Opensees Community
سوال یکی از اعضای عزیز کانال🌷
پاسخ دوست عزیز و خوشتیپ شمالی:🌷
به طور کلی ارزیابی های لرزه ای و مقاوم سازی های تمامی پل های بتن مسلح بزرگراهی در سراسر جهان به دو روش کلی انجام می شوند. یک روش ساده تر و یک روش خیلی پیچیده تر! روش ساده تری که ایرانی ها خیلی زیاد و آمریکایی ها کمتر دوستش دارند، استفاده از منحنی های شکنندگی است. در این روش نفرات تیم شرکت مشاور بایستی ترکیبی از (اکیپ تحلیل خطر+ اکیپ متخصصین ارزیابی لرزه ای یا کدنویس ها + اکیپ طراحی سازه یا مقاوم سازی) باشند که بین آن ها سخت ترین وظیفه مربوط به ارزیاب های لرزه ای (کدنویس هایی مثل من و شما) است و آسان ترین وظیفه نیز مربوط به طراح های لرزه ای است! بعدا این روش ساده تر و نیز نکات کاربردی به دست آمده از مطالعه موردی پل سرولات چابکسر، را به تفصیل در کانال بیان خواهم نمود.
به طور کلی ارزیابی های لرزه ای و مقاوم سازی های تمامی پل های بتن مسلح بزرگراهی در سراسر جهان به دو روش کلی انجام می شوند. یک روش ساده تر و یک روش خیلی پیچیده تر! روش ساده تری که ایرانی ها خیلی زیاد و آمریکایی ها کمتر دوستش دارند، استفاده از منحنی های شکنندگی است. در این روش نفرات تیم شرکت مشاور بایستی ترکیبی از (اکیپ تحلیل خطر+ اکیپ متخصصین ارزیابی لرزه ای یا کدنویس ها + اکیپ طراحی سازه یا مقاوم سازی) باشند که بین آن ها سخت ترین وظیفه مربوط به ارزیاب های لرزه ای (کدنویس هایی مثل من و شما) است و آسان ترین وظیفه نیز مربوط به طراح های لرزه ای است! بعدا این روش ساده تر و نیز نکات کاربردی به دست آمده از مطالعه موردی پل سرولات چابکسر، را به تفصیل در کانال بیان خواهم نمود.
مبحثی که در لحظه های آتی، در کانال مطرح می شود:🌷
- اشتباه بسیار بزرگی که صد در صد کدنویس های زلزله ایرانی در تعریف شتاب های گروندموشنز برای پل های بتنی بزرگراهی انجام می دهند، و صد در صد کدنویس های آمریکایی مراقب هستند تا انجام ندهند! (بیایید دانش مان را به رایگان در سراسر کشور حتی در نقاط خیلی محروم پخش کنیم! بیایید به فکر آن دانشجوی مقیم روستاهای سیستان و بلوچستان باشیم که نه پول دارد و نه دسترسی به حداقل امکانات!)🌷
- اشتباه بسیار بزرگی که صد در صد کدنویس های زلزله ایرانی در تعریف شتاب های گروندموشنز برای پل های بتنی بزرگراهی انجام می دهند، و صد در صد کدنویس های آمریکایی مراقب هستند تا انجام ندهند! (بیایید دانش مان را به رایگان در سراسر کشور حتی در نقاط خیلی محروم پخش کنیم! بیایید به فکر آن دانشجوی مقیم روستاهای سیستان و بلوچستان باشیم که نه پول دارد و نه دسترسی به حداقل امکانات!)🌷
به خاطر این آموزش های رایگان، به شدت از جانب اساتید سراسر کشور تحت فشار هستم:
لطفا لینک کانال را بین همکلاسی هایتان و در گروه های شهرتان پخش نمایید🙏 ❤️
https://t.me/OpenSeesCommunity
لطفا لینک کانال را بین همکلاسی هایتان و در گروه های شهرتان پخش نمایید🙏 ❤️
https://t.me/OpenSeesCommunity
Telegram
Opensees Community
The Largest OpenSees Community of Iran (LOCI). Channel is managed by Dr. Afshin Alborzi.
