Opensees Community
1.11K subscribers
500 photos
158 videos
62 files
166 links
The Largest OpenSees Community of Iran (LOCI). Channel is managed by Dr. Afshin Alborzi.

https://www.instagram.com/ledocteurafshina

YouTube: LOCI Community

Contact with administrator👇

@OpenSeesCommunity_pm
Download Telegram
Opensees Community
Photo
دو آیین نامه HAZUS-MH MR-5 و FEMA-351، بیان کرده اند که ابتدا هر دو معیار خرابی ۲۰ درصد شیب ناحیه خطی اولیه و مقادیر بیشینه تغییر مکان نسبی بین طبقات کنترل شوند و هر کدام از این دو معیار که زودتر اتفاق بیفتد ملاک اصلی جهت ارزیابی قرار بگیرد.

توصیه دوستانه: فقط مقادیر بیشینه تغییر مکان نسبی بین طبقات را ملاک ارزیابی لرزه ای قرار دهید و معیار خرابی دیگر را فراموش کنید🌷🌷
hazus30pages.pdf
272.5 KB
جداول مقادیر مجاز آیین نامه HAZUS-MH MR-5، استخراج شده جهت استفاده عزیزان🌷🌷
رفع اشکالات علمی دانشجویان خوب🌷❤️مختص تعطیلات آخر هفته (به جای رفتن به شمال)
پاسخ به سوالات علمی دانشجویان خوب🌷❤️مختص تعطیلات آخر هفته (بخش اول)
پاسخ به سوالات علمی دانشجویان خوب🌷❤️مختص تعطیلات آخر هفته (بخش دوم)
Opensees Community via @vote
لطفا نظرتان را پیرامون بیان مطالبی تخصصی تر پیرامون نقش زمان و شبه زمان در آنالیزهای دینامیکی، اعلان نمایید🌷🙏 anonymous poll شدیدا علاقه مند هستم – 46 👍👍👍👍👍👍👍 58% ترجیح می دهم که آخرین اثر سینمایی اسکارلت جانسون را ببینم – 24 👍👍👍👍 30% اولویت های مهم تری…
مطابق نتایج نظرسنجی پیشین، بایستی به طرح مطالب تخصصی تر پیرامون "نقش زمان و شبه زمان در آنالیزهای دینامیکی" بپردازیم. به دوستانی هم که گزینه "دیدن آخرین اثر سینمایی اسکارلت جانسون" (به جای یادگیری مباحث تخصصی)، را انتخاب کرده بودند توصیه می نمایم فیلم "ترانه عاشقانه ای برای بابی لانگ" را دانلود کنند و ببینند! تاکنون بیشتر نکات مهم کامند شالوفوندیشن جن بیان شده اند و فقط یک مطلب باقی مانده است. این نکته آن قدر مهم و کلیدی است که حیفم می آید برای آن یک صفحه توضیح بنویسم. بلکه قصد دارم در لحظه های آتی، آن را فقط در سه خط کدنویسی بیان و در نتیجه عزیزان را وادار به تفکر نمایم! چون مغز انسان طی پروسه فرگشت طوری طراحی شده است که قدر معماهای ارزشمند، ولی حل شده را نمی داند!🌷🌷
Forwarded from Opensees Community (afshina)
استراتژی پیشرفته (End to End) یا E2E:🌷🌷

در دانش برنامه نویسی یک تکنیک پیشرفته ای وجود دارد به نام استراتژی (End to End) یا E2E.
این تکنیک که اولین بار در سال ۲۰۰۱ مطرح شد، به این صورت است که ابتدا خروجی های یک الگوریتم را به دست آورده و سپس این خروجی ها عینا می شوند ورودی های جدید الگوریتم! دستور شالو فوندیشن جن نیز از این تکنیک تبعیت می کند! به این نحو که شماره های (تگ های) گره های اضافی ساخته شده (توسط نرم افزار) واقع بر تراز صفر، عینا می شوند ابزاری برای تعریف ورودی های جدید!

