Opensees Community
1.11K subscribers
500 photos
158 videos
62 files
166 links
The Largest OpenSees Community of Iran (LOCI). Channel is managed by Dr. Afshin Alborzi.

https://www.instagram.com/ledocteurafshina

YouTube: LOCI Community

Contact with administrator👇

@OpenSeesCommunity_pm
Download Telegram
پاسخ سوال مطرح شده توسط یکی از اعضای کانال (پست قبلی)🌷:

وقتتون به خیر
من ویدیو را دیدم. البته ویدیو طولانی بود و من چون زمان کافی نداشتم بخش های از ابتدا و انتهایش را دیدم و در ذیل تحلیل خودم را بیان می نمایم:
اولا لازم است تاکید کنم که من برای مدرس یا گوینده ویدیوی فوق و سایر پژوهشگران احترام قائل هستم و نوع نقدم هم فقط راجع به "مطالب علمی مطرح شده در ویدیو" است و نه شخص ایشان! و بدیهی است که نقد مطالب علمی سایرین نیز جزو ذات پدیده مقدس پژوهش است. دوما، من با تمامی مطالب مطرح شده در این ویدیو کاملا اختلاف نظر دارم. ببینید دوست عزیز، این که ما سازه را از حالت سه بعدی به دوبعدی تبدیل می کنیم هیچ ارتباطی به سرعت تحلیل و ... ندارد، بلکه دو دلیل اصلی و کلیدی دارد: اول این که OpenSees یک نرم افزار اجزا محدود است و برایش فقط و فقط دقت تحلیل ها مهم است و نه سرعت تحلیل ها! در واقع OpenSees خودش موتور تحلیلی قوی دارد و خودش می تواند مشکل سرعت را حل کند و اصلا نیازی به کمک من و شما ندارد! بگذریم که خیلی وقت ها بنا به دلایلی زمان های تحلیل های سه بعدی، از زمان های تحلیل های دو بعدی کمتر هم هستند! به عنوان یک قانون کلی، اگر مطمئن هستید که سیستم تان کمانش عمود بر صفحه قاب ندارد، شما این مجوز را دارید که قاب کناری ساختمان که بحرانی ترین قاب است، را انتخاب و تحلیل دوبعدی کنید. چرا قاب کناری، بحرانی ترین قاب ساختمان است؟ چون مطالعات آزمایشگاهی نشان داده اند که معمولا (و نه همیشه) قاب های کناری ساختمان ها، بحرانی ترین قاب ها هستند. الان احتمالا این سوال در ذهن تان پیش آمده است که اگر سیستم سازه ای به نحوی بود که کمانش عمود بر صفحه قاب هم برایم مهم بود چه روشی باید برگزیده شود؟ پاسخ این است که باز هم می توانید همان قاب دوبعدی را در نرم افزار OpenSees تحلیل سه بعدی کنید. به عنوان یک قانون کلی دیگر، قاب های یک جهت در سازه، به نسبت سختی هایشان مقاومت سازه در آن جهت را تامین می کنند. اصلا الزامی نیست که شما بیایید در یک سازه سه بعدی، سیستم را دست کاری کرده (خراب کرده) و اتصالات همه تیرها – ستون های قاب های میانی را مفصلی کنید تا فقط دو قاب کناری مقاومت آن جهت را تامین کنند!، تا بعد مجوز داشته باشید که یک قاب کناری بحرانی را انتخاب و مدل سازی کنید (مطابق نکات مطرح شده در ویدیو). این کار کاملا اشتباه است! مگر چه مشکلی پیش می آید اگر مقاومت کل سازه (واقعی طراحی شده) در راستای X ، بین 4 قاب تقسیم شود؟! نکته مهم دیگر این است که سهم های قاب های وسطی سازه، هم از نظر سختی و هم از نظر مقادیر جرم های گره ای واقع بر نقاط اینترسکشن تیر - ستون های قاب، دو برابر سهم های قاب های کناری هستند. (احتمالا می دانید که جرم های گره ای واقع بر نقاط اینترسکشن تیر - ستون های هر قاب، تعیین کننده سهم آن قاب در تامین نیروی اینرسی کل هستند) چون در یک سازه طراحی شده بین جرم لرزه ای کل و سختی های قاب ها تناسب خوب و هوشمندی وجود دارد (به دلیل انجام پروسه طراحی سازه ای)، لذا جهت یافتن مقادیر جرم لرزه ای سهم هر قاب، فقط کافی است که جرم لرزه ای طبقه را به نسبت سهم بارگیر هر قاب یا سهم تحمل پذیری هر قاب از سختی کل سازه در آن جهت (و نه هر دو)، بین قاب ها تقسیم کنید.
22-F. Naeim, The Seismic Design Handbook, 2nd ed, 2000.pdf
113.1 MB
🌷نسخه با کیفیت بالای هندبوک طراحی لرزه ای پروفسور فرزاد نعیم🌷
مبحث تخصصی که اگر خستگی مجالی برایم باقی گذارد، در لحظه های آتی در کانال بیان می شود:🌷

