سکره کاسه_گلی ⬇️
https://t.me/Onlineinterpretation
محمدبن سيرين گويد:
سكره درخواب ديدن، نيكو و لطيف است. اگر بيند كسي سكره نو به وي داد، دليل است كه از سخني خوش كه از كسي شنود خوشنود شود. اگر بيند سكره او بشكست يا ضايع شد، دليل كه سخن او ضايع شود و بعضي از معبران گويند سكره در خواب بر سه وجه است. فرزند و عيال و دوستي.
https://t.me/Onlineinterpretation
جابر مغربي گويد:
سكره در خواب كنيزك بود. اگر بيند سكره نو و پاكيزه داشت، دليل كه كنيزكِ خوب روي بخرد. اگر بيند سكره او بشكست يا ضايع شد، دليل كه كنيزك او هلاك شود.
https://t.me/Onlineinterpretation
حضرت امام جعفر صادق فرمايد:
ديدن سكره در خواب بر ده وجه است. اول: زن. دوم: خادم. سوم: كنيزك. چهارم: قوام دين. پنجم: صلاح حال. ششم: عمر دراز. هفتم: مال. هشتم: نعمت. نهم: سخن خوش. دهم: ميراث از جهت زنان.
https://t.me/Onlineinterpretation
https://t.me/Onlineinterpretation
محمدبن سيرين گويد:
سكره درخواب ديدن، نيكو و لطيف است. اگر بيند كسي سكره نو به وي داد، دليل است كه از سخني خوش كه از كسي شنود خوشنود شود. اگر بيند سكره او بشكست يا ضايع شد، دليل كه سخن او ضايع شود و بعضي از معبران گويند سكره در خواب بر سه وجه است. فرزند و عيال و دوستي.
https://t.me/Onlineinterpretation
جابر مغربي گويد:
سكره در خواب كنيزك بود. اگر بيند سكره نو و پاكيزه داشت، دليل كه كنيزكِ خوب روي بخرد. اگر بيند سكره او بشكست يا ضايع شد، دليل كه كنيزك او هلاك شود.
https://t.me/Onlineinterpretation
حضرت امام جعفر صادق فرمايد:
ديدن سكره در خواب بر ده وجه است. اول: زن. دوم: خادم. سوم: كنيزك. چهارم: قوام دين. پنجم: صلاح حال. ششم: عمر دراز. هفتم: مال. هشتم: نعمت. نهم: سخن خوش. دهم: ميراث از جهت زنان.
https://t.me/Onlineinterpretation
دوستان نيت بفرماييد با ديدن اين پيام ، ساعت ١٠ حافظ باز ميكنيم و تفال امروز رو در كانال درج ميكنيم...
با تشكر ...
https://t.me/Onlineinterpretation
با تشكر ...
https://t.me/Onlineinterpretation
تفال حضرت دوست....
https://t.me/Onlineinterpretation
دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست
که شنیدی که در این بزم دمی خوش بنشست
که نه در آخر صحبت به ندامت برخاست
شمع اگر زان لب خندان به زبان لافی زد
پیش عشاق تو شبها به غرامت برخاست
در چمن باد بهاری ز کنار گل و سرو
به هواداری آن عارض و قامت برخاست
مست بگذشتی و از خلوتیان ملکوت
به تماشای تو آشوب قیامت برخاست
پیش رفتار تو پا برنگرفت از خجلت
سرو سرکش که به ناز از قد و قامت برخاست
حافظ این خرقه بینداز مگر جان ببری
کاتش از خرقه سالوس و کرامت برخاست
https://t.me/Onlineinterpretation
شک و تردید را از خود دور کن و از سرزنش دیگران نترس.
دل قوی دار زیرا به آرزوهایت می رسی.
با پشتکار و جدیت به پیش برو.
به استقبال حوادث برو تا به مقصود خود برسی.
https://t.me/Onlineinterpretation
https://t.me/Onlineinterpretation
دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست
که شنیدی که در این بزم دمی خوش بنشست
که نه در آخر صحبت به ندامت برخاست
شمع اگر زان لب خندان به زبان لافی زد
پیش عشاق تو شبها به غرامت برخاست
در چمن باد بهاری ز کنار گل و سرو
به هواداری آن عارض و قامت برخاست
مست بگذشتی و از خلوتیان ملکوت
به تماشای تو آشوب قیامت برخاست
پیش رفتار تو پا برنگرفت از خجلت
سرو سرکش که به ناز از قد و قامت برخاست
حافظ این خرقه بینداز مگر جان ببری
کاتش از خرقه سالوس و کرامت برخاست
https://t.me/Onlineinterpretation
شک و تردید را از خود دور کن و از سرزنش دیگران نترس.
دل قوی دار زیرا به آرزوهایت می رسی.
با پشتکار و جدیت به پیش برو.
به استقبال حوادث برو تا به مقصود خود برسی.
https://t.me/Onlineinterpretation
داستان امشب ما...
https://t.me/Onlineinterpretation
در سوریه یک بازار وجود داشت اسمش بازار مدحت باشا یا بازار طویل بود، و مردم شهرهای دیگر عادت داشتند امانات خود را از قبیل پول و اشیای دیگر را نزد یکی از مغازه ها میگذاشتند و به حج میرفتند و هنگامی که بر میگشتند پیش صاحب مغازه میرفت و امانتشان را از او پس میگرفتند و به شهرشان باز میگشتند.
