ایجانب تمایل دارم که مبحث "کنترل پایداری برج های خیلی مرتفع" ...
anonymous poll
به صورت مفصل تر و کامل تر بیان شود – 107
👍👍👍👍👍👍👍 86%
به صورت کلی و خلاصه بیان شود – 17
👍 14%
👥 124 people voted so far.
anonymous poll
به صورت مفصل تر و کامل تر بیان شود – 107
👍👍👍👍👍👍👍 86%
به صورت کلی و خلاصه بیان شود – 17
👍 14%
👥 124 people voted so far.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اولین تصویر ثبت شده از یک سیاهچاله در فاصله ۵۰۰ میلیون تریلیون کیلومتری کره زمین با جرمی معادل ۶/۵ میلیارد برابر خورشید، ثبت شده توسط تلسکوپ SPT-SOUTH POLE🌷🌷
Opensees Community via @vote
ایجانب تمایل دارم که مبحث "کنترل پایداری برج های خیلی مرتفع" ... anonymous poll به صورت مفصل تر و کامل تر بیان شود – 107 👍👍👍👍👍👍👍 86% به صورت کلی و خلاصه بیان شود – 17 👍 14% 👥 124 people voted so far.
🌷به روی چشم، همیشه تابع اکثریت آرای❤️اعضای کانال❤️خواهم بود🌷
!_PushoverofSinglePile-BNWF2019.tcl
20.2 KB
کدنویسی تحلیل پوش آور شمع بیست متری مدفون در عمق مشخصی از خاک، تهیه شده توسط تیم پژوهشی University of Washington
Forwarded from Opensees Community
بیایید دانش مان را به رایگان در سراسر کشور، حتی در نقاط خیلی محروم پخش کنیم! بیایید به فکر آن دانشجوی مقیم روستاهای سیستان و بلوچستان باشیم که نه پول دارد و نه دسترسی به حداقل امکانات آموزشی!🌷پس به جهت ارتقا سطح علمی تمامی پژوهشگران هم وطن مان، لینک کانال را بین دوستان تان و در گروه های شهرتان پخش نمایید🙏 ❤️
https://t.me/OpenSeesCommunity
https://t.me/OpenSeesCommunity
Telegram
Opensees Community
The Largest OpenSees Community of Iran (LOCI). Channel is managed by Dr. Afshin Alborzi.
https://www.instagram.com/ledocteurafshina
YouTube: LOCI Community
Contact with administrator👇
@OpenSeesCommunity_pm
https://www.instagram.com/ledocteurafshina
YouTube: LOCI Community
Contact with administrator👇
@OpenSeesCommunity_pm
!! Abutment2019.tcl
1001 B
پروسیجر آماده جهت ساخت اتوماتیک خاکریز پل های بتن مسلح بزرگ راهی، تهیه شده توسط تیم پژوهشی University of Washington
ارتباط بین مقادیر بیشینه دریفت بین طبقه ها و ناپایداری جانبی در سازه های خیلی مرتفع (بخش سوم)🌷
سال ها قبل آیین نامه های موجود در جهان، از نسل "آیین نامه هایی با مبنای نیرویی" بودند. یعنی همه طراحان سازه، ساختمان ها را بر مبنای نیروها طراحی می کردند و برای دریفت ها یا ... کنترل می کردند. آن زمان ها هیچ کسی نمی دانست که "طراحی لرزه ای" با "ارزیابی لرزه ای" تفاوت دارد (بگذریم که هنوز هم خیلی ها نمی دانند!) آن زمان ها طراحان سازه ای وقتی سازه ای را طراحی می کردند، و با مقادیر زیاد نسبت های تنش (Stress Ratios) ایجاد شده در مقاطع المان های سازه ای روبه رو می شدند، ابعاد مقاطع سازه را افزایش می دادند. و حتی ممکن بود این پروسه افزایش ابعاد مقاطع سازه بارها و بارها تکرار شود. آن ها نمی دانستند که خواسته یا ناخواسته هم در حال افزایش سختی و جرم سازه و تغییر دادن رفتار لرزه ای آن هستند و هم در حال افزایش نیرو های اینرسی هستند که قرار است سازه در آینده ایجاد و تجربه کند! (بگذریم که هنوز هم خیلی ها نمی دانند!)
