فاجعه ای به نام مرگ اخلاقیات در جامعه:
امروز پس از انتشار آخرین پست در کانال، چندین استاد دانشگاه برایم پیام ارسال نمودند. برخی من را می شناختند و گفتند "از شما بعید است جناب مهندس، حالا اگر چند استاد پول می گیرند یا برخورد بد دارند، نباید جمع ببندید". به استحضار تمام دوستان می رسانم که من خودم هم یک استاد هستم. و اعتقاد دارم یک استاد فقط تا زمانی که پایبند اخلاق و انسانیت باشد قابل احترام و تعظیم است. و اگر به هر دلیلی از مسیر اخلاقیات خارج شود نه تنها دیگر استاد نیست، بلکه دیگر لایق احترام هم نخواهد بود. یک سال قبل به دلیل تدریس زیاد دچار مشکل حنجره و گرفتگی صدا شدم، دکتر گفته بود کمتر در کلاس ها صحبت کنم. اما برایم خودم مهم نبودم. چون حرفه استادی را عشق می دانستم و نه بیزینس. اعتقاد داشتم اگر قرار است یک ساعت به کسی تدریس کنم و اگر بابت یک ساعت پول دریافت کرده ام، باید یک ساعت و نیم تدریس کنم تا هم آن پول قابل استفاده باشد و هم در پرداخت آن رضایت باشد. پس من اگر انتقادی می کنم در واقع از قداست حرفه خودم دفاع می کنم. دوست عزیزی که فرمودین "فقط چند استاد پول می گیرند یا برخورد بد دارند"، شما سخت در اشتباه هستید. وسعت قضیه خیلی فراتر از این صحبت ها است. واقعیت این است که بیشتر از نود درصد دانشجوها در دوران تحصیل شان این موارد را تجربه کرده اند و دانشجوهای دانشگاه آزاد به خاطر شرایط بحرانی تاخیر و مشکلات سنوات، طعمه های شکار بهتری برای این قبیل استادنماها هستند. واقعیت این است که دیگر کار از پول و شیرینی و شام و .. گذشته است و صحبت از به نام کردن امتیاز نرم افزار یا نتیجه پژوهش دانشجوها در میان است! چه قدر زیبا گفته است فیلسوف یونانی در دو هزار سال قبل: "هرگز از جامعه بی دین و بی قانون نترسید، بلکه از جامعه ای وحشت کنید که اخلاقیات در آن مرده باشند!!". من در یک ساعت گذشته بیشتر از 150 پیام از اعضای کانال، مربوط به تجربه های مشابه دریافت کرده ام. و فقط یک پیام را طی دو پست بعد در کانال قرار می دهم. پیامی که خیلی خیلی ناراحتم کرد. آیا اگر این دوست فرهیخته در سیستم آموزشی آمریکا هم بودند، با همین برخورد مواجه می شدند؟؟
امروز پس از انتشار آخرین پست در کانال، چندین استاد دانشگاه برایم پیام ارسال نمودند. برخی من را می شناختند و گفتند "از شما بعید است جناب مهندس، حالا اگر چند استاد پول می گیرند یا برخورد بد دارند، نباید جمع ببندید". به استحضار تمام دوستان می رسانم که من خودم هم یک استاد هستم. و اعتقاد دارم یک استاد فقط تا زمانی که پایبند اخلاق و انسانیت باشد قابل احترام و تعظیم است. و اگر به هر دلیلی از مسیر اخلاقیات خارج شود نه تنها دیگر استاد نیست، بلکه دیگر لایق احترام هم نخواهد بود. یک سال قبل به دلیل تدریس زیاد دچار مشکل حنجره و گرفتگی صدا شدم، دکتر گفته بود کمتر در کلاس ها صحبت کنم. اما برایم خودم مهم نبودم. چون حرفه استادی را عشق می دانستم و نه بیزینس. اعتقاد داشتم اگر قرار است یک ساعت به کسی تدریس کنم و اگر بابت یک ساعت پول دریافت کرده ام، باید یک ساعت و نیم تدریس کنم تا هم آن پول قابل استفاده باشد و هم در پرداخت آن رضایت باشد. پس من اگر انتقادی می کنم در واقع از قداست حرفه خودم دفاع می کنم. دوست عزیزی که فرمودین "فقط چند استاد پول می گیرند یا برخورد بد دارند"، شما سخت در اشتباه