کدام یک از دو جمله ذیل صحیح هستند؟!
جمله اول:
"دانشجو اراده می کند مطالب درسی را یاد بگیرد، مغزش فرمان می دهد که مطالب را یاد بگیرد، و سرانجام او یاد می گیرد!"
جمله دوم:
"مغز دانشجو فرمان می دهد که او مطالب درسی را یاد بگیرد، دانشجوی بیچاره فکر می کند که خودش اراده می کند تا مطالب را یاد بگیرد، و سرانجام او یاد می گیرد!"
سوال کلیدی و مهم!!
آیا یک استاد می تواند از طریق مغز دانشجویانش (و نه لزوما با تصمیم گیری شخصی آن ها)، میزان یادگیری مطالب را کنترل نماید؟ واقعیت این است که بلی!، او می تواند!، پروفسور آرش افراز عصب شناس برجسته دانشگاه ام. آی. تی برایتان توضیح خواهد داد چگونه و به چه طریقی؟!
جمله اول:
"دانشجو اراده می کند مطالب درسی را یاد بگیرد، مغزش فرمان می دهد که مطالب را یاد بگیرد، و سرانجام او یاد می گیرد!"
جمله دوم:
"مغز دانشجو فرمان می دهد که او مطالب درسی را یاد بگیرد، دانشجوی بیچاره فکر می کند که خودش اراده می کند تا مطالب را یاد بگیرد، و سرانجام او یاد می گیرد!"
سوال کلیدی و مهم!!
آیا یک استاد می تواند از طریق مغز دانشجویانش (و نه لزوما با تصمیم گیری شخصی آن ها)، میزان یادگیری مطالب را کنترل نماید؟ واقعیت این است که بلی!، او می تواند!، پروفسور آرش افراز عصب شناس برجسته دانشگاه ام. آی. تی برایتان توضیح خواهد داد چگونه و به چه طریقی؟!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پروفسور آرش افراز، عصب شناس برجسته دانشگاه ام. آی. تی برایتان توضیح می دهد که دانشجو هیچ انتخابی و اختیاری برای یاد گرفتن یا نگرفتن ندارد، و همه کاره فقط استاد است!!
نقد شدید از مجله ای که قرار بود حسابی از آن تعریف کنم!
هفته آخر اسفند ماه 1397 عازم سفر بودم، سفری که دو روز دیگر تمام می شود. یکی از دوستانم که در دفتر مجله "سازه و فولاد" فعالیت می کند، یک نسخه جدید از این مجله را برایم فرستاد و از من خواست در کانالم، حسابی از این مجله تعریف کنم. من هم به دوستم گفتم که "چشم، تمام سرمایه زندگانیم همین دوستان عزیزم هستند" مجله را باز کردم تا بخوانم، به مقاله دوم آن رسیدم و با شکل های خیلی عجیبی رو به رو شدم. یک دانشجوی کارشناسی ارشد به همراه یک عضو هیات علمی (دانشیار) یک پل بزرگراهی ایران را تحت 7 رکورد نزدیک گسل، تحت تحلیل های دینامیکی فزاینده قرار داده بودند. و قسمت جالب این قضیه آن است که در تمامی سطوح عملکردی (مطابق آیین نامه FEMA P695) منحنی های شکنندگی پل در شتابی معادل 8g به مقادیر احتمال خرابی صد در صدی رسیده اند. و من دنبال دلیلی علمی برای این قضیه بودم!... اول با خودم فکر کردم شاید این دو نویسنده کم سواد هستند که سریعا خودم فکرم را پس گرفتم!، کمی بعدتر احتمال دادم شاید این دو زلزله شناس بزرگ! از طرف "اسپانسرهای مالی کنفرانس های ادواری سازه و فولاد" به دفتر "نشریه سازه و فولاد" معرفی شده اند و در این صورت طبیعی است که حق چاپ مقاله شان، حقی از جنس "حق آبی و گلی" است! باز هم دیدم بی انصافی است زود قضاوت کنم و بهتر است کمی بیشتر فکر کنم. چون مطمین بودم نشریه سازه و فولاد اصلا به پول فکر نمی کند، بلکه فقط و فقط به اعتلای علمی کشورمان فکر می کند، به نحوی که هزینه های کنفرانس هایشان باعث ضررشان شده اند!، و مجبور شده اند تا املاک و باغ هایشان را بفروشند، ولی هنوز دارند کار نیک می کنند! خدا خیرشان بدهد! کمی بعدتر فکر کردم شاید چون وزارت علوم "رنک علمی سال 1397" این مجله را به عدد 6 (رتبه از آخر دوم، بین همه مجلات علمی پژوهشی داخلی) کاهش داده است، سردبیرش عصبانی شده و قاطی کرده است! باز دیدم این فرضیه نیز علمی نیست. دوستانی که من را می شناسند می دانند که نحوه برخورد من با دیگران، فقط به جنس "شش لیوان قهوه امریکانویی" بستگی دارد که هر روز می خورم. اگر قهوه هایم تلخ و خیلی سنگین باشند من هم با همه مهربان و خوش برخورد هستم، وگرنه هیچ تضمینی برای برخوردهای خوبم وجود ندارد. و البته نشریه سازه و فولاد هم خیلی بدشانس هستند که قهوه هایی که این روزها خورده ام خیلی ضعیف بوده اند، و شاید هم اصلا قهوه نبوده اند!!
کلام پایانی:🌷
قبلا به دانشجویانم می گفتم که چاپ مقاله در کنفرانس های داخلی و خارجی، فقط موجب گرم تر شدن بیزینس درآمدزای برگزارکنندگان کنفرانس ها خواهد شد. وگرنه هیچ ارزش دیگری نداشته و ندارد. جالب است که تمامی اساتید نسل قدیم خودشان بهتر از من و شما، می دانند که این کنفرانس های الکی حتی کمترین سطح علمی را نیز دارا نیستند، اما خودشان در زمان های برگزاری کنفرانس ها، مرتبا ایمیل های "اجبار به شرکت در کنفرانس" را برای دانشجویان شان فوروارد نموده و تنورهای کنفرانس ها را داغ تر و داغ تر می کنند! و اکنون می خواهم بگویم که به غیر از "مجلات علمی پژوهشی دانشگاه های شریف و امیرکبیر" بقیه مجلات علمی پژوهشی داخلی نیز، از هیچ ارزش علمی و محتوایی برخوردار نیستند. پس مراقب وقت تان و انرژی تان باشید و به هیچ وجه زیر بار اجبار و اصرار اساتیدتان نروید. چون طبق بخشنامه وزارت علوم، اجبار اساتید مبنی بر چاپ مقالات یک تخلف محرز است. و چون طبق ابلاغ وزارت علوم به دانشگاه های سراسر کشور، نمرات پایان نامه ها از بیست محاسبه می شوند و نه از هجده!! عزیزان مراقب باشید و اصلا گول برخی از اساتید به ظاهر محترم تان را نخورید!
