رادیکال
این روزها کلمه «رادیکال» به عنوان برچسبی از سوی مخالفین به موافقان جمهوری اسلامی زده میشود. این افراد «رادیکالیسم» را معادل «تندروی» میدانند و آن را به حامیان نظام جمهوری اسلامی نسبت میدهند.
اما رادیکال و رادیکالیسم چیست؟
رادیکالیسم به معنای هواخواهی و طرفداری از «دگرگونیهای بنیادی» جامعه و نهادهای اجتماعی موجود است. رادیکال، از نظر لغوی به معنای اصل و ریشه است و در علوم اجتماعی به آن اندیشههایی میگویند که اقداماتی تند و سخت و ریشهای را در بهبود جامعه خواهانند و دگرگونیهای بنیادی را در امور سیاسی و اقتصادی و اجتماعی طلب میکنند.
رادیکالیسم به آئین کسانی نیز اطلاق میشود که دارای افکار چپگرا نیز میباشند؛ که پس از آنها لیبرالها و میانهروها و بعد محافظهکاران قرار دارند، و در آن سر طیف سیاسی مرتجعان هستند که متمایل به بازگشت به گذشته هستند.
با این تفاسیر اولا رادیکالیسم ریشه در مارکسیسم و تفکر چپگرایی دارد، ثانیا بیشتر به مخالفانی که خواهان دگرگونیهای بنیادی هستند اطلاق میشود.
هر چند این دستهبندیها به طور کلی فاقد اعتبار است، زیرا ارتجاع در غرب با نگاه به گذشته و درس آموزی از مدینه فاضله اسلامی در دیدگاه اسلامی تفاوت بسیاری دارد. به عبارت دیگر حامیان جمهوری اسلامی نمیتوانند در آن واحد هم «مرتجع» باشند و هم «رادیکال» محسوب شوند.
@fathe_khoon
این روزها کلمه «رادیکال» به عنوان برچسبی از سوی مخالفین به موافقان جمهوری اسلامی زده میشود. این افراد «رادیکالیسم» را معادل «تندروی» میدانند و آن را به حامیان نظام جمهوری اسلامی نسبت میدهند.
اما رادیکال و رادیکالیسم چیست؟
رادیکالیسم به معنای هواخواهی و طرفداری از «دگرگونیهای بنیادی» جامعه و نهادهای اجتماعی موجود است. رادیکال، از نظر لغوی به معنای اصل و ریشه است و در علوم اجتماعی به آن اندیشههایی میگویند که اقداماتی تند و سخت و ریشهای را در بهبود جامعه خواهانند و دگرگونیهای بنیادی را در امور سیاسی و اقتصادی و اجتماعی طلب میکنند.
رادیکالیسم به آئین کسانی نیز اطلاق میشود که دارای افکار چپگرا نیز میباشند؛ که پس از آنها لیبرالها و میانهروها و بعد محافظهکاران قرار دارند، و در آن سر طیف سیاسی مرتجعان هستند که متمایل به بازگشت به گذشته هستند.
با این تفاسیر اولا رادیکالیسم ریشه در مارکسیسم و تفکر چپگرایی دارد، ثانیا بیشتر به مخالفانی که خواهان دگرگونیهای بنیادی هستند اطلاق میشود.
هر چند این دستهبندیها به طور کلی فاقد اعتبار است، زیرا ارتجاع در غرب با نگاه به گذشته و درس آموزی از مدینه فاضله اسلامی در دیدگاه اسلامی تفاوت بسیاری دارد. به عبارت دیگر حامیان جمهوری اسلامی نمیتوانند در آن واحد هم «مرتجع» باشند و هم «رادیکال» محسوب شوند.
@fathe_khoon
ما همه سایه های آن نَفَسیم
ناله ی ما از او اثر دارد...
ولادت با سعادت حضرت زینب سلام الله علیها بر عاشقان اهل بیت تبریک و تهنیت باد.
ناله ی ما از او اثر دارد...
ولادت با سعادت حضرت زینب سلام الله علیها بر عاشقان اهل بیت تبریک و تهنیت باد.
یحیوی مشرب و عیسوی مشرب
عیسی علیهالسلام بسیار خندیدی و یحیی علیهالسلام بسیار گریستی.
یحیی به عیسی گفت که «تو از مکرهای دقیق حق ایمن شدی که چنین می خندی؟»
عیسی گفت که «تو از عنایت ها و لطف های دقیق لطیف غریبِ حق، غافل شدی که چندینی می گریی؟»
ولیی از اولیاء حق در این ماجرا حاضر بود.
از حق پرسید: «از این هر دو، که را مقام عالی تر است؟»
جواب گفت که «اَحسَنُهُم بی ظَنّاً، یعنی اَنَا عِندَ ظَنِّ عَبدیِ بی: من آن جا اَم که ظَنّ بنده ی من است.»
- فیه ما فیه، مولانا جلال الدین محمد بلخی
@fathe_khoon
اهل الله برخی اهل گریهاند و برخی اهل شادی
دسته اول اسماء جلال الهی بر آنها تجلی کرده، دسته دوم اسماء جمال
دسته اول را مناجاتی گویند، دسته دوم را خراباتی
به دسته اول یحیوی مشرب و به دسته دوم عیسوی مشرب هم گویند
مثلا میرزاجواد آقا ملکی تبریزی را شیخ مناجاتیان گویند که از صدای گریه اش ملائکه به خروش می آمدند و از خراباتیان آقاسید احمد کربلایی و شیخ محمد بهاری همدانی
یک بار به آیت الله بهجت گفتند آقا اجازه بفرمایید شما رو ببریم به یکی از باغ های اطراف قم تا آب و هوای خوش استفاده کنید. ایشون موافقت کردند. اما وقتی رسیدند هنوز نیم ساعت نشده دلشان گرفت و گفت من را به منزل برگردانید سر سجاده و کتاب هایم.
