
به عبارت دیگر همه چیز به این حرکت فضا در گذر زمان بستگی دارد. این حرکت بر روی تک تک جرم های واقع شده بر روی کره زمین، شتاب های آنها، و سرعت ها و زمان های تک تک آنها (از دید ناظرها) تاثیرات جدی می گذارد. و متاسفانه ۱۰۰ درصد مهندسین زلزله اصلا نمی دانند که ما دو سرعت داریم، یکی سرعت حرکت در فضا و دیگری سرعت حرکت در زمان! و خیلی غم انگیز است که این دو سرعت با یکدیگر رابطه معکوسی دارند!
Forwarded from Opensees Community
فوت نوت شماره ۵۴ از مجموعه نکات کلیدی کدنویسی در نرم افزار OpenSees:🌷
دستورهای کلیدی OpenSees به دو بخش اساسی تفکیک می شوند: دستورهای مبتنی بر درجه های آزادی
(load, mass, fix, equalDOF)
و دستورهایی با ساختارهایی مبتنی بر جهت های مختصاتی
(element zerolength, element twoNodeLink)
برای بیشتر کامندهای مربوط به دسته دوم OpenSees، تعداد جهت های مختصاتی (در مدل های دو بعدی و سه بعدی) شش جهت مختصاتی
X, Y, Z, RotX, RotY, RotZ
هستند که به ترتیب با برچسب های ۱، ۲، ۳، ۴، ۵ و ۶ تعریف می شوند. ولی المان element twoNodeLink در مدل های دوبعدی، ساز مخالف می زند و فقط سه جهت مختصاتی RotZ ،Y ،X را می شناسد!!🌷
دستورهای کلیدی OpenSees به دو بخش اساسی تفکیک می شوند: دستورهای مبتنی بر درجه های آزادی
(load, mass, fix, equalDOF)
و دستورهایی با ساختارهایی مبتنی بر جهت های مختصاتی
(element zerolength, element twoNodeLink)
برای بیشتر کامندهای مربوط به دسته دوم OpenSees، تعداد جهت های مختصاتی (در مدل های دو بعدی و سه بعدی) شش جهت مختصاتی
X, Y, Z, RotX, RotY, RotZ
هستند که به ترتیب با برچسب های ۱، ۲، ۳، ۴، ۵ و ۶ تعریف می شوند. ولی المان element twoNodeLink در مدل های دوبعدی، ساز مخالف می زند و فقط سه جهت مختصاتی RotZ ،Y ،X را می شناسد!!🌷
Forwarded from Opensees Community
ساختار کلی دستورهای کلیدی OpenSees: 🌷🌷
در یک تقسیم بندی کلی، می توان دستورهای کلیدی OpenSees را به دو بخش مهم تفکیک نمود: دسته اول دستورهایی با ساختاری مبتنی بر درجه های آزادی هستند، مثل load، fix، equalDOF و ...
و دسته دوم دستورهایی با ساختاری مبتنی بر جهت های مختصاتی هستند، مثل element zerolength و ...
فرضیات اساسی مدل های دو بعدی:
تعداد محورهای مختصات: دو محور X و Y
تعداد درجه های آزادی در هر گره:
سه درجه آزادی dofy ،dofx و Rotxy که به ترتیب برای OpenSees با برچسب های 1، 2 و 3 تعریف می شوند.
تعداد جهت های مختصاتی:
شش جهت مختصاتی RotZ ، RotY، RotX ، Z ، Y ، X هستند که به ترتیب برای OpenSees با برچسب های 1، 2، 3، 4، 5 و 6 تعریف می شوند.
فرضیات اساسی مدل های سه بعدی:
تعداد محورهای مختصات: سه محور Y ، X و Z
تعداد درجه های آزادی در هر گره:
شش درجه آزادی RotZ ، RotY، RotX ، Z ، Y ، X که به ترتیب برای OpenSees با برچسب های 1، 2، 3، 4، 5 و 6 تعریف می شوند.
