Onion Mind
98 subscribers
5 photos
1 link
مطالبی با لنز های علوم انسانی
Download Telegram
Channel created
‍ ‍ آیا تغییر جامعه از مسیر تغییر خود می‌گذرد؟ 

مهاتما گاندی : «تغییری باش که می‌خواهی در جامعه ببینی» 

همه ما به خوبی با این جمله آشنا هستیم اما آیا واقعا تغییر جامعه از مسیر تغییر افراد می‌گذرد؟ 
شاید با خود فکر کنید مگر غیر از این هم هست که هرکس بهترین خودش باشد جامعه تبدیل به گلستان می‌شود! 

صبرکنید و یک قدم عقب تر قرار بگیرید...


به عنوان مثال
درست است اگر قرار باشد همه و در همه حال در پی کمک به فقرا باشیم احتمالا دیگرفقیر واقعی پیدا نشود، اما انجام اینکار غیرممکن است .
به این دلیل که امکان داشتن تفکر یکسان برای همه انسان ها به دور از واقعیت است.

اگر افراد به صورت گروه های مردم نهاد و خودانگیخته شروع به مقابله با بحران هایی همچون فقر کنند در صورت پیش برد اهدافشان متوجه می‌شوند که فقر شاید در چند سطح محلی و یا استانی تسهیل شود اما همچنان در سطح کلان پایدار است.

_پس چه چیز بحران ها را پایدار نگه می‌دارد؟ 

برای پاسخ بهتر به سوال بالا باید به سراغ مطالعه جامعه‌شناسی رفت. 
جامعه‌شناسی با پرداخت درباره مفاهیمی همچون «رابطه» و «ساختار» و «کنش» سعی در توضیح پذیری امر اجتماعی دارد. 

با به کارگیری مکاتب و نظریات متفاوت توضیح می‌دهد چگونه ساختار های اقتصادی_سیاسی نقش اساسی را در بازتولید پدیده آیی همچون فقر ایفا می‌کنند.

نگاه جامعه‌شناسانه به ما می‌آموزد که همانطور که در زندگی اجتماعی خود تجربه می‌کنیم نمی‌توانیم آن را توضیح پذیر کنیم.
جامعه یک جمعیت مشتکل از افراد منفرد و جدا افتاده از یکدیگر نیست و ارتباطات ما حالت هایی متکثر تر و خاص تر از ارتباط آگاهانه با دیگر افراد برای اهداف شخصی ما دارد.

برخلاف تصورمان جامعه جمع نگرش و باور های افراد در مقطعی کوتاه ( آن هم از دریافت آنچه از دریچه رسانه های اجتماعی بازگو می‌شود) شکل نگرفته است.

در جامعه‌شناسی کلاسیک
تمام انواع رابطه دلیل وجود حالتی خاص در ایجاد ساختار می‌شود و تأثیر گذار و تأثر پذیر در نسبتی با نهاد های اجتماعی است که می‌تواند الگو هایی از چرایی و چگونگی تحولات به دست محققان علوم اجتماعی بدهد.



_نگرش مبتنی بر توسعه فردی از کجا سرچشمه می‌گیرد ؟

غالبأ این نگاه می‌تواند در امتداد جریانی باشد که حیات اجتماعی را محصول توهم و تخیل جامعه‌شناسان می‌داند سعی در فروکاست تمام رفتار انسان به مکانیزم هایی همچون سود_هزینه و ساخت تصویر انسان عقلانی_اقتصادی دارد.

تحقیقات انسان شناسی و روان‌شناسی فرگشتی در یافته های خود شواهدی مبتنی بر تأیید این نگرش را پشتیبانی نمی‌کنند.

عمق نگرش غلط این جمله ختم به عدم مطالبه گری عمومی و غایت نگری در جامعه و چرخه باطلی می‌شود که همیشه انگشت اتهام را به سمت مردم نگه می‌دارد. 

به عنوان مثال نمی‌توانیم آزادی که از جامعه انتظار داریم را زیست کنیم تا وقتی در چهارچوب ها در ازای زیر پا گذاشتن قواعد مجازات می‌شویم. 

_آماج روان‌شناسی زرد و کتاب های توسعه فردی

با بازاری شدن کتاب های روان‌شناسی و پرفروش شدن کتاب هایی با مضامین موفقیت و توسعه فردی و انگیزه، بیش از پیش شاهد فروکاست دید اجتماعی به تغییرات فردی و کژفهمی از مفهوم کنش هستیم.

این درک از اراده آزاد انسان چندان غیر واقعی است که با شعار تغییر هر فرد قوانین بازار را بر فراز زندگی قرار می‌دهد موجب تضعیف جریان های اجتماعی می‌شود.

بدیهی است که جامعه‌شناس و یا روان‌شناسی که اهمیت امر اجتماعی را فهم نکرده دست به برگزاری دوره و تدریس موفقیت بزند و شعار دهد در صورتی که رابطه این تغییرات جزئی با امور کلان انچنان  خیالی است که خارج از ذهن مدرسان موفقیت واقعیتی نخواهد داشت.


در نهایت شاید این جملات در نگاه اول جذاب به نظر بیایند اما تسریع بخش اتمی شدن جامعه و موجب بلعیده شدن کنش جمعی به جریان های غیرعلمی هستند.
تغییرات اجتماعی تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارند که گاه از مسیر تمرکز به مسله فرد و گاه از رهگذر کلان در جامعه می‌گذرند.
👍9👎1
به عنوان کسی که رشته روان‌شناسی رو مطالعه می‌کند، شاید با یکی از بدترین فضا های آکادمیک رو به رو باشیم.
سعی می‌کنم این برداشت فارغ از کیفیت واحد آموزشی باشد و بیشتر به جریان فکری که قابل تعمیم هست بپردازم اما قطعاً این نگاه به معنای وضعیت تمام دانشگاه های ایران در این رشته نیست.

