Opensees Community
1.11K subscribers
500 photos
158 videos
62 files
166 links
The Largest OpenSees Community of Iran (LOCI). Channel is managed by Dr. Afshin Alborzi.

https://www.instagram.com/ledocteurafshina

YouTube: LOCI Community

Contact with administrator👇

@OpenSeesCommunity_pm
Download Telegram
Forwarded from Opensees Community
یک سوال خیلی خوب و کاربردی از طرف یک خانم مهندس عضو کانال:🌷🌷

جناب مهندس وقتتون به خیر
طبق گفته خودتان مراجع علمی به دو دسته تقسیم می شوند، دسته اول منابع علمی رایگان و در دسترس همگان هستند که ارزش زیادی برای انجام پژوهش ندارند، و دسته دوم مراجع خیلی ارزشمندی هستند که البته در دسترس نیستند. حالا اگر من بخواهم به آخرین پژوهش های صورت گرفته در زمینه سازه های بلند آمریکا (البته از نوع مراجع ارزشمند) یا کتابخانه ها، آرشیو پایان نامه ها، مقاله ها و بانک داده های دانشگاه های معتبر مثل هاروارد، ویرجینیا و ... دسترسی داشته باشم (به خاطر خدمت به ایران عزیزمان)، باید چه کار کنم؟

پاسخ:
به خاطر پیشرفت ایران عزیزمان و چون اعتقاد دارم که علم نبایستی انحصاری باشد و همه حق دارند تا همه چیز را بدانند، پاسختان را می دهم. تمام دانشگاه ها، مرکزهای علمی معتبر و بانک های داده معتبر بین المللی روزنه هایی دارند و یک پژوهشگر خوب باید این روزنه ها را کشف کند. یکی از این روزنه ها دسترسی به ایمیل های آکادمیک مراکز خارجی است، مثلا ایمیل هایی با محتوای آدرس email.vccs.edu@.
اگر شما به عنوان یک عضو هیات علمی یا دانشجو از یک دانشگاه خارجی یک ایمیل آکادمیک دریافت کنید، در واقع به همه بانک های اطلاعاتی آن مرکز علمی دسترسی خواهید داشت. در ذیل تصویر یک نمونه از ایمیل های آکادمیک خارجی خودم که با استفاده از آن، دو سال به تمام بانک های داده ها و نیز کدهای اسکریپت دانشگاه ویرجینیا دسترسی کامل داشتم را قرار می دهم. البته من ایمیل ذیل را در پایان پروسه پژوهشم و فقط به عنوان قدردانی برای دانشگاه ویرجینیا فرستادم، ولی آنها کمی از من ناراحت شدند!!
Forwarded from Opensees Community
!!
دو سوال مهم و کلیدی:🌷

1- آیا یک کدنویس خیلی خوب و حرفه ای شخصی است که تعداد زیادی از دستورها و کامندها را حفظ باشد؟
پاسخ: خیر

2- پس یک کدنویس خیلی خوب و حرفه ای چه شخصی است؟
یک کدنویس خیلی خوب و حرفه ای شخصی است که هیچ کامندی را حفظ نکند، و هر زمان که کامندی را لازم داشت بتواند آن را از آرشیوش پیدا نماید. و البته بداند و متوجه باشد که رفتارهای لرزه ای مختص اجزای سازه ای متفاوت، با کدام دستورها بایستی شبیه سازی شوند. پس توی این دنیای عجیب و غریب، به هیچ وجه وقت تان را با حفظ کردن هیچ چیزی تلف نکنید! سال ها است که دوره حفظ کردن به سر آمده است! برای آن که خیال تان را راحت تر کنم، من خودم هم هیچ دستوری از زبان های برنامه نویسی مختلف و نیز OpenSees را حفظ نیستم!
👍1
قابل توجه اعضای محترم کانال:🌷