تعداد جهت های مختصاتی:
شش جهت مختصاتی RotZ ، RotY، RotX ، Z ، Y ، X هستند که به ترتیب برای OpenSees با برچسب های 1، 2، 3، 4، 5 و 6 تعریف می شوند.🌷🌷
در یک تقسیم بندی کلی، می توان دستورهای کلیدی OpenSees را به دو بخش مهم تفکیک نمود: دسته اول دستورهایی با ساختاری مبتنی بر درجه های آزادی هستند، مثل load، fix، equalDOF و ...
و دسته دوم دستورهایی با ساختاری مبتنی بر جهت های مختصاتی هستند، مثل element zerolength و ...
فرضیات اساسی مدل های دو بعدی:
تعداد محورهای مختصات: دو محور X و Y
تعداد درجه های آزادی در هر گره:
سه درجه آزادی dofy ،dofx و Rotxy که به ترتیب برای OpenSees با برچسب های 1، 2 و 3 تعریف می شوند.
تعداد جهت های مختصاتی:
شش جهت مختصاتی RotZ ، RotY، RotX ، Z ، Y ، X هستند که به ترتیب برای OpenSees با برچسب های 1، 2، 3، 4، 5 و 6 تعریف می شوند.
فرضیات اساسی مدل های سه بعدی:
تعداد محورهای مختصات: سه محور Y ، X و Z
تعداد درجه های آزادی در هر گره:
شش درجه آزادی RotZ ، RotY، RotX ، Z ، Y ، X که به ترتیب برای OpenSees با برچسب های 1، 2، 3، 4، 5 و 6 تعریف می شوند.
تعداد جهت های مختصاتی:
شش جهت مختصاتی RotZ ، RotY، RotX ، Z ، Y ، X هستند که به ترتیب برای OpenSees با برچسب های 1، 2، 3، 4، 5 و 6 تعریف می شوند.🌷🌷
بلوک فوق حرفه ای مختص محاسبات بردارهای ویژه چهار مود اول، برای گره های خاصی از سازه (همراه با محاسبه مقادیر پریودهای چهار مود اول سازه)🌷🌷
##################################################
# Eigenvalue Analysis
##################################################
# number of modes
set numModes 4
# create data directory
file mkdir modes;
# record eigenvectors
for { set k 1 } { $k <= $numModes } { incr k } {
recorder Node -file [format "modes/mode%i.out" $k] -node ? ? ? ? -dof 1 "eigen $k"
}
# perform eigen analysis
#-----------------------------
set lambda [eigen $numModes];
# calculate frequencies and periods of the structure
#---------------------------------------------------
set omega {}
set f {}
set T {}
set pi 3.141593
foreach lam $lambda {
lappend omega [expr sqrt($lam)]
lappend f [expr sqrt($lam)/(2*$pi)]
lappend T [expr (2*$pi)/sqrt($lam)]
}
puts "periods are $T"
# write the output file cosisting of periods
#--------------------------------------------
set period "modes/Periods.txt"
set Periods [open $period "w"]
foreach t $T {
puts $Periods " $t"
}
close $Periods
##################################################
# Eigenvalue Analysis
##################################################
# number of modes
set numModes 4
# create data directory
file mkdir modes;
# record eigenvectors
for { set k 1 } { $k <= $numModes } { incr k } {
recorder Node -file [format "modes/mode%i.out" $k] -node ? ? ? ? -dof 1 "eigen $k"
}
# perform eigen analysis
#-----------------------------
set lambda [eigen $numModes];
# calculate frequencies and periods of the structure
#---------------------------------------------------
set omega {}
set f {}
set T {}
set pi 3.141593
foreach lam $lambda {