https://www.instagram.com/ledocteurafshina
YouTube: LOCI Community
Contact with administrator👇
@OpenSeesCommunity_pm
https://www.instagram.com/ledocteurafshina
YouTube: LOCI Community
Contact with administrator👇
@OpenSeesCommunity_pm
Opensees Community
مبحثی که در لحظه های آتی، در کانال مطرح می شود:🌷 - اشتباه بسیار بزرگی که صد در صد کدنویس های زلزله ایرانی در تعریف شتاب های گروندموشنز برای پل های بتنی بزرگراهی انجام می دهند، و صد در صد کدنویس های آمریکایی مراقب هستند تا انجام ندهند! (بیایید دانش مان را…
مبحث فوق تا یک ساعت آتی در کانال بیان خواهد شد🌷
اشتباه بسیار بزرگ کدنویس های زلزله ایرانی در تعریف شتاب های گروندموشنز برای پل های بتنی بزرگراهی: (دانشجویانی که در زمینه ارزیابی پل های بتن مسلح بزرگراهی با اینجانب همکاری پژوهشی دارند، توجه ویژه تری داشته باشند)🌷
در نرم افزار اپنسیس، دستور Uniform Excitation Pattern مختص تحریک یکنواخت تکیه گاه ها است. تکیه گاه یعنی نقطه ای که فیکس است و هیچ جابه جایی نیز ندارد. از طرف دیگر دستور Multi-Support Excitation Pattern مختص اعمال رکورد در هر گره دلخواه از سازه است که می تواند برای اعمال بار موج یا باد نیز به کار رود. پل های بتنی بزرگراهی هم از جانب فونداسیون هایشان و هم از سمت خاکریزهای غول پیکر دو طرف طول پل بتنی (ابتدا و انتهای طول پل) امواج زلزله را دریافت می کنند. در واقع زلزله بین خاک زیر فونداسیون ها و خاک خاکریزها هیچ تفاوتی قایل نیست. مدل سازی خاکریزها در نرم افزار اپنسیس هم خیلی پیچیده است. رفتارهای مصالح فنری چندگانه ای با یکدیگر ترکیب می شوند تا بشوند یک خاکریز غول پیکر (مثلا با ارتفاعی برابر 10 متر، عرضی 20 متر و ضخامتی برابر با 100 متر). به عنوان مثال "گره های معرف خاکریز یا abutments" فقط در درجه آزادی راستای عرض پل آزاد هستند، گره های معرف بنت کپ های اول و آخر Bent Caps در تمامی درجه های آزادی به جز راستای قایم آزاد هستند. همچنین گره های سرستون های اول و آخر از بنت کپ های مجاور خاکریزها، فقط در درجه آزادی راستای طول پل آزاد هستند. عجب آش شله قلمکاری!! وقتی که یک کدنویس کم تجربه شتاب های گروندموشنز برای پل های بتنی بزرگراهی را با استفاده از دستور Uniform Excitation Pattern تعریف می کند، چه اتفاقی می افتد؟ اپنسیس قاطی می کند! گره های زیر ستون ها می لرزند، در ورژن های پایین تر اپنسیس هیچ نقطه دیگری از پل بتن مسلح بزرگراهی تحریک خارجی نمی شود، و در ورژن های بالاتر اپنسیس تمامی گره های معرف خاکریزها، تمامی گره های بنت کپ های اول و آخر و نیز گره های سرستون های اول و آخر از بنت کپ های مجاور خاکریزها، هم زمان با یکدیگر می لرزند. این اتفاق یعنی این که پل بیچاره دارد زلزله ای با سه برابر شدت واقعی اش را تجربه می کند، و مهندس بیچاره تر هر کاری می کند مقاطع و المان های سازه ای پاسخگو نیستند. مهندس کم تجربه می رود پیش استادش تا از او سوال کند، و استاد می گوید "من اصلا OpeSees بلد نیستم، زمان ما فقط نرم افزارهای سپ و ایتبز بودند!" پس شتاب های گروندموشنز برای پل های بتنی بزرگراهی را فقط با استفاده از دستور Multi-Support Excitation Pattern و برای گره های زیر ستون ها و گره های معرف خاکریزها تعریف نمایید!🌷
در نرم افزار اپنسیس، دستور Uniform Excitation Pattern مختص تحریک یکنواخت تکیه گاه ها است. تکیه گاه یعنی نقطه ای که فیکس است و هیچ جابه جایی نیز ندارد. از طرف دیگر دستور Multi-Support Excitation Pattern مختص اعمال رکورد در هر گره دلخواه از سازه است که می تواند برای اعمال بار موج یا باد نیز به کار رود. پل های بتنی بزرگراهی هم از جانب فونداسیون هایشان و هم از سمت خاکریزهای غول پیکر دو طرف طول پل بتنی (ابتدا و انتهای طول پل) امواج زلزله را دریافت می کنند. در واقع زلزله بین خاک زیر فونداسیون ها و خاک خاکریزها هیچ تفاوتی قایل نیست. مدل سازی خاکریزها در نرم افزار اپنسیس هم خیلی پیچیده است. رفتارهای مصالح فنری چندگانه ای با یکدیگر ترکیب می شوند تا بشوند یک خاکریز غول پیکر (مثلا با ارتفاعی برابر 10 متر، عرضی 20 متر و ضخامتی برابر با 100 متر). به عنوان مثال "گره های معرف خاکریز یا abutments" فقط در درجه آزادی راستای عرض پل آزاد هستند، گره های معرف بنت کپ های اول و آخر Bent Caps در تمامی درجه های آزادی به جز راستای قایم آزاد هستند. همچنین گره های سرستون های اول و آخر از بنت کپ های مجاور خاکریزها، فقط در درجه آزادی راستای طول پل آزاد هستند. عجب آش شله قلمکاری!! وقتی که یک کدنویس کم تجربه شتاب های گروندموشنز برای پل های بتنی بزرگراهی را با استفاده از دستور Uniform Excitation Pattern تعریف می کند، چه اتفاقی می افتد؟ اپنسیس قاطی می کند! گره های زیر ستون ها می لرزند، در ورژن های پایین تر اپنسیس هیچ نقطه دیگری از پل بتن مسلح بزرگراهی تحریک خارجی نمی شود، و در ورژن های بالاتر اپنسیس تمامی گره های معرف خاکریزها، تمامی گره های بنت کپ های اول و آخر و نیز گره های سرستون های اول و آخر از بنت کپ های مجاور خاکریزها، هم زمان با یکدیگر می لرزند. این اتفاق یعنی این که پل بیچاره دارد زلزله ای با سه برابر شدت واقعی اش را تجربه می کند، و مهندس بیچاره تر هر کاری می کند مقاطع و المان های سازه ای پاسخگو نیستند. مهندس کم تجربه می رود پیش استادش تا از او سوال کند، و استاد می گوید "من اصلا OpeSees بلد نیستم، زمان ما فقط نرم افزارهای سپ و ایتبز بودند!" پس شتاب های گروندموشنز برای پل های بتنی بزرگراهی را فقط با استفاده از دستور Multi-Support Excitation Pattern و برای گره های زیر ستون ها و گره های معرف خاکریزها تعریف نمایید!🌷
Audio
زنگ تفریح دوم (همش که نمی شود درس خواند)🌷❤️ من انگار قبل از این زندگی! یه بار از زمین و زمون رد شدم! یه بار از جهانی که دنبال ماست! از این غربت بینمون رد شدم!
دوستان عزیز زیادی از من می پرسند: "واسه این که یک کدنویس و نیز یک استاد خوبی شویم، چه چیزهایی نیاز داریم؟، چه رازها و رمزهایی پشت پرده موفقیت شما هستند؟" و پاسخ من به این دوستان، فقط این سه کلمه هستند: عشق، تلاش و قهوه!🌷❤️
Wide Flange Beam Chart.pdf
110.9 KB
دوستانی که قصد دارند مقالات ISI چاپ کنند، فقط بایستی از مشخصات مقاطع بال پهن پیوست (Nucor-Yamato Steel) استفاده نمایند!
🌷🌷Transient Analysis - Uniform Excitation🌷🌷
# first source in the model and do gravity load analysis
source example1.tcl
# set gravity loads constant & reset time in domain
loadConst -time -0.01
# create load pattern
set motion IELC180
source READSMDFile.tcl
ReadSMDFile $motion.AT2 $motion.acc dt
set accelSeries “Path -filePath $motion.acc -dt $dt -factor 386.4”
pattern UniformExcitation 2 1 -accel $accelSeries
# set damping factors
rayleigh 0.0 0.0 0.0 0.0 0.0
# create the analysis
wipeAnalysis
System ProfileSPD
Test NormDispIncr 1.0e-16 10
Algorithm Newton
Integrator Newmark 0.5 0.25
Analysis Transient
# create a recorder
recorder Node -time -file example3.out -node 3 -dof 1 disp
analyze 4000 $dt
# first source in the model and do gravity load analysis
source example1.tcl
# set gravity loads constant & reset time in domain
loadConst -time -0.01
# create load pattern
set motion IELC180
source READSMDFile.tcl
ReadSMDFile $motion.AT2 $motion.acc dt
set accelSeries “Path -filePath $motion.acc -dt $dt -factor 386.4”
pattern UniformExcitation 2 1 -accel $accelSeries
# set damping factors
rayleigh 0.0 0.0 0.0 0.0 0.0
# create the analysis
wipeAnalysis
System ProfileSPD
Test NormDispIncr 1.0e-16 10
Algorithm Newton
Integrator Newmark 0.5 0.25
Analysis Transient
# create a recorder
recorder Node -time -file example3.out -node 3 -dof 1 disp
analyze 4000 $dt
🌷🌷Transient Analysis - MultiSupport Excitation🌷🌷
# first source in the model and do gravity load analysis
source example1.tcl
# set gravity loads constant & reset time in domain
loadConst -time -0.01
# remove some sp constraints
remove sp 0
remove sp 3
# create load pattern
set motion IELC180
source READSMDFile.tcl
ReadSMDFile $motion.DT2 $motion.disp dt
set dispSeries “Path -filePath $motion.disp -dt $dt -factor 0.3937”
pattern MultiSupport 2 {
groundMotion 5 Plain -disp $dispSeries
imposedMotion 1 1 5
imposedMotion 2 1 5
}
# set damping factors
rayleigh 0.0 0.0 0.0 0.0 0.0
# create a recorder
recorder Node -time -file example4.out -node 3 -dof 1 disp
# set damping factors
rayleigh 0.0 0.0 0.0 0.0 0.0