ویدیوی آموزشی اخیر با استفاده از وب سایت ضبط آنلاین bandicam.com و توسط خانم مهندس ساناز صفایی، ضبط و تدوین شده است، و دلیل کیفیت پایین ویدیو هم بک گراند خیلی روشن وب سایت های دانشگاه های آمریکایی است! عطف به پیام های مکرر اعضای کانال، از خانم ساناز خواهش کردم که مجددا کار ضبط و تدوین ویدیو را انجام دهند.🌷
دکتر بهرام پور عزیزم!!
دکتر بهرام پور عزیزم، فقط توی کلاس خودت بود یاد گرفتم که باید در حین پروسه تدریسم با زاویه های 65 درجه یا 135 درجه بایستم، باید با کف یا پشت دست های راست یا چپم (با توجه به زاویه ایستادن انتخاب شده) به اسلایدها اشاره کنم نه با نوک انگشتان دستانم!، و باید همیشه به هسته مرکزی دانشجویان کلاسم نگاه کنم نه به ردیف جلویی ها و نه به ردیف آخری ها. تو به من یاد دادی که چه طور بدون نگاه کردن به دانشجویانم بفهمم خوابشان می آید یا نه؟! و اگر خوابشان می آید حالا باید چه کار کنم؟! تو به من یاد دادی که چه طوری تناسب بین شدت صدایم، حرکت دست هایم و اجزای صورتم و .. را رعایت و کنترل کنم؟ چه طوری دانشجویان را به وجد بیاورم و هیجان زده کنم؟ چه طوری 4 ساعت صحبت کنم و دانشجویان را تشنه تر و تشنه تر کنم؟! اگر امروز دیگران من را موفق می دانند اصلا به خاطر توانایی ها، استعدادها و هوش ذاتی خودم نیست، بلکه فقط به خاطر تکنیک های روانشناسی و سخنوری است که از تو آموختم. از صمیم قلبم و با تمام وجودم از تو متشکرم!❤️
👍1
روش تدریس صحیح، ایستادن با زاویه 65 درجه!، ارایه مطالب با کف دست ها (و نه نوک انگشت ها)، زاویه نگاه دقیقا رو به پشت کف دست! (عکس مربوط به دوران جوانی ام)، استادی عاشقی است، اگر عاشق نیستید تدریس نکنید
روش تدریس صحیح، ایستادن با زاویه 135 درجه!، ارایه مطالب با پشت کف دست (و نه نوک انگشت ها)، زاویه نگاه دقیقا رو به کف دست راست! (عکس مربوط به دوران جوانی ام)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیوی آموزشی با کیفیت بالا، مختص روش دسترسی کامل به محتویات علمی سرورهای دانشگاه های آمریکا و اروپا! با سپاس فراوان از خانم مهندس ساناز صفایی، به خاطر ارتقای کیفیت گرافیکی ویدیو🌷
مبحث هایی که در لحظه های آتی، در کانال مطرح می شوند:🌷

- شیوه دانلود رایگان و سریع مقالات آی اس ای خارجی پولی
- تکنیک های روانشناسی مختص افزایش فیدبک و به هیجان آوردن دانشجویان خواب آلود یک کلاس خیلی شلوغ!
فعلا می توانید بیشتر مقالات ISI خارجی، پولی و ارزشمند را از آدرس لینک ذیل، با وارد نمودن شناسه DOI و به صورت رایگان دانلود نمایید:

https://freepaper.me/
99 درصد از اساتید نسل قدیم توانایی شناسایی فیدبک خوب را نداشتند و ندارند!

