|نیوک‌لیدر|
454 subscribers
2.42K photos
633 videos
65 files
412 links
یادداشت‌هایی درباره فرهنگ و هنر، دین و جامعه.
آیدی ادمین: @abouznab
Download Telegram
جوک‌هایی که امروزه می‌شنویم از «مملکته داریم» تا «تو خارج فلان چیز اینطوره، اما تو ایران اینطور»، مقایسه هایی که می‌بینیم و پیام‌هایی که هر روز و هر روز می‌شنویم فقط یک محتوا دارند؛ القای ناامیدی و یاس به مردم و جامعه و عدم اعتماد به نفس ملی.
روزی صدها پیام از طنز تا جدی می‌شنویم که همه بر این اساس ساخته شده اند.
این درحالی است که در سال‌های اخیر، خصوصا سال 93 و 94 رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها در خصوص دادن امید به جامعه و تزریق اعتماد به نفس صحبت کرده اند.
یک بار دیگر بخشی از سخنان اخیر رهبر انقلاب را در این خصوص قرار می‌دهیم.


«لطفا» مواظب هجمه‌ی پیام‌های «دشمن» برای القای یاس و ناامیدی و «ما نمیتوانیم» در جامعه باشیم:

یک آرمان دیگر عبارت است از آرمان اعتماد به نفس؛ یعنی همین «ما میتوانیم» که در حرفهای شماها هم بود؛ این یک آرمان است. بایستی دنبال تفکّر اعتماد به نفس ملّی و اعتقاد به قدرت و توانایی ملّی [بود] و به‌عنوان یک آرمان حتماً باید تعقیب بشود. البتّه تعقیب آرمانها یک لوازمی دارد که باید به آن لوازم عمل بشود.
20/4/94

کاری که شما باید بکنید این است که اوّلاً این مسئله‌ی «ما میتوانیم» - که خوشبختانه یک شعار مقبولی در نزد همه‌ی انسانهای منصف در این کشور است - را به مردم نشان بدهید
6/1/1/93

[باید] افرادی تربیت بشوند با اعتمادبه‌نفس، با انگیزه، سرشار از امید. درست گفته‌اند که یأس بزرگ‌ترین ضرر است؛ مأیوس نباید بشوند، باید امیدوار باشند به آینده‌ی کشور؛ جای امید هم هست؛ جای یأس نیست؛ این‌همه ظرفیّت!۱۳۹۴/۰۸/۲۰

امروز دشمنان مشغول چالش هستند و هر روزی یک‌جور چالشی را در مقابل جمهوری اسلامی ایران قرار میدهند؛ ما ابائی نداریم، ما بیمی نداریم. اگر ما جسم بی‌جان و بی‌تحرّکی بودیم، علیه ما چالشی وجود نداشت؛ ما متحرّکیم، ما زنده‌ایم، ما روبه‌رشدیم، ما فعّالیم، بنابراین باید انتظار داشته باشیم که در مقابل ما چالش به‌وجود بیاید و با قدرت، با توکّل به خدای متعال، با اعتماد به وعده‌ی الهی و با تکیه‌ی به نفس و اعتماد به نفس از این چالشها عبور خواهیم کرد.۱۳۹۴/۰۲/۳۰

