|نیوک‌لیدر|
455 subscribers
2.42K photos
634 videos
65 files
412 links
یادداشت‌هایی درباره فرهنگ و هنر، دین و جامعه.
آیدی ادمین: @abouznab
Download Telegram
فرمانده جوان ناوچه تندر از برگهای برنده‌ای که در این حادثه رو کردند، می‌گوید: «آمریکایی‌ها را مجبور کردیم ۲۰ دقیقه با ما فارسی صحبت کنند و به آنها گفتیم که به هیچ کدام از درخواست‌های‌تان پاسخ نمی‌دهیم تا آنچه را گفتیم انجام دهید. آنها هم مجبور به اطاعت شدند» خلیج فارس است دیگر!

http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=32081
پیروزی تابستانی

شبی که در تهران بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا عزل شد، در خوزستان رحیم صفوی و حسن باقری از فرماندهان ستاد عملیات جنوب در سنگری برای انتخاب اسم عملیاتی جدید مشورت می‌کردند. وقتی رادیو خبر عزل بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا را داد، هر دو خوش‌حال شدند و عملیات را «فرماندهی کل قوا خمینی روح خدا» نامیدند.
این عملیات در ادامه‌ی عملیات‌های کوچک و روحیه‌بخش بود و برای اجرا در شمال آبادان و جنوب اهواز، منطقه‌ی دارخوین طراحی شده بود. چند روز پیش از آن، باقری به رزمنده‌هایی که بی‌تاب حله بودند گفته بود چند عملیات ناموفق در این منطقه دشمن را یاغی کرده است. ما هم در امجام عملیات شکی نداریم، اما عملیات بعدی باید آن‌قدر پر قدرت باشد که دشمن حرفی برای گفتن نداشته باشد و خودمان هم برای عملیات بعدی روحیه بگیریم.
حالا با رفتن بنی‌صدر رزمنده‌ها در اندیشه بودند تا عملیات با قدرت بیش‌تری انجام شود. عملیات‌های محدود و موفق آن‌ها آیت‌الله خمینی را امیدوار به پیروزی بدون فرماندهی بنی‌صدر می‌کرد. آیت‌الله چند روز قبل از برکناری به رییس‌جمهور گفته بود این فکر را از مغزت در کن که اگر تو نباشی این جنگ می‌خوابد. من خودم این جنگ را به خوبی اداره می‌کنم.»
رزمندگان ایرانی برای این عملیات آموزش‌های سختی دیده بودند. هر رزمنده در پایانی آموزش می‌توانست ده‌کیلومتر را با تجهیزات کامل بدود. رزمندگان سپاهی و مردمی این عملیات آموزش به کارگیری اسلحه‌های سنین و استفاده از تجهیزات مخابراتی و تخریب‌ هم دیده بودند.
مهم‌ترین دغدغه‌های فرماندهان سپاه نداشتن مهمات کافی برای اجرای عملیات بود. سلاح‌های سبکی چون کلاشنیکف و موشک‌انداز انفرادی و آرپی‌جی را در حد سازمان‌دهی گروهی تهیه کرده بودند، اما تامین مهمات قبضه‌های ادواتی چون خمپاره‌انداز 81 و 120 خیلی سخت بود. آن‌ها پیش از عملیات از ساختن بمب‌های آتش‌زای دست‌ساز {کوکتل مولوتف} هم دریغ نکردند تا اگر مهمات کفایت نکرد با این‌ها به دشمن حمله کنند.
270 تا 300 نفر ایرانی نیروهای ادوات و خمپاره‌اندازهای 120 و 81 میلی‌متری و یگان توپ‌خانه‌ی ارتش که عملیات را پشتیبانی می‌کرد، آماده‌ی عملیات بودند.
نیروهای جهاد سازندگی هم قرار بود هم زمان با آغاز عملیات با لودرها و بولدوزرهایشان پیش‌روی کنند و در منطقه‌ی پیش‌روی رزمنده‌ها خاک‌ریز بزنند.

کتاب تاریخ جنگ، نوشته جعفر شیرعلی نیا، صفحه 102
@fathe_khoon
حسن باقری و رحیم‌صفوی از عزل بنی صدر خوشحال شدند و نام عملیات را «فرماندهی کل قوا، خمینی روح خدا» گذاشتند
عاشورای 42

