✳️ تا من هستم نخواهم گذاشت...
من امروز بعد از ده سال از پیروزی انقلاب اسلامی همچون گذشته اعتراف میکنم که بعض تصمیمات اول انقلاب در سپردن پستها و امور مهمه کشور به گروهی که عقیده خالص و واقعی به اسلام ناب محمدی نداشتهاند، اشتباهی بوده است که تلخی آثار آن براحتی از میان نمیرود، گر چه در آن موقع هم من شخصاً مایل به روی کار آمدن آنان نبودم ولی با صلاحدید و تأیید دوستان قبول نمودم و الآن هم سخت معتقدم که آنان به چیزی کمتر از انحراف انقلاب از تمامی اصولش و هر حرکت به سوی آمریکای جهانخوار قناعت نمیکنند، در حالی که در کارهای دیگر نیز جز حرف و ادّعا هنری ندارند. امروز هیچ تأسفی نمیخوریم که آنان در کنار ما نیستند چرا که از اول هم نبودهاند. انقلاب به هیچ گروهی بدهکاری ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهای فراوان خود را به گروهها و لیبرالها میخوریم. آغوش کشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن همه کسانی که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولی نه به قیمت طلبکاری آنان از همه اصول، که چرا «مرگ بر آمریکا» گفتید! چرا جنگ کردید! چرا نسبت به منافقین و ضدانقلابیون حکم خدا را جاری میکنید؟ چرا شعار نه شرقی و نه غربی دادهاید؟ چرا لانه جاسوسی را اشغال کردهایم و صدها چرای دیگر. و نکته مهم در این رابطه اینکه نباید تحت تأثیر ترحمهای بیجا و بیمورد نسبت به دشمنان خدا و مخالفین و متخلفین نظام، به گونهای تبلیغ کنیم که احکام خدا و حدود الهی زیر سؤال بروند. من بعض از این موارد را نه تنها به سود کشور نمیدانم که معتقدم دشمنان از آن بهره میبرند. من به آنهایی که دستشان به رادیو تلویزیون و مطبوعات میرسد و چه بسا حرفهای دیگران را میزنند صریحاً اعلام میکنم:
تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرالها بیفتد، تا من هستم نخواهم گذاشت منافقین اسلام این مردم بیپناه را از بین ببرند، تا من هستم از اصول نه شرقی و نه غربی عدول نخواهم کرد، تا من هستم دست ایادی آمریکا و شوروی را در تمام زمینهها کوتاه میکنم و اطمینان کامل دارم که تمامی مردم در اصول همچون گذشته پشتیبان نظام و انقلاب اسلامی خود هستند که علاوه بر دهها و صدها صحنه اعلام حضور و آمادگی خود امسال نیز در راهپیمایی ۲۲ بهمن حقیقت آمادگی کامل خویش را به جهانیان نشان دادند و واقعاً دشمنان انقلاب را شگفتزده کردند که تا کجا حاضر به فداکاریاند. من در اینجا خود را شرمنده و کوچکتر از آن میدانم که زبان به وصف و تقدیر از آنان بگشایم. خداوند پاداش عظیم اینهمه اخلاص و رشد و بندگی را خواهد داد ولی به آنان که ناآگاهانه مردم شریف و عزیز ما را متهم به رویگردانی از اصول و انقلاب و روحانیت میکنند سفارش و نصیحت میکنم که در گفتار و کلمات و نوشتهها با دقت و مطالعه عمل کنند و برداشتها و تصورات نابجای خود را به حساب انقلاب و مردم نگذارند.
امام سید روحالله موسوی خمینی، صحیفه امام، منشور روحانیت، جلد ۲۱، صفحات ۲۸۵ و ۲۸۶.
