ما باید در اطراف تمامی تعابیری که در زبانمان وارد شده است تامل کنیم و نباید که این تعبیر «دهکده جهانی» را نیز بپذیریم. کدخدای این دهکده که همان ابوالهول یا شیطان اکبر است ما را به همزیستی مسالمت آمیز میخواند تا خود بر اریکه قدرت بماند.
او جرات چون و چرا کردن درباره ارزشهای مقبول و مشهور این دهکده جهانی را نیز از ما میگیرد تا ما هرگز به ضرورت انقلاب نرسیم و اگر هم انقلاب کردیم، با اختیار «توسعه یافتگی» به مثابه غایت الغایات انقلاب، ناچار کشکول گدایی پیش کدخدا دراز کنیم تا به ما تکنولوژی لازم را برای استحصال این آرزو عطا کند.
شبکه های گسترده «امپراتوری ارتباطات» در جهت حفظ وضع موجود و استمرار آن با هر جنگ و انقلابی مخالفت میورزند، اما در مواقع لزوم اگر ابوالهول _ امپراتور جهان وهم ترس _ بخواهد که دولتی همچون اسرائیل را در کشور فلسطین تشکیل دهد، چشم اغماض بر جنگ میبندد تا اسرائیل مستقر شود و آنگاه دیگر تا بجنبیم و علیه اسرائیل متحد شویم و فلسطین را از او پس بگیریم، ده ها سال میگذرد.
پس همه همّ آنها مصروف حفظ وضع موجود است و استمرار آن. ندای «صلح ، صلح» برای همین است که ما بشنویم، نه اسرائیل. آزادی هم «چماقی» است که بر سرما ساخته اند، اگر نه هرگاه که منافع ابوالهول در خطر افتد، حکم سانسور اخبار در سراسر امپراتوری ارتباطات به اجرا در میآید و اگر تظاهراتی علیه جنگ خلیج فارس برپا شود، پلیسها به خیابان ها میریزند و صدها نفر را دستگیر میکنند، همراه با ضرب و جرح.
و شکنجه گاه های اسرائیل روی زندان های المعتصم و المتوکل.... را سفید کرده اند، اما نطق از کسی در نمی آید و در عوض گالیندوپل راه به راه به ایران می آید.
بخشی از مقاله «ایمان منجی جهان فردا»- کتاب آغازی بر یک پایان- سید مرتضی آوینی
@fathe_khoon
او جرات چون و چرا کردن درباره ارزشهای مقبول و مشهور این دهکده جهانی را نیز از ما میگیرد تا ما هرگز به ضرورت انقلاب نرسیم و اگر هم انقلاب کردیم، با اختیار «توسعه یافتگی» به مثابه غایت الغایات انقلاب، ناچار کشکول گدایی پیش کدخدا دراز کنیم تا به ما تکنولوژی لازم را برای استحصال این آرزو عطا کند.
شبکه های گسترده «امپراتوری ارتباطات» در جهت حفظ وضع موجود و استمرار آن با هر جنگ و انقلابی مخالفت میورزند، اما در مواقع لزوم اگر ابوالهول _ امپراتور جهان وهم ترس _ بخواهد که دولتی همچون اسرائیل را در کشور فلسطین تشکیل دهد، چشم اغماض بر جنگ میبندد تا اسرائیل مستقر شود و آنگاه دیگر تا بجنبیم و علیه اسرائیل متحد شویم و فلسطین را از او پس بگیریم، ده ها سال میگذرد.
پس همه همّ آنها مصروف حفظ وضع موجود است و استمرار آن. ندای «صلح ، صلح» برای همین است که ما بشنویم، نه اسرائیل. آزادی هم «چماقی» است که بر سرما ساخته اند، اگر نه هرگاه که منافع ابوالهول در خطر افتد، حکم سانسور اخبار در سراسر امپراتوری ارتباطات به اجرا در میآید و اگر تظاهراتی علیه جنگ خلیج فارس برپا شود، پلیسها به خیابان ها میریزند و صدها نفر را دستگیر میکنند، همراه با ضرب و جرح.
و شکنجه گاه های اسرائیل روی زندان های المعتصم و المتوکل.... را سفید کرده اند، اما نطق از کسی در نمی آید و در عوض گالیندوپل راه به راه به ایران می آید.
بخشی از مقاله «ایمان منجی جهان فردا»- کتاب آغازی بر یک پایان- سید مرتضی آوینی
@fathe_khoon
خمینی را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد. با سرنیزه نمیشود اصلاحات کرد. با نوشتن «خمینیِ خائن» به دیوارهای تهران که مملکت اصلاح نمیشود! دیدید غلط کردید؟ دیدید اشتباه کردید؟ خاضع به احکام اسلام شوید ما شما را پشتیبانی میکنیم. اگر از آزاد نمودن ما برنامه دیگری دارند، اگر خیال دیگری در سر دارند، اگر
میخواهند آشوب کنند، بسم الله! بفرمایند.
اسلام این نیست. والله اسلام تمامش سیاست است. اسلام را بد معرّفی کردهاند. سیاست مُدُن از اسلام سرچشمه میگیرد. من از آن آخوندها نیستم که در اینجا بنشینم و تسبیح دست بگیرم؛ من پاپ نیستم که فقط روزهای یکشنبه مراسمی انجام دهم و بقیه اوقات برای خودم سلطانی باشم و به امور دیگر کاری نداشته باشم.
امام خمینی(ره)
جلد ۱ - صفحه ۲۶۷
میخواهند آشوب کنند، بسم الله! بفرمایند.
اسلام این نیست. والله اسلام تمامش سیاست است. اسلام را بد معرّفی کردهاند. سیاست مُدُن از اسلام سرچشمه میگیرد. من از آن آخوندها نیستم که در اینجا بنشینم و تسبیح دست بگیرم؛ من پاپ نیستم که فقط روزهای یکشنبه مراسمی انجام دهم و بقیه اوقات برای خودم سلطانی باشم و به امور دیگر کاری نداشته باشم.
امام خمینی(ره)
جلد ۱ - صفحه ۲۶۷
خسته شدی؟! بریدی؟! کارد به استخونت رسیده؟! مگه برا خدا کار نمیکنی؟! خستگی یعنی چی؟! ان شاءالله ماجوری... وقت کمه و کار زیاد... به این زودیا بخوای جا بزنی که اوضاع خیلی خیت میشه... دعا میکنم این جمله یه خورده از خستگیت رو کم کنه...
امام روح الله : "اگر همه عالم را بگردید، خسته تر از من نمی توانید پیدا کنید، لکن خدمت به اسلام و مسلمین از همه چیز مهمتر است"
خدمتگزاران به جمهوری اسلامی در هر پست و مقامی که باشند، خدمت با اخلاصشان و صبر و تحملشان بر مشکلات و دشواریهای انقلاب افضل طاعات است و هر وقت در اثر کوشش و تلاش در خدمت خسته شدند با تذکر و توجه به این جمله امام که فرمود: «اگر همه عالم را بگردید، خسته تر از من نمی توانید پیدا کنید، لکن خدمت به اسلام و مسلمین از همه چیز مهمتر است» با این جمله رفع خستگی نمایند، بلکه خستگی را به خود راه ندهند.
امام، جمله مزبور را در ضمن فرمایشاتشان خطاب به فرمانده لشکر 64 ارومیه در اوایل انقلاب در حادثه ناگوار نقده (در آذربایجان غربی) که در اثر خیانت بعضی از اعضای دولت موقت اتفاق افتاده بود، ایراد فرمودند.
منبع: مجله پاسدار اسلام – ش 45، ص 30.