روز عاشورا امام در میان انبوه جمعیت و عده‌ای از محافظین که او را اسکورت می‌کردند به منبر فیضیه رسید. بعد از ظهر عاشورای 42 که برای سخنرانی می‌رفت گوشه عمامه را دور گردن انداخته بود و به رسم عزاداران قدری گل هم بر گوشه‌ی عمامه مالیده بود.
در روزهایی که ساواک از منبری‌ها تعهد گرفته بود علیه شاه و اسراییل دیگر این‌که نگویید دین در خطر است، حاج آقا روح‌الله بیش از همه از این سه گفت:
«اگر این سه تا امر را ما کنار بگذاریم، دیگر چه بگوییم؟! ما هر چه گرفتاری داریم از این سه تاست.»
گفت عصر عاشوراست و از وحشی‌گری یزیدی‌ها گفت و با کشتار فیضیه مقایسه کرد. به اسراییل هم تاخت و گفت مگر شاه اسراییلی است که می‌گویند علیه اسراییل حرف نزنید. جواب صحبت‌های شاه را هم که سال گذشته روحانیون را نجس نامیده داد. گفت «آقا! من به شما نصیحت می‌کنم، ای آقای شاه! ای جناب شاه! من به تو نصیحت می‌کنم دست بردار از این کارها. آقا اغفال دارند می‌کنند تو را. من میل ندارم که یک روز اگر بخواهند تو بروی، همه شکر کنند. آیا روحانیون اسلام این‌ها حیوانات نجس هستند؟ در نظر ملت این‌ها حیوان نجس هستند که تو می‌گویی؟ اگر این‌ها حیوان نجس هستند پس چرا این ملت دست آن‌ها را می‌بوسد؟
آقا ما حیوان نجس هستیم؟ خدا کند که مرادت این نباشد؛ خدا کند که مرادت از اینکه «مرتجعین سیاه مثل حیوان نجس هستند و ملت باید از آن‌ها احترا کند» مرادت علما نباشند، والا تکلیف ما مشکل می‌شود و تکلیف تو مشکل‌ می‌شود. نمی‌توانی زندگی کنی، ملت نمی‌گذارد زندگی کنی. نکن این کار را نصیحت مرا بشنو. آقا 45 سالت است. شما 42 سال داری. بس کن نشنو حرف این و آن را؛ یک‌قدری تفکر کن. یک‌قدری تامل کن! یک قدری عواقب امور را ملاحه بکن. یک‌قدری عبرت ببر! عبرت از پدرت ببر.

کتاب زندگی نامه امام خمینی- نشر سایان- صفحه 92
عاشورای 42 امام پاسخ شاه را داد و سخنرانی تندی علیه اسراییل کرد.
جهادی هست تو این راه تا خون عمادی هست
عمادی هست تو این رزم تا وقتی جهادی هست
یکی میوفته صد تا مرد بر می خیزن ار خونش
یکی میره میمونن هم قطارا پای پیمونش
جهادی هست تو این راه تا خون عمادی هست
عمادی هست تو این رزم تا وقتی جهادی هست
چقدر فرق است بین رهبر یک انقلاب و بنیانگذار یک نظام که در مورد درگذشت خودش می گفت با رفتن یک خدمتگزار در سد آهنین ملت خللی ایجاد نخواهد شد تا نوه ای که بخاطر یک عدم احراز صلاحیتش فکر می کند امید مردم از انقلاب اسلامی از بین رفته و حالا تاکید می کند نباید این اتفاقات در امید مردم نسبت به آینده درخشان نظام جمهوری اسلامی خللی ایجاد کند!

خانم کبری آسوپار
امیر سرلشکر محمد سلیمی فرمانده کل پیشین ارتش جمهوری اسلامی ایران به دیار حق شتافت

شادی روح ایشان صلوات.
بهاران خجسته باد...

آغاز ایام الله دهه فجر بر انقلابی های آزاده جهان مبارک
✳️ تا من هستم نخواهم گذاشت...