@fathe_khoon
من امروز بعد از ده سال از پیروزی انقلاب اسلامی همچون گذشته اعتراف میکنم که بعض تصمیمات اول انقلاب در سپردن پستها و امور مهمه کشور به گروهی که عقیده خالص و واقعی به اسلام ناب محمدی نداشتهاند، اشتباهی بوده است که تلخی آثار آن براحتی از میان نمیرود، گر چه در آن موقع هم من شخصاً مایل به روی کار آمدن آنان نبودم ولی با صلاحدید و تأیید دوستان قبول نمودم و الآن هم سخت معتقدم که آنان به چیزی کمتر از انحراف انقلاب از تمامی اصولش و هر حرکت به سوی آمریکای جهانخوار قناعت نمیکنند، در حالی که در کارهای دیگر نیز جز حرف و ادّعا هنری ندارند. امروز هیچ تأسفی نمیخوریم که آنان در کنار ما نیستند چرا که از اول هم نبودهاند. انقلاب به هیچ گروهی بدهکاری ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهای فراوان خود را به گروهها و لیبرالها میخوریم. آغوش کشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن همه کسانی که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولی نه به قیمت طلبکاری آنان از همه اصول، که چرا «مرگ بر آمریکا» گفتید! چرا جنگ کردید! چرا نسبت به منافقین و ضدانقلابیون حکم خدا را جاری میکنید؟ چرا شعار نه شرقی و نه غربی دادهاید؟ چرا لانه جاسوسی را اشغال کردهایم و صدها چرای دیگر. و نکته مهم در این رابطه اینکه نباید تحت تأثیر ترحمهای بیجا و بیمورد نسبت به دشمنان خدا و مخالفین و متخلفین نظام، به گونهای تبلیغ کنیم که احکام خدا و حدود الهی زیر سؤال بروند. من بعض از این موارد را نه تنها به سود کشور نمیدانم که معتقدم دشمنان از آن بهره میبرند. من به آنهایی که دستشان به رادیو تلویزیون و مطبوعات میرسد و چه بسا حرفهای دیگران را میزنند صریحاً اعلام میکنم:
تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرالها بیفتد، تا من هستم نخواهم گذاشت منافقین اسلام این مردم بیپناه را از بین ببرند، تا من هستم از اصول نه شرقی و نه غربی عدول نخواهم کرد، تا من هستم دست ایادی آمریکا و شوروی را در تمام زمینهها کوتاه میکنم و اطمینان کامل دارم که تمامی مردم در اصول همچون گذشته پشتیبان نظام و انقلاب اسلامی خود هستند که علاوه بر دهها و صدها صحنه اعلام حضور و آمادگی خود امسال نیز در راهپیمایی ۲۲ بهمن حقیقت آمادگی کامل خویش را به جهانیان نشان دادند و واقعاً دشمنان انقلاب را شگفتزده کردند که تا کجا حاضر به فداکاریاند. من در اینجا خود را شرمنده و کوچکتر از آن میدانم که زبان به وصف و تقدیر از آنان بگشایم. خداوند پاداش عظیم اینهمه اخلاص و رشد و بندگی را خواهد داد ولی به آنان که ناآگاهانه مردم شریف و عزیز ما را متهم به رویگردانی از اصول و انقلاب و روحانیت میکنند سفارش و نصیحت میکنم که در گفتار و کلمات و نوشتهها با دقت و مطالعه عمل کنند و برداشتها و تصورات نابجای خود را به حساب انقلاب و مردم نگذارند.
امام سید روحالله موسوی خمینی، صحیفه امام، منشور روحانیت، جلد ۲۱، صفحات ۲۸۵ و ۲۸۶.
@fathe_khoon
video_2016-02-01_11-45-22.mov
1.7 MB
اگر راه امام را گم کنیم ملت ایران سیلی خواهد خورد
در اندیشه روزهای آینده
آیت الله هنوز در اندیشه ماجراهایی بود که از 15 خرداد شنیده بود. به اطرافیانش میگفت:
«من برای مردم کاری نکردم. تکلیف من خیلی سنگین شد. مردم برای من چرا اینطور کردند من که برای مردم کاری نکردم.»
آیتالله در اندیشهی آینده بود و آماده ساختن نیروها برای روزهای سخت. همان روزها به دونفر از جوانان مبارز که پیشش آمده بودند و از مامورانی که تعقیبشان کرده بودند، ترسیده بودند گفت:
به برادران و دوستانتان بگویید که ما راه سخت و پر پیچ و خمی پیش رو داریم اگر بنا باشد ماموری به شما حمله کند وحشت کنید، کار پیش نخواهد رفت.