كپي از كانال مربي
امام روح الله : "اگر همه عالم را بگردید، خسته تر از من نمی توانید پیدا کنید، لکن خدمت به اسلام و مسلمین از همه چیز مهمتر است"
خدمتگزاران به جمهوری اسلامی در هر پست و مقامی که باشند، خدمت با اخلاصشان و صبر و تحملشان بر مشکلات و دشواریهای انقلاب افضل طاعات است و هر وقت در اثر کوشش و تلاش در خدمت خسته شدند با تذکر و توجه به این جمله امام که فرمود: «اگر همه عالم را بگردید، خسته تر از من نمی توانید پیدا کنید، لکن خدمت به اسلام و مسلمین از همه چیز مهمتر است» با این جمله رفع خستگی نمایند، بلکه خستگی را به خود راه ندهند.
امام، جمله مزبور را در ضمن فرمایشاتشان خطاب به فرمانده لشکر 64 ارومیه در اوایل انقلاب در حادثه ناگوار نقده (در آذربایجان غربی) که در اثر خیانت بعضی از اعضای دولت موقت اتفاق افتاده بود، ایراد فرمودند.
منبع: مجله پاسدار اسلام – ش 45، ص 30.
كپي از كانال مربي
بررسی هجمههای اخیر به شورای نگهبان.
مسئله حمله به شورای نگهبان ذیل عنوان «نظارت استصوابی» به سالها قبل باز میگردد. سال 1381 بود که آقای سید محمد خاتمی رییس جمهور وقت و اصلاح طلبهای حامی ایشان با طرح «لوایح دوقلو» شورای نگهبان را مورد حمله قرار دادند و در این اثنا آیت الله حسینعلی منتظری نیز در پیام به نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تاریخ ۱۳۸۱/۷/۳۰ نظارت استصوابی را زیر سوال برد و این عمل را مغایر قانون اساسی دانست.
برای آشنایی بیشتر با این مسئله ابتدا کمی به عقب برمیگردیم و تاریخچه این مسئله را بررسی میکنیم.
@fathe_khoon
—---------------------------------------------------------------------—
لوایح دوقلو
سال 1381 سید محمد خاتمی «لایه اصلاح قانون انتخابات مجلس» و «لایحه تبیین حدود وظایف و اختیارات رییس جمهور» را به مجلس فرستاد. این لوایح به «لوایح دوگانه» یا «لوایح دوقلو» معروف شدند که زمینهساز طرحی بزرگتر برای محدود کردن اختیارات دیگر نهادهای حکومتی مانند ولایت فقیه بود.
حذف نظارت استصوابی شورای نگهبان اصلیترین محور لایحه انتخابات قلمداد میشد و به همین دلیل بود که عناصر ضدانقلاب پس از تصویب کلیات لایحه مذکور در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی که به عهده کامل حزب مشارکت و سازمان مجاهدین بود، از آن استقبال نمودند.
علی شکوری راد در تاریخ 25/6/81 در روزنامه همبستگی با تهدید نظام جمهوری اسلامی در صورت نپذیرفتن طرح مذکور مدعی شد:
«در صورت مخالفت شورای نگهبان با حذف نظارت استصوابی، رییس جمهور تصمیمهای جدیدی خواهد گرفت که کنارهگیری میتواند یکی از این تصمیمات باشد.»
سعید حجاریان نیز 11/8/81 در روزنامه همبستگی میگوید:
«اگر خط قرمزش را بشکنند، ادامه نخواهد داد و با رد لوایح دوگانه، خاتمی از رییس جمهوری کناره گیری خواهد کرد.»
تهدیدات اصلاح طلبها تنها خروج از حاکمیت را در برنگرفت، بلکه آنان برگزاری رفراندوم را گزینه دیگری برای تهدید در نظر گرفته بودند. تهدید برگزاری رفراندوم را حزب مشارکت پس از گفتههای عبدالکریم سروش در دستور کار قرار داد. سروش که از آمریکا به ایران آمده بود، در مصاحبهای با رویداد، ارگان اینترنتی حزب مشارکت درباره راههای پیش پای اصلاحات پس از رد لوایح از سوی شورای نگهبان، رفراندوم را پیشنهاد داد.
در جریان تصویب لایحه انتخابات، اولین بند لایحه تغییر قانون انتخابات یعنی «حذف نظارت استصوابی شورای نگهبان» به بحث گذاشته شد و پس از سخنان مخالف و موافق تصویب شد.
سه هفته بعد و در آستانه انتخابات شوراها، کار بررسی لایحه تغییر قانون انتخابات مجلس پس گرفته شد و به دنبال حذف نظارت استصوابی، شرط اعتقاد و التزام کاندیداهای مجلس به اسلام و ولایت فقیه نیز حذف و صرف مسلمان بودن و ابراز وفاداری به قانون اساسی در فرم ثبت نام جایگزین این شروط شد.
این دو لایحه در نهایت با تدبیر شورای نگهبان رد شد و به مجلس بازگشت.
پس از چند ماه با اعمال نظارت استصوابی توسط شورای نگهبان، غائلهی «تحصن مجلس ششم» به وجود آمد. فیلم صحبتهای متحصنین مجلس ششم قرار داده خواهد شد.
برخلاف آنچه مخالفین میگویند، تاریخچه نظارت استصوابی به اولین دوره انتخابات مجلس و در زمان حیات امام برمیگردد.
سال 1360 آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی که در آن موقع دبیر شورای نگهبان بود، نامهای را در خصوص رد صلاحیت نامزدهایی با گرایش مارکسیستی منتشر کرد. افرادی چون احسان طبری و نورالدین کیانوری که ذیل اصل 64 قانون اساسی از نامزدی انتخابات حذف شدند.
متن نامه:
http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/07/26/892143/%D8%B3%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B5%D9%88%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%AF%D9%87%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%84
لازم به تذکر است که در این دوره آقای یوسف صانعی {از مخالفین فعلی جمهوری اسلامی} از فقهای شورای نگهبان محسوب میشدند و طبیعتا جزء کسانی بودند که در مسئله رد صلاحیتها حضور داشتند.
آیت الله مومن از اعضای دوره دوم شورای نگهبان در خصوص نظارت استصوابی شورای نگهبان با خبرگزاری مهر مصاحبهای کرده اند که در آنجا به صورت مفصل به این مسئله پاسخ دادند.
http://www.mehrnews.com/news/3002688/%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%AF%D9%87%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B5%D9%88%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1-%D9%81%D9%82%D8%B7-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1
مسئله حمله به شورای نگهبان ذیل عنوان «نظارت استصوابی» به سالها قبل باز میگردد. سال 1381 بود که آقای سید محمد خاتمی رییس جمهور وقت و اصلاح طلبهای حامی ایشان با طرح «لوایح دوقلو» شورای نگهبان را مورد حمله قرار دادند و در این اثنا آیت الله حسینعلی منتظری نیز در پیام به نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تاریخ ۱۳۸۱/۷/۳۰ نظارت استصوابی را زیر سوال برد و این عمل را مغایر قانون اساسی دانست.
برای آشنایی بیشتر با این مسئله ابتدا کمی به عقب برمیگردیم و تاریخچه این مسئله را بررسی میکنیم.
@fathe_khoon
—---------------------------------------------------------------------—
لوایح دوقلو
سال 1381 سید محمد خاتمی «لایه اصلاح قانون انتخابات مجلس» و «لایحه تبیین حدود وظایف و اختیارات رییس جمهور» را به مجلس فرستاد. این لوایح به «لوایح دوگانه» یا «لوایح دوقلو» معروف شدند که زمینهساز طرحی بزرگتر برای محدود کردن اختیارات دیگر نهادهای حکومتی مانند ولایت فقیه بود.
