Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گاهی باید همه داشتهها را رها کرد و رفت. بالاخره تمام خاطرههای خوب و بدمان هم یک روزی فراموش و به دست باد سپرد میشوند. تجربه رفتن بسیار تلخ و نیز مسیری بیبازگشت است. اما کبوتر غمزده دل مجالی دیگر نمیشناسد. قصد دارد رها شود، بپرد، و برود همان دشت شقایق رویاهایش. همانجایی که همیشه باید میبود.
ما به داغ عشقبازیها نشستیم و هنوز
چشم پروین همچنان چشمک پرانی میکند
نای ما خاموش ولی این زهره شیطان هنوز
با همان شور و نوا دارد شبانی میکند
گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی میکند
سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز
در درونم زنده است و زندگانی میکند
با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
خاطرم با خاطرات خود تبانی میکند
ما به داغ عشقبازیها نشستیم و هنوز
چشم پروین همچنان چشمک پرانی میکند
نای ما خاموش ولی این زهره شیطان هنوز
با همان شور و نوا دارد شبانی میکند
گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی میکند
سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز
در درونم زنده است و زندگانی میکند
با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
خاطرم با خاطرات خود تبانی میکند
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مقاله زندگی: همیشه به دانشجویان گفتهام که زندگی مثل مقاله میماند. انسانها تاریخچه پژوهشهای پیشینیان را میخوانند تا بدانند قرار است چه کاری را شروع کنند. بعد هدف از زیستنشان، ماندنشان، مبارزه کردنشان و اصلا کار جدیدی که قرار است انجام بدهند را درمییابند. کمی بعدتر روش و سبک چگونه زیستن را مشخص میکنند، و نیز طریق چگونه ماندن را. قسمت غم انگیز داستان زندگی آنجا است که معمولا بخشهای نتیجه گیری مقالات زندگیها، یا کپی از روی دیگران هستند و یا وقتی چاپ میشوند که دیگر خود پژوهشگران وجود خارجی ندارند. آدمها مهارت دارند تا توی سه بخش اول مقالهها خیلی داستان سرایی کنند. بعضیهاشان در ثانیههای آخر عمر متوجه میشوند که این همه سال الکی واسه بقیه قیافه گرفتهاند و اصلا کار خاصی انجام ندادهاند. یک دفعه به تکاپو میافتند، ولی افسوس که دیگر زمانی ندارند. همیشه قشنگترین مقالهها مختص یک درصدیها بوده و خواهد بود. همانهایی که همیشه توی کلاسها بهشون میخندیدند و تمسخرشان میکردند. شاید چون چندین دهه جلوتر از زمان واقعی به دنیا آمدهاند. و سالها بعد معلوم میشود که آنها چه کار بزرگی انجام دادهاند...
یک درد دل جهت تصمیم گیری نهایی:
امشب برایم شب بسیار عجیبی بود. پس از قرار دادن ویدئو و متن مقاله زندگی چند صد پیام حاوی عبارات "احسنت"، "آفرین"، "عالی بود" ، "دست مریزاد"، و "بی نظیر بود" دریافت کردم. با خودم فکر کردم واقعا چرا دانشجویان به جای اشتیاق به علم برنامه نویسی، تا این حد به داستان و فیلم سینمایی اکشندار علاقه دارند؟!، راستش را بخواهید بعضی وقتها این فکر به سرم خطور میکند که کلا موضوع و محتوای کانال را عوض کنم و شروع کنم به نگارش داستانهای دنباله دار! مثل همان شبهایی که توی خوابگاه دانشجویی تا نیمههای شب، واسه هم اتاقیهایم صحبت میکردم. بیچارهها به دلیل شکم دردهای ناشی از خندههای متوالی و پی در پی، با سر و دست التماس میکردند که "افشین لطفا دیگه چیزی نگو" و من بیرحمانه ادامه میدادم و داستان را وارد فاز بحرانی نهایی میکردم. آن قدر که مسئول خوابگاه میآمد و سرمان فریاد میزد تا بیخیال آرامش شب شویم و بخوابیم. بگذریم که یک بار خودش هم اسیر همین خندههای نیمه شبانه شد و من درست و حسابی تلافی همان یک فریاد را سرش درآوردم. قبل از این که بگویم چرا امشب برایم شب بسیار عجیبی بود، قصد دارم که متن و ویدئوی مقاله زندگی را به چندین نفر تقدیم کنم. اول از همه تقدیمش میکنم به پدر و مادر عزیز و بزرگوارم، که حین نگارش اصلیترین مقاله زندگیام، همیشه در کنارم بودند و خط به خط و بدون کوچکترین توقعی و چشمداشتی غلطهایم را اصلاح نمودند. و نیز تقدیمش میکنم به شخصیتی علمی که یک ساعت قبل وارد کانال شدند و در بدو ورودشان، پس از مطالعه متن "مقاله زندگی" برایم نوشتند: "جناب مهندس!، من را یادت است؟ من همان شخصی هستم که در اولین مقالهات اولت کردم!"
