کابوس های شبانه "Interface ها" (بخش اول)
چندین ساعت قبل راجع به مبحث "Interface ها" که قرار بود امروز آن را در کانال مطرح کنم، با آقای دکتر صداقت نژاد مشورت کردم. ایشان گفتند "اگر بخواهی با این زبان بیانش کنی، احتمالا ۹۹ درصد پژوهشگران متوجه نخواهند شد!"
واقعیت این است که حدود شش ماه قبل ایمیلی مبنی بر "آگهی استخدام برنامه نویس حرفه ای" دریافت کردم. نمی دانستم ایمیل از طرف چه شخصی، و یا چه شرکتی بود. با تلفن درج شده در آگهی تماس گرفتم و اپراتور به من یک قرار مصاحبه حضوری همراه با آدرس شرکت را ارائه داد. در اولین مصاحبه حضوری از من "آزمون گزینش کتبی یک ساعته ای" گرفتند که البته در آن آزمون امتیاز کامل را کسب نمودم. مرحله بعد مصاحبه شفاهی با حضور یک خانم برنامه نویس با تخصص دکترای سخت افزار، و مدیرعامل شرکت (جوانی بسیار مودب و خوشتیپ) بود. از این مرحله هم موفق گذشتم و چون خیلی از من خوششان آمده بود درخواستم مبنی بر "همکاری پاره وقت و یک روز در هفته" را قبول کردند. البته بگذریم که تعهداتی سنگین مبنی بر لزوم امانتداری و حفظ داده های شرکت نیز از من اخد نمودند، و البته منطقی هم بود. شرکت متشکل از ۴۰ کارشناس و برنامه نویس مختص زبان های مختلف بود که به صورت موازی کار می کردند و نتیجه کارشان می شد یک سری داده برای "شرکت های خصوصی و دولتی خاص"
روز اول کاری ام برایشان دو برنامه نوشتم که هر دو برنامه در همان ساعات اول، توسط برنامه نویس رده موازی ام برگشت خوردند! از این قضیه خیلی ناراحت و کمی هم عصبانی شدم و مطمئن بودم که برنامه نویس خانم مربوطه، یا از حضور من خوشش نمی آید یا قصد دارد شوخی کند! (که البته بعدها فهمیدم اشتباه می کردم) خلاصه پیش مدیرعامل رفتم و اعتراض کردم. مدیرعامل خیلی خوشتیپ، از خانم دکتر متخصص سخت افزار! خواست من را توجیه کند. من و خانم دکتر رفتیم داخل اتاق کنفرانس و ایشان شروع کرد به صحبت کردن راجع به ضوابط شرکت! یادم است که صحبت هایش داشت آرام آرام عصبانیتم را بیشتر می کرد. پس از ده دقیقه صحبت از اتاق خارج شد و پنج دقیقه بعد با یک "دستگاه لپ تاپ Asus بیچاره" بازگشت. پارچه ای روی میز انداخت و قاب پشت لپ تاپ را باز کرد. خانم دکتر یکی یکی قطعات لپ تاب را باز کرد و ریخت روی میز! صحنه خیلی بی رحمانه ای بود، مثل یک عمل جراحی می ماند و من برای اولین بار دلم برای یک لپ تاپ Asus سوخت! در واقع عذاب وجدان هم داشتم که باعث شدم آن لپ تاب به این روز بیفتد. نتیجه جلسه دو ساعته مان این بود که من فهمیدم "Interface ها" خیلی خطرناک هستند و هر گونه استفاده از آنها در آن شرکت و سایر شرکت های معروف ممنوع است! (ادامه دارد)🌷
چندین ساعت قبل راجع به مبحث "Interface ها" که قرار بود امروز آن را در کانال مطرح کنم، با آقای دکتر صداقت نژاد مشورت کردم. ایشان گفتند "اگر بخواهی با این زبان بیانش کنی، احتمالا ۹۹ درصد پژوهشگران متوجه نخواهند شد!"