lappend omega [expr sqrt($lam)]
lappend f [expr sqrt($lam)/(2*$pi)]
lappend T [expr (2*$pi)/sqrt($lam)]
}
puts "periods are $T"
# write the output file cosisting of periods
#--------------------------------------------
set period "modes/Periods.txt"
set Periods [open $period "w"]
foreach t $T {
puts $Periods " $t"
}
close $Periods
بلوک فوق حرفه ای مختص پارالل نویسی در نرم افزار OpenSees! با استفاده از این الگوریتم مدت زمان Run های تحلیل های تاریخچه زمانی، از یک ماه به ۱۵ دقیقه تبدیل می شوند!🌷🌷
set pid [getPID]
set np [getNP]
set recordsFileID [open "peerRecords.txt" r]
set count 0;
foreach gMotion [split [read $recordsFileID] ¥n] {
if {[expr $count % $np] == $pid} {
source model.tcl
source analysis.tcl
set ok [doGravity]
loadConst -time 0.0
set gMotionList [split $gMotion "/"]
set gMotionDir [lindex $gMotionList end-1]
set gMotionNameInclAT2 [lindex $gMotionList end]
set gMotionName [string range $gMotionNameInclAT2 0 end-4 ]
set Gaccel "PeerDatabase $gMotionDir $gMotionName -accel 384.4 -dT dT -nPts nPts"
pattern UniformExcitation 2 1 -accel $Gaccel
recorder EnvelopeNode -file $gMotionDir$gMotionName.out -node 3 4 -dof 1 2 3 disp
doDynamic [expr $dT*$nPts] $dT
wipe
}
incr count 1;
}
set pid [getPID]
set np [getNP]
set recordsFileID [open "peerRecords.txt" r]
set count 0;
foreach gMotion [split [read $recordsFileID] ¥n] {
if {[expr $count % $np] == $pid} {
source model.tcl
source analysis.tcl
set ok [doGravity]
loadConst -time 0.0
set gMotionList [split $gMotion "/"]
set gMotionDir [lindex $gMotionList end-1]
set gMotionNameInclAT2 [lindex $gMotionList end]
set gMotionName [string range $gMotionNameInclAT2 0 end-4 ]
set Gaccel "PeerDatabase $gMotionDir $gMotionName -accel 384.4 -dT dT -nPts nPts"
pattern UniformExcitation 2 1 -accel $Gaccel
recorder EnvelopeNode -file $gMotionDir$gMotionName.out -node 3 4 -dof 1 2 3 disp
doDynamic [expr $dT*$nPts] $dT
wipe
}
incr count 1;
}
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئوی بسیار زیبای "ترن زندگی" ❤️🌷
انسان گاهی در میانه ی این راه، سخت دلش میگیرد و از رفتن باز می ماند!
گردنه ای که هیچ، انتظارش را نداشتیم!
شاید در این لحظات، باید یادمان نرود و به یاد آوریم که زندگی، نمیتواند همیشه همان مسیر مستقیم و روشن و بی پیچ و خم باشد!
شاید باید بدانیم که بدون این پیچ و خمها؛ زندگی، اصلا زندگی نیست!
و شاید بهتر باشد تا به جای دلگیر شدن از این پیچ و خمهای پر از مه، عبور از آنها را بیاموزیم و بکوشیم تا راه خود را گم نکنیم!
انسان گاهی در میانه ی این راه، سخت دلش میگیرد و از رفتن باز می ماند!
گردنه ای که هیچ، انتظارش را نداشتیم!
شاید در این لحظات، باید یادمان نرود و به یاد آوریم که زندگی، نمیتواند همیشه همان مسیر مستقیم و روشن و بی پیچ و خم باشد!
شاید باید بدانیم که بدون این پیچ و خمها؛ زندگی، اصلا زندگی نیست!
و شاید بهتر باشد تا به جای دلگیر شدن از این پیچ و خمهای پر از مه، عبور از آنها را بیاموزیم و بکوشیم تا راه خود را گم نکنیم!