اگر بخشی از خروجی یک سیستم آموزشی (میزان یادگیری دانشجویان)، بر روی ورودی آن (نحوه تدریس استاد) تاثیر بگذارد، اصطلاحا می‌گوییم که این سیستم آموزشی از محیط، بازخورد یا فیدبک (Feedback) خوبی می‌گیرد. مثلا ممکن است نحوه تدریس شما حین پروسه تدریس، با سوال یک دانشجو کلا عوض شود، و این می شود شناسایی فیدبک خوب! 99 درصد از اساتید نسل قدیم توانایی شناسایی فیدبک خوب را نداشتند و ندارند!، شاید هم اصلا دانشجویان برایشان مهم نبودند و نیستند!
تفاوت نگرش رفتاری در اساتید دو نسل متقاوت! (کلمه "متفاوت" را به عمد اشتباه نوشتم، در پایان این مبحث متوجه خواهید شد چرا؟!، این یک تکنیک آموزشی بین المللی است!!🌷)

یادم است که خانم معلم ها و آقا معلم های دوران دبستانم، دوران راهنمایی ام و نیز دوران دبیرستانم چه قدر توی کلاس ها زحمت می کشیدند! با حداقل حقوق ساعت ها برایمان وقت می گذاشتند، خیلی نکات اخلاقی و درس های زندگی را هم برایمان می گفتند. بعد که وارد دانشگاه شدیم، فقط فضای رسمی و دیسیپلین پژوهشی دیدیم و خلا یادگیری عمیق! انگار از یک دنیای خوب و شیرین وارد مکتبخانه ای شده بودیم که اساتیدش اهل مریخ هستند و دانشجویانش اهل زحل! و بیچاره ها زبان یکدیگر را هم نمی فهمیدند! و بدتر از همه این که مریخی ها اصلا زحلی ها را آدم حساب نمی کردند! بگذریم!، حال فکرش را بکنید وارد کلاسی می شوید که همه دانشجویان نیمه خواب هستند، نصف کلاس حتی توانایی آن را هم ندارند که به احترام ورودتان از جایشان بلند شوند. کلاس را برانداز می کنید! بعد از ظهر هفته اول بعد از تعطیلات نوروز 1398 است، هوا خیلی گرم است و همه دارند خمیازه می کشند. ردیف های آخر کلاس، گردن کلفت های کلاس نشسته اند که حتی راه رفتن کنارشان هم خطرناک است چه برسد گیر دادن بهشان! یک استاد نسل قدیم در این جور مواقع چه کار می کند؟ یک استاد نسل جدید در این جور مواقع چه کار می کند؟ یک استاد نسل قدیم فیدبک و دانشجو اصلا برایش مهم نبوده و نیست!، بلکه همیشه پرستیژ و اعتبار اجتماعی اش است که برایش مهم بوده و است! اما یک استاد نسل جوان، حرفه ای و آپ تو دیت، این کلاس خواب آلود را وارد یک بازی علمی بین المللی و روانشناسانه می کند! و دانشجویان کلاس را خواسته یا ناخواسته به نحوی تشنه آموختن و علم می کند که حتی خودشان هم نمی فهمند وارد چه سناریوی از پیش تعیین شده ای شده اند؟ (ادامه دارد)🌷
اساتید نسل قدیم، معمولا از روی تیپ و قیافه دانشجویان پیش داوری می کردند و می کنند! بلد نیستند ذهن ها کشف کنند! ذهن دانشجو قابل رویت نیست، و فقط علایم و تراوشات ذهن از طریق صحبت، پرسش و پاسخ قابل لمس هستند! دیسیپلین و غرور اساتید نسل قدیم همه کارها را خراب می کند!

نمی دانم چه حکمتی است که همیشه آن دانشجویان گردن کلفت ردیف های آخر کلاس هایم، برای آموختن مباحث مطرح شده جلسات تدریسم تشنه تر بودند، خیلی با من صمیمی تر می شدند، در پایان کلاس ها هم همیشه می آمدند و سیگار تعارف می کردند. بارها به آنها می گفتم که "من سیگاری نیستم و حتی به انواع دود آلرژی هم دارم"، ولی پاسخ می دادند که "این رسم و رسوم سیگاری ها است که به عزیزترین های زندگی شان سیگار بدهند، با فندک شان سیگارش را روشن کنند و با انگشت شان رو دستش بزنند!"
تفاوت و جلب توجه، رمز موفقیت است!