امروز کشور به جوانهایی نیاز دارد که بتوانند بازوان پُرقدرتی باشند برای پیشرفت کشور، سرشار از انگیزه‌ی ایمانی، بصیرت دینی، همّت بلند، جرئت اقدام، اعتمادبه‌نفس، اعتقاد به اینکه «ما میتوانیم»، امید به آینده، افقهای آینده را روشن و درخشان دیدن، روح استغناء -نه به معنای اعراض از فراگیری از بیگانگان، که این را ما هرگز توصیه نکرده‌ایم و نمیکنیم؛ حاضریم شاگردی کنیم پیش دیگران که از ما بیشتر بلدند- روحیّه‌ی استغناء از تأثیرگذاری، تحمیل و سوءاستفاده‌ی از انتقال دانش که امروز در دنیای دانشمند که دنیای قدرت استکباری است این معنا رایج است -این روحیّه‌ی استغناء باید در جوان وجود داشته باشد- روحیّه‌ی فهم درست از موقعیّت کشور که ما در کجا هستیم و کجا میخواهیم برسیم و چگونه میتوانیم این راه را طی کنیم -که در بیانات امروز این اساتید، نکات روشنی در این زمینه حقیقتاً وجود داشت- قاطع بودن در برابر دست‌اندازی، تجاوز و خدشه‌دار کردن استقلال ملّی؛ ما به جوانهایی با یک‌چنین روحیّه‌هایی نیاز داریم. این روحیّه‌ها را، این امتیازات را استادها میتوانند در نسل جوانِ مشغول تحصیل و علم‌آموز کشور، القا کنند و تزریق کنند و به‌وجود بیاورند؛ استاد این است؛ البتّه با روش، با منش، نه با درس اخلاق.۱۳۹۴/۰۴/۱۳

در تخریب فرهنگی، کاری که تخریب‌کنند‌گان فرهنگ انجام میدهند این است که به‌جای عزم راسخ ملّی، تردید را در مردم ترویج میکنند. یک ملّت تا عزم راسخ نداشته‌ باشد، نمیتواند به هیچ‌جا برسد؛ سعی میکنند عزم راسخ ملّت را در مسائل مهمّ مربوط به سرنوشت کشور به هم بزنند، در آنها تردید ایجاد کنند؛ جای احساس عزّت و اعتمادبه‌نفس ملّی، احساس حقارت ملّی را به آنها تزریق میکنند؛ جای ایمان راسخ، شبهه‌افکنی و بی‌اعتقادی؛ جای کار و تلاش و همّت بلند، لذّت‌جویی و شهوت‌رانی و از این قبیل؛ این کارها کارهایی است که انجام میگیرد. دستگاه‌های رسمی فرهنگی کشور بایستی وظایف خودشان را در مقابل اینها انجام بدهند.۱۳۹۳/۰۱/۰۱


@fathe_khoon
عملیات نصر

هفته اول دی یک 1359 یک گروه از نیروهای سپاه به نیروهای عراق در جنوب اهواز حمله کردند و از عراقی‌ها تلفات گرفتند.
نیروهای عراقی هم به تلافی حمله رزمندگان با توپخانه‌شان اهواز را گلوله باران کردند.
بسیاری از اهوازی‌ها شهید شدند، اوضاع شهر وخیم شد و امام جمعه‌ی اهواز، آیت‌الله منتظری و برخی شخصیت‌های سیاسی به بنی‌صدر اعتراض کردند که کاری نمی‌کند.
فشارها بیشتر شد و او دستور داد طرح عملیاتی را که برای اجرا در هویزه آماده شده سریع‌تر اجرا کنند.
نتیجه‌ طرح عملیات نصر شد. رزمندگان می‌بایست در مرحله‌ی اول «جفیر» و «پادگان حمید» را آزاد می‌کردند، در مرحله‌ی دوم «کوشک»، «طلاییه» و «ایستگاه حسینیه» را و در مرحله‌ی سوم «خرمشهر» را. بعد از آن هم عملیات تا نزدیکی‌های بصره‌ی عراق ادامه می‌یافت.