مبحث خیلی تخصصی که در لحظه های آتی در کانال بیان خواهد شد:🌷
نقد شدید علمی! زلزله شناس ایرانی مقیم نروژ، پیرامون مباحث زمان و شبه زمان مطرح شده در کانال به همراه پاسخ اینجانب
نقد شدید علمی! زلزله شناس ایرانی مقیم نروژ، پیرامون مباحث زمان و شبه زمان مطرح شده در کانال به همراه پاسخ اینجانب
نقد علمی یک زلزله شناس ایرانی مقیم نروژ پیرامون مباحث زمان و شبه زمان مطرح شده در کانال به همراه پاسخ اینجانب:🌷
دو شب پیش حدود ساعت ۳ نیمه شب، زلزله شناس ایرانی مقیم نروژ برایم پیام فرستادند. ابتدای پیامشان کلی از طرز نگارش، تیپ، منش و ادبیات زیبایم تعریف کردند و البته من را خیلی خوشحال و سرمست نمودند. و من اصلا متوجه نشدم چرا از خط پنجم به بعد یک دفعه طرز خطابه شان عوض شد! ایشان یک دفعه جدی و بد اخلاق شدند و شروع کردند به نقد علمی کوبنده و آتشینی که تاکنون شبیهش را تجربه نکرده بودم. حقیقتش را بخواهید من کمی هم ترسیدم!، با خودم حس کردم که به هیچ وجه نمی توانم پاسخ این استاد کرسی دار معروف بین المللی را بدهم. لذا فورا و عینا پیامشان را برای خانم دکتر قصه قطار، نقل شده در مباحث پیشین فوروارد کردم. خانم دکتر مهربان برایم نوشتند "افشین خودت پاسخ بده، و من در کانال می خوانم. اگر نقصی در پاسخت دیدم خودم برایت تکمیلش می کنم"
این زلزله شناس ایرانی برایم نوشته اند که:
"من عطف به پرسش و ابهام علمی یکی از دانشجویان خوبم پیرامون مباحث شما، و فقط مدت سه هفته است که عضو کانالتان شده ام. از نگارشتان واضح است که سطح مطالعه بسیار بالایی دارید. بگذریم که من در بیش از ۸۰ درصد مطالب بیان شده با شما اختلاف نظر جدی و شدید دارم.
محوریت مباحثتان حول پدیده های
زمان، جرم، شتاب و تاثیر پدیده اول بر پدیده های دوم و سوم و ... است. در مورد جرم تا حدی صحبت هایتان را قبول دارم.
در مورد زمان شما را ارجاع می دهم به مقاله ۲۰۱۹ خودم و دانشجویم. در این مقاله اثرات خرابی تحت ۲۶ گروند موشن با محتواهای فرکانسی مشابه، ولی دیوریشن های متفاوت را بررسی کردیم و نتیجه گرفتیم که زمان معمولا و احتمالا کمترین سهم را در خرابی های انواع سازه ها دارد.
در مورد شتاب هم بعدها با هم بیشتر بحث می کنیم. اما به طور کلی خود پدیده زمان در زلزله ثابت است و شتاب های همه جرم ها هم نسبی هستند"
پاسخ به نقد علمی کوبنده زلزله شناس ایرانی مقیم نروژ:🌷
ضمن سپاس فراوان از نقد این پروفسور مقیم نروژ، در سطور ذیل قصد دارم با بیان چندین مثال ساده، ثابت کنم که ایشان کاملا اشتباه فرموده اند!
دوستان، مشکل بزرگی که علم همیشه در طول تاریخ با آن روبرو بوده است مقاومت اساتید نسل قدیم در مقابل بیان نمودن مفاهیم جدید علمی است. اتفاقا همیشه بیشترین ضربه را هم همین اساتید نسل قدیم به علم وارد نموده اند.
نیوتن می گفت که مکان، سرعت و شتاب نسبی هستند و زمان، ثابت، مستقل و مطلق است. اما او در مورد شتاب و زمان اشتباه کرده بود. اینیشتین ثابت کرد که زمان پدیده ای نسبی است و بستگی به سرعت جابه جایی در موقعیت مکانی دارد. شتاب نیز کاملا مطلق است و نه نسبی (قابل توجه زلزله شناس ایرانی).