(قابل توجه یکی از معاونین محترم وزیر علوم که عضو کانال هستند)🌷
هفته آخر اسفند ماه 1397 عازم سفر بودم، سفری که دو روز دیگر تمام می شود. یکی از دوستانم که در دفتر مجله "سازه و فولاد" فعالیت می کند، یک نسخه جدید از این مجله را برایم فرستاد و از من خواست در کانالم، حسابی از این مجله تعریف کنم. من هم به دوستم گفتم که "چشم، تمام سرمایه زندگانیم همین دوستان عزیزم هستند" مجله را باز کردم تا بخوانم، به مقاله دوم آن رسیدم و با شکل های خیلی عجیبی رو به رو شدم. یک دانشجوی کارشناسی ارشد به همراه یک عضو هیات علمی (دانشیار) یک پل بزرگراهی ایران را تحت 7 رکورد نزدیک گسل، تحت تحلیل های دینامیکی فزاینده قرار داده بودند. و قسمت جالب این قضیه آن است که در تمامی سطوح عملکردی (مطابق آیین نامه FEMA P695) منحنی های شکنندگی پل در شتابی معادل 8g به مقادیر احتمال خرابی صد در صدی رسیده اند. و من دنبال دلیلی علمی برای این قضیه بودم!... اول با خودم فکر کردم شاید این دو نویسنده کم سواد هستند که سریعا خودم فکرم را پس گرفتم!، کمی بعدتر احتمال دادم شاید این دو زلزله شناس بزرگ! از طرف "اسپانسرهای مالی کنفرانس های ادواری سازه و فولاد" به دفتر "نشریه سازه و فولاد" معرفی شده اند و در این صورت طبیعی است که حق چاپ مقاله شان، حقی از جنس "حق آبی و گلی" است! باز هم دیدم بی انصافی است زود قضاوت کنم و بهتر است کمی بیشتر فکر کنم. چون مطمین بودم نشریه سازه و فولاد اصلا به پول فکر نمی کند، بلکه فقط و فقط به اعتلای علمی کشورمان فکر می کند، به نحوی که هزینه های کنفرانس هایشان باعث ضررشان شده اند!، و مجبور شده اند تا املاک و باغ هایشان را بفروشند، ولی هنوز دارند کار نیک می کنند! خدا خیرشان بدهد! کمی بعدتر فکر کردم شاید چون وزارت علوم "رنک علمی سال 1397" این مجله را به عدد 6 (رتبه از آخر دوم، بین همه مجلات علمی پژوهشی داخلی) کاهش داده است، سردبیرش عصبانی شده و قاطی کرده است! باز دیدم این فرضیه نیز علمی نیست. دوستانی که من را می شناسند می دانند که نحوه برخورد من با دیگران، فقط به جنس "شش لیوان قهوه امریکانویی" بستگی دارد که هر روز می خورم. اگر قهوه هایم تلخ و خیلی سنگین باشند من هم با همه مهربان و خوش برخورد هستم، وگرنه هیچ تضمینی برای برخوردهای خوبم وجود ندارد. و البته نشریه سازه و فولاد هم خیلی بدشانس هستند که قهوه هایی که این روزها خورده ام خیلی ضعیف بوده اند، و شاید هم اصلا قهوه نبوده اند!!
کلام پایانی:🌷
قبلا به دانشجویانم می گفتم که چاپ مقاله در کنفرانس های داخلی و خارجی، فقط موجب گرم تر شدن بیزینس درآمدزای برگزارکنندگان کنفرانس ها خواهد شد. وگرنه هیچ ارزش دیگری نداشته و ندارد. جالب است که تمامی اساتید نسل قدیم خودشان بهتر از من و شما، می دانند که این کنفرانس های الکی حتی کمترین سطح علمی را نیز دارا نیستند، اما خودشان در زمان های برگزاری کنفرانس ها، مرتبا ایمیل های "اجبار به شرکت در کنفرانس" را برای دانشجویان شان فوروارد نموده و تنورهای کنفرانس ها را داغ تر و داغ تر می کنند! و اکنون می خواهم بگویم که به غیر از "مجلات علمی پژوهشی دانشگاه های شریف و امیرکبیر" بقیه مجلات علمی پژوهشی داخلی نیز، از هیچ ارزش علمی و محتوایی برخوردار نیستند. پس مراقب وقت تان و انرژی تان باشید و به هیچ وجه زیر بار اجبار و اصرار اساتیدتان نروید. چون طبق بخشنامه وزارت علوم، اجبار اساتید مبنی بر چاپ مقالات یک تخلف محرز است. و چون طبق ابلاغ وزارت علوم به دانشگاه های سراسر کشور، نمرات پایان نامه ها از بیست محاسبه می شوند و نه از هجده!! عزیزان مراقب باشید و اصلا گول برخی از اساتید به ظاهر محترم تان را نخورید!
(قابل توجه یکی از معاونین محترم وزیر علوم که عضو کانال هستند)🌷
ماجرای من و مزرعه حیواناتم!