کمی که گذشت پژوهشگران آمریکایی دیدند که اوضاع محاسبات لرزه ای خیلی بد شده است، و در نرم افزارهایی مثل Sap2000 و Etabs2000 گزینه جدیدی را برای "اختصاص مقاطع طراحی نهایی به مقاطع تحلیل" اضافه کردند. اما باز هم فقط مشکل "طراحی صحیح" حل شد و نه مشکل "ارزیابی لرزه ای صحیح". من خوب می دانم که الان چه سوالی در ذهن تان شکل گرفته است. این سوال: "چرا طراحی لرزه ای با ارزیابی لرزه ای تفاوت دارد؟" پاسخ این سوال خیلی واضح و شفاف است: " طراحی لرزه ای با ارزیابی لرزه ای تفاوت دارد، چون پاسخ های لرزه ای یک سازه مشخص تحت اثر دو شتاب نگاشت زلزله مختلف با یکدیگر متفاوت هستند" بگذریم! حالا باز هم چندین سال است که یک سری پژوهشگر خیلی باسواد تصمیم گرفته اند که باز هم پروسه برج سازی را پیچیده تر کنند. (می بینید چه روزگاری شده؟!) آن ها قصد دارند که بحث "کنترل پایداری" را هم به آیین نامه های عملکردی اضافه کنند و البته تا حدی هم موفق شده اند. این پژوهشگران خیلی باسواد می گویند که "به ما ربطی ندارد که سیکل های محاسباتی رفت و برگشتی، بین پروسه های طراحی و ارزیابی لرزه ای خیلی سخت و پیچیده است، سهم "کنترل پایداری" باید حرف اول و آخر را بزند! اینجا است که مهندسین دسته اول که فکر می کنند حق آب و گلی هم دارند، کوتاه نمی آیند و می گویند "چرا باید این سهم زمانی محاسباتی زیاد (حدود سی درصدی)، را به کنترل پایداری اختصاص دهیم؟" و پاسخ مهندسین خیلی باسواد فقط خلاصه می شود به چهار علت مهم و کلیدی: "به خاطر تعادل کلی سازه ها، در نظر گرفتن اثرات مخرب نامنظمی های معماری سازه ها، امکان خرابی های بالقوه المان های غیرسازه ای، و راحتی ساکنین در حین و پس از رخ دادن زلزله". حالا چه تغییری در نفرات پرسنل شرکت بزرگ طراحی ساختمانی (مورد بحث هفته قبل) رخ می دهد؟ اگر یادتان باشد قبلا طراح سازه ای را اخراج کردند، و مهندس زلزله یا ارزیاب لرزه ای دو شغله شد. یعنی الان مهندس زلزله، هم طراحی سازه ای انجام می دهد و هم ارزیابی لرزه ای می کند. و با اتفاق های اخیر در عرصه های بین المللی، مهندس ارزیاب لرزه ای باید یک "دوره آموزشی کنترل پایداری سازه ها" هم برود تا پس از آن سه شغله شود! (ادامه دارد)🌷
سال ها قبل آیین نامه های موجود در جهان، از نسل "آیین نامه هایی با مبنای نیرویی" بودند. یعنی همه طراحان سازه، ساختمان ها را بر مبنای نیروها طراحی می کردند و برای دریفت ها یا ... کنترل می کردند. آن زمان ها هیچ کسی نمی دانست که "طراحی لرزه ای" با "ارزیابی لرزه ای" تفاوت دارد (بگذریم که هنوز هم خیلی ها نمی دانند!) آن زمان ها طراحان سازه ای وقتی سازه ای را طراحی می کردند، و با مقادیر زیاد نسبت های تنش (Stress Ratios) ایجاد شده در مقاطع المان های سازه ای روبه رو می شدند، ابعاد مقاطع سازه را افزایش می دادند. و حتی ممکن بود این پروسه افزایش ابعاد مقاطع سازه بارها و بارها تکرار شود. آن ها نمی دانستند که خواسته یا ناخواسته هم در حال افزایش سختی و جرم سازه و تغییر دادن رفتار لرزه ای آن هستند و هم در حال افزایش نیرو های اینرسی هستند که قرار است سازه در آینده ایجاد و تجربه کند! (بگذریم که هنوز هم خیلی ها نمی دانند!)