آیت الله به انقلاب مردمی میاندیشید. پرسیده بود 15 خرداد زنها کجا بودند؟گفته بودند در خانه، گفته بود باید آنها هم در میدان مبارزه باشند.
تنها حزب سیاسی که خرداد 42 در دفاع از امام بیانیه صادر کرد، نهضت آزادی بود. سران جبهه ملی از حمایت مردم در 15 خرداد خودداری کرده بودند و بعدها گفتند زندانی بودند و خبرنداشتند.
حاجآقا میاندیشید که جوانان مبارز را دور از فضای گروههای سیاسی منسجم کنند. به آنها سفارش کرده بود:
چند نصیحت به شما میکنم، اول اینکه این حزبیها را بین خودتان راه ندهید. شما سه گروه مومن و مسلمان هستید. اینها هر جا منافعشان ایجاب بکند شما را رها خواهند کرد. دوم اینکه شما برای عضوگیری برادریابی کنید، و سوم آنکه در تصمیمگیریها سعی کنید اقلیت را قانع کنید، تا بتوانید راهی که در پیش دارید مصممتر حرکت کنید.
کتاب تاریخ زندگی امام خمینی- نوشته جعفر شیرعلی نیا- صفحه 95
آیت الله هنوز در اندیشه ماجراهایی بود که از 15 خرداد شنیده بود. به اطرافیانش میگفت:
«من برای مردم کاری نکردم. تکلیف من خیلی سنگین شد. مردم برای من چرا اینطور کردند من که برای مردم کاری نکردم.»
آیتالله در اندیشهی آینده بود و آماده ساختن نیروها برای روزهای سخت. همان روزها به دونفر از جوانان مبارز که پیشش آمده بودند و از مامورانی که تعقیبشان کرده بودند، ترسیده بودند گفت:
به برادران و دوستانتان بگویید که ما راه سخت و پر پیچ و خمی پیش رو داریم اگر بنا باشد ماموری به شما حمله کند وحشت کنید، کار پیش نخواهد رفت.
آیت الله به انقلاب مردمی میاندیشید. پرسیده بود 15 خرداد زنها کجا بودند؟گفته بودند در خانه، گفته بود باید آنها هم در میدان مبارزه باشند.
تنها حزب سیاسی که خرداد 42 در دفاع از امام بیانیه صادر کرد، نهضت آزادی بود. سران جبهه ملی از حمایت مردم در 15 خرداد خودداری کرده بودند و بعدها گفتند زندانی بودند و خبرنداشتند.
حاجآقا میاندیشید که جوانان مبارز را دور از فضای گروههای سیاسی منسجم کنند. به آنها سفارش کرده بود:
چند نصیحت به شما میکنم، اول اینکه این حزبیها را بین خودتان راه ندهید. شما سه گروه مومن و مسلمان هستید. اینها هر جا منافعشان ایجاب بکند شما را رها خواهند کرد. دوم اینکه شما برای عضوگیری برادریابی کنید، و سوم آنکه در تصمیمگیریها سعی کنید اقلیت را قانع کنید، تا بتوانید راهی که در پیش دارید مصممتر حرکت کنید.
کتاب تاریخ زندگی امام خمینی- نوشته جعفر شیرعلی نیا- صفحه 95
سخنرانی امام خمینی در 15خرداد 58 در مدرسه فیضیه
از 15 خرداد تا حالا که امدیم خون دادیم، یعنی شما خون دادید من که نشستم اینجا
منم هیچ حقی ندارم
شماها خون دادید، شماها به میدان رفتید
شماها مبارزه کردید
ماها هیچ حقی نداریم
ما باید برای شما خدمت کنیم
خودمون نباید استفاده کنیم
نه استفاده عنوانی -خاک بر سر من که بخواهم استفاده عنوانی از شما بکنم، خاک بر سر من که بخواهم خون شما ریخته شود و من استفاده اش را ببرم-
از 15 خرداد تا حالا که امدیم خون دادیم، یعنی شما خون دادید من که نشستم اینجا
منم هیچ حقی ندارم
شماها خون دادید، شماها به میدان رفتید
شماها مبارزه کردید
ماها هیچ حقی نداریم
ما باید برای شما خدمت کنیم
خودمون نباید استفاده کنیم
نه استفاده عنوانی -خاک بر سر من که بخواهم استفاده عنوانی از شما بکنم، خاک بر سر من که بخواهم خون شما ریخته شود و من استفاده اش را ببرم-
دارالتبلیغ
آیتالله شریعتمداری از علمای مشهور آن دوره تا ان زمان {سال 1343} با مبارزه همراهی میکرد، اما راهش را جدا کرد.