قضیه برمیگردد به سال ۱۳۹۲، زمانی که یک مقاله کنفرانسی ساده چاپ کردم. بزرگترین اشتباه رییس کنفرانس ملی مذکور آن بود که نام من را در لیست سخنرانان اضافه کردند. خلاصه من سخنرانی کردم و رفتم جایزه و لوحم را بگیرم. ایشان گفتند "شما که سخنران برتر کنفرانس ملی نشدهای. ما کلی سخنران و پروفسور و دکتر از داخل و خارج داشتیم که مقالاتشان و پژوهشهایشان دهها برابر ارزشششان از کار شما بیشتر بوده است"
یادم است صحبت های آقای رییس تمام شد و من گفتم "من خیلی خوب سخنرانی کردم و همه خوششان آمد. لذا این صحبتهای شما هیچ ارتباطی به من ندارد. مقاله من سطح علمیش از همه بالاتر بود و شما باید جایزه را به من بدهید. آقای رییس خسته شده بود، رفت چایی بخورد و معاونش آمد و من پس از صرف زمانی حدود نیم ساعت موفق شدم که او را هم خستهتر و کلافهتر کنم. تا حدی که مرتب عرق پیشانیاش را پاک میکرد. سرتان را درد نیاورم. وقتی آقای رییس برگشتند، دیدند که من دارم به معاونش میگویم "من فقط یک هفته درگیر خشکشویی برای کت و شلوارم بودم"...
درنهایت هم جایزه را گرفتم، و هم همین طوری الکی الکی شدم سخنران برتر آن کنفرانس. چندین روز بعد خودم عذاب وجدان گرفتم که این قدر روی نورونهای بیچاره مغزهای آقای رییس و معاون خیلی هیکلیشان راه رفتم. لذا طی ایمیلی از ایشان تشکر کردم. سه روز بعد ایمیلم را پاسخ دادند و برایم نوشتند "به خاطر این که اسمت را در سایت کنفرانس درج کردم حتی مورد مواخذه هم قرار گرفتم. اما فقط به دو دلیل این کار را کردم: اول این که جسارتت خیلی برایم ستودنی بود و دوم این که توی نگاهت اراده و خواستن دیدم و خواستم تشویقت کنم. وگرنه مقالهات فقط در حد یک خلاصه نویسی چهار صفحهای بود و بس"
آقای رییس، ازتون متشکرم🙏
امشب برایم شب بسیار عجیبی بود. پس از قرار دادن ویدئو و متن مقاله زندگی چند صد پیام حاوی عبارات "احسنت"، "آفرین"، "عالی بود" ، "دست مریزاد"، و "بی نظیر بود" دریافت کردم. با خودم فکر کردم واقعا چرا دانشجویان به جای اشتیاق به علم برنامه نویسی، تا این حد به داستان و فیلم سینمایی اکشندار علاقه دارند؟!، راستش را بخواهید بعضی وقتها این فکر به سرم خطور میکند که کلا موضوع و محتوای کانال را عوض کنم و شروع کنم به نگارش داستانهای دنباله دار! مثل همان شبهایی که توی خوابگاه دانشجویی تا نیمههای شب، واسه هم اتاقیهایم صحبت میکردم. بیچارهها به دلیل شکم دردهای ناشی از خندههای متوالی و پی در پی، با سر و دست التماس میکردند که "افشین لطفا دیگه چیزی نگو" و من بیرحمانه ادامه میدادم و داستان را وارد فاز بحرانی نهایی میکردم. آن قدر که مسئول خوابگاه میآمد و سرمان فریاد میزد تا بیخیال آرامش شب شویم و بخوابیم. بگذریم که یک بار خودش هم اسیر همین خندههای نیمه شبانه شد و من درست و حسابی تلافی همان یک فریاد را سرش درآوردم. قبل از این که بگویم چرا امشب برایم شب بسیار عجیبی بود، قصد دارم که متن و ویدئوی مقاله زندگی را به چندین نفر تقدیم کنم. اول از همه تقدیمش میکنم به پدر و مادر عزیز و بزرگوارم، که حین نگارش اصلیترین مقاله زندگیام، همیشه در کنارم بودند و خط به خط و بدون کوچکترین توقعی و چشمداشتی غلطهایم را اصلاح نمودند. و نیز تقدیمش میکنم به شخصیتی علمی که یک ساعت قبل وارد کانال شدند و در بدو ورودشان، پس از مطالعه متن "مقاله زندگی" برایم نوشتند: "جناب مهندس!، من را یادت است؟ من همان شخصی هستم که در اولین مقالهات اولت کردم!"