کمی که گذشت پژوهشگران آمریکایی دیدند که اوضاع محاسبات لرزه ای خیلی بد شده است، و در نرم افزارهایی مثل Sap2000 و Etabs2000 گزینه جدیدی را برای "اختصاص مقاطع طراحی نهایی به مقاطع تحلیل" اضافه کردند. اما باز هم فقط مشکل "طراحی صحیح" حل شد و نه مشکل "ارزیابی لرزه ای صحیح". من خوب می دانم که الان چه سوالی در ذهن تان شکل گرفته است. این سوال: "چرا طراحی لرزه ای با ارزیابی لرزه ای تفاوت دارد؟" پاسخ این سوال خیلی واضح و شفاف است: " طراحی لرزه ای با ارزیابی لرزه ای تفاوت دارد، چون پاسخ های لرزه ای یک سازه مشخص تحت اثر دو شتاب نگاشت زلزله مختلف با یکدیگر متفاوت هستند" بگذریم! حالا باز هم چندین سال است که یک سری پژوهشگر خیلی باسواد تصمیم گرفته اند که باز هم پروسه برج سازی را پیچیده تر کنند. (می بینید چه روزگاری شده؟!) آن ها قصد دارند که بحث "کنترل پایداری" را هم به آیین نامه های عملکردی اضافه کنند و البته تا حدی هم موفق شده اند. این پژوهشگران خیلی باسواد می گویند که "به ما ربطی ندارد که سیکل های محاسباتی رفت و برگشتی، بین پروسه های طراحی و ارزیابی لرزه ای خیلی سخت و پیچیده است، سهم "کنترل پایداری" باید حرف اول و آخر را بزند! اینجا است که مهندسین دسته اول که فکر می کنند حق آب و گلی هم دارند، کوتاه نمی آیند و می گویند "چرا باید این سهم زمانی محاسباتی زیاد (حدود سی درصدی)، را به کنترل پایداری اختصاص دهیم؟" و پاسخ مهندسین خیلی باسواد فقط خلاصه می شود به چهار علت مهم و کلیدی: "به خاطر تعادل کلی سازه ها، در نظر گرفتن اثرات مخرب نامنظمی های معماری سازه ها، امکان خرابی های بالقوه المان های غیرسازه ای، و راحتی ساکنین در حین و پس از رخ دادن زلزله". حالا چه تغییری در نفرات پرسنل شرکت بزرگ طراحی ساختمانی (مورد بحث هفته قبل) رخ می دهد؟ اگر یادتان باشد قبلا طراح سازه ای را اخراج کردند، و مهندس زلزله یا ارزیاب لرزه ای دو شغله شد. یعنی الان مهندس زلزله، هم طراحی سازه ای انجام می دهد و هم ارزیابی لرزه ای می کند. و با اتفاق های اخیر در عرصه های بین المللی، مهندس ارزیاب لرزه ای باید یک "دوره آموزشی کنترل پایداری سازه ها" هم برود تا پس از آن سه شغله شود! (ادامه دارد)🌷
ارتباط بین مقادیر بیشینه دریفت بین طبقه ها و ناپایداری جانبی در سازه های خیلی مرتفع (بخش چهارم)🌷