حذف نظارت استصوابی شورای نگهبان اصلیترین محور لایحه انتخابات قلمداد میشد و به همین دلیل بود که عناصر ضدانقلاب پس از تصویب کلیات لایحه مذکور در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی که به عهده کامل حزب مشارکت و سازمان مجاهدین بود، از آن استقبال نمودند.
علی شکوری راد در تاریخ 25/6/81 در روزنامه همبستگی با تهدید نظام جمهوری اسلامی در صورت نپذیرفتن طرح مذکور مدعی شد:
«در صورت مخالفت شورای نگهبان با حذف نظارت استصوابی، رییس جمهور تصمیمهای جدیدی خواهد گرفت که کنارهگیری میتواند یکی از این تصمیمات باشد.»
سعید حجاریان نیز 11/8/81 در روزنامه همبستگی میگوید:
«اگر خط قرمزش را بشکنند، ادامه نخواهد داد و با رد لوایح دوگانه، خاتمی از رییس جمهوری کناره گیری خواهد کرد.»
تهدیدات اصلاح طلبها تنها خروج از حاکمیت را در برنگرفت، بلکه آنان برگزاری رفراندوم را گزینه دیگری برای تهدید در نظر گرفته بودند. تهدید برگزاری رفراندوم را حزب مشارکت پس از گفتههای عبدالکریم سروش در دستور کار قرار داد. سروش که از آمریکا به ایران آمده بود، در مصاحبهای با رویداد، ارگان اینترنتی حزب مشارکت درباره راههای پیش پای اصلاحات پس از رد لوایح از سوی شورای نگهبان، رفراندوم را پیشنهاد داد.
در جریان تصویب لایحه انتخابات، اولین بند لایحه تغییر قانون انتخابات یعنی «حذف نظارت استصوابی شورای نگهبان» به بحث گذاشته شد و پس از سخنان مخالف و موافق تصویب شد.
سه هفته بعد و در آستانه انتخابات شوراها، کار بررسی لایحه تغییر قانون انتخابات مجلس پس گرفته شد و به دنبال حذف نظارت استصوابی، شرط اعتقاد و التزام کاندیداهای مجلس به اسلام و ولایت فقیه نیز حذف و صرف مسلمان بودن و ابراز وفاداری به قانون اساسی در فرم ثبت نام جایگزین این شروط شد.
این دو لایحه در نهایت با تدبیر شورای نگهبان رد شد و به مجلس بازگشت.
پس از چند ماه با اعمال نظارت استصوابی توسط شورای نگهبان، غائلهی «تحصن مجلس ششم» به وجود آمد. فیلم صحبتهای متحصنین مجلس ششم قرار داده خواهد شد.
برخلاف آنچه مخالفین میگویند، تاریخچه نظارت استصوابی به اولین دوره انتخابات مجلس و در زمان حیات امام برمیگردد.
سال 1360 آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی که در آن موقع دبیر شورای نگهبان بود، نامهای را در خصوص رد صلاحیت نامزدهایی با گرایش مارکسیستی منتشر کرد. افرادی چون احسان طبری و نورالدین کیانوری که ذیل اصل 64 قانون اساسی از نامزدی انتخابات حذف شدند.
متن نامه:
http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/07/26/892143/%D8%B3%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B5%D9%88%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%AF%D9%87%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%84
لازم به تذکر است که در این دوره آقای یوسف صانعی {از مخالفین فعلی جمهوری اسلامی} از فقهای شورای نگهبان محسوب میشدند و طبیعتا جزء کسانی بودند که در مسئله رد صلاحیتها حضور داشتند.
آیت الله مومن از اعضای دوره دوم شورای نگهبان در خصوص نظارت استصوابی شورای نگهبان با خبرگزاری مهر مصاحبهای کرده اند که در آنجا به صورت مفصل به این مسئله پاسخ دادند.
http://www.mehrnews.com/news/3002688/%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%AF%D9%87%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B5%D9%88%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1-%D9%81%D9%82%D8%B7-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1
در دوره دوم انتخابات مجلس نیز آقای «سید محمدعلی زابلی» توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شد. در آن موقع حجه الاسلام ناطق نوری وزیر کشور وقت دستور میدهد کسی که با نظر شورای نگهبان مخالفت کرده را زندانی کنند. زیرا محمدعلی بابلی از روحانیون شهر سیستان دست به آشوب زده بود.
آیت الله امامی کاشانی از اعضای وقت شورای نگهبان در خصوص رد صلاحیت نامزدها توسط شورای نگهبان میگویند:
«با توجه به اصل ۹۹ قانون اساسی که نظارت بر انتخابات را به عهده شورای نگهبان گذاشته است و در ماده ۳ قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی که تصریح می کند نظارت شورای نگهبان عام و در تمام مراحل و در کلیه امور مربوط به انتخابات می باشد لذا یکی از مراحل آن بررسی نظر هیئتهای اجرایی در مورد صلاحیت کاندیداها به طور عام می باشد.»
@fathe_khoon
در کتاب تحریرالوسیله نوشته حضرت امام خمینی، باب وقف، مسأله 86 {لفظ نظارت مقید به قید «اطلاعی» یا «استصوابی» نباشد و به نحو مطلق ذکر شده باشد، نظارت از نوع استصوابی تلقی خواهد شد و حضرت امام خمینی«ره» نیز همین نظر را در باب نظارت دارند.»
امام خمینی رحمه الله تعالی علیه پس از جوسازی شدید در خصوص شورای نگهبان در پیامی فرمودند:
«چنانچه مشاهده می شود پس از انتخابات مرحله اول از دوره دوم مجلس شورای اسلامی، افرادی که نظریه شورای نگهبان در ابطال یا تایید بعضی از حوزه ها موافق میلشان نبوده است، دست به شایعه افکنی زده و اعضای محترم شورای نگهبان ایدهم الله تعالی را که حافظ مصالح اسلام و مسلمین هستند، تضعیف و یا خدای نکرده توهین می نمایند و به پخش اعلامیه و خطابه در مطبوعات و محافل دست زده اند، غافل از آن که پیامد چنین اعمال و جوسازی ها آن هم در دوره دوم مجلس و نگذشتن سالی چند از انقلاب چه خواهد بود . امید است چنین اعمال، بی توجه به نتایج ناروا و اسف بار آن باشد .
معلوم نیست در صدر مشروطیت در دوره اول با فقهای ناظر به قوانین، این نحو عمل شده باشد . در آن زمان به تدریج فقهاء را از مجلس بیرون راندند و به سر این ملت آن آوردند که دیدیم .
من به این آقایان هشدار می دهم که تضعیف و توهین به فقهای شورای نگهبان امری خطرناک برای کشور و اسلام است . همیشه انحرافات به تدریج در یک رژیم وارد می شود و در آخر، رژیمی را ساقط می نماید . لازم است همه به طور اکید به مصالح اسلام و مسلمین توجه کنیم و به قوانین، هر چند مخالف نظر و سلیقه شخصی مان باشد احترام بگذاریم و [به] این جمهوری نوپا که مورد هجوم قدرت ها و ابرقدرت هاست وفادار باشیم .
در خاتمه باید بگویم که حضرات آقایان فقهای شورای نگهبان را با آشنایی و شناخت تعیین کردم و احترام به آنان و حفظ مقامشان را لازم می دانم و امید آن دارم که این نحو امور تکرار نشود و به شورای نگهبان تذکر می دهم که در کار خود استوار باشید و با قاطعیت و دقت، عمل فرمایید و به خدای متعال اتکال کنید . از خداوند تعالی عنایت و رحمت برای ملت عزیز را خواستارم»
صحیفه نور- جلد 17- صفحه 269
ذکر چند مسئله در این خصوص حائز اهمیت است:
1- طبق آنچه گفته شد، تاریخچهی نظارت استصوابی شوری نگهبان به عصر حیات امام خمینی برمیگردد و ایشان نیز طبق صحبتهای درج شده مسئله را تایید کرده اند.