واقعیت این است که حدود شش ماه قبل ایمیلی مبنی بر "آگهی استخدام برنامه نویس حرفه ای" دریافت کردم. نمی دانستم ایمیل از طرف چه شخصی، و یا چه شرکتی بود. با تلفن درج شده در آگهی تماس گرفتم و اپراتور به من یک قرار مصاحبه حضوری همراه با آدرس شرکت را ارائه داد. در اولین مصاحبه حضوری از من "آزمون گزینش کتبی یک ساعته ای" گرفتند که البته در آن آزمون امتیاز کامل را کسب نمودم. مرحله بعد مصاحبه شفاهی با حضور یک خانم برنامه نویس با تخصص دکترای سخت افزار، و مدیرعامل شرکت (جوانی بسیار مودب و خوشتیپ) بود. از این مرحله هم موفق گذشتم و چون خیلی از من خوششان آمده بود درخواستم مبنی بر "همکاری پاره وقت و یک روز در هفته" را قبول کردند. البته بگذریم که تعهداتی سنگین مبنی بر لزوم امانتداری و حفظ داده های شرکت نیز از من اخد نمودند، و البته منطقی هم بود. شرکت متشکل از ۴۰ کارشناس و برنامه نویس مختص زبان های مختلف بود که به صورت موازی کار می کردند و نتیجه کارشان می شد یک سری داده برای "شرکت های خصوصی و دولتی خاص"
روز اول کاری ام برایشان دو برنامه نوشتم که هر دو برنامه در همان ساعات اول، توسط برنامه نویس رده موازی ام برگشت خوردند! از این قضیه خیلی ناراحت و کمی هم عصبانی شدم و مطمئن بودم که برنامه نویس خانم مربوطه، یا از حضور من خوشش نمی آید یا قصد دارد شوخی کند! (که البته بعدها فهمیدم اشتباه می کردم) خلاصه پیش مدیرعامل رفتم و اعتراض کردم. مدیرعامل خیلی خوشتیپ، از خانم دکتر متخصص سخت افزار! خواست من را توجیه کند. من و خانم دکتر رفتیم داخل اتاق کنفرانس و ایشان شروع کرد به صحبت کردن راجع به ضوابط شرکت! یادم است که صحبت هایش داشت آرام آرام عصبانیتم را بیشتر می کرد. پس از ده دقیقه صحبت از اتاق خارج شد و پنج دقیقه بعد با یک "دستگاه لپ تاپ Asus بیچاره" بازگشت. پارچه ای روی میز انداخت و قاب پشت لپ تاپ را باز کرد. خانم دکتر یکی یکی قطعات لپ تاب را باز کرد و ریخت روی میز! صحنه خیلی بی رحمانه ای بود، مثل یک عمل جراحی می ماند و من برای اولین بار دلم برای یک لپ تاپ Asus سوخت! در واقع عذاب وجدان هم داشتم که باعث شدم آن لپ تاب به این روز بیفتد. نتیجه جلسه دو ساعته مان این بود که من فهمیدم "Interface ها" خیلی خطرناک هستند و هر گونه استفاده از آنها در آن شرکت و سایر شرکت های معروف ممنوع است! (ادامه دارد)🌷
پاسخ سوال مطرح شده در پست قبل:🌷
دوست عزیزم، من الان پای لپ تاپم نیستم و شاید نتوانم خیلی دقیق پاسخ شما را بدهم. در هر صورت تلاش می کنم با تمرکز ذهنی، منظورم را به شما انتقال بدهم. گفتید که دو نوع تحلیل پوش آور به شما معرفی کرده اند. و البته من نیز روش جدید و بهتری را به شما معرفی خواهم کرد. در روش توصیه شده توسط آیین نامه NEHRP 2003، الگوی بار جانبی به صورت مود اول است و سازه تا ۱۵۰ درصد تغییر مکان هدف مورد تحلیل پوشآور قرار میگیرد. در واقع این نقطه ۱۵۰ درصد تغییرمکان هدف (نقطه مایل استون)، جایی نیست که سازه شما اولین مفاصل پلاستیک را تجربه کرده است، بلکه مفاصل پلاستیک اعضای سازه شما خیلی قبل تر پدیدار شده اند. مایل استون نقطه ای است که شما مجاز هستید در آن جا ضریب اصلاح پاسخ را محاسبه نمایید. روش دیگر، رویکرد آیین نامه ATC-40 است که با تحلیل بار افزون، منحنی ظرفیت که حداقل تا نقطه عملکرد اولیه ادامه دارد، به صورت طیف شتاب – تغییرمکان تبدیل می شود. یک روش دیگر هم آیین نامه FEMA-356 معرفی کرده است که در مقایسه با NEHRP 2003 دقت بیشتری دارد.