در نسل جدید آیین نامه های عملکردی جابه جایی حرف اول و آخر را می زند! چرا؟! چون هم مشاهدات تجربی و هم تئوری های مبتنی بر پاسخ های دینامیکی اثبات نموده اند که رابطه مستقیمی بین مقادیر دریفت بین طبقات و خرابی کل سازه وجود دارد. اسچال و همکارانش (Scholl Et Al) اثبات نمودند که دریفت بین طبقات مهم ترین متغیر مستقل در ارزیابی های لرزه ای است. آن ها همچنین نشان دادند که مقادیر دریفت بین طبقات به شدت از جزییات سازه ای و جزییات غیر سازه ای تاثیرپذیر هستند. مثلا اگر ابعاد پلان، ارتفاع طبقات، جانمایی ستون ها، محل تراس و ... تغییر کنند، مقادیر دریفت هم تغییر می کنند. ایشان نسل جدیدی از خرابی های سازه ای، به نام "خرابی های ناشی از شاخص خسارت دریفت" را معرفی نمودند. پس از آن الزامات کنترل دریفت در ضوابط بیشتر آیین نامه ها اضافه شدند. اما تعداد زیادی از این آیین نامه ها هیچ توضیحی پیرامون اثرات ناپایداری ناشی از جابه جایی (مثل اثرات پی دلتا و ...) نداده اند، و فقط مقادیری مجاز را به عنوان بیشینه دریفت معرفی نموده اند. به طور کلی متغیرهایی مانند مقادیر بارهای ثقلی، جابه جایی جانبی طبقات و نیز میزان چرخش پای سازه می توانند برای پایداری جانبی یک سازه خطرناک باشند، که البته بین این سه متغیر چرخش پای سازه (روی فونداسیون) از همه خطرناک تر است. در واقع هر گونه چرخش چشم گیر در پای سازه (ناشی از تشکیل مفاصل پلاستیک در سطوح ارتفاعی بالاتر از پای سازه)، و هر گونه پیچش و عدم تقارن محسوسی نیز می توانند به وجودآورنده ناپایداری باشند. وینهاون و آدامز (Wynhoven and Adams) سال ها بر روی اثرات پیچش و نامتقارن بودن سازه ها بر روی ناپایداری کلی تحقیق کردند. آن ها با انجام شبیه سازی هایی عددی بر روی مدل های ۲۴ طبقه قاب بتنی مرکب دوبعدی (قاب بتنی + دیوار برشی)، و با تغییر محل پنل های دیوار برشی در دهانه های قاب و ایجاد نامنظمی در هندسه قاب، متوجه شدند که ظرفیت تحمل بار نهایی سازه (Ultimate Lateral Load Carrying Capacity) تا ۶۶ درصد کاهش می یابد. تا اینجا آموختید که عوامل به وجود آورنده ناپایداری سازه ها شامل نحوه توزیع بارهای ثقلی، مقادیر جابه جایی جانبی طبقات، میزان چرخش پای سازه، وجود نامنظمی های هندسی در اجزای سازه ای، و مقادیر پیچش زیاد در ستون ها و دیوارهای طبقه اول هستند. در ادامه این بحث با پارامترهای خطرناک تر دیگری نیز آشنا خواهید شد! (ادامه دارد)🌷
در نسل جدید آیین نامه های عملکردی جابه جایی حرف اول و آخر را می زند! چرا؟! چون هم مشاهدات تجربی و هم تئوری های مبتنی بر پاسخ های دینامیکی اثبات نموده اند که رابطه مستقیمی بین مقادیر دریفت بین طبقات و خرابی کل سازه وجود دارد. اسچال و همکارانش (Scholl Et Al) اثبات نمودند که دریفت بین طبقات مهم ترین متغیر مستقل در ارزیابی های لرزه ای است. آن ها همچنین نشان دادند که مقادیر دریفت