هستید. وسعت قضیه خیلی فراتر از این صحبت ها است. واقعیت این است که بیشتر از نود درصد دانشجوها در دوران تحصیل شان این موارد را تجربه کرده اند و دانشجوهای دانشگاه آزاد به خاطر شرایط بحرانی تاخیر و مشکلات سنوات، طعمه های شکار بهتری برای این قبیل استادنماها هستند. واقعیت این است که دیگر کار از پول و شیرینی و شام و .. گذشته است و صحبت از به نام کردن امتیاز نرم افزار یا نتیجه پژوهش دانشجوها در میان است! چه قدر زیبا گفته است فیلسوف یونانی در دو هزار سال قبل: "هرگز از جامعه بی دین و بی قانون نترسید، بلکه از جامعه ای وحشت کنید که اخلاقیات در آن مرده باشند!!". من در یک ساعت گذشته بیشتر از 150 پیام از اعضای کانال، مربوط به تجربه های مشابه دریافت کرده ام. و فقط یک پیام را طی دو پست بعد در کانال قرار می دهم. پیامی که خیلی خیلی ناراحتم کرد. آیا اگر این دوست فرهیخته در سیستم آموزشی آمریکا هم بودند، با همین برخورد مواجه می شدند؟؟
👍1
مبحثی که در یک ساعت آتی، در کانال مطرح می شود:🌷
بزرگ ترین ایراد اساسی سیستم های BRBF، مطرح شده توسط پروفسور فاهنستوک (صحت سنجی این نظریه مطرح شده در حال انجام توسط تیم پژوهشی دانشگاه برکلی کالیفرنیا است). به راستی کدام دانشگاه ایران فقط برای ارزیابی صحت یک ادعای مطرح شده (ولی به نظر من نظریه ای صد در صد صحیح)، چنین آزمایشگاه ایکسپریمنتال مجهزی در اختیار دارد؟! (قابل توجه یکی از معاونین محترم وزیر علوم که عضو کانال هستند، و البته تشکر که با این حجم انتقاداتمان هنوز هم در کانال حضور دارند!!)
بزرگ ترین ایراد اساسی سیستم های BRBF، مطرح شده توسط پروفسور فاهنستوک (صحت سنجی این نظریه مطرح شده در حال انجام توسط تیم پژوهشی دانشگاه برکلی کالیفرنیا است). به راستی کدام دانشگاه ایران فقط برای ارزیابی صحت یک ادعای مطرح شده (ولی به نظر من نظریه ای صد در صد صحیح)، چنین آزمایشگاه ایکسپریمنتال مجهزی در اختیار دارد؟! (قابل توجه یکی از معاونین محترم وزیر علوم که عضو کانال هستند، و البته تشکر که با این حجم انتقاداتمان هنوز هم در کانال حضور دارند!!)
- آخرین ایراد اساسی سیستم های BRBF، مطرح شده توسط پروفسور فاهنستوک🌷
اگر از پژوهشگرهای مهندسی زلزله بپرسیم که "خاصیت مهاربند BRB چیست؟"، نود و نه درصد آن ها پاسخ می دهند که "مزیت BRB ها آن است که کمانش نمی کنند"، و در کمال تاسف، این پاسخ همان دروغ بزرگی است که مافیایی به نام "کوسوی شیندو" به تمام پژوهشگرها و محقق های دنیا قبولانده است. امروز قصد داریم توضیح دهیم که مهاربندهای ضدکمانش نه تنها کمانش می کنند، بلکه کمانش های آن ها حتی ممکن است باعث فروریزش کامل یک سازه شوند. یک عضو فشاری را در نظر بگیرید که بدون هیچ تماسی در داخل یک غلاف قرار گرفته و یک فضای خالی میان عضو فشاری و غلاف وجود دارد. با اعمال بار فشاری، عضو فشاری کمانش کرده و نوک کمانها بر دیوارهی داخلی غلاف فشار وارد میآورد. این عمل موجب ایجاد تنشهای خمشی در کل غلاف میگردد. اگر بیشینه تنشهای خمشی ایجاد شده در غلاف از مقاومت تسلیم مصالح غلاف کوچکتر باشد، غلاف در برابر کمانش هسته مقاومت کرده و هسته عضو فشاری با ورود به مودهای کمانشی بالاتر تحت تنشهایی بالاتر از مقاومت کمانشیاش قرار میگیرد، تا جایی که وارد محدودهی پلاستیک گردد. به این ترتیب، اثر کاهندهی کمانش در مقاومت عضو نیز از معادله های طراحی