مثل عادت مردی از خارج از سوریه آمد که كیسهی پول قرمزی به همراه داشت، کنار یکی از مغازه ها ایستاد و کیسهی پول را پیش یکی از مغازه ها به امانت گذاشت تا وقتی که از حج بر میگردد.
صاحب مغازه هم بعد از اینکه پولها را شمرد که حدود ۳هزار درهم بود و آن شخص را به خاطر سپرد با کارش موافقت کرد
بعد از چند ماهی مرد بازگشت و به مغازه رفت ولی صاحبش را ندید پرسید صاحب مغازه کجاست ؟
کارگر مغازه گفت او در خانه است و بعد از مدتی بر می گردد
وقتی که برگشت آن مرد پولش را از صاحب مغازه خواست
صاحب مغازه گفت چقدر اینجا گذاشتهای
گفت ۳هزار دینار
گفت اسمت چیست
گفت اسمم فلان است مرا به یاد نداری ؟
گفت چه روزی بود و رنگ کیسهی پولت چگونه بود
گفت فلان روز بود و رنگش قرمز بود
صاحب مغازه گفت کاری فوری دارم اگر اجازهدهی زود بر میگردم
آن مرد مدت زیادی در مغازه ماند تا اینکه صاحب مغازه برگشت و پولش را به تمام و کمال به او داد و آن مرد رفت در حالی که داشت در بازار قدم میزد
ناگهان چیز عجیبی را دید، نزدیک شد تا مطمئن شود پس داخل مغازه شد و فهمید که این آن مغازه بوده که اموالش را در آن قرار داده بود نه آن یکی به صاحب مغازه سلام کرد و صاحب مغازه جواب سلامش را داد و گفت خداوند حجت را قبول کند بیا این کیسهی پولت
مرد بسیار تعجب کرده بود از فردی که به اشتباه وارد مغازهاش شده بود
به پیش صاحب آن مغازه رفتند و از او پرسیدند
تو چطور پول به کسی دادی که او چیزی را پیش تو نگذاشته است؟
به آنها گفت قسم به خدا من این فرد را نمی شناختم و اصلا به یاد نمی اوردم که او پیش من چیزی گذاشته باشد ، ولی وقتی دیدم که او در حرفهایش خیلی مطمئن است در حالی که او در این شهر غریب است، فکر کردم اگر من امانتش را بهش ندهم او دل آزرده خواهد رفت و نزد خانوادهاش میگوید که پولش در شام (سوریه) دزدیده شده است و نام اهل شام به بدی پخش خواهد شد و همچنین این کلام خداوند را به یاد آوردم
(فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ وَلْيَتَّقِ اللهَ رَبَّهُ)
و اگر برخی از شما برخی دیگر را امین دانست، پس آن کس که امین شمرده شده، باید امانت(بدهی) خود را باز پس دهد و باید از الله که پروردگار اوست بترسد،
پس رفتم کمی دارایی داشتم آن را به هزار درهم فروختم ولی کافی نبود پس از یکی از دوستانم هزار و پانصد درهم را قرض گرفتم و خودم هم پانصد درهم داشتم ، به این شکل پولش را کامل کردم و به او دادم
ما در این زمان کجا هستیم در زمانی که خوردن مال مردم به باطل شایع و عادی شده است
دراین جهان چه مالی وچه جانی امانتدارعالی باشیم
هر_شب_ساعت_10_منتظر_یک_داستان_جذاب_باشید👇👇👇👇👇👇
https://t.me/Onlineinterpretation
https://t.me/Onlineinterpretation
در سوریه یک بازار وجود داشت اسمش بازار مدحت باشا یا بازار طویل بود، و مردم شهرهای دیگر عادت داشتند امانات خود را از قبیل پول و اشیای دیگر را نزد یکی از مغازه ها میگذاشتند و به حج میرفتند و هنگامی که بر میگشتند پیش صاحب مغازه میرفت و امانتشان را از او پس میگرفتند و به شهرشان باز میگشتند.
مثل عادت مردی از خارج از سوریه آمد که كیسهی پول قرمزی به همراه داشت، کنار یکی از مغازه ها ایستاد و کیسهی پول را پیش یکی از مغازه ها به امانت گذاشت تا وقتی که از حج بر میگردد.