# create the analysis
wipeAnalysis
system ProfileSPD
test NormDispIncr 1.0e-16 10
algorithm Newton
integrator Newmark 0.5 0.25
analysis Transient
analyze 4000 $dt
# first source in the model and do gravity load analysis
source example1.tcl
# set gravity loads constant & reset time in domain
loadConst -time -0.01
# remove some sp constraints
remove sp 0
remove sp 3
# create load pattern
set motion IELC180
source READSMDFile.tcl
ReadSMDFile $motion.DT2 $motion.disp dt
set dispSeries “Path -filePath $motion.disp -dt $dt -factor 0.3937”
pattern MultiSupport 2 {
groundMotion 5 Plain -disp $dispSeries
imposedMotion 1 1 5
imposedMotion 2 1 5
}
# set damping factors
rayleigh 0.0 0.0 0.0 0.0 0.0
# create a recorder
recorder Node -time -file example4.out -node 3 -dof 1 disp
# set damping factors
rayleigh 0.0 0.0 0.0 0.0 0.0
# create the analysis
wipeAnalysis
system ProfileSPD
test NormDispIncr 1.0e-16 10
algorithm Newton
integrator Newmark 0.5 0.25
analysis Transient
analyze 4000 $dt
🌷🌷Cyclic Lateral Load Analysis🌷🌷
# first source in the model and do gravity load analysis
source example1.tcl
# set gravity loads constant & reset time in domain
loadConst -time 0.0
# create load pattern for lateral loads
pattern Plain 2 Linear {
load 3 200.0 0.0 0.0
load 4 200.0 0.0 0.0
}
# do some cyclic analysis
foreach {numSteps stepSize} {10 0.1 10 -0.1 10 -0.1 10 0.1 10 0.1} {
integrator LoadControl $stepSize
analyze $numSteps
set time [getTime]
set disp [nodeDisp 3 1]
puts “Time: $time Displacement $disp”
}
# first source in the model and do gravity load analysis
source example1.tcl
# set gravity loads constant & reset time in domain
loadConst -time 0.0
# create load pattern for lateral loads
pattern Plain 2 Linear {
load 3 200.0 0.0 0.0
load 4 200.0 0.0 0.0
}
# do some cyclic analysis
foreach {numSteps stepSize} {10 0.1 10 -0.1 10 -0.1 10 0.1 10 0.1} {
integrator LoadControl $stepSize
analyze $numSteps
set time [getTime]
set disp [nodeDisp 3 1]
puts “Time: $time Displacement $disp”
}
نمونه اسکریپت دو حلقه متوالی در OpenSees (درخواستی اعضای کانال):🌷
set input n
while { $input != y} {
puts "Would_you_like_to_quit ?_<y/n>"
gets stdin input
}
for { set i 0} { $ i < 10} { incr i } {
puts $i
}
set input n
while { $input != y} {
puts "Would_you_like_to_quit ?_<y/n>"
gets stdin input
}
for { set i 0} { $ i < 10} { incr i } {
puts $i
}
Opensees Community
همیشه دنبال سخت ترین گزینه ها باشید !! 🌷🌷
نمونه مثال ترکیب سری های زمانی مسیر از جنس های متفاوت🌷 (از بچگی عاشق اسکای دایوینگ یا سقوط آزاد در آسمان بودم و هستم!، از هیجان اصلا نترسید! حتی ماندن توی این دنیای عجیب و غریب هم کمی ترسناک است!)
pattern Plain 180 $ForceYEleminatedColSery {
load 22 0.31 1 0.23 ;
}
تفسیر اسکریپت:
1637 / 5340 = 0.31
1235 / 5340 = 0.23
pattern Plain 180 $ForceYEleminatedColSery {
load 22 0.31 1 0.23 ;
}
تفسیر اسکریپت:
1637 / 5340 = 0.31
1235 / 5340 = 0.23
کدام یک از دو جمله ذیل صحیح هستند؟!
جمله اول:
"دانشجو اراده می کند مطالب درسی را یاد بگیرد، مغزش فرمان می دهد که مطالب را یاد بگیرد، و سرانجام او یاد می گیرد!"
جمله دوم:
"مغز دانشجو فرمان می دهد که او مطالب درسی را یاد بگیرد، دانشجوی بیچاره فکر می کند که خودش اراده می کند تا مطالب را یاد بگیرد، و سرانجام او یاد می گیرد!"
سوال کلیدی و مهم!!
آیا یک استاد می تواند از طریق مغز دانشجویانش (و نه لزوما با تصمیم گیری شخصی آن ها)، میزان یادگیری مطالب را کنترل نماید؟ واقعیت این است که بلی!، او می تواند!، پروفسور آرش افراز عصب شناس برجسته دانشگاه ام. آی. تی برایتان توضیح خواهد داد چگونه و به چه طریقی؟!
جمله اول:
"دانشجو اراده می کند مطالب درسی را یاد بگیرد، مغزش فرمان می دهد که مطالب را یاد بگیرد، و سرانجام او یاد می گیرد!"
جمله دوم:
"مغز دانشجو فرمان می دهد که او مطالب درسی را یاد بگیرد، دانشجوی بیچاره فکر می کند که خودش اراده می کند تا مطالب را یاد بگیرد، و سرانجام او یاد می گیرد!"