2- هیچ سخنی مبنی بر رد نظارت استصوابی و یا مخالفت حضرت امام با این مسئله وجود ندارد. اگر کسی داعیهی رد نظارت استصوابی توسط امام را دارد، با ذکر منبع اشاره کند.
3- مخالفت با نظارت استصوابی به شکل کنونی از سال 81 و با فشار زیاد اصلاحطلبها آغاز شد. هدف از تشکیک در این اصل نیز تضعیف ولایت فقیه و جایگاه رهبری بود که طبق آنچه در بالا ذکر شد این کار توسط مجلس ششم اصلاح طلب انجام شد، اما شورای نگهبان آن را رد کرد.
4- مخالفین نظارت استصوابی تکلیف خود را باید روشن کنند؛ ایشان یا نظام جمهوری اسلامی را قبول دارند، یا خیر. نمیشود اصل ولایت فقیه را پذیرفت، اما ولی فقیه را به سلیقه خود انتخاب کرد. همانطور که امام خمینی ولی فقیه جامعه بودند، رهبر انقلاب نیز ولی فقیه هستند و با فرض اینکه اصل نظارت استصوابی در زمان ایشان به تصویب رسیده است، باز موید این است که همه باید قانون اساسی کشور را قبول داشته باشند.
5- اصلاح طلبها باید پاسخ این سوال را بدهند که چرا و به چه دلیل برای رد این مسئله به سخنان آیت الله منتظری در سال 81 استناد میکنند؟
آیت الله منتظری که طبق نامه 6/1/68 حضرت امام، ایشان به آیت الله منتظری توصیه کردند برای اینکه ساده لوح هستید و زود تحریک میشوید، در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد. بعد هم به ایشان میگویند برای اینکه در «قعر جهنم» نسوزید، خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید.
ادعای حرکت در «خط امام» توسط اصلاحطلبها و کارگزاران و استناد ایشان به آیت الله منتظری از تناقضهای ایشان است.
آیت الله امامی کاشانی از اعضای وقت شورای نگهبان در خصوص رد صلاحیت نامزدها توسط شورای نگهبان میگویند:
«با توجه به اصل ۹۹ قانون اساسی که نظارت بر انتخابات را به عهده شورای نگهبان گذاشته است و در ماده ۳ قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی که تصریح می کند نظارت شورای نگهبان عام و در تمام مراحل و در کلیه امور مربوط به انتخابات می باشد لذا یکی از مراحل آن بررسی نظر هیئتهای اجرایی در مورد صلاحیت کاندیداها به طور عام می باشد.»
@fathe_khoon
در کتاب تحریرالوسیله نوشته حضرت امام خمینی، باب وقف، مسأله 86 {لفظ نظارت مقید به قید «اطلاعی» یا «استصوابی» نباشد و به نحو مطلق ذکر شده باشد، نظارت از نوع استصوابی تلقی خواهد شد و حضرت امام خمینی«ره» نیز همین نظر را در باب نظارت دارند.»
امام خمینی رحمه الله تعالی علیه پس از جوسازی شدید در خصوص شورای نگهبان در پیامی فرمودند:
«چنانچه مشاهده می شود پس از انتخابات مرحله اول از دوره دوم مجلس شورای اسلامی، افرادی که نظریه شورای نگهبان در ابطال یا تایید بعضی از حوزه ها موافق میلشان نبوده است، دست به شایعه افکنی زده و اعضای محترم شورای نگهبان ایدهم الله تعالی را که حافظ مصالح اسلام و مسلمین هستند، تضعیف و یا خدای نکرده توهین می نمایند و به پخش اعلامیه و خطابه در مطبوعات و محافل دست زده اند، غافل از آن که پیامد چنین اعمال و جوسازی ها آن هم در دوره دوم مجلس و نگذشتن سالی چند از انقلاب چه خواهد بود . امید است چنین اعمال، بی توجه به نتایج ناروا و اسف بار آن باشد .
معلوم نیست در صدر مشروطیت در دوره اول با فقهای ناظر به قوانین، این نحو عمل شده باشد . در آن زمان به تدریج فقهاء را از مجلس بیرون راندند و به سر این ملت آن آوردند که دیدیم .
من به این آقایان هشدار می دهم که تضعیف و توهین به فقهای شورای نگهبان امری خطرناک برای کشور و اسلام است . همیشه انحرافات به تدریج در یک رژیم وارد می شود و در آخر، رژیمی را ساقط می نماید . لازم است همه به طور اکید به مصالح اسلام و مسلمین توجه کنیم و به قوانین، هر چند مخالف نظر و سلیقه شخصی مان باشد احترام بگذاریم و [به] این جمهوری نوپا که مورد هجوم قدرت ها و ابرقدرت هاست وفادار باشیم .
در خاتمه باید بگویم که حضرات آقایان فقهای شورای نگهبان را با آشنایی و شناخت تعیین کردم و احترام به آنان و حفظ مقامشان را لازم می دانم و امید آن دارم که این نحو امور تکرار نشود و به شورای نگهبان تذکر می دهم که در کار خود استوار باشید و با قاطعیت و دقت، عمل فرمایید و به خدای متعال اتکال کنید . از خداوند تعالی عنایت و رحمت برای ملت عزیز را خواستارم»
صحیفه نور- جلد 17- صفحه 269
ذکر چند مسئله در این خصوص حائز اهمیت است:
1- طبق آنچه گفته شد، تاریخچهی نظارت استصوابی شوری نگهبان به عصر حیات امام خمینی برمیگردد و ایشان نیز طبق صحبتهای درج شده مسئله را تایید کرده اند.
2- هیچ سخنی مبنی بر رد نظارت استصوابی و یا مخالفت حضرت امام با این مسئله وجود ندارد. اگر کسی داعیهی رد نظارت استصوابی توسط امام را دارد، با ذکر منبع اشاره کند.
3- مخالفت با نظارت استصوابی به شکل کنونی از سال 81 و با فشار زیاد اصلاحطلبها آغاز شد. هدف از تشکیک در این اصل نیز تضعیف ولایت فقیه و جایگاه رهبری بود که طبق آنچه در بالا ذکر شد این کار توسط مجلس ششم اصلاح طلب انجام شد، اما شورای نگهبان آن را رد کرد.
4- مخالفین نظارت استصوابی تکلیف خود را باید روشن کنند؛ ایشان یا نظام جمهوری اسلامی را قبول دارند، یا خیر. نمیشود اصل ولایت فقیه را پذیرفت، اما ولی فقیه را به سلیقه خود انتخاب کرد. همانطور که امام خمینی ولی فقیه جامعه بودند، رهبر انقلاب نیز ولی فقیه هستند و با فرض اینکه اصل نظارت استصوابی در زمان ایشان به تصویب رسیده است، باز موید این است که همه باید قانون اساسی کشور را قبول داشته باشند.
5- اصلاح طلبها باید پاسخ این سوال را بدهند که چرا و به چه دلیل برای رد این مسئله به سخنان آیت الله منتظری در سال 81 استناد میکنند؟
آیت الله منتظری که طبق نامه 6/1/68 حضرت امام، ایشان به آیت الله منتظری توصیه کردند برای اینکه ساده لوح هستید و زود تحریک میشوید، در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد. بعد هم به ایشان میگویند برای اینکه در «قعر جهنم» نسوزید، خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید.
ادعای حرکت در «خط امام» توسط اصلاحطلبها و کارگزاران و استناد ایشان به آیت الله منتظری از تناقضهای ایشان است.