چون زمینه پژوهشی شما بهینه سازی است، اگر از روش های فوق استفاده کنید نه تنها کار جدیدی انجام نداده اید بلکه به نتیجه خوبی هم نخواهید رسید! در واقع آن قدر در این زمینه ها تحقیق و پژوهش منتهی شده به مقالات بین المللی انجام شده است، که دیگر کار خاصی باقی نمانده است! توصیه من به شما این است که یک بار تحلیل پوش آور را با استفاده از روش بار افزون با توزیع بار جانبی یکنواخت بر اساس مفهوم انرژی، و بار دیگر با استفاده از روش تحلیل بار افزون با توزیع بار جانبی یکنواخت بر اساس مفهوم جابجایی بام انجام دهید و منحنی های ظرفیت را به با یکدیگر مقایسه کنید. در مرحله بعد روش های تحلیل بار افزون با توزیع بار جانبی مثلثی بر اساس مفهوم انرژی و تحلیل بار افزون با توزیع بار جانبی مثلثی بر اساس مفهوم جابجایی بام را امتحان کنید و باز هم منحنی های ظرفیت شان را با خودشان و با حالت های قبلی مقایسه کنید. به طور کلی، روش مبتنی بر انرژی از تئوری قویتری نسبت به روش متداول (بر اساس جابجایی بام) برخوردار است، همچنین دقت بیشتری هم دارد، و میتوان ادعا کرد که هم از لحاظ کارایی و هم از لحاظ دقت در تخمین نتایج تحلیل بارافزون نسبت به روش متداول (بر اساس جابجایی بام) برتری دارد. کارایی اصلی روش مبتنی بر انرژی در روشهای تحلیل بار افزونی است که در آنها الگوی بار جانبی به گونهای است که جابجایی بام متناسب با جابجایی سایر طبقات نیست، لذا نتایج حاصل از روش تحلیل بار افزون مودال با یک بار اجرا بر اساس مفهوم انرژی دقیقتر از همین روش بر اساس مفهوم جابجایی بام میباشد. اگر باز هم خواستید سنگین تر کار کنید می توانید موارد فوق را برای چندین نوع الگوی بار جانبی بررسی کنید!🌷
دوست عزیزم، من الان پای لپ تاپم نیستم و شاید نتوانم خیلی دقیق پاسخ شما را بدهم. در هر صورت تلاش می کنم با تمرکز ذهنی، منظورم را به شما انتقال بدهم. گفتید که دو نوع تحلیل پوش آور به شما معرفی کرده اند. و البته من نیز روش جدید و بهتری را به شما معرفی خواهم کرد. در روش توصیه شده توسط آیین نامه NEHRP 2003، الگوی بار جانبی به صورت مود اول است و سازه تا ۱۵۰ درصد تغییر مکان هدف مورد تحلیل پوشآور قرار میگیرد. در واقع این نقطه ۱۵۰ درصد تغییرمکان هدف (نقطه مایل استون)، جایی نیست که سازه شما اولین مفاصل پلاستیک را تجربه کرده است، بلکه مفاصل پلاستیک اعضای سازه شما خیلی قبل تر پدیدار شده اند. مایل استون نقطه ای است که شما مجاز هستید در آن جا ضریب اصلاح پاسخ را محاسبه نمایید. روش دیگر، رویکرد آیین نامه ATC-40 است که با تحلیل بار افزون، منحنی ظرفیت که حداقل تا نقطه عملکرد اولیه ادامه دارد، به صورت طیف شتاب – تغییرمکان تبدیل می شود. یک روش دیگر هم آیین نامه FEMA-356 معرفی کرده است که در مقایسه با NEHRP 2003 دقت بیشتری دارد.