سوال کلیدی و مهم!!
آیا یک استاد می تواند از طریق مغز دانشجویانش (و نه لزوما با تصمیم گیری شخصی آن ها)، میزان یادگیری مطالب را کنترل نماید؟ واقعیت این است که بلی!، او می تواند!، پروفسور آرش افراز عصب شناس برجسته دانشگاه ام. آی. تی برایتان توضیح خواهد داد چگونه و به چه طریقی؟!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پروفسور آرش افراز، عصب شناس برجسته دانشگاه ام. آی. تی برایتان توضیح می دهد که دانشجو هیچ انتخابی و اختیاری برای یاد گرفتن یا نگرفتن ندارد، و همه کاره فقط استاد است!!
نقد شدید از مجله ای که قرار بود حسابی از آن تعریف کنم!
هفته آخر اسفند ماه 1397 عازم سفر بودم، سفری که دو روز دیگر تمام می شود. یکی از دوستانم که در دفتر مجله "سازه و فولاد" فعالیت می کند، یک نسخه جدید از این مجله را برایم فرستاد و از من خواست در کانالم، حسابی از این مجله تعریف کنم. من هم به دوستم گفتم که "چشم، تمام سرمایه زندگانیم همین دوستان عزیزم هستند" مجله را باز کردم تا بخوانم، به مقاله دوم آن رسیدم و با شکل های خیلی عجیبی رو به رو شدم. یک دانشجوی کارشناسی ارشد به همراه یک عضو هیات علمی (دانشیار) یک پل بزرگراهی ایران را تحت 7 رکورد نزدیک گسل، تحت تحلیل های دینامیکی فزاینده قرار داده بودند. و قسمت جالب این قضیه آن است که در تمامی سطوح عملکردی (مطابق آیین نامه FEMA P695) منحنی های شکنندگی پل در شتابی معادل 8g به مقادیر احتمال خرابی صد در صدی رسیده اند. و من دنبال دلیلی علمی برای این قضیه بودم!... اول با خودم فکر کردم شاید این دو نویسنده کم سواد هستند که سریعا خودم فکرم را پس گرفتم!، کمی بعدتر احتمال دادم شاید این دو زلزله شناس بزرگ! از طرف "اسپانسرهای مالی کنفرانس های ادواری سازه و فولاد" به دفتر "نشریه سازه و فولاد" معرفی شده اند و در این صورت طبیعی است که حق چاپ مقاله شان، حقی از جنس "حق آبی و گلی" است! باز هم دیدم بی انصافی است زود قضاوت کنم و بهتر است کمی بیشتر فکر کنم. چون مطمین بودم نشریه سازه و فولاد اصلا به پول فکر نمی کند، بلکه فقط و فقط به اعتلای علمی کشورمان فکر می کند، به نحوی که هزینه های کنفرانس هایشان باعث ضررشان شده اند!، و مجبور شده اند تا املاک و باغ هایشان را بفروشند، ولی هنوز دارند کار نیک می کنند! خدا خیرشان بدهد! کمی بعدتر فکر کردم شاید چون وزارت علوم "رنک علمی سال 1397" این مجله را به عدد 6 (رتبه از آخر دوم، بین همه مجلات علمی پژوهشی داخلی) کاهش داده است، سردبیرش عصبانی شده و قاطی کرده است! باز دیدم این فرضیه نیز علمی نیست. دوستانی که من را می شناسند می دانند که نحوه برخورد من با دیگران، فقط به جنس "شش لیوان قهوه امریکانویی" بستگی دارد که هر روز می خورم. اگر قهوه هایم تلخ و خیلی سنگین باشند من هم با همه مهربان و خوش برخورد هستم، وگرنه هیچ تضمینی برای برخوردهای خوبم وجود ندارد. و البته نشریه سازه و فولاد هم خیلی بدشانس هستند که قهوه هایی که این روزها خورده ام خیلی ضعیف بوده اند، و شاید هم اصلا قهوه نبوده اند!!
کلام پایانی:🌷
قبلا به دانشجویانم می گفتم که چاپ مقاله در کنفرانس های داخلی و خارجی، فقط موجب گرم تر شدن بیزینس درآمدزای برگزارکنندگان کنفرانس ها خواهد شد. وگرنه هیچ ارزش دیگری نداشته و ندارد. جالب است که تمامی اساتید نسل قدیم خودشان بهتر از من و شما، می دانند که این کنفرانس های الکی حتی کمترین سطح علمی را نیز دارا نیستند، اما خودشان در زمان های برگزاری کنفرانس ها، مرتبا ایمیل های "اجبار به شرکت در کنفرانس" را برای دانشجویان شان فوروارد نموده و تنورهای کنفرانس ها را داغ تر و داغ تر می کنند! و اکنون می خواهم بگویم که به غیر از "مجلات علمی پژوهشی دانشگاه های شریف و امیرکبیر" بقیه مجلات علمی پژوهشی داخلی نیز، از هیچ ارزش علمی و محتوایی برخوردار نیستند. پس مراقب وقت تان و انرژی تان باشید و به هیچ وجه زیر بار اجبار و اصرار اساتیدتان نروید. چون طبق بخشنامه وزارت علوم، اجبار اساتید مبنی بر چاپ مقالات یک تخلف محرز است. و چون طبق ابلاغ وزارت علوم به دانشگاه های سراسر کشور، نمرات پایان نامه ها از بیست محاسبه می شوند و نه از هجده!! عزیزان مراقب باشید و اصلا گول برخی از اساتید به ظاهر محترم تان را نخورید!