آقای شریعتمداری با تاسیس «دارالتبلیغ» با هدف تربیت مبلغ، حوزه را به دو گروه انقلابی و مخالف انقلابیگری تقسیم کرد. دارالتبلیغ را برای تربیت مبلغ دینی تاسیس کردند. رسول جعفریان مینویسد:
«در شرایطی که در قم و میان روحانیان یک جنبش انقلابی جدی بر ضدنظام پهلوی ایجاد شده، تاسیس چنین مرکزی نوعی منحرف کردن مسیر حرکت انقلابی تلقی میشد.»
یاران آیتالله خمینی با تاسیس و ترویج دارالتبلیغ مخالف بودند.
همزمان شایعاتی دربارهی برنامهریزی شاه برای نفوذ به حوزه مطرح بود که بدبینی انقلابیون به جریان دارالتبلیغ را بیشتر میکرد. گروهی هم با اصلاحات و منظم کردن حوزه مخالف بودند و بدون انگیزه انقلابی مخالف دارالتبلیغ بودند. در قم و برخی شهرها به خصوص تبریز بحثهای مخالف و موافق حوزویان و علما را دو دسته کرده بود.
در تبریز زادگاه آیتالله شریعتمداری، آیتالله قاضی طباطبایی و تعداد دیگری از علما مخالف دارالتبلیغ بودند. بسیاری از طلبههای آذربایجانی کوچکترین انتقاد از آیتالله شریعتمداری را برنمیتابیدند، اما انقلابیون جلسات و ارتباط او با روسای شهربانی و ساواک را خیانت میدیدند.
«توکلی بینا» از جوانان مبارز به حاج آقا روحالله گفته بود:
«آقای شریعتمداری مستقیم با اطلاعات شهربانی و ساواک در ارتباط است. جواب شنیده بود به هیچکس چیزی نگو. گویا آقا نمیخواسته مسئله باعث تفرقه شود و در همان سطح علما حل شود.
حاج آقا روحالله و آیتالله شریعتمداری
وقتی کسانی میآمدند و از خوبیهای دارالتبلیغ میگفتند، آقا روحالله میگفت: خانه از پای بست ویران است، خواجه دربند نقش ایوان است.
رسول جعفریان:
«آقایان سبحانی و مکارم و دوانی نظر آیتالله خمینی را دربارهی دارالتبلیغ پرسیدند، آیتالله خمینی گفت: نگران اخلال در مبارزه است.
آقای خزعلی در خاطراتش میگوید که آیتالله خمینی گفته است من با دارالتبلیغ مخالف نیستم، اما واقعیت این است که نحوهی اداره آن به گونهای است که دارد انحراف ایجاد میکند. بنابراین باید دست نگه دارد. تو برو و با ایشان صحبت کن.
آقای خزعلی حدود ده بار پیغام برد و آورد تا اینکه آیتالله شریعتمداری گفت خودم با آقای خمینی صحبت میکنم، اگر گفت تعطیل کنید، تعطیل میکنم.
او به دیدار رفت، آیتالله خمینی خواست تعطیل کند، نکرد.
آیتالله خمینی گفته بود:
«من فعلا از این ناحیه احساس خطر نمیکنم. اگر احساس خطر بکنم، با دست طلبهها دارالتبلیغ را میکَنم و هر آجرش در دست یک طلبه خواهد بود.»