چون زمینه پژوهشی شما بهینه سازی است، اگر از روش های فوق استفاده کنید نه تنها کار جدیدی انجام نداده اید بلکه به نتیجه خوبی هم نخواهید رسید! در واقع آن قدر در این زمینه ها تحقیق و پژوهش منتهی شده به مقالات بین المللی انجام شده است، که دیگر کار خاصی باقی نمانده است! توصیه من به شما این است که یک بار تحلیل پوش آور را با استفاده از روش بار افزون با توزیع بار جانبی یکنواخت بر اساس مفهوم انرژی، و بار دیگر با استفاده از روش تحلیل بار افزون با توزیع بار جانبی یکنواخت بر اساس مفهوم جابجایی بام انجام دهید و منحنی های ظرفیت را به با یکدیگر مقایسه کنید. در مرحله بعد روش های تحلیل بار افزون با توزیع بار جانبی مثلثی بر اساس مفهوم انرژی و تحلیل بار افزون با توزیع بار جانبی مثلثی بر اساس مفهوم جابجایی بام را امتحان کنید و باز هم منحنی های ظرفیت شان را با خودشان و با حالت های قبلی مقایسه کنید. به طور کلی، روش مبتنی بر انرژی از تئوری قویتری نسبت به روش متداول (بر اساس جابجایی بام) برخوردار است، همچنین دقت بیشتری هم دارد، و میتوان ادعا کرد که هم از لحاظ کارایی و هم از لحاظ دقت در تخمین نتایج تحلیل بارافزون نسبت به روش متداول (بر اساس جابجایی بام) برتری دارد. کارایی اصلی روش مبتنی بر انرژی در روشهای تحلیل بار افزونی است که در آنها الگوی بار جانبی به گونهای است که جابجایی بام متناسب با جابجایی سایر طبقات نیست، لذا نتایج حاصل از روش تحلیل بار افزون مودال با یک بار اجرا بر اساس مفهوم انرژی دقیقتر از همین روش بر اساس مفهوم جابجایی بام میباشد. اگر باز هم خواستید سنگین تر کار کنید می توانید موارد فوق را برای چندین نوع الگوی بار جانبی بررسی کنید!🌷
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌷زندگی یعنی امید، هدف و رویای زیبا داشتن، و برای دستیابی به آنها تلاش کردن!🌷
🌷نمونه کدهای اجرا نمودن فایل اپنسیس از داخل متلب (درخواستی یکی از عزیزان کانال)🌷
1) “!openSees OpenseesCommunityLovesYou.tcl”
2) sprintf([' Executing analysis for step: ' num2str(kor) ] )
tic
eval('!OpenseesCommunityLovesYou.bat');
toc
pause(1);
PomikiCM=load('OpenseesCommunityLovesYou.out');
3) !opensees OpenseesCommunityLovesYou.tcl
4) ! opensees.exe OpenseesCommunityLovesYou.tcl
1) “!openSees OpenseesCommunityLovesYou.tcl”
2) sprintf([' Executing analysis for step: ' num2str(kor) ] )
tic
eval('!OpenseesCommunityLovesYou.bat');
toc
pause(1);
PomikiCM=load('OpenseesCommunityLovesYou.out');
3) !opensees OpenseesCommunityLovesYou.tcl
4) ! opensees.exe OpenseesCommunityLovesYou.tcl
🌷اسکریپت کنترل کالپز سازه (درخواستی یکی از عزیزان کانال)🌷
# https://t.me/OpenSeesCommunity ;
# Loop for full earthquake unless we detect collapse ;
while { $eqNotFinished == 1 && $isCollapsed == 0 } {
test RelativeNormDispIncr 1.0e-6 10 1; # test testType $tolerance $maxNumIter
algorithm NewtonLineSearch 0.6;
set ok [analyze 1 $dT]
if {$ok != 0} {
algorithm Newton
set ok [analyze 1 $dT]
}
if {$ok != 0} {
algorithm Newton -initial
set ok [analyze 1 $dT]
}
if {$ok != 0} {
algorithm KrylovNewton
set ok [analyze 1 $dT]
}
if {$ok != 0} {
# Repeatedly reduce the tolerance and try all of the solution algorithms again
}
if {$ok != 0} {
# STOP ANALYSIS: Give up and let OpenSees return with a convergence error
} else {
# Output the convergence tolerance achieved for user to decide if that is acceptable
}
# If we get to this line the analysis converged…check for collapse
# Get floor displacements from OpenSees at this analysis step
set floor2Displ "[nodeDisp $nodeNumAtFloor2 1]“;
…do for all floors
# Compute story drift ratios for all stories
set story2DriftRatio [expr ($floor3Displ - $floor2Displ) / [lindex $floorHeightsLIST 2]]