اما آیت الله بهاء الدینی فلاسک چای را بر می داشت با یک پاکت سیگار، می رفت وسط باغ ساعت ها با خودش حال می کرد.
معلوم نیست مقام کدامشان هم از دیگری بالاتر است.
این است فرق مناجاتیان و خراباتیان.
شیخ مناجاتیان میرزاجواد آقا ملکی تبریزی است که درباره ایشان خاطره ای نقل شده. این را آیت الله خامنه ای هم در یک دیداری با مسئولان دولت احمدی نژاد تعریف کردند اما من الان نتوانستم در سایت رهبری پیدا کنم. گفته اند:
شب ها که ایشان برای تهجّد برمی خاست مدتی در رختخواب گریه می کرد. در ضمن دستورات و آداب برخاستن از خواب از قبیل سجده و دعا را انجام می داد پس به صحن منزل می آمد و به اطراف آسمان نگاه می کرد و آیات «انّ فی خلق السماوات و الارض»(آل عمران، پنج آیه آخر.) را می خواند و سر به دیوار می گذاشت و مدتی گریه می کرد. سپس برای وضو گرفتن آماده می شد و چون به کنار حوض می رفت در کنار حوض می نشست و باز مدتی گریه می کرد. سپس وضو می گرفت و پس از آن به مصلایش می رفت و مشغول شب زنده داری می شد، دیگر حالش خیلی منقلب می شد.
و درباره حالات عرفانی میرزاجواد اقا ملکی تبریزی، برخی شاگردانشان گفته اند:
«او خودش دستورالعمل اخلاقی بود. شب که میشد در صحن خانه دیوانهوار قدم میزد و مترنم بود که:
گر بشکافند سراپای من / جز تو نیابند در اعضای من
آخرین حرفش در بیماریش این بود که گفت «الله اکبر» و جان تسلیم کرد.»
و شاگرد دیگرشان گفته است:
ایشان ماههای رجب و شعبان را روزه بودند و در مدرسه فیضیه درس اخلاق عمومی میگفتند. اکنون که سی سال از رحلت آن عالم ربّانی میگذرد، در و دیوار مدرس و فضای مدرسه، صدای حزین و گریان و نالههای شوق و سوزان او را به گوش هوش میرساند که میگوید: «اللهم ارزقنا التجافی عن دار الغرور و الانا به الی دارالخلود والاستعداد للموت قبل الفوت».
حالا که حرف از میرزا جواد آقا ملکی تبریزی شد حیفم میاد این مطلبو نگم.
میرزا جواد آقا در کتاب «اسرار الصلوة» خود می نویسد:
«... خدا را شاهد می گیرم که من از متهجدّین و شب زنده داران کسی را می شناسم که به هنگام سحر صدای فرشته ای که او را بیدار می کند، می شنود، فرشته با لفظ«آقا» به او خطاب می کند و آن شخص با این سخن بیدار می شود و به نماز می ایستد.»
از برخی اساتید و بزرگان شنیدم که منظور ایشون خودشون بودن که نخواستن تصریح کنن. گفتند هم ایشون هستن که با صدای حورالعین بهشتی از خواب بیدار می شدند. صدای بسیار لطیف و زیبا که یکی دو ساعت مانده به سحر ایشون رو با لفظ آقا آقا بیدار می کرده.
عیسی علیهالسلام بسیار خندیدی و یحیی علیهالسلام بسیار گریستی.
یحیی به عیسی گفت که «تو از مکرهای دقیق حق ایمن شدی که چنین می خندی؟»
عیسی گفت که «تو از عنایت ها و لطف های دقیق لطیف غریبِ حق، غافل شدی که چندینی می گریی؟»
ولیی از اولیاء حق در این ماجرا حاضر بود.
از حق پرسید: «از این هر دو، که را مقام عالی تر است؟»
جواب گفت که «اَحسَنُهُم بی ظَنّاً، یعنی اَنَا عِندَ ظَنِّ عَبدیِ بی: من آن جا اَم که ظَنّ بنده ی من است.»
- فیه ما فیه، مولانا جلال الدین محمد بلخی
@fathe_khoon
اهل الله برخی اهل گریهاند و برخی اهل شادی
دسته اول اسماء جلال الهی بر آنها تجلی کرده، دسته دوم اسماء جمال
دسته اول را مناجاتی گویند، دسته دوم را خراباتی
به دسته اول یحیوی مشرب و به دسته دوم عیسوی مشرب هم گویند
مثلا میرزاجواد آقا ملکی تبریزی را شیخ مناجاتیان گویند که از صدای گریه اش ملائکه به خروش می آمدند و از خراباتیان آقاسید احمد کربلایی و شیخ محمد بهاری همدانی
یک بار به آیت الله بهجت گفتند آقا اجازه بفرمایید شما رو ببریم به یکی از باغ های اطراف قم تا آب و هوای خوش استفاده کنید. ایشون موافقت کردند. اما وقتی رسیدند هنوز نیم ساعت نشده دلشان گرفت و گفت من را به منزل برگردانید سر سجاده و کتاب هایم.
اما آیت الله بهاء الدینی فلاسک چای را بر می داشت با یک پاکت سیگار، می رفت وسط باغ ساعت ها با خودش حال می کرد.
معلوم نیست مقام کدامشان هم از دیگری بالاتر است.
این است فرق مناجاتیان و خراباتیان.
شیخ مناجاتیان میرزاجواد آقا ملکی تبریزی است که درباره ایشان خاطره ای نقل شده. این را آیت الله خامنه ای هم در یک دیداری با مسئولان دولت احمدی نژاد تعریف کردند اما من الان نتوانستم در سایت رهبری پیدا کنم. گفته اند:
شب ها که ایشان برای تهجّد برمی خاست مدتی در رختخواب گریه می کرد. در ضمن دستورات و آداب برخاستن از خواب از قبیل سجده و دعا را انجام می داد پس به صحن منزل می آمد و به اطراف آسمان نگاه می کرد و آیات «انّ فی خلق السماوات و الارض»(آل عمران، پنج آیه آخر.) را می خواند و سر به دیوار می گذاشت و مدتی گریه می کرد. سپس برای وضو گرفتن آماده می شد و چون به کنار حوض می رفت در کنار حوض می نشست و باز مدتی گریه می کرد. سپس وضو می گرفت و پس از آن به مصلایش می رفت و مشغول شب زنده داری می شد، دیگر حالش خیلی منقلب می شد.