حذف میگردد و میتوان گفت که رفتار هسته در داخل غلاف کاملا به سختی نسبی بین هسته و غلاف وابسته میباشد. پروفسور فاهنستوک اثبات نمودند که در پروسه انتقال پی در پی کمانش هسته های BRB ها از یک مود به مود دیگر، پدیده ای عجیب و غریب به نام "سقوط موقتی بار" نیز پیش می آید. ایشان همچنین دریافتند که اصلا در بعضی موارد ممکن است انتقال کمانش از یک مود به مود دیگر به صورت متوالی انجام نگیرد. به عنوان مثال در یک طبقه انتقال کمانش از مود 6 به مود 8 صورت بگیرد و در طبقه دیگر انتقال کمانش از مود 3 به مود 5 و ... (امکان پرش چند پله ای در پروسه انتقال کمانش به مودهای بالاتر)، و همه این موارد در کنار یکدیگر یعنی ناپایداری دینامیکی سازه ها و توزیع غیریکنواخت مقادیر تغییر دریفت در ارتفاع سازه ها.🌷
اگر از پژوهشگرهای مهندسی زلزله بپرسیم که "خاصیت مهاربند BRB چیست؟"، نود و نه درصد آن ها پاسخ می دهند که "مزیت BRB ها آن است که کمانش نمی کنند"، و در کمال تاسف، این پاسخ همان دروغ بزرگی است که مافیایی به نام "کوسوی شیندو" به تمام پژوهشگرها و محقق های دنیا قبولانده است. امروز قصد داریم توضیح دهیم که مهاربندهای ضدکمانش نه تنها کمانش می کنند، بلکه کمانش های آن ها حتی ممکن است باعث فروریزش کامل یک سازه شوند. یک عضو فشاری را در نظر بگیرید که بدون هیچ تماسی در داخل یک غلاف قرار گرفته و یک فضای خالی میان عضو فشاری و غلاف وجود دارد. با اعمال بار فشاری، عضو فشاری کمانش کرده و نوک کمانها بر دیوارهی داخلی غلاف فشار وارد میآورد. این عمل موجب ایجاد تنشهای خمشی در کل غلاف میگردد. اگر بیشینه تنشهای خمشی ایجاد شده در غلاف از مقاومت تسلیم مصالح غلاف کوچکتر باشد، غلاف در برابر کمانش هسته مقاومت کرده و هسته عضو فشاری با ورود به مودهای کمانشی بالاتر تحت تنشهایی بالاتر از مقاومت کمانشیاش قرار میگیرد، تا جایی که وارد محدودهی پلاستیک گردد. به این ترتیب، اثر کاهندهی کمانش در مقاومت عضو نیز از معادله های طراحی حذف میگردد و میتوان گفت که رفتار هسته در داخل غلاف کاملا به سختی نسبی بین هسته و غلاف وابسته میباشد. پروفسور فاهنستوک اثبات نمودند که در پروسه انتقال پی در پی کمانش هسته های BRB ها از یک مود به مود دیگر، پدیده ای عجیب و غریب به نام "سقوط موقتی بار" نیز پیش می آید. ایشان همچنین دریافتند که اصلا در بعضی موارد ممکن است انتقال کمانش از یک مود به مود دیگر به صورت متوالی انجام نگیرد. به عنوان مثال در یک طبقه انتقال کمانش از مود 6 به مود 8 صورت بگیرد و در طبقه دیگر انتقال کمانش از مود 3 به مود 5 و ... (امکان پرش چند پله ای در پروسه انتقال کمانش به مودهای بالاتر)، و همه این موارد در کنار یکدیگر یعنی ناپایداری دینامیکی سازه ها و توزیع غیریکنواخت مقادیر تغییر دریفت در ارتفاع سازه ها.🌷
مبحث هایی که در لحظه های آتی، در کانال مطرح می شوند:🌷
- راز وب سایت های پژوهشی بی نام و نشان اینکاگنیتو!!
- بلایی که پروفسور تومیوو بر سر فنرهای وینکر آورد!!
- آیا پایان راه روش های زیرسازه برای لحاظ نمودن اندرکنش خاک-سازه فرارسیده است؟!
- مافیای وینکلر کیست؟!
- راز وب سایت های پژوهشی بی نام و نشان اینکاگنیتو!!
- بلایی که پروفسور تومیوو بر سر فنرهای وینکر آورد!!
- آیا پایان راه روش های زیرسازه برای لحاظ نمودن اندرکنش خاک-سازه فرارسیده است؟!
- مافیای وینکلر کیست؟!