…do for all stories
# Check is collapseDriftLimit is exceeded
if { abs(any story drift) > collapseDriftLimit } {
set isCollapsed 1;
if { $isCollapsed == 1 } {
puts "Stop Analysis and Report Collapse"
}
}
}
# https://t.me/OpenSeesCommunity ;
# Loop for full earthquake unless we detect collapse ;
while { $eqNotFinished == 1 && $isCollapsed == 0 } {
test RelativeNormDispIncr 1.0e-6 10 1; # test testType $tolerance $maxNumIter
algorithm NewtonLineSearch 0.6;
set ok [analyze 1 $dT]
if {$ok != 0} {
algorithm Newton
set ok [analyze 1 $dT]
}
if {$ok != 0} {
algorithm Newton -initial
set ok [analyze 1 $dT]
}
if {$ok != 0} {
algorithm KrylovNewton
set ok [analyze 1 $dT]
}
if {$ok != 0} {
# Repeatedly reduce the tolerance and try all of the solution algorithms again
}
if {$ok != 0} {
# STOP ANALYSIS: Give up and let OpenSees return with a convergence error
} else {
# Output the convergence tolerance achieved for user to decide if that is acceptable
}
# If we get to this line the analysis converged…check for collapse
# Get floor displacements from OpenSees at this analysis step
set floor2Displ "[nodeDisp $nodeNumAtFloor2 1]“;
…do for all floors
# Compute story drift ratios for all stories
set story2DriftRatio [expr ($floor3Displ - $floor2Displ) / [lindex $floorHeightsLIST 2]]
…do for all stories
# Check is collapseDriftLimit is exceeded
if { abs(any story drift) > collapseDriftLimit } {
set isCollapsed 1;
if { $isCollapsed == 1 } {
puts "Stop Analysis and Report Collapse"
}
}
}
Telegram
Opensees Community
The Largest OpenSees Community of Iran (LOCI). Channel is managed by Dr. Afshin Alborzi.
https://www.instagram.com/ledocteurafshina
YouTube: LOCI Community
Contact with administrator👇
@OpenSeesCommunity_pm
https://www.instagram.com/ledocteurafshina
YouTube: LOCI Community
Contact with administrator👇
@OpenSeesCommunity_pm
جهانی عجیب و غریب متکی بر تصادف!🌷
چندین ساعت قبل با دکتر صداقت نژاد تماس گرفتم تا هم بابت سفری که پنجشنبه شب قرار است بروم، با ایشان خداحافظی کنم و هم از یکدیگر حلالیت بطلبیم. در پایان به صورت کاملا تصادفی، به ایشان گفتم: "امروز یک دانشجوی دکترای سازه دانشگاه تهران یک سوال خوب از من پرسیدند!، هم خستگی ام را از بین بردند، و هم خواسته یا ناخواسته سوژه جدید گیر دادن به پدیده های علمی را برایم مهیا نمودند!" یک ساعت بعد دکتر صداقت نژاد برایم نوشتند "جناب مهندس، خدا خیرت بدهد آن دانشجویی که سوالش را توی کانال مطرح کرده ای دوستم است و ما دو شب است دو نفری، سر همین موضوع با یکدیگر مشغول بحث علمی هستیم!"
پاسخی که در لحظه های آتی به سوال مطرح شده اخیر خواهم داد، شاید به نظرتان خیلی عجیب و باور نکردنی باشد ولی واقعی است! لذا اینجانب بابت پاسخم، پیشاپیش از نویسندگان کتاب ها، تهیه کنندگان فیلم های ویدیویی آموزش OpenSees و نیز از تمامی برگزار کنندگان دوره های حضوری و آنلاین پوزش می طلبم!
چندین ساعت قبل با دکتر صداقت نژاد تماس گرفتم تا هم بابت سفری که پنجشنبه شب قرار است بروم، با ایشان خداحافظی کنم و هم از یکدیگر حلالیت بطلبیم. در پایان به صورت کاملا تصادفی، به ایشان گفتم: "امروز یک دانشجوی دکترای سازه دانشگاه تهران یک سوال خوب از من پرسیدند!، هم خستگی ام را از بین بردند، و هم خواسته یا ناخواسته سوژه جدید گیر دادن به پدیده های علمی را برایم مهیا نمودند!" یک ساعت بعد دکتر صداقت نژاد برایم نوشتند "جناب مهندس، خدا خیرت بدهد آن دانشجویی که سوالش را توی کانال مطرح کرده ای دوستم است و ما دو شب است دو نفری، سر همین موضوع با یکدیگر مشغول بحث علمی هستیم!"