کتاب تاریخ زندگی امام خمینی- نوشته جعفر شیرعلی نیا- صفحه 102 و 103
@fathe_khoon
#امام_خمینی
#آیتالله_شریعتمداری
#تاریخ_معاصر
#تاریخ_انقلاب
آیتالله شریعتمداری از علمای مشهور آن دوره تا ان زمان {سال 1343} با مبارزه همراهی میکرد، اما راهش را جدا کرد.
آقای شریعتمداری با تاسیس «دارالتبلیغ» با هدف تربیت مبلغ، حوزه را به دو گروه انقلابی و مخالف انقلابیگری تقسیم کرد. دارالتبلیغ را برای تربیت مبلغ دینی تاسیس کردند. رسول جعفریان مینویسد:
«در شرایطی که در قم و میان روحانیان یک جنبش انقلابی جدی بر ضدنظام پهلوی ایجاد شده، تاسیس چنین مرکزی نوعی منحرف کردن مسیر حرکت انقلابی تلقی میشد.»
یاران آیتالله خمینی با تاسیس و ترویج دارالتبلیغ مخالف بودند.
همزمان شایعاتی دربارهی برنامهریزی شاه برای نفوذ به حوزه مطرح بود که بدبینی انقلابیون به جریان دارالتبلیغ را بیشتر میکرد. گروهی هم با اصلاحات و منظم کردن حوزه مخالف بودند و بدون انگیزه انقلابی مخالف دارالتبلیغ بودند. در قم و برخی شهرها به خصوص تبریز بحثهای مخالف و موافق حوزویان و علما را دو دسته کرده بود.
در تبریز زادگاه آیتالله شریعتمداری، آیتالله قاضی طباطبایی و تعداد دیگری از علما مخالف دارالتبلیغ بودند. بسیاری از طلبههای آذربایجانی کوچکترین انتقاد از آیتالله شریعتمداری را برنمیتابیدند، اما انقلابیون جلسات و ارتباط او با روسای شهربانی و ساواک را خیانت میدیدند.
«توکلی بینا» از جوانان مبارز به حاج آقا روحالله گفته بود:
«آقای شریعتمداری مستقیم با اطلاعات شهربانی و ساواک در ارتباط است. جواب شنیده بود به هیچکس چیزی نگو. گویا آقا نمیخواسته مسئله باعث تفرقه شود و در همان سطح علما حل شود.
حاج آقا روحالله و آیتالله شریعتمداری
وقتی کسانی میآمدند و از خوبیهای دارالتبلیغ میگفتند، آقا روحالله میگفت: خانه از پای بست ویران است، خواجه دربند نقش ایوان است.
رسول جعفریان:
«آقایان سبحانی و مکارم و دوانی نظر آیتالله خمینی را دربارهی دارالتبلیغ پرسیدند، آیتالله خمینی گفت: نگران اخلال در مبارزه است.
آقای خزعلی در خاطراتش میگوید که آیتالله خمینی گفته است من با دارالتبلیغ مخالف نیستم، اما واقعیت این است که نحوهی اداره آن به گونهای است که دارد انحراف ایجاد میکند. بنابراین باید دست نگه دارد. تو برو و با ایشان صحبت کن.
آقای خزعلی حدود ده بار پیغام برد و آورد تا اینکه آیتالله شریعتمداری گفت خودم با آقای خمینی صحبت میکنم، اگر گفت تعطیل کنید، تعطیل میکنم.
او به دیدار رفت، آیتالله خمینی خواست تعطیل کند، نکرد.
آیتالله خمینی گفته بود:
«من فعلا از این ناحیه احساس خطر نمیکنم. اگر احساس خطر بکنم، با دست طلبهها دارالتبلیغ را میکَنم و هر آجرش در دست یک طلبه خواهد بود.»
کتاب تاریخ زندگی امام خمینی- نوشته جعفر شیرعلی نیا- صفحه 102 و 103
@fathe_khoon
#امام_خمینی
#آیتالله_شریعتمداری
#تاریخ_معاصر
#تاریخ_انقلاب
اعتراض به کاپیتولاسیون
قلم دست گرفت یک نفس اعلامیه کاپیتولاسیون را نوشت و تاکید کرد که من را می گیرند اعلامیه را سریع تر چاپ کنید تا مردم بدانند مرا برای چه گرفته اند.