یک سوال خیلی خوب:🌷
وقت به خیر جناب مهندس عزیز
من یک استاد و البته یک استاد خانم هستم. مرسی که تبریک به مناسبت روز 8 مارس را در کانال تان لحاظ نمودید، و مرسی که شخصیت خیلی زیبایی دارید. از خواندن چندین عنوان مطالب آتی خیلی ذوق زده شدم. سال هاست به همه می گویم فنرهای وینکلر را فراموش کنند! سال هاست به همه می گویم که روش های زیرسازه منسوخ هستند! من پروفسور تومیوو را هم توی کنفرانس پاریس دیدم. با این که خیلی جوان هستند ولی به طور ریشه ای وینکلر را زیر سوال برده اند. الان از شما یک سوال دیگر دارم که خواهش می کنم سریع پاسخم را بدهید. من برای شبیه سازی یک برج ساختمانی در شمال تهران، به دنبال "رفتار یک مصالح خاک در OpenSees" هستم که در روش تحلیل مستقیم اندرکنش خاک-سازه (Direct Analysis) از آن استفاده کنم. سازه برج بایستی تحت تاثیر رکوردهای نزدیک گسل تحت تحلیل های IDA قرار گیرد و برای کارفرما مهم است که مصالح خاک شبیه سازی شده، از همان ثانیه اول بتوانند تغییرشکل های پلاستیک را تجربه کنند (سطوح نزدیک سطح زمین قابل اغماض هستند). لطفا راهنمایی نمایید. با سپاس فراوان
پاسخ:
وقتتون به خیر
از "رفتار مصالح" ذیل استفاده نمایید:
nDmaterial PressureIndependMultiYield
وقت به خیر جناب مهندس عزیز
من یک استاد و البته یک استاد خانم هستم. مرسی که تبریک به مناسبت روز 8 مارس را در کانال تان لحاظ نمودید، و مرسی که شخصیت خیلی زیبایی دارید. از خواندن چندین عنوان مطالب آتی خیلی ذوق زده شدم. سال هاست به همه می گویم فنرهای وینکلر را فراموش کنند! سال هاست به همه می گویم که روش های زیرسازه منسوخ هستند! من پروفسور تومیوو را هم توی کنفرانس پاریس دیدم. با این که خیلی جوان هستند ولی به طور ریشه ای وینکلر را زیر سوال برده اند. الان از شما یک سوال دیگر دارم که خواهش می کنم سریع پاسخم را بدهید. من برای شبیه سازی یک برج ساختمانی در شمال تهران، به دنبال "رفتار یک مصالح خاک در OpenSees" هستم که در روش تحلیل مستقیم اندرکنش خاک-سازه (Direct Analysis) از آن استفاده کنم. سازه برج بایستی تحت تاثیر رکوردهای نزدیک گسل تحت تحلیل های IDA قرار گیرد و برای کارفرما مهم است که مصالح خاک شبیه سازی شده، از همان ثانیه اول بتوانند تغییرشکل های پلاستیک را تجربه کنند (سطوح نزدیک سطح زمین قابل اغماض هستند). لطفا راهنمایی نمایید. با سپاس فراوان
پاسخ:
وقتتون به خیر
از "رفتار مصالح" ذیل استفاده نمایید:
nDmaterial PressureIndependMultiYield
دعوای شدید در گروه های تلگرامی سازه و زلزله:🌷
چندین نفر از دوستان عزیز کانال برایم پیام هایی فرستادند و مواردی راجع به برخی از "گروه های تلگرامی سازه و زلزله" را بیان کردند که بر خود لازم می دانم به آن ها بپردازم. گفتند که "توی تعداد زیادی از گروه های تلگرامی سازه و زلزله بر سر مباحثی که مطرح کرده اید دعوا شده است، عده ای با شما موافقند و عده بیشتری نیز با شما مخالفند." و گفتند که "این دو گروه از صبح می افتند به جان یکدیگر تا پاسی از شب، و روز بعد مجددا بحث را ادامه می دهند...." دوستان کانال از من هم خواستند که وارد این گروه ها و بحث علمی با موافقین و مخالفین شوم که البته من نپذیرفتم. چون معمولا صبح ها از 5 صبح بیدار می شوم و تا 12 شب پیوسته مشغول کار و پژوهش هستم و اصلا زمانی برای جر و بحث علمی ندارم. علاوه بر این روحیه ام با دعوا کردن زیاد میانه خوبی ندارد، بگذریم که از دعوا راه انداختن بدم هم نمی آید!! من خیلی خوشحال شدم که باعث این همه بحث علمی شدم! و خیلی خوشحال شدم توی شرایطی که اساتید دانشگاه های داخلی نمی دانند "تکنیک طوفان فکری" چیست، باعث این همه تفکر بین دانشجوها شدم! آمریکایی ها و اروپایی ها هم این بحث ها را از صد سال قبل شروع کرده اند. آری، ما و شما درس آموخته سیستم آموزشی ناقصی هستیم که یک استاد خودشیفته در طول ترم می آید و مطالبی را می گوید، نصف دانشجوهای کلاس چرت می زنند و نصف دیگر نیز آن قدر با سر تکان دادن های الکی مطالبی را که متوجه نشده اند تایید می کنند، تا گردن درد بگیرند. و سرانجام وقت امتحان می شود! استاد خود شیفته برگه ها را ورق می زند و می بیند که اگر بخواهد نمره های واقعی دانشجوها را بدهد همه می افتند، اوضاع به هم می ریزد و خودش هم زیر سوال می رود! پس به همه دانشجوها نمره هایی بالای 17 می دهد. این می شود که همه راضی می شوند! ولی کشورمان هیچ وقت پیشرفت نمی کند!! و دانشجوهای بیچاره هم هیچ وقت نفهمیدند که بازنده های واقعی آن ها بودند، و نه استاد خودشیفته، و نه سیستم آموزشی ناقص!!!