node 100 $PierX1 $ground ;
node 400 $PierX4 $ground ;

node 190 1.25 $ground ;
node 490 13.75 $ground ;

equalDOF 100 190 1 2 3
equalDOF 400 490 1 2 3

equalDOF 1025 2001 1 2 3
equalDOF 2025 3001 1 2 3
equalDOF 3025 4001 1 2 3
🌷پاسخ به سوالات علمی دانشجویان ژئوتکنیک🌷
Opensees Community pinned «استراتژی پیشرفته (End to End) یا E2E:🌷🌷 در دانش برنامه نویسی یک تکنیک پیشرفته ای وجود دارد به نام استراتژی (End to End) یا E2E. این تکنیک که اولین بار در سال ۲۰۰۱ مطرح شد، به این صورت است که ابتدا خروجی های یک الگوریتم را به دست آورده و سپس این خروجی ها عینا…»
Forwarded from Opensees Community
دو تذکر مهم در مورد اشتباه های رایج بین همه مهندسین زلزله: 🌷🌷

1- ترجیحا از دستور zeroLength Element برای انواع جداگرهای لرزه ای استفاده ننمایید (به دلیل لزوم کنترل رابطه پایداری مورد بحث). الهی خدا خیر ندهد پروفسور لانگ و تیم پژوهشی شان (X. H. Long Et Al) را که در سال 2015، طی مقاله ای این دستور را برای نسل جدید ایزولاتورها (اصطکاکی آونگی نواری) معرفی کردند. اینجانب به نمایندگی از تیم پژوهشی مان طی ایمیلی به ایشان اعلام کردم که استفاده از این دستور برای این سیستم اشتباه است. به ایشان گفتم شما تمام زحمات راسیس و کنستانتینو (دانشگاه بوفالو) در سال 2004 را بر باد دادید. در نهایت پس از رد و بدل شدن چندین ایمیل، ایشان پذیرفتند و مقرر شد در مقاله بعدی از روش ما استفاده نمایند.
2- مطالب این کانال در هیچ کتاب یا دوره آموزشی داخلی یا خارجی یافت نمی شوند. در عوض ما مطالب بیشتر کتاب ها، دوره های آموزشی و مدرسین را مورد نقد قرار داده و متقابلا از نقد دیگران استقبال نموده ایم و می نماییم. یک بار در جواب دوستی که دنبال اثبات اشتباهی در بین مطالب بیان شده بود گفتم "به هیچ وجه ادعا نمی کنم که پیدا کردن اشتباه در پژوهش های ما غیرممکن و محال است، اما مطمین باش که کار بسیار دشواری است، چون ما در پروسه انجام پژوهش، بیشترین نقدها را خودمان از خودمان می کنیم". اما هدف نهایی، فقط و فقط ارتقا سطح علمی دانشجویان و پژوهشگرها به صورت کاملا رایگان، در دنیای کاملا مادی فعلی است. این کانال، برای ما هیچ منفعت مادی و اقتصادی ندارد، در عوض با توجه به مشغله شدید کاری مان ممکن است ضررهایی هم داشته باشد. پس اگر می خواهید کماکان به ارایه رایگان مطالب ادامه دهیم، لینک کانال را در بین دوستان، پژوهشگران، گروه ها و کانال هایی که عضو هستید به اشتراک بگذارید، تا ما هم انگیزه و انرژی لازم را داشته باشیم. بیایید یاد بگیریم مثل خیلی از دانشجویان PHD خارج از کشور نباشیم که کدنویسی هایشان را از آخر پایان نامه هایشان حذف می نمایند تا بقیه استفاده نکنند. بیایید نگذاریم همه راه های سختی را که خودمان رفته ایم، دیگران از اول بروند. 🌷🌷
Forwarded from Opensees Community
سوال اعضای کانال: نحوه شبیه سازی میراگرها و ایزولاتورها در نرم افزار OpenSees؟؟