بنی‌صدر دستور داد فقط ارتشی‌ها عمل کنند، اما با رایزنی‌هایی که نیروهای مردمی و سپاهی انجام دادند، چند گردان هم از سپاه و ستاد جنگ‌های نامنظم در نیروهای ارتش ادغام شدند. عملیات نصر ساعت 10 صبح 15 دی ماه 1359 آغاز شد.
تیپ‌های یک و سه از لشکر سه زرهی قزوین، تیپ 1 لشکر 92 زرهی خوزستان و دو گردان از لشکر 72 پیاده خراسان از ارتش و دو گردان از سپاه و تعدادی از نیروهای ستاد جنگ‌های نامنظم در عملیات شرکت کردند.
شروع حمله با پیش‌روی سریع نیروهای ایرانی همراه شد. عراقی‌ها از هم پاشیدند و عقب نشینی کردند و ده‌ها نفرشان هم اسیر شدند.
بعد از مدت‌ها ایرانی‌ها در یک عملیات بزرگ پیروز بودند. روزنامه‌های کشور پیروزی‌های ارتش در عملیات نصر را پوشش گسترده‌ای دادند و رییس‌جمهور بنی‌صدر به امام نوشت که امام جمعه‌ی اهواز در جبهه همراه ایشان بوده و شاهد است که پیروزی چقدر بزرگ بوده است و گفت:
«مردم مسلمان ایران باید مطمئن باشند که ثمره‌ی صبر و استقامت را در پیروزی و استقامت کامل و استقرار پر دوام جمهوری اسلامی به دست خواهند آورد.»
امام خمینی هم در جواب نوشت:
«خبر پیروزی چشم‌گیر قوای مسلح اسلام با هماهنگی بین جمیع رزمندگان عزیز موجب تقدیر و تشکر گردید. سلام و تقدیر این‌جانب را به فرماندهان محترم و سران عزیز و سربازان و پاسداران معظم ابلاغ نمایید. سلامت جنابعالی و رزمندگان عزیز و فرماندهان و افسران و درجه‌داران و پاسداران و بسیج و شبه‌نظامیان و تمامی نیروهای مسلح و نیروهای مردمی را که ستون فقرات انقلاب اسلامی ما می‌باشند، از خداوند تعالی خواستارم.»
@fathe_khoon
کتاب تاریخ جنگ- نوشته جعفر شیرعلی نیا- صفحه 95
تصویر حضور بنی صدر در بازدید از جبهه های جنگ
فرمانده جوان ناوچه تندر از برگهای برنده‌ای که در این حادثه رو کردند، می‌گوید: «آمریکایی‌ها را مجبور کردیم ۲۰ دقیقه با ما فارسی صحبت کنند و به آنها گفتیم که به هیچ کدام از درخواست‌های‌تان پاسخ نمی‌دهیم تا آنچه را گفتیم انجام دهید. آنها هم مجبور به اطاعت شدند» خلیج فارس است دیگر!

http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=32081
پیروزی تابستانی

شبی که در تهران بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا عزل شد، در خوزستان رحیم صفوی و حسن باقری از فرماندهان ستاد عملیات جنوب در سنگری برای انتخاب اسم عملیاتی جدید مشورت می‌کردند. وقتی رادیو خبر عزل بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا را داد، هر دو خوش‌حال شدند و عملیات را «فرماندهی کل قوا خمینی روح خدا» نامیدند.
این عملیات در ادامه‌ی عملیات‌های کوچک و روحیه‌بخش بود و برای اجرا در شمال آبادان و جنوب اهواز، منطقه‌ی دارخوین طراحی شده بود. چند روز پیش از آن، باقری به رزمنده‌هایی که بی‌تاب حله بودند گفته بود چند عملیات ناموفق در این منطقه دشمن را یاغی کرده است. ما هم در امجام عملیات شکی نداریم، اما عملیات بعدی باید آن‌قدر پر قدرت باشد که دشمن حرفی برای گفتن نداشته باشد و خودمان هم برای عملیات بعدی روحیه بگیریم.
حالا با رفتن بنی‌صدر رزمنده‌ها در اندیشه بودند تا عملیات با قدرت بیش‌تری انجام شود. عملیات‌های محدود و موفق آن‌ها آیت‌الله خمینی را امیدوار به پیروزی بدون فرماندهی بنی‌صدر می‌کرد. آیت‌الله چند روز قبل از برکناری به رییس‌جمهور گفته بود این فکر را از مغزت در کن که اگر تو نباشی این جنگ می‌خوابد. من خودم این جنگ را به خوبی اداره می‌کنم.»
رزمندگان ایرانی برای این عملیات آموزش‌های سختی دیده بودند. هر رزمنده در پایانی آموزش می‌توانست ده‌کیلومتر را با تجهیزات کامل بدود. رزمندگان سپاهی و مردمی این عملیات آموزش به کارگیری اسلحه‌های سنین و استفاده از تجهیزات مخابراتی و تخریب‌ هم دیده بودند.
مهم‌ترین دغدغه‌های فرماندهان سپاه نداشتن مهمات کافی برای اجرای عملیات بود. سلاح‌های سبکی چون کلاشنیکف و موشک‌انداز انفرادی و آرپی‌جی را در حد سازمان‌دهی گروهی تهیه کرده بودند، اما تامین مهمات قبضه‌های ادواتی چون خمپاره‌انداز 81 و 120 خیلی سخت بود. آن‌ها پیش از عملیات از ساختن بمب‌های آتش‌زای دست‌ساز {کوکتل مولوتف} هم دریغ نکردند تا اگر مهمات کفایت نکرد با این‌ها به دشمن حمله کنند.
270 تا 300 نفر ایرانی نیروهای ادوات و خمپاره‌اندازهای 120 و 81 میلی‌متری و یگان توپ‌خانه‌ی ارتش که عملیات را پشتیبانی می‌کرد، آماده‌ی عملیات بودند.
نیروهای جهاد سازندگی هم قرار بود هم زمان با آغاز عملیات با لودرها و بولدوزرهایشان پیش‌روی کنند و در منطقه‌ی پیش‌روی رزمنده‌ها خاک‌ریز بزنند.