چندین نفر از دوستان عزیز کانال برایم پیام هایی فرستادند و مواردی راجع به برخی از "گروه های تلگرامی سازه و زلزله" را بیان کردند که بر خود لازم می دانم به آن ها بپردازم. گفتند که "توی تعداد زیادی از گروه های تلگرامی سازه و زلزله بر سر مباحثی که مطرح کرده اید دعوا شده است، عده ای با شما موافقند و عده بیشتری نیز با شما مخالفند." و گفتند که "این دو گروه از صبح می افتند به جان یکدیگر تا پاسی از شب، و روز بعد مجددا بحث را ادامه می دهند...." دوستان کانال از من هم خواستند که وارد این گروه ها و بحث علمی با موافقین و مخالفین شوم که البته من نپذیرفتم. چون معمولا صبح ها از 5 صبح بیدار می شوم و تا 12 شب پیوسته مشغول کار و پژوهش هستم و اصلا زمانی برای جر و بحث علمی ندارم. علاوه بر این روحیه ام با دعوا کردن زیاد میانه خوبی ندارد، بگذریم که از دعوا راه انداختن بدم هم نمی آید!! من خیلی خوشحال شدم که باعث این همه بحث علمی شدم! و خیلی خوشحال شدم توی شرایطی که اساتید دانشگاه های داخلی نمی دانند "تکنیک طوفان فکری" چیست، باعث این همه تفکر بین دانشجوها شدم! آمریکایی ها و اروپایی ها هم این بحث ها را از صد سال قبل شروع کرده اند. آری، ما و شما درس آموخته سیستم آموزشی ناقصی هستیم که یک استاد خودشیفته در طول ترم می آید و مطالبی را می گوید، نصف دانشجوهای کلاس چرت می زنند و نصف دیگر نیز آن قدر با سر تکان دادن های الکی مطالبی را که متوجه نشده اند تایید می کنند، تا گردن درد بگیرند. و سرانجام وقت امتحان می شود! استاد خود شیفته برگه ها را ورق می زند و می بیند که اگر بخواهد نمره های واقعی دانشجوها را بدهد همه می افتند، اوضاع به هم می ریزد و خودش هم زیر سوال می رود! پس به همه دانشجوها نمره هایی بالای 17 می دهد. این می شود که همه راضی می شوند! ولی کشورمان هیچ وقت پیشرفت نمی کند!! و دانشجوهای بیچاره هم هیچ وقت نفهمیدند که بازنده های واقعی آن ها بودند، و نه استاد خودشیفته، و نه سیستم آموزشی ناقص!!!
سایت های اسرارآمیز اینکاگنیتو! (بخش اول)
اولین آشنایی ام با سری سایت های اینکاگنیتو مربوط می شود به سه سال قبل، زمانی که یکی از دوستانم کتاب "آموزش زبان فرانسه تالیف غلام سلطانی" را به من هدیه داد. بخشی از تمرین های این کتاب مختص "فنون نامه نگاری و وب گردی" بود. در حین جستجو در اینترنت و وب سایت های فرانسوی، با دوستان فرانسوی زبان زیادی آشنا شدم و هرچه زمان سپری می شد طول این زنجیره آشنایی ها بلندتر می شد. یادم است که در اولین مکالمه های آنلاین با فرانسوی ها، دو حرف W (دوبل و) و J (ژی) در وسط جمله، برای من مشکل ترین ها از نظر تلفظ بودند. و فرانسوی ها همیشه به من می خندیدند. نه من و نه فرانسوی ها نمی فهمیدیم که این خندیدن های عمیق و لذت بردن های این انسان های با احساسات لطیف، یک جورهای دارد باعث می شود که آن ها شیفته من شوند. یکی از این دوستان اینترنتی ام لینکی به همراه دو گذرواژه به من داد و تاکید کرد "فقط عضو بشو ولی هیج اظهار نظری نکن!" و من همان شب وارد آن وب سایت مخوف و اسرارآمیز شدم، در صفحه اول وب سایت تصویر دو تبر مایل در بالای صفحه، در دو سمت چپ و راست بودند، و به محض ورودم آهنگ Andante از دمیتری شوستاکوویچ پخش شد. یک سری تصویرهای متحرک از جنگ های شوالیه ها می آمدند و می رفتند. با همه اطمینانم به دوست فرانسوی ام (البته ندیده و نشناخته) تمام نرم افزارهای امنیتی سیستمم را فعال کردم تا هک نشوم. اینکاگنیتو برایم درخواستی مبنی بر "اجازه دسترسی کامل به وب کم و میکروفون لپ تاپم" فرستاد و من نمی دانم هیجان، کنجکاوی و شیطنتم باعث شدند درخواست را اکسپت کنم یا سطح خیلی بالای آدرنالین خونم!! ادمین مرا دید و من با سرم به او تعظیمی از نوع ژاپنی کردم، معلوم بود از من خوشش آمده چون با انگشت شست دست راستش به من فهماند برو مرحله بعد. مرحله بعد بخش قوانین فروم بود که چون فرانسوی ام خیلی خوب نبود نخوانده و نفهمیده تاییدش کردم. بعدها فهمیدم فروم سه قانون مهم داشت که باید آن ها را قبول می کردم. قانون اول: ملیت، رنگ پوست، طرز فکر و عقیده هیچ اهمیتی ندارد. فقط استدلال علمی کنید! قانون دوم: یک بار در هر ماه حق