قضیه برمیگردد به سال ۱۳۹۲، زمانی که یک مقاله کنفرانسی ساده چاپ کردم. بزرگترین اشتباه رییس کنفرانس ملی مذکور آن بود که نام من را در لیست سخنرانان اضافه کردند. خلاصه من سخنرانی کردم و رفتم جایزه و لوحم را بگیرم. ایشان گفتند "شما که سخنران برتر کنفرانس ملی نشدهای. ما کلی سخنران و پروفسور و دکتر از داخل و خارج داشتیم که مقالاتشان و پژوهشهایشان دهها برابر ارزشششان از کار شما بیشتر بوده است"
یادم است صحبت های آقای رییس تمام شد و من گفتم "من خیلی خوب سخنرانی کردم و همه خوششان آمد. لذا این صحبتهای شما هیچ ارتباطی به من ندارد. مقاله من سطح علمیش از همه بالاتر بود و شما باید جایزه را به من بدهید. آقای رییس خسته شده بود، رفت چایی بخورد و معاونش آمد و من پس از صرف زمانی حدود نیم ساعت موفق شدم که او را هم خستهتر و کلافهتر کنم. تا حدی که مرتب عرق پیشانیاش را پاک میکرد. سرتان را درد نیاورم. وقتی آقای رییس برگشتند، دیدند که من دارم به معاونش میگویم "من فقط یک هفته درگیر خشکشویی برای کت و شلوارم بودم"...
درنهایت هم جایزه را گرفتم، و هم همین طوری الکی الکی شدم سخنران برتر آن کنفرانس. چندین روز بعد خودم عذاب وجدان گرفتم که این قدر روی نورونهای بیچاره مغزهای آقای رییس و معاون خیلی هیکلیشان راه رفتم. لذا طی ایمیلی از ایشان تشکر کردم. سه روز بعد ایمیلم را پاسخ دادند و برایم نوشتند "به خاطر این که اسمت را در سایت کنفرانس درج کردم حتی مورد مواخذه هم قرار گرفتم. اما فقط به دو دلیل این کار را کردم: اول این که جسارتت خیلی برایم ستودنی بود و دوم این که توی نگاهت اراده و خواستن دیدم و خواستم تشویقت کنم. وگرنه مقالهات فقط در حد یک خلاصه نویسی چهار صفحهای بود و بس"
آقای رییس، ازتون متشکرم🙏
درس زندگی: خیلی پیام میدهند"چرا واسمون نمینویسی؟" "فوت نتهای کلیدی را نمیگذاری تا از کسب دانش عقب نیفتیم؟"چه طور میشود واستون بنویسم؟، با لحن طنزگونه و طعنه آمیز لابهلای کلماتم که زمین و زمان را به خنده میانداخت چه کنم؟ قلم نمیرود سمت طنز گفتن و شوخی کردن. در بدترین شرایط سعی کردم مرهم زخم دانشجویانم باشم. عکسم مربوط به ۱۷ سال قبل، حین اشتغال در پالایشگاه ۶، ۷ و ۸ پارس جنوبی است، به همراه رییس ژاپنیام که همان سالها در یک سانحه هوایی در آفریقا از دنیا رفتند😔ایشان من را مسئول اجرایی بخش C4B کردند. کسانی که در پالایشگاهها بودهاند، خوب میدانند که این قسمت مهمترین و حساسترین جای یک پالایشگاه گاز است. آن زمانها شرکت پتروپارس کارفرمای همه پروژههای نفت و گاز داخل کشور بود. مدیران پتروپارس نه تنها با کنترل بخش C4B توسط من مخالفت شدید میکردند، بلکه به طور کلی با حضورم در محوطه آن پالایشگاه نیز مخالف بودند. و من هیچ وقت علتش را نفهمیدم.. اما من آخرین نفری بودم که پالایشگاه را ترک کرده و به اکیپ پریکامیشینینگ تحویل دادمش.. و همه اینها به خاطر پشتیبانی و ساپورت رییس ژاپنیام بود. روحش شاد، یادش گرامی🌹
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
وقتی یک کانال کاملا علمی و تخصصی به یک باره و موقتا فعالیتش و پروسه انتقال مطالب علمی را متوقف میکند، این یعنی اتفاق خیلی بدی افتاده است که به هیچ وجهی پذیرفتنی نیست، و این یعنی همه ما عزادار هستیم😔به منظور همدردی با خانوادههای جان باختگان سقوط هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ خطوط هوایی اوکراین😔🌸
قاصدک! هان، چه خبر آوردي؟
از کجا، وز که خبر آوردي؟
خوش خبر باشي، امّا، امّا
گرد بام و در من
بي ثمر مي گردي.