کتاب تاریخ جنگ، نوشته جعفر شیرعلی نیا، صفحه 102
@fathe_khoon
حسن باقری و رحیم‌صفوی از عزل بنی صدر خوشحال شدند و نام عملیات را «فرماندهی کل قوا، خمینی روح خدا» گذاشتند
عاشورای 42

روز عاشورا امام در میان انبوه جمعیت و عده‌ای از محافظین که او را اسکورت می‌کردند به منبر فیضیه رسید. بعد از ظهر عاشورای 42 که برای سخنرانی می‌رفت گوشه عمامه را دور گردن انداخته بود و به رسم عزاداران قدری گل هم بر گوشه‌ی عمامه مالیده بود.
در روزهایی که ساواک از منبری‌ها تعهد گرفته بود علیه شاه و اسراییل دیگر این‌که نگویید دین در خطر است، حاج آقا روح‌الله بیش از همه از این سه گفت:
«اگر این سه تا امر را ما کنار بگذاریم، دیگر چه بگوییم؟! ما هر چه گرفتاری داریم از این سه تاست.»
گفت عصر عاشوراست و از وحشی‌گری یزیدی‌ها گفت و با کشتار فیضیه مقایسه کرد. به اسراییل هم تاخت و گفت مگر شاه اسراییلی است که می‌گویند علیه اسراییل حرف نزنید. جواب صحبت‌های شاه را هم که سال گذشته روحانیون را نجس نامیده داد. گفت «آقا! من به شما نصیحت می‌کنم، ای آقای شاه! ای جناب شاه! من به تو نصیحت می‌کنم دست بردار از این کارها. آقا اغفال دارند می‌کنند تو را. من میل ندارم که یک روز اگر بخواهند تو بروی، همه شکر کنند. آیا روحانیون اسلام این‌ها حیوانات نجس هستند؟ در نظر ملت این‌ها حیوان نجس هستند که تو می‌گویی؟ اگر این‌ها حیوان نجس هستند پس چرا این ملت دست آن‌ها را می‌بوسد؟
آقا ما حیوان نجس هستیم؟ خدا کند که مرادت این نباشد؛ خدا کند که مرادت از اینکه «مرتجعین سیاه مثل حیوان نجس هستند و ملت باید از آن‌ها احترا کند» مرادت علما نباشند، والا تکلیف ما مشکل می‌شود و تکلیف تو مشکل‌ می‌شود. نمی‌توانی زندگی کنی، ملت نمی‌گذارد زندگی کنی. نکن این کار را نصیحت مرا بشنو. آقا 45 سالت است. شما 42 سال داری. بس کن نشنو حرف این و آن را؛ یک‌قدری تفکر کن. یک‌قدری تامل کن! یک قدری عواقب امور را ملاحه بکن. یک‌قدری عبرت ببر! عبرت از پدرت ببر.

