This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاید باورتون نشود!، اما من هر روز توی این دفترچه یادداشت زیبا واستون مینویسم🌷
در این پروژه نظر طراح سازهای مقاومسازی با استفاده از کابلهای فولادی با مقاومت بالا (HPS یا High Performance Steel)، جهت کاهش جابهجاییهای عرضی عرشه بود. من با این قضیه به شدت مخالفت نمودم و توانستم شرکت مشاور مربوطه را قانع کنم که فقط کلیدهای برشی را تقویت کنند.
علت پیشنهاد من؟!👇👇
در پلهای دوقوسه با مقادیر انحنای عرشه زیاد در راستاهای قائم و پلانی، روش مقاومسازی با کابل فولادی هیچ خاصیتی ندارد.
علت پیشنهاد من؟!👇👇
در پلهای دوقوسه با مقادیر انحنای عرشه زیاد در راستاهای قائم و پلانی، روش مقاومسازی با کابل فولادی هیچ خاصیتی ندارد.
Opensees Community
مردان بزرگ و بلندنام هرگز از یادها نمیروند، زیرا که گوهرشان قلوب نسلهای آینده است! تقدیم به پروفسور جک بیکر❤️❤️دانشمند و زلزلهشناس صاحبنام🌷ایشان یکی از اسطورههای ذهنیام و نیز جزو اساتیدی هستند که شیفته مقالاتشان هستم🙏
مبحث خیلی شیرین و تخصصی که در لحظههای آتی در کانال بیان خواهد شد:🌷
چرا من پروفسور بیکر را این قدر زیاد دوست دارم؟! ادامه سلسه مباحث شناسایی محتوای فرکانسی انواع رکوردهای زلزله (بخش پنجم، فوتنتهای مبتنی بر آموزش تصویری از شماره های ۴۴۱ تا ۴۹۰)
پرسشهایی که در چندین روز آتی پاسخشان را خواهید یافت:
۱- نحوه انتخاب شتابنگاشت برای ساختگاههای مختلف از کره زمین؟
۲-کدام رکوردها برای ارزیابی لرزهای پلهای بزرگراهی مناسب هستند؟
۳- اثرات ساختگاه؟ (تشدید امواج زلزله، تغییر در خصوصیات امواج لرزهای مانند دامنه، فرکانس و طول دوام جنبش)
چرا من پروفسور بیکر را این قدر زیاد دوست دارم؟! ادامه سلسه مباحث شناسایی محتوای فرکانسی انواع رکوردهای زلزله (بخش پنجم، فوتنتهای مبتنی بر آموزش تصویری از شماره های ۴۴۱ تا ۴۹۰)
پرسشهایی که در چندین روز آتی پاسخشان را خواهید یافت:
۱- نحوه انتخاب شتابنگاشت برای ساختگاههای مختلف از کره زمین؟
۲-کدام رکوردها برای ارزیابی لرزهای پلهای بزرگراهی مناسب هستند؟
۳- اثرات ساختگاه؟ (تشدید امواج زلزله، تغییر در خصوصیات امواج لرزهای مانند دامنه، فرکانس و طول دوام جنبش)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زمانی که آقای مهدیجبار گرافیست معروف بین المللی و صاحب برند "فیگارو" قصد داشتند لوگوی کانال را طراحی نمایند به من گفتند "افشین، سه عبارت کلیدی بگو که طرح لوگو بایستی بیانگر آنها باشد" من عبارتهای "قلب من ایران"، "برنامه نویسی ایده محور" و "دانش رایگان برای دانشجوی بیپول" را اعلام کردم. یک ماه بعد، استاد سه اسکیس خیلی زیبا و حرفه ای فرستادند و از من خواستند یکیشان را انتخاب کنم. انتخاب طرح نهایی برایم سخت شده بود. درنهایت خودش طرح فعلی را برگزید. از او پرسیدم "استاد، چرا انتخابت این بود؟"