(قابل توجه یکی از معاونین محترم وزیر علوم که عضو کانال هستند)🌷
هفته آخر اسفند ماه 1397 عازم سفر بودم، سفری که دو روز دیگر تمام می شود. یکی از دوستانم که در دفتر مجله "سازه و فولاد" فعالیت می کند، یک نسخه جدید از این مجله را برایم فرستاد و از من خواست در کانالم، حسابی از این مجله تعریف کنم. من هم به دوستم گفتم که "چشم، تمام سرمایه زندگانیم همین دوستان عزیزم هستند" مجله را باز کردم تا بخوانم، به مقاله دوم آن رسیدم و با شکل های خیلی عجیبی رو به رو شدم. یک دانشجوی کارشناسی ارشد به همراه یک عضو هیات علمی (دانشیار) یک پل بزرگراهی ایران را تحت 7 رکورد نزدیک گسل، تحت تحلیل های دینامیکی فزاینده قرار داده بودند. و قسمت جالب این قضیه آن است که در تمامی سطوح عملکردی (مطابق آیین نامه FEMA P695) منحنی های شکنندگی پل در شتابی معادل 8g به مقادیر احتمال خرابی صد در صدی رسیده اند. و من دنبال دلیلی علمی برای این قضیه بودم!... اول با خودم فکر کردم شاید این دو نویسنده کم سواد هستند که سریعا خودم فکرم را پس گرفتم!، کمی بعدتر احتمال دادم شاید این دو زلزله شناس بزرگ! از طرف "اسپانسرهای مالی کنفرانس های ادواری سازه و فولاد" به دفتر "نشریه سازه و فولاد" معرفی شده اند و در این صورت طبیعی است که حق چاپ مقاله شان، حقی از جنس "حق آبی و گلی" است! باز هم دیدم بی انصافی است زود قضاوت کنم و بهتر است کمی بیشتر فکر کنم. چون مطمین بودم نشریه سازه و فولاد اصلا به پول فکر نمی کند، بلکه فقط و فقط به اعتلای علمی کشورمان فکر می کند، به نحوی که هزینه های کنفرانس هایشان باعث ضررشان شده اند!، و مجبور شده اند تا املاک و باغ هایشان را بفروشند، ولی هنوز دارند کار نیک می کنند! خدا خیرشان بدهد! کمی بعدتر فکر کردم شاید چون وزارت علوم "رنک علمی سال 1397" این مجله را به عدد 6 (رتبه از آخر دوم، بین همه مجلات علمی پژوهشی داخلی) کاهش داده است، سردبیرش عصبانی شده و قاطی کرده است! باز دیدم این فرضیه نیز علمی نیست. دوستانی که من را می شناسند می دانند که نحوه برخورد من با دیگران، فقط به جنس "شش لیوان قهوه امریکانویی" بستگی دارد که هر روز می خورم. اگر قهوه هایم تلخ و خیلی سنگین باشند من هم با همه مهربان و خوش برخورد هستم، وگرنه هیچ تضمینی برای برخوردهای خوبم وجود ندارد. و البته نشریه سازه و فولاد هم خیلی بدشانس هستند که قهوه هایی که این روزها خورده ام خیلی ضعیف بوده اند، و شاید هم اصلا قهوه نبوده اند!!
کلام پایانی:🌷
قبلا به دانشجویانم می گفتم که چاپ مقاله در کنفرانس های داخلی و خارجی، فقط موجب گرم تر شدن بیزینس درآمدزای برگزارکنندگان کنفرانس ها خواهد شد. وگرنه هیچ ارزش دیگری نداشته و ندارد. جالب است که تمامی اساتید نسل قدیم خودشان بهتر از من و شما، می دانند که این کنفرانس های الکی حتی کمترین سطح علمی را نیز دارا نیستند، اما خودشان در زمان های برگزاری کنفرانس ها، مرتبا ایمیل های "اجبار به شرکت در کنفرانس" را برای دانشجویان شان فوروارد نموده و تنورهای کنفرانس ها را داغ تر و داغ تر می کنند! و اکنون می خواهم بگویم که به غیر از "مجلات علمی پژوهشی دانشگاه های شریف و امیرکبیر" بقیه مجلات علمی پژوهشی داخلی نیز، از هیچ ارزش علمی و محتوایی برخوردار نیستند. پس مراقب وقت تان و انرژی تان باشید و به هیچ وجه زیر بار اجبار و اصرار اساتیدتان نروید. چون طبق بخشنامه وزارت علوم، اجبار اساتید مبنی بر چاپ مقالات یک تخلف محرز است. و چون طبق ابلاغ وزارت علوم به دانشگاه های سراسر کشور، نمرات پایان نامه ها از بیست محاسبه می شوند و نه از هجده!! عزیزان مراقب باشید و اصلا گول برخی از اساتید به ظاهر محترم تان را نخورید!