پاسخی که در لحظه های آتی به سوال مطرح شده اخیر خواهم داد، شاید به نظرتان خیلی عجیب و باور نکردنی باشد ولی واقعی است! لذا اینجانب بابت پاسخم، پیشاپیش از نویسندگان کتاب ها، تهیه کنندگان فیلم های ویدیویی آموزش OpenSees و نیز از تمامی برگزار کنندگان دوره های حضوری و آنلاین پوزش می طلبم!
پاسخی واقعی تر، ولی عجیب تر!🌷
دیشب قصد داشتم که پاسخ پرسش مطرح شده توسط "دانشجوی دکترای سازه دانشگاه تهران" را در کانال قرار دهم. لازم به ذکر است که در پاسخ تنظیم شده، دیدگاه دلسوزانه و محبت آمیزی نسبت به الگوریتم هانت فیلد و ... داشتم. باز هم به صورت کاملا تصادفی چندین پیام از مهندس شانی دریافت کردم. ایشان نیز مدعی شدند که بحث علمی مفصلی با دانشجوی فوق پیرامون همین موضوع داشته اند. از آنجایی که حس کردم این دانشجو ذهن خلاق، پویا و خیلی جستجوگری دارد، تصمیم گرفتم تمام واقعیت را برایش بگویم. لذا پاسخ واقعی تر و کمی عجیب تر در لحظه های آتی در کانال قرار خواهد گرفت!
دیشب قصد داشتم که پاسخ پرسش مطرح شده توسط "دانشجوی دکترای سازه دانشگاه تهران" را در کانال قرار دهم. لازم به ذکر است که در پاسخ تنظیم شده، دیدگاه دلسوزانه و محبت آمیزی نسبت به الگوریتم هانت فیلد و ... داشتم. باز هم به صورت کاملا تصادفی چندین پیام از مهندس شانی دریافت کردم. ایشان نیز مدعی شدند که بحث علمی مفصلی با دانشجوی فوق پیرامون همین موضوع داشته اند. از آنجایی که حس کردم این دانشجو ذهن خلاق، پویا و خیلی جستجوگری دارد، تصمیم گرفتم تمام واقعیت را برایش بگویم. لذا پاسخ واقعی تر و کمی عجیب تر در لحظه های آتی در کانال قرار خواهد گرفت!
خداحافظی همیشگی با هانت فیلد عزیز!🌷(پاسخ سوال دانشجوی دکترای سازه دانشگاه تهران)🌷
دوست عزیز
بگذارید سوال شما را کمی سخت تر کنم و بعد جواب تان را بدهم! اگر سیستم IDA از نوع Severe Hardening باشد، آیا واقعا شما قصد دارید که همیشه تحلیل ها را آن قدر در شدت های لرزه ای بالاتری ادامه دهید تا به معیارهای شیب صفر، ۲۰ درصد شیب الاستیک یا ... برسید؟ و حال برویم سراغ پاسخ شما در ابعاد متفاوت کدنویسی و مفاهیم لرزه ای! اولا در هفت خط آخر اسکریپت کنترل کالپز سازه، مقدار "collapseDriftLimit" مبنای اصلی عملکرد کنترل است که این مقدار توسط شما به نرم افزار معرفی می شود! در واقع این اسکریپت انعطاف پذیر است و کدنویسی را عملکردی (کارفرما محور و نه نیرو محور) می کند! پدیده Resurrection که ناشی از وجود پالس یا ضربه در زلزله است اولین عاملی بود که الگوریتم هانت فیل را برای همیشه منسوخ و از دور خارج کرد!
دوست عزیز، الگوریتم هانت فیل نه تنها آخرین نقطه را نمی بیند بلکه همان نقاطی را هم که می بیند درست و حسابی نمی بیند! در واقع هانت فیل ایراد زیاد دارد که شرح آنها در این مقال نمی گنجد. فقط کافی است بدانید که دانشجوی پروفسور کرنل و نویسنده اسکریپت اصلی هانت فیلد، بارها به طرفدارانش گفته است: "لطفا بی خیال اسکریپتی که من نوشتم بشوید، این کد ایرادات اساسی دارد" ولی طرفدارانش آن قدر عاشق اسکریپتش و خودش بوده اند و هستند، که هنوز هم دارند اسکریپتش را استفاده و حتی خرید و فروش می کنند! (خدا شانس بدهد!) شما پرسیدید که "آیا کدهایی که در سایت های اینترنتی فروخته می شوند اشتباه و بی ارزش هستند؟" باید بگویم که تمامی این کدهای آماده، فیلم ها، ویدیوهای آموزشی اپنسیس و محتواهای اینترنتی فقط ارزشی در حد و اندازه اسباب بازی های دوران کودکی مان را دارند! و اگر بخواهم جوابتان را دقیق تر بدهم شما حتی باید به مطالب مندرج در تمامی آیین نامه ها نیز شک کنید، و ذهن خلاق یعنی همین!