معمولا پیام های زیادی راجع به اینکه رزومه علمی ام، مدرکم و تحصیلاتم چیست دریافت می کنم؟ نمی دانم چرا این قدر برای دیگران مهم است که من چه خوانده ام؟، چقدر خوانده ام؟، هدفم از درس خواندن چه بوده؟ و اصلا در کدام دانشگاه تحصیل نموده ام که مرتبا و با اعتماد به نفس و پررویی تمام از اساتید ایرانی نسل قدیم غلط های علمی می گیرم؟ جدیدا هم که قربان خودم بروم، شروع کرده ام به گیر دادن به اساتید بین المللی خیلی مطرح و نیز کمپانی های سازنده مهاربندهای BRB و ...! دیروز به قصد تفریح، عضو یک گروه تلگرامی "پرسش و پاسخ مهندسی عمران" شدم. در آنجا هیچ پرسشی و پاسخی علمی ندیدم، ولی در عوض یک سطح هیجان بی نظیر و وصف ناپذیری را تجربه کردم. قضیه از این قرار بود که دو گروه از مهندسین عصبانی (با اختلاف های سنی زیاد)، در حال دعوا بر سر من مطالب مطرح شده توسط من بودند. یک لحظه فکرش را بکنید! من تا حالا حتی خودم هم، این قدر خودم را تحویل نگرفته بودم! هیچ وقت فکرش را نمی کردم که شاید یک روزی موافقان و مخالفانی داشته باشم که بر سر مطالب علمی ام تعصب داشته باشند. من در حالی که از نوشیدن قهوه امریکانویم لذت می بردم، از خواندن دعواهای این عزیزانم بیشتر لذت می بردم. البته قصد داشتم آخرهای بحث وارد دعوا شوم و سطوح هیجان موافقان و مخالفان عزیزم را بالاتر و بالاتر ببرم. یکی از آقایان نوشت "این جناب مهندس مدرک تحصیلاتش چیست؟ (فکر کنم منظورش از مدرکم، همان پاره کاغذ قاب کرده ای است که نمی دانم توی اسباب کشی آخرم آن را کجا انداخته ام)" خانمی جواب داد "مگر مدرک مهم است؟ داداش من پی اچ دی دارد و برایش رفتیم خواستگاری، ولی چون ماشین شاسی بلند نداشت ردمان کردند!"، یکی از دوستانم که صدبار بهش گفته بودم هیچ جایی از من طرفداری نکند با عصبانیت گفت "خب اگر به نظرتان مطالبش غیر علمی و نادرست هستند، از کانالش خارج شوید. همین که دارید مطالبش را دنبال می کنید یعنی هم علاقه مند هستید و هم قبولش دارید"، خانمی دیگر نوشت "او مجرد است؟ (خدا خیرش بدهد، در این لحظه هیجانم به بیشینه مقدارش رسیده بود، اما افسوس بی معرفت ها زود بحث را عوض کردند)"، یک آقای دیگر وارد بحث شد و گفت "این روزها ایرانی ها حسابی خالی بند شده اند! ولی بگذریم که برخی از مطالب کانالش هم خیلی سنگین هستند". در این لحظه خودم هم وارد بحث شدم و گفتم "دوستان من می شناسمش". اعضای گروه تلگرامی به یک باره پرسیدند "او کیست؟، او کجاست؟" پاسخ دادم "او روزها در مزرعه حیواناتش مشغول کشاورزی است و شب ها نیز مطالب علمی می نویسد. از آنجایی که هیچ ناشری حاضر نشد به خاطر مدرک نداشته اش، این مطالب را چاپ کند مجبور شد تا آن ها را در کانالش قرار دهد". کاملا معلوم بود که اعضای گروه تلگرامی خیلی هیجان زده شده اند. دو نفر با هم پرسیدند تحصیلاتش چیست؟ پاسخ دادم "راستش را بخواهید مدرک آن مهندس امریکانو، دیپلم ردی است. در واقع او هیچ تحصیلات آکادمیکی ندارد. فقط وقتی امریکانو می خورد این طوری دوست دارد تا به شخصیت های علمی و کمپانی های خیلی مطرح بین المللی گیر بدهد! بین خودمان باشد خیلی از دکترها گفته اند که او اصلا نباید قهوه بخورد! چون وقتی امریکانو می خورد به زمین و زمان گیر می دهد و البته لذت زیادی هم می برد!، و اصلا هم به فکر آبروی این همه اشخاص و اساتید دانشگاه کراواتی متمدن و کمپانی های پول دوست نیست!، مزرعه دار است دیگر!، شما به دل نگیریدش! ..."، و من در اوج هیجان گروه را ترک کردم و دیگر نمی دانم چه شد!
معمولا پیام های زیادی راجع به اینکه رزومه علمی ام، مدرکم و تحصیلاتم چیست دریافت می کنم؟ نمی دانم چرا این قدر برای دیگران مهم است که من چه خوانده ام؟، چقدر خوانده ام؟، هدفم از درس خواندن چه بوده؟ و اصلا در کدام دانشگاه تحصیل نموده ام که مرتبا و با اعتماد به نفس و پررویی تمام از اساتید ایرانی نسل قدیم غلط های علمی می گیرم؟ جدیدا هم که قربان خودم بروم، شروع کرده ام به گیر دادن به اساتید بین المللی خیلی مطرح و نیز کمپانی های سازنده مهاربندهای BRB و ...! دیروز به قصد تفریح، عضو یک گروه تلگرامی "پرسش و پاسخ مهندسی عمران" شدم. در آنجا هیچ پرسشی و پاسخی علمی ندیدم، ولی در عوض یک سطح هیجان بی نظیر و وصف ناپذیری را تجربه کردم. قضیه از این قرار بود که دو گروه از مهندسین عصبانی (با اختلاف های سنی زیاد)، در حال دعوا بر سر من مطالب مطرح شده توسط من بودند. یک لحظه فکرش را بکنید! من تا حالا حتی خودم هم، این قدر خودم را تحویل نگرفته بودم! هیچ وقت فکرش را نمی کردم که شاید یک روزی موافقان و مخالفانی داشته باشم که بر سر مطالب علمی ام تعصب داشته باشند. من در حالی که از نوشیدن قهوه امریکانویم لذت می بردم، از خواندن دعواهای این عزیزانم بیشتر لذت می بردم. البته قصد داشتم آخرهای بحث وارد دعوا شوم و سطوح هیجان موافقان و مخالفان عزیزم را بالاتر و بالاتر ببرم. یکی از آقایان نوشت "این جناب مهندس مدرک تحصیلاتش چیست؟ (فکر کنم منظورش از مدرکم، همان پاره کاغذ قاب کرده ای است که نمی دانم توی اسباب کشی آخرم آن را کجا انداخته ام)" خانمی جواب داد "مگر مدرک مهم است؟ داداش من پی اچ دی دارد و برایش رفتیم خواستگاری، ولی چون ماشین شاسی بلند نداشت ردمان کردند!"، یکی از دوستانم که صدبار بهش گفته بودم هیچ جایی از من طرفداری نکند با عصبانیت گفت "خب اگر به نظرتان مطالبش غیر علمی و نادرست هستند، از کانالش خارج شوید. همین که دارید مطالبش را دنبال می کنید یعنی هم علاقه مند هستید و هم قبولش دارید"، خانمی دیگر نوشت "او مجرد است؟ (خدا خیرش بدهد، در این لحظه هیجانم به بیشینه مقدارش رسیده بود، اما افسوس بی معرفت ها زود بحث را عوض کردند)"، یک آقای دیگر وارد بحث شد و گفت "این روزها ایرانی ها حسابی خالی بند شده اند! ولی بگذریم که برخی از مطالب کانالش هم خیلی سنگین هستند". در این لحظه خودم هم وارد بحث شدم و گفتم "دوستان من می شناسمش". اعضای گروه تلگرامی به یک باره پرسیدند "او کیست؟، او کجاست؟" پاسخ دادم "او روزها در مزرعه حیواناتش مشغول کشاورزی است و شب ها نیز مطالب علمی می نویسد. از آنجایی که هیچ ناشری حاضر نشد به خاطر مدرک نداشته اش، این مطالب را چاپ کند مجبور شد تا آن ها را در کانالش قرار دهد". کاملا معلوم بود که اعضای گروه تلگرامی خیلی هیجان زده شده اند. دو نفر با هم پرسیدند تحصیلاتش چیست؟ پاسخ دادم "راستش را بخواهید مدرک آن مهندس امریکانو، دیپلم ردی است. در واقع او هیچ تحصیلات آکادمیکی ندارد. فقط وقتی امریکانو می خورد این طوری دوست دارد تا به شخصیت های علمی و کمپانی های خیلی مطرح بین المللی گیر بدهد! بین خودمان باشد خیلی از دکترها گفته اند که او اصلا نباید قهوه بخورد! چون وقتی امریکانو می خورد به زمین و زمان گیر می دهد و البته لذت زیادی هم می برد!، و اصلا هم به فکر آبروی این همه اشخاص و اساتید دانشگاه کراواتی متمدن و کمپانی های پول دوست نیست!، مزرعه دار است دیگر!، شما به دل نگیریدش! ..."، و من در اوج هیجان گروه را ترک کردم و دیگر نمی دانم چه شد!
Audio
این فایل صوتی خیلی ارزشمند از سخنرانی جناب آقای دکتر نعمتالله فاضلی انسانشناس و نویسنده بزرگ ایرانی، را تقدیم می کنم به همه عزیزانی که می خواهند بدانند رزومه علمی ام، مدرکم و تحصیلاتم چیست!🌷
🌷قابل توجه دانشجویان عزیز مقطع پی اچ دی که با من در حال فعالیت پژوهشی هستند:🌷
از سفر برگشته ام و ساعاتی قبل برنامه زمان بندی کلاس الگوریتم های برنامه نویسی پیشرفته، مختص سال ۱۳۹۸ را اعلام کردم. لذا می توانند زمان بندی را از خانم اسدپور و یا موسسه دریافت نمایند.
از سفر برگشته ام و ساعاتی قبل برنامه زمان بندی کلاس الگوریتم های برنامه نویسی پیشرفته، مختص سال ۱۳۹۸ را اعلام کردم. لذا می توانند زمان بندی را از خانم اسدپور و یا موسسه دریافت نمایند.
مبحث تخصصی که در لحظه های آتی، در کانال مطرح می شود:🌷
- چه ارتباطی بین مقادیر دریفت بین طبقه ها و پایداری کلی در سازه های خیلی بلند وجود دارد؟
- چه ارتباطی بین مقادیر دریفت بین طبقه ها و پایداری کلی در سازه های خیلی بلند وجود دارد؟
برای سازه های خیلی مرتفع کدام یک خطرناک تر هستند؟ مقادیر بیشینه دریفت بین طبقه ها یا ناپایداری جانبی (بخش اول)🌷
فقط افرادی می توانند سازه های خیلی مرتفع را ارزیابی لرزه ای کنند که هم زلزله شناس های خوبی باشند و هم کدنویس های خیلی خوب تری! این افراد بایستی سطح برنامه نویسی شان آن قدر ایده آل باشد که بتوانند برای ارزیابی لرزه ای یک سازه 600 متری، خودشان یک الگوریتم زبان برنامه نویسی خاص بنویسند، یک نفر مثل پروفسور فرزاد نعیم! چندین سال است که شرکت های ساختمانی تهران (بیشترشان واقع در مناطق شمالی تهران)، به مبحث طراحی سازه های بلند (بعضا سازه های واقع در آمریکا و اروپا) ورود پیدا کرده اند! چرا؟ فقط به خاطر درآمد بالایش!، و عجیب بودنش! اگر وارد این شرکت ها شوید می بینید که Sap2000 یا Etabs2000 دیگر هیچ کاربردی ندارند و طراحی ها فقط با الگوریتم های زبان برنامه نویسی تهیه شده توسط خودشان انجام می شوند! فرض کنید سازه 527 متری برج ویلیس شیکاگو را آورده اند و می خواهند شما از صفر تا صدش را طراحی و اجرا کنید. جالب است بدانید که دیگر طراحی ابعاد مقاطع و المان های این سازه ها مثل بقیه سازه ها نیستند! و این کدنویس لرزه ای است که باید هم پشت صندلی میز خودش بنشیند، و هم پشت صندلی میز طراح سازه بنشیند (دو تا حقوق دریافت نماید)، و برخی داده ها و نتایج نهایی که پس از پایان ارزیابی لرزه ای یک سیستم سازه ای به دست می آیند (Final Parameters)، را در آغاز پروسه طراحی تخمین و در نظر بگیرد! از کجا؟ فقط با استفاده از هنر برنامه نویسی اش!