انتظار خبري نيست مرا
نه زياري نه ز ديّار و دیاري، باري،
برو آنجا که بود چشمي و گوشي با کس،
برو آنجا که ترا منتظرند.
قاصدک!
در دل من همه کورند و کرند.
دست بردار از اين در وطن خويش غريب😔
قاصدک تجربه هاي همه تلخ،
با دلم مي گويد
که دروغي تو، دروغ
که فريبي تو، فريب.
قاصدک! هان، ولي ...
راستي آيا رفتي با باد؟
با توام، آي کجا رفتي؟ آي...!
راستي آيا جايي خبري هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمي، جايي؟
در اجاقي- طمع شعله نمي بندم - اندک شرري هست هنوز؟
قاصدک!
ابرهاي همه عالم شب و روز...
قاصدک! هان، چه خبر آوردي؟
از کجا، وز که خبر آوردي؟
خوش خبر باشي، امّا، امّا
گرد بام و در من
بي ثمر مي گردي.
انتظار خبري نيست مرا
نه زياري نه ز ديّار و دیاري، باري،
برو آنجا که بود چشمي و گوشي با کس،
برو آنجا که ترا منتظرند.
قاصدک!
در دل من همه کورند و کرند.
دست بردار از اين در وطن خويش غريب😔
قاصدک تجربه هاي همه تلخ،
با دلم مي گويد
که دروغي تو، دروغ
که فريبي تو، فريب.
قاصدک! هان، ولي ...
راستي آيا رفتي با باد؟
با توام، آي کجا رفتي؟ آي...!
راستي آيا جايي خبري هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمي، جايي؟
در اجاقي- طمع شعله نمي بندم - اندک شرري هست هنوز؟
قاصدک!
ابرهاي همه عالم شب و روز...
@OpenSeesCommunity.rar
31.1 MB
هدیه آخر هفته برای عزیزان کانال (درخواستی دانشجویان دکترای زلزله🌷❤️)
اسکریپت بسیار ارزشمند تولید شتابنگاشت مصنوعی با استفاده از تبدیل موجک پاکت، تهیه شده توسط تیم پژوهشی دانشگاه استانفورد. واقعا این تیم استانفورد چه میکند!!👍✌️ (به همراه دو مقاله ISI مختص روش کار با الگوریتم مربوطه) به رایگان در اختیار تمامی دوستانتان قرار دهید تا همگیمان سهمی هر چند اندک، در توزیع دانش در سراسر ایران❤️ عزیزمان داشته باشیم🙏🌺
اسکریپت بسیار ارزشمند تولید شتابنگاشت مصنوعی با استفاده از تبدیل موجک پاکت، تهیه شده توسط تیم پژوهشی دانشگاه استانفورد. واقعا این تیم استانفورد چه میکند!!👍✌️ (به همراه دو مقاله ISI مختص روش کار با الگوریتم مربوطه) به رایگان در اختیار تمامی دوستانتان قرار دهید تا همگیمان سهمی هر چند اندک، در توزیع دانش در سراسر ایران❤️ عزیزمان داشته باشیم🙏🌺
@OpenSeesCommunity,CMS_calculation.rar
29.4 KB
اسکریپت بسیار ارزشمند متلب مختص محاسبه طيف ميانگين شرطي، تهیه شده توسط تیم فوق حرفهای دانشگاه استانفورد👍✌️ به رایگان در اختیار تمامی دوستانتان قرار دهید تا همگیمان سهمی هر چند اندک، در توزیع دانش در سراسر ایران❤️ عزیزمان داشته باشیم🙏🌺
با همه ارادتی که خدمت خانم پروفسور لارا ادز و الگوریتم سحرآمیزش داشته و دارم، بدین وسیله اعلام میدارم که از این لحظه طرفدار پروپاقرص الگوریتم چینی خواهم بود. چون وادی علم تنها جایی است که نه پارتی بازی را میشناسد، و نه پسرخاله 🤝دختر خاله برایش معنا و مفهومی دارد😊🙏(به مدلهای رفتاری و جزئیات نهفته در منحنیهای ظرفیت توجه شود)