پیام دادن به ادمین ها را دارید و قانون سوم: به هیچ وجهی حق معرفی خودتان طی پیام خصوصی به دیگر کاربران را ندارید. شما فقط همان شکلکی هستید که انتخاب کرده اید. پس از آن بین اتاق های گفتگوی علمی، سطح بالاترین شان که تالاری مخصوص "بحث پژوهشگران گرید A زلزله" بود را انتخاب کردم و وارد شدم. به طور کلی قضیه را شوخی گرفته بودم. چند دقیقه ای طول کشید تا مطالب را ببینم. اما اینجا دیگه هیچ خبری از شوخی و خنده نبود. بین شخصیت های کارتونی فقط صحبت از کدنویسی زلزله بود. چندین شب اول تا نیمه های شب مشغول خواندن مطالب فروم، نت برداری و نیز دانلود اسکریپت های پیشرفته ای بودم که بین شکلک ها رد و بدل می شد. شب چهارم با یکی از پژوهشگرهای خانوم جهت مذاکره وارد چت خصوصی شدم، و هنوز چند جمله ای صحبت نکرده بودیم که ادمین بی معرفت من را از سایت اخراج کرد!! (ادامه دارد)🌷
اولین آشنایی ام با سری سایت های اینکاگنیتو مربوط می شود به سه سال قبل، زمانی که یکی از دوستانم کتاب "آموزش زبان فرانسه تالیف غلام سلطانی" را به من هدیه داد. بخشی از تمرین های این کتاب مختص "فنون نامه نگاری و وب گردی" بود. در حین جستجو در اینترنت و وب سایت های فرانسوی، با دوستان فرانسوی زبان زیادی آشنا شدم و هرچه زمان سپری می شد طول این زنجیره آشنایی ها بلندتر می شد. یادم است که در اولین مکالمه های آنلاین با فرانسوی ها، دو حرف W (دوبل و) و J (ژی) در وسط جمله، برای من مشکل ترین ها از نظر تلفظ بودند. و فرانسوی ها همیشه به من می خندیدند. نه من و نه فرانسوی ها نمی فهمیدیم که این خندیدن های عمیق و لذت بردن های این انسان های با احساسات لطیف، یک جورهای دارد باعث می شود که آن ها شیفته من شوند. یکی از این دوستان اینترنتی ام لینکی به همراه دو گذرواژه به من داد و تاکید کرد "فقط عضو بشو ولی هیج اظهار نظری نکن!" و من همان شب وارد آن وب سایت مخوف و اسرارآمیز شدم، در صفحه اول وب سایت تصویر دو تبر مایل در بالای صفحه، در دو سمت چپ و راست بودند، و به محض ورودم آهنگ Andante از دمیتری شوستاکوویچ پخش شد. یک سری تصویرهای متحرک از جنگ های شوالیه ها می آمدند و می رفتند. با همه اطمینانم به دوست فرانسوی ام (البته ندیده و نشناخته) تمام نرم افزارهای امنیتی سیستمم را فعال کردم تا هک نشوم. اینکاگنیتو برایم درخواستی مبنی بر "اجازه دسترسی کامل به وب کم و میکروفون لپ تاپم" فرستاد و من نمی دانم هیجان، کنجکاوی و شیطنتم باعث شدند درخواست را اکسپت کنم یا سطح خیلی بالای آدرنالین خونم!! ادمین مرا دید و من با سرم به او تعظیمی از نوع ژاپنی کردم، معلوم بود از من خوشش آمده چون با انگشت شست دست راستش به من فهماند برو مرحله بعد. مرحله بعد بخش قوانین فروم بود که چون فرانسوی ام خیلی خوب نبود نخوانده و نفهمیده تاییدش کردم. بعدها فهمیدم فروم سه قانون مهم داشت که باید آن ها را قبول می کردم. قانون اول: ملیت، رنگ پوست، طرز فکر و عقیده هیچ اهمیتی ندارد. فقط استدلال علمی کنید! قانون دوم: یک بار در هر ماه حق پیام دادن به ادمین ها را دارید و قانون سوم: به هیچ وجهی حق معرفی خودتان طی پیام خصوصی به دیگر کاربران را ندارید. شما فقط همان شکلکی هستید که انتخاب کرده اید. پس از آن بین اتاق های گفتگوی علمی، سطح بالاترین شان که تالاری مخصوص "بحث پژوهشگران گرید A زلزله" بود را انتخاب کردم و وارد شدم. به طور کلی قضیه را شوخی گرفته بودم. چند دقیقه ای طول کشید تا مطالب را ببینم. اما اینجا دیگه هیچ خبری از شوخی و خنده نبود. بین شخصیت های کارتونی فقط صحبت از کدنویسی زلزله بود. چندین شب اول تا نیمه های شب مشغول خواندن مطالب فروم، نت برداری و نیز دانلود اسکریپت های پیشرفته ای بودم که بین شکلک ها رد و بدل می شد. شب چهارم با یکی از پژوهشگرهای خانوم جهت مذاکره وارد چت خصوصی شدم، و هنوز چند جمله ای صحبت نکرده بودیم که ادمین بی معرفت من را از سایت اخراج کرد!! (ادامه دارد)🌷
سه سوال مهم از طرف اعضای کانال🌷:
سوال 1:
سایت های اینکاگنیتو چه فایده ای دارند؟
پاسخ: این سایت ها برای افرادی مناسب هستند که می خواهند بیشتر بدانند ولی به دلیل شهرت، موقعیت و سطح علمی خیلی بالا نمی توانند سوال بپرسند.