صاحب مغازه هم بعد از اینکه پولها را شمرد که حدود ۳هزار درهم بود و آن شخص را به خاطر سپرد با کارش موافقت کرد
بعد از چند ماهی مرد بازگشت و به مغازه رفت ولی صاحبش را ندید پرسید صاحب مغازه کجاست ؟
کارگر مغازه گفت او در خانه است و بعد از مدتی بر می گردد
وقتی که برگشت آن مرد پولش را از صاحب مغازه خواست
صاحب مغازه گفت چقدر اینجا گذاشتهای
گفت ۳هزار دینار
گفت اسمت چیست
گفت اسمم فلان است مرا به یاد نداری ؟
گفت چه روزی بود و رنگ کیسهی پولت چگونه بود
گفت فلان روز بود و رنگش قرمز بود
صاحب مغازه گفت کاری فوری دارم اگر اجازهدهی زود بر میگردم
آن مرد مدت زیادی در مغازه ماند تا اینکه صاحب مغازه برگشت و پولش را به تمام و کمال به او داد و آن مرد رفت در حالی که داشت در بازار قدم میزد
ناگهان چیز عجیبی را دید، نزدیک شد تا مطمئن شود پس داخل مغازه شد و فهمید که این آن مغازه بوده که اموالش را در آن قرار داده بود نه آن یکی به صاحب مغازه سلام کرد و صاحب مغازه جواب سلامش را داد و گفت خداوند حجت را قبول کند بیا این کیسهی پولت
مرد بسیار تعجب کرده بود از فردی که به اشتباه وارد مغازهاش شده بود
به پیش صاحب آن مغازه رفتند و از او پرسیدند
تو چطور پول به کسی دادی که او چیزی را پیش تو نگذاشته است؟
به آنها گفت قسم به خدا من این فرد را نمی شناختم و اصلا به یاد نمی اوردم که او پیش من چیزی گذاشته باشد ، ولی وقتی دیدم که او در حرفهایش خیلی مطمئن است در حالی که او در این شهر غریب است، فکر کردم اگر من امانتش را بهش ندهم او دل آزرده خواهد رفت و نزد خانوادهاش میگوید که پولش در شام (سوریه) دزدیده شده است و نام اهل شام به بدی پخش خواهد شد و همچنین این کلام خداوند را به یاد آوردم
(فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ وَلْيَتَّقِ اللهَ رَبَّهُ)
و اگر برخی از شما برخی دیگر را امین دانست، پس آن کس که امین شمرده شده، باید امانت(بدهی) خود را باز پس دهد و باید از الله که پروردگار اوست بترسد،
پس رفتم کمی دارایی داشتم آن را به هزار درهم فروختم ولی کافی نبود پس از یکی از دوستانم هزار و پانصد درهم را قرض گرفتم و خودم هم پانصد درهم داشتم ، به این شکل پولش را کامل کردم و به او دادم
ما در این زمان کجا هستیم در زمانی که خوردن مال مردم به باطل شایع و عادی شده است
دراین جهان چه مالی وچه جانی امانتدارعالی باشیم
هر_شب_ساعت_10_منتظر_یک_داستان_جذاب_باشید👇👇👇👇👇👇
https://t.me/Onlineinterpretation
https://t.me/Onlineinterpretation
نیایش_شبانه
خوش دارم که در نیمه های شب در
سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم.
با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم.
آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم، محو عالم بی نهایت شوم .
از مرزهای علم وجود در گذرم و در وادی ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چیزی را احساس نکنم.
شبتون خوش و خدایی 😊
https://t.me/Onlineinterpretation
نیایش_شبانه
خوش دارم که در نیمه های شب در
سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم.
با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم.
آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم، محو عالم بی نهایت شوم .
از مرزهای علم وجود در گذرم و در وادی ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چیزی را احساس نکنم.
شبتون خوش و خدایی 😊
https://t.me/Onlineinterpretation
🍃🍁🍃🍁🍃🍁🍃
تقویم نجومی یکشنبه
مصادف با
1396-12-13 هجری شمسی
1439-06-15 هجری قمری
2018-03-04 میلادی
✳️ روز مبارکی برای همه حوائج است و حاجت ها در آن روا می شود.
💠 امروز تا فرداظهر: اصلاح ذات البین و انجام امور دائمی خوب است.
امشب:
فرزند حافظ قرآن شود. ان شاء الله.
🍁🍃🍁🍃🍁🍃🍁
سکبا آش_سرکه ⬇️
https://t.me/Onlineinterpretation
محمدبن سيرين گويد:
اگر بيند سكبا باگوسفند و حوائج نيكو و عسل پخته بود، دليل است عيش نيكو و عز و جاه يابد. اگر به گوشت گاو پخته بود، دليل بر درازي عمر و يافتن مال و خاسته است. اگر به گوشت مرغ بود، دليل كه بزرگي و فرمانروائي يابد بر قدر نقصان و زيادتي حوائج كه در آن بود.
https://t.me/Onlineinterpretation
https://t.me/Onlineinterpretation
محمدبن سيرين گويد:
اگر بيند سكبا باگوسفند و حوائج نيكو و عسل پخته بود، دليل است عيش نيكو و عز و جاه يابد. اگر به گوشت گاو پخته بود، دليل بر درازي عمر و يافتن مال و خاسته است. اگر به گوشت مرغ بود، دليل كه بزرگي و فرمانروائي يابد بر قدر نقصان و زيادتي حوائج كه در آن بود.
https://t.me/Onlineinterpretation
روشنایی نور ⬇️⬇️
https://t.me/Onlineinterpretation
محمدبن سيرين گويد:
ديدن روشنائي به خواب دين هدي است. اگر بيند روشني او را فراگرفت يا كسي به او داد، دليلاست كه كسي راه علم و دين بياموزد. تاريكي به خواب، بي ديني بود.
https://t.me/Onlineinterpretation
ابراهيم كرماني گويد:
اگر كسي بيند روشنائي به سينه او افتاد، دليل كه پارسا و پاكدامن بود. و همچنين عاقبت كارش به خير است .
https://t.me/Onlineinterpretation
حضرت امام جعفر صادق فرمايد:
ديدن روشنائي در خواب بر چهار وجه است.