در مطالب پیشین گفتم که میدان گرانش بوزون هگز بر روی جرم و زمان اثر می گذارد. همچنین شتاب یک جرم نیز بر روی زمان آن جرم، اثر می گذارد. اگر شما به عنوان یک ناظر از روی زمین به یک هواپیمای در حال حرکت با یک سرعت زیاد و ثابت (شتاب صفر) نگاه کنید، حرکت هواپیما را کندتر می بینید. چون زمان برای هواپیما یا عضو حرکت کننده، اصطلاحا کش آمده است یا کندتر شده است.
اگر شما به عنوان یک ناظر از روی زمین به یک هواپیمای در حال حرکت و با شتاب غیرصفر نگاه کنید، باز هم حرکت هواپیما را کندتر می بینید. چون زمان برای این هواپیما هم کش آمده است و کندتر شده است.
حال ببینیم اگر شما داخل هواپیمای در حال حرکت باشید و از اون بالا به حرکت ماشین ها روی زمین نگاه کنید چه اتفاقی می افتد. اینجا هم ناظر شمایید اما داخل هواپیما هستید. اگر سرعت هواپیما شتابدار باشد شما حرکت ماشین های روی زمین را تندتر می بینید و این همون زمان واقعی، برداشت واقعی یا دنیای واقعی است که قبلا به تفصیل پیرامون آن بحث کرده ایم.
اما اگر حرکت هواپیما با سرعت ثابت باشد شما به اشتباه، حرکت ماشین های روی زمین را کند تر می بینید. یعنی زمان واقعی را نمی بینید بلکه شبه زمان، زمان مجازی یا دنیای مجازی را می بینید.
سالها پیش در کتابی خواندم که در آینده ای نزدیک، انسانها تبدیل به تعدادی ربات های کت شلواری-کراواتی تحصیل کرده بدون قدرت نقد و پردازش می شوند! ربات هایی که فقط یک سری مطالب علمی را می خوانند و همان ها را هم بیان می کنند. و من بابت این اتفاق ناخوشایند، هم متاسفم و هم در ذهنم پرسشی شکل گرفته است که "واقعا در دانشگاه های دنیا چه خبر است؟!"
دو شب پیش حدود ساعت ۳ نیمه شب، زلزله شناس ایرانی مقیم نروژ برایم پیام فرستادند. ابتدای پیامشان کلی از طرز نگارش، تیپ، منش و ادبیات زیبایم تعریف کردند و البته من را خیلی خوشحال و سرمست نمودند. و من اصلا متوجه نشدم چرا از خط پنجم به بعد یک دفعه طرز خطابه شان عوض شد! ایشان یک دفعه جدی و بد اخلاق شدند و شروع کردند به نقد علمی کوبنده و آتشینی که تاکنون شبیهش را تجربه نکرده بودم. حقیقتش را بخواهید من کمی هم ترسیدم!، با خودم حس کردم که به هیچ وجه نمی توانم پاسخ این استاد کرسی دار معروف بین المللی را بدهم. لذا فورا و عینا پیامشان را برای خانم دکتر قصه قطار، نقل شده در مباحث پیشین فوروارد کردم. خانم دکتر مهربان برایم نوشتند "افشین خودت پاسخ بده، و من در کانال می خوانم. اگر نقصی در پاسخت دیدم خودم برایت تکمیلش می کنم"
این زلزله شناس ایرانی برایم نوشته اند که:
"من عطف به پرسش و ابهام علمی یکی از دانشجویان خوبم پیرامون مباحث شما، و فقط مدت سه هفته است که عضو کانالتان شده ام. از نگارشتان واضح است که سطح مطالعه بسیار بالایی دارید. بگذریم که من در بیش از ۸۰ درصد مطالب بیان شده با شما اختلاف نظر جدی و شدید دارم.