سوال 2:
آیا پیش نیاز کار با سایت های اینکاگنیتو دانستن زبان فرانسوی است؟
پاسخ: بلی
سوال 3:
لطفا یک مثال عینی و قابل لمس از فایده های سایت های اینکاگنیتو بیان نمایید؟
پاسخ: اگر از شهروندان کشورهای مختلف جهان بپرسند که "برترین فیزیکدان نظری تاریخ چه کسی بوده است؟"، 99 درصد افراد یا می گویند آلبرت اینشتین و یا می گویند استیون هاوکینگ!! البته این دو نفر خیلی دانشمندهای بزرگی بوده اند، اما برترین فیزیک دان تاریخ (از ابتدا تاکنون) شخصی است به نام "پروفسور ادوارد ویتن" 67 ساله، خالق نظریه ی ریسمان (پایه گذار نظریه-م) و مطرح کننده نظریه ی میدانهای کوانتومی، دریافت کننده مدال فیلدز در سال 1990 از اتحادیه بینالمللی ریاضیات، اثبات کننده قضیه ی انرژی مثبت (Positive Energy Theorem)، خالق نظریه های ابرتقارن، مورس و معرفی کننده نظریه میدانهای کوانتومی توپولوژیکی (Topological Quantum Field Theory)، و همچنین بنیان گذار نظریه تقارن آینهای!! پروفسور ویتن در سال 2017 در کنفرانسی رسما اعلام نمودند که 7 سال کاربر اینکاگنیتو بوده اند!!
سوال 1:
سایت های اینکاگنیتو چه فایده ای دارند؟
پاسخ: این سایت ها برای افرادی مناسب هستند که می خواهند بیشتر بدانند ولی به دلیل شهرت، موقعیت و سطح علمی خیلی بالا نمی توانند سوال بپرسند.
سوال 2:
آیا پیش نیاز کار با سایت های اینکاگنیتو دانستن زبان فرانسوی است؟
پاسخ: بلی
سوال 3:
لطفا یک مثال عینی و قابل لمس از فایده های سایت های اینکاگنیتو بیان نمایید؟
پاسخ: اگر از شهروندان کشورهای مختلف جهان بپرسند که "برترین فیزیکدان نظری تاریخ چه کسی بوده است؟"، 99 درصد افراد یا می گویند آلبرت اینشتین و یا می گویند استیون هاوکینگ!! البته این دو نفر خیلی دانشمندهای بزرگی بوده اند، اما برترین فیزیک دان تاریخ (از ابتدا تاکنون) شخصی است به نام "پروفسور ادوارد ویتن" 67 ساله، خالق نظریه ی ریسمان (پایه گذار نظریه-م) و مطرح کننده نظریه ی میدانهای کوانتومی، دریافت کننده مدال فیلدز در سال 1990 از اتحادیه بینالمللی ریاضیات، اثبات کننده قضیه ی انرژی مثبت (Positive Energy Theorem)، خالق نظریه های ابرتقارن، مورس و معرفی کننده نظریه میدانهای کوانتومی توپولوژیکی (Topological Quantum Field Theory)، و همچنین بنیان گذار نظریه تقارن آینهای!! پروفسور ویتن در سال 2017 در کنفرانسی رسما اعلام نمودند که 7 سال کاربر اینکاگنیتو بوده اند!!