(قابل توجه یکی از معاونین محترم وزیر علوم که عضو کانال هستند)🌷
ماجرای من و مزرعه حیواناتم!
معمولا پیام های زیادی راجع به اینکه رزومه علمی ام، مدرکم و تحصیلاتم چیست دریافت می کنم؟ نمی دانم چرا این قدر برای دیگران مهم است که من چه خوانده ام؟، چقدر خوانده ام؟، هدفم از درس خواندن چه بوده؟ و اصلا در کدام دانشگاه تحصیل نموده ام که مرتبا و با اعتماد به نفس و پررویی تمام از اساتید ایرانی نسل قدیم غلط های علمی می گیرم؟ جدیدا هم که قربان خودم بروم، شروع کرده ام به گیر دادن به اساتید بین المللی خیلی مطرح و نیز کمپانی های سازنده مهاربندهای BRB و ...! دیروز به قصد تفریح، عضو یک گروه تلگرامی "پرسش و پاسخ مهندسی عمران" شدم. در آنجا هیچ پرسشی و پاسخی علمی ندیدم، ولی در عوض یک سطح هیجان بی نظیر و وصف ناپذیری را تجربه کردم. قضیه از این قرار بود که دو گروه از مهندسین عصبانی (با اختلاف های سنی زیاد)، در حال دعوا بر سر من مطالب مطرح شده توسط من بودند. یک لحظه فکرش را بکنید! من تا حالا حتی خودم هم، این قدر خودم را تحویل نگرفته بودم! هیچ وقت فکرش را نمی کردم که شاید یک روزی موافقان و مخالفانی داشته باشم که بر سر مطالب علمی ام تعصب داشته باشند. من در حالی که از نوشیدن قهوه امریکانویم لذت می بردم، از خواندن دعواهای این عزیزانم بیشتر لذت می بردم. البته قصد داشتم آخرهای بحث وارد دعوا شوم و سطوح هیجان موافقان و مخالفان عزیزم را بالاتر و بالاتر ببرم. یکی از آقایان نوشت "این جناب مهندس مدرک تحصیلاتش چیست؟ (فکر کنم منظورش از مدرکم، همان پاره کاغذ قاب کرده ای است که نمی دانم توی اسباب کشی آخرم آن را کجا انداخته ام)" خانمی جواب داد "مگر مدرک مهم است؟ داداش من پی اچ دی دارد و برایش رفتیم خواستگاری، ولی چون ماشین شاسی بلند نداشت ردمان کردند!"، یکی از دوستانم که صدبار بهش گفته بودم هیچ جایی از من طرفداری نکند با عصبانیت گفت "خب اگر به نظرتان مطالبش غیر علمی و نادرست هستند، از کانالش خارج شوید. همین که دارید مطالبش را دنبال می کنید یعنی هم علاقه مند هستید و هم قبولش دارید"، خانمی دیگر نوشت "او مجرد است؟ (خدا خیرش بدهد، در این لحظه هیجانم به بیشینه مقدارش رسیده بود، اما افسوس بی معرفت ها زود بحث را عوض کردند)"، یک آقای دیگر وارد بحث شد و گفت "این روزها ایرانی ها حسابی خالی بند شده اند! ولی بگذریم که برخی از مطالب کانالش هم خیلی سنگین هستند". در این لحظه خودم هم وارد بحث شدم و گفتم "دوستان من می شناسمش". اعضای گروه تلگرامی به یک باره پرسیدند "او کیست؟، او کجاست؟" پاسخ دادم "او روزها در مزرعه حیواناتش مشغول کشاورزی است و شب ها نیز مطالب علمی می نویسد. از آنجایی که هیچ ناشری حاضر نشد به خاطر مدرک نداشته اش، این مطالب را چاپ کند مجبور شد تا آن ها را در کانالش قرار دهد". کاملا معلوم بود که اعضای گروه تلگرامی خیلی هیجان زده شده اند. دو نفر با هم پرسیدند تحصیلاتش چیست؟ پاسخ دادم "راستش را بخواهید مدرک آن مهندس امریکانو، دیپلم ردی است. در واقع او هیچ تحصیلات آکادمیکی ندارد. فقط وقتی امریکانو می خورد این طوری دوست دارد تا به شخصیت های علمی و کمپانی های خیلی مطرح بین المللی گیر بدهد! بین خودمان باشد خیلی از دکترها گفته اند که او اصلا نباید قهوه بخورد! چون وقتی امریکانو می خورد به زمین و زمان گیر می دهد و البته لذت زیادی هم می برد!، و اصلا هم به فکر آبروی این همه اشخاص و اساتید دانشگاه کراواتی متمدن و کمپانی های پول دوست نیست!، مزرعه دار است دیگر!، شما به دل نگیریدش! ..."، و من در اوج هیجان گروه را ترک کردم و دیگر نمی دانم چه شد!