اولین بار در سال 2000، پروفسور فرزاد نعیم دریافت که بیشینه دریفت بین طبقه های یک سازه خیلی مرتفع و پایداری جانبی آن، دو پدیده ای هستند که شدیدا به یکدیگر وابسته هستند! وابسته هستند یعنی چی؟ یعنی در اولین مرحله از ارزیابی یک سازه خیلی مرتفع 527 متری، که طراح لرزه ای (یا همان کدنویس بیچاره دوشغله) مشغول یافتن ابعاد مقاطع تیر، ستون، مهاربند و ... است، باید همچنین به هر دوی آیتم های "بیشینه دریفت بین طبقه" و "پایداری جانبی" با امتیازی یکسان و سهم مشارکتی مشابه نگاه کند. یا به بیانی واضح تر، همان قدر که بیشینه دریفت بین طبقه های یک سازه خیلی مرتفع مهم است، دقیقا همان اندازه نیز ناپایداری جانبی آن خطرناک است! پروفسور نعیم خیلی تعجب کرده بود! چرا باید دریفت بین طبقه های یک سازه خیلی مرتفع تا این حد مهم و کنترل کننده باشد که حتی با ناپایداری کل سازه (فروریزش ناشی از واژگونی) برابری کند؟ او هر چه بیشتر تحقیق می کرد باز هم، هیچ برتری نسبی بین شاخص های دریفت نسبی بین طبقه ها و پایداری کل انواع سازه های مرتفع (در سیستم های سازه ای متفاوت) نمی یافت. او کمی بعدتر دریافت که همیشه در سازه های خیلی مرتفع (527 متری)، پدیده پیچش (Torsion Response) نقش مهمی در ارزیابی لرزه ای دارد، و این پیچش باعث می شود که پدیده دریفت نسبی هم خطرناک شود. و سرانجام در سال ۲۰۰۱، پروفسور فرزاد نعیم رسما اعلام کرد که در سازه های خیلی مرتفع، زمانی که مقادیر پاسخ دریفت بین طبقه ها با مقادیر پاسخ پیچش آمیخته می شوند، صد در صد به فروریزش کامل سازه ها منجر خواهند شد (ادامه دارد)🌷
فقط افرادی می توانند سازه های خیلی مرتفع را ارزیابی لرزه ای کنند که هم زلزله شناس های خوبی باشند و هم کدنویس های خیلی خوب تری! این افراد بایستی سطح برنامه نویسی شان آن قدر ایده آل باشد که بتوانند برای ارزیابی لرزه ای یک سازه 600 متری، خودشان یک الگوریتم زبان برنامه نویسی خاص بنویسند، یک نفر مثل پروفسور فرزاد نعیم! چندین سال است که شرکت های ساختمانی تهران (بیشترشان واقع در مناطق شمالی تهران)، به مبحث طراحی سازه های بلند (بعضا سازه های واقع در آمریکا و اروپا) ورود پیدا کرده اند! چرا؟ فقط به خاطر درآمد بالایش!، و عجیب بودنش! اگر وارد این شرکت ها شوید می بینید که Sap2000 یا Etabs2000 دیگر هیچ کاربردی ندارند و طراحی ها فقط با الگوریتم های زبان برنامه نویسی تهیه شده توسط خودشان انجام می شوند! فرض کنید سازه 527 متری برج ویلیس شیکاگو را آورده اند و می خواهند شما از صفر تا صدش را طراحی و اجرا کنید. جالب است بدانید که دیگر طراحی ابعاد مقاطع و المان های این سازه ها مثل بقیه سازه ها نیستند! و این کدنویس لرزه ای است که باید هم پشت صندلی میز خودش بنشیند، و هم پشت صندلی میز طراح سازه بنشیند (دو تا حقوق دریافت نماید)، و برخی داده ها و نتایج نهایی که پس از پایان ارزیابی لرزه ای یک سیستم سازه ای به دست می آیند (Final Parameters)، را در آغاز پروسه طراحی تخمین و در نظر بگیرد! از کجا؟ فقط با استفاده از هنر برنامه نویسی اش!
اولین بار در سال 2000، پروفسور فرزاد نعیم دریافت که بیشینه دریفت بین طبقه های یک سازه خیلی مرتفع و پایداری جانبی آن، دو پدیده ای هستند که شدیدا به یکدیگر وابسته هستند! وابسته هستند یعنی چی؟ یعنی در اولین مرحله از ارزیابی یک سازه خیلی مرتفع 527 متری، که طراح لرزه ای (یا همان کدنویس بیچاره دوشغله) مشغول یافتن ابعاد مقاطع تیر، ستون، مهاربند و ... است، باید همچنین به هر دوی آیتم های "بیشینه دریفت بین طبقه" و "پایداری جانبی" با امتیازی یکسان و سهم مشارکتی مشابه نگاه کند. یا به بیانی واضح تر، همان قدر که بیشینه دریفت بین طبقه های یک سازه خیلی مرتفع مهم است، دقیقا همان اندازه نیز ناپایداری جانبی آن خطرناک است! پروفسور نعیم خیلی تعجب کرده بود! چرا باید دریفت بین طبقه های یک سازه خیلی مرتفع تا این حد مهم و کنترل کننده باشد که حتی با ناپایداری کل سازه (فروریزش ناشی از واژگونی) برابری کند؟ او هر چه بیشتر تحقیق می کرد باز هم، هیچ برتری نسبی بین شاخص های دریفت نسبی بین طبقه ها و پایداری کل انواع سازه های مرتفع (در سیستم های سازه ای متفاوت) نمی یافت. او کمی بعدتر دریافت که همیشه در سازه های خیلی مرتفع (527 متری)، پدیده پیچش (Torsion Response) نقش مهمی در ارزیابی لرزه ای دارد، و این پیچش باعث می شود که پدیده دریفت نسبی هم خطرناک شود. و سرانجام در سال ۲۰۰۱، پروفسور فرزاد نعیم رسما اعلام کرد که در سازه های خیلی مرتفع، زمانی که مقادیر پاسخ دریفت بین طبقه ها با مقادیر پاسخ پیچش آمیخته می شوند، صد در صد به فروریزش کامل سازه ها منجر خواهند شد (ادامه دارد)🌷
👍1
Forwarded from Opensees Community
نکته بسیار مهم:
🌷ضمن تبریک فراوان به جناب آقای "دکتر حسین نادرپور" عزیز، با خبر شدیم که ایشان به عنوان یکی از اعضای هسته مرکزی برگزارکننده پنجمین کنفرانس بین المللی "کاربرد محاسبات نرم و بهینه سازی در کدنویسی زلزله" ایتالیا انتخاب شده اند! دوستانی که تمایل دارند در این کنفرانس مقاله بدهند و یا در آن شرکت نمایند، می توانند جهت معرفی به ایشان، به اینجانب پیام بدهند.🌷