پاسخ:
شبیه سازی های 99 درصد انواع میراگرها و ایزولاتورها در نرم افزار OpenSees، با استفاده از المان های ZeroLength Element و Two Node Link Element انجام می شوند. البته ترجیحا بهتر است که از دستور ZeroLength Element برای انواع ایزولاتورها (جداسازهای لرزه ای) استفاده ننمایید (به دلیل لزوم کنترل رابطه پایداری مورد بحث پیشین برای هر گره). هیچ وقت توی پروسه شبیه سازی از زمین و زمان (این استاد، آن پروفسور و یا فلان نویسنده خیلی معروف و ...) تبعیت نکنید، بلکه فقط و فقط به ذهن و مغز خودتان اعتماد کنید! پروفسور لانگ و تیم پژوهشی شان (X. H. Long Et Al) در سال 2015، طی مقاله ای پربار از کامند ZeroLength Element به همراه رفتار مصالح دوخطی برای نسل جدید ایزولاتورها (اصطکاکی آونگی نواری) استفاده نمودند. اینجانب در سال 2018 طی ایمیلی به ایشان اعلام نمودم که روش شبیه سازی شان اشتباه است. چون در این نسل از ایزولاتورها همیشه اصطکاک وجود دارد (از ثانیه صفر تا انتهای زمان تحریک لرزه ای). در ابتدا پروفسور خارجی اصلا تحویلم نگرفتند و برایم نوشتند: "آیا شما به دانش و نتایج آزمایش های اکسپریمنتال تیم پژوهشی مان شک داری؟ آیا به تصمیم هیات چهار نفره داوران مبنی بر پذیرش نهایی مقاله در معتبرترین ژورنال دنیا شک داری؟ و آیا می دانی که اگر مقادیر اصطکاک در این نسل از ایزولاتورها، از حد بحرانی کمتر باشند آن ها اصلا فعال نمی شوند؟" یادم است که پس از خواندن پاسخ ایشان، به یاد صحبت های خانم معلم دوران ابتداییم افتادم. در آن زمان ها من توی دعواها، اولین نفری بودم که فرار می کردم!، و خانم معلم عزیزم به من می گفت: "هیچ وقت دست و پایت را زود گم نکن، آدم ها همیشه کمتر از آن چیزی هستند که خودشان را نشان می دهند. پس نترس، شجاع باش و دعوا کن!" دنیای خیلی عجیب و غریبی است! بعضی وقت ها یک مهندس کم سواد، با مدرک فوق لیسانس زلزله هم می تواند یک پروفسور خیلی معروف بین المللی را به زانو دربیاورد (البته شاید هم به صورت کاملا تصادفی)، و شاید هم کمی بعدتر همان پروفسور بشود یکی از بهترین دوستانش! شاید دلیلش این باشد که این اساتید خیلی معروف واسه نسل قدیم هستند و ذهن هایشان با پیشرفت های علمی جدید آپدیت نشده اند! برایش نوشتم: "مغزهای برخی از تازه کارها و کم سوادها مثل من، پیچیدگی هایی دارند که وقتی نتوانند برای یک قضیه استدلالی علمی و منطقی پیدا کنند، هم به شما، هم به هیات داوران معتبرترین ژورنال دنیا، و حتی به تمامی نتایج آزمایش های اکسپریمنتال تان شک می کنند؟، درست است که ایزولاتورهای اصطکاکی آونگی نواری در مقادیر اصطکاک زیر حد بحرانی اصلا فعال نمی شوند و حرکت نمی کنند، اما مقادیر اصطکاک کم یا زیاد وجود دارند، و چیزی که وجود دارد حتما اتلاف انرژی هم دارد (کم یا زیاد)". پروفسور لانگ از استدلالم خوششان آمد، و از من خواستند تا روش پیشنهادی ام را برایشان بفرستم، و شدت دوستی مان مرتبا بیشتر و بیشتر شد. تا جایی که به زودی و به اتفاق یکدیگر مقاله اصلاحی جدید را چاپ خواهیم نمود.🌷
🌷پاسخ به سوال یک خانم مهندس عضو کانال🌷
🌷پاسخ به سوال یک خانم مهندس عضو کانال🌷خودتان قضاوت کنید من استاد بهتری هستم یا اساتید زلزله تان؟!
Opensees Community
🌷پاسخ به سوال یک خانم مهندس عضو کانال🌷
یک ایراد مهم دیگر نیز در منحنی ترسیم شده توسط این خانم مهندس وجود دارد که من می دانستم ولی نگفتم! اگر شخصی بتواند آن را بیان کند، تلاش می کنم او را جهت تدریس آنلاین به موسسه ای معتبر در تهران معرفی نمایم🌷
پرسش مطرح شده توسط "Night Train" و "Disco Thunder":