توصیه من به شما این است که "هانت فیلد" را برای همیشه فراموش و الگوریتم آن را نیز از لپ تاپتان پاک کنید. حال من یک سوال مهم تر از شما و نیز یک پیشنهاد بهتر برای شما دارم. چرا با دیدگاهی مفهومی تر و نیز نگرشی عمیق تر به این مسائل مهم علمی نگاه نمی کنید؟ اصلا چرا می خواهید تحلیل هایتان را تا حد "فروریزش نامریکال" ادامه دهید؟ به من بگویید پس تکلیف سطوح عملکردی آیین نامه های خارجی معتبر چه می شود؟ چرا همان سطح عملکرد Complete مطابق با آیین نامه مورد استفاده تان (مثلا دستور العمل HAZUS-MH-MR-5) را به عنوان نقطه پایان تحلیل هایتان و مقدار عددی پیش فرض برای پارامتر "collapseDriftLimit" فرض نمی کنید؟! مگر نگرش همه آیین نامه های معتبر فعلی از نوع "عملکردی" نیست؟ مگر هدف از همه دعا خواندن ها برای "آمین گفتن" نیست؟ پس چرا می خواهید با این همه اتلاف وقت و انرژی، بروید اول "آخرین نقطه پایان تحلیل ها" را بیابید و بعد بازگردید به نقطه ای قبل تر، مندرج در آیین نامه عملکردی مد نظرتان؟! و یک سوال پایانی که امیدوارم طوفانی لازم و مکفی را در فکرتان و در ذهن تان بر پا کند! وقتی که آیین نامه HAZUS مقدار بیشینه دریفت ده درصد را برای حالت خرابی کامل مختص ساختمان هایی از نوع W1 و W2 پیشنهاد داده است، آیا گفته است چندین بار نیاز است که سازه به این حد خرابی نهایی برسد یا یک بار، و یا دوبار ...؟! (پدیده Resurrection)
دوست عزیز
بگذارید سوال شما را کمی سخت تر کنم و بعد جواب تان را بدهم! اگر سیستم IDA از نوع Severe Hardening باشد، آیا واقعا شما قصد دارید که همیشه تحلیل ها را آن قدر در شدت های لرزه ای بالاتری ادامه دهید تا به معیارهای شیب صفر، ۲۰ درصد شیب الاستیک یا ... برسید؟ و حال برویم سراغ پاسخ شما در ابعاد متفاوت کدنویسی و مفاهیم لرزه ای! اولا در هفت خط آخر اسکریپت کنترل کالپز سازه، مقدار "collapseDriftLimit" مبنای اصلی عملکرد کنترل است که این مقدار توسط شما به نرم افزار معرفی می شود! در واقع این اسکریپت انعطاف پذیر است و کدنویسی را عملکردی (کارفرما محور و نه نیرو محور) می کند! پدیده Resurrection که ناشی از وجود پالس یا ضربه در زلزله است اولین عاملی بود که الگوریتم هانت فیل را برای همیشه منسوخ و از دور خارج کرد!
دوست عزیز، الگوریتم هانت فیل نه تنها آخرین نقطه را نمی بیند بلکه همان نقاطی را هم که می بیند درست و حسابی نمی بیند! در واقع هانت فیل ایراد زیاد دارد که شرح آنها در این مقال نمی گنجد. فقط کافی است بدانید که دانشجوی پروفسور کرنل و نویسنده اسکریپت اصلی هانت فیلد، بارها به طرفدارانش گفته است: "لطفا بی خیال اسکریپتی که من نوشتم بشوید، این کد ایرادات اساسی دارد" ولی طرفدارانش آن قدر عاشق اسکریپتش و خودش بوده اند و هستند، که هنوز هم دارند اسکریپتش را استفاده و حتی خرید و فروش می کنند! (خدا شانس بدهد!) شما پرسیدید که "آیا کدهایی که در سایت های اینترنتی فروخته می شوند اشتباه و بی ارزش هستند؟" باید بگویم که تمامی این کدهای آماده، فیلم ها، ویدیوهای آموزشی اپنسیس و محتواهای اینترنتی فقط ارزشی در حد و اندازه اسباب بازی های دوران کودکی مان را دارند! و اگر بخواهم جوابتان را دقیق تر بدهم شما حتی باید به مطالب مندرج در تمامی آیین نامه ها نیز شک کنید، و ذهن خلاق یعنی همین!