🌷ضمن تبریک فراوان به جناب آقای "دکتر حسین نادرپور" عزیز، با خبر شدیم که ایشان به عنوان یکی از اعضای هسته مرکزی برگزارکننده پنجمین کنفرانس بین المللی "کاربرد محاسبات نرم و بهینه سازی در کدنویسی زلزله" ایتالیا انتخاب شده اند! دوستانی که تمایل دارند در این کنفرانس مقاله بدهند و یا در آن شرکت نمایند، می توانند جهت معرفی به ایشان، به اینجانب پیام بدهند.🌷
سوال 🌷🌷خانم دکتر ساداتی🌷🌷، استاد برجسته ایرانی-آمریکایی
جناب مهندس عزیز، با توجه به اینکه مطلب اخیر تخصص و موضوع تحقیق من بوده، که در مقطعی زمانی هم از محضر استاد بزرگوار جناب پروفسور نعیم استفاده کردم، یک موردی را از خدمتتان می پرسم. چون حس کردم شما برخلاف سایرین برداشت صحیح و دقیقی از مفاهیمی دارید که پروفسور نعیم بیان داشته اند. و این مطلب را از این جمله خوب و سنگین تان فهمیدم ""و این کدنویس لرزه ای است که باید هم پشت صندلی میز خودش بنشیند، و هم پشت صندلی میز طراح سازه بنشیند (دو تا حقوق دریافت نماید)، و برخی داده ها و نتایج نهایی که پس از پایان ارزیابی لرزه ای یک سیستم سازه ای به دست می آیند (Final Parameters)، را در آغاز پروسه طراحی تخمین و در نظر بگیرد! از کجا؟ فقط با استفاده از هنر برنامه نویسی اش!"" حال قصد دارم سوالم را در یک جمله و به طور خلاصه بپرسم، چون می دانم که شما منظورم را خیلی خوب متوجه خواهید شد. آیا شما صلاح می دانید که توی الگوریتم های زبان برنامه نویسی ذکر شده، N عدد شاخص های خسارت"دریفت بین طبقات، پیچش، جابه جایی پسماند و ..." پارامترهایی مستقل در نظر گرفته شوند یا پارامترهایی وابسته؟
پاسخ:
خانم دکتر ساداتی عزیز🌷، شاید باورتان نشود که یکی از مراجع من برای نوشتن آخرین پست کانالم، تز دکترای ارزشمند و خیلی پربار شما بوده است. و قطعا باعث افتخارم نیز است که شخصیتی همچون شما عضو کانالم هستند. حضور امثال شما انگیزه لازم را به من می دهد که سطح علمی مطالب مندرج در کانال را خیلی بالاتر ببرم و البته این اتفاق در روزهای آتی خواهد افتاد. و اما پاسخ سوال تان:
پروفسور نعیم در روزگاری این مباحث را مطرح نمودند که تمامی آیین نامه های موجود در جهان، از نسل "آیین نامه هایی با مبنای نیرویی" بودند. یعنی همه طراحان سازه، ساختمان ها را بر مبنای نیروها طراحی می کردند و برای دریفت یا ... کنترل می کردند. تصور کنید توی این شرایط فردی مثل پروفسور نعیم بیاید و بگوید "بیایید عملکردی فکر کنیم"، البته یک دهه زودتر از آیین نامه های نسل جدید و سایر پژوهشگران!! در الگوریتم های زبان برنامه نویسی ذکر شده، تمامی شاخص های خسارت "دریفت بین طبقات، پیچش، جابه جایی پسماند و ..." (که خودمان آن ها را طی سیکل های رفت و برگشت، بین پروسه های طراحی و ارزیابی لرزه ای در نظر می گیریم) پارامترهایی مستقل هستند، اما با سهم ها و درجه های اهمیتی متفاوت!
جناب مهندس عزیز، با توجه به اینکه مطلب اخیر تخصص و موضوع تحقیق من بوده، که در مقطعی زمانی هم از محضر استاد بزرگوار جناب پروفسور نعیم استفاده کردم، یک موردی را از خدمتتان می پرسم. چون حس کردم شما برخلاف سایرین برداشت صحیح و دقیقی از مفاهیمی دارید که پروفسور نعیم بیان داشته اند. و این مطلب را از این جمله خوب و سنگین تان فهمیدم ""و این کدنویس لرزه ای است که باید هم پشت صندلی میز خودش بنشیند، و هم پشت صندلی میز طراح سازه بنشیند (دو تا حقوق دریافت نماید)، و برخی داده ها و نتایج نهایی که پس از پایان ارزیابی لرزه ای یک سیستم سازه ای به دست می آیند (Final Parameters)، را در آغاز پروسه طراحی تخمین و در نظر بگیرد! از کجا؟ فقط با استفاده از هنر برنامه نویسی اش!"" حال قصد دارم سوالم را در یک جمله و به طور خلاصه بپرسم، چون می دانم که شما منظورم را خیلی خوب متوجه خواهید شد. آیا شما صلاح می دانید که توی الگوریتم های زبان برنامه نویسی ذکر شده، N عدد شاخص های خسارت"دریفت بین طبقات، پیچش، جابه جایی پسماند و ..." پارامترهایی مستقل در نظر گرفته شوند یا پارامترهایی وابسته؟
پاسخ:
خانم دکتر ساداتی عزیز🌷، شاید باورتان نشود که یکی از مراجع من برای نوشتن آخرین پست کانالم، تز دکترای ارزشمند و خیلی پربار شما بوده است. و قطعا باعث افتخارم نیز است که شخصیتی همچون شما عضو کانالم هستند. حضور امثال شما انگیزه لازم را به من می دهد که سطح علمی مطالب مندرج در کانال را خیلی بالاتر ببرم و البته این اتفاق در روزهای آتی خواهد افتاد. و اما پاسخ سوال تان:
پروفسور نعیم در روزگاری این مباحث را مطرح نمودند که تمامی آیین نامه های موجود در جهان، از نسل "آیین نامه هایی با مبنای نیرویی" بودند. یعنی همه طراحان سازه، ساختمان ها را بر مبنای نیروها طراحی می کردند و برای دریفت یا ... کنترل می کردند. تصور کنید توی این شرایط فردی مثل پروفسور نعیم بیاید و بگوید "بیایید عملکردی فکر کنیم"، البته یک دهه زودتر از آیین نامه های نسل جدید و سایر پژوهشگران!! در الگوریتم های زبان برنامه نویسی ذکر شده، تمامی شاخص های خسارت "دریفت بین طبقات، پیچش، جابه جایی پسماند و ..." (که خودمان آن ها را طی سیکل های رفت و برگشت، بین پروسه های طراحی و ارزیابی لرزه ای در نظر می گیریم) پارامترهایی مستقل هستند، اما با سهم ها و درجه های اهمیتی متفاوت!