قبل از این که مبحث شیرین "نقش زمان و شبه زمان در تحلیل های غیر خطی" را شروع کنم، قصد دارم پرسشی را که دو کاربر با نام های مستعار "Night Train" و "Disco Thunder"، در یکی از سایت های "اینکاگنیتو" از من پرسیدند، و نیز پاسخ خودم را در اینجا قرار دهم! با مطالعه این پرسش و پاسخ خیلی مهم، تا حدی به عظمت و لزوم مطالعات لرزه ای مرتبط با زمان پی خواهید برد. همان طوری که قبلا نیز توضیح داده ام در این قبیل وب سایت ها، پژوهشگران یکدیگر را نمی شناسند و تمامی کاربرها فقط یک شکلک کارتونی دارند و یک نام مستعار خنده دار!🌷🌷
Questions? [Night Train and Disco Thunder]:

Dear, I am studying for a PHD in the USA. Thank you for best contents. So, I really think you have two mistakes !!

1- First you tell me that what is cause of gravity?
2- Why do you frequently consider/declare we do not have a constant time in the OpenSees? Also, which time do you mean? analysis time, ground motion time or both?
Thank you.

My Answers:
1- The gravity forces are beause of Higgs boson. As you know in the universe, the gravity is too weak. Out of the four fundamental physical forces in the universe_gravity, electromagnetism, the strong force, and the weak force—gravity is by far the weakest. It's so weak that, for instance, a pair of tiny magnets can easily overcome the gravitational pull of the entire Earth.
The Higgs boson, discovered in 2012, is thought to be directly correlated to the strength of gravity. The more mass in the Higgs boson, the stronger gravity would be for all matter in the universe. So essentially, the question "Why is gravity so weak?" is the same as, "Why doesn't the Higgs boson have more mass.
The new theory attempts to answer that question by arguing that after the Big Bang, a bunch of different Higgs bosons were created, each with a different mass. The Higgs bosons with large masses were unstable, so they decayed and broke apart into smaller Higgs bosons. Over time, all the heavier Higgs bosons decayed into lighter and lighter versions, until only the lightest possible kind of Higgs boson was left. That extremely light Higgs boson is the one the LHC discovered in 2012.