اول: دين هدي(دين الهي و هدايت).
دوم: علم.
سوم: راه پاك(راه راست).
چهارم: اعتقاد پاك و ايمان.
https://t.me/Onlineinterpretation
يوسف نبي عليه السلام گويد:
دیدن روشنائی خوب بود
https://t.me/Onlineinterpretation
محمدبن سيرين گويد:
اگر كسي درخواب روشنائي آتش بيند، چنانكه بدان روشنائي راه توان رفت، دليل كند كه زاهدي يابد. اگر روشنائي را ايستاده بيند، دليل كند كه سبب دولت او همانجا بود. اگر اخگر افروخته ديد، دليل كند كه در آن ديار رايت سلطان پديد آيد. اگر در خانه خود اخگر ديد، چنانكه از نور آن خانه روشن بود، دليل كند كه كارش بالا رود و دولتش زياد شود. اگر بيند كه آن اخگر را كشت، دليل كه درخاندان او خصومت و داوري بود.
https://t.me/Onlineinterpretation
https://t.me/Onlineinterpretation
محمدبن سيرين گويد:
ديدن روشنائي به خواب دين هدي است. اگر بيند روشني او را فراگرفت يا كسي به او داد، دليلاست كه كسي راه علم و دين بياموزد. تاريكي به خواب، بي ديني بود.
https://t.me/Onlineinterpretation
ابراهيم كرماني گويد:
اگر كسي بيند روشنائي به سينه او افتاد، دليل كه پارسا و پاكدامن بود. و همچنين عاقبت كارش به خير است .
https://t.me/Onlineinterpretation
حضرت امام جعفر صادق فرمايد:
ديدن روشنائي در خواب بر چهار وجه است.
اول: دين هدي(دين الهي و هدايت).
دوم: علم.
سوم: راه پاك(راه راست).
چهارم: اعتقاد پاك و ايمان.
https://t.me/Onlineinterpretation
يوسف نبي عليه السلام گويد:
دیدن روشنائی خوب بود
https://t.me/Onlineinterpretation
محمدبن سيرين گويد:
اگر كسي درخواب روشنائي آتش بيند، چنانكه بدان روشنائي راه توان رفت، دليل كند كه زاهدي يابد. اگر روشنائي را ايستاده بيند، دليل كند كه سبب دولت او همانجا بود. اگر اخگر افروخته ديد، دليل كند كه در آن ديار رايت سلطان پديد آيد. اگر در خانه خود اخگر ديد، چنانكه از نور آن خانه روشن بود، دليل كند كه كارش بالا رود و دولتش زياد شود. اگر بيند كه آن اخگر را كشت، دليل كه درخاندان او خصومت و داوري بود.
https://t.me/Onlineinterpretation
دوستان نيت بفرماييد با ديدن اين پيام ، ساعت ١٠ حافظ باز ميكنيم و تفال امروز رو در كانال درج ميكنيم...
با تشكر ...
https://t.me/Onlineinterpretation
با تشكر ...
https://t.me/Onlineinterpretation
تفال حضرتش ....
https://t.me/Onlineinterpretation
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
صفای خلوت خاطر از آن شمع چگل جویم
فروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم
به کام و آرزوی دل چو دارم خلوتی حاصل
چه فکر از خبث بدگویان میان انجمن دارم
مرا در خانه سروی هست کاندر سایه قدش
فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم
گرم صد لشکر از خوبان به قصد دل کمین سازند
بحمد الله و المنه بتی لشکرشکن دارم
سزد کز خاتم لعلش زنم لاف سلیمانی
چو اسم اعظمم باشد چه باک از اهرمن دارم
الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز میخانه
که من در ترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم
خدا را ای رقیب امشب زمانی دیده بر هم نه
که من با لعل خاموشش نهانی صد سخن دارم
چو در گلزار اقبالش خرامانم بحمدالله
نه میل لاله و نسرین نه برگ نسترن دارم
به رندی شهره شد حافظ میان همدمان لیکن
چه غم دارم که در عالم قوام الدین حسن دارم
https://t.me/Onlineinterpretation
بیهوده و از روی نادانی خود را گرفتار مشکلات نکن و به زندگی خود آسیب مرسان.
آرزوهای دور و دراز را رها کن.
به آنچه داری قانع باش.
در زندگی خصوصی بسیار موفق هستی.
قدر خانواده ی خود را بدان و لحظات شیرین زندگی را غنیمت بدان و خداوند را شاکر باش.
https://t.me/Onlineinterpretation
https://t.me/Onlineinterpretation
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
صفای خلوت خاطر از آن شمع چگل جویم
فروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم
به کام و آرزوی دل چو دارم خلوتی حاصل
چه فکر از خبث بدگویان میان انجمن دارم
مرا در خانه سروی هست کاندر سایه قدش
فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم
گرم صد لشکر از خوبان به قصد دل کمین سازند
بحمد الله و المنه بتی لشکرشکن دارم
سزد کز خاتم لعلش زنم لاف سلیمانی
چو اسم اعظمم باشد چه باک از اهرمن دارم
الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز میخانه
که من در ترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم
خدا را ای رقیب امشب زمانی دیده بر هم نه
که من با لعل خاموشش نهانی صد سخن دارم
چو در گلزار اقبالش خرامانم بحمدالله
نه میل لاله و نسرین نه برگ نسترن دارم
به رندی شهره شد حافظ میان همدمان لیکن
چه غم دارم که در عالم قوام الدین حسن دارم
https://t.me/Onlineinterpretation
بیهوده و از روی نادانی خود را گرفتار مشکلات نکن و به زندگی خود آسیب مرسان.
