Forwarded from سَـمفونـےِ مَهتـآب ' (𝛢yān.)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گـویی نبـودنت هـم، راهے بـرای مـاندن پیـدا کـرده اسـت.
Forwarded from سَـمفونـےِ مَهتـآب ' (𝛢yān.)
این پست رو فوروارد کنید؛
شاهکار چنلتون رو فوروارد کنم ویو بگیرید.
شاهکار چنلتون رو فوروارد کنم ویو بگیرید.
جوین باشید، چک میشه | limit : 1120 .
Forwarded from سَـمفونـےِ مَهتـآب ' (𝛢yān.)
فوروارد کنید؛
چنلتون رو به روش خودم تبلیغ کنم جذب بگیرید.
چنلتون رو به روش خودم تبلیغ کنم جذب بگیرید.
جوین باشید، چک میشه | limit : 1120 .
Forwarded from سَـمفونـےِ مَهتـآب ' (𝛢yān.)
از فیوترین قسمت چنلتون شات بدم و یک ایراد بگیرم.
جوین باشید، چک میشه | limit : 1120 .
Forwarded from رُزِل ֶֶֶָָָ֢֢֢ و تِـكـههایِ کــوچَـکِ زِنــدِگــی (ֶֶֶָָָ֢֢֢ رُزِل)
فورکنید ؛
بگم اگه قرار بود یه کتاب ممنوعه باشید چی میشدید .
بگم اگه قرار بود یه کتاب ممنوعه باشید چی میشدید .
Forwarded from رُزِل ֶֶֶָָָ֢֢֢ و تِـكـههایِ کــوچَـکِ زِنــدِگــی (ֶֶֶָָָ֢֢֢ رُزِل)
فور کنید ؛
بهتون بگم اگر قرار بود جادوگر باشید چه اسمی داشتید و قدرت ویژه تون چی بود .
بهتون بگم اگر قرار بود جادوگر باشید چه اسمی داشتید و قدرت ویژه تون چی بود .
Forwarded from رُزِل ֶֶֶָָָ֢֢֢ و تِـكـههایِ کــوچَـکِ زِنــدِگــی (ֶֶֶָָָ֢֢֢ رُزِل)
فور کنید ؛
بگم اگه چنلتون ساز بود چه سازی بود .
بگم اگه چنلتون ساز بود چه سازی بود .
Forwarded from مِـهمـانخـانــہ دِژاۈو ( چالش! )
Challenge!!!
این پیام و همین پیام رو فور کنین زیرش آیدیتون رو بزارین تا من براساس وایبی که ازش گرفتم یه توییت مختص خودتون تقدیمتون کنم.
Limit: 305
لطفا هم جوین باشین مهمونها!!!!
Telegram
مِـهمـانخـانــہ دِژاۈو ( 🆕 )
Forwarded from 🍎 (سایه)
خزان باز میگردد؛
شالی قرمز به همراه دارد، چکمههایش خیس بارانند. او آهسته قدم بر میدارد، گویی هیچ عجلهای در کار نیست. صدای فریاد برگها را میتوان در زیر قدمهای سنگینش احساس کرد. با لبخندی بر پهنای صورت شهر را میگردد، انگار سخت دلتنگ حوالیِ روزهای خاکستریست. شهر تمام شده، او همه جا را گشتهاست، چشم میچرخاند اما پیدایش نمیکند؛ تپشهای قلب اناری رنگش گونههایش را گلگون میکند. نکند دیر رسیده است؟ نفسهایش به شماره افتادهاند که ناگهان دستی صورتش را قاب میگیرد و لبهایی به گرمای آتش شومینه روی لبهای یخ زدهاش مینشیند. برگشتهاست؛ خودش است ، میتواند رایحهاش را احساس کند. دستش را به لباس بوسندهاش میرساند و اورا چنگ میزند. وقتی عقب میکشید چشمهایش پر از بغض دلتنگی و شوق میشود. پاییز به زمستانش رسیده و آغاز فصل عاشقیشان!
شالی قرمز به همراه دارد، چکمههایش خیس بارانند. او آهسته قدم بر میدارد، گویی هیچ عجلهای در کار نیست. صدای فریاد برگها را میتوان در زیر قدمهای سنگینش احساس کرد. با لبخندی بر پهنای صورت شهر را میگردد، انگار سخت دلتنگ حوالیِ روزهای خاکستریست. شهر تمام شده، او همه جا را گشتهاست، چشم میچرخاند اما پیدایش نمیکند؛ تپشهای قلب اناری رنگش گونههایش را گلگون میکند. نکند دیر رسیده است؟ نفسهایش به شماره افتادهاند که ناگهان دستی صورتش را قاب میگیرد و لبهایی به گرمای آتش شومینه روی لبهای یخ زدهاش مینشیند. برگشتهاست؛ خودش است ، میتواند رایحهاش را احساس کند. دستش را به لباس بوسندهاش میرساند و اورا چنگ میزند. وقتی عقب میکشید چشمهایش پر از بغض دلتنگی و شوق میشود. پاییز به زمستانش رسیده و آغاز فصل عاشقیشان!
1
Forwarded from Shizuku watches tv
اینو فور بزنید چنلتون تا به مناسبت پاییز یک اوتفیت بهتون بدم باهم شهرو خوشگل کنیم✨🍂
★خوشحال میشم جوین باشی