2- I frequently consider/declare we do not have a constant time in the OpenSees, because contrary to popular belief, time is not an independent variable, however it is a dependent and sophisticated variable. Time of each mass depends to the Higgs boson and coordinate of the mass in the structure.
خیلی ها با نگاه کردن به عکس این گربه به یاد کارتون های دوران بچگی شان می افتند. اما خوب است بدانید که این عکس متعلق به گربه شرودینگر است و در حال حاضر بزرگ ترین نظریه های مبتنی بر زمان بر پایه آن استوار هستند. آروین شرودینگر در سال ۱۹۳۵، آزمایش ذهنی "گربه شرودینگر" را ابداع نمود. آزمایش های ذهنی آزمایش هایی هستند که مطابق با قوانین کوانتوم و در ذهن های فیزیکدانان، یا از طریق شبیه سازی با نرم افزارهای پیشرفته و خاص انجام می شوند. آزمایش "گربه شرودینگر" تمامی قوانین کوانتوم را زیر سوال برد و نشان داد که قوانین کوانتومی دقیقا مثل قوانین مکانیک کلاسیک هستند! خلاصه اینکه دانشمندان خوشحال شدند که بالاخره توانستند "راز دنیاهای موازی" را کشف کنند. آنها خوشحال بودند که اثبات کردند همه قوانین دنیاهای متفاوت مثل هم هستند. اما در سال ۲۰۱۸، دو پژوهشگر به نام های متیو لایفر و رابرت اسپیکنز اثبات نمودند که این آزمایش به اشتباه انجام شده است و اگر فرضیات اولیه آن اصلاح شود باز هم نتایج حاصل از قوانین کوانتوم با نتایج دنیای کلاسیک متفاوت هستند (البته برای سطح درک ذهنی در حد مغز انسان)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌷یک دقیقه از جلسه تدریس خودم🌷خودتان قضاوت کنید من استاد بهتری هستم یا اساتید زلزله تان؟!
1
مبحث خیلی تخصصی که در لحظه های آتی در کانال بیان خواهد شد:🌷

🌱زمان و شبه زمان، مساله این است (بخش چهارم)🌷
🌱زمان و شبه زمان، مساله این است (بخش چهارم)🌷