آرزوهای دور و دراز را رها کن.
به آنچه داری قانع باش.
در زندگی خصوصی بسیار موفق هستی.
قدر خانواده ی خود را بدان و لحظات شیرین زندگی را غنیمت بدان و خداوند را شاکر باش.
https://t.me/Onlineinterpretation
🍃🍁🍃🍁🍃🍁🍃
تقویم نجومی دوشنبه
مصادف با
1396-12-14 هجری شمسی
1439-06-16 هجری قمری
2018-03-05 میلادی
🌙🦂 ساعت ۱۶:۵٢ قمر وارد عقرب می شود.
❌از انجام کارهای اساسی بپرهیزید.
🍁🍃🍁🍃🍁🍃🍁
https://t.me/Onlineinterpretation
داستان امشب ما......
سال ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ، ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻮﺩﻡ...
ﺳﺎﻝ ١٣٤٠، ﻭﺳﻄﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﯾﮏ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ.
ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ، ﻟﻬﺠﻪ ﻏﻠﯿﻆ ﺗﺮﮐﯽ ﻗﺸﻘﺎﯾﯽ، ﺍﺯ ﺷﻬﺮﯼ ﻏﺮﯾﺐ...
ﻣﺎ ﮐﺘﺎﺑﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍ ﺍﻧﺎﺭ ﺑﻮﺩ، ﻭﻟﯽ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺁﺏ ﺑﺎﺑﺎ...
ﻣﻌﻀﻠﯽ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ، ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ!
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺗﻮ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﻧﺒﻮﺩ
ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺩﺭﺳﮑﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺪﻡ.
ﺗﻮ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺷﺪﻡ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ!
ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺑﯽ حوﺻﻠﻪﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺷﺪ ﺩﺷﻤﻦ ﻗﺴﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻣﻦ!
ﻫﺮ ﮐﺲ ﺩﺭﺱ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻣﯽﮔﻔﺖ: ﻣﯽﺧﻮﺍﯼ ﺑﺸﯽ ﻓﻼﻧﯽ ﻭ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻣﻦِ ﺑﯿﻨﻮﺍ ﺑﻮﺩﻡ!
ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺯﺣﻤﺖ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻼﺱ ﺩﻭﻡ!
ﺁﻧﺠﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺑﺨﺖِ ﺑﺪِ ﻣﻦ، ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻢ ﺷﺪ ﻣﻌﻠﻤﻤﺎﻥ !!
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﭼﻮﺑﯽ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺮﻭﺩ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﻢ!
ﺩﯾﮕﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻠﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ!
ﮐﻼﺱ ﺳﻮﻡ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺁﻣﺪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﺎﻥ!
ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ ﻣﯽﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺧﻼﺻﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﺎﺭ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ.
ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻼﺱ ﻣﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ. ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻧﺸﺴﺘﻢ.
ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ!
ﺩﺭﺱ ﺩﺍﺩ، ﻣﺸﻖ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺎﺭﯾﻦ.
آنقدﺭ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﯿﺰ ﻣﺸﻘﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻢ،
ﻭﻟﯽ ﻣﯽﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ ﭼﯿﺴﺖ!
ﻓﺮﺩﺍ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪ، ﯾﮏ ﺧﻮﺩﻧﻮﯾﺲ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﮔﺮﻓﺖ ﺩﺳﺘﺶ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ دیدن و ﺍﻣﻀﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺸﻖ ﻫﺎ...
ﻫﻤﮕﯽ ﺷﺎﺥ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ!!
ﺁﺧﻪ ﻣشقهامون ﺭو ﯾﺎ ﺧﻂ ﻣﯿﺰﺩﻥ ﯾﺎ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﮐﺮدند!
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺭﺳﯿﺪ ﺑﺎ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮ ﻧﺸﻮﻥ ﺩﺍﺩﻡ...
ﺩﺳﺘﺎﻡ ﻣﯽﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻗﻠﺒﻢ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﯽﺯﺩ...
ﺯﯾﺮ ﻫﺮ ﻣﺸﻘﯽ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﯽنوﺷﺖ...
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﺮﺍ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻪ؟
ﺑﺎ ﺧﻄﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻮﺷﺖ: ﻋﺎﻟﯽ!
ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﻦ ﺑﯿﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ...
ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﺭﺩ ﺷﺪ.
ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺩﻓﺘﺮﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ.
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽﮔﺬﺍﺭﻡ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﻣﻦ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺳﻢ...
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﻢ...
ﺁﻥ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﻣﻌﺪﻝ ﺑﯿﺴﺖ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺳﺎﻝﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪ...
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻡ.
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺍﺩﻡ ﻧﻔﺮ ﺷﺸﻢ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﻓﺘﻢ.
ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﺮﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩ...
🎖ﭼﺮﺍ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﻣﺜﺒﺖ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭﯾﻎ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ؟
ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﻣﺎ ﭘﺪﺭﺍﻥ، ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ، ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ، ﺍﺳﺘﺎﺩﺍﻥ، ﻣﺮﺑﯿﺎﻥ، ﺭﺋﻴﺴﺎﻥ ﻭ...