6- به نظر میرسد صحبتهای اخیر رییس جمهور محترم آقای دکتر روحانی نیز تکرار صحبتهای رییس جمهور اسبق آقای سید محمد خاتمی در سال 81 در رد نظارت استصوابی شورای نگهبان است و هدف از طرح این مسائل، فشار به شورای نگهبان برای طرح «تغییر و استحاله نظام جمهوری اسلامی است» که رهبر معظم انقلاب در سخنان اخیر خود بارها آن را بیان کرده اند.
@fathe_khoon
@fathe_khoon
لینک فیلم تحصن مجلس ششم
http://www.mostazafin.tv/video/504/%D8%AA%D8%AD%D8%B5%D9%86-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D8%B4%D8%B4%D9%85/
پیشاپیش از ادبیات نامناسب متحصنین عذر میخواهیم
http://www.mostazafin.tv/video/504/%D8%AA%D8%AD%D8%B5%D9%86-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D8%B4%D8%B4%D9%85/
پیشاپیش از ادبیات نامناسب متحصنین عذر میخواهیم
جوکهایی که امروزه میشنویم از «مملکته داریم» تا «تو خارج فلان چیز اینطوره، اما تو ایران اینطور»، مقایسه هایی که میبینیم و پیامهایی که هر روز و هر روز میشنویم فقط یک محتوا دارند؛ القای ناامیدی و یاس به مردم و جامعه و عدم اعتماد به نفس ملی.
روزی صدها پیام از طنز تا جدی میشنویم که همه بر این اساس ساخته شده اند.
این درحالی است که در سالهای اخیر، خصوصا سال 93 و 94 رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها در خصوص دادن امید به جامعه و تزریق اعتماد به نفس صحبت کرده اند.
یک بار دیگر بخشی از سخنان اخیر رهبر انقلاب را در این خصوص قرار میدهیم.
«لطفا» مواظب هجمهی پیامهای «دشمن» برای القای یاس و ناامیدی و «ما نمیتوانیم» در جامعه باشیم:
یک آرمان دیگر عبارت است از آرمان اعتماد به نفس؛ یعنی همین «ما میتوانیم» که در حرفهای شماها هم بود؛ این یک آرمان است. بایستی دنبال تفکّر اعتماد به نفس ملّی و اعتقاد به قدرت و توانایی ملّی [بود] و بهعنوان یک آرمان حتماً باید تعقیب بشود. البتّه تعقیب آرمانها یک لوازمی دارد که باید به آن لوازم عمل بشود.
20/4/94
کاری که شما باید بکنید این است که اوّلاً این مسئلهی «ما میتوانیم» - که خوشبختانه یک شعار مقبولی در نزد همهی انسانهای منصف در این کشور است - را به مردم نشان بدهید
6/1/1/93
[باید] افرادی تربیت بشوند با اعتمادبهنفس، با انگیزه، سرشار از امید. درست گفتهاند که یأس بزرگترین ضرر است؛ مأیوس نباید بشوند، باید امیدوار باشند به آیندهی کشور؛ جای امید هم هست؛ جای یأس نیست؛ اینهمه ظرفیّت!۱۳۹۴/۰۸/۲۰
امروز دشمنان مشغول چالش هستند و هر روزی یکجور چالشی را در مقابل جمهوری اسلامی ایران قرار میدهند؛ ما ابائی نداریم، ما بیمی نداریم. اگر ما جسم بیجان و بیتحرّکی بودیم، علیه ما چالشی وجود نداشت؛ ما متحرّکیم، ما زندهایم، ما روبهرشدیم، ما فعّالیم، بنابراین باید انتظار داشته باشیم که در مقابل ما چالش بهوجود بیاید و با قدرت، با توکّل به خدای متعال، با اعتماد به وعدهی الهی و با تکیهی به نفس و اعتماد به نفس از این چالشها عبور خواهیم کرد.۱۳۹۴/۰۲/۳۰
امروز کشور به جوانهایی نیاز دارد که بتوانند بازوان پُرقدرتی باشند برای پیشرفت کشور، سرشار از انگیزهی ایمانی، بصیرت دینی، همّت بلند، جرئت اقدام، اعتمادبهنفس، اعتقاد به اینکه «ما میتوانیم»، امید به آینده، افقهای آینده را روشن و درخشان دیدن، روح استغناء -نه به معنای اعراض از فراگیری از بیگانگان، که این را ما هرگز توصیه نکردهایم و نمیکنیم؛ حاضریم شاگردی کنیم پیش دیگران که از ما بیشتر بلدند- روحیّهی استغناء از تأثیرگذاری، تحمیل و سوءاستفادهی از انتقال دانش که امروز در دنیای دانشمند که دنیای قدرت استکباری است این معنا رایج است -این روحیّهی استغناء باید در جوان وجود داشته باشد- روحیّهی فهم درست از موقعیّت کشور که ما در کجا هستیم و کجا میخواهیم برسیم و چگونه میتوانیم این راه را طی کنیم -که در بیانات امروز این اساتید، نکات روشنی در این زمینه حقیقتاً وجود داشت- قاطع بودن در برابر دستاندازی، تجاوز و خدشهدار کردن استقلال ملّی؛ ما به جوانهایی با یکچنین روحیّههایی نیاز داریم. این روحیّهها را، این امتیازات را استادها میتوانند در نسل جوانِ مشغول تحصیل و علمآموز کشور، القا کنند و تزریق کنند و بهوجود بیاورند؛ استاد این است؛ البتّه با روش، با منش، نه با درس اخلاق.۱۳۹۴/۰۴/۱۳
در تخریب فرهنگی، کاری که تخریبکنندگان فرهنگ انجام میدهند این است که بهجای عزم راسخ ملّی، تردید را در مردم ترویج میکنند. یک ملّت تا عزم راسخ نداشته باشد، نمیتواند به هیچجا برسد؛ سعی میکنند عزم راسخ ملّت را در مسائل مهمّ مربوط به سرنوشت کشور به هم بزنند، در آنها تردید ایجاد کنند؛ جای احساس عزّت و اعتمادبهنفس ملّی، احساس حقارت ملّی را به آنها تزریق میکنند؛ جای ایمان راسخ، شبههافکنی و بیاعتقادی؛ جای کار و تلاش و همّت بلند، لذّتجویی و شهوترانی و از این قبیل؛ این کارها کارهایی است که انجام میگیرد. دستگاههای رسمی فرهنگی کشور بایستی وظایف خودشان را در مقابل اینها انجام بدهند.۱۳۹۳/۰۱/۰۱
@fathe_khoon
روزی صدها پیام از طنز تا جدی میشنویم که همه بر این اساس ساخته شده اند.
این درحالی است که در سالهای اخیر، خصوصا سال 93 و 94 رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها در خصوص دادن امید به جامعه و تزریق اعتماد به نفس صحبت کرده اند.
یک بار دیگر بخشی از سخنان اخیر رهبر انقلاب را در این خصوص قرار میدهیم.
«لطفا» مواظب هجمهی پیامهای «دشمن» برای القای یاس و ناامیدی و «ما نمیتوانیم» در جامعه باشیم:
یک آرمان دیگر عبارت است از آرمان اعتماد به نفس؛ یعنی همین «ما میتوانیم» که در حرفهای شماها هم بود؛ این یک آرمان است. بایستی دنبال تفکّر اعتماد به نفس ملّی و اعتقاد به قدرت و توانایی ملّی [بود] و بهعنوان یک آرمان حتماً باید تعقیب بشود. البتّه تعقیب آرمانها یک لوازمی دارد که باید به آن لوازم عمل بشود.