و درباره حالات عرفانی میرزاجواد اقا ملکی تبریزی، برخی شاگردانشان گفته اند:
«او خودش دستورالعمل اخلاقی بود. شب که میشد در صحن خانه دیوانهوار قدم میزد و مترنم بود که:
گر بشکافند سراپای من / جز تو نیابند در اعضای من
آخرین حرفش در بیماریش این بود که گفت «الله اکبر» و جان تسلیم کرد.»
و شاگرد دیگرشان گفته است:
ایشان ماههای رجب و شعبان را روزه بودند و در مدرسه فیضیه درس اخلاق عمومی میگفتند. اکنون که سی سال از رحلت آن عالم ربّانی میگذرد، در و دیوار مدرس و فضای مدرسه، صدای حزین و گریان و نالههای شوق و سوزان او را به گوش هوش میرساند که میگوید: «اللهم ارزقنا التجافی عن دار الغرور و الانا به الی دارالخلود والاستعداد للموت قبل الفوت».
حالا که حرف از میرزا جواد آقا ملکی تبریزی شد حیفم میاد این مطلبو نگم.
میرزا جواد آقا در کتاب «اسرار الصلوة» خود می نویسد:
«... خدا را شاهد می گیرم که من از متهجدّین و شب زنده داران کسی را می شناسم که به هنگام سحر صدای فرشته ای که او را بیدار می کند، می شنود، فرشته با لفظ«آقا» به او خطاب می کند و آن شخص با این سخن بیدار می شود و به نماز می ایستد.»
از برخی اساتید و بزرگان شنیدم که منظور ایشون خودشون بودن که نخواستن تصریح کنن. گفتند هم ایشون هستن که با صدای حورالعین بهشتی از خواب بیدار می شدند. صدای بسیار لطیف و زیبا که یکی دو ساعت مانده به سحر ایشون رو با لفظ آقا آقا بیدار می کرده.
دو گدا تو یه خیابون شهر رم کنار هم نشسته بودن. یکیشون یه صلیب گذاشته بود جلوش، اون یکی یه ستاره داوود...
مردم زیادی که از اونجا رد میشدن به هر دو نگاه میکردن ولی فقط تو کلاه اونی که پشت صلیب نشسته بود پول مینداختن.
یه کشیش که از اونجا رد میشد مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که پشت صلیبه پول میدن و هیچ کس به گدای پشت ستاره داوود چیزی نمیده. رفت جلو و گفت:
رفیق بیچاره من، متوجه نیستی اینجا یه کشور کاتولیکه؟
تازه مرکز مذهب کاتولیک هم هست.
مردم به تو که ستاره داوود گذاشتی جلوت پول نمیدن، به خصوص که درست نشستی بغل دست یه گدای دیگه که صلیب داره جلوش.
از روی لجبازی هم که باشه هر کسی رد بشه به اون یکی پول میده ولی به تو نه.
گدای پشت ستاره داوود بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو کرد به گدای پشت صلیب و گفت:
هی «موشه» نگاه کن کی اومده به برادران «گلدشتین» بازاریابی یاد بده!
مردم زیادی که از اونجا رد میشدن به هر دو نگاه میکردن ولی فقط تو کلاه اونی که پشت صلیب نشسته بود پول مینداختن.
یه کشیش که از اونجا رد میشد مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که پشت صلیبه پول میدن و هیچ کس به گدای پشت ستاره داوود چیزی نمیده. رفت جلو و گفت:
رفیق بیچاره من، متوجه نیستی اینجا یه کشور کاتولیکه؟
تازه مرکز مذهب کاتولیک هم هست.
مردم به تو که ستاره داوود گذاشتی جلوت پول نمیدن، به خصوص که درست نشستی بغل دست یه گدای دیگه که صلیب داره جلوش.
از روی لجبازی هم که باشه هر کسی رد بشه به اون یکی پول میده ولی به تو نه.
گدای پشت ستاره داوود بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو کرد به گدای پشت صلیب و گفت:
هی «موشه» نگاه کن کی اومده به برادران «گلدشتین» بازاریابی یاد بده!
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
سال 2006 در اثنای جنگ «تموز» یا همان جنگ 33 روزه، اتفاق جالبی افتاد. مجاهدان حزبالله به سید حسن نصرالله نامهای زیبا و حماسی نوشتند و بر پایداری و مقاومت خود و ادامه دادن راه شهدای مقاومت سخن گفتند. نامهای که در آن عباراتی چون «السلام علیک یا حبیبنا و السلام علیک یا عزیزنا» خطاب به دبیرکل حزبالله به چشم میخورد.
چند روز بعد یعنی در همان روزهای جنگ 33 روزه، سید حسن نصرالله که در شبکه المنار سخنرانی مستقیم داشت، مجاهدان حزبالله را مورد خطاب قرار داد و از آنان، مقاومتشان و شجاعتشان به زیبایی تعریف کرد.
سید حسن نصرالله در جواب نامهی مجاهدین گفت:
«و اما المجاهدین …
… برادرانم !
شما اعماق تاریخ این امتید، شما خلاصه روح این ملتید، شما تمدن و فرهنگ و اساس عشق و معرفت این امتید، شما نشان مردانگی این امتید، شما جاودانگی درخت سدر بر قلههای ما و کرنش خوشههای گندم درسرزمین مایید. شما مانند کوههای لبنان سرفرازید، همواره پرغرور و رفیع و عالی قامتید. پس ازخدا شما امید و پشتیبانید، همانگونه که پیش از این بودید و پس از این نیزخواهید بود .