فوت نوت شماره ۵۴ از مجموعه نکات کلیدی کدنویسی در نرم افزار OpenSees: دستورهایی با ساختارهایی مبتنی بر جهت های مختصاتی که ساز مخالف می زنند!
فوت نوت شماره ۵۴ از مجموعه نکات کلیدی کدنویسی در نرم افزار OpenSees:🌷

دستورهای کلیدی OpenSees به دو بخش اساسی تفکیک می شوند: دستورهای مبتنی بر درجه های آزادی
(load, mass, fix, equalDOF)
و دستورهایی با ساختارهایی مبتنی بر جهت های مختصاتی
(element zerolength, element twoNodeLink)
برای بیشتر کامندهای مربوط به دسته دوم OpenSees، تعداد جهت های مختصاتی (در مدل های دو بعدی و سه بعدی) شش جهت مختصاتی
X, Y, Z, RotX, RotY, RotZ
هستند که به ترتیب با برچسب های ۱، ۲، ۳، ۴، ۵ و ۶ تعریف می شوند. ولی المان element twoNodeLink در مدل های دوبعدی، ساز مخالف می زند و فقط سه جهت مختصاتی RotZ ،Y ،X را می شناسد!!🌷
مبحث تخصصی که در لحظه های آتی در کانال بیان می شود:🌷

رویارویی جهان های موازی و جهان های سری در OpenSees!
رویارویی جهان های موازی و جهان های سری در OpenSees!🌷

افرادی که ویدیوی سخنرانی پروفسور ادوارد ویتن پیرامون"تقابل جهان های سری با جهان های موازی" را دیده اند، خوب می دانند که سخت ترین کار پس از دقیقه سی ام سخنرانی، گوش دادن و نترسیدن است! منظورم دقیقا آنجایی است که پروفسور ۶۷ ساله دارد ثابت می کند جهانی که در آن زندگی می کنیم ترکیبی است از بی نهایت جهان های سری و جهان های موازی! البته به نحوی که این جهان های عجیب و غریب در یک سری نقاط خاصی با یکدیگر تلاقی دارند. ترسناک ترین بخش قضیه هم آنجا هست که من و همه خوانندگان این متن، توی تک تک این بی نهایت جهان ها حضور داریم و فقط کارها و انتخاب هایی که (در هر جهان) می کنیم متفاوت هستند. مثلا در جهان شماره ۱ برای من مهمان می آید و من نمی توانم این متن را کامل بنویسم، در جهان شماره ۲ من این متن را کامل می نویسم ولی شما آن را کامل نمی خوانید، در جهان شماره ۳ هم من این متن را کامل می نویسم و هم شما آن را کامل می خوانید، بلکه برای دوستانتان هم فوروارد می کنید، ... . اینجا پروفسور ویتن یک توصیه ارزشمند می کند! او می گوید همیشه اول بایستی "نقاط تلاقی جهان ها با یکدیگر" را پیدا کنید و ببینید که آیا از ۲۳ ثابت جهانی تبعیت می کنند یا نه؟ (بعدا می گویم که این ثابت ها چه هستند)
فرض کنید یک مدل OpenSees داریم که حاصل یک ترکیب موازی از A و B، به صورت سری با D ،C و E ترکیب شود! یعنی پنج جهان مجزا (سری یا موازی)، عجیب و غریب که همگی در قالب یک کد رفتار می نمایند!