محوریت مباحثتان حول پدیده های
زمان، جرم، شتاب و تاثیر پدیده اول بر پدیده های دوم و سوم و ... است. در مورد جرم تا حدی صحبت هایتان را قبول دارم.
در مورد زمان شما را ارجاع می دهم به مقاله ۲۰۱۹ خودم و دانشجویم. در این مقاله اثرات خرابی تحت ۲۶ گروند موشن با محتواهای فرکانسی مشابه، ولی دیوریشن های متفاوت را بررسی کردیم و نتیجه گرفتیم که زمان معمولا و احتمالا کمترین سهم را در خرابی های انواع سازه ها دارد.
در مورد شتاب هم بعدها با هم بیشتر بحث می کنیم. اما به طور کلی خود پدیده زمان در زلزله ثابت است و شتاب های همه جرم ها هم نسبی هستند"
پاسخ به نقد علمی کوبنده زلزله شناس ایرانی مقیم نروژ:🌷
ضمن سپاس فراوان از نقد این پروفسور مقیم نروژ، در سطور ذیل قصد دارم با بیان چندین مثال ساده، ثابت کنم که ایشان کاملا اشتباه فرموده اند!
دوستان، مشکل بزرگی که علم همیشه در طول تاریخ با آن روبرو بوده است مقاومت اساتید نسل قدیم در مقابل بیان نمودن مفاهیم جدید علمی است. اتفاقا همیشه بیشترین ضربه را هم همین اساتید نسل قدیم به علم وارد نموده اند.
نیوتن می گفت که مکان، سرعت و شتاب نسبی هستند و زمان، ثابت، مستقل و مطلق است. اما او در مورد شتاب و زمان اشتباه کرده بود. اینیشتین ثابت کرد که زمان پدیده ای نسبی است و بستگی به سرعت جابه جایی در موقعیت مکانی دارد. شتاب نیز کاملا مطلق است و نه نسبی (قابل توجه زلزله شناس ایرانی).
در مطالب پیشین گفتم که میدان گرانش بوزون هگز بر روی جرم و زمان اثر می گذارد. همچنین شتاب یک جرم نیز بر روی زمان آن جرم، اثر می گذارد. اگر شما به عنوان یک ناظر از روی زمین به یک هواپیمای در حال حرکت با یک سرعت زیاد و ثابت (شتاب صفر) نگاه کنید، حرکت هواپیما را کندتر می بینید. چون زمان برای هواپیما یا عضو حرکت کننده، اصطلاحا کش آمده است یا کندتر شده است.
اگر شما به عنوان یک ناظر از روی زمین به یک هواپیمای در حال حرکت و با شتاب غیرصفر نگاه کنید، باز هم حرکت هواپیما را کندتر می بینید. چون زمان برای این هواپیما هم کش آمده است و کندتر شده است.
حال ببینیم اگر شما داخل هواپیمای در حال حرکت باشید و از اون بالا به حرکت ماشین ها روی زمین نگاه کنید چه اتفاقی می افتد. اینجا هم ناظر شمایید اما داخل هواپیما هستید. اگر سرعت هواپیما شتابدار باشد شما حرکت ماشین های روی زمین را تندتر می بینید و این همون زمان واقعی، برداشت واقعی یا دنیای واقعی است که قبلا به تفصیل پیرامون آن بحث کرده ایم.
اما اگر حرکت هواپیما با سرعت ثابت باشد شما به اشتباه، حرکت ماشین های روی زمین را کند تر می بینید. یعنی زمان واقعی را نمی بینید بلکه شبه زمان، زمان مجازی یا دنیای مجازی را می بینید.
سالها پیش در کتابی خواندم که در آینده ای نزدیک، انسانها تبدیل به تعدادی ربات های کت شلواری-کراواتی تحصیل کرده بدون قدرت نقد و پردازش می شوند! ربات هایی که فقط یک سری مطالب علمی را می خوانند و همان ها را هم بیان می کنند. و من بابت این اتفاق ناخوشایند، هم متاسفم و هم در ذهنم پرسشی شکل گرفته است که "واقعا در دانشگاه های دنیا چه خبر است؟!"