20/4/94
کاری که شما باید بکنید این است که اوّلاً این مسئلهی «ما میتوانیم» - که خوشبختانه یک شعار مقبولی در نزد همهی انسانهای منصف در این کشور است - را به مردم نشان بدهید
6/1/1/93
[باید] افرادی تربیت بشوند با اعتمادبهنفس، با انگیزه، سرشار از امید. درست گفتهاند که یأس بزرگترین ضرر است؛ مأیوس نباید بشوند، باید امیدوار باشند به آیندهی کشور؛ جای امید هم هست؛ جای یأس نیست؛ اینهمه ظرفیّت!۱۳۹۴/۰۸/۲۰
امروز دشمنان مشغول چالش هستند و هر روزی یکجور چالشی را در مقابل جمهوری اسلامی ایران قرار میدهند؛ ما ابائی نداریم، ما بیمی نداریم. اگر ما جسم بیجان و بیتحرّکی بودیم، علیه ما چالشی وجود نداشت؛ ما متحرّکیم، ما زندهایم، ما روبهرشدیم، ما فعّالیم، بنابراین باید انتظار داشته باشیم که در مقابل ما چالش بهوجود بیاید و با قدرت، با توکّل به خدای متعال، با اعتماد به وعدهی الهی و با تکیهی به نفس و اعتماد به نفس از این چالشها عبور خواهیم کرد.۱۳۹۴/۰۲/۳۰
امروز کشور به جوانهایی نیاز دارد که بتوانند بازوان پُرقدرتی باشند برای پیشرفت کشور، سرشار از انگیزهی ایمانی، بصیرت دینی، همّت بلند، جرئت اقدام، اعتمادبهنفس، اعتقاد به اینکه «ما میتوانیم»، امید به آینده، افقهای آینده را روشن و درخشان دیدن، روح استغناء -نه به معنای اعراض از فراگیری از بیگانگان، که این را ما هرگز توصیه نکردهایم و نمیکنیم؛ حاضریم شاگردی کنیم پیش دیگران که از ما بیشتر بلدند- روحیّهی استغناء از تأثیرگذاری، تحمیل و سوءاستفادهی از انتقال دانش که امروز در دنیای دانشمند که دنیای قدرت استکباری است این معنا رایج است -این روحیّهی استغناء باید در جوان وجود داشته باشد- روحیّهی فهم درست از موقعیّت کشور که ما در کجا هستیم و کجا میخواهیم برسیم و چگونه میتوانیم این راه را طی کنیم -که در بیانات امروز این اساتید، نکات روشنی در این زمینه حقیقتاً وجود داشت- قاطع بودن در برابر دستاندازی، تجاوز و خدشهدار کردن استقلال ملّی؛ ما به جوانهایی با یکچنین روحیّههایی نیاز داریم. این روحیّهها را، این امتیازات را استادها میتوانند در نسل جوانِ مشغول تحصیل و علمآموز کشور، القا کنند و تزریق کنند و بهوجود بیاورند؛ استاد این است؛ البتّه با روش، با منش، نه با درس اخلاق.۱۳۹۴/۰۴/۱۳
در تخریب فرهنگی، کاری که تخریبکنندگان فرهنگ انجام میدهند این است که بهجای عزم راسخ ملّی، تردید را در مردم ترویج میکنند. یک ملّت تا عزم راسخ نداشته باشد، نمیتواند به هیچجا برسد؛ سعی میکنند عزم راسخ ملّت را در مسائل مهمّ مربوط به سرنوشت کشور به هم بزنند، در آنها تردید ایجاد کنند؛ جای احساس عزّت و اعتمادبهنفس ملّی، احساس حقارت ملّی را به آنها تزریق میکنند؛ جای ایمان راسخ، شبههافکنی و بیاعتقادی؛ جای کار و تلاش و همّت بلند، لذّتجویی و شهوترانی و از این قبیل؛ این کارها کارهایی است که انجام میگیرد. دستگاههای رسمی فرهنگی کشور بایستی وظایف خودشان را در مقابل اینها انجام بدهند.۱۳۹۳/۰۱/۰۱
@fathe_khoon
عملیات نصر
هفته اول دی یک 1359 یک گروه از نیروهای سپاه به نیروهای عراق در جنوب اهواز حمله کردند و از عراقیها تلفات گرفتند.
نیروهای عراقی هم به تلافی حمله رزمندگان با توپخانهشان اهواز را گلوله باران کردند.
بسیاری از اهوازیها شهید شدند، اوضاع شهر وخیم شد و امام جمعهی اهواز، آیتالله منتظری و برخی شخصیتهای سیاسی به بنیصدر اعتراض کردند که کاری نمیکند.
فشارها بیشتر شد و او دستور داد طرح عملیاتی را که برای اجرا در هویزه آماده شده سریعتر اجرا کنند.
نتیجه طرح عملیات نصر شد. رزمندگان میبایست در مرحلهی اول «جفیر» و «پادگان حمید» را آزاد میکردند، در مرحلهی دوم «کوشک»، «طلاییه» و «ایستگاه حسینیه» را و در مرحلهی سوم «خرمشهر» را. بعد از آن هم عملیات تا نزدیکیهای بصرهی عراق ادامه مییافت.
بنیصدر دستور داد فقط ارتشیها عمل کنند، اما با رایزنیهایی که نیروهای مردمی و سپاهی انجام دادند، چند گردان هم از سپاه و ستاد جنگهای نامنظم در نیروهای ارتش ادغام شدند. عملیات نصر ساعت 10 صبح 15 دی ماه 1359 آغاز شد.
تیپهای یک و سه از لشکر سه زرهی قزوین، تیپ 1 لشکر 92 زرهی خوزستان و دو گردان از لشکر 72 پیاده خراسان از ارتش و دو گردان از سپاه و تعدادی از نیروهای ستاد جنگهای نامنظم در عملیات شرکت کردند.
شروع حمله با پیشروی سریع نیروهای ایرانی همراه شد. عراقیها از هم پاشیدند و عقب نشینی کردند و دهها نفرشان هم اسیر شدند.
بعد از مدتها ایرانیها در یک عملیات بزرگ پیروز بودند. روزنامههای کشور پیروزیهای ارتش در عملیات نصر را پوشش گستردهای دادند و رییسجمهور بنیصدر به امام نوشت که امام جمعهی اهواز در جبهه همراه ایشان بوده و شاهد است که پیروزی چقدر بزرگ بوده است و گفت:
«مردم مسلمان ایران باید مطمئن باشند که ثمرهی صبر و استقامت را در پیروزی و استقامت کامل و استقرار پر دوام جمهوری اسلامی به دست خواهند آورد.»
امام خمینی هم در جواب نوشت:
«خبر پیروزی چشمگیر قوای مسلح اسلام با هماهنگی بین جمیع رزمندگان عزیز موجب تقدیر و تشکر گردید. سلام و تقدیر اینجانب را به فرماندهان محترم و سران عزیز و سربازان و پاسداران معظم ابلاغ نمایید. سلامت جنابعالی و رزمندگان عزیز و فرماندهان و افسران و درجهداران و پاسداران و بسیج و شبهنظامیان و تمامی نیروهای مسلح و نیروهای مردمی را که ستون فقرات انقلاب اسلامی ما میباشند، از خداوند تعالی خواستارم.»
@fathe_khoon
کتاب تاریخ جنگ- نوشته جعفر شیرعلی نیا- صفحه 95
هفته اول دی یک 1359 یک گروه از نیروهای سپاه به نیروهای عراق در جنوب اهواز حمله کردند و از عراقیها تلفات گرفتند.
نیروهای عراقی هم به تلافی حمله رزمندگان با توپخانهشان اهواز را گلوله باران کردند.
بسیاری از اهوازیها شهید شدند، اوضاع شهر وخیم شد و امام جمعهی اهواز، آیتالله منتظری و برخی شخصیتهای سیاسی به بنیصدر اعتراض کردند که کاری نمیکند.