در زندگی لحظاتی پیش می آید که مغز انسان قادر نیست اتفاقات پیرامونی اش را درک کند. یادم است دوران ابتدایی، توی دعواها اولین نفری بودم که فرار می کردم! البته آن دوران شیطنت عجیبی هم داشتم. خیلی وقت ها خودم دعوا راه می انداختم و باز خودم فرار می کردم! و وقتی ناظم مدرسه می آمد، همه بچه ها را تنبیه می کرد. آنها را به خاطر دعوا کردن و من را به خاطر فرار کردن! این اتفاق بارها و بارها تکرار می شد و من یک بار از ناظم پرسیدم "به نظر شما من هم باید دعوا کنم؟" و او جواب داد "به هیچ وجه، اما فرار هم نباید بکنی، فقط ترسوها فرار می کنند!" و این قضیه برایم شده بود بزرگ ترین معمای دنیای خیلی کوچک آن زمان هایم! من آقای ناظم را درک نمی کردم و او هم ذهن من و شیطنت خاصم را نمی شناخت. بعدها سر یک چهارراه شلوغ همان ناظم کت شلواری را دیدم که تصادف کرده بود و داشت با دو نفر شدیدا جر و بحث می کرد. طبیعتا ایستادم و نگاه کردم. برایم جالب بود ببینم آقای ناظم توی این دعوا کتک می خورد یا کتک می زند. نتیجه آن جر و بحث نیم ساعته خیلی مایوس کننده بود. آقای ناظم با ماشینش فرار کرد و بتی که من از او در ذهنم ساخته بودم، به یک باره فرو ریخت!
کمی بعدتر توی دوران راهنمایی سبک و نحوه دعواها پیشرفته تر شد. در واقع یک جور رسم و رسومات شوآلیه های معابد یونان باستان، توی کلاسمان حاکم بود. به این نحو که پس از زنگ آخر، کلاس به دو دسته تقسیم و سپس دعوا شروع می شد. تمامی دانش آموزان هم الزاما بایستی عضو یک طرف دعوا می بودند. آنجا دیگر اگر طرف یک دسته را نمی گرفتم، اگر ناظم تنبیهم نمی کرد با هر دو طرفین دعوا سر و کار داشتم. چون حتی مبصر کلاس هم از ترس سایرین، خودش یک طرف دعوا بود. آنجا بود که من سر در گم تر می شدم و نمی دانستم واقعا چطور باید از این مخمصه خلاص شوم. یادم است یک بار یکی از همکلاسی هایم به من یاد داد که وسط این دعواهای هفتگی و پی در پی، الکی جیغ و داد کنم تا کسی به طرفم نیاید و البته خیلی هم کارساز بود!
بعدها در دبیرستان متوجه شدم که اصلا دلیل همه دعواهای کره زمین تفاوت نگرش ها و وجود ذهنیت های متفاوت است و این که انسان ها از ابعاد مختلف به ماجراها نگاه می کنند.
هر عملی از جانب بدن انسان یا با دخالت مستقیم مغز انجام می شود و یا بدون دخالت مغز! مثلا وقتی انگشتان دست به صورت اتفاقی با یک شی داغ برخورد می کنند، بدن ناخودآگاه دست را به عقب می کشد. جالب است بدانید که مغز در این پروسه هیچ دخالتی نمی کند!، و در واقع جریان الکتریکی نرون ها از طریق آکسون ها به نخاع می روند و بر می گردند. یک تحریک و یک واکنش سریع! حتی نخاع هم در این قضیه کار چندانی بر روی این پیام عصبی انجام نمی دهد. بلکه نخاع فقط محل گذار این پیام عصبی است. خیلی از عکس العمل های بدن انسان هیچ ارتباطی به مغز ندارند. اما حس های پیچیده ای نیز وجود دارند که با دخالت مستقیم مغز شکل می گیرند: مثل قدرت تحلیل، حس ذهنی، تخیل، پردازش اطلاعات و یکپارچه کردن حس ها. به عبارت دیگر در تکامل حیات مغز پدید آمده است تا فقط به تحریک های محیط، واکنش های پیچیده نشان دهد.
با وجودی که مغز پیچیده ترین پدیده ای است که انسان شناخته است، این مغز خیلی پیچیده هنوز صد هزار سال دیگر زمان نیاز دارد تا بتواند درک صحیحی از دنیای پیرامونش داشته باشد. مثلا مغز انسان نمی تواند با قوانین کوانتوم ارتباط منطقی برقرار کند. بگذارید با یک مثال واضح تر به ضعف های مغزهای همگی مان بپردازم: وقتی یک توپ با زاویه ای تنظیم شده به سمت دیوار پرتاب می شود، یا به سمت چپ باز می گردد و یا به سمت راست. و مغز ناظر که دارد این صحنه را می بیند هم خوشش می آید و هم درکش می کند. چون مغز با این قوانین کلاسیک و اصلا به خاطر درک آنها شکل گرفته است (طی پروسه فرگشت). از نظر مغز انسان، تمامی احتمال های رخدادی سهمی مجزا دارند و در نهایت فقط یکی از آن احتمال ها رخ خواهد داد. متاسفانه دانشمندانی پیدا شدند که قصد داشتند مغز بیچاره را دچار سردرگمی های بی رحمانه ای کنند و البته موفق هم شدند. آنها یک ذره با مقیاس خیلی کوچک را در دستگاه غول پیکر هادرونی بزرگ LHC، به سمت یک دیوار پرتاب کردند و مشاهده نمودند که این ذره هم زمان هم به سمت راست بازگشت و هم به سمت چپ! در واقع نکته مهم این است که در آزمایش انجام شده، تعداد ذره اضافه نشد و همان یک ذره هم زمان تمامی احتمال های رخدادش را تجربه کرد. این خاصیت دنیای کوانتوم است که تمامی احتمال های رخداد به طور هم زمان و با هم رخ می دهند. به عبارت دیگر در دنیای کوانتوم هر احتمال یعنی یک رخداد حتمی!، و اینجاست که مغز ما نمی تواند این قضیه را درک کند. چرا؟ چون هنوز به تکامل نرسیده است.