(A) model BasicBuilder -ndm 2 -ndf 2;
(B) model BasicBuilder -ndm 2 -ndf 3;
(C) model BasicBuilder -ndm 3 -ndf 4;
(D) model BasicBuilder -ndm 3 -ndf 5;
(E) model BasicBuilder -ndm 3 -ndf 6;

حال فرض کنید که D ،C ،B ،A و E با المان های element zeroLength به یکدیگر متصل شده باشند (نقاط تلاقی جهان ها) اولین کنترلی که بایستی انجام شود این است که تعداد درجه های آزادی هر دو گره متصل شونده به هر یک از المان های element zeroLength با یکدیگر برابر باشند! (تبعیت از ثابت های جهانی)
بخش هایی از سورس کدنویسی مربوط به نقاط تلاقی جهان های موازی و جهان های سری (پست قبل)!🌷
🌷اين قافله عمر عجـب می گذرد! 
درياب دمی کـه با طرب می گذرد! 
ساقی غم فردای حريفان چه خوری! 
پيش آر پياله را که شب می گذرد!🌷
🌷قابل توجه دانشجویان عزیز مقطع پی اچ دی که با من در حال فعالیت پژوهشی هستند:

روز سه شنبه مورخه ۱۰ اردیبهشت ماه ۱۳۹۸ از سفر باز خواهم گشت. لذا عزیزان می توانند در مورخه فوق، جهت دریافت فایل های ویدیویی و صوتی (محتوای آموزشی سطح پیشرفته) به موسسه مراجعه نمایند. همچنین جهت سوالات احتمالی (فقط پیرامون مبحث تکنیک های رمزگشایی الگوریتم ها)، اینجانب از ساعت ۸ صبح الی ۱۲ روز سه شنبه در موسسه حضور خواهم داشت. عزیزان شهرستانی هم می توانند از خانم اسدپور درخواست نمایند تا فایل های آموزشی را برایشان، با پست پیشتاز ارسال نمایند.🌷
مبحث تخصصی که اگر بتوانم در اینجا به یک لپ تاپ دسترسی پیدا کنم (لپ تاپم همراهم نیست!)، در لحظه های آتی در کانال بیان می شود:🌷

فوت نوت شماره ۷۸ از مجموعه نکات کلیدی کدنویسی در نرم افزار OpenSees!، سرابی به نام فایبر!
فوت نوت شماره ۷۸ از مجموعه نکات کلیدی کدنویسی در نرم افزار OpenSees!، سرابی به نام فایبر! 🌷

بیشتر از ۹۰ درصد کدنویس ها در شبیه سازی هایشان ترجیح می دهند از مقاطع فایبر استفاده کنند. بدون آن که دقیقا بدانند این مقاطع چه هستند!، بدون آن که بدانند این مقاطع فقط اندرکنش نیروی محوری و لنگر خمشی را می شناسند!، بدون آن که بدانند قانون گوس – لوباتوی حاکم بر برخی المان ها، چه تاثیرات منفی بر رفتار این مقاطع می گذارد!، بدون آن که بدانند تنش های برشی برای مقاطع فایبر پدیده هایی کاملا غریبه و ناشناخته هستند! در صورتی که بیشتر مواقع این تنش های برشی در طول المان ها وجود دارند، و حتی خیلی وقت ها در یک سیستم مختصات دکارتی سه بعدی، هر دو مولفه برشی تانسور مرتبه دوم هم زمان وجود دارند! (دو مولفه افقی عمود بر سطح مقطع المان)
بیشتر کدنویس های زلزله نمی دانند که برای مقاطع فایبر نیروهای پیچشی هم تعریف نشده هستند! و یک مطلب خیلی مهم تر و خطرناک تر! ۹۹ درصد کدنویس هایی که مطالب فوق را نمی دانند همیشه یک اشتباه رایج دیگر هم مرتکب می شوند. آنها نمی دانند که اولین کار پس از تعریف مقاطع فایبر برای ستون های یک قاب دوبعدی (و بعضی مواقع قاب سه بعدی) کنترل جهت های قرارگیری ستون ها در قاب است. در واقع جهت قوی مقطع ستون بایستی در صفحه قاب قرار گیرد تا مقاومت مورد نیاز قاب را تامین کند. برای برخی اشکال هندسی مقاطع ستون ها با رعایت نمودن قانون دست راست در محورهای محلی مقاطع فایبر، این مطلب به صورت اتوماتیک انجام می شود. ولی برای برخی اشکال هندسی هرگز این طور نیست و بایستی برای OpenSees، کامندهایی خاص مختص قرارگیری ستون ها در جهت های صحیح تعریف نمود. می دانم الان چه سوالی به ذهنتان خطور کرده است. این سوال که "خب حالا راه حل چیست؟" بگذارید کمی هیجان قضیه را بیشتر کنم!، فعلا راه حل این همه مشکلات را نگویم و در پست های آتی به بیان آن بپردازم!🌷
حلقه های طلایی یا حلقه های نقره ای؟ مساله این است!🌷