من امروز بعد از ده سال از پیروزی انقلاب اسلامی همچون گذشته اعتراف می‌کنم که بعض تصمیمات اول انقلاب در سپردن پستها و امور مهمه کشور به گروهی که عقیده خالص و واقعی به اسلام ناب محمدی نداشته‌اند، اشتباهی بوده است که تلخی آثار آن براحتی از میان نمی‌رود، گر چه در آن موقع هم من شخصاً مایل به روی کار آمدن آنان نبودم ولی با صلاحدید و تأیید دوستان قبول نمودم و الآن هم سخت معتقدم که آنان به چیزی کمتر از انحراف انقلاب از تمامی اصولش و هر حرکت به سوی آمریکای جهانخوار قناعت نمی‌کنند، در حالی که در کارهای دیگر نیز جز حرف و ادّعا هنری ندارند. امروز هیچ تأسفی نمی‌خوریم که آنان در کنار ما نیستند چرا که از اول هم نبوده‌اند. انقلاب به هیچ گروهی بدهکاری ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهای فراوان‌ خود را به گروهها و لیبرالها می‌خوریم. آغوش کشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن همه کسانی که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولی نه به قیمت طلبکاری آنان از همه اصول، که چرا «مرگ بر آمریکا» گفتید! چرا جنگ کردید! چرا نسبت به منافقین و ضدانقلابیون حکم خدا را جاری می‌کنید؟ چرا شعار نه شرقی و نه غربی داده‌اید؟ چرا لانه جاسوسی را اشغال کرده‌ایم و صدها چرای دیگر. و نکته مهم در این رابطه اینکه نباید تحت تأثیر ترحمهای بیجا و بیمورد نسبت به دشمنان خدا و مخالفین و متخلفین نظام، به گونه‌ای تبلیغ کنیم که احکام خدا و حدود الهی زیر سؤال بروند. من بعض از این موارد را نه تنها به سود کشور نمی‌دانم که معتقدم دشمنان از آن بهره می‌برند. من به آنهایی که دستشان به رادیو تلویزیون و مطبوعات می‌رسد و چه بسا حرف‌های دیگران را می‌زنند صریحاً اعلام می‌کنم:
تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرالها بیفتد، تا من هستم نخواهم گذاشت منافقین اسلام این مردم بی‌پناه را از بین ببرند، تا من هستم از اصول نه شرقی و نه غربی عدول نخواهم کرد، تا من هستم دست ایادی آمریکا و شوروی را در تمام زمینه‌ها کوتاه می‌کنم و اطمینان کامل دارم که تمامی مردم در اصول همچون گذشته پشتیبان نظام و انقلاب اسلامی خود هستند که علاوه بر دهها و صدها صحنه اعلام حضور و آمادگی خود امسال نیز در راهپیمایی ۲۲ بهمن حقیقت آمادگی کامل خویش را به جهانیان نشان دادند و واقعاً دشمنان انقلاب را شگفت‌زده کردند که تا کجا حاضر به فداکاری‌اند. من در اینجا خود را شرمنده و کوچکتر از آن می‌دانم که زبان به وصف و تقدیر از آنان بگشایم. خداوند پاداش عظیم اینهمه اخلاص و رشد و بندگی را خواهد داد ولی به آنان که ناآگاهانه مردم شریف و عزیز ما را متهم به رویگردانی از اصول و انقلاب و روحانیت می‌کنند سفارش و نصیحت می‌کنم که در گفتار و کلمات و نوشته‌ها با دقت و مطالعه عمل کنند و برداشتها و تصورات نابجای خود را به حساب انقلاب و مردم نگذارند.

امام سید روح‌الله موسوی خمینی، صحیفه امام،‌ منشور روحانیت، جلد ۲۱، صفحات ۲۸۵ و ۲۸۶.


@fathe_khoon
video_2016-02-01_11-45-22.mov
1.7 MB
اگر راه امام را گم کنیم ملت ایران سیلی خواهد خورد
در اندیشه روزهای آینده

آیت الله هنوز در اندیشه ماجراهایی بود که از 15 خرداد شنیده بود. به اطرافیانش می‌گفت:
«من برای مردم کاری نکردم. تکلیف من خیلی سنگین شد. مردم برای من چرا این‌طور کردند من که برای مردم کاری نکردم.»
آیت‌الله در اندیشه‌ی آینده بود و آماده ساختن نیروها برای روزهای سخت. همان روزها به دونفر از جوانان مبارز که پیشش آمده بودند و از مامورانی که تعقیب‌شان کرده بودند، ترسیده بودند گفت:
به برادران و دوستانتان بگویید که ما راه سخت و پر پیچ و خمی پیش رو داریم اگر بنا باشد ماموری به شما حمله کند وحشت کنید، کار پیش نخواهد رفت.
آیت الله به انقلاب مردمی می‌اندیشید. پرسیده بود 15 خرداد زن‌ها کجا بودند؟گفته بودند در خانه، گفته بود باید آن‌ها هم در میدان مبارزه باشند.
تنها حزب سیاسی که خرداد 42 در دفاع از امام بیانیه صادر کرد، نهضت آزادی بود. سران جبهه ملی از حمایت مردم در 15 خرداد خودداری کرده بودند و بعدها گفتند زندانی بودند و خبرنداشتند.
حاج‌آقا می‌اندیشید که جوانان مبارز را دور از فضای گروه‌های سیاسی منسجم کنند. به آن‌ها سفارش کرده بود:
چند نصیحت به شما می‌کنم، اول اینکه این حزبی‌ها را بین خودتان راه ندهید. شما سه گروه مومن و مسلمان هستید. این‌ها هر جا منافعشان ایجاب بکند شما را رها خواهند کرد. دوم اینکه شما برای عضوگیری برادریابی کنید، و سوم آن‌که در تصمیم‌گیری‌ها سعی کنید اقلیت را قانع کنید، تا بتوانید راهی که در پیش دارید مصمم‌تر حرکت کنید.