پاسخ داد "این لوگو راز نهفته چهارمی دارد که فقط با دقت و تفکر زیاد میشود به آن پی برد" واقعیت این است که من هیچوقت آن راز نهفته و مبهم را نفهمیدم. اما، این که حدود صد نفر از اساتید هیات علمی برجسته و صاحبنام ایرانی افتخار دادهاند، عضو کانال شدهاند و دستانمان را به گرمی و به نشانه همکاری فشردهاند، شاید مربوط به همان راز باشد. بین این افراد جدیدالورود چهرههایی از نقاط مختلف جهان وجود دارند که مرور نامشان باعث میشود نوشتن برایم سخت شود. جناب آقای دکتر سراجی، از صمیم قلبم ورود مبارکتان را خیر مقدم عرض مینمایم🙏🌷🌷🙏
این آتش است! اینجا هم جایی است که هروقت جشنی یا مجلس عروسی باشد با خانواده میآییم و حسابی خوش میگذرانیم. غروب که میشود با پدر عزیز و خیلی مهربانم آتشی میافروزیم، یک کتری چای آتشی درست میکنیم، آرام آرام مینوشیم و تفکر میکنیم. و من با نگریستن بر این آتش فروزان به این میاندیشم که "چه طور میشود برخی از جواهرات روی زمین اینقدر فداکار باشند، خود بسوزند تا دیگران راحت زندگی کنند؟" مثل پدر و مادر بزرگوارم، مثل خیلی از اساتید صاحبنام ایرانی و ... همان طور که مستحضر هستید در یک هفته اخیر، حدود صد نفر از اساتید گرانقدر ایرانی عضو کانال شدند و از همان ابتدای ورودشان نقدهایشان رهنمون بضاعت ناچیزم بود. یکی از این عزیزان راجع به اسلاید دو روز قبلم نکتهای را یادآوری کردند که من فراموش کرده بودم به بقیه موارد اضافه نمایم. نکتهای که من فکر میکردم هیچ اهمیتی ندارد. ولی بنا به فرمایش این دانشمند ایرانی این نکته حتی در بعضی محتواهای فرکانسی و نیز در برخی ساختگاهها، تاثیرات بیشتری نسبت به سایر موارد دارد. میبینید من در چه وضعیتی قرار گرفتهام؟! دیگر نه راه پس دارم و نه راه پیش! (ادامه در پست بعد)
واقعیت این است که من بر سر دوراهی بزرگی قرار گرفتهام! راه اول این است که دیگر برایتان ننویسم و درنتیجه برای همیشه "بدرود" بگویم! و راه دوم آن است که از این پس با وحشت از حجم زیاد ندانستههایم و با دستانی لرزان بنویسم. چون از این به بعد ۱۰۰ چشم ناظر متخصص برجسته، متنهایم را میخوانند و قطعا با ذرهبینهای جادوییشان، نقدهای ارزشمند علمی میکنند. شاید باورتان نشود اگر بگویم من راه سومی را انتخاب میکنم! من شجاعانه مینویسم!
توی یکی از مقالاتم که اخیرا چاپ شد، چهار داور خارجی متفقالرای پیرامون یکی از شکلهای مقاله، ایراداتی جدی گرفته بودند. آنها نظرشان این بود که چون مشابه دتیل هسته تسلیم شونده HBRB خیلی وجود دارد، لذا بایستی شکل جدیدی ابداع و ترسیم شود. به نحوی که آن شکل تاکنون در مقاله دیگری استفاده نشده باشد، و همچنین بیانگر و گویای مفهوم واقعی و رفتار لرزهای سیستمهای HBRBF باشد. پس از انتقال نقد شدید هیات چهارنفره داوران به آقای مهدیجبار گرافیست معروف بین المللی و صاحب برند "فیگارو"، ایشان از من سه ایده مهم خواستند تا تصویر جدیدی را خلق نمایند. من عبارتهای "تسلیم شدگی مرحله به مرحله هسته مهاربند"، "تفکیک وظایف اجزای مختلف مهاربند HBRB" و "عدم تماس هسته با غلاف به دلیل وجود پرکننده" را اعلام کردم. و درنتیجه شاهکار بینظیر این هنرمند بین المللی شکل فوق است!