شاید با کلامی از ما زندگی کسی تغییر کند !
👤ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﻣﯿﺮﻣﺤﻤﺪ ﻧﺎﺩﺭی ﻗﺸﻘﺎﯾﯽ (ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﻭ ﻋﻠﻮﻡ ﺗﺮﺑﯿﺘﯽ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻛُﻨﺖ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ)
هر_شب_ساعت_10_منتظر_یک_داستان_جذاب_باشید👇👇👇👇👇👇
https://t.me/Onlineinterpretation
داستان امشب ما......
سال ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ، ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻮﺩﻡ...
ﺳﺎﻝ ١٣٤٠، ﻭﺳﻄﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﯾﮏ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ.
ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ، ﻟﻬﺠﻪ ﻏﻠﯿﻆ ﺗﺮﮐﯽ ﻗﺸﻘﺎﯾﯽ، ﺍﺯ ﺷﻬﺮﯼ ﻏﺮﯾﺐ...
ﻣﺎ ﮐﺘﺎﺑﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍ ﺍﻧﺎﺭ ﺑﻮﺩ، ﻭﻟﯽ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺁﺏ ﺑﺎﺑﺎ...
ﻣﻌﻀﻠﯽ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ، ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ!
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺗﻮ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﻧﺒﻮﺩ
ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺩﺭﺳﮑﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺪﻡ.
ﺗﻮ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺷﺪﻡ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ!
ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺑﯽ حوﺻﻠﻪﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺷﺪ ﺩﺷﻤﻦ ﻗﺴﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻣﻦ!
ﻫﺮ ﮐﺲ ﺩﺭﺱ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻣﯽﮔﻔﺖ: ﻣﯽﺧﻮﺍﯼ ﺑﺸﯽ ﻓﻼﻧﯽ ﻭ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻣﻦِ ﺑﯿﻨﻮﺍ ﺑﻮﺩﻡ!
ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺯﺣﻤﺖ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻼﺱ ﺩﻭﻡ!
ﺁﻧﺠﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺑﺨﺖِ ﺑﺪِ ﻣﻦ، ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻢ ﺷﺪ ﻣﻌﻠﻤﻤﺎﻥ !!
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﭼﻮﺑﯽ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺮﻭﺩ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﻢ!
ﺩﯾﮕﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻠﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ!
ﮐﻼﺱ ﺳﻮﻡ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺁﻣﺪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﺎﻥ!
ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ ﻣﯽﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺧﻼﺻﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﺎﺭ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ.
ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻼﺱ ﻣﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ. ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻧﺸﺴﺘﻢ.
ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ!
ﺩﺭﺱ ﺩﺍﺩ، ﻣﺸﻖ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺎﺭﯾﻦ.
آنقدﺭ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﯿﺰ ﻣﺸﻘﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻢ،
ﻭﻟﯽ ﻣﯽﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ ﭼﯿﺴﺖ!
ﻓﺮﺩﺍ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪ، ﯾﮏ ﺧﻮﺩﻧﻮﯾﺲ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﮔﺮﻓﺖ ﺩﺳﺘﺶ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ دیدن و ﺍﻣﻀﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺸﻖ ﻫﺎ...
ﻫﻤﮕﯽ ﺷﺎﺥ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ!!
ﺁﺧﻪ ﻣشقهامون ﺭو ﯾﺎ ﺧﻂ ﻣﯿﺰﺩﻥ ﯾﺎ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﮐﺮدند!
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺭﺳﯿﺪ ﺑﺎ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮ ﻧﺸﻮﻥ ﺩﺍﺩﻡ...
ﺩﺳﺘﺎﻡ ﻣﯽﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻗﻠﺒﻢ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﯽﺯﺩ...
ﺯﯾﺮ ﻫﺮ ﻣﺸﻘﯽ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﯽنوﺷﺖ...
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﺮﺍ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻪ؟
ﺑﺎ ﺧﻄﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻮﺷﺖ: ﻋﺎﻟﯽ!
ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﻦ ﺑﯿﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ...
ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﺭﺩ ﺷﺪ.
ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺩﻓﺘﺮﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ.
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽﮔﺬﺍﺭﻡ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﻣﻦ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺳﻢ...
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﻢ...
ﺁﻥ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﻣﻌﺪﻝ ﺑﯿﺴﺖ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺳﺎﻝﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪ...
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻡ.
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺍﺩﻡ ﻧﻔﺮ ﺷﺸﻢ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﻓﺘﻢ.
ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﺮﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩ...
🎖ﭼﺮﺍ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﻣﺜﺒﺖ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭﯾﻎ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ؟
ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﻣﺎ ﭘﺪﺭﺍﻥ، ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ، ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ، ﺍﺳﺘﺎﺩﺍﻥ، ﻣﺮﺑﯿﺎﻥ، ﺭﺋﻴﺴﺎﻥ ﻭ...
شاید با کلامی از ما زندگی کسی تغییر کند !