4 آبان 1343 پیام منتشر شد:
«آیا ملت ایران می داند که در این روزها چه در مجلس گذشت؟ می داند بدون اطلاع ملت و به طور قاچاق چه جنایتی واقع شد؟ می داند مجلس به پیشنهاد دولت سند بردگی ملت ایران را امضا کرد، اقرار به مستعمره بودن ایران نمود؟ سند وحشی بودن ملت مسلمان را به آمریکا داد؟ ... امروز اقتصاد ایران به دست آمریکا و اسرائیل است ... من از فکر زمستان امسال رنج می برم.من شدت گرسنگی و خدای نخواسته هلاکت بسیاری از فقرا و مستمندان را پیش بینی می کنم. لازم است خود ملت به فکر فقرا باشند.»
@fathe_khoon
کتاب زندگینامه امام خمینی- جعفر شیرعلی نیا- صفحه 107
قلم دست گرفت یک نفس اعلامیه کاپیتولاسیون را نوشت و تاکید کرد که من را می گیرند اعلامیه را سریع تر چاپ کنید تا مردم بدانند مرا برای چه گرفته اند.
4 آبان 1343 پیام منتشر شد:
«آیا ملت ایران می داند که در این روزها چه در مجلس گذشت؟ می داند بدون اطلاع ملت و به طور قاچاق چه جنایتی واقع شد؟ می داند مجلس به پیشنهاد دولت سند بردگی ملت ایران را امضا کرد، اقرار به مستعمره بودن ایران نمود؟ سند وحشی بودن ملت مسلمان را به آمریکا داد؟ ... امروز اقتصاد ایران به دست آمریکا و اسرائیل است ... من از فکر زمستان امسال رنج می برم.من شدت گرسنگی و خدای نخواسته هلاکت بسیاری از فقرا و مستمندان را پیش بینی می کنم. لازم است خود ملت به فکر فقرا باشند.»
@fathe_khoon
کتاب زندگینامه امام خمینی- جعفر شیرعلی نیا- صفحه 107
امام کاظم علیهالسلام فرمودند:
مردی از قم قیام میکند و مردم را به سوی حق فرا میخواند.
بر گرد او قومی همچون پارههای آهن اجتماع میکنند. تندباد حوادث آنان را متزلزل نمیسازد.
از جنگ خسته نمیشوند و نمیترسند.
برخداست که توکل میکنند و عاقبت از آن متقین است
مردی از قم قیام میکند و مردم را به سوی حق فرا میخواند.
بر گرد او قومی همچون پارههای آهن اجتماع میکنند. تندباد حوادث آنان را متزلزل نمیسازد.
از جنگ خسته نمیشوند و نمیترسند.
برخداست که توکل میکنند و عاقبت از آن متقین است
سخنرانی آتشین
حاج آقا روح الله آماده می شد تا آبان دوست داشتنی شاه را تلخ تر کند. 4 آبان را برای سخنرانی انتخاب کرد. روزی که شاه در کاخ گلستان به مناسبت تولدش جلوس داشت و با دوست دارانش دیدار می کرد. 12 آبان آن سال1 در آمریکا هم انتخابات ریاست جمهوری بود و مخالفت آیت الله خمینی می توانست بازتاب بین المللی بیشتری هم پیدا کند. مردم خبر سخنرانی آقا را شنیدند و مهیای مجلس سخنرانی شدند. گروهی از راننده تاکسی های قم آماده بودند تا گر ساواک اخلال کرد و برق مجلس را قطع کرد با باتری ماشین هایشان برق اضطراری فراهم کنند تا میکروفن قطع نشود.