مبحث خیلی تخصصی که در لحظه های آتی در کانال بیان خواهد شد:🌷
اگر فضاهای بین اتم های کره زمین از بین بروند، و حجم کره زمین به اندازه یک توپ پینگ پنگ شود، آیا جرمش هم کم می شود؟ و آیا کره زمین باز همین جاذبه را دارد؟
اگر فضاهای بین اتم های کره زمین از بین بروند، و حجم کره زمین به اندازه یک توپ پینگ پنگ شود، آیا جرمش هم کم می شود؟ و آیا کره زمین باز همین جاذبه را دارد؟
Forwarded from Opensees Community (afshina)
مبحث خیلی تخصصی که در لحظه های آتی در کانال بیان خواهد شد:🌷
اگر فضاهای بین اتم های کره زمین از بین بروند، و حجم کره زمین به اندازه یک توپ پینگ پنگ شود، آیا جرمش هم کم می شود؟ و آیا کره زمین باز همین جاذبه را دارد؟
اگر فضاهای بین اتم های کره زمین از بین بروند، و حجم کره زمین به اندازه یک توپ پینگ پنگ شود، آیا جرمش هم کم می شود؟ و آیا کره زمین باز همین جاذبه را دارد؟
🌱زمان و شبه زمان، مساله این است! (بخش ششم)🌷
در اتم های اجرام، الکترون ها در اطراف هسته های اتم ها می چرخند. فضاهای خالی درون اتم ها که محل حرکت الکترون ها هستند، فضاهای بسیار زیادی هستند. اگر این فضاها حذف شوند، یعنی الکترون ها به هسته های اتم ها بچسبند، در واقع مبنای اتم ها فرو ریخته اند و همه الکترون ها در هسته های اتم ها جمع شده اند. اینجا است که حجم اتم کم شده است ولی جرمش هیچ تغییری نکرده است. حال اگر این اتفاق برای تمامی اتم های کره زمین بیفتد، و حجم کره زمین به اندازه یک توپ پینگ پونگ شود، جرمش هیچ تغییری نمی کند، ولی با همان اندازه کوچکش باز هم همین نیروی جاذبه را دارد! پس برخلاف همه آموخته های قبلی تان، جرم هیچ ارتباطی به حجم ندارد و حتی جرم حجمی یا وزن مخصوص هم ملاک های خوبی برای سنجش عملکرد لرزه ای سازه ها حین زلزله نیستند!
حالا بگذارید که باز هم قضیه را تخصصی تر و پیچیده تر کنم تا هم هیجان تان بیشتر شود و هم کمی بترسید و میزان آدرنالین خونتان برود بالاتر!
اگر بلایی که گفتم بر سر کره زمین بیاید و مطابق موارد بیان شده برابر با یک توپ پینگ پونگ شود، آن گاه به کره زمین می گویند یک "سیاه چال فضایی!" در فضای پیرامون ما سیاه چال های فضایی بسیاری وجود دارند که اندازه های برخی از آنها حتی از خورشید ما هم بزرگ تر هستند. فکرش را بکنید اگر سیاه چال فضایی با اندازه ای معادل توپ پینگ پونگ جاذبه ای برابر با کره زمین داشته باشد، حال سیاه چاله ای با اندازه خورشید چه جاذبه بزرگی خواهد داشت؟!