چندین ساعت قبل یکی از پژوهشگران عزیز و دوست داشتنی شیرازی با من تماس گرفتند و مطلب مهمی را از من پرسیدند. ایشان پرسیدند "حلقه خوب است یا نه؟" به او پاسخ دادم "منظورت از خوب چیست؟" ایشان مکث کردند، و من مجددا پرسیدم "خوب یعنی راحت؟ یا خوب یعنی دقیق؟" ایشان باز هم با مکثی بیشتر پاسخ دادند "توی یک گروه تلگرامی گفته ام که حلقه ها خوب نیستند و چندین نفر خیلی ناراحت شده اند و گفته اند که حلقه ها را نمی شناسی!" به دوستم گفتم که چون در زمان خدمت سربازی ام، شیرازی ها خیلی هوایم را داشتند و واقعا مردم مهربان و بی نظیری بودند، همین امشب پاسخ را در کانالم خواهم نوشت.
دوستان قدیمی تر کانال باید یادشان باشد که ما در کانال، زمانی حدود یک ماه به مبحثی به نام "تکنیک نودال نامبرینگ" پرداختیم و گفتیم که نحوه شماره گذاری گره ها توی سرعت تحلیل ها تاثیر به سزایی دارد. کمی بعدتر هم سفارش کردیم که بایستی طوری عملیات نودال نامبرینگ را انجام دهید که "تفاضل تگ های دو گره مجاور" حداقل باشد! (مطابق توصیه دانشمند فرزانه جناب آقای پروفسور علی کاوه❤️) چند وقت بعدتر یکی از عرب زبان های عزیز هموطن مان صراحتا درخواست کردند که یک قانون کلی تر و ساده تر برای "نودال نامبرینگ بهینه" معرفی کنم. من هم پاسخ دادم فعلا یک شماره گذاری گره ای نسبتا خوب و ساده برای سازه ها، الگوریتم نودال نامبرینگ "خانم پروفسور لارا ادز، دانشگاه استانفورد، ۲۰۱۰" است. حالا الان احتمالا می پرسید خب این موارد چه ارتباطی به خوب بودن یا بد بودن حلقه ها دارد؟ پژوهشگران چینی توی کدنویسی هایشان از حلقه های پی در پی و پیچیده، حلقه های سری، موازی و نیز خیلی عجیب و غریب استفاده می کنند. ولی پژوهشگران آمریکایی خیلی برجسته ای مثل خانم پروفسور لارا ادز و خانم پروفسور ماریا کالیو، به هیچ وجه در کدنویسی هایشان، از حلقه ها استفاده نمی کنند؟! عجیب نیست؟ آیا شما به دنبال ظاهر پیچیده، شیک و زیبای یک کدنویسی هستید یا به دنبال نتایج واقعی و دقیق؟ در ذیل به بیان چندین مورد از معایب استفاده از حلقه ها در بدنه اصلی کدنویسی های لرزه ای اشاره خواهم نمود:

۱- پژوهشگران غیر حرفه ای معمولا حلقه ها را در معرفی گره ها، جرم ها، ریسترینت ها، کنتسترینت ها، مقاطع و المان ها استفاده می نمایند. اولین عیبی که اینجا پیش می آید آن است که آنها مجبور هستند تا تگ ها و برچسب های گره ها را به هم بریزند و این امر بر روی سرعت تحلیل ها و نیز بر روی دقت تحلیل ها اثرات مخربی خواهد داشت.
۲- در حین استفاده از تمامی نرم افزارهای اجزا محدود جهت استفاده از حداکثر سرعت سی پی یو، لازم است که اطلاعات نیز با حداکثر سرعت به سی پی یو برسند، اما به دلیل اینکه سرعت سی پی یو خيلی بيشتر از سرعت رم است، سی پی یو مدت زمان زيادی را بايد منتظر بماند تا اطلاعات را از رم دريافت کند. برای کاهش اين مدت انتظار و افزايش سرعت سيستم ها، حافظه نهان (Cache) را در سی پی یو قرار داده اند. کش وظيفه ی ذخيره دستورات و فرمان های موقتی و دائمی کاربر را به عهده دارد. به دلیل مساوی بودن سرعت کش با سی پی یو انتقال اطلاعات به سی پی یو خیلی سریع صورت می پذیرد و دیگر نيازی به فراخوانی اطلاعات از رم ندارد. البته اگر برخی از اطلاعات مورد نیاز در کش نباشد بايد اين اطلاعات از رم فراخوانی شوند و دوباره سی پی یو بيکار مي ماند و با کاهش سرعت مواجه می شود. که برای حل اين مشکل دوباره یک کش دیگر اضافه می کنند. بنابر این هر چه حافظه کش بزرگ تر باشد سرعت هم بيشتر مي شود. وقتی شما از هر نوع حلقه ای در بدنه اصلی کدنویسی تان استفاده کنید، به میزان "حاصل ضرب تعداد متغیرهای حلقه در تعداد خط های درون بدنه همان حلقه" حافظه کش را الکی پر می کنید و این یعنی افزایش چند برابری زمان تحلیل ها!!
۳- ولتاژ ورودی لپ تاپ ها حدود ۳/۷ ولت و جریان ورودی آنها نیز تقریبا ۲۲۰۰ میلی آمپر است که البته هر دو این مقادیر مرتبا کم و زیاد می شوند. وقتی که به هر دلیلی اتلاف حرارتی سی پی یو یا "شاخص اتلاف انرژی لپ تاپ TDP" زیادتر شود، در این لحظه خنک کننده ای که بر روی سی پی یو قرار گرفته است، دیگر توانايی انتقال اين حرارت به فضای بیرونی لپ تاپ را ندارد. و به صورت اتوماتیک ولتاژ و جریان ورودی به لپ تاپ کمتر می شوند و برخی از فعالیت های در حال انجام نیز متوقف می شوند! حال فکرش را بکنید در این لحظه داغ شدن سی پی یو، شما وسط یک حلقه تعریف بارگذاری های ثقلی باشید و حلقه کامل خوانده نشود و شما هم اصلا خبردار نشوید!
۴- بایستی به اطلاع عزیزانی که می گویند حلقه ها خوب هستند برسانم، که من حلقه های بیشتر و تخصصی تری بلد هستم و می شناسم. مثل حلقه های سری و موازی هوشمند، حلقه های چند بدنه ای، حلقه های مبتنی بر پارامترهای کدنویسی و ولتاژ ورودی لپ تاب، و حتی حلقه های نامرئی! که تحت شرایطی خاص در کدنویسی ها فعال، اجرا و مجددا غیرفعال و محو می شوند! اما هیچ وقت در کدنویسی هایم از هیچ حلقه ای استفاده نمی نمایم! در پایان، بر خود لازم می دانم بگویم درست است که برای کسب این مطالب ارزشمند تلاش، همت و انرژی خیلی زیادی صرف شده است اما جهت اعتلای سطح علمی کشورم، حق پخش و توزیع آن ها کاملا عمومی و آزاد است. پس می توانید آنها را در گروه ها پخش نمایید.🌷
دوست معروف شیرازی ام که قبلا صحبتش بود، با وجودی که دوست خیلی صمیمی من است ولی مرتبا سعی دارد بین من و سایرین بحث علمی راه بیندازد. بگذریم که چندین بار هم به ایشان گفته ام که من روحیه ام آرام است و اصلا از دعوا خوشم نمی آید! ایشان امروز یک ویس از شخصی ناشناس برایم فرستادند که برخی مطالب علمی بیان شده توسط اینجانب را نقد کرده اند. و البته نقد، بحث علمی و تبادل اطلاعات خیلی هم خوب است! اول خواستم ویس را در کانال قرار دهم که هم نشان دهم "ظرفیت نقدپذیری" بسیار بالا و نیز "قدرت پاسخگویی" بسیار بالاتری دارم. لذا ویس را چندین بار گوش کردم و البته هیچ چیزی هم از مطالب مطرح شده در آن متوجه نشدم. شخص ناشناس مرتبا گفته اند "این اشتباه است و آن اشتباه است"! و من نمی فهمیدم روی چه حسابی اشتباه است؟ و بر مبنای کدام رفرنس معتبر علمی؟ و نیز بر اساس کدام استدلال منطقی؟ ایشان اول ویس یک فرضیه علمی اشتباه را مطرح کرده اند و تا آخر ویس طبق همان فرض علمی اشتباه به جلو رفته اند. حالا من قصد دارم خودم و شما را راحت کنم، و فقط اثبات کنم که آن فرضیه ابتدایی مطرح شده اشتباه است! و باز هم امان از دست این شیرازی ها!🌷