بین طبقات به شدت از جزییات سازه ای و جزییات غیر سازه ای تاثیرپذیر هستند. مثلا اگر ابعاد پلان، ارتفاع طبقات، جانمایی ستون ها، محل تراس و ... تغییر کنند، مقادیر دریفت هم تغییر می کنند. ایشان نسل جدیدی از خرابی های سازه ای، به نام "خرابی های ناشی از شاخص خسارت دریفت" را معرفی نمودند. پس از آن الزامات کنترل دریفت در ضوابط بیشتر آیین نامه ها اضافه شدند. اما تعداد زیادی از این آیین نامه ها هیچ توضیحی پیرامون اثرات ناپایداری ناشی از جابه جایی (مثل اثرات پی دلتا و ...) نداده اند، و فقط مقادیری مجاز را به عنوان بیشینه دریفت معرفی نموده اند. به طور کلی متغیرهایی مانند مقادیر بارهای ثقلی، جابه جایی جانبی طبقات و نیز میزان چرخش پای سازه می توانند برای پایداری جانبی یک سازه خطرناک باشند، که البته بین این سه متغیر چرخش پای سازه (روی فونداسیون) از همه خطرناک تر است. در واقع هر گونه چرخش چشم گیر در پای سازه (ناشی از تشکیل مفاصل پلاستیک در سطوح ارتفاعی بالاتر از پای سازه)، و هر گونه پیچش و عدم تقارن محسوسی نیز می توانند به وجودآورنده ناپایداری باشند. وینهاون و آدامز (Wynhoven and Adams) سال ها بر روی اثرات پیچش و نامتقارن بودن سازه ها بر روی ناپایداری کلی تحقیق کردند. آن ها با انجام شبیه سازی هایی عددی بر روی مدل های ۲۴ طبقه قاب بتنی مرکب دوبعدی (قاب بتنی + دیوار برشی)، و با تغییر محل پنل های دیوار برشی در دهانه های قاب و ایجاد نامنظمی در هندسه قاب، متوجه شدند که ظرفیت تحمل بار نهایی سازه (Ultimate Lateral Load Carrying Capacity) تا ۶۶ درصد کاهش می یابد. تا اینجا آموختید که عوامل به وجود آورنده ناپایداری سازه ها شامل نحوه توزیع بارهای ثقلی، مقادیر جابه جایی جانبی طبقات، میزان چرخش پای سازه، وجود نامنظمی های هندسی در اجزای سازه ای، و مقادیر پیچش زیاد در ستون ها و دیوارهای طبقه اول هستند. در ادامه این بحث با پارامترهای خطرناک تر دیگری نیز آشنا خواهید شد! (ادامه دارد)🌷
Forwarded from Opensees Community
بیایید دانش مان را به رایگان در سراسر کشور، حتی در نقاط خیلی محروم پخش کنیم! بیایید به فکر آن دانشجوی مقیم روستاهای سیستان و بلوچستان باشیم که نه پول دارد و نه دسترسی به حداقل امکانات آموزشی!🌷پس به جهت ارتقا سطح علمی تمامی پژوهشگران هم وطن مان، لینک کانال را بین دوستان تان و در گروه های شهرتان پخش نمایید🙏 ❤️
https://t.me/OpenSeesCommunity
https://t.me/OpenSeesCommunity
Telegram
Opensees Community
The Largest OpenSees Community of Iran (LOCI). Channel is managed by Dr. Afshin Alborzi.