فشارها بیشتر شد و او دستور داد طرح عملیاتی را که برای اجرا در هویزه آماده شده سریعتر اجرا کنند.
نتیجه طرح عملیات نصر شد. رزمندگان میبایست در مرحلهی اول «جفیر» و «پادگان حمید» را آزاد میکردند، در مرحلهی دوم «کوشک»، «طلاییه» و «ایستگاه حسینیه» را و در مرحلهی سوم «خرمشهر» را. بعد از آن هم عملیات تا نزدیکیهای بصرهی عراق ادامه مییافت.
بنیصدر دستور داد فقط ارتشیها عمل کنند، اما با رایزنیهایی که نیروهای مردمی و سپاهی انجام دادند، چند گردان هم از سپاه و ستاد جنگهای نامنظم در نیروهای ارتش ادغام شدند. عملیات نصر ساعت 10 صبح 15 دی ماه 1359 آغاز شد.
تیپهای یک و سه از لشکر سه زرهی قزوین، تیپ 1 لشکر 92 زرهی خوزستان و دو گردان از لشکر 72 پیاده خراسان از ارتش و دو گردان از سپاه و تعدادی از نیروهای ستاد جنگهای نامنظم در عملیات شرکت کردند.
شروع حمله با پیشروی سریع نیروهای ایرانی همراه شد. عراقیها از هم پاشیدند و عقب نشینی کردند و دهها نفرشان هم اسیر شدند.
بعد از مدتها ایرانیها در یک عملیات بزرگ پیروز بودند. روزنامههای کشور پیروزیهای ارتش در عملیات نصر را پوشش گستردهای دادند و رییسجمهور بنیصدر به امام نوشت که امام جمعهی اهواز در جبهه همراه ایشان بوده و شاهد است که پیروزی چقدر بزرگ بوده است و گفت:
«مردم مسلمان ایران باید مطمئن باشند که ثمرهی صبر و استقامت را در پیروزی و استقامت کامل و استقرار پر دوام جمهوری اسلامی به دست خواهند آورد.»
امام خمینی هم در جواب نوشت:
«خبر پیروزی چشمگیر قوای مسلح اسلام با هماهنگی بین جمیع رزمندگان عزیز موجب تقدیر و تشکر گردید. سلام و تقدیر اینجانب را به فرماندهان محترم و سران عزیز و سربازان و پاسداران معظم ابلاغ نمایید. سلامت جنابعالی و رزمندگان عزیز و فرماندهان و افسران و درجهداران و پاسداران و بسیج و شبهنظامیان و تمامی نیروهای مسلح و نیروهای مردمی را که ستون فقرات انقلاب اسلامی ما میباشند، از خداوند تعالی خواستارم.»
@fathe_khoon
کتاب تاریخ جنگ- نوشته جعفر شیرعلی نیا- صفحه 95
فرمانده جوان ناوچه تندر از برگهای برندهای که در این حادثه رو کردند، میگوید: «آمریکاییها را مجبور کردیم ۲۰ دقیقه با ما فارسی صحبت کنند و به آنها گفتیم که به هیچ کدام از درخواستهایتان پاسخ نمیدهیم تا آنچه را گفتیم انجام دهید. آنها هم مجبور به اطاعت شدند» خلیج فارس است دیگر!
http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=32081
http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=32081
پیروزی تابستانی
شبی که در تهران بنیصدر از فرماندهی کل قوا عزل شد، در خوزستان رحیم صفوی و حسن باقری از فرماندهان ستاد عملیات جنوب در سنگری برای انتخاب اسم عملیاتی جدید مشورت میکردند. وقتی رادیو خبر عزل بنیصدر از فرماندهی کل قوا را داد، هر دو خوشحال شدند و عملیات را «فرماندهی کل قوا خمینی روح خدا» نامیدند.
این عملیات در ادامهی عملیاتهای کوچک و روحیهبخش بود و برای اجرا در شمال آبادان و جنوب اهواز، منطقهی دارخوین طراحی شده بود. چند روز پیش از آن، باقری به رزمندههایی که بیتاب حله بودند گفته بود چند عملیات ناموفق در این منطقه دشمن را یاغی کرده است. ما هم در امجام عملیات شکی نداریم، اما عملیات بعدی باید آنقدر پر قدرت باشد که دشمن حرفی برای گفتن نداشته باشد و خودمان هم برای عملیات بعدی روحیه بگیریم.
حالا با رفتن بنیصدر رزمندهها در اندیشه بودند تا عملیات با قدرت بیشتری انجام شود. عملیاتهای محدود و موفق آنها آیتالله خمینی را امیدوار به پیروزی بدون فرماندهی بنیصدر میکرد. آیتالله چند روز قبل از برکناری به رییسجمهور گفته بود این فکر را از مغزت در کن که اگر تو نباشی این جنگ میخوابد. من خودم این جنگ را به خوبی اداره میکنم.»
رزمندگان ایرانی برای این عملیات آموزشهای سختی دیده بودند. هر رزمنده در پایانی آموزش میتوانست دهکیلومتر را با تجهیزات کامل بدود. رزمندگان سپاهی و مردمی این عملیات آموزش به کارگیری اسلحههای سنین و استفاده از تجهیزات مخابراتی و تخریب هم دیده بودند.
مهمترین دغدغههای فرماندهان سپاه نداشتن مهمات کافی برای اجرای عملیات بود. سلاحهای سبکی چون کلاشنیکف و موشکانداز انفرادی و آرپیجی را در حد سازماندهی گروهی تهیه کرده بودند، اما تامین مهمات قبضههای ادواتی چون خمپارهانداز 81 و 120 خیلی سخت بود. آنها پیش از عملیات از ساختن بمبهای آتشزای دستساز {کوکتل مولوتف} هم دریغ نکردند تا اگر مهمات کفایت نکرد با اینها به دشمن حمله کنند.
270 تا 300 نفر ایرانی نیروهای ادوات و خمپارهاندازهای 120 و 81 میلیمتری و یگان توپخانهی ارتش که عملیات را پشتیبانی میکرد، آمادهی عملیات بودند.
نیروهای جهاد سازندگی هم قرار بود هم زمان با آغاز عملیات با لودرها و بولدوزرهایشان پیشروی کنند و در منطقهی پیشروی رزمندهها خاکریز بزنند.
کتاب تاریخ جنگ، نوشته جعفر شیرعلی نیا، صفحه 102
@fathe_khoon
شبی که در تهران بنیصدر از فرماندهی کل قوا عزل شد، در خوزستان رحیم صفوی و حسن باقری از فرماندهان ستاد عملیات جنوب در سنگری برای انتخاب اسم عملیاتی جدید مشورت میکردند. وقتی رادیو خبر عزل بنیصدر از فرماندهی کل قوا را داد، هر دو خوشحال شدند و عملیات را «فرماندهی کل قوا خمینی روح خدا» نامیدند.
این عملیات در ادامهی عملیاتهای کوچک و روحیهبخش بود و برای اجرا در شمال آبادان و جنوب اهواز، منطقهی دارخوین طراحی شده بود. چند روز پیش از آن، باقری به رزمندههایی که بیتاب حله بودند گفته بود چند عملیات ناموفق در این منطقه دشمن را یاغی کرده است. ما هم در امجام عملیات شکی نداریم، اما عملیات بعدی باید آنقدر پر قدرت باشد که دشمن حرفی برای گفتن نداشته باشد و خودمان هم برای عملیات بعدی روحیه بگیریم.