کتاب زندگی نامه امام خمینی- نشر سایان- صفحه 92
عاشورای 42 امام پاسخ شاه را داد و سخنرانی تندی علیه اسراییل کرد.
جهادی هست تو این راه تا خون عمادی هست
عمادی هست تو این رزم تا وقتی جهادی هست
یکی میوفته صد تا مرد بر می خیزن ار خونش
یکی میره میمونن هم قطارا پای پیمونش
جهادی هست تو این راه تا خون عمادی هست
عمادی هست تو این رزم تا وقتی جهادی هست
چقدر فرق است بین رهبر یک انقلاب و بنیانگذار یک نظام که در مورد درگذشت خودش می گفت با رفتن یک خدمتگزار در سد آهنین ملت خللی ایجاد نخواهد شد تا نوه ای که بخاطر یک عدم احراز صلاحیتش فکر می کند امید مردم از انقلاب اسلامی از بین رفته و حالا تاکید می کند نباید این اتفاقات در امید مردم نسبت به آینده درخشان نظام جمهوری اسلامی خللی ایجاد کند!

خانم کبری آسوپار
امیر سرلشکر محمد سلیمی فرمانده کل پیشین ارتش جمهوری اسلامی ایران به دیار حق شتافت

شادی روح ایشان صلوات.
بهاران خجسته باد...

آغاز ایام الله دهه فجر بر انقلابی های آزاده جهان مبارک
✳️ تا من هستم نخواهم گذاشت...

من امروز بعد از ده سال از پیروزی انقلاب اسلامی همچون گذشته اعتراف می‌کنم که بعض تصمیمات اول انقلاب در سپردن پستها و امور مهمه کشور به گروهی که عقیده خالص و واقعی به اسلام ناب محمدی نداشته‌اند، اشتباهی بوده است که تلخی آثار آن براحتی از میان نمی‌رود، گر چه در آن موقع هم من شخصاً مایل به روی کار آمدن آنان نبودم ولی با صلاحدید و تأیید دوستان قبول نمودم و الآن هم سخت معتقدم که آنان به چیزی کمتر از انحراف انقلاب از تمامی اصولش و هر حرکت به سوی آمریکای جهانخوار قناعت نمی‌کنند، در حالی که در کارهای دیگر نیز جز حرف و ادّعا هنری ندارند. امروز هیچ تأسفی نمی‌خوریم که آنان در کنار ما نیستند چرا که از اول هم نبوده‌اند. انقلاب به هیچ گروهی بدهکاری ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهای فراوان‌ خود را به گروهها و لیبرالها می‌خوریم. آغوش کشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن همه کسانی که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولی نه به قیمت طلبکاری آنان از همه اصول، که چرا «مرگ بر آمریکا» گفتید! چرا جنگ کردید! چرا نسبت به منافقین و ضدانقلابیون حکم خدا را جاری می‌کنید؟ چرا شعار نه شرقی و نه غربی داده‌اید؟ چرا لانه جاسوسی را اشغال کرده‌ایم و صدها چرای دیگر. و نکته مهم در این رابطه اینکه نباید تحت تأثیر ترحمهای بیجا و بیمورد نسبت به دشمنان خدا و مخالفین و متخلفین نظام، به گونه‌ای تبلیغ کنیم که احکام خدا و حدود الهی زیر سؤال بروند. من بعض از این موارد را نه تنها به سود کشور نمی‌دانم که معتقدم دشمنان از آن بهره می‌برند. من به آنهایی که دستشان به رادیو تلویزیون و مطبوعات می‌رسد و چه بسا حرف‌های دیگران را می‌زنند صریحاً اعلام می‌کنم:
تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرالها بیفتد، تا من هستم نخواهم گذاشت منافقین اسلام این مردم بی‌پناه را از بین ببرند، تا من هستم از اصول نه شرقی و نه غربی عدول نخواهم کرد، تا من هستم دست ایادی آمریکا و شوروی را در تمام زمینه‌ها کوتاه می‌کنم و اطمینان کامل دارم که تمامی مردم در اصول همچون گذشته پشتیبان نظام و انقلاب اسلامی خود هستند که علاوه بر دهها و صدها صحنه اعلام حضور و آمادگی خود امسال نیز در راهپیمایی ۲۲ بهمن حقیقت آمادگی کامل خویش را به جهانیان نشان دادند و واقعاً دشمنان انقلاب را شگفت‌زده کردند که تا کجا حاضر به فداکاری‌اند. من در اینجا خود را شرمنده و کوچکتر از آن می‌دانم که زبان به وصف و تقدیر از آنان بگشایم. خداوند پاداش عظیم اینهمه اخلاص و رشد و بندگی را خواهد داد ولی به آنان که ناآگاهانه مردم شریف و عزیز ما را متهم به رویگردانی از اصول و انقلاب و روحانیت می‌کنند سفارش و نصیحت می‌کنم که در گفتار و کلمات و نوشته‌ها با دقت و مطالعه عمل کنند و برداشتها و تصورات نابجای خود را به حساب انقلاب و مردم نگذارند.

