هممون یه رفیق داریم که خانواده قبولش دارن،
ولی کسکشترین دوستمون همونه.
ولی کسکشترین دوستمون همونه.
سادیسمِ دخترا: هرچی رژ لب میخرم باز هم احساس میکنم یه رنگ قشنگی هست که ندارمش.
من از اینام که یا هیچ کاری نمیکنم یا اگه بکنم همه میگن ریدی بیا بشین نمیخواد کاری کنی.
من هنوز پام بره رو خط موزائیک تو خیابون بلند میگم اههههه از اول
بعد شما تو ۱۸ سالگی عقد میکنید؟
بعد شما تو ۱۸ سالگی عقد میکنید؟
کتابخونه رو باید تنهایی بری.
به رفیقت زنگ میزنی میگی بریم کتابخونه یعنی من کونم میخاره.
به رفیقت زنگ میزنی میگی بریم کتابخونه یعنی من کونم میخاره.
من: وای چقدر این عکسم قشنگه.
(نگاه کردن به عکس)
(نگاه کردن به عکس)
(نگاه کردن به عکس)
(نگاه کردن به عکس)
(نگاه کردن به عکس)
(عکس را از همه جا دیلیت میکند.)
(نگاه کردن به عکس)
(نگاه کردن به عکس)
(نگاه کردن به عکس)
(نگاه کردن به عکس)
(نگاه کردن به عکس)
(عکس را از همه جا دیلیت میکند.)
یه دختر میتونه بهت بگه دوست نداره ولی بعدش عررررر بزنهه از شدت دوست داشتنش.
جدی روابط انسانی خیلی پیچیده شدن. یعنی چی قصدم ازدواج نیست؟ تو خودت اول عکس منو لایک کردی آشغال.
به لطف رفیقام دچار فوبیای "نکنه این ویدیو توش صدای آه آه باشه بذار صداشو کم کنم" شدم.
وقتی استیکر جدید پیدا میکنم همه بحثا رو بصورت هدفمند پیش میبرم که از اون استیکره استفاده کنم.