This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و غمگین ترین و زجر اور ترین لحظه تاریخی که یک دایرکشنر میبنه........بمیرم برای قلب زخم خوردت مرد.
😭383❤16👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جف پدر لیام در طبقه دوم هتلی که لیام اقامت داشت چون طبقه سوم بخاطر بازرسی بستس....
😭353
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شان مندز درحال صحبت راجب لیام و خطاب کردنش به عنوان کسی که " قلبی از طلا " داره
😭494❤15
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لیام با فن ها
فنه بهش میگه تو زندگیمو نجات دادی:))))
لیام تشکر میکنه ازش:)
برات میمیرم پین❤️🩹
فنه بهش میگه تو زندگیمو نجات دادی:))))
لیام تشکر میکنه ازش:)
برات میمیرم پین❤️🩹
❤331😭78👍3
𝗢𝗻𝗲𝗗𝗪𝗼𝗿𝗹𝗱 | واندایرکشن ݇-݈🖤
و غمگین ترین و زجر اور ترین لحظه تاریخی که یک دایرکشنر میبنه........بمیرم برای قلب زخم خوردت مرد.
دستبند و عکسی که جف پدر لیام بهشون دست زد و درستشون کرد.
😭458❤9👍4
Forwarded from 𝗟𝗣 𝖭𝖤𝖶𝖲 (𝒉𝒂𝒔𝒕𝒊)
و در نهایت امیدوارم لیام سالم و زنده باشه، این تنها چیزیه ک میخوام!
ولی درست نیست کسی ک قبول کرده لیامش رو از دست داده رو مسخره کنی و بهش بپری!
ولی درست نیست کسی ک قبول کرده لیامش رو از دست داده رو مسخره کنی و بهش بپری!
❤345👍66😭30
Forwarded from زیـــن اســــــتار . ✶࣪ (𝖻ᧉ𝗇𝗂)
› نامه روث به لیام 💔
‘ باور نمیکنم که این اتفاق افتاده ، بارها با افتخار و با دلتنگی درباره لیام توی عموم صحبت کردم ، اما هیچوقت درباره زندگیم به عنوان خواهرش به این اندازه حرف نزدم .
لیام بهترین دوستمه ، هیچکس نمیتونه به اندازه اون من رو بخندونه ، کارای اون همیشه باعث میشد از خنده غلت بخورم و اون عاشق این بود که ببینه چقدر میتونه منو بخندونه .
اون توی ۱۷ سالگی از خونه رفت تا دنبال رویاهاش باشه ، همین باعث شد که من بالاخره توی طول هفته های زنده برنامه x factor گواهینامهم رو بگیرم ، چون نمیتونستم فکر کنم که نتونم بهش برسم .
من به طور مرتب بعد از کارم به دیدنش میرفتم تا چایی بخوریم و کنارهم باشیم .
یک ماه هتلم درست کنار یه wagamama بود و قسم میخورم که اون صبح ، ظهر و شب رو اونجا غذا میخورد .
من از picking him up کارش وقتی همه چیز شروع شد به خصوص بعد از کنسرت ها لذت میبردم . با سرعت از مکان ها و مردم دور میشدیم و لیام گوشیش رو وصل میکرد تا آهنگ های جدید آلبومارو بهم نشون بده .
لیام عاشق واندایرکشن بود ، اون عاشق برادر هاش بود و ما دربارش خیلی صحبت میکردیم .
اون فقط آهنگ بعدی که ضبط شده بود ولی پخش نشده بود رو پلی میکرد و ما میشستیم و یه کنسرت کوچیک وان دایرکشن داشتیم .
لیام میدونست که میتونه هر زمتن و هر روز به من زنگ بزنه و من جواب میدم و اون رو میارم خونه اگه لازم باشه که برگرده .
تماس های ما اغلب به خنده من از ایده هاش و ماجراجویی های بعدیش منجر میشد ، درباره برنامه هاش صحبت میکردیم و مسائلش رو بررسی میکردیم ، اما همیشه با " دوستت دارم ، دلم برات تنگ شده " یا " دوستت دارم ، رو " به پایان میرسید .