معمولا پیام های زیادی راجع به اینکه رزومه علمی ام، مدرکم و تحصیلاتم چیست دریافت می کنم؟ نمی دانم چرا این قدر برای دیگران مهم است که من چه خوانده ام؟، چقدر خوانده ام؟، هدفم از درس خواندن چه بوده؟ و اصلا در کدام دانشگاه تحصیل نموده ام که مرتبا و با اعتماد به نفس و پررویی تمام از اساتید ایرانی نسل قدیم غلط های علمی می گیرم؟ جدیدا هم که قربان خودم بروم، شروع کرده ام به گیر دادن به اساتید بین المللی خیلی مطرح و نیز کمپانی های سازنده مهاربندهای BRB و ...! دیروز به قصد تفریح، عضو یک گروه تلگرامی "پرسش و پاسخ مهندسی عمران" شدم. در آنجا هیچ پرسشی و پاسخی علمی ندیدم، ولی در عوض یک سطح هیجان بی نظیر و وصف ناپذیری را تجربه کردم. قضیه از این قرار بود که دو گروه از مهندسین عصبانی (با اختلاف های سنی زیاد)، در حال دعوا بر سر من مطالب مطرح شده توسط من بودند. یک لحظه فکرش را بکنید! من تا حالا حتی خودم هم، این قدر خودم را تحویل نگرفته بودم! هیچ وقت فکرش را نمی کردم که شاید یک روزی موافقان و مخالفانی داشته باشم که بر سر مطالب علمی ام تعصب داشته باشند. من در حالی که از نوشیدن قهوه امریکانویم لذت می بردم، از خواندن دعواهای این عزیزانم بیشتر لذت می بردم. البته قصد داشتم آخرهای بحث وارد دعوا شوم و سطوح هیجان موافقان و مخالفان عزیزم را بالاتر و بالاتر ببرم. یکی از آقایان نوشت "این جناب مهندس مدرک تحصیلاتش چیست؟ (فکر کنم منظورش از مدرکم، همان پاره کاغذ قاب کرده ای است که نمی دانم توی اسباب کشی آخرم آن را کجا انداخته ام)" خانمی جواب داد "مگر مدرک مهم است؟ داداش من پی اچ دی دارد و برایش رفتیم خواستگاری، ولی چون ماشین شاسی بلند نداشت ردمان کردند!"، یکی از دوستانم که صدبار بهش گفته بودم هیچ جایی از من طرفداری نکند با عصبانیت گفت "خب اگر به نظرتان مطالبش غیر علمی و نادرست هستند، از کانالش خارج شوید. همین که دارید مطالبش را دنبال می کنید یعنی هم علاقه مند هستید و هم قبولش دارید"، خانمی دیگر نوشت "او مجرد است؟ (خدا خیرش بدهد، در این لحظه هیجانم به بیشینه مقدارش رسیده بود، اما افسوس بی معرفت ها زود بحث را عوض کردند)"، یک آقای دیگر وارد بحث شد و گفت "این روزها ایرانی ها حسابی خالی بند شده اند! ولی بگذریم که برخی از مطالب کانالش هم خیلی سنگین هستند". در این لحظه خودم هم وارد بحث شدم و گفتم "دوستان من می شناسمش". اعضای گروه تلگرامی به یک باره پرسیدند "او کیست؟، او کجاست؟" پاسخ دادم "او روزها در مزرعه حیواناتش مشغول کشاورزی است و شب ها نیز مطالب علمی می نویسد. از آنجایی که هیچ ناشری حاضر نشد به خاطر مدرک نداشته اش، این مطالب را چاپ کند مجبور شد تا آن ها را در کانالش قرار دهد". کاملا معلوم بود که اعضای گروه تلگرامی خیلی هیجان زده شده اند. دو نفر با هم پرسیدند تحصیلاتش چیست؟ پاسخ دادم "راستش را بخواهید مدرک آن مهندس امریکانو، دیپلم ردی است. در واقع او هیچ تحصیلات آکادمیکی ندارد. فقط وقتی امریکانو می خورد این طوری دوست دارد تا به شخصیت های علمی و کمپانی های خیلی مطرح بین المللی گیر بدهد! بین خودمان باشد خیلی از دکترها گفته اند که او اصلا نباید قهوه بخورد! چون وقتی امریکانو می خورد به زمین و زمان گیر می دهد و البته لذت زیادی هم می برد!، و اصلا هم به فکر آبروی این همه اشخاص و اساتید دانشگاه کراواتی متمدن و کمپانی های پول دوست نیست!، مزرعه دار است دیگر!، شما به دل نگیریدش! ..."، و من در اوج هیجان گروه را ترک کردم و دیگر نمی دانم چه شد!