Forwarded from Opensees Community
ساختار کلی دستورهای کلیدی OpenSees: 🌷🌷
در یک تقسیم بندی کلی، می توان دستورهای کلیدی OpenSees را به دو بخش مهم تفکیک نمود: دسته اول دستورهایی با ساختاری مبتنی بر درجه های آزادی هستند، مثل load، fix، equalDOF و ...
و دسته دوم دستورهایی با ساختاری مبتنی بر جهت های مختصاتی هستند، مثل element zerolength و ...
فرضیات اساسی مدل های دو بعدی:
تعداد محورهای مختصات: دو محور X و Y
تعداد درجه های آزادی در هر گره:
سه درجه آزادی dofy ،dofx و Rotxy که به ترتیب برای OpenSees با برچسب های 1، 2 و 3 تعریف می شوند.
تعداد جهت های مختصاتی:
شش جهت مختصاتی RotZ ، RotY، RotX ، Z ، Y ، X هستند که به ترتیب برای OpenSees با برچسب های 1، 2، 3، 4، 5 و 6 تعریف می شوند.
فرضیات اساسی مدل های سه بعدی:
تعداد محورهای مختصات: سه محور Y ، X و Z
تعداد درجه های آزادی در هر گره:
شش درجه آزادی RotZ ، RotY، RotX ، Z ، Y ، X که به ترتیب برای OpenSees با برچسب های 1، 2، 3، 4، 5 و 6 تعریف می شوند.
تعداد جهت های مختصاتی:
شش جهت مختصاتی RotZ ، RotY، RotX ، Z ، Y ، X هستند که به ترتیب برای OpenSees با برچسب های 1، 2، 3، 4، 5 و 6 تعریف می شوند.🌷🌷
در یک تقسیم بندی کلی، می توان دستورهای کلیدی OpenSees را به دو بخش مهم تفکیک نمود: دسته اول دستورهایی با ساختاری مبتنی بر درجه های آزادی هستند، مثل load، fix، equalDOF و ...
و دسته دوم دستورهایی با ساختاری مبتنی بر جهت های مختصاتی هستند، مثل element zerolength و ...
فرضیات اساسی مدل های دو بعدی:
تعداد محورهای مختصات: دو محور X و Y
تعداد درجه های آزادی در هر گره:
سه درجه آزادی dofy ،dofx و Rotxy که به ترتیب برای OpenSees با برچسب های 1، 2 و 3 تعریف می شوند.
تعداد جهت های مختصاتی:
شش جهت مختصاتی RotZ ، RotY، RotX ، Z ، Y ، X هستند که به ترتیب برای OpenSees با برچسب های 1، 2، 3، 4، 5 و 6 تعریف می شوند.
فرضیات اساسی مدل های سه بعدی:
تعداد محورهای مختصات: سه محور Y ، X و Z
تعداد درجه های آزادی در هر گره:
شش درجه آزادی RotZ ، RotY، RotX ، Z ، Y ، X که به ترتیب برای OpenSees با برچسب های 1، 2، 3، 4، 5 و 6 تعریف می شوند.
تعداد جهت های مختصاتی:
شش جهت مختصاتی RotZ ، RotY، RotX ، Z ، Y ، X هستند که به ترتیب برای OpenSees با برچسب های 1، 2، 3، 4، 5 و 6 تعریف می شوند.🌷🌷
مبحث تخصصی که اگر خستگی مجالی برایم باقی گذارد، در لحظه های آتی در کانال بیان می شود:🌷
- ارتباط بین مقادیر بیشینه دریفت بین طبقه ها و ناپایداری جانبی در سازه های خیلی مرتفع (بخش دوم)🌷پیشنهاد می شود دانشجویانی که با اینجانب کار پژوهشی می کنند، (متن پارافریز شده) این مباحث را در محتوای مقالات ISI شان استفاده نمایند🌷
- ارتباط بین مقادیر بیشینه دریفت بین طبقه ها و ناپایداری جانبی در سازه های خیلی مرتفع (بخش دوم)🌷پیشنهاد می شود دانشجویانی که با اینجانب کار پژوهشی می کنند، (متن پارافریز شده) این مباحث را در محتوای مقالات ISI شان استفاده نمایند🌷
ارتباط بین مقادیر بیشینه دریفت بین طبقه ها و ناپایداری جانبی در سازه های خیلی مرتفع (بخش دوم)🌷
"خیلی دوست داشتم که وقتی از پایداری صحبت می کنم دیگران از من بپرسند کدام پایداری؟، تعادل کلی سازه؟(پایداری جانبی کلی سازه)، و یا پایداری ستون ها یا دیوارهایی خاص در سازه؟ ولی افسوس که حتی تا سال ها بعد هم، این پرسش هرگز از من پرسیده نشد!" جمله فوق، سخن معروفی است که پروفسور نعیم در سال ۲۰۰۱ بیان داشتند. منظورش دقیقا چه بود؟ ذهن هر محققی دوست دارد بداند اصلا مگر در سازه های خیلی مرتفع (مثل سازه ۵۲۷ متری برج ویلیس شیکاگو) چه اتفاقی می افتد که نیاز است ما در حین تحلیل های دینامیکی تاریخچه زمانی، مرتبا اثرات پایداری بر همه چیز را کنترل کنیم. پروفسور فرزاد نعیم در حین تحلیل های غیرخطی که با استفاده از الگوریتم های کدنویسی تهیه شده توسط خودش بر روی سازه های خیلی مرتفع کالیفرنیا و نیویورک انجام داد، دریافت که "پایدار بودن یا نبودن سازه ها" تاثیرات زیادی بر نیروهای ایجاد شده در سازه ها می گذارد. او چندین روش خیلی کاربردی، برای لحاظ نمودن اثرات پایداری کلی در تحلیل های غیرخطی سازه ها، و نیز اثرات پایداری کلی در پارامترهای ورودی پروسیجرهای طراحی معرفی نمود. و اما نکته مهم تر این است که در همه سازه های خیلی مرتفع، یک دریفت پنهان یا دریفت بالقوه (Potential Drift) هم وجود دارد که خیلی خطرناک است. این دریفت ممکن است رخ بدهد و ممکن است رخ ندهد! پروفسور نعیم توصیه نمود که این دریفت بالقوه خطرناک، همیشه در پروسه های طراحی تمامی سازه های خیلی مرتفع (با انواع سیستم های سازه ای متفاوت) در نظر گرفته شود. به بیان دقیق تر او توصیه نمود طراحی های سازه های خیلی مرتفع، هم مبتنی بر جابه جایی (عملکرد سازه ها) انجام شوند، هم با درنظر گرفتن پایداری کلی (Stability of the Structure as a Whole) و هم با در نظر گرفتن اثرات پیچش (Torsion Response) بر دریفت نسبی! (ادامه دارد)🌷