https://www.instagram.com/ledocteurafshina
YouTube: LOCI Community
Contact with administrator👇
@OpenSeesCommunity_pm
https://www.instagram.com/ledocteurafshina
YouTube: LOCI Community
Contact with administrator👇
@OpenSeesCommunity_pm
افزایش پتانسیل بالقوه مغز:🌷
اگر دوست دارید که یک کدنویس حرفه ای شوید، اولین قدمی که باید بردارید شناختن ظرفیت های مغزتان و نیز نقاط ضعفش است. به عنوان مثال سال ها است که وقتی کدنویسی هایی را از جانب دوستانم دریافت می کنم، از آخر کدها شروع به بررسی کامندها و الگوریتم ها می نمایم! خودم هم نمی دانم چرا؟! شاید چون ساختار مغزم طوری است که اول باید آخر قضیه را بفهمم! و من فقط این ساختار پیچیده را کشف کرده ام! مغز شما حدود يك تريليون نرون دارد و از آنجا که اين سلول ها می توانند به روش هاي زيادي با یکدیگر ارتباط داشته باشند، توان همكاري بين آن ها فوق العاده بالا است. تا زمانی که بشر کامپيوتري نساخته است که ارتباطات دروني آن فوق العاده زياد باشد، الگو برداري از تفكر انساني مشكل خواهد بود. تحقيقات جديد نشان می دهد در لحظه بيدار شدن انسان از خواب، ساقه مغز شروع به ارسال ماده ای به نام اکسيد نيتريک به تالاموس کرده و اين ماده را به ديگر نقاط مغز نيز می فرستد که محققان اين فرايند را به اجرا شدن سيستم عامل يا بوت شدن در کامپيوترها پيش از آغاز فعاليت آنها تشبيه می کنند. کامپيوتر پيش از اجرای برنامه ها، سيستم عامل خود را راه اندازی کرده و به اصطلاح بوت می شود و در مغز انسان نيز اکسيد نيتريک سبب بروز وضعيتی شده که در پی آن مغز برای انجام محاسبات پيچيده تر آماده می شود. جالب ترين نکته ای که بايد در زمينه مقايسه پردازش اطلاعات در انسان و کامپيوتر ذکر کرد، اين مي باشد که در مغز انسان پردازش اطلاعات به صورت موازی انجام مي شود، در صورتي که پردازش در کامپيوتر عموما به صورت سری انجام مي شود. به گفته محققان سلول هاي عصبي که در قشر پيشاني مغز قرار دارند در دو حالت فعال و غير فعال و به عبارت ديگر خاموش و روشن قرار دارند که از اين نظر بسيار شبيه رايانه ها عمل مي کنند. کورتکس، پيچيده ترين و پيشرفته ترين قسمت مغز محسوب مي شود که فقط در پستانداران يافت مي شود و در مورد انسان به طرز خارق العاده اي پيشرفت کرده است. بيولوژيست ها بر اين باور هستند که اين بخش از مغز مسئول هشياري، درک قضاوت و ادراک مي باشد. بسياری از مطالعات مبنی بر اين است که انسان ها کمتر از ده درصد از نيروی بالقوه مغز خود را مورد استفاده قرار مي دهند . برخی از دانشمندان معتقد هستند سلول های حافظه در نقاط مشخصی از مغز قرار دارند و برخی ديگر بر اين باور هستند که حافظه در قسمت های مختلف مغز پخش است و منطقه مشخصی از مغز را نمي توان برای حافظه در نظر گرفت. هر زمان که انسان چيزی می آموزد آموخته ها در قسمت هايی از مغز رمز گذاری Encoded می شوند. برخی از اطلاعات يا وقايع درون مغز ما Hardcoded و هرگز فراموش نمی شوند. به عنوان مثال وقتی ما شنا کردن را می آموزيم هرگز آن را فراموش نمی کنيم. به عنوان مثالی ديگر می توان گفت هنگامی که ما می آموزيم ۲=۱+۱ هرگز آن را فراموش نمی کنيم زيرا درون مغز ما Hardcoded می شود. البته اگر به هر دليلی سلول های مغزی ما از بين برود، اطلاعاتی که در آن قسمت ذخيره شده نیز از بين می رود. بسياری از متخصصين اعصاب بر اين باور هستند که يادگيری، سبب تحريک پيوند های دندريت جديد در اطراف نورون ها می شود. لذا استفاده بيشتر از مغز در يادگيری، پيوند های دندريت بيشتری ايجاد می کند و زمانی که ما بيشتر و بيشتر ياد می گيريم باهوش تر می شويم!🌷