نقد علمی دوست ناشناس از مطالب من:
"آی دی های شناسایی اولیه که شما به گره ها اختصاص می دهید و مدل را با آن درست می کنید هیچ تاثیری و ارتباطی روی شناسایی و ترتیب شماره گذاری گره ها در فرآیند اجزا محدود ندارد"

و پاسخ من به نقد علمی ایشان:
دوست عزیز، امیدوارم که همیشه شاد و سرحال باشید. اولا زمانی که می خواهیم نرم افزار جهت تسریع در روند حل مساله، شماره گذاری مجدد انجام دهد از نامبرر RCM و در غیر این صورت از نامبرر plain استفاده می کنیم. پس در حالت استفاده از نامبرر plain بحث شماره گذاری مجدد و تمامی صحبت های شما منتفی است. و بگذریم که نامبرر plain خوبی های زیادی هم دارد که فعلا با آن ها کاری نداریم. دوما شما فراموش کرده اید یا نمی دانید که "شماره گذاری مجدد و اتوماتیک توسط نرم افزار اجزا محدود" تنها برای پروسه حل معادلات حرکتی است، و نه برای فرآیند تشکیل ماتریس های سختی تک تک المان ها!، و نه برای انتقال این ماتریس ها از سیستم های مختصاتی لوکال تک تک اجزای سازه ای به سیستم مختصاتی گلوبال!" به عبارت دیگر نرم افزار اجزا محدود بر اساس شماره گذاری های دل به خواهی ما، ابتدا ماتریس های سازه ای تک تک اجزای سازه را می سازد، بعد عملیات ترکیب ماتریس های سازه ای (Condensaton) صورت می گیرد و سپس نرم افزار وارد مرحله سخت و پیچیده "حل معادلات حرکتی" می شود. دوست عزیز اشتباه بزرگ شما این است که نمی دانید در یک نرم افزار اجزا محدود، از مرحله Condensation به بعد است که نرم افزار تصمیم می گیرد "آیا شماره گذاری خودکار را انجام بدهد یا نه؟" و اصلا اگر هم قرار شد انجام بدهد، این کار را برای تمامی گره های موجود در سازه انجام نمی دهد! (جالب شد نه؟!)🌷
🌷آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم!
آن توبه صد ساله به پیمانه شکستیم!
از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب!
ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم!🌷
Audio
یک آهنگ خاطره ‌انگیز، جهت تقویت و افزایش آمادگی ذهنی برای شروع مباحث خیلی سنگین لحظه های آتی 🌷❤️
🌷❤️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مردان بزرگ و بلندنام هرگز نمی میرند زیرا که گوهرشان قلوب نسل های آینده است! به یادبود پنجاه و ششمین سالگرد حادثه آزمایش موشک بالستیک V2، تقدیم به پروفسور تئودور وان کارمن❤️خالق ایده کنترل فعال سازه ها و همکاران🌷
پاسخ سوال مطرح شده در فوت نوت شماره 78 از مجموعه نکات کلیدی کدنویسی در نرم افزار OpenSees، معرفی یک مقطع جایگزین خوب برای فایبر!🌷