سرهایتان را میبوسم، سرهایتان را که بالاتر از همه سرهاست میبوسم و دستانتان را که همیشه به ماشه است میبوسم. با همین دستان است که خدای تعالی قاتلین پیامبران و بندگانش و فسادکنندگان در زمین را درهم میکوبد.
گامهایتان را میبوسم که مستحکم در زمین کاشته شدهاند و حتی اگر همه کوهها منهدم شوند، نخواهند لرزید.
ای برادرانم! ای کسانی که جمجمههای خود را به خداوند سپردهاید به دورترین افق بنگرید. جواب من به شما تشکر من از شماست، اگر بپذیرید من نیز یکی از شما باشم و برادری برایتان باشم، برای اینکه شما خود رهبرید و شما سرورید و شما تاج سرید، مایه افتخار این امت ومردان خدا هستید، کسانی که بواسطه آنان پیروز خواهیم شد…»
{طبیعتا متن اصلی نامه به دلیل عبارات موجود در آن، زیبایی خاصی دارد}
متن نامه:
http://www.almanar.com.lb/wap/edetails.php?cid=41&eid=551186
پس از مدتی این دو نامهی زیبا به سرودی حماسی به نام «رساله الثوار» تبدیل شد که میتوانید آن را از لینک زیر بشنوید:
http://shiavoice.com/play-u0k06.html
متن شعر:
http://www.egyptianoasis.net/showthread.php?t=24906&page=4&p=338411&viewfull=1#post338411
ماجرای این نامه به همینجا ختم نمیشود. «جولیا پطرس» خوانندهی مسیحی لبنان با شنیدن پاسخ زیبای سید حسن به نامه مجاهدان مقاومت، به قول خودش دلش تکان خورد و فورا به سراغ «غسان مطر» رئیس اتحادیه نویسندگان لبنان که خود یکی از شاعران بزرگ محسوب می شود – می رود و سوژه ساختن ترانه ای بر اساس این پاسخ سید را با وی در میان می گذارد که با موافقت و تشویق او مواجه می شود.
@fathe_khoon
خودش در این باره می گوید:
«من هم مانند همه مردم که پیامها و سخنان سید حسن نصرالله را پیگیری می کردند، این پیام را شنیدم؛ پیامی که ایشان برای مجاهدان قهرمان در جنوب فرستادند مرا تحت تاثیر قرار داد و به اعماق وجودم راه یافت و احساساتم را دگرگون کرد.
شاید این پیام تنها مرا به گریه وا نداشت؛ بلکه میلیونها انسان را منقلب کرد.
این پیام اوج عظمت نصرالله را و افزون بر آن تواضع و فروتنی واقعی او را نشان داد. این پیام که آقای نصرالله با لحن خاصی آن را بیان کردند، تکان دهنده بود.
ایشان هنگامی که به رزمندگان مقاومت گفتند که دست وپای شما را می بوسم و آنان را رهبر و سرور امت معرفی کردند، از نظر عاطفی و انسانی مردم را تکان و به همگان نوید عزت و سربلندی و سرافرازی داد.
این پیام بسیار تاثیرگذار بود و من آن را ضبط و بی درنگ از نوار پیاده کردم. به ذهنم رسید که از حزب الله اجازه بگیرم و از آن سرودی بسازم، لذا از تعابیر و اصطلاحاتی که ایشان در پیام خود به کار بردند استفاده کردیم و از آن شعری ساختیم ...»
جولیا پطرس در پاسخ به خبرنگاران مجلات «لها» و «طرابلس پست» تاکید می کند که فرزندانم را با دیدگاههای سیاسی پرورش می دهم و معنی ندارد که آنها خنثی و بی موضع باشند. در مصاحبه با شبکه ماهواره ای «الجزیره» نیز تنها »هنر متعهد و اصیل« را پایدار می داند و می افزاید:
«انسانهای آرمانخواه هم با باورهای درونی و صحنه های مقاومت و پایداری زنده می مانند.»
او از هنرمندانی که به فراز و نشیبهای مهم جامعه شان بی اعتنا هستند انتقاد می کند و بخصوص با ابراز انزجار از رواج بی بند و باری و برهنگی در میان هنرمندان عرب می گوید:
«اکنون آنها زن را به صورت یک کالا در آورده اند و تلویزیونهای ماهواره ای نقش زیادی در انحطاط و ابتذال بازی می کنند، تا جایی که الان از هر ده کار هنری، هفت اثر «زیر حد مطلوب» هستند.»
در ادامه متن آهنگ او به همراه ترجمه فارسی آن قرار میگیرد:
سال 2006 در اثنای جنگ «تموز» یا همان جنگ 33 روزه، اتفاق جالبی افتاد. مجاهدان حزبالله به سید حسن نصرالله نامهای زیبا و حماسی نوشتند و بر پایداری و مقاومت خود و ادامه دادن راه شهدای مقاومت سخن گفتند. نامهای که در آن عباراتی چون «السلام علیک یا حبیبنا و السلام علیک یا عزیزنا» خطاب به دبیرکل حزبالله به چشم میخورد.
چند روز بعد یعنی در همان روزهای جنگ 33 روزه، سید حسن نصرالله که در شبکه المنار سخنرانی مستقیم داشت، مجاهدان حزبالله را مورد خطاب قرار داد و از آنان، مقاومتشان و شجاعتشان به زیبایی تعریف کرد.
سید حسن نصرالله در جواب نامهی مجاهدین گفت:
«و اما المجاهدین …
… برادرانم !
