Opensees Community
1.11K subscribers
500 photos
158 videos
62 files
166 links
The Largest OpenSees Community of Iran (LOCI). Channel is managed by Dr. Afshin Alborzi.

https://www.instagram.com/ledocteurafshina

YouTube: LOCI Community

Contact with administrator👇

@OpenSeesCommunity_pm
Download Telegram
پاسخ به پرسش بسیار خوب این خانم عضو کانال (بخش اول)
پاسخ به پرسش بسیار خوب این خانم عضو کانال (بخش دوم):

توی دانش برنامه نویسی حرفه‌ای، و توی تمامی زبان‌های برنامه نویسی، به این قبیل خطاها می‌گویند: "Particular State Errors" یعنی خطاهایی که شما فکر می‌کنید طی عملیاتی مثل تحلیل‌های گراویتی اتفاق افتاده‌اند، و این قبیل پیغام‌ها حاصل از آن عملیات‌ها هستند. ولی در واقع هیچ ران فعالی انجام نشده است و این پیغام‌ها مختص ادغام دو انتخاب ناموزون و اشتباه Wrong Assignment، و قبل از آنالیز گراویتی هستند. شما مشکل استفاده از المان سطحی در بارگذاری (Space) سه بعدی را دارید. بقیه توضیحاتم در روزهای آتی در کانال بیان خواهند شد.🌺🌸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پولونگو یادتون است؟!، آیا یادتون است که چه قدر واسه شکست دادنش بی‌خوابی و سختی کشیدم؟ آن موقع‌ها اصلا فکر نمی‌کردم که دیگر با سازه‌ای پیچیده‌تر و غول پیکرتر از او برخورد کنم. بچه‌های شاخه ژئوتکنیک نام پروفسور خسروی فر را خوب شنیده‌اند. شخصی که برای اولین بار مونوپایل ۳۰ متری واقع بر سه لایه بستر با پتانسیل فوق العاده زیاد جهت رخداد پدیده مخرب روانگرایی، را مدلسازی و به نحو احسن همگرا کرد. دو هفته قبل مدل "مونوپایل مرتفع خسروی فر" با آن ارتعاش عجیب بر روی بستر لغزان عجیب‌ترش را شروع کردم و سرانجام امشب به پایانش رساندم. خیلی خوب است که دیگر پل کابلی پولونگو اصلا برایم یک غول نیست😊
[2020 03 January, by afshina, Frequency Level = Very High ]

تقدیم به تمامی بچه‌های شاخه ژئوتکنیک که خیلی زیاد دوستشون دارم❤️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدربزرگ عزیزم، اولین نفری بودند که به من آموختند نگاه کردن به آتش هم واسه خلق یک خلوت تنهایی رویایی خوب است و هم برای افزایش حافظه! کمی بعدتر خودم کشف کردم که درست کردن یک چایی دارچینی روی این آتش باز هم می‌تواند حافظه را بیشتر تقویت کند. در واقع یک جورهایی می‌شود همان حکایت یک تیر و دو نشان خودمان! قدیمی‌ها خیلی چیزها بلد هستند که به ما نمی‌گویند. نمی‌دانم چرا! شاید حس می‌کنند نسل جدید ظرفیت دانستن و تجربه برخی لذت‌های ناب و خاص را ندارند. چاره چیست؟، باید کنارشان بنشینیم، ساعت‌ها با آنها صحبت کنیم و از لابه لای صحبت‌های گرانبهاشان نکات ارزشمند چگونه زیستن بیاموزیم. و این می‌شود یک راه میان‌بر کار راه انداز برای ادامه مسیر زندگی خودمان.
تراژدی غم انگیز آنالیزهای ناشناخته (بخش اول)😔👇

اگر از نسل جدید و جوان پژوهشگران ایرانی بپرسند که "بهترین و دقیق‌ترین آنالیزها چیست؟"، به احتمال قریب به یقین ۹۹ درصد آنها، با اطمینان خاطر پاسخ می‌دهند: تحلیل دینامیکی فزاینده یا IDA! ولی اگر همین پرسش مهم را از پژوهشگران آمریکایی بپرسند، آنها به تعداد زیادی تحلیل‌های بسیار دقیق‌تر اشاره می‌کنند که احتمالا موارد سومی یا چهارمی‌شان AIDA است. این اختلاف نظر بین پژوهشگران ایرانی و آمریکایی هم خیلی غم انگیز است و هم یک تراژدی بزرگ غم انگیز! پرسش اصلی این است که چرا ۹۹ درصد از ایرانی‌ها حتی نام AIDA را نشنیده‌اند؟‌ و اصلا چرا پژوهشگران آمریکایی تا این حد بایستی از نظر علمی جلوتر از ما باشند؟ AIDA تحلیلی بسیار قدرتمند است که از سردمداران و طرفداران پر و پا قرص آن می‌توان به پروفسور جک بیکر، و پروفسور تینگ لین دو کرسی‌دار دائمی دانشگاه استانفورد اشاره نمود... (ادامه در لحظه های آتی)
تراژدی غم انگیز آنالیزهای ناشناخته (بخش اول)😔👇