اگر دوست دارید که یک کدنویس حرفه ای شوید، اولین قدمی که باید بردارید شناختن ظرفیت های مغزتان و نیز نقاط ضعفش است. به عنوان مثال سال ها است که وقتی کدنویسی هایی را از جانب دوستانم دریافت می کنم، از آخر کدها شروع به بررسی کامندها و الگوریتم ها می نمایم! خودم هم نمی دانم چرا؟! شاید چون ساختار مغزم طوری است که اول باید آخر قضیه را بفهمم! و من فقط این ساختار پیچیده را کشف کرده ام! مغز شما حدود يك تريليون نرون دارد و از آنجا که اين سلول ها می توانند به روش هاي زيادي با یکدیگر ارتباط داشته باشند، توان همكاري بين آن ها فوق العاده بالا است. تا زمانی که بشر کامپيوتري نساخته است که ارتباطات دروني آن فوق العاده زياد باشد، الگو برداري از تفكر انساني مشكل خواهد بود. تحقيقات جديد نشان می دهد در لحظه بيدار شدن انسان از خواب، ساقه مغز شروع به ارسال ماده ای به نام اکسيد نيتريک به تالاموس کرده و اين ماده را به ديگر نقاط مغز نيز می فرستد که محققان اين فرايند را به اجرا شدن سيستم عامل يا بوت شدن در کامپيوترها پيش از آغاز فعاليت آنها تشبيه می کنند. کامپيوتر پيش از اجرای برنامه ها، سيستم عامل خود را راه اندازی کرده و به اصطلاح بوت می شود و در مغز انسان نيز اکسيد نيتريک سبب بروز وضعيتی شده که در پی آن مغز برای انجام محاسبات پيچيده تر آماده می شود. جالب ترين نکته ای که بايد در زمينه مقايسه پردازش اطلاعات در انسان و کامپيوتر ذکر کرد، اين مي باشد که در مغز انسان پردازش اطلاعات به صورت موازی انجام مي شود، در صورتي که پردازش در کامپيوتر عموما به صورت سری انجام مي شود. به گفته محققان سلول هاي عصبي که در قشر پيشاني مغز قرار دارند در دو حالت فعال و غير فعال و به عبارت ديگر خاموش و روشن قرار دارند که از اين نظر بسيار شبيه رايانه ها عمل مي کنند. کورتکس، پيچيده ترين و پيشرفته ترين قسمت مغز محسوب مي شود که فقط در پستانداران يافت مي شود و در مورد انسان به طرز خارق العاده اي پيشرفت کرده است. بيولوژيست ها بر اين باور هستند که اين بخش از مغز مسئول هشياري، درک قضاوت و ادراک مي باشد. بسياری از مطالعات مبنی بر اين است که انسان ها کمتر از ده درصد از نيروی بالقوه مغز خود را مورد استفاده قرار مي دهند . برخی از دانشمندان معتقد هستند سلول های حافظه در نقاط مشخصی از مغز قرار دارند و برخی ديگر بر اين باور هستند که حافظه در قسمت های مختلف مغز پخش است و منطقه مشخصی از مغز را نمي توان برای حافظه در نظر گرفت. هر زمان که انسان چيزی می آموزد آموخته ها در قسمت هايی از مغز رمز گذاری Encoded می شوند. برخی از اطلاعات يا وقايع درون مغز ما Hardcoded و هرگز فراموش نمی شوند. به عنوان مثال وقتی ما شنا کردن را می آموزيم هرگز آن را فراموش نمی کنيم. به عنوان مثالی ديگر می توان گفت هنگامی که ما می آموزيم ۲=۱+۱ هرگز آن را فراموش نمی کنيم زيرا درون مغز ما Hardcoded می شود. البته اگر به هر دليلی سلول های مغزی ما از بين برود، اطلاعاتی که در آن قسمت ذخيره شده نیز از بين می رود. بسياری از متخصصين اعصاب بر اين باور هستند که يادگيری، سبب تحريک پيوند های دندريت جديد در اطراف نورون ها می شود. لذا استفاده بيشتر از مغز در يادگيری، پيوند های دندريت بيشتری ايجاد می کند و زمانی که ما بيشتر و بيشتر ياد می گيريم باهوش تر می شويم!🌷