جاذبه عظیم سیاه چال های فضایی تمامی اجرام از جمله ستارگان را به سمت خودشان جذب می کند. میزان جاذبه آنها آن قدر زیاد است که اگر نور هم بخواهد از کنارشان عبور کند، حتی نور را هم جذب خودشان می کنند! در واقع نور هم راه گریزی از کنار آنها ندارد و در نتیجه متوقف می شود. به همین خاطر است که سیاه چال ها سیاه به نظر می رسند. در جایی که نور متوقف شود، گذر زمان هم متوقف می شود و زمان دیگر نمی گذرد! به عبارت دیگر سیاه چال های فضایی آن قدر سنگین هستند و آن قدر فضای اطرافشان را انحنا می دهند، که تمامی اجرام اطرافشان را به سمت خودشان جذب می کنند (مطابق مباحث پیشین) بنابراین سفر به درون سیاه چاله های فضایی که بعدی و انحنایی در زمان ایجاد کرده اند، می تواند ما را به زمان های گذشته ببرد!، مثلا ۱۹۷۴ یا ۱۸۰۰ میلادی! سفری در زمان! (شجاع باشید!، این ماجرا ادامه دارد)🌷
در اتم های اجرام، الکترون ها در اطراف هسته های اتم ها می چرخند. فضاهای خالی درون اتم ها که محل حرکت الکترون ها هستند، فضاهای بسیار زیادی هستند. اگر این فضاها حذف شوند، یعنی الکترون ها به هسته های اتم ها بچسبند، در واقع مبنای اتم ها فرو ریخته اند و همه الکترون ها در هسته های اتم ها جمع شده اند. اینجا است که حجم اتم کم شده است ولی جرمش هیچ تغییری نکرده است. حال اگر این اتفاق برای تمامی اتم های کره زمین بیفتد، و حجم کره زمین به اندازه یک توپ پینگ پونگ شود، جرمش هیچ تغییری نمی کند، ولی با همان اندازه کوچکش باز هم همین نیروی جاذبه را دارد! پس برخلاف همه آموخته های قبلی تان، جرم هیچ ارتباطی به حجم ندارد و حتی جرم حجمی یا وزن مخصوص هم ملاک های خوبی برای سنجش عملکرد لرزه ای سازه ها حین زلزله نیستند!
حالا بگذارید که باز هم قضیه را تخصصی تر و پیچیده تر کنم تا هم هیجان تان بیشتر شود و هم کمی بترسید و میزان آدرنالین خونتان برود بالاتر!
اگر بلایی که گفتم بر سر کره زمین بیاید و مطابق موارد بیان شده برابر با یک توپ پینگ پونگ شود، آن گاه به کره زمین می گویند یک "سیاه چال فضایی!" در فضای پیرامون ما سیاه چال های فضایی بسیاری وجود دارند که اندازه های برخی از آنها حتی از خورشید ما هم بزرگ تر هستند. فکرش را بکنید اگر سیاه چال فضایی با اندازه ای معادل توپ پینگ پونگ جاذبه ای برابر با کره زمین داشته باشد، حال سیاه چاله ای با اندازه خورشید چه جاذبه بزرگی خواهد داشت؟!
جاذبه عظیم سیاه چال های فضایی تمامی اجرام از جمله ستارگان را به سمت خودشان جذب می کند. میزان جاذبه آنها آن قدر زیاد است که اگر نور هم بخواهد از کنارشان عبور کند، حتی نور را هم جذب خودشان می کنند! در واقع نور هم راه گریزی از کنار آنها ندارد و در نتیجه متوقف می شود. به همین خاطر است که سیاه چال ها سیاه به نظر می رسند. در جایی که نور متوقف شود، گذر زمان هم متوقف می شود و زمان دیگر نمی گذرد! به عبارت دیگر سیاه چال های فضایی آن قدر سنگین هستند و آن قدر فضای اطرافشان را انحنا می دهند، که تمامی اجرام اطرافشان را به سمت خودشان جذب می کنند (مطابق مباحث پیشین) بنابراین سفر به درون سیاه چاله های فضایی که بعدی و انحنایی در زمان ایجاد کرده اند، می تواند ما را به زمان های گذشته ببرد!، مثلا ۱۹۷۴ یا ۱۸۰۰ میلادی! سفری در زمان! (شجاع باشید!، این ماجرا ادامه دارد)🌷