شما اعماق تاریخ این امتید، شما خلاصه روح این ملتید، شما تمدن و فرهنگ و اساس عشق و معرفت این امتید، شما نشان مردانگی این امتید، شما جاودانگی درخت سدر بر قلههای ما و کرنش خوشههای گندم درسرزمین مایید. شما مانند کوههای لبنان سرفرازید، همواره پرغرور و رفیع و عالی قامتید. پس ازخدا شما امید و پشتیبانید، همانگونه که پیش از این بودید و پس از این نیزخواهید بود .
سرهایتان را میبوسم، سرهایتان را که بالاتر از همه سرهاست میبوسم و دستانتان را که همیشه به ماشه است میبوسم. با همین دستان است که خدای تعالی قاتلین پیامبران و بندگانش و فسادکنندگان در زمین را درهم میکوبد.
گامهایتان را میبوسم که مستحکم در زمین کاشته شدهاند و حتی اگر همه کوهها منهدم شوند، نخواهند لرزید.
ای برادرانم! ای کسانی که جمجمههای خود را به خداوند سپردهاید به دورترین افق بنگرید. جواب من به شما تشکر من از شماست، اگر بپذیرید من نیز یکی از شما باشم و برادری برایتان باشم، برای اینکه شما خود رهبرید و شما سرورید و شما تاج سرید، مایه افتخار این امت ومردان خدا هستید، کسانی که بواسطه آنان پیروز خواهیم شد…»
{طبیعتا متن اصلی نامه به دلیل عبارات موجود در آن، زیبایی خاصی دارد}
متن نامه:
http://www.almanar.com.lb/wap/edetails.php?cid=41&eid=551186
پس از مدتی این دو نامهی زیبا به سرودی حماسی به نام «رساله الثوار» تبدیل شد که میتوانید آن را از لینک زیر بشنوید:
http://shiavoice.com/play-u0k06.html
متن شعر:
http://www.egyptianoasis.net/showthread.php?t=24906&page=4&p=338411&viewfull=1#post338411
ماجرای این نامه به همینجا ختم نمیشود. «جولیا پطرس» خوانندهی مسیحی لبنان با شنیدن پاسخ زیبای سید حسن به نامه مجاهدان مقاومت، به قول خودش دلش تکان خورد و فورا به سراغ «غسان مطر» رئیس اتحادیه نویسندگان لبنان که خود یکی از شاعران بزرگ محسوب می شود – می رود و سوژه ساختن ترانه ای بر اساس این پاسخ سید را با وی در میان می گذارد که با موافقت و تشویق او مواجه می شود.
@fathe_khoon
خودش در این باره می گوید:
«من هم مانند همه مردم که پیامها و سخنان سید حسن نصرالله را پیگیری می کردند، این پیام را شنیدم؛ پیامی که ایشان برای مجاهدان قهرمان در جنوب فرستادند مرا تحت تاثیر قرار داد و به اعماق وجودم راه یافت و احساساتم را دگرگون کرد.
شاید این پیام تنها مرا به گریه وا نداشت؛ بلکه میلیونها انسان را منقلب کرد.
این پیام اوج عظمت نصرالله را و افزون بر آن تواضع و فروتنی واقعی او را نشان داد. این پیام که آقای نصرالله با لحن خاصی آن را بیان کردند، تکان دهنده بود.
ایشان هنگامی که به رزمندگان مقاومت گفتند که دست وپای شما را می بوسم و آنان را رهبر و سرور امت معرفی کردند، از نظر عاطفی و انسانی مردم را تکان و به همگان نوید عزت و سربلندی و سرافرازی داد.
این پیام بسیار تاثیرگذار بود و من آن را ضبط و بی درنگ از نوار پیاده کردم. به ذهنم رسید که از حزب الله اجازه بگیرم و از آن سرودی بسازم، لذا از تعابیر و اصطلاحاتی که ایشان در پیام خود به کار بردند استفاده کردیم و از آن شعری ساختیم ...»
جولیا پطرس در پاسخ به خبرنگاران مجلات «لها» و «طرابلس پست» تاکید می کند که فرزندانم را با دیدگاههای سیاسی پرورش می دهم و معنی ندارد که آنها خنثی و بی موضع باشند. در مصاحبه با شبکه ماهواره ای «الجزیره» نیز تنها »هنر متعهد و اصیل« را پایدار می داند و می افزاید:
«انسانهای آرمانخواه هم با باورهای درونی و صحنه های مقاومت و پایداری زنده می مانند.»
او از هنرمندانی که به فراز و نشیبهای مهم جامعه شان بی اعتنا هستند انتقاد می کند و بخصوص با ابراز انزجار از رواج بی بند و باری و برهنگی در میان هنرمندان عرب می گوید:
«اکنون آنها زن را به صورت یک کالا در آورده اند و تلویزیونهای ماهواره ای نقش زیادی در انحطاط و ابتذال بازی می کنند، تا جایی که الان از هر ده کار هنری، هفت اثر «زیر حد مطلوب» هستند.»
در ادامه متن آهنگ او به همراه ترجمه فارسی آن قرار میگیرد:
احبائی ! احبائی !
استمعت الی رسالتکم
و فیها العز و الایمان
فانتم مثلما قلتم :
رجال الله فی المیدان
و وعد صادق انتم
و انتم نصرنا الآتی
و انتم من جبال الشمس
عاتیه علی العاتی
احبائی ! احبائی !
بکم یتحرر الاسری
بکم تتحرر الارض
بقبضتکم ، بغضبتکم
یصان البیت و العرض
بنات حضاره انتم
و انتم نهضه القیم
و انتم خالدون کما
خلود الارض فی القمم
و انتم مجد امتنا
و انتم ، انتم القاده
و تاج رووسنا انتم
و انتم ، انتم الساده
احبائی ! احبائی !
اقبل نبل اقدام
بها یتشرف الشرف
بعزه ارضنا انغرست
فلا تکبو و ترتجف
بکم سنغیر الدنیا
و یسمع صوتنا القدر
(و یحنی راسه القدر)
بکم نبنی الغد الاحلی
بکم نمضی و ننتصر ...