سال ها قبل در یک همایش علمی به دلیل حضور چندین مهمان خارجی، استاد راهنمایم ترسید، و به دلیل عدم تسلط به مطالب علمی، پشتم را خالی کرد و از ارایه شفاهی مقاله نیز خودداری کرد. سطح علمی آن مقاله، در حد چاپ در یک ژورنال با رنکینگ بین المللی Q1 بود، و بنا به دلایلی قصد داشتیم که ابتدا بخش کمی از آن را در داخل کشور منتشر کنیم. با این که اصلا آماده نبودم خودم سخنرانی را انجام دادم. هوش هیجانی ام به من می گفت باید با 16 سخنران دیگر متفاوت باشم تا بتوانم عنوان "سخنران برتر همایش" را کسب نمایم! لذا میکروفون را خاموش کردم، از جایگاه میکروفون دور شدم و به سمت پرده نمایش آمدم، و با صدایی رسا و فریاد گونه شروع به سخنرانی کردم! سکوت کل سالن را فرا گرفته بود، احتمالا خیلی ها فکر می کردند که دیوانه شده ام. و در نهایت، هم مطابق نظر هیات ژوری و هم مطابق نظر اکثریت حضار "سخنران برتر همایش مذکور" شدم!
روش سخنرانی صحیح در مجامع علمی، دست با زاویه ای موازی با سطح افق، و ارایه مطالب با نوک انگشت سبابه! (مچ گره کرده به صورت ضمنی حاکی از استحکام اراده است) (عکس مربوط به دوران جوانی ام)
همه آدم ها توی زندگی هایشان با افراد و رویدادهای زیادی روبه رو می شوند که البته بیشترشان تاریخ مصرف دارند و خیلی زود از یادها می روند. فقط بعضی از این رویدادها هستند که تا ابد در ذهن ها تبدیل به خاطره هایی ماندگار می شوند. چندین روز پیش متوجه شدم که یکی از "برجسته ترین اساتید سنتور ایران" ملقب به "استاد احمد" افتخار داده اند و عضو کانال مان شده اند. ایشان علاوه بر تخصص شان در رشته موسیقی، در زمینه مهندسی سازه نیز تحصیل نموده اند. استاد احمد به عنوان عیدی اعضای کانال، برایم "قطعه زرد ملیجه اثر استاد ابوالحسن صبا" را فرستادند. اینجانب پس از گوش دادن قطعه فوق متوجه شدم که ایشان با تبحر و ظرافتی خاص، اندکی سبک و فضای این قطعه را نیز تغییر داده اند. با سپاس فراوان از این استاد بزرگ موسیقی ایران🌷
ZardMalijeh2.mp4
4.8 MB
قطعه زرد ملیجه اثر استاد ابوالحسن صبا، با اجرای استاد احمد🌷
مبحثی که در لحظه های آتی، در کانال مطرح می شود:🌷

- هفده اسکریپ کدنویسی آماده تهیه شده توسط تیم پژوهشی انستیتو تکنولوژی پاسادینای کالیفرنیا (California Institute of Technology)، شامل کدهای اندرکنش خاک - شمع بتنی مدور و فونداسیون سطحی، اندرکنش خاک - شمع بتنی مربعی و فونداسیون سطحی، اندرکنش خاک - ستون خاکی، اندرکنش خاک - ستون خاکی چندلایه ای، اندرکنش خاک - ستون سنگی، اندرکنش خاک و شمع گلدانی شکل حجیم، اندرکنش خاک و شمع عمیق در زمین های شیب دار، شبیه سازی ستون مرتفع بتن مسلح با گیرداری صد در صدی، بارگذاری سطحی بر روی خاک های نرم، تحلیل پوش آور تیرهای برشی، اندرکنش خاک - فونداسیون های سطحی، اندازه گیری تانسور تنش کوشی در عمقی مشخص از خاک زیر فونداسیون گسترده، اندرکنش خاک - گروه شمع ها و فونداسیون، اندرکنش خاک - شمع های پایلد رفتد و فونداسیون، رفتار لرزه ای بستر خاکی (مخلوط شده از چندین نوع خاک) با عمق 100 متری، اندرکنش خاک و گروه ستون های سنگی! (با پوزش فراوان از پژوهشگران انستیتو تکنولوژی پاسادینای کالیفرنیا CIT)
رمز پیشرفت، فقط قرار گرفتن در معرض قضاوت و انتقاد حرفه ای ها است!