GenBri.tcl
17.5 KB
پروسیجر آماده جهت ساخت اتوماتیک پل های بزرگراهی تک ستونه با در نظر گرفتن اندرکنش خاکریز و شمع، تهیه شده توسط تیم پژوهشی University of Washington (با قابلیت تعمیم برای پل های با ابعاد بزرگ تر)
🌷سوال خیلی خوب یکی از دانشجویان ممتاز دانشگاه علم و صنعت🌷
جناب مهندس وقتتون به خیر
دو درخواست از خدمتتان داشتم: اول این که می خواستم زمان دوره های آموزشی تان را جویا شوم که چون به دوستم گفته بودید فعلا وقت ندارید، درنتیجه من هم جواب سوالم را می دانم. دوم این که پس از کلی دوره آموزشی رفتن و مطالعه انواع کتاب های مختلف، هنوز هم در حین ساخت یک تبدیل مختصات محلی به کلی برای سازه های سه بعدی، و برای تعریف مولفه های x، y و z از بردار فضایی Vecxz شدیدا مشکل دارم. لطفا یک راه حل و فرمول کلیدی معرفی کنید. با سپاس از بخشندگی بی نظیرتان (توی دنیایی که همه دنبال پول هستند!)
پاسخ:
دوست عزیزم، وقت شما هم به خیر
در مسایل سه بعدی شما باید به اپنسیس بفهمانید که جهت قرارگیری المان تان در کدام راستا (در فضا) است. از آنجایی که سیستم مختصات گلوبال یا کلی سازه تان را می دانید، پس شما بایستی دو ضرب خارجی زیر را نیز رعایت و برای نرم افزار تعریف کنید:
X × Y = Z
X × Vecxz = Y
ضرب خارجی اول مربوط به لزوم رعایت قانون دست راست برای محورهای محلی خود المان است که طبیعتا X محور راستای طول المان است. ضرب خارجی دوم هم مختص به دست آوردن مولفه های x، y و z از بردار فضایی Vecxz است (البته نسبت به سیستم مختصات کلی!) قدر این نکات ارزشمند را بدانید که آن ها را در هیچ کتابی یا مرجعی نخواهید یافت!🌷
جناب مهندس وقتتون به خیر
دو درخواست از خدمتتان داشتم: اول این که می خواستم زمان دوره های آموزشی تان را جویا شوم که چون به دوستم گفته بودید فعلا وقت ندارید، درنتیجه من هم جواب سوالم را می دانم. دوم این که پس از کلی دوره آموزشی رفتن و مطالعه انواع کتاب های مختلف، هنوز هم در حین ساخت یک تبدیل مختصات محلی به کلی برای سازه های سه بعدی، و برای تعریف مولفه های x، y و z از بردار فضایی Vecxz شدیدا مشکل دارم. لطفا یک راه حل و فرمول کلیدی معرفی کنید. با سپاس از بخشندگی بی نظیرتان (توی دنیایی که همه دنبال پول هستند!)
پاسخ:
دوست عزیزم، وقت شما هم به خیر
در مسایل سه بعدی شما باید به اپنسیس بفهمانید که جهت قرارگیری المان تان در کدام راستا (در فضا) است. از آنجایی که سیستم مختصات گلوبال یا کلی سازه تان را می دانید، پس شما بایستی دو ضرب خارجی زیر را نیز رعایت و برای نرم افزار تعریف کنید:
X × Y = Z
X × Vecxz = Y
ضرب خارجی اول مربوط به لزوم رعایت قانون دست راست برای محورهای محلی خود المان است که طبیعتا X محور راستای طول المان است. ضرب خارجی دوم هم مختص به دست آوردن مولفه های x، y و z از بردار فضایی Vecxz است (البته نسبت به سیستم مختصات کلی!) قدر این نکات ارزشمند را بدانید که آن ها را در هیچ کتابی یا مرجعی نخواهید یافت!🌷