کتاب تاریخ زندگی امام خمینی- نوشته جعفر شیرعلی نیا- صفحه 95
سخنرانی امام خمینی در 15خرداد 58 در مدرسه فیضیه

از 15 خرداد تا حالا که امدیم خون دادیم، یعنی شما خون دادید من که نشستم اینجا
منم هیچ حقی ندارم
شماها خون دادید، شماها به میدان رفتید
شماها مبارزه کردید
ماها هیچ حقی نداریم
ما باید برای شما خدمت کنیم
خودمون نباید استفاده کنیم
نه استفاده عنوانی -خاک بر سر من که بخواهم استفاده عنوانی از شما بکنم، خاک بر سر من که بخواهم خون شما ریخته شود و من استفاده اش را ببرم-
دارالتبلیغ

آیت‌الله شریعتمداری از علمای مشهور آن دوره تا ان زمان {سال 1343} با مبارزه همراهی می‌کرد، اما راهش را جدا کرد.
آقای شریعتمداری با تاسیس «دارالتبلیغ» با هدف تربیت مبلغ، حوزه را به دو گروه انقلابی و مخالف انقلابی‌گری تقسیم کرد. دارالتبلیغ را برای تربیت مبلغ دینی تاسیس کردند. رسول جعفریان می‌نویسد:
«در شرایطی که در قم و میان روحانیان یک جنبش انقلابی جدی بر ضدنظام پهلوی ایجاد شده، تاسیس چنین مرکزی نوعی منحرف کردن مسیر حرکت انقلابی تلقی می‌شد.»
یاران آیت‌الله خمینی با تاسیس و ترویج دارالتبلیغ مخالف بودند.
هم‌زمان شایعاتی درباره‌ی برنامه‌ریزی شاه برای نفوذ به حوزه مطرح بود که بدبینی انقلابیون به جریان دارالتبلیغ را بیشتر می‌کرد. گروهی هم با اصلاحات و منظم کردن حوزه مخالف بودند و بدون انگیزه انقلابی مخالف دارالتبلیغ بودند. در قم و برخی شهرها به خصوص تبریز بحث‌های مخالف و موافق حوزویان و علما را دو دسته کرده بود.
در تبریز زادگاه آیت‌الله شریعتمداری، آیت‌الله قاضی طباطبایی و تعداد دیگری از علما مخالف دارالتبلیغ بودند. بسیاری از طلبه‌های آذربایجانی کوچک‌ترین انتقاد از آیت‌الله شریعتمداری را برنمی‌تابیدند، اما انقلابیون جلسات و ارتباط او با روسای شهربانی و ساواک را خیانت می‌دیدند.
«توکلی بینا» از جوانان مبارز به حاج آقا روح‌الله گفته بود:
«آقای شریعتمداری مستقیم با اطلاعات شهربانی و ساواک در ارتباط است. جواب شنیده بود به هیچ‌کس چیزی نگو. گویا آقا نمی‌خواسته مسئله باعث تفرقه شود و در همان سطح علما حل شود.


حاج آقا روح‌الله و آیت‌الله شریعتمداری

وقتی کسانی می‌آمدند و از خوبی‌های دارالتبلیغ می‌گفتند، آقا روح‌الله می‌گفت: خانه از پای بست ویران است، خواجه دربند نقش ایوان است.
رسول جعفریان:
«آقایان سبحانی و مکارم و دوانی نظر آیت‌الله خمینی را درباره‌ی دارالتبلیغ پرسیدند، آیت‌الله خمینی گفت: نگران اخلال در مبارزه است.
آقای خزعلی در خاطراتش می‌گوید که آیت‌الله خمینی گفته است من با دارالتبلیغ مخالف نیستم، اما واقعیت این است که نحوه‌ی اداره آن به گونه‌ای است که دارد انحراف ایجاد می‌کند. بنابراین باید دست نگه دارد. تو برو و با ایشان صحبت کن.
آقای خزعلی حدود ده بار پیغام برد و آورد تا این‌که آیت‌الله شریعتمداری گفت خودم با آقای خمینی صحبت می‌کنم، اگر گفت تعطیل کنید، تعطیل می‌کنم.
او به دیدار رفت، آیت‌الله خمینی خواست تعطیل کند، نکرد.
آیت‌الله خمینی گفته بود:
«من فعلا از این ناحیه احساس خطر نمی‌کنم. اگر احساس خطر بکنم، با دست طلبه‌ها دارالتبلیغ را می‌کَنم و هر آجرش در دست یک طلبه خواهد بود.»

کتاب تاریخ زندگی امام خمینی- نوشته جعفر شیرعلی نیا- صفحه 102 و 103
@fathe_khoon

#امام_خمینی
#آیت‌الله_شریعتمداری
#تاریخ_معاصر
#تاریخ_انقلاب
من فعلا از این ناحیه احساس خطر نمی‌کنم. اگر احساس خطر بکنم، با دست طلبه‌ها دارالتبلیغ را می‌کَنم و هر آجرش در دست یک طلبه خواهد بود.
امام...