اگر از نسل جدید و جوان پژوهشگران ایرانی بپرسند که "بهترین و دقیق‌ترین آنالیزها چیست؟"، به احتمال قریب به یقین ۹۹ درصد آنها، با اطمینان خاطر پاسخ می‌دهند: تحلیل دینامیکی فزاینده یا IDA! ولی اگر همین پرسش مهم را از پژوهشگران آمریکایی بپرسند، آنها به تعداد زیادی تحلیل‌های بسیار دقیق‌تر اشاره می‌کنند که احتمالا موارد سومی یا چهارمی‌شان AIDA است. این اختلاف نظر بین پژوهشگران ایرانی و آمریکایی هم خیلی غم انگیز است و هم یک تراژدی بزرگ غم انگیز! پرسش اصلی این است که چرا ۹۹ درصد از ایرانی‌ها حتی نام AIDA را نشنیده‌اند؟‌ و اصلا چرا پژوهشگران آمریکایی تا این حد بایستی از نظر علمی جلوتر از ما باشند؟ AIDA تحلیلی بسیار قدرتمند است که از سردمداران و طرفداران پر و پا قرص آن می‌توان به پروفسور جک بیکر، و پروفسور تینگ لین دو کرسی‌دار دائمی دانشگاه استانفورد اشاره نمود. تحلیل AIDA به طور هوشمندانه رکوردهای شتاب نگاشت را برای شدت‌های لرزه‌ای متفاوت انتخاب می‌کند تا بتواند ارزیابی لرزه‌ای دقیقی متناسب و همسان با سطح خطر موردنظر انجام دهد. در سال ۲۰۱۳، پروفسور جک بیکر در مقاله وزینی دو سوال کلیدی ذیل را مطرح نمودند:
۱- چرا الزاما بایستی در تحلیل‌های IDA در تمامی شدت‌های لرزه‌ای از یک مجموعه واحد رکورد شتاب نگاشت استفاده کرد؟، و آیا اصلا چنین پاسخ‌های لرزه‌ای به دست آمده‌ای قابل اعتماد هستند؟
۲- آیا مشخصه‌های ذاتی و محتواهای فرکانسی تمامی رکوردهای شتاب نگاشت انتخاب شده، در شدت‌های لرزه ای مختلف تغییری نمی‌کنند؟
AIDA به تدریج و باتوجه به نرخ افزایشی مقادیر IM، شتاب نگاشت‌ها را تعویض می‌کند. البته به نحوی که "قانون حداقل حذف رکوردهای شتاب نگاشت" رعایت شود. در واقع این الگوریتم قصد دارد از تمامی داده‌های زلزله اولیه حداکثر بهره برداری را کند. بیکر در ادامه توصیه نمود که جهت تطابق نسبی مشخصه‌های وابسته به سطح خطر رکوردهای شتاب نگاشت منتخب، پروسه انتخاب مجدد (یا حذف پی در پی) رکوردها در هر شدت لرزه‌ای مجددا و بارها تکرار شود. او در الگوریتم کدنویسی بسیار پیشرفته‌ تهیه شده با استفاده از نرم افزار اجزا محدود OpenSees، پنج مرحله (بلوک برنامه نویسی) را پیشنهاد داد:

۱- به دست آوردن مشخصه‌های رکوردهای کاندید نهایی برای هر سطح IM
۲- تعیین مقادیر تلورانس قابل قبول (Bin Sizes) مختص تغییرات حداقلی در مشخصه‌های ذاتی و محتواهای فرکانسی رکوردهای شتاب نگاشت
۳- مشخص نمودن رکوردهایی که از مقادیر "بین سایز" فراگذشت و درنتیجه حذف می‌شوند، و همچنین تعیین شدت‌های متناظر با پروسه‌های حذف هر رکورد
۴- نهایی کردن رکوردهایی که در چندین شدت لرزه‌ای پی در پی وجود دارند
۵- آغاز تحلیل بسیار قدرتمند AIDA
(این مبحث ادامه دارد)
تفاوت مهم تحلیل بسیار قدرتمند AIDA با تحلیل IDA:

همان طوری که ملاحظه می‌شود در تحلیل AIDA هر شتاب نگاشت‌ از شدت لرزه‌ای خاصی شروع شده و تا شدت لرزه‌ای خاصی نیز پیش رفته‌ است.
از صمیم قلبم، حادثه سقوط هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ خطوط هوایی اوکراین در تهران را به جامعه علمی کشور، و به خانواده قربانیان این حادثه تسلیت عرض می‌نمایم🙏
ایران تسلیت🌸🙏
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گاهی باید همه داشته‌ها را رها کرد و رفت. بالاخره تمام خاطره‌های خوب و بدمان هم یک روزی فراموش و به دست باد سپرد می‌شوند. تجربه رفتن بسیار تلخ و نیز مسیری بی‌بازگشت است. اما کبوتر غم‌زده دل مجالی دیگر نمی‌شناسد. قصد دارد رها شود، بپرد، و برود همان دشت شقایق رویاهایش. همان‌جایی که همیشه باید می‌بود.

ما به داغ عشقبازی‌ها نشستیم و هنوز
چشم پروین همچنان چشمک پرانی می‌کند
نای ما خاموش ولی این زهره شیطان هنوز
با همان شور و نوا دارد شبانی می‌کند
گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی می‌کند
سال‌ها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز
در درونم زنده است و زندگانی می‌کند
با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
خاطرم با خاطرات خود تبانی می‌کند
[2020 10 January, by afshina, Frequency Level = Very High ]

فوت‌نت طلایی ۵۰۰۰ (هدیه آخر هفته عزیزان کانال)🍫🍫🍫

با کسب اجازه از محضر مبارک پیشکسوتان مهندسی زلزله ایران، و نام‌آورانی که حضورشان در کانال باعث می‌شود نتوانم بنویسم و نیز نتوانم هیچ‌گونه افاضه فضلی نمایم🙏
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مقاله زندگی: همیشه به دانشجویان گفته‌ام که زندگی مثل مقاله می‌ماند. انسان‌ها تاریخچه پژوهش‌های پیشینیان را می‌خوانند تا بدانند قرار است چه کاری را شروع کنند. بعد هدف از زیستن‌شان، ماندن‌شان، مبارزه کردن‌شان و اصلا کار جدیدی که قرار است انجام بدهند را درمی‌یابند. کمی بعدتر روش و سبک چگونه زیستن را مشخص می‌‌کنند، و نیز طریق چگونه ماندن را. قسمت غم انگیز داستان زندگی آنجا است که معمولا بخش‌های نتیجه گیری مقالات زندگی‌ها، یا کپی از روی دیگران هستند و یا وقتی چاپ می‌شوند که دیگر خود پژوهشگران وجود خارجی ندارند. آدم‌ها مهارت دارند تا توی سه بخش اول مقاله‌‌ها خیلی داستان سرایی کنند. بعضی‌هاشان در ثانیه‌های آخر عمر متوجه می‌شوند که این همه سال الکی واسه بقیه قیافه گرفته‌اند و اصلا کار خاصی انجام نداده‌اند‌. یک دفعه به تکاپو می‌افتند، ولی افسوس که دیگر زمانی ندارند. همیشه قشنگ‌ترین مقاله‌ها مختص یک درصدی‌ها بوده و خواهد بود. همان‌هایی که همیشه توی کلا‌س‌ها بهشون می‌خندیدند و تمسخرشان می‌کردند. شاید چون چندین دهه جلوتر از زمان واقعی به دنیا آمده‌اند. و سال‌ها بعد معلوم می‌شود که آنها چه کار بزرگی انجام داده‌اند...
یک درد دل جهت تصمیم گیری نهایی:

امشب برایم شب بسیار عجیبی بود. پس از قرار دادن ویدئو و متن مقاله زندگی چند صد پیام حاوی عبارات "احسنت"، "آفرین"، "عالی بود" ، "دست مریزاد"، و "بی نظیر بود" دریافت کردم. با خودم فکر کردم واقعا چرا دانشجویان به جای اشتیاق به علم برنامه نویسی، تا این حد به داستان و فیلم سینمایی اکشن‌دار علاقه دارند؟!، راستش را بخواهید بعضی وقت‌ها این فکر به سرم خطور می‌کند که کلا موضوع و محتوای کانال را عوض کنم و شروع کنم به نگارش داستان‌های دنباله دار! مثل همان شب‌هایی که توی خوابگاه دانشجویی تا نیمه‌های شب، واسه هم اتاقی‌هایم صحبت می‌کردم. بیچاره‌ها به دلیل شکم دردهای ناشی از خنده‌های متوالی و پی در پی، با سر و دست التماس می‌کردند که "افشین لطفا دیگه چیزی نگو" و من بی‌رحمانه ادامه می‌دادم و داستان را وارد فاز بحرانی نهایی می‌کردم. آن قدر که مسئول خوابگاه می‌آمد و سرمان فریاد می‌زد تا بی‌خیال آرامش شب شویم و بخوابیم. بگذریم که یک بار خودش هم اسیر همین خنده‌های نیمه شبانه شد و من درست و حسابی تلافی همان یک فریاد را سرش درآوردم. قبل از این که بگویم چرا امشب برایم شب بسیار عجیبی بود، قصد دارم که متن و ویدئوی مقاله زندگی را به چندین نفر تقدیم کنم. اول از همه تقدیمش می‌کنم به پدر و مادر عزیز و بزرگوارم، که حین نگارش اصلی‌ترین مقاله زندگی‌ام، همیشه در کنارم بودند و خط به خط و بدون کوچک‌ترین توقعی‌ و چشمداشتی غلط‌هایم را اصلاح نمودند.‌ و نیز تقدیمش می‌کنم به شخصیتی علمی که یک ساعت قبل وارد کانال شدند و در بدو ورودشان، پس از مطالعه متن "مقاله زندگی" برایم نوشتند: "جناب مهندس!، من را یادت است؟ من همان شخصی هستم که در اولین مقاله‌ات اولت کردم!"
قضیه برمی‌گردد به سال ۱۳۹۲، زمانی که یک مقاله کنفرانسی ساده چاپ کردم. بزرگ‌ترین اشتباه رییس کنفرانس ملی مذکور آن بود که نام من را در لیست سخنرانان اضافه کردند. خلاصه من سخنرانی کردم و رفتم جایزه و لوحم را بگیرم. ایشان گفتند "شما که سخنران برتر کنفرانس ملی نشده‌ای. ما کلی سخنران و پروفسور و دکتر از داخل و خارج داشتیم که مقالات‌شان و پژوهش‌هایشان ده‌ها برابر ارزشش‌شان از کار شما بیشتر بوده است"
یادم است صحبت های آقای رییس تمام شد و من گفتم "من خیلی خوب سخنرانی کردم و همه خوششان آمد. لذا این صحبت‌های شما هیچ ارتباطی به من ندارد. مقاله من سطح علمیش از همه بالاتر بود و شما باید جایزه را به من بدهید. آقای رییس خسته شده بود، رفت چایی بخورد و معاونش آمد و من پس از صرف زمانی حدود نیم ساعت موفق شدم که او را هم خسته‌تر و کلافه‌تر کنم. تا حدی که مرتب عرق پیشانی‌اش را پاک می‌کرد. سرتان را درد نیاورم. وقتی آقای رییس برگشتند، دیدند که من دارم به معاونش می‌گویم "من فقط یک هفته درگیر خشکشویی برای کت و شلوارم بودم"...
درنهایت هم جایزه را گرفتم، و هم همین طوری الکی الکی شدم سخنران برتر آن کنفرانس. چندین روز بعد خودم عذاب وجدان گرفتم که این قدر روی نورون‌های بیچاره مغزهای آقای رییس و معاون خیلی هیکلی‌شان راه رفتم. لذا طی ایمیلی از ایشان تشکر کردم. سه روز بعد ایمیلم را پاسخ دادند و برایم نوشتند "به خاطر این که اسمت را در سایت کنفرانس درج کردم حتی مورد مواخذه هم قرار گرفتم. اما فقط به دو دلیل این کار را کردم: اول این که جسارتت خیلی برایم ستودنی بود و دوم این که توی نگاهت اراده و خواستن دیدم و خواستم تشویقت کنم. وگرنه مقاله‌ات فقط در حد یک خلاصه نویسی چهار صفحه‌ای بود و بس"
آقای رییس، ازتون متشکرم🙏
Forwarded from Opensees Community (afshina)
ایران تسلیت🌸🙏
درس زندگی: خیلی پیام می‌دهند"چرا واسمون نمی‌نویسی؟" "فوت نت‌های کلیدی را نمی‌گذاری تا از کسب دانش عقب نیفتیم؟"چه طور می‌شود واستون بنویسم؟، با لحن طنزگونه و طعنه آمیز لا‌به‌لای کلماتم که زمین و زمان را به خنده می‌انداخت چه کنم؟ قلم نمی‌رود سمت طنز گفتن و شوخی کردن. در بدترین شرایط سعی کردم مرهم زخم دانشجویانم باشم. عکسم مربوط به ۱۷ سال قبل، حین اشتغال در پالایشگاه ۶، ۷ و ۸ پارس جنوبی است، به همراه رییس ژاپنی‌ام که همان سال‌ها در یک سانحه هوایی در آفریقا از دنیا رفتند😔ایشان من را مسئول اجرایی بخش C4B کردند. کسانی که در پالایشگاه‌ها بوده‌اند، خوب می‌دانند که این قسمت مهم‌ترین و حساس‌ترین جای یک پالایشگاه گاز است. آن زمان‌ها شرکت پتروپارس کارفرمای همه پروژه‌های نفت و گاز داخل کشور بود. مدیران پتروپارس نه تنها با کنترل بخش C4B توسط من مخالفت شدید می‌کردند، بلکه به طور کلی با حضورم در محوطه آن پالایشگاه نیز مخالف بودند. و من هیچ وقت علتش را نفهمیدم.. اما من آخرین نفری بودم که پالایشگاه را ترک کرده و به اکیپ پریکامیشینینگ تحویل دادمش.. و همه اینها به خاطر پشتیبانی و ساپورت رییس ژاپنی‌ام بود. روحش شاد، یادش گرامی🌹
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
وقتی یک کانال کاملا علمی و تخصصی به یک باره و موقتا فعالیتش و پروسه انتقال مطالب علمی را متوقف می‌کند، این یعنی اتفاق خیلی بدی افتاده است که به هیچ وجهی پذیرفتنی نیست، و این یعنی همه ما عزادار هستیم😔به منظور همدردی با خانواده‌های جان باختگان سقوط هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ خطوط هوایی اوکراین😔🌸