به طور جدی و از سوی واحد هایی که در طول ترم داریم ( کارشناسی) دیدگاه اصلی روان‌شناسی به چالش کشیده نمی‌شود و بحثی در این باره وجود ندارد
جز بین مکاتب مختلف خصوصاً روانکاوی از جهت پوزیتیویسم در مقام نقد قرار گرفته و بیان نمی‌شود برای توضیح پذیر کردن پدیده های اجتماعی می‌توان از چه نگرش های دیگه ایی استفاده کرد.

اما مسئله به همین جا منتهی نمی‌شود!
این نگاه تهی از وجه انتقادی نقطه‌ی عزیمتی هست که دانشجو ها و اساتید رفته رفته همه امور رو با روان‌شناسی توضیح پذیر کنند و جریان ایدلوژیک شود.

به نظر یکی از نکاتی که حائز اهمیت می‌شود جایگاه اساتید هست که تماماً از سوی موقعیت بالینی و به عنوان شغل دوم این جایگاه را به دست می‌آورند.

این خلأ نبود افرادی با دیدگاه های زیر شاخه هایی به جز بالینی منجر به شکل گیری فضایی تقلیل گرا صرفاً در سطح تراپی و مشاوره می‌گردد.
افرادی که بیشترین دقت نظر علمی خود را نه روی مباحث نظری این رشته بلکه بر روی تکنیک ها و رویکرد های درمانی را دارند و تمام مدت سعی در برداشت کارکرد از پس دانسته های خود داشته اند ناگریز در کلاس ها پای بحث های مورد پژوهی همراه با سوگیری های متفاوت را باز می‌کنند.

خلأ عدم وجود وجه تأملی نه تنها در اساتید و واحد های درسی بلکه در دانشجویان نیز خود را نشان می‌دهد و ما شاهد جا به جا شدن معنای دید روان‌شناختی با
پروتکل سازی آسیب شناسی هستیم که محصول آن برچسب زدن های روانی مکرر از سمت بعضی دانشجویان است.

از لحاظ نگرش تاریخی تنها یک درس تاریخ روان‌شناسی وجود دارد که چندان قابل تأمل نبوده و برای دانشجویان در شروع یادگیری پیچیدگی هایی دارد که اعتنایی به آن نمی‌شود و جز این کتاب از لحاظ تاریخی منبع دیگری در دسترس وجود ندارد که همین مبحث هم به دلیل اینکه در کنکور ارشد سوالی ندارد بیش از پیش به فراموشی سپرده می‌شود.

تنها در بخش هایی به تاریخ ارجاع داده می‌شود که بحث آسیب شناسی روانی DSM5 به میان بیاید و سعی در توجیه کردن روند اختلال زدایی از گرایش های جنسی با استناد به سیاست های کشور های غربی باشد در نهایت این نگرش نیز خود حاصل عدم تنوع جریانات فکری در دانشگاه است.

در دید فلسفی اگرچه واحد هایی با چنین عناوین مشاهده می‌کنیم اما غالبأ تدریس آنها به شکل غیرعلمی و با توجه به نظرات شخصی و اعتقادی به جای منابع مهم هستند.

و در دید جامعه‌شناسی نیز یک درس وجود دارد که ضعف آن به نسبت تمامی واحد دیگر که روانشناسی هستند و جامعه‌شناسی که مهم ترین رشته در نقد روان‌شناسی است به چشم می‌آید.


بدیهی است که در این میان نه حرفی از شکل پذیرفتن معیار های سلامت روان تحت جریانات قدرت زده می‌شود و نه اشاره ایی به آسیب هایی که این دیدگاه بر جای گذاشته می‌شود اگر جایی نقدی بیان شود با استدلال اینکه علم خود به خود نقص هایش را کنار می‌زند و امروز جایگاه تکامل یافته ایی دارد که جز آن راه دیگری برای سنجش نداریم بحث به حاشیه رانده می‌شود.

به عنوان نوآموز علم و دانش زمانی که قانع نمی‌شوم به پدیده ها تقلیل گرایانه نگاه کنم و بحث ام را خارج از دیسیپلین مشخص روان‌شناسی طرح می‌کنم کمتر معتبر در نظر گرفته می‌شوم اما شاهد این هستم که کنجکاوی کلاس با بیان این مطالب بیشتر می‌شود.

به صورت کلی فضای امروزه روان‌شناسی در ایران با توجه به مسائل مختلف مثل علاقه‌مندی گسترده و بازار کار و بازار کتاب و دیگر مسائلی که بیان شد می‌تواند تبدیل به ابزاری در جهت از بین بردن اهمیت امر اجتماعی و آماج روان‌شناسی زدگی شود‌.
تا به امروز دیدگاه های بسیاری همچون خودکشی ( فردی کردن مسئله آن که توضیحی در باره‌ی موج ها و میانگین سنی آن در ایران نمی‌دهد) و اعتیاد ( روندی که ابژه سازی معتاد در پس نگاه روانپزشکی) و جنسیت ( حاصل نگاه هایی سوگیرانه و توجه فقط ابعاد زیستی مسئله) تحت این نگاه به ابعاد روان‌شناسی فروکاسته شده اند.
👍40👎1
مشخصات دوره از فرهنگ قربانی
تا قربانی ستیزی

🎞 به همراه معرفی فیلم و سریال

پلتفرم برگزاری: گوگل میت

🗓️ تاریخ شروع: از جمعه ۱۳ شهریور

🕰️ ساعت: ۱۸ تا ۱۹:۳۰

🟠 شرکت در این دوره رایگان است.

برای عضویت وارد گروه شوید:

https://t.me/victimhoodculture