@fathe_khoon
ترجمه :
دوستانم ! دوستانم !
پیامتان را شنیدم
که نشاندهنده سرافرازی و ایمان است
و شما همان گونه که گفته اید
مردان خدا در میدان جنگید
و شما "وعده صادق"
و پیروزی قریب الوقوع مایید
و شما چون قله های سربلند خورشید
در برابر یاغیان ، سرکش و نافرمانید
دوستانم ! دوستانم !
اسیران با همت شما آزاد می شوند
و سرزمینهای اشغالی را شما باز پس می گیرید
با مشتهای گره کرده تان
و با خشم مقدستان
خانه هامان
و آبرومان محفوظ می ماند
شما سازندگان تمدن
و خیزش ارزشهایید
و مانند کاج – نماد جاودانگی لبنان
تا همیشه خواهید ماند
شما رمز مجد وعظمت امت ما
و رهبران مایید
و تاج سرهامان
و سروری تنها سزاوار شماست .
دوستانم ! دوستانم !
بر گامهای نجیب شما بوسه می زنم
گامهایی که به شرف ، شرافت می دهند
و صنوبرهای سرزمینمان از آب عزت آن آبیاری می شوند
نهراسید و استوار بمانید
با مقاومت شما ، دنیا تغییر می کند
و صدای ما به گوش سرنوشت خواهد رسید
(و سرنوشت سر تسلیم فرو خواهد آورد)
به دست شما فردای بهتر و دلپذیرتری می آفرینیم
با شما همراه می شویم و به پیروزی می رسیم .
استمعت الی رسالتکم
و فیها العز و الایمان
فانتم مثلما قلتم :
رجال الله فی المیدان
و وعد صادق انتم
و انتم نصرنا الآتی
و انتم من جبال الشمس
عاتیه علی العاتی
احبائی ! احبائی !
بکم یتحرر الاسری
بکم تتحرر الارض
بقبضتکم ، بغضبتکم
یصان البیت و العرض
بنات حضاره انتم
و انتم نهضه القیم
و انتم خالدون کما
خلود الارض فی القمم
و انتم مجد امتنا
و انتم ، انتم القاده
و تاج رووسنا انتم
و انتم ، انتم الساده
احبائی ! احبائی !
اقبل نبل اقدام
بها یتشرف الشرف
بعزه ارضنا انغرست
فلا تکبو و ترتجف
بکم سنغیر الدنیا
و یسمع صوتنا القدر
(و یحنی راسه القدر)
بکم نبنی الغد الاحلی
بکم نمضی و ننتصر ...
@fathe_khoon
ترجمه :
دوستانم ! دوستانم !
پیامتان را شنیدم
که نشاندهنده سرافرازی و ایمان است
و شما همان گونه که گفته اید
مردان خدا در میدان جنگید
و شما "وعده صادق"
و پیروزی قریب الوقوع مایید
و شما چون قله های سربلند خورشید
در برابر یاغیان ، سرکش و نافرمانید
دوستانم ! دوستانم !
اسیران با همت شما آزاد می شوند
و سرزمینهای اشغالی را شما باز پس می گیرید
با مشتهای گره کرده تان
و با خشم مقدستان
خانه هامان
و آبرومان محفوظ می ماند
شما سازندگان تمدن
و خیزش ارزشهایید
و مانند کاج – نماد جاودانگی لبنان
تا همیشه خواهید ماند
شما رمز مجد وعظمت امت ما
و رهبران مایید
و تاج سرهامان
و سروری تنها سزاوار شماست .
دوستانم ! دوستانم !
بر گامهای نجیب شما بوسه می زنم
گامهایی که به شرف ، شرافت می دهند
و صنوبرهای سرزمینمان از آب عزت آن آبیاری می شوند
نهراسید و استوار بمانید
با مقاومت شما ، دنیا تغییر می کند
و صدای ما به گوش سرنوشت خواهد رسید
(و سرنوشت سر تسلیم فرو خواهد آورد)
به دست شما فردای بهتر و دلپذیرتری می آفرینیم
با شما همراه می شویم و به پیروزی می رسیم .
سلام و عرض ادب و احترام!
کانال فتح خون از ابتدا همراهان زیادی نداشت و در بیشترین زمان خودش 90 تا عضو داشت.
اینکه در بازهی زمانی فعلی افراد از کانال خارج میشن برای من مسئله است. نه به این دلیل که کانال چند هزار عضو نداره و دنبال اعضای زیاد باشم -البته که اعضای زیاد هم به نوبه خودش خوبه- به این دلیل که نواقص برطرف بشه.
رویکرد بنده این بوده که در طول روز زیاد پیام نفرستم و نهایتا روزی 2-3 تا پیام ارسال کنم. شاید دلیل خروج بزرگواران این باشه
شما چی فکر میکنید؟
اگر امکانش هست نظرتون در مورد کانال، روندش و اینکه چطور باید باشه رو برای بنده ارسال کنید.
ممنون از شما بزرگواران
@fathe_khoon
کانال فتح خون از ابتدا همراهان زیادی نداشت و در بیشترین زمان خودش 90 تا عضو داشت.
اینکه در بازهی زمانی فعلی افراد از کانال خارج میشن برای من مسئله است. نه به این دلیل که کانال چند هزار عضو نداره و دنبال اعضای زیاد باشم -البته که اعضای زیاد هم به نوبه خودش خوبه- به این دلیل که نواقص برطرف بشه.
رویکرد بنده این بوده که در طول روز زیاد پیام نفرستم و نهایتا روزی 2-3 تا پیام ارسال کنم. شاید دلیل خروج بزرگواران این باشه
شما چی فکر میکنید؟
اگر امکانش هست نظرتون در مورد کانال، روندش و اینکه چطور باید باشه رو برای بنده ارسال کنید.
