Opensees Community
1.11K subscribers
500 photos
158 videos
62 files
166 links
The Largest OpenSees Community of Iran (LOCI). Channel is managed by Dr. Afshin Alborzi.

https://www.instagram.com/ledocteurafshina

YouTube: LOCI Community

Contact with administrator👇

@OpenSeesCommunity_pm
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گاهی نگفته قرعه به نام تو می‌شود
گاهی تمام شهر گدای تو می‌شود
کاری ندارم کجایی و چه می‌کنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر می‌شود
در مدت کوتاهی که تجربه تدریس داشته‌ام، متوجه شدم که رمز استاد خوبی بودن سه چیز است: ۱- عاشق تدریس بودن، ۲- هنر ذهن خوانی و ۳- نفوذ به قلب دانشجویان! دوستان قدیمی‌تر کانال خوب می‌دانند که من با پدیده زمان مشکل دارم و مغزم اصلا درکش نمی‌کند. واسه همین است که توی قرارهای ملاقاتم یا خیلی دیر می‌رسم، و یا اصلا نمی‌روم! دوستان صمیمی‌ام دیگر به این قضیه عادت کرده‌اند. آنها خوب می‌دانند که این قضیه تقصیر من نیست! بلکه مشکل از تفاوت بین دنیاهامون است. تازگی‌ها متوجه شدم که حین تدریس، زمان دیگر به طور کلی برایم متوقف می‌شود. فکرش را بکنید زمانی که تاکنون برایم وجود خارجی نداشت، یک دفعه سر و کله‌اش پیدا شود ولی بدون کوچک‌ترین جنبشی و حرکتی متوقف بایستد و روی اعصاب آدم راه برود. این توقف زمان هم بدی‌هایی دارد و هم خوبی‌های بیشتری! بدی‌اش این است که اوضاع مغز مرموزم باز هم پیچیده‌تر و مبهم‌تر می‌شود. و خوبی‌اش هم این است که حین تدریس، می‌توانم نقش مخرب زمان در تمامی پدیده‌های علمی را بی‌خیال شوم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برنامه نویسی آخر و عاقبت خوبی ندارد! بروید دنبال یک شغل بهتر، با آرامش بیشتر! بروید دنبال شغلی پراحساس‌تر، رمانتیک‌تر، شغلی در فضایی پر از بوی گل‌های یاس و رز و لاله عباسی! چرا؟ الان می‌گویم چرا! آدم‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند: عده‌ای راست دست هستند و بخش چپ مغزشان کنترل امور روزمره‌شان را بر عهده دارد. دسته دومی‌ها هم چپ دست و فرمانبردار نیمکره راست مغزشان هستند. من یک سالی است که از دسته اولی‌ها آمده‌ام توی دسته دومی‌ها! یک روز صبح از خواب بلند شدم و دیدم دیگر جزو هر دو دسته هستم. خودم خوب می‌دانم عجیب است، مثل کارهایی می‌ماند که توی برنامه نویسی می‌کنم. شاید برنامه نویسی و استفاده زیاد از گریمترهای مغزم باعث شده که این اتفاق برایم بیفتند. از آن موقع دو دستی کار می‌کنم. یک اتفاق دیگری هم واسم افتاد. و آن این بود که هر متنی را یک بار نگاه کنم حفظ می‌شوم. روزهای اول می‌ترسیدم. راستش را بخواهید با نگاه کردن به چشمان آدم‌ها فکرشان را هم حدس می‌زدم. اینها را گفتم تا مطمئن شوید برنامه نویسی آخر و عاقبت خوبی ندارد! بروید دنبال یک شغل بهتر، با آرامش بیشتر. این قدر با مغزهای نازنین‌تان کلنجار نروید🙏