👤ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﻣﯿﺮﻣﺤﻤﺪ ﻧﺎﺩﺭی ﻗﺸﻘﺎﯾﯽ (ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﻭ ﻋﻠﻮﻡ ﺗﺮﺑﯿﺘﯽ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻛُﻨﺖ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ)
هر_شب_ساعت_10_منتظر_یک_داستان_جذاب_باشید👇👇👇👇👇👇
https://t.me/Onlineinterpretation
✨ نیایش_شبانه ✨
https://t.me/Onlineinterpretation
خدایا...
بیاموز به من.....
که لحظه ها در گذرند....
بیاموز به من که هیچ حالتی پایدار نیست.....
که میگذرد....اگر در سختی ام...
اگر دلتنگم....
و در تمام این لحظه ها تو در کنار منی....
به من آگاهی بده تا پذیرا باشم هر لحظه ایی را که میگذرد....
و نشانم بده راه را....
تا سهم خود را به انجام برسانم....
از نیروی بی پایانت بی نصیبم مگذار ....
تا بپیمایم راههای دشوار زندگی را که با حضور تو ممکن میشود.....
نگرانیهایم را بدست تو میسپارم.....
و قدم میگذارم در راهی که تو میخوانی ام....
و هرچه در این مسیر برایم مهیا کرده ای را با آغوش باز میپذیرم....
هر لحظه با یاد تو خواهد گذشت...
چه سخت و چه آسان...
چه تلخ و چه شیرین...
که با حضور تو همه لحظه هایم به عشق مبدل میشوند..
الهی درانتهای شب به فرشتگانت بسپار درلحظه لحظه نیایش دوستان مرا ازیادنبرند
شبتون مهتابی
https://t.me/Onlineinterpretation
https://t.me/Onlineinterpretation
خدایا...
بیاموز به من.....
که لحظه ها در گذرند....
بیاموز به من که هیچ حالتی پایدار نیست.....
که میگذرد....اگر در سختی ام...
اگر دلتنگم....
و در تمام این لحظه ها تو در کنار منی....
به من آگاهی بده تا پذیرا باشم هر لحظه ایی را که میگذرد....
و نشانم بده راه را....
تا سهم خود را به انجام برسانم....
از نیروی بی پایانت بی نصیبم مگذار ....
تا بپیمایم راههای دشوار زندگی را که با حضور تو ممکن میشود.....
نگرانیهایم را بدست تو میسپارم.....
و قدم میگذارم در راهی که تو میخوانی ام....
و هرچه در این مسیر برایم مهیا کرده ای را با آغوش باز میپذیرم....
هر لحظه با یاد تو خواهد گذشت...
چه سخت و چه آسان...
چه تلخ و چه شیرین...
که با حضور تو همه لحظه هایم به عشق مبدل میشوند..
الهی درانتهای شب به فرشتگانت بسپار درلحظه لحظه نیایش دوستان مرا ازیادنبرند
شبتون مهتابی
https://t.me/Onlineinterpretation
.
👌 اعمالی که طبق روایات موجب بی برکتی ، فقر و قفل شدن زندگی میشوند
▫️ غذا خوردن بدون شستن دست.
🌺 غذا خوردن بدون گفتن بسم الله.
▫️ غذا خوردن در تاریکی
🌺 غذا خوردن درحالت تکیه
▫️ نوشیدن درحالت ایستاده(شب)
🌺 خوردن نوشیدن درحالت جنابت
▫️ استفاده از ظروف شکسته
🌺 قطع کردن نان با دندان
▫️ خوابیدن بعد نماز صبح تا طلوع خورشید.
🌺 خوابیدن بین مغرب وعشاء
▫️ ادرارنمودن زیردرخت
🌺 ادرار نمودن درحالت ایستاد
▫️ ادرار نمودن درحمام
🌺 جارو زدن منزل موقع شب
▫️ شانه کردن زنان سر خود را درحالت ایستاده
🌺 دعا نکردن برای پدر مادر
▫️ کوتاه کردن ناخن با دندان
🌺 صدا زدن پدر مادر با اسم آنها
▫️ گذاشتن تار عنکبوت در
👌 اعمالی که طبق روایات موجب بی برکتی ، فقر و قفل شدن زندگی میشوند
▫️ غذا خوردن بدون شستن دست.
🌺 غذا خوردن بدون گفتن بسم الله.
▫️ غذا خوردن در تاریکی
🌺 غذا خوردن درحالت تکیه
▫️ نوشیدن درحالت ایستاده(شب)
🌺 خوردن نوشیدن درحالت جنابت
▫️ استفاده از ظروف شکسته
🌺 قطع کردن نان با دندان
▫️ خوابیدن بعد نماز صبح تا طلوع خورشید.
🌺 خوابیدن بین مغرب وعشاء
▫️ ادرارنمودن زیردرخت
🌺 ادرار نمودن درحالت ایستاد
▫️ ادرار نمودن درحمام
🌺 جارو زدن منزل موقع شب
▫️ شانه کردن زنان سر خود را درحالت ایستاده
🌺 دعا نکردن برای پدر مادر
▫️ کوتاه کردن ناخن با دندان
🌺 صدا زدن پدر مادر با اسم آنها
▫️ گذاشتن تار عنکبوت در
ساز_رباب ⬇️⬇️
https://t.me/Onlineinterpretation
محمدبن سيرين گويد:
رباب در خواب ديدن، دليل بر لهو باطل و سخن دروغ است. اگر بيند كه رباب همي زد، دليل كه به سخن باطل و محال رضا دهد.