ممنون از شما بزرگواران
@fathe_khoon
مقام معظم رهبری:
دو جناح برای این کشور مثل دو بالند، که کشور با این دو بال میتواند پرواز کند. اما اگر یکدست کردنی که آنها دستگاه را متهم میکنند، معنایش حاکمیت یکپارچه و اجازه ندادن به شکاف در حاکمیت و در اصول است، این لازم است.
در هیچ جای دنیا به کسانی که به قانون اساسی و اصول آن کشور معتقد نیستند، اجازه نمیدهند در بخشهای حاکمیت وارد شوند. در کجای دنیا چنین اجازهیی داده میشود؟ آیا در امریکا و انگلیس و جاهای دیگر به کسی که با اصول و ارزشهای امریکایی مخالف است، اجازه میدهند در رأس حکومت بیاید؟
شما میبینید در مبارزات انتخاباتیشان اختلاف بین دو حزب و دو جناح بر سر چیزهای بسیار جزئیتر از این حرفهاست؛ بزرگتریناش این است که به عراق حمله کنیم یا نکنیم - یک جناح میگوید حمله کنیم، یک جناح میگوید حمله نکنیم - والّا اختلاف سر مسائلی از این قبیل است که مالیات فلان جنس را افزایش دهیم یا نه؛ راجع به مسائل زیست محیطی چنین بکنیم یا نه. مگر در دنیای دمکراسی اجازه میدهند که کسانی که با اصول و مبانی یک نظام مخالفند، بیایند داخل حاکمیت آن نظام شوند؟ هیچ جای دنیا چنین اجازهیی نمیدهند. البته معلوم است که ما هم اجازه نمیدهیم.
کسانی که قانون اساسی را قبول ندارند، کسانیکه اصل نظام جمهوری اسلامی را قبول ندارند، اینها بیایند در رأس نظام جمهوری اسلامی قرار بگیرند؟!
اسم این اصلاحطلبی است؟
بنده دعوای اصلاحطلب و اصولگرا را هم قبول ندارم؛ من این تقسیمبندی را غلط میدانم. نقطهی مقابل اصولگرا، اصلاحطلب نیست؛ نقطه مقابل اصلاحطلب، اصولگرا نیست. نقطهی مقابل اصولگرا، آدم بیاصول و لاابالی است؛ آدمی که به هیچ اصلی معتقد نیست؛ آدم هرهری مذهب است. یک روز منافع او یا فضای عمومی ایجاب میکند که بشدت ضد سرمایهگذاری و سرمایهداری حرکت کند، یک روز هم منافعاش یا فضا ایجاب میکند که طرفدار سرسخت سرمایهداری شود؛ حتی به شکل وابسته و نابابش! نقطهی مقابل اصلاحطلبی، افساد است. بنده معتقد به اصولگرای اصلاحطلبم؛ اصول متین و متقنی که از مبانی معرفتی اسلام برخاسته، با اصلاح روشها به صورت روزبهروز و نوبهنو.
ما باید روشها را اصلاح کنیم. در روشها اشتباه و نقص وجود دارد. گاهی به مرحلهیی میرسیم که امروز دیگر جواب نمیدهد؛ باید مرحلهی دیگری را شروع کنیم. حفظ اصول و اصلاح روشها، معنای اصلاحطلبی است.
البته از نظر امریکاییها اصلاح یعنی ضدیت با نظام جمهوری اسلامی. رضاخان آمد اصلاحات راه انداخت؛ محمدرضا هم آمد اصلاحات راه انداخت؛ این همان چیزی است که بنده گفتم اصلاحات امریکایی. این اصلاحات به درد خودشان میخورد. ملت ایران اصلاح را براساس اصول خود انجام میدهد.
دو جناح برای این کشور مثل دو بالند، که کشور با این دو بال میتواند پرواز کند. اما اگر یکدست کردنی که آنها دستگاه را متهم میکنند، معنایش حاکمیت یکپارچه و اجازه ندادن به شکاف در حاکمیت و در اصول است، این لازم است.
در هیچ جای دنیا به کسانی که به قانون اساسی و اصول آن کشور معتقد نیستند، اجازه نمیدهند در بخشهای حاکمیت وارد شوند. در کجای دنیا چنین اجازهیی داده میشود؟ آیا در امریکا و انگلیس و جاهای دیگر به کسی که با اصول و ارزشهای امریکایی مخالف است، اجازه میدهند در رأس حکومت بیاید؟
شما میبینید در مبارزات انتخاباتیشان اختلاف بین دو حزب و دو جناح بر سر چیزهای بسیار جزئیتر از این حرفهاست؛ بزرگتریناش این است که به عراق حمله کنیم یا نکنیم - یک جناح میگوید حمله کنیم، یک جناح میگوید حمله نکنیم - والّا اختلاف سر مسائلی از این قبیل است که مالیات فلان جنس را افزایش دهیم یا نه؛ راجع به مسائل زیست محیطی چنین بکنیم یا نه. مگر در دنیای دمکراسی اجازه میدهند که کسانی که با اصول و مبانی یک نظام مخالفند، بیایند داخل حاکمیت آن نظام شوند؟ هیچ جای دنیا چنین اجازهیی نمیدهند. البته معلوم است که ما هم اجازه نمیدهیم.
کسانی که قانون اساسی را قبول ندارند، کسانیکه اصل نظام جمهوری اسلامی را قبول ندارند، اینها بیایند در رأس نظام جمهوری اسلامی قرار بگیرند؟!
اسم این اصلاحطلبی است؟
بنده دعوای اصلاحطلب و اصولگرا را هم قبول ندارم؛ من این تقسیمبندی را غلط میدانم. نقطهی مقابل اصولگرا، اصلاحطلب نیست؛ نقطه مقابل اصلاحطلب، اصولگرا نیست. نقطهی مقابل اصولگرا، آدم بیاصول و لاابالی است؛ آدمی که به هیچ اصلی معتقد نیست؛ آدم هرهری مذهب است. یک روز منافع او یا فضای عمومی ایجاب میکند که بشدت ضد سرمایهگذاری و سرمایهداری حرکت کند، یک روز هم منافعاش یا فضا ایجاب میکند که طرفدار سرسخت سرمایهداری شود؛ حتی به شکل وابسته و نابابش! نقطهی مقابل اصلاحطلبی، افساد است. بنده معتقد به اصولگرای اصلاحطلبم؛ اصول متین و متقنی که از مبانی معرفتی اسلام برخاسته، با اصلاح روشها به صورت روزبهروز و نوبهنو.