تقریبا یک هفته می‌شود که تصمیم گرفته‌ام توی کلاسهایم الکی اخم کنم، جواب سوالات را جدی بدهم، و اگر احیانا دانشجویی پاسخ کوییزها را صحیح نداد شدیدا تنبیهش کنم. چه تنبیهی؟ راستش را بخواهید من خودم تنبیه‌های عجیب و غریبی اختراع کرده‌ام. در واقع تنها دغدغه این روزهایم آن است که "کاش آموزشگاه خصوصی نبود و می‌توانستم دو نفر را هم الکی از کلاس اخراج کنم!" بگذریم. من توی یک هفته اخیر حتی تیپم را هم عوض کرده‌ام. یک تیپ رسمی، خشک و اداری را جایگزین تیپ اسپرت همیشگی‌ام کرده‌ام. چرا؟! خودم هم نمی‌دانم چرا و چگونه! یک روز صبح از خواب بلند شدم و این طوری شدم. دلم برای دانشجویانم می‌سوزد. هر کسی خلق و خویی دارد دیگر! خودم خوب می‌دانم به خاطر همین رفتارهایم است که دوستی برای خودم نگاه نداشته‌ام. دانشجویانی که تاکنون سر راهم سبز شده‌اند به دو دسته تقسیم می‌شوند: برخی همان اول فرار کردند، و برخی دیگر تحملم کردند و حسابی پیشرفت کرده‌اند. دوستم مهران می‌گوید "بدترین قسمت ماجرا مواقعی است که یک لحن طنزگونه خیلی مبهم هم قاطی این رفتارهای افشین می‌شود!" البته من هیچ وقت منظورش را نفهمیدم! شاید منظورش همان آش شله قلمکار خودمان است!
یک فوت‌نت طلایی🥇🥇🥇این نکته‌های کلیدی به درد مواقعی می‌خورند که توی مجامع علمی، و در شرایطی خاص و حساس قصد دارید هم‌زمان چندین شخصیت مطرح علمی را با هم ضربه فنی کنید💪💪😊😊چرا؟ چون این قبیل نکات را ۹۹ درصد زلزله‌شناسان ایرانی و خارجی نمی‌دانند. اگر باورم نمی‌کنید، پس امتحان کنید و از دوستان‌تان بپرسید تا به عمق و عظمت فاجعه پی ببرید. این فوت‌های کوزه‌گری در هیچ کتابی، و نیز در دکان هیچ عطاری یافت نمی‌شوند. نترسید، و شجاع باشید! همه جا دانش‌تان همان چیزی است که حرف اول و آخر را می‌زند📔📕📘📖
جهت افزایش سرعت حرکت سیگنال‌های حرکتی بین نورون‌های عصبی مغزهای پژوهشگران و نیز پیچیده‌تر شدن نحوه حرکت‌های دورانی این سیگنال‌های بیچاره، طی پیام‌هایی صمیمانه و شخصی، از تمامی اساتید برجسته هیات علمی عضو کانال خواستم تا پاسخ سوال را به دانشجویان نگویند👍دوستان قدیمی‌تر کانال خوب به یاد دارند که همیشه اذعان داشته‌ام اساتید ایرانی نمونه، فداکار و خیلی دوست‌داشتنی هستند❤️
یک فاجعه علمی از آنجایی آغاز می‌شود که از بین ۲۳۰ پاسخ دریافت شده، فقط یک نفر به بخشی از نکته مدنظرم اشاره کرده باشد. با تشکر از دانشجوی نمونه کشوری و پژوهشگر خیلی خوش‌تیپ مقطع دکترا، با این حجم از خلاقیت ذهنی🙏 فوت نت شماره ۷۴۷ دلیل مهم‌تری هم دارد که به زودی در کانال بیان خواهد شد💪💪
خیلی خوب است که هیچ کسی نمی‌تواند امضاء من را تقلید نماید😊💪💪😊
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حین سفر با ترن زندگی، انسان گاهی در میانه ی این راه، سخت دلش می‌گیرد و از رفتن باز می‌ماند!
گردنه‌ای که هیچ، انتظارش را نداشتیم!
شاید در این لحظات، باید یادمان نرود و به یاد آوریم که زندگی، نمی‌تواند همیشه همان مسیر مستقیم و روشن و بی‌پیچ و خم باشد!
شاید باید بدانیم که بدون این پیچ و خم‌ها؛ زندگی، اصلا زندگی نیست!
و شاید بهتر باشد تا به جای دلگیر شدن از این پیچ و خم‌های پر از مه، عبور از آن‌ها را بیاموزیم و بکوشیم تا راه خود را گم نکنیم!
واقعا چرا بچه‌های ژئوتکنیک همیشه می‌گویند که من دوستشون ندارم؟!🤔🤔😳
یادتون است که گفتم بچه‌های ژئوتکنیک از من ناراحت هستند؟
دوستان زیادی امضای من را تقلید و برایم ارسال نمودند. ولی میزان تشابه هر یک از امضاهای ارسال شده نسبت به امضای من، حتی به ده درصد هم نمی‌رسد. عزیزان، همان طوری که قبلا نیز عرض نمودم این کار به هیچ وجهی امکان‌پذیر و شدنی نیست. پس دیگر رویش وقت و انرژی نگذارید🙏با سپاس فراوان