دراز کشیده بودم یهو گوشیم زنگ خورد پاشدم سر پا سرم گیج رفت افتادم بعد چند دیقه پاشدم یچیزی بخورم چیپسو باز کردم یهو نمیدونم چی پرید تو چشمم خیلی سوزش داشت خاستم چشممو ببرم زیر شیر اب سرم محکم خورد به در کابینت، یکی بیاد منو از دست خودم نجات بده.
یه آدم هایی رو تو زندگیم راه دادم که خونوادش قید یارانشو زدن راش ندادن.
اخه چجوری با لپتابی که میشه توش سریال دید و بازی کرد من بشینم درس بخونم؟
سرعت صمیمیت من با سرعت بیشعورشدن و بی تربیت شدنم رابطه مستقیم داره هرچقد صمیمیتمون بیشتر بشه زباله تر میشم.
یکی بود میگفت اکسم تو داروخونه کار میکنه فقط برای اینکه حرصش بدم هر روز میرم ۳ ۴تا کاندوم الکی میگیرم.
یه دختر میتونه بخاطر اشتباه خودش بیاد بگه اصلا تو اگه منو دوس داشتی نمیذاشتی این اشتباه رو کنم.
بست فرند واقعی اونیه که ازت عکس باکلاس و شیک نداره، ولی گالریش پره از عکسایی که توش دهنت مثل گاو بازه داری میخندی یا مثل یه وایکینگ وحشی داری غذا میخوری.
من معمولا اینایی که پای لپتاپ و با ماژیک هایلایت و برگههای رنگی و پشت میز و چراغ مطالعه و سالاد میوه درس میخونن رو میبینم روحیم ضعیف میشه، دمر میخابم یه بالشت تا میکنم میذارم زیر شکمم پاهامم تو هوا تکون میدم با یه خودکار بیک درس میخونم و اشک میریزم.
درس خوندن تو ایران تنها خوبی که برام داشت، بهونه برای نرفتن تو جمع های خانوادگی بود.
ولی جدی خسته شدم انقد همه جا با رفیقام رفتم. دیگه دارم پیر میشم لازم دارم با یکی یکم خاطره عاشقانه داشته باشم دوجا هم با اون برم.
آره باشه بنیآدم اعضای یک چیزن بعد من امتحان دارم، شما ندارید. شما دوستپسر دارید، من ندارم. شوهر هم ندارم. نه دوستپسر دارم نه شوهر ؛ امتحان هم دارم.