لیام با موسیقی به دنیا اومد ، از سن بسیار کم مشخص بود اون کیفیتی رو داره که تبدیلش کنه به یک ستاره . من میتونستم تمام روز بشینم و بهش گوش کنم ، خوب بود چون هیچوقت متوقف نمیشد .
من هیچوقت از نگاهی که اون زمان نشون دادن اهنگای جدیدش میکنه خسته نمیشدم . " بلند گوش کن " میگفت و با افتخار از کارش لبخند میزد .
من یادداشت هایی رو توی گوشیم دارم درباره چیزایی که باید به لیام بگم ، تا اگه برای مدتی مشغول کار بود بدونم که چیو باید بهش بگم . فکر کنم الان وقتشه که بهش بگم . ’
– 🥨 ⌗ . ★ ִ
#news :
◜𝖹𝖠𝖸𝖭𝖲𝖳𝖠𝖱◞
‘ باور نمیکنم که این اتفاق افتاده ، بارها با افتخار و با دلتنگی درباره لیام توی عموم صحبت کردم ، اما هیچوقت درباره زندگیم به عنوان خواهرش به این اندازه حرف نزدم .
لیام بهترین دوستمه ، هیچکس نمیتونه به اندازه اون من رو بخندونه ، کارای اون همیشه باعث میشد از خنده غلت بخورم و اون عاشق این بود که ببینه چقدر میتونه منو بخندونه .
اون توی ۱۷ سالگی از خونه رفت تا دنبال رویاهاش باشه ، همین باعث شد که من بالاخره توی طول هفته های زنده برنامه x factor گواهینامهم رو بگیرم ، چون نمیتونستم فکر کنم که نتونم بهش برسم .
من به طور مرتب بعد از کارم به دیدنش میرفتم تا چایی بخوریم و کنارهم باشیم .
یک ماه هتلم درست کنار یه wagamama بود و قسم میخورم که اون صبح ، ظهر و شب رو اونجا غذا میخورد .
من از picking him up کارش وقتی همه چیز شروع شد به خصوص بعد از کنسرت ها لذت میبردم . با سرعت از مکان ها و مردم دور میشدیم و لیام گوشیش رو وصل میکرد تا آهنگ های جدید آلبومارو بهم نشون بده .
لیام عاشق واندایرکشن بود ، اون عاشق برادر هاش بود و ما دربارش خیلی صحبت میکردیم .
اون فقط آهنگ بعدی که ضبط شده بود ولی پخش نشده بود رو پلی میکرد و ما میشستیم و یه کنسرت کوچیک وان دایرکشن داشتیم .
لیام میدونست که میتونه هر زمتن و هر روز به من زنگ بزنه و من جواب میدم و اون رو میارم خونه اگه لازم باشه که برگرده .
تماس های ما اغلب به خنده من از ایده هاش و ماجراجویی های بعدیش منجر میشد ، درباره برنامه هاش صحبت میکردیم و مسائلش رو بررسی میکردیم ، اما همیشه با " دوستت دارم ، دلم برات تنگ شده " یا " دوستت دارم ، رو " به پایان میرسید .
لیام با موسیقی به دنیا اومد ، از سن بسیار کم مشخص بود اون کیفیتی رو داره که تبدیلش کنه به یک ستاره . من میتونستم تمام روز بشینم و بهش گوش کنم ، خوب بود چون هیچوقت متوقف نمیشد .
من هیچوقت از نگاهی که اون زمان نشون دادن اهنگای جدیدش میکنه خسته نمیشدم . " بلند گوش کن " میگفت و با افتخار از کارش لبخند میزد .
من یادداشت هایی رو توی گوشیم دارم درباره چیزایی که باید به لیام بگم ، تا اگه برای مدتی مشغول کار بود بدونم که چیو باید بهش بگم . فکر کنم الان وقتشه که بهش بگم . ’
– 🥨 ⌗ . ★ ִ
#news :
◜𝖹𝖠𝖸𝖭𝖲𝖳𝖠𝖱◞
😭297❤17👍7