همان روز خانه ی آیت الله پر از جمعیت شده بود و جا کم بود. مردم باغی را هم که کنار خانه ی امام بود پر کرده بودند تا حرف های آیت الله را بشنوند «من تاثرات قلبی خود را نمی توانم اظهار کنم. قلب من در فشار است. این چند روزی که مساِل اخیر ایران را شنیده ام خوابم کم شده است(گریه حضار). ناراحت هستم (گریه حضار). قلبم در فشار است (گریه حضار). با تاثرات قلبی روز شماری می کنم که چه وقت مرگ پیش بیاید (گریه شدید حضار)... ای سران اسلام! به داد اسلام برسید (گریه حضار) ... ای علمای نجف! به داد اسلام برسید (گریه حضار)... ما زیر چکمه ی آمریکا برویم، چون ملت ضعیفی هستیم؟! چون دلار نداریم؟! آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر. همه از هم بدتر؛ همه از هم پلید تر. اما امروز سر و کار ما با این خبیث هاست! با آمریکاست.»
کتاب زندگی نامه امام خمینی- نوشته جعفر شیرعلی نیا- صفحه 107
@fathe_khoon
حاج آقا روح الله آماده می شد تا آبان دوست داشتنی شاه را تلخ تر کند. 4 آبان را برای سخنرانی انتخاب کرد. روزی که شاه در کاخ گلستان به مناسبت تولدش جلوس داشت و با دوست دارانش دیدار می کرد. 12 آبان آن سال1 در آمریکا هم انتخابات ریاست جمهوری بود و مخالفت آیت الله خمینی می توانست بازتاب بین المللی بیشتری هم پیدا کند. مردم خبر سخنرانی آقا را شنیدند و مهیای مجلس سخنرانی شدند. گروهی از راننده تاکسی های قم آماده بودند تا گر ساواک اخلال کرد و برق مجلس را قطع کرد با باتری ماشین هایشان برق اضطراری فراهم کنند تا میکروفن قطع نشود.
همان روز خانه ی آیت الله پر از جمعیت شده بود و جا کم بود. مردم باغی را هم که کنار خانه ی امام بود پر کرده بودند تا حرف های آیت الله را بشنوند «من تاثرات قلبی خود را نمی توانم اظهار کنم. قلب من در فشار است. این چند روزی که مساِل اخیر ایران را شنیده ام خوابم کم شده است(گریه حضار). ناراحت هستم (گریه حضار). قلبم در فشار است (گریه حضار). با تاثرات قلبی روز شماری می کنم که چه وقت مرگ پیش بیاید (گریه شدید حضار)... ای سران اسلام! به داد اسلام برسید (گریه حضار) ... ای علمای نجف! به داد اسلام برسید (گریه حضار)... ما زیر چکمه ی آمریکا برویم، چون ملت ضعیفی هستیم؟! چون دلار نداریم؟! آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر. همه از هم بدتر؛ همه از هم پلید تر. اما امروز سر و کار ما با این خبیث هاست! با آمریکاست.»
کتاب زندگی نامه امام خمینی- نوشته جعفر شیرعلی نیا- صفحه 107
@fathe_khoon
مسجد به جای دیوار مهربانی
این روزها در شبکه اجتماعی عکسهای دیوار مهربانی در حال انتشار و همچنین مورد استقبال بینندگان است . دیوار مهربانی در هر شهر و محله دارد جای خودش را پیدا میکند . در ماهیت خوبی کمک بی منت به هم نوع تردیدی نیست ولی با نیم نگاهی ریزتر به نظر می رسد این گونه حرکات اجتماعی خالی از اشکال هم نباشد .
در روایات اسلامی در نفس کمک به دیگران امده است طوری به هم نوع خویش کمک کنید که یک دست شما از دست دیگرتان بی خبر باشد و این اشاره مستقیم به کمک مخفیانه و بدور از دید همگان است ، منتها در این نسخه کپی برداری شده کمک نیازمندان شخص کمک دهنده و کمک گیرنده در مقابل دیدگاه همه اقدام به این عمل میکند که بنا بر همین روایت این حرکت خالی از اشکال نیست . در زیبایی و انسانی بودن نفس این عمل خللی وارد نیست ولی در شیوه اجرا دچار انحرافاتی بنیادین است .
در روایتی دیگر امده است حتی تنفقو مما تحبون اما دیوار مهربانی و عکسهای منتشر شده در آن حکایت از تنفقو مما اضافات و کهنه جات است ! به قول قدما نفت ریخته شده نذر امازاده شده است .