حالا با رفتن بنیصدر رزمندهها در اندیشه بودند تا عملیات با قدرت بیشتری انجام شود. عملیاتهای محدود و موفق آنها آیتالله خمینی را امیدوار به پیروزی بدون فرماندهی بنیصدر میکرد. آیتالله چند روز قبل از برکناری به رییسجمهور گفته بود این فکر را از مغزت در کن که اگر تو نباشی این جنگ میخوابد. من خودم این جنگ را به خوبی اداره میکنم.»
رزمندگان ایرانی برای این عملیات آموزشهای سختی دیده بودند. هر رزمنده در پایانی آموزش میتوانست دهکیلومتر را با تجهیزات کامل بدود. رزمندگان سپاهی و مردمی این عملیات آموزش به کارگیری اسلحههای سنین و استفاده از تجهیزات مخابراتی و تخریب هم دیده بودند.
مهمترین دغدغههای فرماندهان سپاه نداشتن مهمات کافی برای اجرای عملیات بود. سلاحهای سبکی چون کلاشنیکف و موشکانداز انفرادی و آرپیجی را در حد سازماندهی گروهی تهیه کرده بودند، اما تامین مهمات قبضههای ادواتی چون خمپارهانداز 81 و 120 خیلی سخت بود. آنها پیش از عملیات از ساختن بمبهای آتشزای دستساز {کوکتل مولوتف} هم دریغ نکردند تا اگر مهمات کفایت نکرد با اینها به دشمن حمله کنند.
270 تا 300 نفر ایرانی نیروهای ادوات و خمپارهاندازهای 120 و 81 میلیمتری و یگان توپخانهی ارتش که عملیات را پشتیبانی میکرد، آمادهی عملیات بودند.
نیروهای جهاد سازندگی هم قرار بود هم زمان با آغاز عملیات با لودرها و بولدوزرهایشان پیشروی کنند و در منطقهی پیشروی رزمندهها خاکریز بزنند.
کتاب تاریخ جنگ، نوشته جعفر شیرعلی نیا، صفحه 102
@fathe_khoon
عاشورای 42
روز عاشورا امام در میان انبوه جمعیت و عدهای از محافظین که او را اسکورت میکردند به منبر فیضیه رسید. بعد از ظهر عاشورای 42 که برای سخنرانی میرفت گوشه عمامه را دور گردن انداخته بود و به رسم عزاداران قدری گل هم بر گوشهی عمامه مالیده بود.
در روزهایی که ساواک از منبریها تعهد گرفته بود علیه شاه و اسراییل دیگر اینکه نگویید دین در خطر است، حاج آقا روحالله بیش از همه از این سه گفت:
«اگر این سه تا امر را ما کنار بگذاریم، دیگر چه بگوییم؟! ما هر چه گرفتاری داریم از این سه تاست.»
گفت عصر عاشوراست و از وحشیگری یزیدیها گفت و با کشتار فیضیه مقایسه کرد. به اسراییل هم تاخت و گفت مگر شاه اسراییلی است که میگویند علیه اسراییل حرف نزنید. جواب صحبتهای شاه را هم که سال گذشته روحانیون را نجس نامیده داد. گفت «آقا! من به شما نصیحت میکنم، ای آقای شاه! ای جناب شاه! من به تو نصیحت میکنم دست بردار از این کارها. آقا اغفال دارند میکنند تو را. من میل ندارم که یک روز اگر بخواهند تو بروی، همه شکر کنند. آیا روحانیون اسلام اینها حیوانات نجس هستند؟ در نظر ملت اینها حیوان نجس هستند که تو میگویی؟ اگر اینها حیوان نجس هستند پس چرا این ملت دست آنها را میبوسد؟
آقا ما حیوان نجس هستیم؟ خدا کند که مرادت این نباشد؛ خدا کند که مرادت از اینکه «مرتجعین سیاه مثل حیوان نجس هستند و ملت باید از آنها احترا کند» مرادت علما نباشند، والا تکلیف ما مشکل میشود و تکلیف تو مشکل میشود. نمیتوانی زندگی کنی، ملت نمیگذارد زندگی کنی. نکن این کار را نصیحت مرا بشنو. آقا 45 سالت است. شما 42 سال داری. بس کن نشنو حرف این و آن را؛ یکقدری تفکر کن. یکقدری تامل کن! یک قدری عواقب امور را ملاحه بکن. یکقدری عبرت ببر! عبرت از پدرت ببر.
کتاب زندگی نامه امام خمینی- نشر سایان- صفحه 92
روز عاشورا امام در میان انبوه جمعیت و عدهای از محافظین که او را اسکورت میکردند به منبر فیضیه رسید. بعد از ظهر عاشورای 42 که برای سخنرانی میرفت گوشه عمامه را دور گردن انداخته بود و به رسم عزاداران قدری گل هم بر گوشهی عمامه مالیده بود.
در روزهایی که ساواک از منبریها تعهد گرفته بود علیه شاه و اسراییل دیگر اینکه نگویید دین در خطر است، حاج آقا روحالله بیش از همه از این سه گفت:
«اگر این سه تا امر را ما کنار بگذاریم، دیگر چه بگوییم؟! ما هر چه گرفتاری داریم از این سه تاست.»
گفت عصر عاشوراست و از وحشیگری یزیدیها گفت و با کشتار فیضیه مقایسه کرد. به اسراییل هم تاخت و گفت مگر شاه اسراییلی است که میگویند علیه اسراییل حرف نزنید. جواب صحبتهای شاه را هم که سال گذشته روحانیون را نجس نامیده داد. گفت «آقا! من به شما نصیحت میکنم، ای آقای شاه! ای جناب شاه! من به تو نصیحت میکنم دست بردار از این کارها. آقا اغفال دارند میکنند تو را. من میل ندارم که یک روز اگر بخواهند تو بروی، همه شکر کنند. آیا روحانیون اسلام اینها حیوانات نجس هستند؟ در نظر ملت اینها حیوان نجس هستند که تو میگویی؟ اگر اینها حیوان نجس هستند پس چرا این ملت دست آنها را میبوسد؟
آقا ما حیوان نجس هستیم؟ خدا کند که مرادت این نباشد؛ خدا کند که مرادت از اینکه «مرتجعین سیاه مثل حیوان نجس هستند و ملت باید از آنها احترا کند» مرادت علما نباشند، والا تکلیف ما مشکل میشود و تکلیف تو مشکل میشود. نمیتوانی زندگی کنی، ملت نمیگذارد زندگی کنی. نکن این کار را نصیحت مرا بشنو. آقا 45 سالت است. شما 42 سال داری. بس کن نشنو حرف این و آن را؛ یکقدری تفکر کن. یکقدری تامل کن! یک قدری عواقب امور را ملاحه بکن. یکقدری عبرت ببر! عبرت از پدرت ببر.
کتاب زندگی نامه امام خمینی- نشر سایان- صفحه 92
یکی میوفته صد تا مرد بر می خیزن ار خونش
یکی میره میمونن هم قطارا پای پیمونش
جهادی هست تو این راه تا خون عمادی هست
عمادی هست تو این رزم تا وقتی جهادی هست
یکی میره میمونن هم قطارا پای پیمونش
جهادی هست تو این راه تا خون عمادی هست
عمادی هست تو این رزم تا وقتی جهادی هست
چقدر فرق است بین رهبر یک انقلاب و بنیانگذار یک نظام که در مورد درگذشت خودش می گفت با رفتن یک خدمتگزار در سد آهنین ملت خللی ایجاد نخواهد شد تا نوه ای که بخاطر یک عدم احراز صلاحیتش فکر می کند امید مردم از انقلاب اسلامی از بین رفته و حالا تاکید می کند نباید این اتفاقات در امید مردم نسبت به آینده درخشان نظام جمهوری اسلامی خللی ایجاد کند!
خانم کبری آسوپار
خانم کبری آسوپار