ما باید روشها را اصلاح کنیم. در روشها اشتباه و نقص وجود دارد. گاهی به مرحلهیی میرسیم که امروز دیگر جواب نمیدهد؛ باید مرحلهی دیگری را شروع کنیم. حفظ اصول و اصلاح روشها، معنای اصلاحطلبی است.
البته از نظر امریکاییها اصلاح یعنی ضدیت با نظام جمهوری اسلامی. رضاخان آمد اصلاحات راه انداخت؛ محمدرضا هم آمد اصلاحات راه انداخت؛ این همان چیزی است که بنده گفتم اصلاحات امریکایی. این اصلاحات به درد خودشان میخورد. ملت ایران اصلاح را براساس اصول خود انجام میدهد.
«خودباختگى» بشر امروز تا بدانجاست كه حتّى در منطقه اسلامى و بعضاً در ایران،
بویژه در نزد روشنفكران و تحصیل كردههاى دانشگاه، احكام اسلام تا آنجا اعتبار دارد كه
با «معیارهاى مطلق تمدّن معاصر غرب» مخالفتى نداشته باشد
و چه بسا كه عدّهاى از متفكرین نیز از سر خود باختگى و شیفتگى نسبت به تمدّن معاصر غرب،
به تبیین معارف اسلام براساس دستاوردهاى تجربى و یا حتّى به انطباق «آیات قرآنى» با «محصولات تكنیكى» تمدّن مغرب پرداختهاند
و این سرطان دردناكى است كه متأسفانه حتّى به رگ و ریشه و پیكره برخى «تألیفات مذهبى» نیز سرایت كردهاند .
سید مرتضی آوینی-كتاب حكومت فرزانگان- مبحث دوم آزادي عقيده
بویژه در نزد روشنفكران و تحصیل كردههاى دانشگاه، احكام اسلام تا آنجا اعتبار دارد كه
با «معیارهاى مطلق تمدّن معاصر غرب» مخالفتى نداشته باشد
و چه بسا كه عدّهاى از متفكرین نیز از سر خود باختگى و شیفتگى نسبت به تمدّن معاصر غرب،
به تبیین معارف اسلام براساس دستاوردهاى تجربى و یا حتّى به انطباق «آیات قرآنى» با «محصولات تكنیكى» تمدّن مغرب پرداختهاند
و این سرطان دردناكى است كه متأسفانه حتّى به رگ و ریشه و پیكره برخى «تألیفات مذهبى» نیز سرایت كردهاند .
سید مرتضی آوینی-كتاب حكومت فرزانگان- مبحث دوم آزادي عقيده
تهاجم فرهنگى اصلى متوجه «فرهنگ اسلامى انقلاب»، «ولايت فقيه» و «عدم رابطه با آمريكا» است. و عجيب آنكه فقط روشنفكران غربزدهاى كه بهسوى كاخ سفيد نماز مىگذارند نيستند كه به اين جبهه پيوستهاند، در ميان اينان هستند كسانى كه سالها خود مصدر بعضى مسئوليتهاى بزرگ در نظام جمهورى اسلامى ايران بودهاند اما رفته رفته جانب تسليم گرفتهاند و دست از مبارزه برداشتهاند.
شهید سید مرتضی آوینی، ماهنامه سوره، مهر 1370
شهید سید مرتضی آوینی، ماهنامه سوره، مهر 1370
انسان، تنها قهرمانِ صحنۀ تاریخ است. تنها اوست كه تاریخ را میسازد، متحول میکند و به حركت درمیآورد. انسان خود نیز متحول میشود و حرکت میكند، و این تعامل او با جهان پیوسته استمرار دارد. تنها عملِ انسان و نه هیچ عامل دیگر، آفریننده و سازندۀ كلیۀ این حوادث است. آیا مقام و مرتبهای والاتر از این مقام و مرتبه میتوان یافت؟
امام موسی صدر، نای و نی، ص٨٨
امام موسی صدر، نای و نی، ص٨٨
-شخصی از امام صادق علیه السلام پرسید: بین دو حاکم در تردیدم، چه کنم؟
امام فرمودند: عادل ،صادق، فقیه و با تقواترین را انتخاب کن.
-اگر به تشخیص نرسیدم؟
امام فرمودند: ببین افراد متدین به کدام مایلند؟
-اگر نفهمیدم؟
امام فرمودند: بنگر مخالفان آیین ما کدام را بیشتر می پسندند، او را کنار بگذار و ببین کدام بیشتر آن هارا خشمگین میکند، او را برگزین.
اصول کافی،ج۱،ص68
امام فرمودند: عادل ،صادق، فقیه و با تقواترین را انتخاب کن.
-اگر به تشخیص نرسیدم؟
امام فرمودند: ببین افراد متدین به کدام مایلند؟
-اگر نفهمیدم؟
امام فرمودند: بنگر مخالفان آیین ما کدام را بیشتر می پسندند، او را کنار بگذار و ببین کدام بیشتر آن هارا خشمگین میکند، او را برگزین.
اصول کافی،ج۱،ص68
آیت الله حائری شیرازی:
اخلاق بد مسری است، با متکبر معاشرت کنی، متکبر میشوی، همانطور که اگر با مبتلا به آبله همغذا شوی، آبله میگیری.
اخلاق بد مسری است، با متکبر معاشرت کنی، متکبر میشوی، همانطور که اگر با مبتلا به آبله همغذا شوی، آبله میگیری.