جدیدترین تکنولوژی های کشور آمریکا در زمینه Post-Tensioning (در حالی که تکنولوژی کشور آمریکا با سرعت فراوان و به صورت ثانیه ای در حال پیشرفت است، اساتید و دانشجوهای ما خوشحال هستند که مدرک پی اچ دی شان را اخذ نموده اند!! به نظرتان چندین سال از آن ها عقب تر هستیم؟؟)
- Unbonded Monostrand Post-Tensioning Systems
- Bonded Slab P-T
- Barrier Cable Systems
- Shear Reinforcement
- Bonded Multistrand P-T
- Customized P-T Systems
- Strengthening with Post-Tensioning
- DuraStor™ Prestressed Tanks
- Stay Cable System
- Cable Armor Protection
- Bridge Erection & Construction Systems
- Heavy Lifting
- Unbonded Monostrand Post-Tensioning Systems
- Bonded Slab P-T
- Barrier Cable Systems
- Shear Reinforcement
- Bonded Multistrand P-T
- Customized P-T Systems
- Strengthening with Post-Tensioning
- DuraStor™ Prestressed Tanks
- Stay Cable System
- Cable Armor Protection
- Bridge Erection & Construction Systems
- Heavy Lifting
سایت های اسرارآمیز اینکاگنیتو! (بخش دوم)
پاریس شهری است که در بدو ورود مخصوصا در هنگام ورود به مترو کثیفش!! و دیدن انواع و اقسام مهاجرهایی که باید مراقب باشید جیب یا کیف پول تان رو نزنند، احساس پشیمانی در انتخاب شهری که از کودکی آرزوی سفر به آن را داشتید به شما دست می دهد. ولی همین که از پله های مترو بالا می آیید، روبه روی تان میدان شارل دوگل را می بینید، و کمی جلوتر برج ایفل را که با چراغ های چشمک زنش دارد دلبری می کند! کمی همان جا می نشینید، استراحت می کنید و می بینید که 12 خیابان اصلی شهر ختم می شوند به همان جایی که شما نشسته اید!، البته که دلیل های این همه این تضادها، فقط و فقط ظرافت ها و شیطنت های شخصیتی فرانسوی ها هستند! پس اصلا هم عجیب نیست که پژوهشگرهای فرانسوی تصمیم بگیرند و بخواهند به صورت ناشناس پژوهش کنند، تا بدون خجالت و ترس سوال کنند، و کسی هم از زمینه پژوهشی جدیدشان مطلع نشود. استنلی کوبریک اولین خالق و ایده پرداز وب سایت های اسرارآمیز اینکاگنیتو بود. او در سال 1999، در فیلم چشمان کاملا بسته (یا به قول یکی از اعضای عزیز کانال، چشمان باز کاملا بسته) به زندگی سیاستمداران رده اول آمریکا پرداخت. افرادی که آن قدر معروف و توی چشم بودند که نمی توانستند مثل مردم عادی، شب ها را به خوش گذرانی و دنس بپردازند. پس تصمیم گرفتند در مهمانی های بالماسکه (Bal masqué)، با نقاب هایی ناشناس شرکت کنند، به طوری که هیچ دو نفری یکدیگر را نشناسند، و همه و همه فقط دو اسم رمز داشته باشند! اسم رمز اول مختص درب ورودی اصلی، و اسم رمز دوم مختص ورودی مهمانی!! (ادامه دارد)🌷
پاریس شهری است که در بدو ورود مخصوصا در هنگام ورود به مترو کثیفش!! و دیدن انواع و اقسام مهاجرهایی که باید مراقب باشید جیب یا کیف پول تان رو نزنند، احساس پشیمانی در انتخاب شهری که از کودکی آرزوی سفر به آن را داشتید به شما دست می دهد. ولی همین که از پله های مترو بالا می آیید، روبه روی تان میدان شارل دوگل را می بینید، و کمی جلوتر برج ایفل را که با چراغ های چشمک زنش دارد دلبری می کند! کمی همان جا می نشینید، استراحت می کنید و می بینید که 12 خیابان اصلی شهر ختم می شوند به همان جایی که شما نشسته اید!، البته که دلیل های این همه این تضادها، فقط و فقط ظرافت ها و شیطنت های شخصیتی فرانسوی ها هستند! پس اصلا هم عجیب نیست که پژوهشگرهای فرانسوی تصمیم بگیرند و بخواهند به صورت ناشناس پژوهش کنند، تا بدون خجالت و ترس سوال کنند، و کسی هم از زمینه پژوهشی جدیدشان مطلع نشود. استنلی کوبریک اولین خالق و ایده پرداز وب سایت های اسرارآمیز اینکاگنیتو بود. او در سال 1999، در فیلم چشمان کاملا بسته (یا به قول یکی از اعضای عزیز کانال، چشمان باز کاملا بسته) به زندگی سیاستمداران رده اول آمریکا پرداخت. افرادی که آن قدر معروف و توی چشم بودند که نمی توانستند مثل مردم عادی، شب ها را به خوش گذرانی و دنس بپردازند. پس تصمیم گرفتند در مهمانی های بالماسکه (Bal masqué)، با نقاب هایی ناشناس شرکت کنند، به طوری که هیچ دو نفری یکدیگر را نشناسند، و همه و همه فقط دو اسم رمز داشته باشند! اسم رمز اول مختص درب ورودی اصلی، و اسم رمز دوم مختص ورودی مهمانی!! (ادامه دارد)🌷
مبحث هایی که در لحظه های آتی، در کانال مطرح می شوند:🌷
- اشتباهات رایج شبیه سازی مهاربندها در OpenSees!
- نحوه ورود به سایت های اینکاگنیتو!
- اشتباهات رایج شبیه سازی مهاربندها در OpenSees!
- نحوه ورود به سایت های اینکاگنیتو!