قاصدک! هان، چه خبر آوردي؟
از کجا، وز که خبر آوردي؟
خوش خبر باشي، امّا، امّا
گرد بام و در من
بي ثمر مي گردي.
انتظار خبري نيست مرا
نه زياري نه ز ديّار و دیاري، باري،
برو آنجا که بود چشمي و گوشي با کس،
برو آنجا که ترا منتظرند.
قاصدک!
در دل من همه کورند و کرند.
دست بردار از اين در وطن خويش غريب😔
قاصدک تجربه هاي همه تلخ،
با دلم مي گويد
که دروغي تو، دروغ
که فريبي تو، فريب.
قاصدک! هان، ولي ...
راستي آيا رفتي با باد؟
با توام، آي کجا رفتي؟ آي...!
راستي آيا جايي خبري هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمي، جايي؟
در اجاقي- طمع شعله نمي بندم - اندک شرري هست هنوز؟
قاصدک!
ابرهاي همه عالم شب و روز...
امروز سیاوش غفوری‌آذر و سارا ممانی، دو مسافر امیدوار ولی به مقصد نرسیده هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ خطوط هوایی اوکراین، یکدیگر را تا ابد در آغوش گرفتند😔
روحشان شاد، پیوندشان مبارک🌸
@OpenSeesCommunity.rar
31.1 MB
هدیه آخر هفته برای عزیزان کانال (درخواستی دانشجویان دکترای زلزله🌷❤️)

اسکریپت بسیار ارزشمند تولید شتابنگاشت مصنوعی با استفاده از تبدیل موجک پاکت، تهیه شده توسط تیم پژوهشی دانشگاه استانفورد. واقعا این تیم استانفورد چه می‌کند!!👍✌️ (به همراه دو مقاله ISI مختص روش کار با الگوریتم مربوطه) به رایگان در اختیار تمامی دوستان‌تان قرار دهید تا همگی‌مان سهمی هر چند اندک، در توزیع دانش در سراسر ایران❤️ عزیزمان داشته باشیم🙏🌺