اما به نظرم مهمترین اشکال وارد بر این حرکت نادیده گرفتن شان و کرامت انسانی و اسلامیست مگر نه این است که ابروی مومن از کعبه هم بالاتر است پس چگونه است که ما به خود اجازه میدهیم که افراد نیازمند کسانی که با ابرو در حال زندگی در این جامعه هستند و هیچ شکایتی هم ندارند بیایند و خودشان را در معرض دید دیگران قرار دهند !
ایا این برمبنای هرچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسندهست؟
اما نکته اخر این که ۱۴۰۰سال از ظهور اسلام می گذرد و در این سالها اولین تجربه های زندگی نوین در دین مبین اسلام بوجود امده است مساجد در قدیم و حتی در حال حاضر یگانه پایگاه مردمی برای این حرکتهای زیبا ست . هنوز هم صندوقهای قرض الحسنه و خیریه های بسیاری در محلات این کشور به خدمت به نیازمندان محروم مشغولند.
زیبا ترین نکته این همدلی های سنتی حفظ ابروی نیازمندان است که امید است با تقویت این حرکتهای سنتی در محلات دیگرو با روش اسلامی کرامت انسانها حفظ شود و دیگر در این مرز بوم هیچ نیازمندی با قی نماند ان شا الله .
نوشته آقای مجتبی فروزنده
این روزها در شبکه اجتماعی عکسهای دیوار مهربانی در حال انتشار و همچنین مورد استقبال بینندگان است . دیوار مهربانی در هر شهر و محله دارد جای خودش را پیدا میکند . در ماهیت خوبی کمک بی منت به هم نوع تردیدی نیست ولی با نیم نگاهی ریزتر به نظر می رسد این گونه حرکات اجتماعی خالی از اشکال هم نباشد .
در روایات اسلامی در نفس کمک به دیگران امده است طوری به هم نوع خویش کمک کنید که یک دست شما از دست دیگرتان بی خبر باشد و این اشاره مستقیم به کمک مخفیانه و بدور از دید همگان است ، منتها در این نسخه کپی برداری شده کمک نیازمندان شخص کمک دهنده و کمک گیرنده در مقابل دیدگاه همه اقدام به این عمل میکند که بنا بر همین روایت این حرکت خالی از اشکال نیست . در زیبایی و انسانی بودن نفس این عمل خللی وارد نیست ولی در شیوه اجرا دچار انحرافاتی بنیادین است .
در روایتی دیگر امده است حتی تنفقو مما تحبون اما دیوار مهربانی و عکسهای منتشر شده در آن حکایت از تنفقو مما اضافات و کهنه جات است ! به قول قدما نفت ریخته شده نذر امازاده شده است .
اما به نظرم مهمترین اشکال وارد بر این حرکت نادیده گرفتن شان و کرامت انسانی و اسلامیست مگر نه این است که ابروی مومن از کعبه هم بالاتر است پس چگونه است که ما به خود اجازه میدهیم که افراد نیازمند کسانی که با ابرو در حال زندگی در این جامعه هستند و هیچ شکایتی هم ندارند بیایند و خودشان را در معرض دید دیگران قرار دهند !
ایا این برمبنای هرچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسندهست؟
اما نکته اخر این که ۱۴۰۰سال از ظهور اسلام می گذرد و در این سالها اولین تجربه های زندگی نوین در دین مبین اسلام بوجود امده است مساجد در قدیم و حتی در حال حاضر یگانه پایگاه مردمی برای این حرکتهای زیبا ست . هنوز هم صندوقهای قرض الحسنه و خیریه های بسیاری در محلات این کشور به خدمت به نیازمندان محروم مشغولند.
زیبا ترین نکته این همدلی های سنتی حفظ ابروی نیازمندان است که امید است با تقویت این حرکتهای سنتی در محلات دیگرو با روش اسلامی کرامت انسانها حفظ شود و دیگر در این مرز بوم هیچ نیازمندی با قی نماند ان شا الله .
نوشته آقای مجتبی فروزنده