امام سید روح‌الله موسوی خمینی، صحیفه امام،‌ منشور روحانیت، جلد ۲۱، صفحات ۲۸۵ و ۲۸۶.


@fathe_khoon
video_2016-02-01_11-45-22.mov
1.7 MB
اگر راه امام را گم کنیم ملت ایران سیلی خواهد خورد
در اندیشه روزهای آینده

آیت الله هنوز در اندیشه ماجراهایی بود که از 15 خرداد شنیده بود. به اطرافیانش می‌گفت:
«من برای مردم کاری نکردم. تکلیف من خیلی سنگین شد. مردم برای من چرا این‌طور کردند من که برای مردم کاری نکردم.»
آیت‌الله در اندیشه‌ی آینده بود و آماده ساختن نیروها برای روزهای سخت. همان روزها به دونفر از جوانان مبارز که پیشش آمده بودند و از مامورانی که تعقیب‌شان کرده بودند، ترسیده بودند گفت:
به برادران و دوستانتان بگویید که ما راه سخت و پر پیچ و خمی پیش رو داریم اگر بنا باشد ماموری به شما حمله کند وحشت کنید، کار پیش نخواهد رفت.
آیت الله به انقلاب مردمی می‌اندیشید. پرسیده بود 15 خرداد زن‌ها کجا بودند؟گفته بودند در خانه، گفته بود باید آن‌ها هم در میدان مبارزه باشند.
تنها حزب سیاسی که خرداد 42 در دفاع از امام بیانیه صادر کرد، نهضت آزادی بود. سران جبهه ملی از حمایت مردم در 15 خرداد خودداری کرده بودند و بعدها گفتند زندانی بودند و خبرنداشتند.
حاج‌آقا می‌اندیشید که جوانان مبارز را دور از فضای گروه‌های سیاسی منسجم کنند. به آن‌ها سفارش کرده بود:
چند نصیحت به شما می‌کنم، اول اینکه این حزبی‌ها را بین خودتان راه ندهید. شما سه گروه مومن و مسلمان هستید. این‌ها هر جا منافعشان ایجاب بکند شما را رها خواهند کرد. دوم اینکه شما برای عضوگیری برادریابی کنید، و سوم آن‌که در تصمیم‌گیری‌ها سعی کنید اقلیت را قانع کنید، تا بتوانید راهی که در پیش دارید مصمم‌تر حرکت کنید.


کتاب تاریخ زندگی امام خمینی- نوشته جعفر شیرعلی نیا- صفحه 95