یک از بزرگ ترین افتخارات زندگی ام، دوستی با استاد بزرگواری است که اولا از اساتید برجسته دانشگاه خواجه نصیر و نیز عضو کانالم هستند، و دوما در زمره منتقدانم پیرامون نگارش مطالب علمی هستند که در کانال درج می نمایم. از آنجایی که تعداد مقالات بین المللی ایشان عددی بین دو تا سه برابر مجموع سال های عمر من است، لذا مطمئن هستم امشب یا فردا وقتی این متن را می خوانند، قطعا تبسمی هم بر لب هایشان نقش خواهد بست! یادم است هر وقت ایشان را در آزمایشگاه می دیدم از ایشان می پرسیدم "چرا همیشه در مقالات بین الملی تان تمامی انواع مهاربندهای هم محور و برون محور را با المان تیر ستون غیرخطی با پلاستیسیته گسترده شبیه سازی می کنید، و نه با المان Truss، و نه با المان corotTruss؟!" و ایشان همیشه پاسخ می دادند "افشین واقعا فکر می کنی می توانی رایگان از من حرف بکشی؟" چندین وقت قبل به اتفاق مدیر موسسه ای که در آنجا تدریس می کنم، به رستورانی خیلی زیبا واقع در یک مرکز خرید خیلی زیباتر رفته بودیم. در آنجا استاد بزرگوار را به همراه خانواده شان دیدیم و شام را با هم خوردیم. یادم است پسرشان از آمریکا آمده بود و داشت تعریف می کرد که قصد دارد برای واردات انواع سنسورهای هوشمند ساختمانی مجوز بگیرد. آن شب خیلی به یاد ماندنی و زیبا بود! (بگذریم که مدیر موسسه هیچ وقت کیف پولش همراهش نیست و من مجبور شدم هزینه صرف شام کل میز را حساب کنم!، و این تنها بخش غم انگیز آن شب بود!) آن شب، استاد مسن پیشنهاد دادند که خانم ها بروند منزل و آقایان نیز خیابان ولیعصر را، رو به پایین پیاده روی نمایند و طبیعتا ما هم پذیرفتیم. بین راه قهوه خریدیم و حسابی گرم صحبت شدیم. استاد دستشان را انداختند روی شانه ام و صمیمانه گفتند "همه کدنویسی های تو یک مشکل بزرگ و خطرناک دارند!" پرسیدم "چه مشکلی؟" جواب دادند "تو پسر خوبی هستی، مودب هستی، بارها دیده ام که حتی توی آزمایشگاه روزی سه بار مسواک می زنی و این یعنی خیلی منضبط هستی! اما این موارد توی کدنویسی ات هم هست و این بزرگ ترین ضعف کدنویسی هایت است!" من هیچ چیزی از صحبت هایشان متوجه نشدم و احتمالا این مطلب از حالت چشم هایم مشخص بود. چون با نگاه کردن به چشم هایم خودشان ادامه دادند "تو خیلی جزییات را برای نرم افزار تعریف می کنی! یا به عبارت دقیق تر خیلی جزییات را به نرم افزار القا می کنی! و نمی گذاری خودش تصمیم نهایی را بگیرد!" آن شب من اصلا تصور نمی کردم که استاد عزیز، قصد دارند "جرقه ای خیلی خطرناک پیرامون رفتارسنجی المان های سازه ای" در ذهنم راه بیندازند و البته ایشان کاملا موفق شدند. من پاسخ دادم "خب وقتی که من پارامتری یا رفتاری را خوب، دقیق و کامل می شناسم، چه اشکالی دارد اگر آن ها را به اپنسیس القا کنم؟" و اینجا بود که پاسخ استادانه شان، به من آموخت که هیچ چیزی نیاموخته ام و هیچ چیزی نیز نمی دانم! ایشان گفتند "خب اگر مطمئن هستی که پارامتری یا رفتاری را خوب می شناسی، چه اشکالی دارد اگر به اپنسیس هیچ القائی نکنی و مطمئن تر شوی؟"

هیچ وقت در شبیه سازی هایتان از مقاطع فایبر استفاده نکنید! هیچ وقت یعنی در تمامی انواع مدل های سازه ای! (تحلیل های دو بعدی قاب های دو بعدی، تحلیل های سه بعدی قاب های دو بعدی، تحلیل های سه بعدی سازه های سه بعدی و ..) حتی اگر مطمئن بودید که مقاطع مورد مطالعه تان فقط رفتاری از نوع اندرکنش نیروی محوری و لنگر خمشی دارند، باز هم از مقاطع فایبر استفاده نکنید! و همیشه از مقاطع ذیل استفاده نمایید:🌷

section Fiber 2300 {

}
uniaxialMaterial Elastic 2310 ????
section Aggregator 2320 2310 T 2310 Vy -section 2300
geomTransf Linear 2330 -1 0 0