https://t.me/Onlineinterpretation
ابراهيم كرماني گويد:
اگر بيند با رباب چنگ و چغانه و ناي بود اين جمله، دليل بر غم و مصيبت بود كه به اهل آن موضع رسد. اگر بيند كه رباب را بشكست يا بيفكند، دليل است كه از دورغ گفتن توبه نمايد. اگر بيماري بيند كه رباب مي زد، دليل كه بميرد يا بيماري بر وي صعب گردد.
https://t.me/Onlineinterpretation
https://t.me/Onlineinterpretation
محمدبن سيرين گويد:
رباب در خواب ديدن، دليل بر لهو باطل و سخن دروغ است. اگر بيند كه رباب همي زد، دليل كه به سخن باطل و محال رضا دهد.
https://t.me/Onlineinterpretation
ابراهيم كرماني گويد:
اگر بيند با رباب چنگ و چغانه و ناي بود اين جمله، دليل بر غم و مصيبت بود كه به اهل آن موضع رسد. اگر بيند كه رباب را بشكست يا بيفكند، دليل است كه از دورغ گفتن توبه نمايد. اگر بيماري بيند كه رباب مي زد، دليل كه بميرد يا بيماري بر وي صعب گردد.
https://t.me/Onlineinterpretation
دوستان نيت بفرماييد با ديدن اين پيام ، ساعت ١٠ حافظ باز ميكنيم و تفال امروز رو در كانال درج ميكنيم...
با تشكر ...
https://t.me/Onlineinterpretation
با تشكر ...
https://t.me/Onlineinterpretation
تفال حضرتش در محضر دوست......
https://t.me/Onlineinterpretation
چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
ور بگویم دل بگردان رو بگرداند ز من
روی رنگین را به هر کس مینماید همچو گل
ور بگویم بازپوشان بازپوشاند ز من
چشم خود را گفتم آخر یک نظر سیرش ببین
گفت میخواهی مگر تا جوی خون راند ز من
او به خونم تشنه و من بر لبش تا چون شود
کام بستانم از او یا داد بستاند ز من
گر چو فرهادم به تلخی جان برآید باک نیست
بس حکایتهای شیرین باز میماند ز من
گر چو شمعش پیش میرم بر غمم خندان شود
ور برنجم خاطر نازک برنجاند ز من
دوستان جان دادهام بهر دهانش بنگرید
کو به چیزی مختصر چون باز میماند ز من
صبر کن حافظ که گر زین دست باشد درس غم
عشق در هر گوشهای افسانهای خواند ز من
https://t.me/Onlineinterpretation
راه های مختلفی را آزموده ای ولی به نتیجه ی مطلوب نرسیده ای.
ناامید و مأیوس نباش.
دوباره سعی کن.
اگر دوباره شکست خوردی نگران نباش.
دنیا به آخر نمی رسد.
مرد را برای نبرد با سختی ها آفریده اند و پیروزی، میوه ی شیرین هر تلاش و کوششی است.
https://t.me/Onlineinterpretation
https://t.me/Onlineinterpretation
چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
ور بگویم دل بگردان رو بگرداند ز من
روی رنگین را به هر کس مینماید همچو گل
ور بگویم بازپوشان بازپوشاند ز من
چشم خود را گفتم آخر یک نظر سیرش ببین
گفت میخواهی مگر تا جوی خون راند ز من
او به خونم تشنه و من بر لبش تا چون شود
کام بستانم از او یا داد بستاند ز من
گر چو فرهادم به تلخی جان برآید باک نیست
بس حکایتهای شیرین باز میماند ز من
گر چو شمعش پیش میرم بر غمم خندان شود
ور برنجم خاطر نازک برنجاند ز من
دوستان جان دادهام بهر دهانش بنگرید
کو به چیزی مختصر چون باز میماند ز من
صبر کن حافظ که گر زین دست باشد درس غم
عشق در هر گوشهای افسانهای خواند ز من
https://t.me/Onlineinterpretation
راه های مختلفی را آزموده ای ولی به نتیجه ی مطلوب نرسیده ای.
ناامید و مأیوس نباش.
دوباره سعی کن.
اگر دوباره شکست خوردی نگران نباش.
دنیا به آخر نمی رسد.
مرد را برای نبرد با سختی ها آفریده اند و پیروزی، میوه ی شیرین هر تلاش و کوششی است.
https://t.me/Onlineinterpretation
عزیزان همراه
برای حمایت از شبکه های داخلی و پیروی از حرکت نهاد رهبری(معظم له)
این کانال حذف خواهد شد
و در پیام رسان داخلی احداث خواهد شد
اطلاع رسانی می شود
سپاس از همراهیتان
یا علی
برای حمایت از شبکه های داخلی و پیروی از حرکت نهاد رهبری(معظم له)
این کانال حذف خواهد شد
و در پیام رسان داخلی احداث خواهد شد
اطلاع رسانی می شود
سپاس از همراهیتان
یا علی
کانال تخصصی تعبیر خواب ”انلاین” pinned «عزیزان همراه برای حمایت از شبکه های داخلی و پیروی از حرکت نهاد رهبری(معظم له) این کانال حذف خواهد شد و در پیام رسان داخلی احداث خواهد شد اطلاع رسانی می شود سپاس از همراهیتان یا علی»