کتاب‌های یک دقیقه‌ای
33 subscribers
47 photos
2 files
30 links
کتاب‌هایی که می‌خونیم رو گزارش میدیم. گاهی بخش‌های خیلی مهمش رو هم به اشتراک میذاریم. امیدواریم باعث بشه مطالعاتمون هدفمندتر و مستمرتر بشه.
Download Telegram
مطالعه شد.
کتاب‌های یک دقیقه‌ای
مطالعه شد.
خوشمزه بود. اصطلاحات فارسی خوبی یاد گرفتم و جمالزاده می‌خواد بگه مثل آدم حرف بزنید 😂😂😂
مطالعه شد.
کتاب‌های یک دقیقه‌ای
مطالعه شد.
#دقایقی_با_کتاب

1. کتاب‌های نشر اطراف به دقت انتخاب/ترجمه/نوشته شدن. هرکس چهارتا کتاب از این نشر خونده باشه حرف من رو تا حد زیادی تایید میکنه.

2. آرتور کریستال رو نمیشناختم تا حالا. جستار روایی هم نمیدونستم چیه. مترجم رو هم نمی‌شناختم. ولی به ناشر اعتماد داشتم و ضرر هم نکردم چون از خوندن این کتاب خیلی لذت بردم.

3. کریستال در پنج جستار، ما رو میبره به دنیای نویسندگی. اول از تنبلی ذاتی خودش میگه و سازگاری این سبک زندگی با نویسنده بودن. بعد یکمی ازمون میخواد که رمان‌های پلیسی و بازاری رو بیشتر تحویل بگیریم. بعد بهمون یادآوری میکنه که نویسنده ها هم آدمن و خودشون و اثرشون، دوتا چیز کاملاً مجزا هستن. بعد میگه که نویسنده برای ثبت تجربۀ زیستۀ خودش، از تجربۀ لحظات زیادی میگذره تا بتونه بنویسه. و در آخر هم بهمون میگه که آدما وقتی انتظاراتشون با بالا رفتن سن عوض میشه، دیگه از کتاب خوندن لذت نمی‌برن.

4. از هر جستار، یه جمله نقل قول میکنم که خیلی بهم چسبیده و تمام:

جستار یک (سخن‌گوی تنبل‌ها)
می‌شود فکر کرد که مزاج‌ها و اَخلاط، انسان را تعریف می‌کنند و همزمان هرکس را مسئول زندگی خودش دانست. تناقضی وجود ندارد: مزاج بنزین است اما باید پا را هم روی پدال گاز فشار داد.

جستار دو (لذت‌های گناه‌آلود)
هیچ‌کدامشان دنبال کشف راز طبیعت یا جامعه نبودند؛ فقط دلشان می‌خواست یک صدای آشنا و صمیمی، داستانی را که قبلاً نشنیده‌اند برایشان تعریف کند.

جستار سه (وقتی نویسنده حرف می‌زند)
مثل بیشتر نویسنده‌ها، من هم روی کاغذ و در نوشته‌هایم باهوش‌تر از جهان واقعی به نظر می‌آیم. در واقع، موقع نوشتن آدم باهوشتری هستم.

جستار چهار (زندگی و نویسندگی)
زمانی، جایی، کسی حس کرده باید حرف بزند؛ کسی که به یک برگ کاغذ خیره شده و سفیدیِ بد اخمِ ابدیت را با علائم کوچک و ناموزونی آلوده که فارغ از شکل و ترکیبشان همیشه می‌گویند: مرا بشناس!

جستار پنج (دیگر کتاب نمی‌خوانم)
زمانی می‌رسد که آدم از رمان‌ها بزرگتر می‌شود و آن‌ها را پشت سر می‌گذارد؛ لااقل از آن جهت که کلمات، دیگر ژرفاهای تازه‌ای را دربارۀ یک تجربۀ زیسته بر آدم عیان نمی‌کنند.

#مصطفی
جهت گزارش به رفقای همراه: این مدت سیزده تا کتاب خوندم -یازده تا انگلیسی و دوتا فارسی- ولی هیچکدوم توی لیست نبود و مربوط به یک کار جدید میشد که دارم شروعش میکنم. ببخشید که گزارش دادن‌هام به روال قبل ادامه پیدا نکرد. باز خواهم نوشت. منتظر باشید!
تموم شد امشب.
یک ماه پیش خوندم.
1
یکی از همون سیزده‌تا کتاب که گفتم.
خیلی عالیه و به شدت توصیه‌اش می‌کنم.
هفته پیش خوندم.
نصفشو تموم کردم. یادم باشه ادامه بدم تموم بشه.
اینم توی سفر نصفش تموم شد. یه سفر دیگه لازمه که کامل بشه😍
هفته قبل نصفشو خوندم. یادم باشه تموم کنم.
تا اینجا ۲۱ کتاب (دوازده‌تاشو اسم نبردم) تمام. ۱۲ تا نیمه کاره.

به ⅚ هدف‌گذاری رسیدم.


از اینجا به بعد کتاب‌های ۱۴۰۰ 👇👇👇
تمام شد
تمام شد
نصفشو خوندم
نصفشو خوندم
برای بار سوم،
تا صفحه نود
1
نصفشو خوندم
من این کتابو زمستون پارسال همه‌شو خوندم.

روی جلد رو که بخونید معلومه که داخل کتاب چه خبره😏.

یه کتاب خوشخوان و البته با نمک که کمک میکنه با آزمایشای روانشناسی و مدل تجربی این علم آشنا بشید.
برای بار سوم خوندم
اولین مجموعه داستان کوتاهی بود که خوندم ...‌
👌1