توصیه من به شما این است که "هانت فیلد" را برای همیشه فراموش و الگوریتم آن را نیز از لپ تاپتان پاک کنید. حال من یک سوال مهم تر از شما و نیز یک پیشنهاد بهتر برای شما دارم. چرا با دیدگاهی مفهومی تر و نیز نگرشی عمیق تر به این مسائل مهم علمی نگاه نمی کنید؟ اصلا چرا می خواهید تحلیل هایتان را تا حد "فروریزش نامریکال" ادامه دهید؟ به من بگویید پس تکلیف سطوح عملکردی آیین نامه های خارجی معتبر چه می شود؟ چرا همان سطح عملکرد Complete مطابق با آیین نامه مورد استفاده تان (مثلا دستور العمل HAZUS-MH-MR-5) را به عنوان نقطه پایان تحلیل هایتان و مقدار عددی پیش فرض برای پارامتر "collapseDriftLimit" فرض نمی کنید؟! مگر نگرش همه آیین نامه های معتبر فعلی از نوع "عملکردی" نیست؟ مگر هدف از همه دعا خواندن ها برای "آمین گفتن" نیست؟ پس چرا می خواهید با این همه اتلاف وقت و انرژی، بروید اول "آخرین نقطه پایان تحلیل ها" را بیابید و بعد بازگردید به نقطه ای قبل تر، مندرج در آیین نامه عملکردی مد نظرتان؟! و یک سوال پایانی که امیدوارم طوفانی لازم و مکفی را در فکرتان و در ذهن تان بر پا کند! وقتی که آیین نامه HAZUS مقدار بیشینه دریفت ده درصد را برای حالت خرابی کامل مختص ساختمان هایی از نوع W1 و W2 پیشنهاد داده است، آیا گفته است چندین بار نیاز است که سازه به این حد خرابی نهایی برسد یا یک بار، و یا دوبار ...؟! (پدیده Resurrection)
Forwarded from Opensees Community
کدام یک از دو جمله ذیل صحیح هستند؟!
جمله اول:
"دانشجو اراده می کند مطالب درسی را یاد بگیرد، مغزش فرمان می دهد که مطالب را یاد بگیرد، و سرانجام او یاد می گیرد!"
جمله دوم:
"مغز دانشجو فرمان می دهد که او مطالب درسی را یاد بگیرد، دانشجوی بیچاره فکر می کند که خودش اراده می کند تا مطالب را یاد بگیرد، و سرانجام او یاد می گیرد!"
سوال کلیدی و مهم!!
آیا یک استاد می تواند از طریق مغز دانشجویانش (و نه لزوما با تصمیم گیری شخصی آن ها)، میزان یادگیری مطالب را کنترل نماید؟ واقعیت این است که بلی!، او می تواند!، پروفسور آرش افراز عصب شناس برجسته دانشگاه ام. آی. تی برایتان توضیح خواهد داد چگونه و به چه طریقی؟!
جمله اول:
"دانشجو اراده می کند مطالب درسی را یاد بگیرد، مغزش فرمان می دهد که مطالب را یاد بگیرد، و سرانجام او یاد می گیرد!"
جمله دوم:
"مغز دانشجو فرمان می دهد که او مطالب درسی را یاد بگیرد، دانشجوی بیچاره فکر می کند که خودش اراده می کند تا مطالب را یاد بگیرد، و سرانجام او یاد می گیرد!"
سوال کلیدی و مهم!!
آیا یک استاد می تواند از طریق مغز دانشجویانش (و نه لزوما با تصمیم گیری شخصی آن ها)، میزان یادگیری مطالب را کنترل نماید؟ واقعیت این است که بلی!، او می تواند!، پروفسور آرش افراز عصب شناس برجسته دانشگاه ام. آی. تی برایتان توضیح خواهد داد چگونه و به چه طریقی؟!