"خیلی دوست داشتم که وقتی از پایداری صحبت می کنم دیگران از من بپرسند کدام پایداری؟، تعادل کلی سازه؟(پایداری جانبی کلی سازه)، و یا پایداری ستون ها یا دیوارهایی خاص در سازه؟ ولی افسوس که حتی تا سال ها بعد هم، این پرسش هرگز از من پرسیده نشد!" جمله فوق، سخن معروفی است که پروفسور نعیم در سال ۲۰۰۱ بیان داشتند. منظورش دقیقا چه بود؟ ذهن هر محققی دوست دارد بداند اصلا مگر در سازه های خیلی مرتفع (مثل سازه ۵۲۷ متری برج ویلیس شیکاگو) چه اتفاقی می افتد که نیاز است ما در حین تحلیل های دینامیکی تاریخچه زمانی، مرتبا اثرات پایداری بر همه چیز را کنترل کنیم. پروفسور فرزاد نعیم در حین تحلیل های غیرخطی که با استفاده از الگوریتم های کدنویسی تهیه شده توسط خودش بر روی سازه های خیلی مرتفع کالیفرنیا و نیویورک انجام داد، دریافت که "پایدار بودن یا نبودن سازه ها" تاثیرات زیادی بر نیروهای ایجاد شده در سازه ها می گذارد. او چندین روش خیلی کاربردی، برای لحاظ نمودن اثرات پایداری کلی در تحلیل های غیرخطی سازه ها، و نیز اثرات پایداری کلی در پارامترهای ورودی پروسیجرهای طراحی معرفی نمود. و اما نکته مهم تر این است که در همه سازه های خیلی مرتفع، یک دریفت پنهان یا دریفت بالقوه (Potential Drift) هم وجود دارد که خیلی خطرناک است. این دریفت ممکن است رخ بدهد و ممکن است رخ ندهد! پروفسور نعیم توصیه نمود که این دریفت بالقوه خطرناک، همیشه در پروسه های طراحی تمامی سازه های خیلی مرتفع (با انواع سیستم های سازه ای متفاوت) در نظر گرفته شود. به بیان دقیق تر او توصیه نمود طراحی های سازه های خیلی مرتفع، هم مبتنی بر جابه جایی (عملکرد سازه ها) انجام شوند، هم با درنظر گرفتن پایداری کلی (Stability of the Structure as a Whole) و هم با در نظر گرفتن اثرات پیچش (Torsion Response) بر دریفت نسبی! (ادامه دارد)🌷
بیایید دانش مان را به رایگان در سراسر کشور، حتی در نقاط خیلی محروم پخش کنیم! بیایید به فکر آن دانشجوی مقیم روستاهای سیستان و بلوچستان باشیم که نه پول دارد و نه دسترسی به حداقل امکانات آموزشی!🌷پس به جهت ارتقا سطح علمی تمامی پژوهشگران هم وطن مان، لینک کانال را بین دوستان تان و در گروه های شهرتان پخش نمایید🙏 ❤️
https://t.me/OpenSeesCommunity
https://t.me/OpenSeesCommunity
Telegram
Opensees Community
The Largest OpenSees Community of Iran (LOCI). Channel is managed by Dr. Afshin Alborzi.
https://www.instagram.com/ledocteurafshina
YouTube: LOCI Community
Contact with administrator👇
@OpenSeesCommunity_pm
https://www.instagram.com/ledocteurafshina
YouTube: LOCI Community
Contact with administrator👇
@OpenSeesCommunity_pm
ATC-119-1_SF_TallBuildingsStudy_FINAL.pdf
18.5 MB
۳۷۴ صفحه مطالعه موردی مختص برج های سانفرانسیسکو، انجام شده توسط ATC (دسامبر ۲۰۱۸)
🌷نکته مهم🌷
پیام های بسیار زیادی از طرف ❤️اعضای کانال❤️دریافت کرده ام که گویا مبحث "پایداری برج های خیلی مرتفع" برایشان شیرین بوده و نیز مورد پسندشان واقع شده است! عزیزان درخواست کرده اند که مباحث فوق به صورت مفصل تر و کامل تر بیان شوند. اینجانب اصلا تصور نمی کردم که ایرانی ها تا این حد عاشق برج ها باشند! لازم است در اینجا اعلام نمایم که محتوای "کنترل پایداری برج ها" معادل یک درس چهار واحدی در دانشگاه های آمریکا است و مجال آن نیست که در این کانال، به صورت مفصل پیرامون آن بحث شود. لذا تصمیم گیری نهایی در این مورد، پس از برگزاری یک نظرسنجی و بر مبنای اکثریت آرای نظرسنجی اخذ خواهد شد.
پیام های بسیار زیادی از طرف ❤️اعضای کانال❤️دریافت کرده ام که گویا مبحث "پایداری برج های خیلی مرتفع" برایشان شیرین بوده و نیز مورد پسندشان واقع شده است! عزیزان درخواست کرده اند که مباحث فوق به صورت مفصل تر و کامل تر بیان شوند. اینجانب اصلا تصور نمی کردم که ایرانی ها تا این حد عاشق برج ها باشند! لازم است در اینجا اعلام نمایم که محتوای "کنترل پایداری برج ها" معادل یک درس چهار واحدی در دانشگاه های آمریکا است و مجال آن نیست که در این کانال، به صورت مفصل پیرامون آن بحث شود. لذا تصمیم گیری نهایی در این مورد، پس از برگزاری یک نظرسنجی و بر مبنای اکثریت آرای نظرسنجی اخذ خواهد شد.
ایجانب تمایل دارم که مبحث "کنترل پایداری برج های خیلی مرتفع" ...
anonymous poll
به صورت مفصل تر و کامل تر بیان شود – 107
👍👍👍👍👍👍👍 86%
به صورت کلی و خلاصه بیان شود – 17
👍 14%
👥 124 people voted so far.
anonymous poll
به صورت مفصل تر و کامل تر بیان شود – 107
👍👍👍👍👍👍👍 86%
به صورت کلی و خلاصه بیان شود – 17
👍 14%
👥 124 people voted so far.