پیچیده ترین ارزیابی های لرزه ای که تاکنون انجام داده ام، مربوط به پروژه های بی شمار کدنویسی در خارج از کشور نبوده است. بلکه مربوط به اواخر سال 1396 و مختص پل بتنی بزرگراهی سرولات در نزدیکی شهر چابکسر بود. قرار بود این پل قدیمی بتنی ابتدا ارزیابی لرزه ای دقیق، و سپس مقاوم سازی شود. در واقع طرف حساب من یکی از اعضا تیم پژوهشی شرکت مشاور بود. یادم است از او پرسیدم "سرپرست تیم پژوهشی تان چه کسی است؟"، و او پاسخ داد "دکتر حسین پهلوان!!" و این پاسخش مثل اصابت پتکی بر سرم بود. از او پرسیدم "همان دکتر پهلوان معروف؟، همان نویسنده بهترین کتاب کدنویسی پل های بزرگراهی در ایران؟، همان دانشجوی برتر پروفسور قدرتی امیری؟ و همان شخصی که مشاور لرزه ای و کدنویس OpenSees خطرناک ترین و بحرانی ترین پل های فرسوده و قدیمی ایران بوده است؟" و دوست شمالی ام خندید و پاسخ داد "بلی، خودش است، ترسیدی؟" خلاصه با لرزش دست، قرارداد بستم و کار را شروع کردم. قبلا کتاب دکتر پهلوان را بیش از پنجاه بار خوانده بودم، حتی سطرهایش را هم حفظ بودم و می دانستم تمرکزشان و علاقه شان روی چه آیتم هایی است؟ کار کدنویسی را یک ماهه تمام کردم، ولی به دلیل وجود مشکلاتی از قبیل شکل هندسی خاص پل، جانمایی پل، بارهای ترافیکی خیلی سنگین و نیز مقاومت پایین المان های وضع موجود پل (در آن زمان) همگرایی حاصل نمی شد. سرانجام پس از صرف دو ماه زمان دیگر، توانستم مشکلات همگرایی پل سرولات چابکسر را نیز حل کنم. کدنویسی را برای شرکت مشاور فرستادم و منتظر شدم تا برترین کدنویس لرزه ای ایران کارم را مورد نقد علمی قرار بدهد! پولی که دریافت کرده بودم اصلا برایم مهم نبود، بلکه می خواستم تکلیفم را بدانم و بفهمم که آیا این کاره هستم یا نیستم؟ پس از دو هفته دوست شمالی ام تماس گرفتند و گفتند "دکتر پهلوان شبیه سازیت را تایید کردند، و مرتبا می پرسیدند این کدنویسی کار کیست؟" به او گفتم "به دکتر سلام برسانید و بگویید که حدود 150 خط از کدهای پیوست کتاب شان ناقص است و من خودم در کدنویسی پل سرولات چابکسر اضافه کرده ام، به ایشان بگویید در ویرایش بعدی کتاب شان حتما نواقصی ها را اضافه کنند تا دانشجوهای بیچاره به اشتباه نیفتند!" چند روز بعد دوست شمالی ام مجددا زنگ زدند و گفتند "دکتر پهلوان از پیغامت حسابی خندیدند و گفتند خودم آن 150خط کدنویسی را از کتاب حذف کرده ام تا دانشجویان تنبل از رویش کپی نکنند! و همچنین گفتند شما حتما بروید نزد ایشان!" شاید اگر یک روزی نزدشان بروم، به ایشان بگویم من همان کدنویسی هستم که شما کارش را صد درصد تایید نمودید!!