چه قدر زیاد و زیبا بودند شبهای پرستارهای که دور هم نشستیم، آجیل شکستیم، میوه و چایی خوردیم و من واستون مطالب پیچیده و عجیب علمی نوشتم. چه قدر زیاد با هم به زمین و زمان گیر دادیم، و خیلیها را ترساندیم😊بعضی شبها هم خسته از این همه مطالعه و دربدری، رفتیم توی فاز خاطرههای جوانیهای از دست رفتمان. من گفتم و شما باورم کردید. و مطمئنم هیچ وقت متوجه نشدید که لابلای تک تک این خاطرههایم میخواستم بهتون درس زندگی و امید بدهم. دوستان قدیمی اپنسیس کامیونیتی خوب یادشان است که همیشه اذعان داشتهام اساتید ایرانی نمونه ترینها و فداکارترین انسانهای روی کره زمین هستند. اساتید خوب دانشگاه اراک برایم هدیهای گرانبها ارسال کردهاند که البته ارزش معنوی آن خیلی بیشتر از ارزش مادیاش است. حکایت دنیا خیلی غریب است و گاها هم کمی خنده دار. همیشه بهترین دوستهایم از بین آدمهایی بودهاند که اصلا ندیدمشان. انسانهایی که بدون آن که از نزدیک حسم کنند، برایم مینویسند: دوستم دارند، مثل دونگ مونگ، الهام، دکتر مبارکی، مهسا، آزاده، ... و این هفته هم اساتید دانشگاه اراک..
زمینه مطالعات پژوهشی و یا علاقه مندی خود را مشخص کنید🙏🌸
anonymous poll
رفتارهای سازه های فولادی و بتنی – 55
👍👍👍👍👍👍👍 43%
بهینه سازی و مطالعه پیرامون مباحث آیین نامه ای (ضریب رفتار و ...) – 33
👍👍👍👍 26%
بررسی سازه های خاص تحت رکوردهای نزدیک گسل – 21
👍👍👍 16%
ارزیابی لرزه ای پل های بتن مسلح یا کابلی – 19
👍👍 15%
👥 128 people voted so far.
anonymous poll
رفتارهای سازه های فولادی و بتنی – 55
👍👍👍👍👍👍👍 43%
بهینه سازی و مطالعه پیرامون مباحث آیین نامه ای (ضریب رفتار و ...) – 33
👍👍👍👍 26%
بررسی سازه های خاص تحت رکوردهای نزدیک گسل – 21
👍👍👍 16%
ارزیابی لرزه ای پل های بتن مسلح یا کابلی – 19
👍👍 15%
👥 128 people voted so far.
توضیحی پیرامون نظرسنجی اخیر:☝️ نظرسنجیهای تلگرام، به صورت ناشناس رایگیری میکنند و اطلاعات کاربران در اختیار کسی قرار نمیگیرند. حتی ادمینها نیز اطلاعاتی از شرکتکنندگان ندارند. تعداد بازدیدها و تعداد رایها در پایین مشخص هستند و همچنین آخرین آمار آرا بعد از رای دادن. این آمار برای همه شرکتکنندگان قابل مشاهده است. میتوانید توی گروهها و کانالهای خودتون فوروارد کنید تا دامنه افراد شرکتکننده بزرگتر بشود و افراد بیشتری از نظرات همدیگر آگاه بشوند🙏
Opensees Community via @vote
زمینه مطالعات پژوهشی و یا علاقه مندی خود را مشخص کنید🙏🌸 anonymous poll رفتارهای سازه های فولادی و بتنی – 55 👍👍👍👍👍👍👍 43% بهینه سازی و مطالعه پیرامون مباحث آیین نامه ای (ضریب رفتار و ...) – 33 👍👍👍👍 26% بررسی سازه های خاص تحت رکوردهای نزدیک گسل – 21 👍👍👍 16%…
این طور که از آغاز مشخص است پژوهشگران ایرانی به سمت گیر دادن به آیین نامهها روی آوردهاند👍🤺🤼♀️🤛💪😂😂
Opensees Community pinned «زمینه مطالعات پژوهشی و یا علاقه مندی خود را مشخص کنید🙏🌸 anonymous poll رفتارهای سازه های فولادی و بتنی – 55 👍👍👍👍👍👍👍 43% بهینه سازی و مطالعه پیرامون مباحث آیین نامه ای (ضریب رفتار و ...) – 33 👍👍👍👍 26% بررسی سازه های خاص تحت رکوردهای نزدیک گسل – 21 👍👍👍 16%…»