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود
گاهی تمام شهر گدای تو میشود
کاری ندارم کجایی و چه میکنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود
در مدت کوتاهی که تجربه تدریس داشتهام، متوجه شدم که رمز استاد خوبی بودن سه چیز است: ۱- عاشق تدریس بودن، ۲- هنر ذهن خوانی و ۳- نفوذ به قلب دانشجویان! دوستان قدیمیتر کانال خوب میدانند که من با پدیده زمان مشکل دارم و مغزم اصلا درکش نمیکند. واسه همین است که توی قرارهای ملاقاتم یا خیلی دیر میرسم، و یا اصلا نمیروم! دوستان صمیمیام دیگر به این قضیه عادت کردهاند. آنها خوب میدانند که این قضیه تقصیر من نیست! بلکه مشکل از تفاوت بین دنیاهامون است. تازگیها متوجه شدم که حین تدریس، زمان دیگر به طور کلی برایم متوقف میشود. فکرش را بکنید زمانی که تاکنون برایم وجود خارجی نداشت، یک دفعه سر و کلهاش پیدا شود ولی بدون کوچکترین جنبشی و حرکتی متوقف بایستد و روی اعصاب آدم راه برود. این توقف زمان هم بدیهایی دارد و هم خوبیهای بیشتری! بدیاش این است که اوضاع مغز مرموزم باز هم پیچیدهتر و مبهمتر میشود. و خوبیاش هم این است که حین تدریس، میتوانم نقش مخرب زمان در تمامی پدیدههای علمی را بیخیال شوم.
گاهی تمام شهر گدای تو میشود
کاری ندارم کجایی و چه میکنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود
در مدت کوتاهی که تجربه تدریس داشتهام، متوجه شدم که رمز استاد خوبی بودن سه چیز است: ۱- عاشق تدریس بودن، ۲- هنر ذهن خوانی و ۳- نفوذ به قلب دانشجویان! دوستان قدیمیتر کانال خوب میدانند که من با پدیده زمان مشکل دارم و مغزم اصلا درکش نمیکند. واسه همین است که توی قرارهای ملاقاتم یا خیلی دیر میرسم، و یا اصلا نمیروم! دوستان صمیمیام دیگر به این قضیه عادت کردهاند. آنها خوب میدانند که این قضیه تقصیر من نیست! بلکه مشکل از تفاوت بین دنیاهامون است. تازگیها متوجه شدم که حین تدریس، زمان دیگر به طور کلی برایم متوقف میشود. فکرش را بکنید زمانی که تاکنون برایم وجود خارجی نداشت، یک دفعه سر و کلهاش پیدا شود ولی بدون کوچکترین جنبشی و حرکتی متوقف بایستد و روی اعصاب آدم راه برود. این توقف زمان هم بدیهایی دارد و هم خوبیهای بیشتری! بدیاش این است که اوضاع مغز مرموزم باز هم پیچیدهتر و مبهمتر میشود. و خوبیاش هم این است که حین تدریس، میتوانم نقش مخرب زمان در تمامی پدیدههای علمی را بیخیال شوم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برنامه نویسی آخر و عاقبت خوبی ندارد! بروید دنبال یک شغل بهتر، با آرامش بیشتر! بروید دنبال شغلی پراحساستر، رمانتیکتر، شغلی در فضایی پر از بوی گلهای یاس و رز و لاله عباسی! چرا؟ الان میگویم چرا! آدمها به دو دسته تقسیم میشوند: عدهای راست دست هستند و بخش چپ مغزشان کنترل امور روزمرهشان را بر عهده دارد. دسته دومیها هم چپ دست و فرمانبردار نیمکره راست مغزشان هستند. من یک سالی است که از دسته اولیها آمدهام توی دسته دومیها! یک روز صبح از خواب بلند شدم و دیدم دیگر جزو هر دو دسته هستم. خودم خوب میدانم عجیب است، مثل کارهایی میماند که توی برنامه نویسی میکنم. شاید برنامه نویسی و استفاده زیاد از گریمترهای مغزم باعث شده که این اتفاق برایم بیفتند. از آن موقع دو دستی کار میکنم. یک اتفاق دیگری هم واسم افتاد. و آن این بود که هر متنی را یک بار نگاه کنم حفظ میشوم. روزهای اول میترسیدم. راستش را بخواهید با نگاه کردن به چشمان آدمها فکرشان را هم حدس میزدم. اینها را گفتم تا مطمئن شوید برنامه نویسی آخر و عاقبت خوبی ندارد! بروید دنبال یک شغل بهتر، با آرامش بیشتر. این قدر با مغزهای نازنینتان کلنجار نروید🙏